کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی دوباره به نظریه تکامل یا فرگشت
۹:۳۱, ۱۲/مهر/۹۶
شماره ارسال: #1

مدیر محترم
سلام در یکی از تاپیک ها بنده در موضوع تکامل یا فرگشت درخواست کردم که خلاصه ای از نظریات داروین وتکامل نوشته شود تا درباره اون بحث بشه اما تمایلی نشون داده نشد .بنده خودم در مورد آنها مروری کردم وبطور خلاصه درزیر می نویسم. اگر موافق نیستید میتوانید حذف کنید ویا بجای دیگر منتقل کنید ویا اینکه دوستان محبت کنند نظر بنویسند در هرحال تشکر میکنم
براساس نظریه تکامل یا فرگشت
همه موجودات از (یک ریشه) اند وبمرور زمان ودر(تنازع بقا) و (انطباق با محیط) دچار(جهش )شده وموجود جدیدی بوجود می آد و این جریان بسوی کمال پیش میره. این حاصل همه نظریات داروین ویاران اوست
اعلام این نظریه تحولی در دنیای علم پدید آوردو دانشمندان را در جهت کشف آفرینش جهان وموجودات بسیج نمود اما دوامر موجب واکنش شدیدنسبت به این نظریه شد
یکی اینکه برخی چنین برداشت کردند که نظریه تکامل وجود خدارا منتفی نموده است ومادیت را جایگزین کرده
ودیگری مساله خلقت انسان از میمون بود که با آموزه های دینی ادیان ابراهیمی درتضاد بود.
بنظر بنده تکامل محصول دانش تجربی بوده وارتباطی با منشا آفرینش ندارد وخداوند آغاز گر آفرینش بوده وتکامل نیز از مخلوقات الهی است ودوم اینکه مساله پدید آمدن انسان امروزی از میمون هنوز اثبات نشده ویک حلقه مفقوده است ونباید سریعا با نظریه مقابله کرد .اگر روزی این امر حل شود مفسران ما حتما در تفسیر آیات مسیر علمی را پی میگیرند .بنابراین نظریه تکامل داروین موثر دررشد علم بوده ودر برخی جهات ناقص است وباید مرتفع شود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۵۲, ۲۰/مهر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۶ ۱۰:۰۶ توسط yahya63.)
شماره ارسال: #61

(۱۹/مهر/۹۶ ۲۰:۲۲)vahrakan نوشته است:  معجزه سلول و ساختار پیچیده پروتیین ها

قبل از هرچیز بنا براین نظریه تکامل در طول میلیارد ها سال فشار ،دما ، صاعقه و... به طور تصادفی باعث ایجاد واکنشی بین مواد شیمیای موجود در طبیعت شدند این مواد با هم ترکیب شده و سلولی را به وجود آوردند.
قبل از هرچیز این ادعا که حیات صرفا به معنای قرار گرفتن چند ماده در کنارهم می باشد غیر علمیست زیرا تا کنون کسی موفق نشده است حتی در پیشرفته ترین آزمایشگاه ها از چیدن همه مواد غیرزنده لازم برای به وجود آمدن سلول در کنار هم یک سلول زنده به وجود بیآورد. حیات از حیات به وجود می آید و هرسلول زنده ای از سلول قبل از خود به وجود آمده است.
حال که عاقلترین انسان های جهان نمی توانند با روی هم قراردادن مواد بیجان یک سلول زنده را درست کنند تصادف کور چگونه می تواند این کاررادر میلیارد ها سال قبل کرده باشد. در فصل های بعدی می بینیم که این ادعا با ساده ترین اصول علم ومنطق در تضاد است.
۱-افسانه سلولی که تنها دراثر تصادف به وجود آمد
اگر فردی بپذیرد که امکان دارد یک سلول تنها دراثر تصادف بر روی کره زمین به وجود آمده است مسلما می تواند داستان مشابهی را نیز باور کند داستان یک شهر:
روزی آب باران مقداری خاک رس را که در زمین لم یزرعی بین صخره ها را پر کرده بود خیس کرد. با طلوع خورشید گل رس خشک شد و شکل جامد و محکمی به خود گرفت. صخره های دوروبر گل رس از هم شکافتند و آجر زیبا و مقاومی به وجود آمد. این آجرسال های سال منتظر ماند تا آجر دیگری ساخته شود.این وضعیت ادامه پیداکرد تا صدها هزار آجر به وجود آمد. در این مدت مدید هیچ کدام از آجرهای ساخته شده ازبین نرفتند. ودر طول هزاران سال با وجود بادوباران و طوفان وتگرگ و دراثر گرمای سوزان وسرمای طاقت فرسا هیچ یک از این آجرها ترک برنداشت وآسیبی ندید. بلکه درهمان جا منتظر آجربعدی ماند.
وقتی تعداد آجرها به مقدار مناسب رسید در اثر عوامل طبیعی مانند باد وطوفان بر روی هم چیده شدند. در این اثنا موادی مانند سیمان و شن هم با عوامل طبیعی دیگری دست به دست هم دادند تا ملاطی به وجود آید و بین آجرها را پر کنند وآنها را به هم بچسپانند. در عین حال سنگ آهن موجود در زمین از زیر رفته رفته به شکل شالوده در میآمد. تا اینکه ساختمانی به وجود آمد.ولی می دانیم که ساختمان فقط از اجر و سیمان تشکیل نمی شود بقیه مواد از کجا آمده اند؟ جواب آسان است از داخل زمینی که این ساختمان بر آن بنا نهاده شده است. زیرا در زمین سیلیکون برای ساختن شیشیه و مس برای سیم برق و آهن برای اسکلت و ستون ها و لوله وجود دارد. و تنها چیزی که لازم است تعدادی عوامل طبیعی است تا آنها را در جای مناسب خود قرار دهند. کارهای تزئیناتی و دکوراسیون داخلی بنا را نیز بادها و باران ها و زلزله ها انجام دادند.
همه چیز به طور مطلوب پیشرفته بود گوئی که آجر می دانست چیز هایی به نام شیشه، لوله و کابل وجود دارند زیرا جای همه آنها را در حین چیده شدن خالی گذاشته بود.
حال اگر تا این جا رابپذیری به راحتی می توانی قبول کنی که سایر بناهای شهر،کارخانه ها، اتوبانها،پیاده روها و خطوط ارتباطی و حمل و نقل آن چگونه به وجود آمدند.اگر هم اطلاعات فنی شما در حد خوبی باشد می توانید چگونگی پیدایش و تکامل سیستم فاضلاب را در آن در چند جلد بررسی کنید. در این صورت به شما جائزه ای به پاس مطالعات فراوان اعطا خواهد شد ومی توانید خود را نابغه ای بدانید کهبشریت از نور آن بهره می گیرند.
نظریه تکامل هم می گوید سلول به واسطه تصادف به وجود آمد. پیچیدگی درون سلول اگر بیشتر از پیچیدگی یک شهر نباشد کمتر نیست.
معجزه سلول و فروپاشی نظریه تکامل
پیچیدگی های سلول در زمان داروین هنوز آشکار نشده بود به همین خاطراوفکر می کرد با این توجیه که عوامل طبیعی مواد موجود در طبیعت را به طور تصادفی جوری به هم امیخته اند که سلول به وجود آید قانع کننده است.
ولی فناوری قرن بیستم کوچکترین ذره ها را هم شکافت و کشف کرد که سلول پیچیده ترین سامانه ایست که بشریت با آن روبه روبوده است. ما امروزه می دانیم که سلول دارای ایستگاه هایی برای تولید انرژی لازم برای فعالیت هایش است و در آن کارگاه هایی برای تولید آنزیم و هورمون لازم برای ادامه حیات و بانکی برای ثبت اطلاعات مربوط به همه چیزهایی که تولید می کند وجود دارد.وسیستم های انتقال وخطوط لوله پیچیده ای برای حمل موادخام و تولیدات از جایی به جای دیگر است.و آزمایشگاه ها و ایستگاه هایی برای تحلیل مواد خارجی ای که به سوی اجزاء آن می روند. و پروتئین های مخصوصی که غشا های سلول را که برای کنترل مواد ورودی و خروجی است می پوشاندو... همه این ها تنها بخش کوچکی از این نظام بسیارپیچیده هستند.
ثورپ یکی ازدانشمندان معتقد به نظریه تکامل می گوید: ساده ترین نوع سلول از پیشرفته ترین سازه ای که بشر ساخته است و یاخیال ساختن آن را دارد پیچیده تر است.106
پیچیدگی سلول به حدی است که فناوری پیشرفته ای که بشر به آن دست یافته است نمی تواند سلولی بسازد وتا کنون همه تلاش ها برای ساختن آن ناکام مانده است . به همین خاطر دیگر کسی به ساختن سلول فکر نمی کند.
نظریه تکامل می گوید سلولی را که بشر با همه ذکاوت وفناوری و دانشش نتوانسته است به وجود آورد در اثر تصادفی کور و تحت شرایط طبیعی به وجود آمده است. مانند این است که در اثر انفجار دستگاه چاپ کتابی چاپ شود.
یکی از دانشمندان ریاضی و نجوم انگلستان که خود از داعیان تکامل است در مصاحبه ای که در نوامبر 1981 با اوانجام شد سخن جالبی برزبان آورد. نام او سر فرد هویل است از نظر او پدید آمدن حیات بدین شکل مانند این است که طوفانی به قبرستان ماشین ها بوزد و از مواد موجود در آنجا یک بوئینگ 747بسازد.107
یکی از دلایلی که تکامل نمی تواند نحوه به وجود آمدن سلول را تفسیر کند پیچیدگی مفرط آن است. زیرا سلول برای بقای خود نیازمند همکاری و هماهنگ مستمر مولکول های آلی بسیاریست(organelles).اگر یکی از این مولکول ها ازکار بایستد سلول نمی تواند زنده بماند. زیرا سلول فرصت انتظارمکانیسم خود به خودی مانند انتخاب طبیعی یا جهش را ندارد.
بنابراین اولین سلول بایستی همه مولکول های آلی و وظائف لازم را دارا بوده باشد و این معنایی جز این ندارد که آفریده شده باشد.
همانطور که می بینید ساختار یک سلول بسیار پیچیده تر از آن است که بتواند توسط یک تصادف به وجود آید

۲-پروتئین ها تصادف را نقض می کنند
تکامل نه تنها نمی تواند گرهی از پیچیدگی سلول بگشاید بلکه به وجود آمدن کوچکترین اجزای تشکیل دهنده آن را نیز نمی تواند توجیه کند. چون تشکیل حتی یک پروتئین که یکی از هزاران مولکول پروتئین تشکیل دهنده سلول است امری غیرممکن به حساب می آید.
پروتئین عبارت است ازمولکول های غول آسایی که از اجزاء کوچکتری به نام اسیدهای آمینه تشکیل یافته اند این اسید های آمینه به صورت دنباله هایی با مقدار وترکیب مشخصی باید ترکیب شوند تا پروتئین خاصی را به وجود آورند. این مولکول های بزرگ کوچکترین جزء تشکیل دهنده یک سلول به حساب می آیند. ساده ترین نوع این پروتئین ها از پنجاه اسید آمینهو برخی از آنها از هزار اسید آمینه به هم آمده اند.
اگر یک اسید آمینه به پروتئین اضافه یا از آن کم شود و یا جایگزین گردد آن را به توده ای ازمولکول های بی فائده تبدیل خواهد کرد. هر اسید آمینه باید در مکان صحیح و به ترتیب صحیح چیده شود. نظریه تکامل هم نمی تواند بگوید این توالی به صورت تصادفی به وجود آمده است تنها یک معجزه میتواند باعث ایجاد چنین نظم و ترتیبی گردد. این نظریه حتی نمی تواندچگونگی به وجود آمدن اسیدهای آمینه را توضیح دهد.هر کس به راحتی می تواند ببیند که ساختار متوالی پروتئین ها نمی تواند از طریق تصادف به وجود آمده باشد. با حساب سرانگشتی می توان احتمال چنین تصادف هایی را به دست آورد. یک پروتئین متوسط از 288 عدد اسید آمینه به وجود آمده است این اسید های آمینه خود بر 12 نوع هستند. بنابراین احتمال اینکه پروتئینی با این ساختار به وجود آید 12288 می باشد که تقریبا برابر است با 10300 ده بتوان سیصد این یعنی یک و300 صفر در جلوی آن!!! یعنی ازبین همه این ترکیب های اسید آمینه تنها یک ترکیب پروتئین است و بقیه تنها دنباله ای از اسید آمینه هستند که یا به به هیچ دردی نمی خورندو یا برای موجودات زنده خطرناکند.
به عبارت دیگر احتمال تشکیل هرپروتئین متوسط با این تعداد اسید آمینه یک در 10300 ده بتوان سیصد خواهد بود. این عدد از عدد 1050 ده بتوان پنجاه که صفر تلقی می گردد بسیارکوچکتراست تازه پروتئین های دیگری در سلول وجوددارد که از هزاران اسید آمینه تشکیل شده اند. هرگاه احتمال به وجود آمدن پروتئین های دیگر را به این صورت حساب کنیم به این نتیجه می رسیم که کلمه محال هم نمی تواند لایق ایجاد تصادفی باشد.
خود پروتئین به تنهایی بی معناست . "Mycoplasma Hominis H93"کوچکترین باکتریست که تا به حال کشف شده است و با این وجود دارای 600نوع پروتئین است. و این یعنی عدد به دست آمده دربالا را به توان 600 برسانید!!!
این ارقام کاملا علمیست و داعیان تکامل نیزبه آن اذعان دارند. حتی خود آنها معتقدند که احتمال تشکیل تصادفی یک پروتئین مانند این است که گوریلی تاریخ بشر را بنویسد و تعداد اشتباهاتش صفر باشد108آنها با این وجود به جای پذیرش تفسیر آسان ترکه همان خلقت است از این امر محال دفاع می کنند.
بسیاری از داعیان تکامل به این حقیقت اعتراف می کنند چون هارولد بلوم که یکی از دانشمندان معروف تکامل است می نویسد:
تشکیل خودبه خود پلی پپتید که یکی از کوچکترین پروتئین هاست امری بالاتر از هر احتمالیست.109
داعیان تکامل می گویندچون تشکیل پروتئین در مدت زمان های دور و دراز صورت گرفته است پس ناممکن نیست. ویلیام استوکچ دانشمند زمین شناس آمریکایی در کتاب (Essentials of Earth History) می گوید:این احتمال آنقدر کم است که در طول میلیارد ها سال و در میلیارد ها سیاره که هریک با محلولی سرشاراز اسید های آمینه ضروری پوشیده شده باشندبازهم پروتئینی به وجود نخواهد آمد.110
همه این ها به چه معناست؟پیری ویفر استاد شیمی به این سوال جواب می دهد:
وقتی انسان به احتمال تشکیل تصادفی ترکیبات بزرگی از اسیدهای آمینه موجود در یک برکه آبی در حال تبخیر که در روزگاران بسیار کهن وجود داشته می اندیشد عقل شک می کند که زندگی امکان دارد به این طریق شروع شده باشد. بنابراین خوشایند تر است که فکرکنیم این امر بانی عظیم با طرحی خارق العاده داشته است.111
پس وقتی محال است اسیدهای آمینه به طور منظم جمع شوندو پروتئینی را به وجود بیاورند احتمال اینکه چند ملیون پروتئین به هم وصل شوند تا سلول انسانی را به وجود بیاورند چندین میلیاردبرابر کوچکتر است .از این ها گذشته پروتئین تنها ماده تشکیل دهنده سلول نیست و مواد دیگری نیز در ساختار سلول سهیمند مانند چربی ها،نوکلئو اسید ها، کربو هیدراتها و مواد شیمایی مانند الکتولیت که همگی با نسبت دقیق و هماهنگ با یکدیگر کار می کنند.


پروتئین سیتوکروم دارای ساختار شیمیایی به حدی پیچیده است که امکان ندارد از طریق تصادف به وجود آید دانشمند زیست شناس تکاملی علی دمیر سوی به این موضوع اعتراف کرده و می گوید که: احتمال تشکیل تصادفی یک پروتئین به اندازه آن است که میمونی پشت دستگاه تایپ نشسته و دکمه ها را بزند و به طور تصادفی تاریخ بشزریت را بدون یک اشتباه بنویسد.
اعترافاتی از داعیان تکامل
ننظریه تکامل با چالشی جدی تر از پیدایش حیات روبه رو نشده است آن هم به این دلیل است کهمولکول های آلی به حدی پیچیده عمل می کنند که ابدا نمی توان به وجود آمدن آنها را تصادفی خواند.
داعیان تکامل در ربع دوم قرن بیستم بود که با این سوال روبه رو شدند از این رو داعی تکاملی روسی الکساندر اوبارین که یکی از برجسته ترین افراد در نظریه تکامل مولکولی است در سال 1936 کتابی تحت عموان "منشا حیات" منتشر کرد او در این کتاب نوشت:
"متاسفانه هنوز هم منشا سلول تاریکترین نقطه کل تکامل به شمار می آید"1 از آن زمان به بعد داعیان تکامل پژوهش ها ومطالعات فراوانی انجام دادند تا ثابت کنند که امکان دارد سلول به صورت تصادفی به وجود بیاید ولی هر تلاشی از این دست باعث می شد که بیش ازپیش پیچیدگی سلول آشکار شود.بنابراین فرضیات داعیان تکامل به کلی بی اعتبار شدند.استادکلاوس دوز رئیس آکادمی زیست شیمی ژوهانس گوتنبرگ دراین باره می نویسد:
"بیش از سی سال مطالعه و بررسی منشا حیات ازلحاظ تکامل شیمیائی ومولکولی نه تنها جوابی برای آن سوال پیدا نکرده که بر دشواری آن افزوده است. بحث وجدل هایی که در حال حاضر هم پیرامون این امر در جریان است یا به بن بست می رسد و یا به اعتراف به جهل"2
جفری بادا دانشمند ژئوشیمیست( ازدانشگاه ساندییگو سکریپس) عجز داعیان تکامل از این بحران را این گونه بیان می کند:
"ما اینک در حال خروج از قرن بیستم هستیم ومساله ای که از آغاز آن مطرح بود را هنوز هم نتوانستیم حل کنیم و آن این است که: حیات درزمین چگونه به وجود آمد؟"3
نیکولاس واید،نویسنده در امور علمی در مقاله ای که در سال 2000در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسید می گوید:" هر چیزی که به منشا حیات در کره زمین مربوط می شود از اسرار است و به نظر می رسد هرچه اکتشافات انسان بیشتر شود موضوع پیچیده تر می گردد و آن را پازل گنگ تری می سازد"3
پروفسور آ.اوبارین:
" ما نمی توانیم توضیح دهیم حیات چگونه به وجود آمده است".
پروفسور جفری بادا:"بزرگترین راز تا به حال این است که حیات چگونه به وجود آمد".

رابرت شابیرو، استاد شیمی دانشگاه نیویورک و کارشناس نوکلئو اسیدها به محاسبه احتمال تشکیل دوهزار نوع پروتئین موجوددر یک باکتری پرداخته است(در سلول انسان دویست هزار نوع مختلف پروتئین وجود دارد) جواب عبارت بود از: یک در1040000 یعنیده به توان چهل هزار و این رقم در تخیل نمی گنجد و به معنای یک و 40000صفر درجلوی آن است.112
چاندر ویکرا ماسنگی ، استاد ریاضیات کاربردی و نجوم در دانشکده ماردیف،ویلز می گوید:
احتمال تشکیل حیات از مواد بیجان از یکی که در مقابل آن 40000صفر قرار دارد یک است این عدد آن قدر بزرگ است که برای دفن داروین ونظریه اش کافی است. حال اگر شروع حیات بی نظم نبوده پس باید یک عقل هدفمند پشت آن بوده باشد.113
سر فرد هویل هم در باره این ارقام این گونه می نویسد:
پیدایش حیات از سوی فردی عاقل و آگاه به حدی واضح است که انسان تعجب می کند چرا در سطح گسترده مورد قبول واقع نمی شود. روشن است که این امر بیشتر به دلیل مسائل روانی است تا علمی.114
دلیل این که هویل از کلمه "روانی" استفاده می کند آن است که داعیان تکامل شرطی شده اند و نمی توانند قبول کنند که حیات خلق شده است. هدف این افراد انکار وجود خداست از این رواز سناریو های نامعقولی که حتی خودشان اذعان می کنند غیر ممکن هستند دفاع می کنند.
پروتئین های دست چپ
حالا بیایید سناریوی تکامل پروتئین هارا کنار بگذاریم.
ترتیب درست اسید های آمینه به تنهایی برای تشکیل پروتئین کافی نیست. و باید هر کدام از بیست نوع اسید آمینه تشکیل دهنده پروتئین ها دست راست یا چپ باشد. زیرا دونوع اسید آمینه وجود دارد که نسبت به هم متقارن هستند گوئی که تصویرهمدیگردر آئینه هستند (left-handed acid) اسیدهای دست چپ و (right-handed acid)اسید های دست راست که نسبت به همتقارن آئینه ای (mirror symmetry)دارند. پژوهش های علمی از حقیقت مهمی پرده برداشته است بر اساس این کشف همه اسیدهای آمینه تشکیل دهنده پروتئین های جانوری و گیاهی از ساده ترین موجود زنده گرفته تا پیچیده ترین آنها دست چپ هستند. و اگر یکی از اسید های آمینه موجود در پروتئینی دست راست باشد آن پروتئین کارائی خود را ازدست می دهد. در برخی از آزمایش ها به باکتری اسیدهای آمینه دست راست تزریق شده است ولی فورا آن اسید آمینه را شکسته و از بین برده است گاهی هم از ترکیبات شکسته شده اسیدهای آمینه دست چپ درست کرده است.
اسید های آمینه راست و چپ می توانند بایکدیگر ترکیب شوند ولی برای آنکه حیات به وجود آمده باشد تنها باید اسید های آمینه چپ در کناریکدیگر قرار بگیرند. انتخاب هوشمند اسیدهای آمینه چپ چالش بزرگی برای نظریه داروین به حساب می آید این انتخاب محدود و آگاهانه در این نظریه هیچ توجیهی ندارد.
این خاصیت پروتئین ها تکامل را بیش از پیش پریشان می کند. زیرا برای تشکیل یک پروتئین نه تنها باید اسیدهای آمینه با تعداد مشخص،ترتیب معین و پیوند سه بعدی مناسب به هم وصل شوند بلکه باید همه آنها دست چپ باشند و حتی یک اسید آمینه راست بین آنها نباشد. از سوی دیگر " انتخاب طبیعی" هم اگر درست باشد این قابلیت را ندارد که یک اسید آمینه راست را در ساختارپروتئین بپذیرد و درنسل های بعدی آن را حذف کند چون به محض ورود اسید آمینه راست دیگر پروتئین از کار می افتد و بدون پروتئین سلولی به وجود نمی آید که بتواند تولیدمثل کند به عبارت دیگر نسلی به وجود نمی آید.
در دائره المعارف علمی بریتانیا (Brittanica Science Encyclopedia) که آشکارا و با قدرت از تکامل دفاع می کند آمده است. اسیدهای آمینه همه جانداران وسنگ بنای پلیمرهای پیچیده ای مانند پروتئین ها دارای نامتقارنی دست چپ هستند. این دائره المعارف در ادامه می گوید این امر مثل ایناست که سکه ای را یک ملیون بار به هوا بیاندازیم و هر بار یک روی آن بیاید!!!! همچنین می نویسد غیر مکن است انسان بتواند بفهمد چرا پروتئین ها راست یا چپ شده اند ولی هر چه باشد ارتباطی جادوئی با منشا حیات دارد.115
اگر سکه ای یک ملیون بار پشت سر هم بالا انداخته شود و هر باریک رویش بیاید احتمال تصادف منطقی است یا دخالتی هوشمندانه؟ هر چند جواب واضح است اما چون داعیان تکامل منکر خلقت می شوند باز هم همان گزینه غیرمنطقی را انتخاب می کنند.
در نوکلئوتید ها، کوچکترین واحدهای اسید نوکلئیک یعنی DNAوRNA نيزمانند اسید های آمینه نامتقارنی مشابهی وجود دارد. ولی در آنجا فقط اسید های آمینه راست به کار می روند. این هم واقعیت دیگری است که هر گز نمی توان از راه تصادف پیدایش آن را توجیه کرد.
خلاصه این که با بررسی احتمالاتی که تا کنون خواندیم به این نتیجه می رسیم که توجیه پیدایش حیات از راه تصادف غیرممکن است. احتمال به وجود آمدن مولکولی که دارای چهارصد اسید آمینه است و همه اسیدهای آمینه آن چپ باشند.یک در2400 است که معادل یک در 10120می باشد. دانشمندان تعداد الکترون های موجود در کل جهان را1079 حساب کرده اند که عدد بسیار بزرگی است ولی باز هم از تعداد احتمالات ما کمتر است.احتمال اینکه این اسید های آمینه در جایی و به نحوی قرار گیرند که حاصل آن یک مولکول پروتئین باشد را قبلا حساب کردیم. احتمال کل می شود حاصل ضرب این دو احتمال که عدد بسیار بزرگتری خواهد شد. حالا اگر پروتئین های بزرگتر را درنظر بگیریم محاسبات از تصور خارج خواهد بود.
پیوند صحیح امری حیاتی است
علاوه براینکه اسیدهای آمینه باید با تعداد مناسب و در جای مناسب خود قرارگیرند و با ساختارسه بعدی مناسب(راست یاچپ) به هم بچسبند. این امر هم به این دلیل است که مولکول های اسید آمینه دارای چندین بازو هستند وتنها از بازوهای معینی باید به هم بچسبند. اینگونه پیوند را peptide bond می نامند. اسید های آمینه از بازوهای مختلف به هم وصل می شوند ولی برای تشکیل پروتئین حتما باید از بازوهای معینی به یکدیگر وصل گردند.
تصور کنید همه اجزای ماشینی در جای مناسب خود نصب شده باشند فقط یکی از چرخ ها را به جای اینکه با پیچ ومهره وصل کنند با سیمی ببندند به نحوی که محورچرخ به زمین بچسبد.مشخص است که این ماشین اگر دارای پیشرفته ترین فناوری ها هم باشد نمی تواند کوتاه ترین مسافت را هم طی کند.درمورد پروتئین هم این گونه است اگر پیوند اسیدهای آمینه آن غیر پپتاید باشد کلا بدون استفاده خواهد بود.
تحقیقاتی که بر روی پیوند تصادفی اسیدهای آمینه صورت گرفته نشان داده است که فقط پنجاه درصداسیدهای آمینه به صورت پپتاید با هم پیوند برقرار می کنند وبقیه از طرق دیگری باهمم پیوند داده و به پروتئین تبدیل نمی شوند. بنا براین باید از بین اسیدهای آمینه دست چپ انتخاب کرد و با پیوند پپتاید آنها را به هم چسپاند. احتمال این امر نیز به اندازه همان احتمال انتخاب پروتئین های چپ است یعنی برای مولکولی که چهارصد اسیدآمینه داردیک در 2400می باشد که بر دو تقسیم گردد زیرا اولین پروتئین که بقیه را به خود جذب می کند انتخابی نیست لذا این عدد را بر 2 تقسیم می کنیم می
شود2399.
احتمال صفر
همانطور که در زیر می بینیم احتمال تشکیل تصادفی مولکول پروتئینی که 500اسید آمینه دارد برابر است با یک در 10950 ده بتوان نهصد پنجاه این عدد ازقوه ادراک بشر خارج است. این رقم فقط برروی کاغذ وجود دارد ودرعمل تحقق یافتن چنین احتمالی صفر است. در علم آمار هم تحقق یافتن احتمالاتی کوچکتر از یک در 1050 ده بتوان پنجاه برابر صفر است در حالی که عددی که ما به دست آوردیم از این بسیار کوچکتر است. به عنوان مثال مولکول هموگلوبین از 574 عدد اسیدآمینه تشکیل شده است. و این در حالی است که در میلیاردها سلول بدن در حدود 250ملیون مولکول هموگلوبین وجود دارد.
اگر اسید های آمینه به طور آزمون و خطا با هم در آمیخته شوند برای تحقق 10950 ده بتوان نهصد پنجاه بارترکیب آنهاعمر زمین کفاف نمی دهد.


۳-آیا درطبیعت ابزاری برای آزمون و خطا وجود دارد؟
همانطور که دیدیم تعداد احتمالات سر به فلک کشید و تحقق چنین احتمالاتی عملا غیر ممکن است. این راهی است که داعیان تکامل در آن به بن بست می رسند زیرا در طبیعت ابزار آزمون و خطا وجود ندارد.
امکان ندارد مولکول پروتئینی که دارای 500 اسید آمینه است تشکیل شود مگر در یک محیط طبیعی ایده آل که قابلیت آزمون وخطا داشته باشد که چنین محیطی وجود ندارد. زیرا احتمال تشکیل آن یک در 10950ده بتوان نهصدوپنجاه است.
منظور از آزمون وخطا این است که یک دست پنهان پانصد اسید آمینه را با هم ترکیب کند وقتی ترکیب حاصل پروتئین نشد بایددوباره این پانصد اسید را با ترتیبی مغایر با حالت قبلی در کنار هم بچیند. و این کار را آنقدر انجام دهد تا به پروتئین برسد. باید اسید های آمینه را هر بار تا پیوند شماره 499 با هم ترکیب کند و ازآن به بعد دیگر پیوند ها را متوقف کند. و نگذارد ماده ای غیر از اسید آمینه وارد پیوند ها شود.
داعیان تکامل ادعا می کنند که اسید های آمینه در طبیعت از طریق واکنش هایی به وجود می آیند و بعد با هم ترکیب شده و پروتئین ها را به وجود می آورند.اما در عمل واکنش هایی که در طبیعت انجام می شوند تنها تغییراتی ساده و ابتدائی وموادی معین و محدود به وجود می آورند. و برای به وجود آوردن مواد شیمیایی پیچیده نیازمند آزمایشگاه ها و تجهیزات پیشرفته وحتی کارخانه های بزرگ هستیم.دارو هایی که مصرف می کنیم از این دست ترکیبات هستند و با این وجود ساختارپروتئین بسیار پیچیده تر از داروها هستند.
اگرفرض کنیم پروتئینی هم به طور طبیعی و تصادفی به وجود آمده باشد برای بقا باید به محیط دیگری منتقل و در شرایط خاصی از آن نگهداری شود وگرنه یا از هم شکافته و یا با جذب مواد دیگر به ماده کاملا متفاوتی تبدیل می گردد.
تلاش های مذبوحانه تکاملی ها برای توجیه پیدایش حیات
داعیان تکامل همواره در پاسخ به سوال" حیات چگونه به وجود آمد؟" طفره می روند وخیلی ساده از روی آن رد می شوند.
اگر ثابت شود یکی از مراحل تکامل امکان ناپذیراست کل نظریه ازبین می رود. به عنوان مثال اگر بدانیم که تشکیل تصادفی پروتئین غیرممکن است دیگر لازم نیست جمجمه انسان ومیمون را در دست گرفته و شباهت آنها به یکدیگر را بررسی کنیم.
چگونگی پیدایش موجود زنده از مواد غیر زنده آن قدر مهم است که داعیان تکامل تا مدت ها جرات نزدیک شدن به آن را نداشتند با این وجود در ربع دوم قرن بیستم مطالعاتی در این خصوص صورت گرفت. آنها آزمایش هایی را در محیط آزمایشگاه انجام دادندکه بااستقبال واقع نشد ولی مهمترین آزمایش در این مورد را یک دانشمند آمریکایی به نام دکتر میلردر دانشگاه شیکاگو همراه با هارولد یوری در سال1953 به انجام رساند.این آزمایش را به نام هردو دانشمند گاه یوری و گاه میلر می خوانند.
با اینکه اینک بیش ازنیم قرن از آن زمان می گذرد و دانش و تکنولوژی چند برابر شده است هیچ کس درزمینه تکامل مولکولی آزمایشی انجام نداده است و هنوز هم در کتاب ها برای دفاع از این نطریه تجربه میلر را تدریس می کنند.
احتمال تشکیل یک پروتئین از طریق تصادف صفر است
برای تشکیل یک پروتئین مفید سه شرط لازم است:
شرط اول:باید همه اسید های آمینه موجود در پروتئین از نوع درست و دارای توالی درست باشند.
شرط دوم: همه اسید های آمینه موجود در زنجیره پروتئین دست چپی باشند.
شرط سوم:همه اسید های آمینه از طریق پیوند شیمیائی موسوم به پپتاید به هم پیوند خورده باشند.
برای اینکه پروتئین تشکیل شود این سه شرط باید به طور هم زمان به وجود آید بنابراین احتمال کل تشکیل پروتئین برابر است با حاصلضرب احتمال تحقق هریک از این شروط.
به عنوان مثال پروتئینی که 500 اسید آمینه دارد:
احتمال اینکه اسید های آمینه دارای توالی صحیح باشند:
درترکیب پروتئین ها بیست نوع اسید آمینه وجود دارد. از این رو احتمال اینکه همه اسید های آمینه به طرز درست انتخاب شوند عبارت است از:
1/20500كه برابراست با 10650/1
و این یعنی از ده به توان 650 احتمال یک مورد درست خواهد بود.
احتمال اینکه اسید های آمینه دست چپ باشند:
احتمال اینکه اسید آمینه چپ باشد=2/1
احتمال اینکه همه اسید های آمینه در آن واحد دست چپی باشند=2500/1 این عد برابر است با 10150/1
احتمال پیوند اسید های آمینه از طریق پیوند پپتاید:
اسید های آمینه این قابلیت را دارند که از طریق پیوند های مختلفی با هم ترکیب شوند اما تنها پیوند های پپتاید تشکیل پروتئین می دهند. بر اساس تحقیقات احتمال اینکه اسید های آمینه از پیوند شیمیایی پپتاید با هم پیوند برقرار کنند پنجاه درصد است. بنابراین:
احتمال ترکیب دو اسید آمینه از طریق پپتاید=2/1
و احتمال ترکیب کل اسید های آمینه از طریق پپتاید =2499/1 که تقریبا برابر است با 10150/1
وحاصل ضرب نهایی عبارت است از:
1/10150 x 1/10150 x 1/10650 =1/10950
جواب اینهم بوضوح برابر با صفر است.
دقيقا درست فهميديد احتمال بوجودامدن تصادفى صفر است وبيشک طراحی هوشمند نشانه بارزی از خلقت موجودات و حتی ما دارد.
]5,6[


-------------------------------
-منابع متن:
1:
Alexander I. Oparin, Origin of Life, (1936) NewYork: Dover Publications, 1953 (Re print), p..196
2:
Klaus Dose, «The Origin of Life: More Questions Than Answers», Interdisciplinary Science Rewievs, Vol 13, No. 4 1988, p. 348
3: Jeffrey Bada, Earth, February ,1998 p. 40
4:
Nicholas Wade, “Life’s Origins Get Murkier and Messier”, The New York Times, June 13, 2000, p. D1-D2
5:
. Earth, «Life’s Crucible», February, 1998 p.34
6:
National Geographic, «The Rise of Life on Earth»,
March, 1998 p.1.68
-سایر منابع:
1,2,3,4,5,6:
Allah is known through reasons PDF Book by Harun Yahya
Evolution Deceit PDF Book by harun yahya
به نقل از صفحه "مسلمانان پاسخ می دهند" در فیسبوک
واقعا مقاله عالی بود.
کاش اقای اتئیسمو دست از فرافکنی بردارن و پاسخ مناسبی به این مقالات بدن.
ممنون از شما

(۲۰/مهر/۹۶ ۹:۵۰)mahdy30na نوشته است:  خودتو خسته نکن دادا ، پاسخی موجود نیست برای دفاع جز پوشش توهم
ذئستان اینو بخونین و نظرتون رو بدید. البته اتئیسمو فقط تنها میتونه بگه منبع اصالت داره یا ته .
کاش ایشون کمی تواضع داشت و قبول میکرد که هیچ جوابی برای این سئوالات اساسی وجود نداره.این سئوالاتی که ما مطرح کردیم هر کدوم به تنهایی برای رد فرضیه داروین کفایت میکنه.
برای هیچکدوم نه ایشون و نه دانشمندان سرشناس تکامل گرا پاسخی ندارن.ته ته تهش میرسن به اینکه بگن تصادف!!!!!
البته طراح این سئوالات ما نبودیم ما فقط تکرار کردیم،که بی پاسخی فرضیه داروین رو نشون بدیم.



اما در مورد مطلبی که گذاشتین.
جناب اتئیست خوبه که به این مطلب هم دقت کنید(مطلب مهدی عزیز).
این مطلب ربط سلسله مقالاتی که دوستان در اول تایپیک برای شناساندن شخصیت اقای داوکینز گذاشتن رو با تایپیک نشون میده.
این شخصیت از روی علم و منطق(به خاطر نوع افکارش)صحبت نمیکنه.این ادم مشکلش با خداست.برای اینکه وجود خدا رو رد کنه به هر چیزی حتی غیر منطقی چنگ میزنه.برای همین هم مورد تمسخر قرار میگیره و صداقت گفتارش همیشه مورد تشکیک هست.

امضای yahya63
حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
{در آخر الزمان} امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید بلکه امر به منکر و نهی از معروف می‌کنید...
معروف را منکر می‌بینید و منکر را معروف می‌بینید.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۳, ۲۰/مهر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۶ ۱۷:۱۵ توسط آتئیسمو.)
شماره ارسال: #62

سلام به همگی. واقعا امروز هوای خوبیه. درودگر جان مرسی که پستاتو نگه داشتی که بحثای قبلی تکمیل بشه. واقعا جای قدردانی داره.

قبل از هر چیز یه نکته مهمی که فکر می‌کنم روش تامید کنیم بد نباشه اینه که مناسبه که مقاله به مجلات معتبر ارجاع داده باشه. ولی کافی نیست. بعضی وقتا ژورنالا واقعا معتبر نیستن مثل ژورنال کریشین که یه عده جمع شدن برای خودشون ژورنال درست کردن و هر چی میخوان می‌گن و بعضی وقتا ژورنالا معتبره اما مقاله برداشت کاملا متضاد با واقعی از ژورنال کرده، گاهی به خاطر عدم آگاهی و گاهی -واقعا نمی‌شه طور دیگه ای فکر کرد، ولی- از روی فریبکاری. اینه که منبع معتبر داشتن تازه نصف قضیه ست و بعد یه کارشناس باید بیاد اون منبع رو تحلیل کنه، نه مثلا یه روزنامه نگار خلقت دوست!

(۱۹/مهر/۹۶ ۹:۴۰)yahya63 نوشته است:  بنده عجول نیستم،اما شما فقط میخوای با فرافکنی از زیر پاسخ دادن فرار کنی.
به جز این پست،توی اکثر پستهایی که گذاشتین بدون دلیل ادعاهایی که دوستان کردن رو با جملات بی ربط پاسخ دادین و موضوع رو عوض کردین یا کلا پاسخ ندادین و....
بحث کروموزوم رو خودتون شروع کردین،اما وقتی دوستان در جواب شما مقالاتی گذاشتن بدون توجه به این مقالات راه خودتون رو ادامه دادین.
جالب اینجاست که وقتی ما در رد ادعای شما در مورد کروموزوم مقاله گذاشتیم شما توی یک پست که میشه اسمش رو "فرار به جلو" گذاشت،گفتین از نظر علم فسیل شناسی،ژنتیک و.... این فرضیه(نه نظریه!)ثابت شدست؟!!!!!
این واقعا جواب اون مقالات علمی بود؟!!!
در مورد کروموزوم تقریبا هر سه ما یک مطلب رو عنوان کردیم،اما شما جواب همون یک مطلب رو هم ندادین!!!
در مورد عدم صداقتون:
شما توی پستی که گذاشتین بر پایه ی پروژه استیو ادعا کردین که از هر 1000 نفر 999 نفر با این فرضیه موافقن؟!!!!
اما وقتی وارد منبع ادعایی شما شدیم،نه تنها این مورد 999 نفر وجود خارجی نداشت،بلکه خود پروژه هم بر طبق منبع شما حالت طنز داشت!!!چون میان کسانی که اسمشون استیو بود بررسی شده بود؟!!!!!




اما در مورد این بخش از صحبتهاتون(که حداقل سعی کردین یک پاسخ علمی بدین)
بر طبق تمام ازمایشاهایی که انجام گرفته تا حالا نتونستن ثابت کنن که به جز ژنهای وراثتی ژن جدید و مفیدی به نسل بعد منتقل بشه.
شاید داخل یک گونه تغییراتی اتفاق افتاده باشه،اما اینکه ژن جدیدی به کروموزوم اضافه بشه و اطلاعات جدیدی با خودش به وجود بیاره که این اطلاعات هم مفید باشه و بتونه گونه ی جدیدی به وجود بیاره دیده نشده.
دوستان تکامل گرا میگن این ژنها احتمال به وجود اومدنشون هست،میگیم قبول.اما وقتی میپرسیم چطور کروموزوم یا دی ان ای یا باکتری یا سلول و....میفهمن که باید مثلا در راستای تولید مغز انسان ژنهای جدیدی به وجود بیارن که مثلا بتونه مغز میمون رو تبدیل کنه به مغز انسان با قابلیتهای پیشرفته تر یا مثلا طوری تغییر کنن که در اثر چندین میلیون سال یک گونه جدید به وجود بیارن،در جواب میگن تصادف!!!!!!!میگن این ژنها یا جهش یا موتاسیون تصادفی به وجود میاد!!!!!
تصادف!!!!!
چقدر احتمال داره بر اثر تصادف یک ژن به کروموزوم اضافه بشه که این ژن بتونه تغییرات مفید به وجود بیاره(که حتی همین تغییرات مفید در یک نوع هم به ندرت پیش میاد چه برسه به جهش به گونه های دیگه)و بعدش هم بتونه به نسل بعد انتقال بده و این تغییر هدفمند و در راستای تغییرات دیگر اعضای بدن باشه و.....
تمام عضو های یک بدن چه انسان و چه حیوان به صورت هماهنگ کار میکنن و مجزا از هم نیستن.
مثلا ساختار چشم با نوع اسکت سر، سیستم پوست بدن ، با سیستم مغز و.... در ارتباط کامل هست.
حالا این جهش باید طوری اتفاق بیوفته که همه اینا با هم در یک راستا جهش پیدا کنن و هماهنگیشون از بین نره!!!!
دانشمندا تقریبا این احتمال رو صفر میدونن.
مسئله ی جهش ژنتیکی هدفمند که تکامل گرایان میخوان به وسیله تصادف توجیهش کنن،یکی از مشکلات اساسی دراوینیسم هست.
سلام یحیی جان. من واقعا قانع نشدم که عجله نمی‌کنی. واقعا لازمه که تو هر مورد دقیق بشیم و از یه مورد به مورد دیگه نپریم. من مورد به مورد بحث‌هایی که نوشتی رو پاسخ می‌دم.

در مورد پروژه استیو، این یه کار معتبره که توسط انجمن ملی علوم امریکا ارائه شده. و همون طور که میدونی هیچ کار آماری روی تمام جمعیت آماری بررسی نمی‌شه و روی یه نمونه بررسی می‌شه و نتایجش به کل جمعیت تعمیم داده می‌شه. این بیانیه (نه نظرسنجی) امضای اعضای جامعه علمی رو جمع کرده و از روش می‌شه تخمین زد چند درصد از جامعه علمی از نظریه تکامل پشتیبانی می‌کنن. این تخمین پروفسور برایان الترز هستش که ۹۹٫۹٪ جامعه علمی موافق تکامل هستن که از روی همین داده‌های آماری به دست آورده و عددی نیست که من از خودم درآورده باشم.

می‌تونی راجع به میزان حمایت جامعه علمی از نظریه تکامل این جا بیشتر مطالعه کنی:
https://fa.wikipedia.org/wiki/میزان_حمای...ریه_تکاملی

اما در مورد جهش‌ها. بحث قبلی در مورد جهش‌های کروموزومی بود که با جهش‌های ژنی فرق می‌کنن. توجه کن که جهش کروموزومی اطلاعاتی رو به وجود نمیاره، بلکه اطلاعات رو جابه‌جا می‌کنه. تمام توضیحات قبلی که من دادم در مورد جهش کروموزومی بود. اما چون پریدی به بحث جهش‌های ژنی من بحث قبل رو تموم شده در نظر می‌گیرم و تصور می‌کنم که بحث قبل رو پذیرفتی و بحث جدیدی رو باز کردی که بهش می‌پردازم.در واقع بحث تولید اطلاعات و تولید اندام‌های پیچیده بحث بسیار مهمیه و من قکر می‌کنم آخرین سنگر خلقت‌گراهاست. آخرین سنگر این تصوره که «نمی‌تونم مکانیزمی رو تصور کنم که این همه اعضای پیچیده به طور طبیعی به وجود اومده باشن، پس چنین مکانیزمی وجود نداره» که در نوع خودش مغلطه آشکاریه، ولی وقتی با اطلاعات غلط علمی همراه بشه ممکنه به راحتی افراد رو گمراه کنه. من هنوز چند تا مورد رو می‌خوام بگم و بعدش تازه برسیم به بحث جهش‌های ژنی. جهش‌های کروموزومی که ظاهرا نقدها بهش تموم شد!

مطلب دیگه که مطلب خیلی خوبیه و ممنونم که مطرحش کردی بحث هماهنگیه:

نقل قول:مثلا ساختار چشم با نوع اسکت سر، سیستم پوست بدن ، با سیستم مغز و.... در ارتباط کامل هست.
حالا این جهش باید طوری اتفاق بیوفته که همه اینا با هم در یک راستا جهش پیدا کنن و هماهنگیشون از بین نره!!!!

به طور خلاصه بگم، ژن‌ها به این صورت کار نمی‌کنن که هر کدوم یک قسمت از بدن رو تنظیم کنن و بنابراین برهم خوردن تعادلشون منجر به نقص ژنتیکی بشه. برای مثال یه مجموعه ژن شکل جمجمه رو تعیین نمی‌کنن و مجموعه دیگه‌ای شکل چشم رو به صورتی که در جمجمه جا بیفته.

ما مجموعه‌ای از ژن‌ها رو داریم که به اسم ژن‌های جعبه‌ابزار (Toolkit) هر کدوم ژن‌ها با توجه توزیع فضایی فاکتور رونویسی توی سلول‌ها شکل‌های مختلفی رو بوجود میارن. وقتی دو تا از این ژنها با هم تداخل فضایی داشته باشن، بینهایت شکل رو می‌تونن ایجاد کنن. این دسته ژن‌ها موقع رشد جنین فعال می‌شن و شکل بدن رو می‌سازن. سایر اندام‌ها به طور خودکار در هارمونی با ساختار بدن در میان.پس به طور خلاصه هر ژن یک قسمت رو کنترل نمی‌کنه. ژن‌های خاصی ویژگی‌های ساختاری مهم رو کنترل می‌کنن و بقیه ژن‌ها از طریق مثلا سیگنال بین سلولی خودشون رو باهاش وفق می‌دن. این ژن‌های خاص خیلی قدیمی هستن و در طول تکامل حفظ شدن و برای همینه که از شکل بدن مگس تا مار تا انسان رو شکل می‌دن.

یه مثال برای این که ببینیم مکانیزم عمل ژن‌ها چه‌طوریه منقار بزرگ گونه خاصی از سهره‌هاست که داروین متوجه شد با بقیه سهره‌ها فرق می‌کنن و یک ژن به اسم BMP مسبب تغییر اندازه اونا در مقایسه با سایر سهره‌هاست.

می‌تونی بیشتر در مورد چیزایی که نوشتم اینجا بخونی یا Evo-devo toolkit رو تو اینترنت سرچ کنی.
https://en.wikipedia.org/wiki/Evo-devo_gene_toolkit
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۵, ۲۱/مهر/۹۶
شماره ارسال: #63
آواتار
(۲۰/مهر/۹۶ ۱۶:۱۳)آتئیسمو نوشته است:  سلام به همگی. واقعا امروز هوای خوبیه. درودگر جان مرسی که پستاتو نگه داشتی که بحثای قبلی تکمیل بشه. واقعا جای قدردانی داره.

قبل از هر چیز یه نکته مهمی که فکر می‌کنم روش تامید کنیم بد نباشه اینه که مناسبه که مقاله به مجلات معتبر ارجاع داده باشه. ولی کافی نیست. بعضی وقتا ژورنالا واقعا معتبر نیستن مثل ژورنال کریشین که یه عده جمع شدن برای خودشون ژورنال درست کردن و هر چی میخوان می‌گن و بعضی وقتا ژورنالا معتبره اما مقاله برداشت کاملا متضاد با واقعی از ژورنال کرده، گاهی به خاطر عدم آگاهی و گاهی -واقعا نمی‌شه طور دیگه ای فکر کرد، ولی- از روی فریبکاری. اینه که منبع معتبر داشتن تازه نصف قضیه ست و بعد یه کارشناس باید بیاد اون منبع رو تحلیل کنه، نه مثلا یه روزنامه نگار خلقت دوست!

سلام یحیی جان. من واقعا قانع نشدم که عجله نمی‌کنی. واقعا لازمه که تو هر مورد دقیق بشیم و از یه مورد به مورد دیگه نپریم. من مورد به مورد بحث‌هایی که نوشتی رو پاسخ می‌دم.

در مورد پروژه استیو، این یه کار معتبره که توسط انجمن ملی علوم امریکا ارائه شده. و همون طور که میدونی هیچ کار آماری روی تمام جمعیت آماری بررسی نمی‌شه و روی یه نمونه بررسی می‌شه و نتایجش به کل جمعیت تعمیم داده می‌شه. این بیانیه (نه نظرسنجی) امضای اعضای جامعه علمی رو جمع کرده و از روش می‌شه تخمین زد چند درصد از جامعه علمی از نظریه تکامل پشتیبانی می‌کنن. این تخمین پروفسور برایان الترز هستش که ۹۹٫۹٪ جامعه علمی موافق تکامل هستن که از روی همین داده‌های آماری به دست آورده و عددی نیست که من از خودم درآورده باشم.

می‌تونی راجع به میزان حمایت جامعه علمی از نظریه تکامل این جا بیشتر مطالعه کنی:
https://fa.wikipedia.org/wiki/میزان_حمای...ریه_تکاملی

اما در مورد جهش‌ها. بحث قبلی در مورد جهش‌های کروموزومی بود که با جهش‌های ژنی فرق می‌کنن. توجه کن که جهش کروموزومی اطلاعاتی رو به وجود نمیاره، بلکه اطلاعات رو جابه‌جا می‌کنه. تمام توضیحات قبلی که من دادم در مورد جهش کروموزومی بود. اما چون پریدی به بحث جهش‌های ژنی من بحث قبل رو تموم شده در نظر می‌گیرم و تصور می‌کنم که بحث قبل رو پذیرفتی و بحث جدیدی رو باز کردی که بهش می‌پردازم.در واقع بحث تولید اطلاعات و تولید اندام‌های پیچیده بحث بسیار مهمیه و من قکر می‌کنم آخرین سنگر خلقت‌گراهاست. آخرین سنگر این تصوره که «نمی‌تونم مکانیزمی رو تصور کنم که این همه اعضای پیچیده به طور طبیعی به وجود اومده باشن، پس چنین مکانیزمی وجود نداره» که در نوع خودش مغلطه آشکاریه، ولی وقتی با اطلاعات غلط علمی همراه بشه ممکنه به راحتی افراد رو گمراه کنه. من هنوز چند تا مورد رو می‌خوام بگم و بعدش تازه برسیم به بحث جهش‌های ژنی. جهش‌های کروموزومی که ظاهرا نقدها بهش تموم شد!

مطلب دیگه که مطلب خیلی خوبیه و ممنونم که مطرحش کردی بحث هماهنگیه:


به طور خلاصه بگم، ژن‌ها به این صورت کار نمی‌کنن که هر کدوم یک قسمت از بدن رو تنظیم کنن و بنابراین برهم خوردن تعادلشون منجر به نقص ژنتیکی بشه. برای مثال یه مجموعه ژن شکل جمجمه رو تعیین نمی‌کنن و مجموعه دیگه‌ای شکل چشم رو به صورتی که در جمجمه جا بیفته.

ما مجموعه‌ای از ژن‌ها رو داریم که به اسم ژن‌های جعبه‌ابزار (Toolkit) هر کدوم ژن‌ها با توجه توزیع فضایی فاکتور رونویسی توی سلول‌ها شکل‌های مختلفی رو بوجود میارن. وقتی دو تا از این ژنها با هم تداخل فضایی داشته باشن، بینهایت شکل رو می‌تونن ایجاد کنن. این دسته ژن‌ها موقع رشد جنین فعال می‌شن و شکل بدن رو می‌سازن. سایر اندام‌ها به طور خودکار در هارمونی با ساختار بدن در میان.پس به طور خلاصه هر ژن یک قسمت رو کنترل نمی‌کنه. ژن‌های خاصی ویژگی‌های ساختاری مهم رو کنترل می‌کنن و بقیه ژن‌ها از طریق مثلا سیگنال بین سلولی خودشون رو باهاش وفق می‌دن. این ژن‌های خاص خیلی قدیمی هستن و در طول تکامل حفظ شدن و برای همینه که از شکل بدن مگس تا مار تا انسان رو شکل می‌دن.

یه مثال برای این که ببینیم مکانیزم عمل ژن‌ها چه‌طوریه منقار بزرگ گونه خاصی از سهره‌هاست که داروین متوجه شد با بقیه سهره‌ها فرق می‌کنن و یک ژن به اسم BMP مسبب تغییر اندازه اونا در مقایسه با سایر سهره‌هاست.

می‌تونی بیشتر در مورد چیزایی که نوشتم اینجا بخونی یا Evo-devo toolkit رو تو اینترنت سرچ کنی.
https://en.wikipedia.org/wiki/Evo-devo_gene_toolkit

مرسی اتیسمو که خودت منابعت چنان معتبر هست که اگه مسی ندونه شک میکنه به صداقتت .
بیشترین یا بهتره بگم بالای90% رفرنسهات از ویکی محرف هست که خودش اعتبار سنجیت رو نشون میده .
من خیلی دوست دارم باهات صحبت کنم و چیزی یاد بگیرم و یادهم گرفتم Blush چیزی که شما میگی صداقت ولی من جعل میگم بهش .

دادا انجمن های علمی و مجلات معتبر میان میگن نهایت کار این نظریه ، شمل میری از ویکی محرف که قیچی میکنه مطلب میفرستی ؟
من تخصصم این نیست ولی بخاطر مباحثی که در عرض این بحث هست بی اطلاع محض هم نیستم .

این قسمتت از کلامت خیلی باحال بود
(۲۰/مهر/۹۶ ۱۶:۱۳)آتئیسمو نوشته است:  در مورد پروژه استیو، این یه کار معتبره که توسط انجمن ملی علوم امریکا ارائه شده. و همون طور که میدونی هیچ کار آماری روی تمام جمعیت آماری بررسی نمی‌شه و روی یه نمونه بررسی می‌شه و نتایجش به کل جمعیت تعمیم داده می‌شه. این بیانیه (نه نظرسنجی) امضای اعضای جامعه علمی رو جمع کرده و از روش می‌شه تخمین زد چند درصد از جامعه علمی از نظریه تکامل پشتیبانی می‌کنن. این تخمین پروفسور برایان الترز هستش که ۹۹٫۹٪ جامعه علمی موافق تکامل هستن که از روی همین داده‌های آماری به دست آورده و عددی نیست که من از خودم درآورده باشم.

می‌تونی راجع به میزان حمایت جامعه علمی از نظریه تکامل این جا بیشتر مطالعه کنی:
https://fa.wikipedia.org/wiki/میزان_حمای...ریه_تکاملی
گل من اونهایی که حارج شدن و نقد کردن رو چرا توی امارات نمیاری ؟
این امار به کل نسبت دادنتون منو ... . گرامی وقتی رد میشه اونها چرا دوباره نمیگن اشتباه گفنیم ؟ علت : ترس . نتیجه : دروغ و متشنژ کردن جو و برچسب زنی به دیگران و با عباراتی همچون دروغ پنداری و شیادی و کلک زنی میخوان بگم ما مظلومیم .

امیدوارم انتهای بحث رو با سندیت مشاهده کنم .
با ارزوی موفقیت غلم پاک نه علم دست نشانده . ( نمونش رو توی نگاه علم به بجث همجنسگرایی و بازی خیلی واضح مشاهده کردم )

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۸, ۲۱/مهر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۶ ۱۵:۳۶ توسط mbanki.)
شماره ارسال: #64

دوستان سلام
عجب برادران باحالی بنده چندروز به مرخصی اجباری رفتم ونبودم اما شما تاپیک مرا مزین به مطالب ارزشمند خودتون کردید ازهمتون ممنونم خدا کنه در تاپیک های بعدی هم مدیریت مرا به مرخصی بفرستد تا شاهد مطالب خوب شما عزیزان باشم قبلا صمیمانه ازاین برادران تشکر میکنم.
اما بنده درتاپیک خودم ضمن تعریفی از فرضیه یا نظریه فرگشت نوشتم که اگر فرض کنیم آغاز انسان امروزی آدم وحواباشند آیا براساس آیه(اناخلقناکم من ذکر وانثی....)فرضیه تکامل درمورد انسان امروزی درست نیست؟
اینک پارا فراتر گذاشته وبا توجه به آیه(لقدخلقناالسماوات والارض وما بینهمافی سته ایام...) که درآن اشاره به آفرینش جهان در6 دوره شده آیا فرضیه تکامل درمورد کل هستی صدق نمی کند؟ چرا که در این دوره ها به ترتیب 6 پدیده آفریده شده که آخرین آنها انسان است. این ترتب بچه معنی است ؟جز اینکه سلسه آفرینش از جماد به نبات وجانور وانسان بوده است؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۹, ۲۱/مهر/۹۶
شماره ارسال: #65

(۲۰/مهر/۹۶ ۷:۵۷)yahya63 نوشته است:  جناب اتئیسمو لطف کنید و مباحث رو پاسخ بدین.باز هم ادعاهای بی پشتوانه.دوست عزی اینطوری بخواید بحث کنید مطئمن باشید به هسچ نتیجه ای نمیرسیم.البته امیدوارم شما دنبال به نتیجه رسیدن باشید!!!اگر بنا به اینطور ادعا کردن باشه،منم میتونم بگم:
مشخصه که تکامل دروغ بزرگیه!!!
خیلی جالبه که شما به هیچ یک از ادعاها یا مقالاتی که دوستان میزارن پاسخ نمیدین و به یکسری مسائل سطحی و کلی گویی میپردازین!!!!
سلام یحیی جان. در این مورد خاص حق با توئه. انتظار داشتم با توضیحاتی که در سطرهای بالاتر پست نوشتم و با یه کم تفکر خواننده به این نتیجه برسه. باید دقت کنیم که آدم کروموزوم Y جد مشترک کروموزوم Y هست نه تمام ژنوم، هر بخش از ژنوم انسان از اجداد دیگه‌ای میاد که بعضا قبل از حتی پیدایش انسان زدگی می‌کردن.قبل از این که توضیح بیشتر بدم یه نگاهی به مجله نیچر بندازیم برای این که منبع علمی خواستی.
http://www.nature.com/news/genetic-adam-...me-1.13478
https://www.livescience.com/38613-geneti...vered.html

توضیحات مقاله اول که مربوط به ژورنال نیچر هست

In fact, it is highly probable that at some point in the past, all men except one possessed Y chromosomes that by now are extinct.

بسیار محتمله که در همون زمان در ذشته همه مردان به غیر از یکی کروموزوم‌های Y داشتن که از بین رفته.

The biblical reference is a bit of a misnomer because this Adam was by no means the only man alive at his time.

ارجاع به کتاب مقدس به خاطر شباهت لفظی خطاست چون آدم به هیچ وجه تنها مرد زنده اون زمان نبوده.


توضیحات مقاله دوم از ژورنال ساینس

Despite their overlap in time, ancient "Adam" and ancient "Eve" probably didn't even live near each other, let alone mate.

با وجود همپوشانی زمانی، آدم و حوا حتی نزدیک هم زندگی نمی‌کردن چه برسه به ازدواج

And in a study detailed in March in the American Journal of Human Genetics, Hammer's group showed that several men in Africa have unique, divergent Y chromosomes that trace back to an even more ancient man who lived between 237,000 and 581,000 years ago.

در تحقیق دیگه‌ای که انجام شده دیدن مردای متعدیی تو آفریقا کروموزوم Y متفاوتی دارن که یعنی جد مشترک کروموزوم Y خیلی قبل تر از اینها زندگی می‌کرده.

These primeval people aren't parallel to the biblical Adam and Eve. They weren't the first modern humans on the planet, but instead just the two out of thousands of people alive at the time with unbroken male or female lineages that continue on today.

آدم و حوای مذکور یکی از هزاران مردمی بودن که در زمان خودشون زندگی می‌کردن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۸, ۲۱/مهر/۹۶
شماره ارسال: #66
آواتار
(۲۱/مهر/۹۶ ۱۳:۰۸)mbanki نوشته است:  
دوستان سلام
عجب برادران باحالی بنده چندروز به مرخصی اجباری رفتم ونبودم اما شما تاپیک مرا مزین به مطالب ارزشمند خودتون کردید ازهمتون ممنونم خدا کنه در تاپیک های بعدی هم مدیریت مرا به مرخصی بفرستد تا شاهد مطالب خوب شما عزیزان باشم قبلا صمیمانه ازاین برادران تشکر میکنم.
اما بنده درتاپیک خودم ضمن تعریفی از فرضیه یا نظریه فرگشت نوشتم که اگر فرض کنیم آغاز انسان امروزی آدم وحواباشند آیا براساس آیه(اناخلقناکم من ذکر وانثی....)فرضیه تکامل درمورد انسان امروزی درست نیست؟
اینک پارا فراتر گذاشته وبا توجه به آیه(انا خلقناالسماوات والارض فی سته ایام...) که درآن اشاره به آفرینش جهان در6 دوره شده آیا فرضیه تکامل درمورد کل هستی صدق نمی کند؟ چرا که در این دوره ها به ترتیب 6 پدیده آفریده شده که آخرین آنها انسان است. این ترتب بچه معنی است ؟جز اینکه سلسه آفرینش از جماد به نبات وجانور وانسان بوده است؟

سلام
باحالی از خودتونه . Big Grin
بانکی گل باز میخوای بری مرخصی ؟ دوباره مظلوم نمایی و جعل مطالب کذب کن باز یقین کن میری مرخصی Blush

داداش گل ، این شقوقی رو که میخوای به پاسخش برسی از چندین دید و بعد میشه پاسخ داد . اما دوست خوبمون اتیسمو گل ، لطف کردن با علم محرف ، به شما قصد دارن که پاسخ بدن .

فقط یه پرسش : این ایه که اوردی توی جلد چندم قران هست ؟
(۲۱/مهر/۹۶ ۱۳:۰۸)mbanki نوشته است:  
اینک پارا فراتر گذاشته وبا توجه به آیه(انا خلقناالسماوات والارض فی سته ایام...) که درآن اشاره به آفرینش جهان در6 دوره شده آیا فرضیه تکامل درمورد کل هستی صدق نمی کند؟
"
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ "
اعراف 54

"
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ
اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ

"
یونس 3

"
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ "
هود 7

"
الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا " فرقان 59
" اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ " سجده 4
" وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ " ق 38
" هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ " حدید 4

ایه مربوطه یکی از اینا
نیست احتمالا ؟
ایه رو کلا اشتباه نقل نکردی ؟ اشتباه به این بزرگی رو شخصا نمیتونم چشم پوشی کنم . احتمالا دوباره میل بع مرخصی رفتن دارید . البته چه کاربر با نام mbanki و چه نامهای دیگه باشه مهم نیست چون تفکر مهم هست که چی بیان میکنه .


کدوم ایه بیان میکنه ادم اخرین مخلوق بود ؟ ایات کتاب مقدس ( عهد عتیق ) ؟یا قران ؟ ردیف بودن رو ایانش بدون پیشفرض باید قید کنین . اگه قرار بر روهوا جرف زدن باشه از سوی شما _ کما فی السابق _ پیشنهاد میکنم خودتون رسما خودتون رو معرفی کنین برای مرخصی .

در سفر پيدايش مراحل خلقت را اينگونه مي‌بينيم:
روز اول: خدا آسمانها و زمين را آفريد. و شب و روز را آفريد. (نور را ايجاد كرد).
روز دوم: خدا گفت فلكي باشد در ميان آبها و آبها را از هم جدا كند. خدا فلك را آسمان ناميد.
روز سوم: خدا گفت آبهاي زير آسمان در يك جا جمع شود و خشكي ظاهر گردد و خشكي را زمين ناميد. و خدا گفت زمين نباتات بروياند.( علف و درخت و ميوه و ...)
روز چهارم: خدا دو نير(شيئي نوراني) بزرگ ساخت نير اعظم را براي سلطنت روز و نير اصغر را براي سلطنت شب و ستارگان . و خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت.
روز پنجم: خدا گفت آبها به انبوه جانوران پر شود( نهنگ‌ها و خزندگان و ...) و پرندگان بالاي زمين بر روي فلك آسمان پرواز كنند.
روز ششم: پس خدا حيوانات زمين بهايم و حشرات زمين را به اجناس آنها بساخت. پس خدا آدم را به صورت خود آفريد.
روز هفتم: خدا از همه كار خود كه ساخته بود فارغ شد و آرامي گرفت. پس خدا روز هفتم را مبارك خواند.
ایات رو میتونین بصورت کامل توی کتاب مقدس مشاهده کنین . اینجا فقط مخلصش رو گفتم .

این از کتاب مقدس ، گفتم شاید از اونجا دارین کمک میگیرین براتون مستند کنم .ولی قران رو خودتون زحمت بکشین و سند بدین .


/
یه مطلب هم از اتیسمو گل ( البته پسشهای بی پاسخ زیادی طلب داریم اما اشکال نداره ) این که گفته شد :

آدم و حوای مذکور یکی از هزاران مردمی بودن که در زمان خودشون زندگی می‌کردن. میشه مستنداتی از باستانشناسی هم رو بشه که بگن در دوره جناب ادم و حوا موجوداتی دقیقا شبیه به اونها موجود بودن ؟ و پیش از اونها اصلا شبیه نبودن ؟ یعنی مستند گویی بشه که مثلا تا 9 هزار سال پیش ادم و حوا استخوناشون طبق یاقته ها تخمین قطی زده میشه و موجودات دیگه که استخوتنهاشون یافت شده و شبیه اینها هستن ( در همه حالات ) در نثلا 12هزار سال پیش هم هست . ایا اینگونه میشه پاسخ بدن ؟ رک میخوام پاسخ رو .0 و 1 مدلی اری با خیر /
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۶, ۲۱/مهر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۶ ۱۶:۰۲ توسط mbanki.)
شماره ارسال: #67

سلام برشما
یک:در نوشتن آیه دقت نکرده ام مورد یکی ازموارد شماست ممنونم ضمنا اصلاح میکنم
دو:بله شما میتوانید ایام سته را با مواردی که درتورات آمده تطبیق بدهید مشکلی نیست بهرحال اموری دراین ایام آفریده شده که قاعدتا بترتیب است وآخرین آن آدم است(پس خدا آدم را به صورت خود آفريد به نقل از تورات)
ضمنا این شعر مولانا برگرفته از کلام خداوند است (ازجمادی مردم ونامی شدم وزنما مردم زحیوان سرزدم پس ز حیوان مردم وانسان شدم) با کمی تغییر درالفاظ
اینک نظر خودرا درباره تطبیق این آیات با تئوری فرگشت بنویسید
ضمنا دوستان دیگر درزمینه تخصصی نظرشون رو خواهند نوشت باز از همکاری همه دوستان ممنونم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۱, ۲۱/مهر/۹۶
شماره ارسال: #68

(۲۱/مهر/۹۶ ۱۵:۱۸)mahdy30na نوشته است:  یه مطلب هم از اتیسمو گل ( البته پسشهای بی پاسخ زیادی طلب داریم اما اشکال نداره ) این که گفته شد :
آدم و حوای مذکور یکی از هزاران مردمی بودن که در زمان خودشون زندگی می‌کردن. میشه مستنداتی از باستانشناسی هم رو بشه که بگن در دوره جناب ادم و حوا موجوداتی دقیقا شبیه به اونها موجود بودن ؟ و پیش از اونها اصلا شبیه نبودن ؟ یعنی مستند گویی بشه که مثلا تا 9 هزار سال پیش ادم و حوا استخوناشون طبق یاقته ها تخمین قطی زده میشه و موجودات دیگه که استخوتنهاشون یافت شده و شبیه اینها هستن ( در همه حالات ) در نثلا 12هزار سال پیش هم هست . ایا اینگونه میشه پاسخ بدن ؟ رک میخوام پاسخ رو .0 و 1 مدلی اری با خیر /
مرسی مهدی‌سینا جان. سوال خوبی مطرح کردی. این همین مطلبی بود که می‌خواستم در ادامه پست قبلم بنویسم.

نه به شواهد فسیل‌شاسی نیاز نداریم. این که آدم و حوای کتاب مقدس وجود نداشتن یه نتیجه از ژنتیک جمعیته. علم ژنتیک جمعیت پدیده‌های ژنتیکی مثل جهش رو در سطح جمعیت بررسی می‌کنه. برعکس علم ژنتیک که پدیده‌های ژنتیکی رو در سطح یه فرد بررسی می‌کنه، وقتی می‌ریم توی سطح جمعیت به نتیجه جالبی می‌رسیم.

برای مثال بیشتر مردم جهان در مقابل ویروس HIV آسیب پذیرن. این ویروس به پروتئین CCR5 روی گلوبولهای سفید متصل می‌شه و سلول رو آلوده می‌کنه. با این حال جهشی در بعضی افراد صورت گرفته که این پروتئین درشون به درستی تولید نمی‌شه و افرادی که هر دو کپی ژنشون جهش یافته باشه به این ویروس مبتلا نمیشن. آیا ویروس HIV باعث می‌شه نسبت افرادی که ژن جهشیافته دارن در طی نسل‌ها زیاد بشه؟ اگه اینطوره با چه سرعتی این اتفاق می‌افته؟ این سوالا رو ژنتیک جمعیت پاسخ می‌ده.

ژنتیک جمعیت بررسی می‌کنه که ژن‌ها درون جمعیت چه طور تغییر می‌کنن. تغییر ژن‌ها درون جمعیت هم تعریف تکامله. پس از طرفی ما ژنتیک جمعیت رو داریم که به ما در مورد تاریخ انسان می‌گه و از طرفی خود تکامل هم که نتیجه علم ژنتیک جمعیته به ما در مورد گذشته چیزهایی می‌گه.

مثلا ما از ساعت مولکولی (زنی) که در موردش صحبت کردیم و تنوع ژنتیکی انسان‌های حاضر استفاده می‌کنیم و می‌بینیم آدم کروموزوم Y یا حوای میتوکندریایی در چه زمانی زندگی می‌کرده. همین علم به ما می‌گه در تاریخ انسان هیچ وقت فقط دو نفر زندگی نمی‌کردن. کلا اینجا فسیل رو بذار کنار (اگرچه فسیلها هم موافق این موضوع هستن)، بحث فقط روی ژنتیک و ریاضیاته.

تا اینجا باشه تا دقیق‌تر توضیح بدم که از چه روشی پی بردیم آدم و حوا وجود نداشتن. یعنی هیچ دوره‌ای از زندگی بشر نبوده که جمعیت بشر دو نفر بوده باشه.

ضمنا من پرسشی رو رد ندادم تا جایی که دقت کردم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۰, ۲۱/مهر/۹۶
شماره ارسال: #69

(۲۱/مهر/۹۶ ۱۶:۵۱)آتئیسمو نوشته است:  تا اینجا باشه تا دقیق‌تر توضیح بدم که از چه روشی پی بردیم آدم و حوا وجود نداشتن. یعنی هیچ دوره‌ای از زندگی بشر نبوده که جمعیت بشر دو نفر بوده باشه.
البته این امکان دارد که از نسل گذشتگان تنها دونفر مانده باشند ؟درسته؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۲۲, ۲۱/مهر/۹۶
شماره ارسال: #70
آواتار
(۲۱/مهر/۹۶ ۱۵:۳۶)mbanki نوشته است:  
سلام برشما
یک:در نوشتن آیه دقت نکرده ام مورد یکی ازموارد شماست ممنونم ضمنا اصلاح میکنم
دو:بله شما میتوانید ایام سته را با مواردی که درتورات آمده تطبیق بدهید مشکلی نیست بهرحال اموری دراین ایام آفریده شده که قاعدتا بترتیب است وآخرین آن آدم است(پس خدا آدم را به صورت خود آفريد به نقل از تورات)
ضمنا این شعر مولانا برگرفته از کلام خداوند است (ازجمادی مردم ونامی شدم وزنما مردم زحیوان سرزدم پس ز حیوان مردم وانسان شدم) با کمی تغییر درالفاظ
اینک نظر خودرا درباره تطبیق این آیات با تئوری فرگشت بنویسید
ضمنا دوستان دیگر درزمینه تخصصی نظرشون رو خواهند نوشت باز از همکاری همه دوستان ممنونم
سلام
عدم دقت شما خیلی وقته برای ما اثبات شده Wink
درباره ایام 6گانه بنده گفتم شاید شما از روی اون مبنا متوجه شدید اخرین مخلوق ادمی بود . البته از نوع نوشته باید مستند قرانی می اوردین که بازم متظر هستم /

شما مدعی مطالب و مستند کننده هستین بنده ادعایی که شما دارید رو ندارم که تدوین کنم

دادا شما هنوز دقت نکردیموضع بنده چیه در این مورد و چها گفتم ؟ اگه دقت نکردین اشکال از ارسال کننده نیست پس .
Big Grin
خوب درود بر اتیسمو
(۲۱/مهر/۹۶ ۱۶:۵۱)آتئیسمو نوشته است:  مرسی مهدی‌سینا جان. سوال خوبی مطرح کردی. این همین مطلبی بود که می‌خواستم در ادامه پست قبلم بنویسم.

نه به شواهد فسیل‌شاسی نیاز نداریم. این که آدم و حوای کتاب مقدس وجود نداشتن یه نتیجه از ژنتیک جمعیته. علم ژنتیک جمعیت پدیده‌های ژنتیکی مثل جهش رو در سطح جمعیت بررسی می‌کنه. برعکس علم ژنتیک که پدیده‌های ژنتیکی رو در سطح یه فرد بررسی می‌کنه، وقتی می‌ریم توی سطح جمعیت به نتیجه جالبی می‌رسیم.

برای مثال بیشتر مردم جهان در مقابل ویروس HIV آسیب پذیرن. این ویروس به پروتئین CCR5 روی گلوبولهای سفید متصل می‌شه و سلول رو آلوده می‌کنه. با این حال جهشی در بعضی افراد صورت گرفته که این پروتئین درشون به درستی تولید نمی‌شه و افرادی که هر دو کپی ژنشون جهش یافته باشه به این ویروس مبتلا نمیشن. آیا ویروس HIV باعث می‌شه نسبت افرادی که ژن جهشیافته دارن در طی نسل‌ها زیاد بشه؟ اگه اینطوره با چه سرعتی این اتفاق می‌افته؟ این سوالا رو ژنتیک جمعیت پاسخ می‌ده.

ژنتیک جمعیت بررسی می‌کنه که ژن‌ها درون جمعیت چه طور تغییر می‌کنن. تغییر ژن‌ها درون جمعیت هم تعریف تکامله. پس از طرفی ما ژنتیک جمعیت رو داریم که به ما در مورد تاریخ انسان می‌گه و از طرفی خود تکامل هم که نتیجه علم ژنتیک جمعیته به ما در مورد گذشته چیزهایی می‌گه.

مثلا ما از ساعت مولکولی (زنی) که در موردش صحبت کردیم و تنوع ژنتیکی انسان‌های حاضر استفاده می‌کنیم و می‌بینیم آدم کروموزوم Y یا حوای میتوکندریایی در چه زمانی زندگی می‌کرده. همین علم به ما می‌گه در تاریخ انسان هیچ وقت فقط دو نفر زندگی نمی‌کردن. کلا اینجا فسیل رو بذار کنار (اگرچه فسیلها هم موافق این موضوع هستن)، بحث فقط روی ژنتیک و ریاضیاته.

تا اینجا باشه تا دقیق‌تر توضیح بدم که از چه روشی پی بردیم آدم و حوا وجود نداشتن. یعنی هیچ دوره‌ای از زندگی بشر نبوده که جمعیت بشر دو نفر بوده باشه.

ضمنا من پرسشی رو رد ندادم تا جایی که دقت کردم.

من کلا سوالام همیشه خوب بود ولی مراجعی نیست که به من دقیق پاسخ بدن ( مراجع منظورم امثال دوستانی که پاسخ میارن )
خیلی باحالی . اصلا توی این علم به این بحث کار نداریم ولی چنان که میشه بله فلان فسیل و ... . دوست من راه داوکینز رو پیش نگیر . برادرانه گفتم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Lightbulb نظریه آشوب...نظریه شیطان asier 67 32,779 ۱۴/خرداد/۹۳ ۲۱:۰۱
آخرین ارسال: عبدالرحمن

پرش در بین بخشها:


بالا