|
بررسى ديدگاههاى اهل سنت در تفسير آيه غار(جالب)
|
|
۲۰:۱۶, ۱۱/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۰ ۰:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
این مطلب در مباحثه ای در تاپیک بحثی ارام پیرامون خلافت قرار داده شد . با توجه به اینکه مطلب جالبیست تاپیک مجزایی برای ان ایجاد کردم .
حیف است از دست بدهید خوب نکته بعدی مورد اشاره استناد به یار غار بودن ابوبکر است . در این نوشتار برسی میکنیم که ایا کسی با پیامبر بوده یا نه؟! و ایه مورد استناد چه چیزی را میرساند و ایا همراهی پیامبر دلییلی بر خلافت بعد از ایشان و است؟! دوستان این نوشتار را مطالعه بفرمایید ================================================================== بسم الله الرحمن الرحيم بررسى ديدگاههاى اهل سنت در تفسير آيه غار بررسي سند روايت
حزن هميشگي ابوبكر و عدم اعتنا به دستور رسول خدا مواردي از حزن ابوبكر آيا حزن ابوبكر، براي رسول خدا بود؟ نقد و بررسي وجوب بازگشت ضمير به اقرب المذكورات سكينه، تنها بر رسول خدا نازل شده است الف: تصريح علماي اهل سنت بر نزول سكينه بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ب: وحدت سياق ج: عطف جمله «وايده بجنوده» بر نزول سكينه د: عطف جمله «وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا» بر جمله «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْه» پيامبر، ابوبكر را به خاطر لو ندادن اخبار هجرت، با خود برد مقايسه فضيلت ابوبكر با فضيلت اميرمؤمنان عليه السلام ابوبكر در خدمت پيامبر حاضر و علي عليه السلام غائب بود سختي عمل ابوبكر بيشتر از سختي عمل اميرمؤمنان عليه السلام خشم كفار بر ابوبكر بيشتر از خشم آنها بر علي عليه السلام بود نزول أيه «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه» در باره اميرمومنان عليه السلام http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?ba...han&id=139 این لینک هم خواندنی است نتيجه: اولاً: آيه غار در باره ابوبكر نازل نشده است و او به همراه رسول خدا صلي الله عليه وآله در غار نبوده است؛ ثانثاً: آمدن او با اجازه رسول خدا صلي الله عليه وآله نبوده است؛ ثالثاًٌ: بر فرض قبول اين مطلب كه آن شخص همراه رسول خدا ، ابوبكر بوده، اين آيه، جز اين كه ثابت مىكند ابوبكر در اين سفر دائم الحزن بوده و با بىتابي، اندوه ، گريه و نالههاى پي در پي ، بر زحمت پيامبر مىافزود، فضيلتي را براى او به ارمغان نمىآورد. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۱۰, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۷)jebreel نوشته است: اصلا کی گفته این ضمیر به ابوبکر بر می گرده؟بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم این سخن را بنده اولین بار زمانی که یکی از نزدیکانم از سفر حج برگشتند شنیدم!!! میدانید که چند سالی است وهابی ها در مکه به تبلیغات گسترده علیه شیعیان دست زده اند. در آنجا جزوه هایی رو بین زوار ایرانی پخش کرده بودند که توش این مطالب رو نوشته بود. با استناد به این آیه (که در مورد هجرت مخفیانه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است) و اینکه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابوبکر را برای همراهی خود در این سفر برگزیده میخواهند ثابت کنند که ابوبکر افضل بر بقیه صحابه هست (جالبه اصلا اون قسمت تاریخ که مربوط به خوابیدن امام علی (علیه السلام) در بستر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود رو نقل نمی کنند!!!) درحالیکه این انتخاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم طبق اسناد تاریخی از روی ترسو بودن ابوبکر بود و خوف این می رفت که قبل از خروج پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) موضوع هجرت را به مشرکان گزارش کند به همین دلیل بود که حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابوبکر را با خود برد که با این روش جلوی خطر خود ابوبکر را بگیرد!!!!!!! لعنت خدا بر اولی و دومی یا زهرا(سلام الله علیها) |
|||
|
|
۲۱:۵۹, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
نقل قول،
این سخن را بنده اولین بار زمانی که یکی از نزدیکانم از سفر حج برگشتند شنیدم!!! میدانید که چند سالی است وهابی ها در مکه به تبلیغات گسترده علیه شیعیان دست زده اند. در آنجا جزوه هایی رو بین زوار ایرانی پخش کرده بودند که توش این مطالب رو نوشته بود. با استناد به این آیه (که در مورد هجرت مخفیانه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است) و اینکه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابوبکر را برای همراهی خود در این سفر برگزیده میخواهند ثابت کنند که ابوبکر افضل بر بقیه صحابه هست (جالبه اصلا اون قسمت تاریخ که مربوط به خوابیدن امام علی (علیه السلام) در بستر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود رو نقل نمی کنند!!!) درحالیکه این انتخاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم طبق اسناد تاریخی از روی ترسو بودن ابوبکر بود و خوف این می رفت که قبل از خروج پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) موضوع هجرت را به مشرکان گزارش کند به همین دلیل بود که حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابوبکر را با خود برد که با این روش جلوی خطر خود ابوبکر را بگیرد!!!!!!! لعنت خدا بر اولی و دومی یا زهرا(سلام الله علیه) ------------------------------------------------------------------------------ من فقط موندم یعنی حضرت رسول نعوذ بالله ابوبکرو نشناخت ما شناختیم. آخه ما که ادعا داریم پیامبر غیب می دانست چرا با دختر همچین آدمی ازدواج کرد. چرا در زمین حیاتش از ابوبکر چیز بدی نمی گفت. نعوذ بالله ازش می ترسید؟ ضمنا سریع موضع نگیرید. جواب منطقی بدهید. من خودم شیعه ام. |
|||
|
۲۲:۱۱, ۲۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۲ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۲۱:۵۹)MRFT1984 نوشته است: من فقط موندم یعنی حضرت رسول نعوذ بالله ابوبکرو نشناخت ما شناختیم. آخه ما که ادعا داریم پیامبر غیب می دانست چرا با دختر همچین آدمی ازدواج کرد. چرا در زمین حیاتش از ابوبکر چیز بدی نمی گفت. نعوذ بالله ازش می ترسید؟بسم الله الرحمن الرحیم پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بارها درمورد فضیلت های امام علی(علیه السلام) نسبت به بقیه صحابه و نسبت به بقیه انسان ها!! سخن گفتند .(خطبه غدیر ! و ...)و توی ماجراهای مختلف تاریخی شخصیت حقیقی ابوبکر و عمر رو برای ما مشخص کردن (مثل قضیه وصیت نامه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و...) اگر ما تاریخ نمی خوانیم دلیل بر عدم شفاف سازی توسط پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست! درضمن ازدواج با دختر ابوبکر سیاستی بود که شاید بشه به این وسیله این آدم رو به اسلام حقیقی کشوند و از دشمنی پنهان و آشکارش بر خاندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خاطر نسبت فامیلی که پیدا می کردند کم بشه... |
|||
|
|
۲۲:۲۲, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
ازدواج پیامبر در آن زمان فقط ازدواجی از روی مصلحت و برای نزدیکی قبایل و اقوام بوده , در ضمن خود ابوبکر از پیامبر خواسته بود که دخترش رو به عقد در بیارن
|
|||
|
|
۲۲:۳۸, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
درضمن ازدواج با دختر ابوبکر سیاستی بود که شاید بشه به این وسیله این آدم رو به اسلام حقیقی کشوند و از دشمنی پنهان و آشکارش بر خاندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خاطر نسبت فامیلی که پیدا می کردند کم بشه... ------------------------------------------------------------------------ اینو از کجا میدونی؟ لطفا درباره چیزی که اطلاع نداری اظهار نظر نکن. اگه این جور باشه که هر چیزی رو میشه جور دیگه ای برداشت کرد. مثلا خوبه سنی ها بگن ازدواج حضرت علی با حضرت فاطمه به همین دلیل بود؟ ضمنا من تاریخ خوندم. توی همین تاریخ خیلی جاها حضرت علی رفتار بسیار دوستانه ای با صحابه داشتن. توی همین تاریخ نوشته حضرت علی پسرهاش ( حضرت امام حسن و امام حسین) رو به جنگ ایران در زمین خلافت عمر فرستاده و ..... میشه بپرسم پیامبر بعد از این همه سال تبلیغ و رنج و سختی چند نفر رو مسلمان حقیقی کرد. آخه ابوبکر بد، عمر بد، عثمان بد، طلحه بد، زبیر بد، ........ فقط پنج شش نفر شامل حضرت علی (علیه السلام)، سلمان، ابوذر و .. بعد از 23 سال تحمل رنج و سختی. آخه این توهین به پیامبر نیست؟ |
|||
|
۲۲:۴۶, ۲۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۱ ۲۲:۴۸ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۲۲:۳۸)MRFT1984 نوشته است: اینو از کجا میدونی؟ لطفا درباره چیزی که اطلاع نداری اظهار نظر نکن. الحمدلله این موضوع رو میدونم و اظهار نظر میکنم. (۲۰/فروردین/۹۱ ۲۲:۳۸)MRFT1984 نوشته است: اگه این جور باشه که هر چیزی رو میشه جور دیگه ای برداشت کرد. مثلا خوبه سنی ها بگن ازدواج حضرت علی با حضرت فاطمه به همین دلیل بود؟ اگر بگن با یک لبخند این حدیث پیامبر رو براشون می خونم ![]() عن النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم: لولا علىّ لم یکن لفاطمة کفو. پیامبر گرامى اسلام ، حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: اگر حضرت على علیه السّلام نبود براى حضرت فاطمه علیهاالسّلام هیچ همتا و مانندى یافت نمىشد. عوالم: 368/11 حدیث 5، بحار: 141/43 حدیث (۲۰/فروردین/۹۱ ۲۲:۳۸)MRFT1984 نوشته است: فقط پنج شش نفر شامل حضرت علی (علیه السلام)، سلمان، ابوذر و .. بعد از 23 سال تحمل رنج و سختی. آخه این توهین به پیامبر نیست؟ نه توهین نیست حضرت یونس 37 سال پیامبری کرد و تنها 2 نفر در این سالها به دینشون وارد شد خود قرآن میگه اکثرهم لا یعقلون... اکثرهم لا یومنون بله دقیقا عده مسلمانان واقعی کم بوده و هست... |
|||
|
|
۲۲:۵۶, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۲۰/فروردین/۹۱ ۲۱:۵۹)MRFT1984 نوشته است: من فقط موندم یعنی حضرت رسول نعوذ بالله ابوبکرو نشناخت ما شناختیم. آخه ما که ادعا داریم پیامبر غیب می دانست چرا با دختر همچین آدمی ازدواج کرد. چرا در زمین حیاتش از ابوبکر چیز بدی نمی گفت. نعوذ بالله ازش می ترسید؟ اصل مطلب در لینک زیر وچود دارد و این یک بحث تکراری در تالار است http://forum.bidari-andishe.ir/thread-82...l#pid23885 با دقت به این مطالب توجه کنید پاسخ را إن شاء الله خواهید دید (۷/خرداد/۹۰ ۲۲:۳۲)علی 110 نوشته است:(۶/خرداد/۹۰ ۰:۰۵)rahbar نوشته است: عده ای از اهل تسنن اعتقاد دارند، حضرت علی حاکم ضعبف و بی سیاستی بوده، اما معاویه قدرتمند و با سیاست رفتار می کرده. (۹/خرداد/۹۰ ۲۳:۰۶)علی 110 نوشته است:(۹/خرداد/۹۰ ۲۲:۳۶)rahbar نوشته است: اما می توانستند از اون ها دوری کنند. اون ها رو طرد کنند. (۱۱/خرداد/۹۰ ۱۸:۴۲)mohamad نوشته است: پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، داماد ابوبكر و عمر بوده و عثمان و علي(علیه السلام)، داماد پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و افراد بسيار نزديك به پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند و ايشان آنها را دوست مي داشت و مي ستود، |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام اينم يه دروغ ديگه البته به زعم كاربر ابوبكر كاربر ابوبكر مختار باور كنه يا باور نكنه زياد مهم نيست فقط جهت اطلاع محققين و آزاد انديشان ارسال مي نمايم و هيچ قصد شبهه افكني هم ندارم مجنون صفتیم و دم ز دلبر زده ایم ما یک دلگان به سیم آخر زده ایم دزدان فدک منافق و گمراهند ما بوسه به خاک پای حیدر زده ایم موفق باشيد يا حق |
|||
|
۱۳:۵۷, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۱ ۱۲:۵۲)ابوبکر نوشته است: محض اطلاع ایه غار را بخوانید که محکم ترین سند در فضیلت سیدنا ابوبکر صدیق هست. از همه ی خوانندگان استدعا دارم بیایید بخوانید ببینید که آیه ی غار در فضیلت خیلفه ی اول است یا... آیه ی همنشینی در غار، در فضیلت خلیفه ی اول است یا در.....؟!! بسم الله الرحمن الرحیم به این مناظره ی تاریخی بسیار روشنگر خوب توجه فرماید: گفتم: من در اين باره چيزى نمىدانم ولى براى ابوبكر هم فضيلتى مى باشد، گفت: اگر ابوبكر فضلى نداشت نمى گفتم على از آن افضل است. اينك فضيلتى كه براى ابوبكر معتقد هستى كدام است، گفتم: خداوند متعال مىفرمايد: ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا، خداوند در اينجا ابو بكر را مصاحب رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله دانسته است، مامون گفت: اى اسحاق من تو را در راههاى سخت و دشوار حركت نمىدهم و تو را گرفتار مشكلات نمىكنم. من مشاهده مىكنم كه خداوند متعال گاهى مصاحب افراد مورد نظر خود را هم كافر خوانده است مگر نديدهاى در قرآن مىفرمايد: قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا، يعنى هنگامى كه او با رفيق خود سخن مى گفت و به وى اظهار داشت تو به خدايت كه تو را از خاك آفريد و بصورت نطفه در آورد و بعد چهره مردى به تو داد كافر شدى. (پس به صرف مصاحب بودن یک شخص در قرآن نمیتوان برای آن شخص فضیلتی بر شمرد) گفتم: اين مرد مورد نظر كافر بود ولى ابوبكر ايمان داشت، مامون گفت هنگامى كه جايز باشد مصاحب شخصى كه مورد رضايت خداوند است كافر باشد ، جايز است كه مصاحب پيغمبرى مؤمن هم باشد، ولى اين مؤمن لازم نيست كه از همه مؤمنين افضل باشد، و نه در مرتبه دوم حتى در مرتبه سوم هم قرار نمىگيرد. مامون گفت اى اسحاق تو سخنها را قبول نمىكنى اكنون با تو از روى تحقيق بايد سخن بگويم. اينك به من بگو ابوبكر چرا در غار محزون بود، آیا حزن او برای خدا بود یا برای نفسش بود؟ اسحاق گفت: ابوبكر برای خدا و جان رسول خدا محزون بود و دوست داشت گزندى به آن جناب وارد نشود، مامون گفت: خداوند از حزن او راضى بود و يا اينكه رضايت نداشت، گفتم: بلكه خداوند راضى بود. مامون گفت: بايد رسولى مى فرستاد و او را از اين عمل نهى مى كرد؟ گفتم: به خداوند از اين سخن پناه مى برم، گفت: مگر شما گمان ندارى كه خداوند از حزن ابوبكر راضى مى باشد، پس اگر خداوند راضی میباشد و حزن او برای خداست و مورد رضای خداست پس چرا رسول خدا او را از این حزن نهی میکند؟ مگر در قرآن مشاهده نمىكنى كه رسول خدا به ابو بكر فرمودند: لا تَحْزَنْ، او را از حزن نهى فرمودند،پس مشاهده میکنی که مطلب آنچنان که شما میگویید و اعتقاد دارید نیست. مگرآنکه معتقد باشی رسول خدا از چیزی نهی میکند که خدا آن را میپسندد گفتم : به خدا پناه میبرم از این سخن. مامون گفت: اى اسحاق، مذهب من اين است كه با تو مدارا كنم، شايد خداوند تو را از عقيده ات برگرداند، اينك به من بگو تفسير آيه شريفه فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ چيست؟ خداوند در اين جا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله را اراده كرده و يا ابوبكر را؟ گفتم: رسول خدا را گفتم: درست است، به من بگو در آيه شريفه حنين كه مىفرمايد: وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ آيا مى دانى مقصود از مؤمنان در اين آيه چه افرادى مىباشند گفتم خير در اين مورد چيزى نمىدانم، مامون گفت: در روز حنين همه فرار كردند و با رسول خدا فقط هفت نفر از بنى هاشم باقى ماندند. على در مقابل رسول خدا شمشير مىزد، عباس هم لگام استر او را گرفته بود، ديگران هم پيرامون رسول خدا را گرفته بودند كه كسى به او آسيب نرساند، تا آنگاه كه خداوند او را پيروز گردانيد، پس مقصود از مؤمنان در اين آيه على و كسانى كه با او بودند از بنى هاشم، گفته شده كه سلمان و عمار هم در ميان آن گروه بوده اند و از رسول خدا حمايت مىكردند. اكنون اى اسحاق بگوئيد آيا كسى كه با رسول خدا بود و سكينه بر رسول و او فرود آمد افضل است يا كسى كه با رسول بود و سكينه به او نازل نشد و او را اصلا به حساب نياورد، اسحاق گفت: البته آن كس كه با رسول خدا حضور داشت و سكينه بر او فرود آمد، |
|||
|
|
۱۳:۵۸, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
جناب ابو تراب فقط بلدن شبهه فراکنی کنند با استناد به احادیث و روایات دروغی و یا با فیچی کردن روایات.
کتاب الامامیه و السیاسه همش کذب و دروغه و اینو به دروغ به ابن قتیبه دینوری ربط دادند. محض اطلاع ایه غار را بخوانید که محکم ترین سند در فضیلت سیدنا ابوبکر صدیق هست. افسانه ی یار غار، از نگاهی دیگر آیا کسی که با پیامبر(صلی الله علیه و آله) درون غار بوده ابی بکر بوده است؟ مقدمه: گاهی وقت ها برادران اهل سنت فضایلی را برای برخی اصحاب می شمارند که معلوم نیست توسط چه کسانی جعل و پرداخته شده اند. یکی از این داستان های ساختگی قضیه غار است که می گویند ابوبکر در شبی که پیامبر از مکه به مدینه هجرت کرده اند با پیامبر درون غار رفته است. و آیه 40 سوره توبه را به ابی بکر نسبت می دهند. و می گویند یکی از آن دو نفری که درون غار بوده ابی بکر است. شدت تبلیغات و تعصب روی این قضیه چنان تاثیری بر برخی از آن ها گذاشته که این را دلیلی بر افضلیت ابی بکر بر دیگر اصحاب و حتی جانشینی پیامبر می دانند. اما با تحقیقی که استاد محترم جناب نجاح عطا الطایی در کتاب "صاحب الغار ابی بکر ام رجل آخر؟" انجام داده است ثابت کرده که این هم یکی دیگر از افسانه هایی است که در فضیلت ابی بکر ساخته شده است. که در این مقاله به برخی از این دلایل اشاره شده است. البته ما در این جا اشاره ای به نفر دوم که همراه پیامبر وارد غار شده اشاره نمی کنیم و خوانندگان محترم را به این کتاب ارجاع می دهیم. و لازم به ذکر است که من بارها این ماجرا را با برادران اهل سنت به بحث و مناظره گذاشته ام ولی آن ها هرگز نتوانستند به من پاسخ قانع کننده بدهند. و اینک برخی از این دلایل را در پایین اشاره می کنم. 1-پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در طول حیاتشان نفرمودند که ابوبکر با من درون غار بوده است:بالاخره پیامبر به عنوان یکی از آن دو نفر که در غار بودند باید جایی به این مطلب اذعان می فرمود که من و ابوبکر با هم وارد غار شدیم اما هرگز چنین چیزی وجود ندارد. چرا؟؟؟ 2-ابی بکر هم در طول حیاتش نگفته که من با پیامبر به غار رفته ام: آن چه مسلم است این است که بالاخره یا پیامبر و یا ابی بکر که با هم در آن شب تاریک هجرت کرده اند باید بعدها بگویند و از خاطرات آن شب دیگر صحابه را آگاه کنند اما می بینیم که نه پیامبر به چنین مطلبی اعتراف داشته و نه خود ابی بکر چنین چیزی بیان کرده است. چرا؟ جز این است که به جعلی بودن این قضیه پی می بریم. 3-فرزندان ابی بکر هم نگفته اند که پدر ما با پیامبر درون غار رفته است: و جالب تر این که فرزندان ابی بکر هم چنین قضیه ای را بیان نکرده اند و معلوم نیست که این قضیه را چه کسانی درست کرده و در امت اسلام پخش کرده اند. اما آن چه مسلم است این است که بعد از شهادت پیامبر باید چنین وقایعی ساخته شده با شد چرا که اسباب جعل فضیلت برای صحابه فراهم بوده است. ۴- کفار و مشرکین مکه هم به همراهی ابوبکر با پیامبر اعتراف نکرده اند: به خصوص آنکه بلاذری در کتاب خودش روایت صحیحی را نقل کرده است که:"کرز قیافه شناس که تعقیب کنندگان را تا غار رسانده است آثار قدم پیامبر را در جلوی غار مشاهده کرده ولی او و عبدالعزی فرزند ابوبکر اثر قدم ابوبکر را در نزدیکی غار ندیده اند. " این روایت را راوندی هم تایید کرده است (فتوح البلدان ج 1 ص 64) برادران اهل سنت باید روشن کنند چه کسی گفته ابی بکر با پیامبر صلی الله علیه و آله درون غار رفته است که عالم اسلام را پر از سر و صدای آن کرده اند؟؟؟ به خصوص آن که: 5-ابوبکر با عمر هجرت کرده بود نه با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): درکتاب بخاری آمده است که:"ابوبکر و عمر و سالم غلام ابی حذیفه وابوسلمه و زید وعامربن ربیعه ازمکه به مدینه مهاجرت کردند و در راه نماز جماعت را به امامت سالم خواندند." متن حدیث اول ( حدثنا عثمان بن صالح: حدثنا عبدالله بن وهب: اخبرنی ابن جریج: ان نافعآ اخبره: ان ابن عمر رضی الله عنهما اخبره قال: کان سالم مولی ابی حذیفه یوم المهاجرین الاولین و اصحاب النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فی مسجد قبا، فیهم ابوبکروعمر و ابو سلمه و زید و عامر بن ربیعه. )) ترجمه: (( سالم غلام ابی حذیفه – روزی که مهاجرین هجرت کردند – و اصحاب پیامبر در مسجد قبا بودند که در میان آن ها ابی بکر و عمر و ابوسلمه و زید و عامر بن ربیعه بود. )) کتاب بخاری رقم 7175 باب (( استقضائ الموالی و استعمالهم )).متن حدیث دوم: (( حدثنا: ابراهیم بن المنذر قال: حدثنا انس بن عیاض، عن عبید الله، عن نافع، عن ابن عمر قال: لما قدم المهاجرین الاولون العصبه- موضع بقبا- قبل مقدم رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کان یومهم سالم مولی ابی حذیفه، وکان اکثرهم قرآنآ )) ترجمه: (( هنگامی که اولین مهاجرین رسیدند به عصبه – موضعی در مسجد قبا – قبل از آن که رسول خدا بیایند سالم غلام ابی حذیفه ( بر اصحاب ) امام شد چرا که او از همه بیشتر قرآن را بلد بود. )) کتاب بخاری رقم 692.توضیح دو حدیث بالا: اگر با دید منصفانه ای نگاه کنیم می بینیم که حدیث 692 و حدیث 7175: 1-هر دو از نافع از ابن عمر هستند. 2-هر دو اشاره به امامت سالم غلام ابی حذیفه دارند. 3-هر دو در یک مسجد و آن هم مسجد قبا هستند. 4-مامومین هم در هر دو حدیث که به سالم اقتدا کرده اند مهاجرین اولین را دارند که ابوبکر هم ( طبق حدیث 7175 ) در میان آن هاست. نتیجه:"حدیث 7175 مکمل حدیث 692 است. که نام تعداد بیشتری از افراد را ذکرکرده است و هرگز به بعد از هجرت ارتباط ندارد. و به راستی چگونه بعد از هجرت سالم امام مهاجرین و اصحاب در مسجد قبا باشد در حالی که پیامبر آنجاست. از این دو حدیث فهمیده می شود که ابن عمر اولی را زمانی بیان کرده که هنوز مسجد قبا ساخته نشده و در آن لفظ موضع بقبا را بیان کرده است. و حدیث دوم را زمانی بیان کرده که مسجد را ساخته بودند و او هم گفته در همین جا یعنی (( فی مسجد قبا )) آن نماز جماعت اتفاق افتاده است." 6-اصلا آیه قرآنی در شان ابی بکر نازل نشده است: با این که برادران اهل سنت خیلی متعصبانه روی داستان غار تکیه دارند و آیه40 سوره توبه معروف به آیه غار را به ابی بکر نسبت می دهند اما می بینیم که مادرشان عایشه چنین مطلبی را انکار کرده است. از عایشه نقل شده است که گفت: "هرگز در مورد ما ( خانواده ) قرآنی نازل نشده است. " 1-بخاری ج 6 ص 42 چاپ دارالفکر بیروت. 2- تاریخ ابن اثیر ج 3 ص 199. 3-البدایه و النهایه ج 8 ص 96. که واضح است دارد این مطلب را تایید می کند که در شان و منزلت خانواده اش ( ابوبکر و . . . ) آیه قرآنی نازل نشده است. چرا که اگر منظور از (( ما )) در این گفته، او و پیامبر و . . . باشد که حرفش غلط است. زیرا خدا در قرآن پیامبرش را ستوده است. و آیه هایی نازل کرده است. اگر منظور به عنوان یکی از همسران پیامبر گفته باشد که باز غلط است چرا که خدا در قرآن گروه همسران را مورد خطاب قرار داده است. و آیه هایی برای آن ها نازل کرده است. چه به صورت دستوری و یا هر نوع دیگر. پس معلوم می شود که منظور او از (( ما )) خانواده اش است و آن هم از حالت گفتار پیداست که منظورش این است که در شان و منزلت آن ها آیه ای نازل نشده نه در مورد مطاعنشان. چرا که این عبارت را در مسجد و جلوی همه اصحاب بیان کرده و هیچ کس هم انکار نکرده است. ۷-پسر ابی بکر جزئ تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابی بکر همراه ابی بکر بود:عبد الرحمان پسر ابوبکر که عبد العزی هم نامیده می شد یک فرد کافر معاند و محارب اسلام بود. (تاریخ ابن عساکر ج 13 ص 280) و در آن روزها که مرد بالغی بود یکی از مشرکین بود که پیامبر خدا را تعقیب می کرد. حتی در جنگ بدر هم در صفوف کافران بود. او هم جزئ تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابوبکر هم زندگی می کرد. (مختصرتاریخ دمشق ابن منظور ترجمه عبدالرحمان ابن ابی بکر و نیز اسد الغابه شرح حال همین عبدالرحمان) سوال: طبق داستان غار که اهل سنت می گویند پیامبر آن روز به خانه ابوبکر رفته و با او وعده گذاشته است. چگونه با وجود عبدالرحمان (عبد العزی ) چنین قضیه ای امکان دارد؟؟؟ سوال: چرا علمای شیعه در کتاب های خود چنین قضیه ای را در ظاهر پذیرفته اند و نوشته اند؟؟در جواب باید گفت: شیعه از حق پیروی می کند و جز فقه و احکام در هیچ مقوله دیگری از کسی تقلید نمی کند مباحث اعتقادی و تاریخی در این مکتب باید تحقیقی پذیرفته شوند. و به صرف تقلید از علما و . . . هیچ مبحث تاریخی امکان وجود پیدا نمی کند. و مباحث فقهی و احکام فروع دین در تشیع تقلیدی هستند. این داستان که یک قضیه تاریخی است اصلا ارتباطی به دین و مذهب ندارد و باید با تحقیق صحت آن بررسی شود. اما اگر علمای شیعه این حرف را زده اند بدلیل شدت تبلیغات اهل سنت بوده و (( الا آنان چنین قضیه ای را ثابت نکرده اند و موضوع اعتقادی قرار نداده اند. یا بر روی آن فتوی صادر نکرده اند و سندی برای آن ذکر نکرده اند. و مطالب بدون دلیل و سند که با قرآن هم مغایر باشد در مکتب شیعه جایگاهش معلوم است. ولی برای رد حرفهای اهل سنت و بدلیل کثرت گفته های آن ها نقل کرده اند در عین اینکه فضیلت بودن آن را انکار کرده اند و بر اساس اصول دینی آن را هرگز فضیلتی برای ابوبکر نمی دانستند. و واضح است مطلبی که این گونه بدون سند و درستی در کتاب ها نقل شود از اعتبار خارج است. و ممکن است هم خلاف آن بعدها ثابت شود. اما همان گونه که گفتیم بدلیل غیر مذهبی بودن قضیه و تاریخی بودن آن نقل آن در کتاب های شیعه ضرری به مکتب شیعه نمی زند و در عین حال برتری برای عقیده اهل سنت بوجود نمی آورد. چرا که بدون سند و صرف بیان گفتاری بدون تحقیق است. اما اگر نگاهی به فضایل امیرالمومنین(علیه السلام) بکنیم - که شیعه اینقدر به آن ها اهمیت می دهد - همه به این خاطر است که از زبان مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده و با اسناد محکم و دلایل قطعی بدست ما رسیده است. نه بدلیل تبلیغات و یا ساخته های ذهنی موهوم. و از این رو مهم هستند چون ساخته دست برخی افراد عمری نیستند. [/b]به نقل از سایت فطرت |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بررسى فضایل حضرت على (علیه السلام) و مساله امامت (حدیث غدیر خم) | Anti gods | 2 | 1,581 |
۲۴/آبان/۹۰ ۱۰:۳۹ آخرین ارسال: Anti gods |
|










! و ...)


( حدثنا عثمان بن صالح: حدثنا عبدالله بن وهب: اخبرنی ابن جریج: ان نافعآ اخبره: ان ابن عمر رضی الله عنهما اخبره قال: