|
بحث پیرامون اصغر فرهادی ( تریبون آزاد! )
|
|
۱۹:۴۴, ۳۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۰ ۲۰:۱۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
از دوستان ولایی به خاطر گذاشتن چنی تصاویری عذر میخواهم منبعفرج الله سلحشور : "جدایی نادر از سیمین" به همراه تایید کنندگان آن برای ارسالش به اسکار به کشور و اسلام خیانت کرده اند و به نظر من و تمام ولایتمداران جایزه گلدن کلوب "جدایی نادر از سیمین" هیچ افتخاری برای کشور و ملت ما نیست بلکه یک خیانت بزرگ در حق ملت است ! در حالی که جامعه هنری و برجستگان فرهنگی کشور از موفقیت های بین المللی اصغر فرهادی احساس غرور می کنند، فرج الله سلحشور اینطور بیان کرده که تلویزیون كار درستی انجام داد كه گلدن گلوب را پوشش نداد ! مثال "جدایی نادر از سیمین" مثل جایزه به بهترین دزد است. برای ما پیروان رهبری جایزه "جدایی نادر از سیمین" هیچ افتخاری ندارد! کارگردان سریال حضرت یوسف گفت: جایزه گرفتن "جدایی نادر از سیمین" را برای ایران افتخار نمی دانم و معتقدم فرهادی یک فیلم متضاد با اعتقادات مردم وفرهنگ ایرانی ساخته است. راز خنده های اصغر فرهادی به حرکت بی شرمانه خانم بازیگر ! باشگاه خبرنگاران: حضور فیلم "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی که به سیاه نمایی جامعه ایران می پردازد، در جشنواره گلدن گلوب، حاشیه های تاسف برانگیزی توسط کارگردانش ایجاد کرده که باعث جریحه دار شدن احساسات قشر سینما دوست و فرهنگی کشورمان شده است. پس از ماجرای دست دادن آقای فرهادی با یک زن در جشن شب قبل مراسم که با عکس العمل برخی رسانه ها همراه شد، امید آن بود که جناب فرهادی بعنوان نماینده کشورمان با رعایت عرف جامعه اسلامی، رفتارهای خود را اصلاح کند که با انتشار عکس و فیلم روز مراسم این امید به ناامیدی گرایید! همانطور که در عکسها مشهود است جودی فاستر بازیگر منحرف که سابقه بازی در فیلمهای مستهجن هالیودیش زبانزد عام و خاص است با حرکتی که مخصوص طیف خاصی از منحرفین اخلاقی است سعی در جلب توجه دارد که متاسفانه با نگاه و رفتار تایید کننده کارگردانی که قرار است آبروی کشور اسلامی مان در مجامع بین المللی باشد روبروست. انتقاد خبرگزاری فارس از دست دادن فرهادی با آنجلینا جولی منبع خبرگزاری فارس در این باره نوشت: پس از انتشار اخبار دریافت جایزه فرهادی در انجمن منتقدان آمریکایی، عکسهای او هنگام دست دادن با "آنجلینا جولی" سوژه رسانههای مختلف شد. فرهادی با این اقدام - که البته در گذشته هم در جشنواره فیلم برلین صورت گرفته بود - نشان داد چیزی از عرف دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران نمیداند و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم این روابط را به او یاد ندادهاند. |
|||
|
| آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۴, ۱۲/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/بهمن/۹۰ ۱۱:۵۶ توسط Yaser_h2011.)
شماره ارسال: #101
|
|||
|
|||
(۱۲/بهمن/۹۰ ۱۱:۳۸)seyed reza نوشته است: ما نخواستیم فرهادی از اهدافمون پیروی کنه. یعنی هر جایزه از اونا بگیره میشه خوشخدمتی به دشمنان نظام ![]() اون حرفتون که گفتید پاش بیفته بدتر انجام میده یعنی [b]تهمت (صرفا جهت اطلاع) ![]() ![]() اتفاقا همین نماینده از بودجه دولتی استفاده کرده اونم شهرداری تهران پس یه فیلم دولتی هستش پس اگه هم شماها اعتراض دارین برین به دولت اعتراض کنین درباره اون عکس : اولا من مغالطه نمیدونم یعنی چی پس چیزی نمیگم (اولین بار هم از شریفی رئیس کمیته پول بگیر انضباطی شنیدم) کجای اون عکس توهین بودش ![]() مگه انتظار شما چنین رفتارهایی این نبود[/b] ![]()
|
|||
|
|
۱۱:۵۸, ۱۲/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۰ ۱۶:۱۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #102
|
|||
|
|||
|
تاپیک با پالایش جزئی باز می شود!!
یا علی |
|||
|
|
۰:۵۷, ۱۹/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۰ ۰:۵۸ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #103
|
|||
|
|||
|
کسی از دروغ فرهادی به مردم خبر دارد؟
توضیح مقدماتی: یادداشت زیر را احسان رستگار به عصرایران ارسال داشته است. عصرایران ،هر چند با رویکرد این نوشتار موافقت کامل ندارد و پیش از این نیز از فیلم جدایی نادر از سیمین تجلیل کرده است اما در راستای آزاداندیشی و تضارب آرا این یادداشت را بدون پیشداوری درباره محتوایش منتشر می کند و البته از دریافت و انتشار نقدهای این نقد هم هست. این که ما فیلم جدایی نادر از سیمین را فیلمی کم ارزش و خالی از فایده بدانیم، قضاوتی احساسی و غیرمنصفانه است. نکته ای که در این بین فراموش می شود، این است که خوش ساخت و جذاب بودن یک فیلم، شرط لازم برای کسب جوایز بین المللی هست، ولی آیا شرط کافی نیز هست؟ یک سؤال: چرا مثلاً فیلم «بچه های آسمان» مجید مجیدی یا «طلا و مس» مازیار میری برنده اسکار نشد و مانند جدایی نادر از سیمین جوایز را درو نکرد (هرچند این دو فیلم در نوع خود افتخار آفرین شدند)؟ چرا این اتفاق برای «مارمولک» نیفتاد؟ اصلاً بیایید مثالی شاخصی را قرار دهیم که احدی در آن شک و شبهه ای وارد نمی کند و هیچ کس نمی گوید که این فیلم قوی نیست یا معرکه نیست یا اشک انسان را در نمی آورد یا روح انسان را به جوشش وا نمی دارد یا ذهن انسان را به فکر فرو نمی برد. هیچ کس نه از جهت محتوایی و فیلم نامه و نه از جنبه های فنی فیلم را حتی متوسط نمی داند؛ چه منتقدین روشن فکر، چه منتقدین سنتی تر و انقلابی. شاهکار اجتماعی-سیاسی ابراهیم حاتمی کیا یعنی «آژانس شیشه ای». آیا تا ۱۰۰۰ سال دیگر هم می توان متوقع بود فیلمی که در آن با دیدی منصفانه به دفاع مقدس پرداخته شده یا روحانیت را به عنوان شخصیت اصلی داستان انتخاب کرده (از منظر اکرام) را با جوایز متعدد مورد تعریف و تمجید قرار دهند؟ اما اگر فیلمی ساخته شود که در آن روحانی داستان شخصی حیوان صفت، ظالم، منحرف و دارای سوء سابقه قانونی و اخلاقی باشد مانند سنگسار ثریا م.، بارها مورد ستایش و شایسته دریافت جوایز متعدد شناخته می شود. پس احمقانه ترین حرف این است که بگوییم جشنواره های خارجی سیاسی نیستند. خود متولیان و برگزار کنندگان جشنواره های مختلف، در نامه نگاری ها و اظهار نظرهای مختلف به انحاء رسمی و غیر رسمی، به طور مستقیم و غیر مستقیم، گفته اند که جوایز محتوایی شان را بر چه مبنایی می دهند و خط قرمزهاشان چیست که در این باب برنامه دو هفته پیش هفت با حضور آقای مسعود فراستی و نادر طالب زاده با استناد به نامه های منتشر شده و مدارک در دسترس عام، ثابت کردند که قطعاً هیچ جشنواره ای این قدر ابلهانه خود را درگیر خرج های چند ده و چند صد میلیون دلاری نمی کنند آن هم بدون سیاست گذاری های مطلوب خودشان. این جا توهم توطئه به حالت عکس صادق است؛ یعنی خوش خیالان روشن فکر داخلی می گویند جشنواره فیلم برلین و گلدن گلوب و آکادمی (اسکار) سیاسی نیستند، آن ها خودشان به طرق مختلف در حرف و عمل می گویند که ما سیاسی هستیم! فقط کم مانده بیانیه بدهند که “تو رو خدا! به عیسی مسیح قسم، ما سیاست گزاری می کنیم و اهداف سیاسی هم داریم! چرا ما را دراز گوش فرض کرده اید؟ شما که جشنواره فجر نیم وجبی تان سیاسی است، آن وقت مراسم اسکار چند صد برابری ما می خواهد سیاسی نباشد؟ این فرصت را در جهت بسط اهداف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خود را که در هم تنیده اند را به باد فنا بدهیم؟ هنوز ما را نشناخته اید که بدون توجیه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جواب سلامتان را هم نمی دهیم چه برسد به جایزه و قدردانی و چهره سازی چهانی از شما ایرانیانی که دشمنان درجه یک ما هستید و تا این اندازه علیهتان قطع نامه صادر و تحریمتان می کنیم؟” و اما نقد جدایی نادر از سیمین: تصادف کارگر فیلم با بازی ساره بیات، یکی از مهم ترین قسمت های فیلم است که ما نمی بینیم. چرا؟ چون حتی راضیه که نماد دیانت و پایبندی به شرع است هم در فیلم دروغ می گوید! اتفاقاً راضیه با نگفتن واقعیت، بزرگ ترین و مؤثرترین دروغ را می گوید. این دروغ آن قدر بزرگ است که حتی در فیلم هم ما با ندیدینش می فهمیم که عجب! این راضیه خانم چادری مذهبی هم که تو زرد از آب در آمد! چطور برای طهارت دادن پدر نادر از مرجع تقلیدت اجازه می گیری و این قدر وسواس داری تا خدای ناکرده حرام مرتکب نشوی؟ اما برای پنهان کردن گره کوری که همه را به جان هم انداخته و عدالت را سردرگم کرده تا لحظه ی آخر واقعیت را نمی گویی؟ خانم مذهبی؟ سر پول و دیه، حتماً باید مجبور شوی تا بگویی؟ پول این قدر مهم است؟ حتماً باید وجدان درد تو را به وضعی بیاندازد تا آن هم برای این که با پول حرام بچه تربیت نمی شود یا پول حرام خوردن ندارد و قس علی هذا، پول حرام را نگیری؟ از آن جا که نادر شخصیتی قاعده مندتر نسبت به سیمین دارد و اهل مبارزه و خانواده دوست تر است، ناخود آگاه مخاطب با وی همذات پنداری می کند و همراه می شود. در واقع در جدایی نادر از سیمین، این شخصیت نادر است که برنده می شود در حالی که اندیشه ی سیمین پیروز میدان است. زیرا سیمین کسی است که دروغ نمی گوید، صادق است و خالص تر است. وقتی نادر دروغ می گوید، ما هم می گوییم خب با این همه مشکل، نگهداری از پدر و دخترش، طلاق و دیگر مشکلات، اگر دروغ نگوید کمرش می شکند زیر بار مشکلات و از این دست توجیهات. یعنی ما می گوییم دروغش مصلحتی است در حالی که دروغ نادر کاملاً منفعتی است و زمانی که بیچارگی خانواده ی راضیه را می بینیم، دیگر نمی توانیم دروغگویی نادر را توجیه و هضم کنیم و با یک چرخش، طرف سیمین را می گیریم که هر چه هست و اگر چه خود خواه است، ولی دروغ گو نیست. این جاست که ما مجبور می شویم از میان ارزش ها، یکی را انتخاب کنیم؛ یا راست گویی یا خانواده دوستی، یا ماندن در جامعه ی دروغ زده ی ایران یا رفتن به غربت صاف و صادق! صحنه ی پیش از پایانی فیلم هم تکان دهنده است؛ صحنه ای که در آن شهاب حسینی به ساره بیات می گوید “تو دروغ بگو، پای من… ما بد بخت بیچاره ایم، به این پول احتیاج داریم، تو بگیر هیچی نمی شه.” در این جا نیز عقاید سست و اباحه گرایانه ی شوهر راضیه را می بینیم که نشان گر سطحی بودن و بی خاصیت بودن عقاید مذهبی در بزنگاه هاست. آیا مذهبی های ما اغلب این چنینند؟ آیا حتماً باید پای قسم خوردن وسط بیاید که راضیه حقیقت را کتمان نکند؟ آیا کسی که به عنوان یک ناظر خارجی این فیلم را می بیند، گمان نمی کند که ایران سرزمین دروغ گویان، سست عنصران و انسان های عادی است؛ مثل همه ی کشورها که اگر لازم شود هر دروغی می گویند؟ آقای فرهادی! این اسلامی که ما داریم نیست! درست است که بسیاری دیانتشان از ترسشان سرچشمه می گیرد، ولی خیلی از همین مردم ایرانی همین ایرانی که شما آن را این گونه ضعیف و رنجور می بینید، دیانتشان از عشقشان و ایمانشان سرچشمه می گیرد. پول حرام هم نمی خورند نه به این خاطر که بچه شان تربیت نمی شود یا تربیت می شود؛ بلکه چون این کار ظلم است و این عمل باطل است و ارتکاب به حرام و ناحق، در شأن مؤمن به اسلام نیست. همین و بس. مگر امام علی (علیه السلام) فرمایشی به این مضمون ندارند که مسلمان واقعی نه به خاطر ترس از خدا و نه به خاطر شوق بهشت دینداری نمی کند، بلکه به خاطر عشق به خدا دیندار است؟ آقای فرهادی من هم بسیار به حلال بودن مالم حساسیت دارم. بسیاری را هم می شناسم که از ورود مال حرام به سفره هاشان بسیار مراقیت می کنند. آری! در ایران امروز، این طیف اکثریت جامعه را تشکیل نمی دهند، ولی تعدادشان اصلاً کم نیست. قطعاً آن قدر کم نیست که شما در فیلمتان که بیش از ۱۰ بازیگر در آن وجود دارد، یک نفرشان هم از این جنس نباشد. شما هیچ گاه در فیلم هایتان مسلمان مؤمن پاک و سالم وجود ندارد. شما بیشتر عمر خود را ساکن تهران بوده اید. آیا در تهران موجودی که هم آدم باشد، هم دروغ گو نباشد، هم غرب زده نباشد، هم شرق زده نباشد، هم با فرهنگ باشد، هم مؤمن باشد، هم احیاناً زن باشد، هم چادری باشد ندیدید؟ مهم نیست؟ سؤال مضحکی بود؟ قبول دارم. سؤال مضحکی است ولی در خطاب به شما کاملاً موضوعیت دارد. چرا در همه ی چادری های فیلم های شما طیفی خاص از زنان، چادری هستند؟ همه ی چادری هایی که دیده اید از فقر مالی، استضعاف فرهنگی، کم سوادی، عقب ماندگی و دیگر ضعف ها رنج می برند؟ در تهرانی که شما دیدید چادری با فرهنگ استاد دانشگاه با وضعیت مالی متوسط نبود؟ چادری خانه دار عقب نمانده غیر مستأصل راستگو و صادق و محترم تر از چادری های شخصیت های فعلی تان نبود؟ همه ی چادری ها رنگ رخسارشان به زردی می زند؟ خودشان را بد بخت و بیچاره می دانند؟ باید در حال حسرت خوردن و ناله کردن باشند؟ خانواده هاشان کارگرند؟ بی پولند؟ از فرهنگ خاصی برخوردارند؟ خانه هاشان در بخش های جغرافیایی خاصی از تهران قرار دارد؟ این اصلاً بد نیست که یک مسلمان فقیر باشد و مؤمن ولی فقط می خواهم بدانم که واقعاً فقط از این طیف جامعه تعلقات شدید مذهبی دیده اید؟! از مردها حرف نزدم چون اصلاً و ابداً در فیلم های شما مردها نیمی از آن چه باید هم نیستند. از زن ها بیشتر گفتم چون به نظرم نه تنها به زنان، بلکه به حجاب هم در فیلم های شما بسیار ظلم شده است. حجاب و بدبختی در فیلم های شما رابطه ای تنگاتنگ با یکدیگر دارند. در فیلم چهارشنبه سوری که چادر بر سر ترانه علیدوستی است و همان اول کار آن چنان لای موتور گیر می کند که جان روح انگیز (با بازی ترانه علیدوستی) و شوهرش (با بازی هومن سیدی) را به خطر می اندازد. عجب پوشش بی خودی است این چادر آقای فرهادی نه؟ یا لای موتور گیر می کند یا توی دست و پای آدم می آید. یا سر بد بخت و بیچارگان است آقای فرهادی نه؟ تهرانی ها یا فقیر و چادری اند و اباحه گر و نسبتاً بی بند و بار و یا چادری و کارگر و مستضعف نه؟ این است آن دید واقعی و جامع شما نسبت به تهران و اهالی اش؟ آقای فرهادی! شما هم دروغ گویید. شما همان کاری را کردید که راضیه در جدایی نادر از سیمین کرد. منبع این گفته ام را به دلیل این که آن فرد محترم دست اندرکار عالی رتبه ی دوست داشتنی راضی نیست نمی گویم. البته گمان نکنم اهلش ندانند چه شد ولی قطعاً مردم نمی دانند. ماجرای «درباره الی» خاطره تان هست؟ شاید تا کنون در رسانه ها بیان نشده باشد، ولی بنده عرض می کنم. داستان از این قرار بود که با نزدیک شدن به جشنواره فجر بیست و هفتم در سال ۸۷، خبری بر سر زبان ها افتاد که فیلم درباره الی اصغر فرهادی به دلیل حضور گلشیفته فراهانی توقیف شده است. از روزنامه ها مجلات و سایت ها گرفته تا نخبگان همه وارد میدان شدند تا این فیلم را -که پر از بازیگران سرشناس و محبوب بود و مشخص بود حرفی برای گفتن دارد- از قربانی شدن نجات دهند. همه خیال می کردند دارد در حق روشن فکری سینمای ایران جفا می شود. هنوز هم بسیاری همین فکر را می کنند. فکر کنید… در حق روشن فکربازی و روشن فکری جفا شود آن هم در دولتی که سیاست های فرهنگی اش را آقای مشایی رقم می زند؟! محال ممکن بود ولی این قدر اذهان متوجه این داستان بود که تنها علت ماجرا گم شد. می دانید چرا درباره الی بعد از کلی کشمکش وارد جشنواه شد؟ به دو دلیل:یکی این که رئیس جمهور می خواست مانند یک ناجی وارد میدان شود و این فیلم را از توقیف رها کند که همین طور هم شد. از این قبیل ناجی گری های آقای رئیس جمهور، می توان به طرح تفکیک جنسیتی نیز اشاره کرد که وزیر دستور اجرا داد و آقای احمدی نژاد دستور لغو اجرا (به این وضعیت می گویند همه فدای یکی، یکی برای خودش). دومین دلیل این که درباره الی در زمان مقرر شده اصلاً آماده نبود و بعد از همه فیلم ها به جشنواره رسید. آقای شمقدری به دروغ دلیل عدم ورود این فیلم به جشنواره بیست و هفتم را توقیفش اعلام کرد؛ چرا؟ چون فیلم اصغر فرهادی باید به بهترین نحو دیده می شد؛ با آن همه سر و صدا و هیاهوی رسانه ای که در حاشیه این فیلم ایجاد شد، معلوم بود که مخاطبین و نیز منتقدین حداقل از روی کنجکاوی فیلم را با دیدی ویژه می بینند. هم چنین در فرصتی که تأخیر شد، تنها بهانه برای نمایش فیلم در جشنواره با آن همه تأخیر، توقیف بود. این بازی ای بود با نقش آفرینی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد و دست اندرکاران درباره الی از جمله اصغر فرهادی به عنوان همه کاره فیلم … . اخلاق شما را هم در سکوت معنادارتان هنگام قاچاق اخراجی های ۳ دیدیم. حتی با این فرض که این فیلم سخیف بود، ولی سکوت شما که به هر ترتیب در آن زمان رقابتی خونین بین طرفداران این دو فیلم درگرفته بود، اصلاً نه اخلاقی بود نه عقلانی. شما منصفید؛ ولی انصافتان از جنس انصاف بی بی سی است. بی بی سی معمولاً دروغ نمی گوید ولی چیدمان راست هایش دروغ پرورانه است. مثلاً در برنامه های مخاطب محورش ۸۰ درصد می شوند مخالف نظام و ۲۰ درصد می شوند موافق نظام؛ آن ۲۰ درصد هم تشکیل شده اند از انسان های سطحی نگر و عصبی. مخالفان هم می شوند اساتید دانشگاه، انسان های ژرف اندیش و با کمالات و فهیم. شما دروغی باورپذیر را به مخاطب حقنه می کنید. آری جامعه ایران اوضاعش نابسامان است؛ در وصف بیچارگی جامعه ما همین بس که فرهادی ها می توانند با زیرکی هر وصله ای را به آن بچسبانند. دروغ در جامعه ما وقتی درد آور است که منتقد دروغش اصغر فرهادی باشد و این وقتی زجر آورتر است که خود اصغر فرهادی هم دروغ می گوید یا در دروغ به نفع آثارش مشارکت می کند. شبحی از انصاف در فیلم شما موجود و آن هم رواج دروغ در ایران بود. اما در جدایی نادر از سیمین هیچ راستگویی نبود. واقعاً در جامعه تهران هیچ راستگویی نیست؟ یا آن قدر نبود که شما در داستان بگنجانیدنش و قواره ی داستانتان قناس نشود؟ در فیلم تان ایران سرای دروغ است. ایران جایی است برای رفتن. ایران جایی است برای نماندن. ایرانی جماعت یا دروغ گوست یا در حال راست نگفتن یا در حال ترس از عواقب گفتن واقعیت و فرار از حقیقت. اما یکدفعه در مراسم گلدن گلوب مردم ایران صلح طلب می شوند! مردم ایران خوب می شوند! گل می شوند! بی همتا می شوند. این یعنی چه؟ یعنی مردم ایران خودشان خوبند ولی شرایط ایران خیلی انسان ها را به سمت بی اخلاقی می برد؟ آقای فرهادی! غرب دغدغه این را ندارد که شما فرهنگ ایرانیان را غنی تر کنید. دنیا دغدغه این را ندارد که کشورهای جهان سوم توسعه یافته تر و آزادتر شوند. دنیای دغدغه این را ندارد که حرف حقی زده شود و روحیات و شخصیت های حق طلب آنان سر شوق بیاید. دنیا احمق نیست که فقط به دلایل فنی به شما جوایز گلدن گلوب، مروارید سیاه و خرس طلایی بدهد. خودت هم می دانی از جهت فنی آن قدرها که تحویلت می گیرند فیلم تکی نساخته ای. خودت هم می دانی فیلمت پدرخوانده نیست. همشهری کین هم نیست. کریمر علیه کریمر هم نیست. اصلاً چرا باید بیایند از شما این چنین چهره ای جهانی بسازند؟ از شما هنرمندتر و توانمند تر نبود؟ واقعاً به خیال شما فیلمی از همان جهت فنی که این قدر به آن می بالید، قوی تر، بدیع تر و جذاب تر نبود؟ آن ها دوربین رو دست ندیده اند؟ دکوپاژ تلویزیونی شما را ما نمی فهمیم، آن ها هم نفهمیده اند؟ برای ما سبک و سیاق شما جدید است؛ آن ها هم نمی فهمند فیلم سینمایی شما، ساخت تلویزیونی سریال های خودمان است؟ برای آن ها هم قاطی کردن شهاب حسینی و سر به دیوار کوفتنش بی بدیل است؟ برای آن ها هم پایان باز (Open Ending) داستان شما معرکه است؟ آن ها هم مبهوت بازی رهاتر تلویزیونی بازیگران با خط کشی های کم تر سینمایی شده اند؟ فکر کردید همان خارجی ها نمی فهمند تنها گزینه ی که به قطع ترمه آن را رد می کند، زندگی با پدر دروغگویش در ایران است؟ ترمه یا با مادرش می رود. حتی این که با هیچ کدام زندگی نکند محتمل تر است تا این که با نادر دروغ گو زندگی کند. پایان فیلم باز نیست؛ بلکه گویی شما یک صحنه از انتها را بریده اید، همین. برادر من! فرنگی ها به کیارستمی که در صید جایزه و جشنواره بازی پدرخوانده ای است برای خودش هم بی حساب و کتاب جایزه نمی دهند! به شیرین کیاستمی جایزه دادند. به کپی برابر اصل کیارستمی جایزه دادند. چرا ندادند؟ چون جذاب نبود؟ چون بکر نبود؟ انصافاً منی که از سبک فیلم سازی کیارستمی و شخصیت ایشان اصلاً خوشم نمی آید هم به نظرم آثارش جذاب است. این دو اثر اخیری که نام بردم هم واقعاً خلاقانه است؛ کاری ندارم چقدر با نظرات من مطابقت دارد یا ندارد (که به وضوح ما را سنمی با امثال این بزرگوار نیست). چرا به این همه اثر که در این یادداشت نام بردم جایزه نداده و نمی دهند و نخواهند داد؟ چون به اندازه ی کافی به وطنشان ناروا و نامربوط نسبت نداده اند. چون به اندازه ی شما ضرب شصتشان کاری نبوده و ارزش های جامعه ی ایران را به سخره نگرفته اند. جناب آقای فرهادی! این حرفم از صمیم قلب است! شما قطعاً هم هنرمندید، هم به تعبیری نابغه اید، هم صاحب فنید، هم درد آشنایید، اما انصافتان در حد شخصیت های داستان است. من به عنوان یک ایرانی شما را نماینده ی خودم و کشوری که در آن با میل خود و به انتخاب خود زندگی می کنم، نمی دانم. فیلمتان، پیامش و شخصیت هایش را نماینده ی خودم و همسرم نمی دانم. نماینده ی دوستان و عزیزانم هم نمی دانم. شما را نماینده ی ایران اسلامی نمی دانم. نماینده ی ایران غیر اسلامی هم نمی دانم. اصلاً شما نماینده ی هیچ کشوری نیستید. آقای فرهادی؛ شما به تعبیر روشن فکران غرب زده، جهان وطنی و به تعبیر بنده ی حقیر وطن فروش هستید. شما وطن فروشی محترم و مؤدب هستید. نه! شما آبرو فروش هستید. فکر کرده اید حرف مگویی گفته اید که کسی نمی دیده یا نمی دانسته؟ این همه خبرنگار بی بی سی و دیگرانی که در ایران بوده اند و گزارش های متعدد تهیه کرده اند، این همه جامعه شناس و نخبه ی داخلی و خارجی، کنکاش و کالبدشکافی نکرده اند و گزارش هایش پخش نشده که در جامعه ما چه می گذرد؟ خیر؛ می دانید چرا همه حتی خود من این گونه پای فیلمتان میخکوب شده بودیم؟ حتماً می دانید ولی می خواهم اعتراف کنم که الحق و الانصاف فیلمتان مجذوبم کرد، حتی من منتقد شما را؛ چون تا کنون چنین دروغ باورپذیر و شیرینی در قالب یک فیلم نه شنیده و نه دیده بودم. جناب فرهادی! آقای حاتمی کیا چرا آن نامه را خطاب به آقای میرکریمی و در تقدیر از یه حبه قند و با کنایه به شما نوشت. دیده اید هر کجا می رود از شما انتقاد می کند و برایتان ابراز تأسف؟ همان حاتمی کیایی که به موجب نقدهایش هم از شما بیشتر ناسزا و حرف نامربوط از داخل و خارج شنیده و هم بیشتر آثارش توقیف شده اند. همان حاتمی کیایی که شما فیلم نامه ارتفاع پست را به عنوان اولین کار حرفه ای و مهم سینمایی تان برایش نوشتید. همان حاتمی کیا هم شما برایش فیلم سازی وطن فروش به نظر می رسید. البته بنده نمی دانم ماجرای ویزا دادن به شما یا پناهنده شدنتان (که تکذیب کردید) یا تشابه ظاهری نظرتان با سیمین که در ایران بچه تربیت نمی شود و باید از ایران رفت، تا چه اندازه صحت دارد. فقط این را می دانم که ما ایرانی هستیم. خوشحالیم و خدا را شاکر که در این جا متولد شده ایم. از ایران نه مهاجرت می کنیم و نه فرار. ایران را می سازیم و از هیچ کس هم جایزه نمی خواهیم. ایرانیان را هم نه برترین قوم جهان می دانیم و نه مانند شما موجوداتی دروغ گو، خود گم کرده و مأیوس. البته قبول دارم که امثال شما هم در ایران کم نیستند و این نیز حاصل دسترنج خائنانه ی امثال شماست که بر قشری از مردم که مأیوسند و خودزنی می کنند می افزاید.” آقای فرهادی! خرس طلا، مروارید سیاه، گلدن گلوب و اسکار شما برای ایرانیان وطن دوست، به مثابه جایزه ی صلح نوبل خانم شیرین عبادی است. اتفاقاً او هم شخصیتش در نوع خود شبیه شماست. از جیب ملت و با آبروی ملت خودزنی می کند؛ خود زنی که نه، ملت زنی می کند. یعنی می گوید این مردم مظلومند، بیچاره اند، فلک زده اند، همه چی داغونه، ما چقدر بدبختیم، بیایید به ما حمله کنید. شما نمی گویید حمله کنید، ولی می گویید این مردم ما حیوونی ها مردمان خوبی اند، فقط بیچاره ها مجبوند دروغ بگویند. دست خودشان نیست. فلک زده ها شرایط حاکم بر جامعه مجبورشان می کند دروغ بگویند. تقصیری ندارند. به هر حال زندگی در ایران است و هزار مشکل لاینحل! خلاصه شما سفیر ما نیستید… اصلاً هم خیال نکنید بی شمارید. کاملاً قابل شمارشید. به شمارش ایرانیان وطن فروشید. درود بر شما! عصرایران |
|||
|
|
۱۷:۴۸, ۲۰/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۰ ۱۷:۵۰ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #104
|
|||
|
|||
|
به نام خدا فیلم جدايی نادر از سيمين، با زيرنويس عبری، از شانزدهم فوريه در سينماهای اسرائيل اکران خواهد شد. به گزارش سایت اوباما، آخرین فیلم اصغر فرهادی با عنوان جدایی نادر از سیمین که حائز جایزه گلدن گلاب 2012 نیز شده است، قرار است از 16 فوریه سال جاری در سینماهای سرزمینهای اشغالی پخش شود.برهمین اساس، تبلیغی کوتاه از این فیلم نیز با زیرنویس عبری در سایتهای رژیم صهیونیستی پخش شده که از اکران این فیلم از تاریخ شانزدهم ماه بعد خبر داده است. ![]() یکی از سینماهایی که قرار است فیلم مذکور را پخش کند، "لٍو سینما" ست که در پایگاه اینترنتی خود، از این موضوع خبر داده است گرچه فرهادی در اکران فیلم خود در سرزمینهای اشغالی نقشی ندارد اما سوال اینجاست که چه مفاهیمی در آخرین ساخته فرهادی، از ایران و مردم آن به نمایش گذاشته شده که حتی از سوی رژیم صهیونیستی نیز مناسب پخش برای ساکنان سرزمینهای اشغالی ارزیابی شده است. جا دارد که کارگردان فیلم خوشساخت جدایی نادر از سیمین، این مسئله را مورد بررسی قرار دهد که چرا رژیمی که جنایتهای وحشتناک و بسیاری را در کارنامه خود دارد، این فیلم را برای شهروندان خود مناسب ارزیابی کرده است. گرچه سوال دیگری نیز در این زمینه مطرح است و آن اینکه آیا امکان پخش یک فیلم بدون اجازه سازنده آن در موقعیت جغرافیایی دیگری وجود دارد؟ با توجه به ابراز علاقه مقامات فرهنگی رژیم صهیونیستی به فیلم جدایی، اصغر فرهادی کارگردان نام آشنای کشورمان میتواند مطمئن باشد که فیلم وی به احتمال قریب به یقین یکی از جوایز اسکار امسال را از آن خود خواهد کرد چرا که یهودیان، نفوذ بالایی در تعیین فیلمهای برتر در جشنواره اسکار بازی میکنند. از این پس، این مسئله با اصغر فرهادی است که با تصمیمی خاص، اهداف سیاسی این افراد را ناکام بگذارد. منبع خبر barackobama.ir |
|||
|
|
۲۲:۵۸, ۲۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #105
|
|||
|
|||
|
هر کدام از فيلم ها از ويژگي هاي منحصر به فردي برخوردار بودند اگرچه اخراجي ها مخاطب عام را مورد هدف قرار داده بود و فرهادي تمرکزش بيشتر بر مخاطب خاص بود تا با تاثير گذاشتن بر مخاطبان خود پيام خود را جهاني کند .اما با رقيبان خوبي که جدايي نادر از سيمين داشت اين فيلم به عنوان فيلم منتخب معرفي شد و با فراز و نشيب هاي زيادي در جامعه روبرو شد.
عده اي اين فيلم را بدترين فيلم در نوع خود ميدانند و بعضي هم با رويکردي افراطي به فيلم آن را بهترين فيلم در تاريخ ايران ميدانند اما آنچه اکنون در سينماي ما و با ديد گسترده تر در جامعه ما به آن نيازمند هستيم نگاه همه جانبه به تمام اتفاقات و حوادثي است که با اکران اين فيلم شروع شد و در آن رخ داده است . محاسن و معايب فراواني براي فيلم فرهادي از طرف منتقدان و کارشناسان عرصه سينما بيان شده است و از اينکه يک فيلم ايراني توانسته است به موفقيت هاي چشم گيري در دنيا برسد خوشحاليم و اين آرزوي قلبي همه مردم ايران زمين براي تمام فيلم هاي ايراني است که روزي بتوانند فرهنگ ناب و اصيل اسلامي ايران را براي دنيا نمايش بدهند . اما آنچه در اين نوشته بيشتر از همه اهميت دارد بعضي از رفتارها و صحبت هاي اين کارگردان مشهور است که موجب رنجش خاطر بعضي از مردم ايران اسلامي شده است همان مردمي که فرهادي آنها را در لس آنجلس مردمي واقعا صلح دوست معرفي مي کند .اگرچه ممکن است که براي بعضي ديگر اين رفتارها کاملا عادي جلوه کند اما بايد به اين نکته توجه کرد که پيشرفت ها و موفقيت ها بدون رعايت اصول و مباني اصيل اسلامي براي ايران اسلامي نامي جز شکست نخواهد داشت. جدايي ازارزشها فيلمي غم انگيز است که هرچند کوتاه ولي انسان هاي زيادي را به تامل بر مي انگيزاند و اين بار بر خلاف فيلم جدايي نادر از سيمين فرهادي خود نقش اول اين فيلم را بازي مي کند و در چند سکانس کوتاه داستان زندگي کساني را که با بدست آوردن نعمت ها و موفقيت ها ارزش ها را فراموش مي کنند
فرهادي با به تصوير کشيدن جدايي نادر از سيمين خواسته يا ناخواسته فيلمي غم انگيز از زندگي خود و امثال خود را نيز کارگرداني کرد و نام اين فيلم کوتاه و غم انگيز را جدايي از ارزش هاگذاشت . جدايي ازارزشها فيلمي غم انگيز است که هرچند کوتاه ولي انسان هاي زيادي را به تامل بر مي انگيزاند و اين بار بر خلاف فيلم جدايي نادر از سيمين فرهادي خود نقش اول اين فيلم را بازي مي کند و در چند سکانس کوتاه داستان زندگي کساني را که با بدست آوردن نعمت ها و موفقيت ها ارزش ها را فراموش مي کنند و به تعبير قرآن کريم : (وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَريضٍ : و چون انسان را نعمت بخشيم، روى برتابد و خود را كنار كشد، و چون آسيبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد( فصلت : 51) با توجه به اين نعمت که در اختيار او قرار گرفته بود و فيلم او در جشنواره هاي بين المللي منتخب شده بود قدر اين نعمت را ندانست و با اين گناه علني ثابت کرد که قدردان خوبي براي نعمت هايي که در اختيار او قرار دارد نيست . سکانس اول :جدايي از ارزش ها و گناه آشکارا (وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً:و هر كس، پس از آنكه راه هدايت براى او آشكار شد با پيامبر به مخالفت برخيزد، و [راهى] غير راه مؤمنان در پيش گيرد، وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده واگذاريم و به دوزخش كشانيم، و چه بازگشتگاه بدى است)( النساء : 115) اين آيه درباره كسانى است كه پس از پذيرش اسلام و رسالت پيامبر، به مخالفتِ آگاهانه با دستورات خداوند مىپردازند و راهِ خود را از راه جماعت مسلمين جدا مىكنند وبه كارشكنى و مخالفت آگاهانه با دستورات الهي دامن ميزنند . مخالفت با پيامبر خدا انواع مختلفى دارد، مانند: انكار كل دين، ايمان به بعضى و كفر به بعض ديگر، تحريف، توجيه و حيلههاى شرعى. او در دو جشنواره بين المللي و دست دادن با افرادي که وجهه خوبي در فرهنگ ما ندارند مخالفت خود را به صورت علني با اين احاديث بيان کرد : 1)حسين بن زيد در حديث مناهى از امام باقر(عليه السلام): (كسى كه با زن نامحرم مصافحه كند دچار غضب و عذاب الهي گرديده است. ) (من لايحضره الفقيه, ج 4, ص 14) 2)پيامبر(صلي الله عليه و آله): هر كه با زن نامحرمى دست بدهد, روز قيامت با غل و زنجير به محشر آمده, دستور داده مى شود كه او را به جهنم ببرند.( ثواب الأعمال, ص 283) 3)رسول خدا(صلي الله عليه و آله): اينكه با سوزن آهنين به سر يكى از شما زنند براى وى بهتر است تا به زنى دست زند كه محرم وى نيست. (مجمع الزوائد ج 4, ص 326) فرهادي با اصرار بر علني کردن گناه خود و دست دادن با کساني که در فرهنگ ما مشهور به فحشاء و فساد هستند نقش خود را با جسارت تمام در اولين سکانس فيلم جديد خود ايفا کرد,اما او و امثال او از اين قانون الهي غافل هستند که اميرالمومنين ميفرمايند: «مجاهرة الله سبحانه بالمعاصي تعجل النقم : اگر كسي پرده دري كند و گناه علني كند، خدا زود به او بلا ميدهد (غررالحكم، ص100) او با دست دادن با ايزابلا روسليني در جشنواره برلين و همچنين آنجليا جولي در لس آنجلس علنا ثابت کرد با اينکه نماينده جمهوري اسلامي ايران است و فيلم او يک فيلم ايراني محسوب ميشود هيچ گونه تقيدي به رعايت مسائل شر عي ندارد و اين گناه را علنا در پيش چشمان ميليون ها نفر از مخاطبان و ببينندگان اين برنامه انجام داد. سکانس دوم: جدايي از عزت کارگردان فيلم جدايي جايزه خود را از دست کساني دريافت کرد که به تعبير قرآن کريم فقط ميخواهند او را با زبان راضي کنند اما در دلهايشان نفرت و کينه به او و امثال او موج ميزند: (كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ[/b] : چگونه [براى آنان عهدى است] با اينكه اگر بر شما دست يابند، در باره شما نه خويشاوندى را مراعات مىكنند و نه تعهّدى را، شما را با زبانشان راضى مىكنند و حال آنكه دلهايشان امتناع مىورزد و بيشترشان منحرفند)( التوبة : 8) اين درحالي است که جايزه بهترين فيلم غير انگليسي زبان را توسط يکي از معروفترين شيطان پرستان دنيا (Madonna) فاحشه و خواننده معروف غربي که حدود بيست سال است که جزء فرقه کابالا است که با مراسم و تفکرات شيطان پرستي ارتباط ويژه اي دارد به اين فيلم داده ميشود
با دريافت اين جايزه اين روزها خيلي ها ياد حرف هاي طلايي شهيد آويني افتادند که فرمود: "بنده مخالف شرکت در جشنواره هاي جهاني و دعوت از منتقدان بي المللي نيستم ، امّا مخالف آنم که به ارزيابي جشنواره ها و داوري منتقدان بين المللي ايمان بياوريم. حقيقت آن است که کسب توفيق در جشنواره هاي خارج از کشور ارزشي را اثبات نمي کند.آن ها به تکنيک محض جايزه نمي دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است.تکنيک و محتوا را نيز نمي توان از يکديگر تفکيک کرد و چون چنين است .. پر روشن است که آنها کدامين فيلم را مي خواهند.." اين درحالي است که جايزه بهترين فيلم غير انگليسي زبان را توسط يکي از معروفترين شيطان پرستان دنيا (Madonna) فاحشه و خواننده معروف غربي که حدود بيست سال است که جزء فرقه کابالا است که با مراسم و تفکرات شيطان پرستي ارتباط ويژه اي دارد به اين فيلم داده ميشود. و باز فراموش کرده اند که : (مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ :هر كس سربلندى مىخواهد، سربلندى يكسره از آنِ خداست. سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود، و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد. و كسانى كه با حيله و مكر كارهاى بد مىكنند، عذابى سخت خواهند داشت، و نيرنگشان خود تباه مىگردد)( فاطر : 10) خلاصه کلام اينکه آرزومنديم که عرصه سينما روز به روز موفقيت هاي چشم گيري را در دنيا کسب کند و روزي فرا برسد که فيلم هاي ايراني جزء اولين فيلم هاي دنيا براي همه مردم به نمايش گذاشته شود و مهمترين کار براي عزت در دنيا و فتح سينماي جهاني روي آوردن به فرهنگ اصيل اسلامي و تلاش براي انعکاس ارزشهاست چرا که خداوند فرمود: (وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ: و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند، به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم و در حقيقت، خدا با نيكوكاران است.)(عنکبوت :69) |
|||
|
|
۱۵:۳۳, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #106
|
|||
|
|||
|
"پیشنهاد جالب فراستی در برنامه ی هفت ، به اصغر فرهادی برای اسکار"
فراستی: الان یک نکته دارم که میخوام توصیه کنم به آقای فرهادی ، به عنوان یک هم میهن ، در اسکار اگر جایزه نگرفت که احتمال جایزه گرفتنش زیاد است و اگر جایزه نگرفت و فیلم اسرائیلی جایزه گرفت ، که احتمال میدم من(احتمال میدهد که فیلم اسرائیلی جایزه بگیرد) جایزه اول را به فیلم اسرائیلی بدهند و جایزه دوم را که فیلمنامه باشد به فرهادی بدهند ، من به عنوان یک ایرانی از ایشان میخواهم که آنجا در دفاع از فلسطینیان علیه اسرائیل اعلام موضع کند ، (آنجا) جای این کار هست و مطمئن باشد که این مردم تشکر واقعی خواهند کرد و این موضع یک موضع اصولی هست چون جزو معدود جاهایی است که ایران در مقابل اسرائیل قرار میگرد ، و باید یک بار دیگر گفت که ما با آن جانوران بی همه چیز و جهان خوار در واقع نماد سرمایه کثیف دلالی ،هیچ جای مشترکی نداریم ، من به نظرم در اسکار جای این هست ، اگر دوم شد در واقع اعلام موضع علیه اسرائیل بکند ، این توصیه من هست به آقای فرهادی... تماشای ویدئو : http://www.aparat.com/v/80ce1dba5e40f66b...dad4124994 |
|||
|
|
۱۵:۴۲, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #107
|
|||
|
|||
|
دم آقای فراستی گرم... من ایشونو از نزدیک میشناسم حقیقتا آدم قابل احترامی است و واقعا یکی از شاگردان درست و درمون شهید آوینی است.
|
|||
|
|
۲۰:۲۶, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #108
|
|||
|
|||
|
یه اتفاق جالب افتاده اونم اینه که جدایی ... اصغر فرهادی که تا دیروز تو هر جشنواره از هند و ...... تا گلدن گلوب پا می ذاشت جایزه می گرفت اینبار بفتا 2012 (BAFTA) رو بدون دریافت هیچ جایزه ای ترک می کنه.
یه منبعی که تحلیل می کرده این جشنواره رو میگه که دلیل برنده نشدن جدایی ... نفرستادن دی وی دی این فیلم به اعضای این آکادمی بیان کرده !! بعد از بردن یه میلیون تا جایزه و نهایتاً گلدن گلوب ،این جایزه نبردن که خیلی ها هم شوکه شدن ازش و صد البته اومدن یه فیلم از اسرائیل کنار جدایی.... تو بخش خارجی اسکار ، به نظر می رسه بازی جدیدی (دو سر برد) برای این فیلم که تحت نام ایران عرضه شده شروع شده. |
|||
|
|
۱۰:۵۷, ۲۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۰ ۱۱:۱۹ توسط peimane.)
شماره ارسال: #109
|
|||
|
|||
|
استقبال بي نظير از فرهادي ![]() ![]() پس اونايي كه دم دفاع از فرهادي رو سر مي دادند اينجا كجا رفتن ؟ ![]() |
|||
|
|
۱۷:۱۷, ۲۷/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۰ ۱۷:۲۴ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #110
|
|||
|
|||
|
[سایت بولتن نیوز (
bultannews.com ) که خود را سایتی اصولگرا البته با الگویی فراجناحی و منتقد جدی فتنه و افرادی که به عنوان جریان انحرافی می شناسد، معرفی کرده در یادداشتی درباره آخرین ساخته اصغر فرهادی "جدایی نادر از سیمین" به قلم محمد پورغلامی نوشت: [فرهادي. چند هفته پيش جايزهي برتر جشنوارهي گلدن گلوب به فيلم «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي تعلق گرفت. دريافت اين جايزه بلافاصله با واكنشهاي موافق و مخالف زيادي توأم شد و كماكان نيز ادامه دارد. عدهاي از دوستان، اين رخداد را به مثابه همان برد ايران در مقابل استراليا قلمداد كرده و از صعود فرهادي به مسابقات اسكار خوشحال شدند و آن را باعث افزاش غرور و افتخار ملي دانستند و عدهاي ديگر هم از اين ماجرا ناراحت شدند. [حال یک سوال و آن این است كه چرا و چگونه شد كه فيلم «جدايي...» فرهادي در اين مقطع از زمان، جايزهي بزرگ گلدن گلوب را ميگيرد؟ آيا واقعا اين فيلم به لحاظ شاخصهاي يك فيلم مطلوب، يك اثر فاخر به شمار ميآيد؟ آيا ميتوان ادعا كرد كه اين فيلم بهترين فيلم سينماي ايران بوده و پيش از اين هيچكدام از فيلمها تا بدين حد فاخر نبودهاند؟ اگر نه، پس چرا فيلمهايي نظير خيلي دور خيلي نزديك، آواز گنجشكها، طلا و مس، يه حبه قند و... كه در سالهاي اخير توليد شده و با واكنش مثبت منتقدان و اقبال مخاطبان مواجه شده بودند به اين جشنواره راه پيدا نكردند؟ [/font] يقينا فيلم «جدايي...» يك فيلم كاملا معمولي است. نه تكنيك قابل توجهي دارد و نه به لحاظ محتوا، حرف جديدي براي گفتن. سخن از همان طبقهي جديد مدرن در جامعهي ايراني است و جدال بين سنت و مدرنيته و ايجاد ناهنجاريهاي اجتماعي در شهر درندشتي چون تهران. اما چرا اين فيلم جايزه ميگيرد، اگر بعضي از مخاطبين محترم ناراحت نشوند بايد بگويم به دليل همان استيلاي سايهي سياست بر هنر است. شاهد مدعام تبريك وزارت خارجهي ايالات متحده به فرهادي است. ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا دربارهي فرهادي گفت: «ما موفقیت و تعهد او را نسبت به فرهنگ غنی و مقاوم ایران تحسین می کنیم.» اصلا تا به حال سابقه داشته كه وزارت خارجهي آمريكا كه در حقيقت نبض اصلي سياستهاي بينالمللي اين كشور را رقم ميزند به يك كارگردان تبريك گفته باشد؟! اينكه چرا سياست گلدن گلوب آمريكايي چنين اقتضا ميكند كه فيلم «جدايي...» را به عنوان فيلم برتر معرفي كند هم دلايل مختلفي دارد و دو دليل مهم آن يكي اينكه متأسفانه به دليل دعواي بچهگانهي «اخراجيها» و «جدايي...» و طرفداران آنها، اين فيلم به عنوان نماد هواداران سبز و اپوزيسيون داخلي و خارجي معرفي شد. بي آنكه بدانند تم اصلي فرهادي در اين فيلم در حقيقت نقد همين طبقه از افراد است. فرهادي در «جدايي...» بيش از هر چيز، بيهويتي و سر در گمي طبقهي جديد و مدرن تهران امروز را مورد نقد قرار داده است. يعني طبقهاي كه بيشترين تعداد سبزها در آنها وجود دارد. نقد فرهادي نقد سبزها است. دليل دوم هم آنكه فرهادي آن روايتي از جامعهي ايراني را به تصوير كشيده كه سياستمداران غربي خواهان و راغب آن هستند. تصوير جامعهاي سر در گم، بي هويت، از هم پاشيده، كه انسانهاي آن هر لحظه مانند خروس جنگي به جان هم ميافتند و لاجرم دادگاهها، شلوغترين و پر رفت و آمدترين مكان است و مهاجرت به خارج از كشور، سرنوشت مختوم مردمانش. اين دقيقا همان چيزي است كه سياستمدار غربي دوست دارد از آن به عنوان نماد جامعهي ايراني به جهان معرفي كند. پس بايد هم به اين فيلم جايزه بدهد. بنابراین اگر چند وقت دیگر شنیدید که فیلم «جدایی...» جایزه اسکار را هم گرفت اصلا تعجب نکنید. [b] اكشن. با اين حال با همهي نقدهايي كه به آثار فرهادي دارم معتقدم فرهادي با كارگردانان بي هويتي چون پناهي و رسولاف كه شمشير را از رو كشيده و بر ضد انقلاب كار كردهاند تفاوت دارد. واكنش ما در مقابل فرهادي نيز بايد متفاوت با اين افراد باشد. فرهادي كارگرداني است كه نشان داده از استعداد خوبي در زمينهي سينما برخوردار است. به نظرم ميتوان از او و امثال او استفاده كرد. مشكل ما اين است كه خيلي زود افراد را از خودمان دور ميكنيم. ديگر آنكه بچه حزباللهيها هم به جاي اينكه بنشينند و هي نق و نوق بزنند و به امثال فرهاديها گير بدهند، بهتر است هر چه زودتر در پي تربيت نيروهايي براي اين جبهه باشند. كه امروز، معبر سينما، یک از خطوط مقدم جبههي جنگ نرم است [font=Times New Roman] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی | Silence | 35 | 12,559 |
۴/مهر/۹۵ ۹:۰۹ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| گذشته اصغر فرهادی نماینده سینمای ایران !!! | دیدگاه نوین | 67 | 28,560 |
۱/دی/۹۲ ۱۹:۲۱ آخرین ارسال: Justice Bringer |
|
| اصغر فرهادی بار دیگر به ارزشهای اخلاقی دهنکجی میکند + تص | یاوران مهدی | 21 | 11,758 |
۱۷/آذر/۹۲ ۴:۰۵ آخرین ارسال: هادی... |
|
| «اصغر فرهادی» در دام تئوری «دهکده جهانی» | مصطفي مازح7610 | 0 | 1,228 |
۲۴/تیر/۹۲ ۱۶:۴۱ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|






میخواهم ![[تصویر: 13.jpg]](http://persian-star.net/1390/11/01/gglobe2012/13.jpg)
![[تصویر: 14.jpg]](http://persian-star.net/1390/11/01/gglobe2012/14.jpg)
![[تصویر: 15.jpg]](http://persian-star.net/1390/11/01/gglobe2012/15.jpg)
![[تصویر: 16.jpg]](http://persian-star.net/1390/11/01/gglobe2012/16.jpg)










![[تصویر: 1896_999.jpg]](http://www.barackobama.ir/files/en/news/2012/1/26/1896_999.jpg)

![[تصویر: 623260_orig.jpg]](http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2011/02/623260_orig.jpg)
![[تصویر: 623251_orig.jpg]](http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2011/02/623251_orig.jpg)
