کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فوائد دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (مکیال المکارم)
۱۱:۵۵, ۸/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۱ ۱۶:۴۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
محبّت آن حضرت‏عليه السلام به مؤمنان و محبّت مؤمنان به آن حضرت از مهم‏ترين انگيزه‏هاي دعا کردن براي آن حضرت و درخواست تعجيل فرج آن جناب از پروردگار متعال است.و امّا محبّت آن حضرت‏عليه السلام نسبت به مؤمنين: دسته‏هاي مختلفي از اخبار بر آن دلالت دارد، از جمله:

1 - احاديثي که دلالت مي‏کند: امام نسبت به مؤمنين به منزله والد مهربان و پدر شفيق، بلکه براي آن‏ها از پدر هم مهربان‏تر است.

2 - اخباري که دلالت دارد: شيعيان به منزله برگ‏هايي براي درخت امامت هستند.

3 - رواياتي آمده که: امام به خاطر حزن شيعيانش محزون و در مصايب آن‏ها متأثّر و در بيماري آن‏ها متألّم مي‏گردد.

4 - احاديثي که دلالت مي‏کند: امام‏عليه السلام براي شيعيانش و در حق آنان دعا مي‏کند.

5 - رواياتي دلالت دارد که: امام‏عليه السلام انفال و مانند آن را براي شيعيانش در زمان غيبت مباح نموده است.

6 - اخباري دلالت مي‏کند که: امام‏عليه السلام براي دوستانش دادرسي مي‏کند، موارد بسياري نيز اين امر اتفاق افتاده که بعضي از آن‏ها را در اين کتاب آورده‏ايم.

7 - آنچه دلالت مي‏کند که امام‏عليه السلام در تشييع جنازه مؤمن حاضر مي‏شود.

8 - احاديثي که حاکي از گريستن امامان‏عليهم السلام هنگام گرفتاري دوستانشان و هنگام وفاتشان و غير اين‏ها مي‏باشد که ان شاء اللَّه بر پژوهنده پوشيده نمي‏ماند.


البته محبّت مؤمن نسبت به آن جناب از واجباتي است که حقيقت اسلام و قبولي اعمال با آن حاصل مي‏شود، بلکه براي محبّت آن حضرت تأثير خاصّي هست که ان شاء اللَّه تعالي در بخش هشتم کتاب خواهيم گفت، پس اي دوستان و مشتاقان آن حضرت! براي حبيب خويش دعا کنيد و از خداوند بخواهيد که ديدارش را نصيب شما گرداند.




داشتم کتاب مکیال المکارم رو می خوندم که به این بخش رسیدم اما حقیقتش رو بخواهید دلم نیومد این قسمت رو تنهایی بخونم و ازش رد بشم.

به امید روزی که ما هم از شیعیان مولا علی (علیه السلام) باشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، nasimesaba ، فدک زهرا ، fazel ، ali.khm ، یا ثارالله ، حسن عزتي ، ساقی ، Farzaneh ، viana ، منادی حق ، میثاق ، boghz ، عبدالرحمن ، 135 ، fiftynine ، یاســین ، aboutorab ، m.hossein ، أین المنتظر

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۵۵, ۱۴/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۹:۵۵ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #51
آواتار
59- ثواب خیرخواهی مومن


شايسته است ابتدا قسمتي از روايات را که در اين باره رسيده ذکر کنيم، سپس حصول خيرخواهي را با دعا براي تعجيل فرج مولايمان صاحب الزمان‏ (علیه السلام) بيان نماييم.
در اصول کافي به سند صحيحي از حضرت ابي عبد اللَّه صادق‏ (علیه السلام) آمده که فرمود: بر مؤمن واجب است که در حضور و غياب، خيرخواه مؤمن باشد. [1]

و به سند موثّقي از حضرت ابي عبد اللَّه صادق (‏ع) است که فرمود: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: عظيم‏ترين مردم از لحاظ منزلت نزد خداوند در روز قيامت کسي است که براي نصيحت و خيرخواهي آفريدگان در زمين بيشتر تلاش نمايد. [2]

و به سند خود از حضرت ابي عبد اللَّه صادق (‏ع) آورده که فرمود: بر شما باد که براي رضاي خدا به خيرخواهي در خلق او بپردازيد، که به عملي بهتر از آن او را ملاقات نکني. [3]



علاّمه مجلسي در مرآة العقول فرموده: منظور از نصيحت و خيرخواهي مؤمن براي مؤمن، ارشاد و راهنمايي او به مصالح دين و دنيايش مي‏باشد، و آموختن به او، در صورتي که جاهل باشد و آگاه ساختن او، در صورتي که غافل باشد، و دفاع از او و آبرويش در صورتي که ضعيف باشد، و احترام او در کوچکي و بزرگي‏اش، و ترک حسد و فريب دادنش، و دفع ضرر از او و جلب منفعت به سوي او، و هرگاه نصيحتش را نپذيرد آن‏قدر با او مدارا کند تا قبول نصيحت نمايد، و اگر مربوط به امر دين باشد، از راه امر به معروف و نهي از منکر وارد شود.

{بدون شک مولایمان امام زمان (علیه السلام) نیازی به نصیحت و ارشاد و راهنمایی ما ندارد، غافل و جاهل هم نیست - نعوذ باالله - و احتیاجی هم به امر به معروف و نهی از منکر هم ندارد و حتی این امام است که باید با ما بندگان غافل و جاهل مدارا کند}

مي‏توان خيرخواهي براي رسول و امامان‏ (علیه السلام) را نيز از همين قبيل بدانيم، زيرا که ايشان افضل مؤمنين مي‏باشند. و در شرح فرموده امام (‏ع) که: در حضور و غياب...، گفته: يعني در وقت حضور او همان‏گونه که گفته شد رفتار کند، و در غيابش به وسيله نامه و پيغام و حفظ آبرو، و دفع غيبت، و خلاصه حفظ تمام منافع براي او، و دفع مفاسد از او هر طور که باشد.


اکنون که اين مطالب را دانستي، مي‏گويم: درخواست تعجيل فرج و ظهور براي مولايمان صاحب الزمان (‏ع) اخلاص و خيرخواهي براي بهترين مؤمنين و نيز براي همه آن‏ها است، زيرا که:

اوّلاً : امام (‏ع) بهترين مؤمنين مي‏باشد، و دعا در حقّ او، درخواست خير براي آن حضرت است.

ثانياً : قبلاً گفتيم که فرج و خوشحالي و نصرت و پيروزي براي عموم مؤمنين و دفع بلاها و بيماري‏ها و هموم و غموم آن‏ها به برکت ظهور آن حضرت حاصل مي‏گردد.


__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​____________

[1] کافي: 208:2.
[2] کافي: 208:2.
[3] کافي: 208:2.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا
۱۵:۵۵, ۱۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۱ ۱۵:۵۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #52
آواتار
60- حضور فرشتگان


مجلسي که در آن براي حضرت قائم (‏ع) دعا شود، جايگاهي براي حضور فرشتگان گردد، و همچنين است تمام مجالس دعا، فرشتگان اهل ان مجالس را در دعا ياري مي‏دهند.
دليل بر اين معني چند روايت است، از جمله: در مجلّد اوّل بحار از پيغمبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مروي است که فرمود: اگر به بوستان‏هاي بهشت گذرتان افتاد در آن‏ها به گردش و تنعم بپردازيد.
عرض کردند: يا رسول اللَّه! بوستان‏هاي بهشت چيست؟
فرمود: حلقه‏هاي ذکر، که خداوند را کاروان‏هايي از فرشتگان است که در پي حلقه‏هاي ذکر مي‏گردند. پس هنگامي که به آن‏ها برسند پيرامونشان را مي‏گيرند. [1]
مي‏گويم از اين حديث شريف چند نکته استفاده مي‏شود :
اول :
اين‏که مجالس ذکر از بوستان‏هاي بهشتي است، و اين يا از باب نامگذاري سبب به نام مسبّب است، به جهت اين‏که نشستن در آن مجالس سبب دخول در بهشت مي‏باشد، و يا از اين جهت که آن مجالس در حقيقت بهشت است، يعني: منظور از بهشت دار القرب و جايگاه ابرار و نيکان باشد.
مؤيد اين احتمال علّت آوردن آن حضرت است، اين‏که: خداوند را کاروان‏هايي از فرشتگان است که در پي حلقه‏هاي ذکر مي‏گردند....

دوم:


از اموري که از خبر شريف استفاده مي‏شود، استحباب جمع شدن و گرد هم‏آيي مؤمنين براي ذکر و دعا مي‏باشد.

سوم:

از اموري که از حديث شريف استفاده مي‏شود اين‏که: شرکت کردن و حضور در مجلس ذکر و دعا مستحب است هرچند که به آن اشتغال نورزد.


چهارم:

از اموري که از حديث شريف استفاده مي‏شود اين‏که: نشستن در مجالس ذکر مايه صفاي دل مي‏باشد، بدين جهت

است که فرشتگان با اهل آن مجالس انس مي‏گيرند.

خداوند ما را موفق بدارد و در دنيا و آخرت از آنان قرار دهد.


__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​​____________
[1] بحار الانوار: 205:1.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، فدک زهرا ، yashar1374
۱۲:۴۹, ۱۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۱ ۱۲:۵۱ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #53
آواتار
62- استغفار فرشتگان


و دليل بر اين دو مکرمت روايتي است که در مجلّد اوّل بحار مسنداً از حضرت ابي عبد اللَّه صادق‏ (علیه السلام) آمده که به داوود بن سرحان فرمود: اي داوود! سلام مرا به دوستان و پيروانم برسان و اين‏که مي‏گويم: خداوند رحمت کند بنده‏اي را که با ديگري جمع بشود پس امر ما را مذاکره نمايند که سومي آنان فرشته‏اي خواهد بود که براي آن دو طلب مغفرت کند، و هيچ‏گاه دو نفري بر ياد ما جمع نشوند مگر اين‏که: خداي تعالي به جهت [اجتماع] آنان به فرشتگانش مباهات مي‏نمايد.

پس هرگاه اجتماع کرديد به يادآوري و گفت و شنود امر ما بپردازيد، که در جمع شدن و مذاکره شما احياي امر ما است و بهترين مردم بعد از ما کسي است که امر ما را مذاکره کند و به ياد ما دعوت نمايد. [1] .

وجه دلالت اين‏که پرداختن به دعا براي مولايمان صاحب الزمان‏ (علیه السلام) از بارزترين مصاديق ذکر و ارزنده‏ترين افراد آن است، خداوند ما و ساير مؤمنين را به آن توفيق دهد.



65- خرسندی خداوند متعال


اين دعا از موجبات سرور و رضاي الهي است، زيرا که وقتي مؤمن در حقّ امام خود دعا کند امام خويش را مسرور نموده است، و خرسندي امام‏ (علیه السلام) مايه سرور خدا و رسول اوست، چنان‏که در اصول کافي به سند صحيحي از ابوحمزه ثمالي آمده که گفت: شنيدم حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) فرمود:
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: هرکس مؤمني را مسرور سازد، به راستي که مرا مسرور کرده، و هرکه مرا مسرور کند، در حقيقت خداي را مسرور نموده است. [2]


__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​​​____________
[1] بحار الانوار: 200:1.
[2] کافي: 188:1.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا
۹:۲۸, ۱۷/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۱ ۹:۲۹ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #54
آواتار
66- خرسندی خداوند متعال


دليل بر اين معني - اضافه بر آنچه گذشت - فرموده امام صادق‏ (علیه السلام) به مفضّل بن عمر مي‏باشد که فرمود: چنين نداند کسي از شما اگر بر مؤمني سروري داخل کرد که تنها او را مسرور نموده، بلکه به خدا قسم بر ما سرور وارد کرده، بلکه به خدا قسم بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد کرده است. [1] .

و نيز دلالت مي‏کند بر اين معني فرمايش آن حضرت به ابوبصير که در اصول کافي روايت گرديده: واللَّه هرآينه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از روا شدن حاجت مؤمن از خود مؤمن خوشحال‏تر مي‏شود. [2] .

مي‏گويم وجه دلالت اين‏که: حاجت چيزي است که انسان براي جلب منفعت يا دفع مضرّتي از شخص ديگري طلب نمايد.
و در {همین تایپک} گفتيم که مولايمان صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - از عموم اهل ايمان حاجتي خواسته که در هر زمان بر انجام آن توانايي دارند.
آن حضرت چنين فرموده: و بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج... سپس نهايت لطف و مهرباني خودش را نسبت به آنان بيان کرده که: همان فرج شما است، تا دلالت کند بر اين‏که درخواست اين حاجت براي خود مردم است و عوايدش به خودشان باز مي‏گردد.
خلاصه اين‏که: تمام آنچه بر قضاي حاجت مؤمن مترتب است - از ثواب‏هاي گوناگون و آثار ارزنده - بر بسيار دعا کردن براي تعجيل فرج مولاي ما صاحب الزمان (‏ع) به طريق اولي مترتّب مي‏باشد.


67- خرسندی خداوند متعال



اين دعا بهترين اعمال به سوي خداي تعالي است، زيرا که موجب خوشحالي امام و پيشواي مؤمنين و افضل آنان مي‏باشد. و در اصول کافي روايت شده که حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) فرمود: خداوند به هيچ چيزي عبادت نشد که نزد او خوشايندتر باشد از خوشحالي رساندن به مؤمن. [3] .

و نيز در همان کتاب است که از حضرت ابي عبد اللَّه صادق (‏ع) روايت شده از پدرش ازعلي بن الحسين (‏ع) که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: همانا محبوب‏ترين کارها نزد خداوند - عزّوجلّ - خوشي رساندن به مؤمنين مي‏باشد. [4] .


__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​​​​____________
[1] کافي: 188:1.
[2] کافي: 195:1.

[3] کافي: 188:1.
[4] کافي: 189:1.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا
۱۹:۴۰, ۱۸/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۱ ۱۹:۴۲ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #55
آواتار
68- حکومت در بهشت



در کافي از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) روايت آمده که فرمود:

از جمله چيزهايي که خداوند - عزّوجلّ - به بنده‏اش موسي‏ (علیه السلام) مناجات کرد اين بود که فرمود: همانا بندگاني براي من هستند که بهشت خود را بر آن‏ها مباح نمايم و در آن ايشان را حکومت دهم.

موسي گفت: پروردگارا! اين‏ها کيانند که بهشت را بر آن‏ها مباح نمايي و در آن حکومتشان دهي؟

فرمود: هرکس به مؤمني خوشحالي برساند.... [1]

و نيز به سند صحيحي از حضرت ابي عبد اللَّه صادق‏ (علیه السلام) است که فرمود:


خداي - عزّوجلّ - به داوود وحي فرمود: همانا بنده‏اي از بندگانم حسنه‏اي انجام دهد که بهشت خود را بر وي مباح سازم.

داوود (علیه السلام) عرضه داشت: پروردگارا! آن حسنه کدام است؟

فرمود: بر بنده مؤمنم سرور و خوشحالي وارد نمايد، هرچند به وسيله يک دانه خرما.

داوود عرضه داشت: پروردگارا! شايسته است آن‏که تو را شناسد اميدش را از تو نبُرد. [2]


69- به آسانی به حساب او رسیدگی می شود و مونس مهربان در عالم برزخ است


بر اين دو مکرمت دلالت مي‏کند روايتي که در اصول کافي به سند صحيحي از سدير صيرفي آمده که گفت:
حضرت ابوعبد اللَّه صادق (‏ع) ضمن حديثي طولاني فرمود: هنگامي که خداوند مؤمن را از قبرش برانگيزد، صورتي با او خارج شود که پيشاپيش وي راه رود، که هرگاه مؤمن يکي از اهوال قيامت را بنگرد آن مثال به او گويد: هراسان و غمگين مباش، مژده باد تو را به خوشي و کرامت خداي - عزّوجلّ - تا ا ينکه در پيشگاه خداي - عزّوجلّ - بايستد پس به آساني او را محاسبه نمايد و به سوي بهشتش فرمان دهد، در حالي که آن صورت پيش روي اوست.
مؤمن به آن گويد: خدايت رحمت کند چه خوب کسي بودي که از قبر همراهم درآمدي و همواره مرا به شادماني و کرامت الهي مژده دادي تا آن را ديدم.
پس از آن گويد: تو کيستي؟
مي‏گويد: من همان شادماني و سروري هستم که در دنيا بر برادر مؤمنت وارد کردي. خداي - عزّوجلّ - مرا از آن سرور آفريد تا تو را مژده دهم. [3] .


مي‏گويم : توضيح استدلال اين‏که مکرر بيان کرده‏ايم که بدون ترديد مولاي ما صاحب الزمان و پدران بزرگوارش (‏ع) بر اثر دعاي مؤمن براي تعجيل ظهور و فرج مولايمان صاحب الزمان‏ (علیه السلام) خوشحال و مسرور مي‏شوند. بنابراين به نحو تامّي تمام آثاري که بر خرسند کردن مؤمنين مترتب است بر اين دعاي شريف مترتّب مي‏گردد.




__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​​​​​____________
[1] کافي: 188:1.
[2] کافي: 189:1.

[1] کافي: 190:1.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا
۹:۱۱, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #56
آواتار
70- بهترین اعمال


چون اين عمل موجب سرور بهترين اهل ايمان است، و شادمان نمودن مؤمن - بعد از نماز - بهترين اعمال مي‏باشد.

دليل بر اين معني روايتي است که در جلد دهم بحار، به نقل از کتاب مناقب از حضرت حسين بن علي (‏ع) روايت شده که فرمود: به يقين جدّم پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: بهترين اعمال بعد از نماز، ادخال سرور بر دل مؤمن است به چيزي که گناه در آن نباشد، که من غلامي را ديدم با سگي هم‏غذايي مي‏کند. درباره اين کار از او پرسيدم.

گفت: اي فرزند رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)! من غمناک هستم و با خوشحال کردن اين سگ خوشحالي مي‏کنم، زيرا که صاحبم يهودي است مي‏خواهم از او جدا شوم.

پس حسين‏ (علیه السلام) نزد صاحب او رفت و دويست دينار قيمت غلام را نزد او برد.

يهودي عرضه داشت: غلام فداي قدمت! و اين باغ براي او باشد و پول را به شما بازگرداندم.

امام (‏ع) فرمود: من هم پول را به تو بخشيدم.

عرض کرد: پول را قبول کردم و آن را به غلام بخشيدم.

حسين‏ (علیه السلام) فرمود: غلام را آزاد کردم و تمام اين‏ها را به او بخشيدم.

آن‏گاه همسرش گفت: من مسلمان شدم و مهريّه‏ام را به شوهرم بخشيدم.

يهودي گفت : من نيز مسلمان شدم و اين خانه را به همسرم بخشيدم. [1]


71- مایه زوال غم

از روایت فوق مکرمت ديگري نيز استفاده مي‏شود و آن اين‏که خوشحال کردن مؤمن مايه زايل شدن غم و اندوه او نيز مي‏گردد، و از جهت ديگري شادماني و نشاط هم حاصل مي‏شود. شاهد بر اين، تقرير و امضاي امام‏ (علیه السلام) و کوشش کامل به خاطر آن است. - که در حديث فوق آمده است - به اضافه مقتضاي عدل الهي و پاداش کار نيک نسبت به برادر ديني همين است.



__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​____________
[1] بحار الانوار: 194:44؛ و مناقب: 229:3.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا
۹:۴۸, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #57
آواتار
72- دعا در عصر غیبت بهتر از زمان ظهور است




دليل بر اين معني روايتي است که در اصول کافي و غير آن از عمّار ساباطي آمده که گفت:

به حضرت ابي عبد اللَّه صادق (‏ع) عرضه داشتم: کدام يک بهتر است، عبادت پنهاني با امام پنهان شده شما در دولت باطل، يا عبادت در دوران ظهور حق و دولت آن با امام آشکار از شما؟

فرمود: اي عمّار! به خدا! که صدقه در سرّ از صدقه آشکارا بهتر است. همين‏طور به خدا قسم! عبادت شما در پنهاني با امام پنهانشان در زمان دولت باطل و با ترس از دشمنتان و يا صلح با او، بهتر است از کسي که خداي - عزّوجلّ - را در زمان ظهور حق با امام برحقّ ظاهر در دولت حق عبادت نمايد. و عبادت توأم با ترس از دولت باطل همچون عبادت و امنيت در دولت حق نيست.

و بدانيد که هرکس از شما در اين زمان نماز واجب خود را در وقتش به جماعت و به طور کامل بجاي آورد و از دشمنش کتمان نمايد، خداوند ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گزارده شده را براي او بنويسد.
هرکس از شما که در اين زمان نماز واجبش را فرادي و در وقت خود به طور کامل و درست ادا نمايد، خداوند - عزّوجلّ - ثواب بيست و پنج نماز واجب فرادي براي وي بنويسد.
و هرکدام از شما که يک نافله را در وقتش به طور کامل بجاي آورد، خداوند برايش ثواب ده نماز نافله بنويسد.
هرکس از شما کار نيکي انجام دهد، خداي - عزّوجلّ - چند برابر خواهد ساخت، به شرط اين‏که حسن عمل داشته باشد و نسبت به دين و امام و جان خود تقيّه را به کار بندد و زبانش را حفظ کند، همانا خداي - عزّوجلّ - کريم است.

عرضه داشتم: فدايت شوم، به خداي قسم! مرا بر عمل تشويق فرمودي و برانگيختي، ولي دوست دارم بدانم چگونه است که ما اعمالمان از اعمال اصحاب امامي که ظاهر باشد در دولت حق بهتر است و حال آن‏که همه يک دين داريم؟

فرمود: شما در گرويدن به دين خداي - عزّوجلّ - و به نماز و روزه و حجّ، و به هر کار نيکي و دانشي، و به عبادت خداي - عزّ ذکره - پنهاني از ترس دشمنتان از آنان پيشي گرفته‏ايد، با امام پنهان شده خود و مطيع او هستيد، و مانند او صبر مي‏کنيد، و به انتظار دولت حق به سر مي‏بريد، در حالي که بر امامتان و بر جانتان از زمامداران ستمگر مي‏ترسيد، حقّ امامتان و حقوق خودتان را در دست ستمگران مي‏بينيد که از دست شما گرفته، و به کشت دنيا و کسب معاش وادارتان نموده‏اند، با وجود صبر شما نسبت به دين و عبادتتان و اطاعت امامتان و ترس از دشمنتان، پس براي اين جهات است که خداوند - عزّوجلّ - ثواب اعمالتان را چند برابر قرار داده است که گوارايتان باد.

عرض کردم: قربانت گردم، بنابراين آرزو نکنيم [به نظر شما] اين‏که از اصحاب قائم باشيم و حق آشکار گردد، با اينحال که ما امروز در زمان امامت و با اطاعت شما ثواب اعمالمان بهتر از اصحاب حق و عدل مي‏باشد؟
فرمود: سبحان اللَّه! آيا دوست نمي‏داريد که خداوند تبارک و تعالي حق و عدل را در بلاد ظاهر کند، و خداوند وحدت کلمه پديد آورد، خداوند بين دل‏هاي مختلف و پراکنده الفت دهد، و خداي - عزّوجلّ - در زمينش معصيت نشود، و حدودش در خلقش اجرا گردد، و خداوند حق را به اهلش بازگرداند؟ پس حق آشکار شود تا هيچ قسمتي از حق از ترس احدي از خلق مخفي نماند، به خدا قسم! اي عمّار! هيچ کس از شما در اين حال که شما داريد نميرد مگر اين‏که نزد خداوند از بسياري از شهداي بدر و احد بهتر باشد پس شما را مژده باد. [1] .


مي‏گويم: بدين جهت تمام اين حديث را آورديم که بر فوايد بسيار و امور مهمي مشتمل است. و وجه دلالت فرموده امام‏ (علیه السلام) است که: همين‏طور به خدا قسم! عبادت شما در پنهاني.... زيرا که دعا از بهترين و مهم‏ترين عبادت‏ها است. [2] .

به خصوص دعا در حق صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف -، چنان‏که براي دقت کنندگان در قسمت‏هاي مختلف کتاب {مکیال المکارم
} معلوم مي‏گردد.




__________________________________________________​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​____________
[1] کافي: 333:1.
[2] کليني در اصول کافي: 466:2، باب فضيلت دعا و تأکيد بر آن، به سند صحيحي از زراره از حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) آورده که فرمود: خداي - عزّوجلّ - مي‏فرمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ»؛
همانا آنان که از پرستش من سر برافرازند، زود است که با سرافکندگي داخل جهنم شوند.
فرمود: [منظور از پرستش] دعاست و بهترين عبادت دعا است.
عرض کردم: کلمه اوّاه در فرموده خداوند: «إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ عَلِيمٌ»، معنايش چيست؟
فرمود: اوّاه يعني بسيار دعا کننده. (مؤلف).
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel
۱۴:۵۷, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #58
آواتار
سلام


با توصیه شما ، در حال خوندن کتاب مکیال المکارم هستم اما نمیدونم سوالاتی رو که در مورد بعضی از متن های کتاب دارم کجا باید بپرسم؟


(ببخشید نمیدونم این مطلب رو کجا باید میذاشتم امااین جا رو مرتبط ترین جا با کتاب مکیال المکارم دونستم! ، اگر لازم به حذف هست ، حذف بفرمایید اما پاسخم رو بفرماییدSmile با تشکر )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی
۱۵:۰۱, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #59
آواتار
(۲۰/تیر/۹۱ ۱۴:۵۷)azade نوشته است:  سلام


با توصیه شما ، در حال خوندن کتاب مکیال المکارم هستم اما نمیدونم سوالاتی رو که در مورد بعضی از متن های کتاب دارم کجا باید بپرسم؟


(ببخشید نمیدونم این مطلب رو کجا باید میذاشتم امااین جا رو مرتبط ترین جا با کتاب مکیال المکارم دونستم! ، اگر لازم به حذف هست ، حذف بفرمایید اما پاسخم رو بفرماییدSmile با تشکر )


با سلام
لطف کنید و سوالاتتون رو همین جا مطرح کنید اگر تونستم در حد وسع اطلاعات ناچیزم بهتون کمک می کنم اگر هم نتونستم سعی میکنم مرجع مناسب رو جهت پاسخگویی معرفی کنم.
با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۰:۱۰, ۲۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #60
آواتار
متشکرم
اولین سوالم در مورد قرآن هست
یکی از خصوصیاتی که برای حضرت صاحب الامر گفته شده ، آوردن قرآن اصلی هست که حضرت علی (علیه السلام ) اون رو جمع آوری کردند
برداشت من از چند نمونه حدیثی که در کتاب بود ،این بود که قرائت ما از قرآن ، حداقل در بعضی موارد، اشتباه هست و این به نحوی تحریف قرآن هست، نیست؟ Huh
یا اینکه فقط اسم ابولهب رو باقی گذاشتند و اسامی دیگر رو حذف کردند...
در صورتی که قرآن ، به زبان خود قرآن کریم، از تحریف مصون هست؟
چیزی که من در مورد قرآنی که دست حضرت بود خوندم (از یکی از کتابهای علامه عسکری، نقش ائمه در احیای دین) این بود که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در کنار کتابت قرآن، تفسیری که حضرت میفرمودند هم یادداشت میکردند و درواقع تفسیر و خود آیات از هم جدا نبودند اما این خلفا بودند که این قسمت ها رو جدا کردند ، چون با این تفسیرها ، هم خودشون رسوا میشدند ، هم در آیات زیادی شخصیت قریش مشخص میشد و در واقع امتیازی که به وسیله اون خلافت رو غصب کرده بودند ، از بین میرفت و ....
این قسمت شاید بتونه پاسخ این باشه که اسامی که حذف شده نه از خود آیات که از تفسیر آیات بوده اما قرائت دیگه که باعث میشه، معنای اون تحریف بشه و حتی به دلیل خاصیت صرف و نحو عربی در واقع این قرائت اشتباه، بعضا از نگارش اشتباه هست ، پس مساله مصونیت از تحریف چی میشه؟
این اعتقاد که "این قرآنی که ما داریم ، از نظر متن آیات و نه در برداشتن تفسیر، همون قرآنی هست که زمان پیامبر بوده و بر پیامبر نازل شده" چطوری قابل جمع با این احادیث هست ؟ (آیا اساسا این اعتقاد درست هست؟ )
باتشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا ، nasimesaba ، علی 110 ، m.hossein
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  صدقات ما برای سلامتیِ امام زمان ali1455 0 995 ۱۲/اسفند/۹۶ ۲۳:۱۶
آخرین ارسال: ali1455
  تا رسیدن به محضر امام زمان : شناخت مادر امام مصباح 5 3,038 ۳/اسفند/۹۴ ۱۱:۲۹
آخرین ارسال: مصباح
  انسان‌ها در برابر وجود مقدس امام عصر(عجّل الله تعالي فرجه) جواد مخبریان 1 1,856 ۳۰/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۴
آخرین ارسال: جواد مخبریان
Lightbulb (B)ساخت مسجدی به دستور امام زمان عجل الله (روایتی از یک معجزه) oO DaViD Oo 1 2,881 ۱۷/فروردین/۹۴ ۱۷:۰۸
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
  دانلود مداحی ها و نواهای مذهبی در مورد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جویای حقیقت 57 37,353 ۲۹/اسفند/۹۳ ۰:۴۸
آخرین ارسال: جویای حقیقت
  دلایل دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) Farzaneh 8 4,220 ۶/دی/۹۳ ۲۱:۲۸
آخرین ارسال: Farzaneh
  (A+)صفتی که تمام یاران امام زمان دارند و صفتی که هیچ یک از یاران امام زمان ندارند!!!!!!!! علی 110 4 21,764 ۲۴/آبان/۹۳ ۹:۴۵
آخرین ارسال: راوی110

پرش در بین بخشها:


بالا