|
شیطان شناسی و جن شناسی
|
|
۱۴:۵۱, ۲۱/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۸۹ ۱۵:۰۹ توسط جوینده حق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نظرم یکی از مهم ترین چیزهایی که نیاز هست . شناخت دشمن اصلی همون شیطان . حقه ها و ترفندهاش هست .
شیطان می خواد که ما اون رو به رسمیت نشناسیم و اون رو به عنوان دشمن قبول نداشته باشیم . و امروزه که اغلب جن ها رو موجودات خیالی و بی پایه ای می شناسن حیفه که مستقیم و در حد وسیعی به این موضوعات در مورد دشمن پرداخته نشه . |
|||
|
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۵۲, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آذر/۹۲ ۲۱:۲۸ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
(۱۸/آذر/۹۲ ۱۱:۰۳)sadegh313 نوشته است: ببینید اصلا اینجوری نیست. من گفتم که اینها فلسفه شون تماما در درخت زندگی هست و ما باید فلسفه اینها رو مطالعه کنیم همونطور که اونا فلسفه ما رو مطالعه کردن و آلوده کردن به خرافه. با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز ببخشید اگر کمی راحت تر نظر خودم را عرض می نمایم. ولی به نظرم شیوه طرح برخی سخنان شما روشی غیر دقیق و سست بیان است که متاسفانه برخی سخنرانان ما هم،گاهی عادت دارند بعضی از آن ها را تکرار نمایند. تنها چند شباهت محدود را یافت می نمایند و به دنبال ربط هر چیز به هر چیز با همین نکات مبهم هستند. نماد شناسی خیلی عمیق تر از این حرف هاست و در ملت ها و ادیان قدیم برای هر نمادی یک فرهنگ خاص خودش را موجود بوده است. به عنوان مثال همین نماد چلیپا از عمیق ترین تفکرات توحیدی سرچشمه می گیرد و در احایث ما هم به حضور چهار عنصر اصلی عالم که بنیان حداقل حهان ماده بر آن ها نهاده شده است اشاره شده که تاییده ی عقلی و نقلی و عرفانی فراوانی دارد. درحقیقت تک به تک این نمادها هیچ ربطی به گروه های مخفی و ماسون ها و .... ندارد. این یک تفکر ساده اگارانه و بهتر بگویم بچه گانه بود که عده ای متاسفانه در ذهن برخی جوانان ما فرو بردند. قبل از اینکه مجامع مخفی و ایلومناتی ها و فراماسونرها یا گروه های دیگر مخفی بخواهند این کارها را انجام دهند این نمادها هویت تفکری عرفی و دینی خیلی ها را تشکیل می داد و از آن جا که ماسون ها علاقه دارند نمادهای قدرت را از آن خود نمایند دست به تحریف این هویت های عمیق تاریخی با عنوان میراث خود زدند. هیچ نماد قدرتی به اصاله مربوط به این ها نیست و این شیاطین انسی و جنی در حال القاء این موضوع هستند که هم راههای مخفی زیادی را می دانند و هم قدرت کنترل آن ها را دارند؛ که این رویه با آشکارسازی خیالی برخی مطالب تشدید همه شده است (برخی می گویند ماسون ها دستشان رو شده است..بیچاره ها!!!). البته حقیر منکر نمی شوم که برخی برزگان این ها به واسطه ی پاره ای ارتباطات به محمل های خاصی از قدرت های ماوراء الطبیعی رسیده اند که قرآن هم به آن اشاره دارد؛ اما اصل این ها سرقت از اندیشه های توحیدی بوده است که نخست سرقت و بعد تحریف شده است. حتی جادوی به معنای دقیقش نه ابزار تخریب بلکه مجاری طبیعی بوده است که امورات عامه در آن جاری بوده است و عده ای با القائات شیطان اقدام به دست برد آن زدند که خیلی در این باره حرف است. بزرگان ما از این امور زندگی حقیقی را پیش می بردند. خیلی از بیچارگی ها بشر امروز در یافتن علم های بی نتیجه ی مدرن به خاطر نداشتن ظرفیت استفاده از علوم ماورائی است که ان شاء الله با ظهور حضرت عج این بساط گسترده می شود و فاصله این عالم و عوالم دیگر در هم تنیده می شود. چند نمونه عرض کنم: همین بازی اساسن کرید؛ اینگونه القاء می نماید که اسماعیلیه اصل قدرتش را از معبد های بیت المقدس گرفته است و یک گروه مخفی قدرت طلب بوده است که همه هستی اش را وامدار ربایش از دیگران است. اما کمتر کسی اندیشه می کند که حسن صباح و گروه اخوان الصفاء چکیده ای از بزرگترین متفکران و عالمان عصر خود را که اتفاقا ظاهرا متدین به تفکری اهل البیتی بوده اند جمع نموده که در آن حکومت های سنی متعصب، راهی زیر زمینی گشودند تا راحت تر مطالبشان رد و بدل شود. بنده قضاوت نمی کنم که آیا این ها موفق بودند یا نه و اسماعیلیه کنونی را اصلا خارج از ایشان می دانم ولی بسیاری از رساله های شان حاوی مطالبی عمیق است که کمتر کسی جز حکمای ما به اهمیتش پی می برد. بنده الان سراغ دارم مطالبی که غربی ها به خود نسبت می دهند اما ریشه اش همین کتاب ها است. این مطالب یک نماد قدرت کسانی بود که اتفاقا به اهل البیت ع هم اعتقاد داشتند و الان ماسون ها آن را از خویش کردند. از همین دست عرفان کابالاست که این هم نادانسته پیرامونش سخن رانده می شود. این عرفان اساسش مفاهیمی است که در هر جهان بینی دینی یافت می شود و بی تردید اصلش سخنان کم نظیری نهفته دارد. اما در طی زمان ها و به واسطه ی نفوذ قدرت طلبان شیطان منش یهودی دچار انحرافات متعددی شد. با این وجود ریشه اصلی اش بر مبنای نماد های الهی بنا شد. همینطور بوداییان و هندوها و تائوئیست ها و ....اینکه از این عرفان ها یک جنبه ی شیطانی محض ساخته شود باعث می شود که به برخی مفاهیم دینی جنبه ی شیطانی داده شود و بلکه این مفاهیم را ماسون ها از آن خود بدانند که خطر اصلی همینجاست. مثلا تثلیث که در قرآن هم نفی شده است حاصل تحریف مطالبی است که کم تر عارفی به عمق شهودش نایل می شود. فقط کلام معصوم ع که می فرماید عالم بر سه صفت ذاتی علم و قدرت و حیات بنا نهاده شده است که اتفاقا همین صفات در تفکر هندی با ست-چیت-اننده نام برده شده است و این اندیشه سه گانه در یونانیان و روم ها(ژوپیتر و ژنو و...) هم پیدا می شود که ما حصل آن تثلیث مسیحی شد. اگر قرار باشد با نام رد تثلیث همه ی سه تایی ها(زرد-آبی-قرمز) دینی را نفی کنیم نخست احادیث معتبره ی شیعه در سه اقلیم مندمج در هم صفات ذاتی الهی زیر سوال است. چه بگویم که عده ای ناخواسته دارند همه چیز اندیشه ی ناب توحیدی را فدا می کنند و ماسون ها را نه تنها به اندیشه ای عمیق منتسب می کنند بلکه دیگر از خویش هم جسارت باور دین حقیقی را می گیرند. به هر صورت سخنم اصلا این ها نبود. این جمله ی آخر شما که فلسفه ی اسلامی را آلوده دانستید جای بحث دارد. بزرگان کتب ابن سینا و شیخ سهروردی و ملاصدرا که سه بنیان اصلی تفکر فلسفی اسلامی هستند را، عمیقا در راستای اسلام ناب محمدی ص می دانند و اینکه این ها آلوده به خرافه شوند بسیار جای تعجب دارد. دقیقا می فرمایید که منظورتان چه بوده است و مصداقی کامل و با ذکر منبع پیرامون این سخن ارائه دهید؟ تشکر از شما (۲۰/آذر/۹۲ ۲۱:۲۳)sadegh313 نوشته است: ببینید تضاد که نمیشه گفت داره ولی به یک نوع دیگه دارن این موضوع رو مطرح میکنن (شباهت داره به فلسفه برخی از این فلاسفه خودمون که تقدیسشون میکنیم عجب! شما پس فهمیدید که در مراحل بالا این ها منحرف هستند؟ لطفا اگر می شود مصداق و منبع این سخنتان را بفرمایید؟
(۲۰/آذر/۹۲ ۲۱:۲۳)sadegh313 نوشته است: من میخاستم این رو جداگانه تو بحث دیگه ای مطرح کنم ولی حالا که فرمودید چیه باید توضیح بدم: می دانید که ابجد و علم حروف در احادیث ما مطرح شده است و اینگونه علوم و مشابهش به پیامبران ع نسبت داده شده و اصلا بزرگان ما بر مبنای این ها دستور عمل و جهان شناسی بنا می نهادند و کتاب جفر اعظم هم که مطالب آینده دارد مربوط به حضرت زهراء س است. کلا این حروف و کلمات یک مبنای عمیق حکمی دارند که دنیاهایی را جلوی انسان می گشاید. هر کلمه از مامن غیب نازل می شود و منطبق بر حقیقت اش است که با ارزش ابجدی مختلف حروف می شود ارتباط بین حقایق را یافت. این الف هم که حدیث داریم معصوم ع، نقطه و الف را منتسب به خویش می کند که شرح عرفانی چرایی اش مفصل است.
به نظرم اینگونه نقد شما خیلی جای تامل دارد. امکان دارد به جای پرداختن به شاخه های متفرقه، یک مطلب را با مدارک و استدلالات کافی، به طوری که هر عقل سالمی بپذیرد دنبال کنید و اشکالاتش مطرح شود و جلو بروید؟ اینگونه که تنها بیان چند شباهت است اصلا محکم و مستدل سخن گفته نمی شود و به وهمیات احتمالا منتهی شود. |
|||
|
۱۹:۰۳, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آذر/۹۲ ۱:۴۹ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
نقل قول:اینگونه القاء می نماید که اسماعیلیه اصل قدرتش را از معبد های بیت المقدس گرفته استبرخی تاریخ نویسان جور دیگه ای هم توضیح داده اند -(مثلا میگن بز رو برای جشنی افتضاح!!! میاوردند و قربانی میکردند و ..... ) قبلا برام سواله بود چرا به این شدت مفاهیم این ها رو زیر سوال میبرند ----------------- به همه دوستان توصیه میکنم دوباره این قسمت از حرف آقای حسن .س رو بخونین خیلی از بیچارگی ها بشر امروز در یافتن علم های بی نتیجه ی مدرن به خاطر نداشتن ظرفیت استفاده از علوم ماورائی است که ان شاء الله با ظهور حضرت عج این بساط گسترده می شود و فاصله این عالم و عوالم دیگر در هم تنیده می شود. ------------------ نقل قول:شاید فکر کنید مسخرس !! ولی به جرات میگم که کل فلسفه صهیونیسم از همین درخت زندگیه و بس!!اگه طرز تفکری متفاوت باشه دلیل به مسخره بودنش نیست نقل قول:مگه من گفتم مسخره هست؟؟! آقای صادق زیاد سخت نگیرین، متن یکی از دلایل اصلی سوء تفاهمه نقل قول:مار هم تا اونجا که میدونم در اکثر مواقع سمبل شیطان (یا وسوسه گر) بوده و ربطی به کلیسا و نظر اونها نداره. چون قبل از اونا هم از این نماد زیاد استفاده شده و اگر در مواردی نماد صحت و زندگی دوباره بوده خیلی کم بوده مار نماد مشترک دو عنصر آب و خاکه،مثلا ماری که دور هسته کیهانی پیچیده یا اینکه دمش رو گاز گرفته مفهوم زاینده و نو کننده حیاتِ، به خاطر همون پوست اندازی دوقطبی بودن هستی ، مرگ از زندگی می تراود و زندگی از مرگ، به خاطر پنهان شدنش در خاک (جهان زیر زمین)مار رو موجودی مافوق انسان که از ارواح مدد میگیره تصور شده در تمدن سومر به خاطر اینکه گیاه جاودگانی رو در عوض انسان خورد"ماری مگر بوی گیاه شنید. پیش خزید و گیاه تمام بخورد.پوست کهنه به دور افکند و جوان شد"لوح 11 گیل گمش ریشه اوستایی (mar) اون هم مفهوم مردن داره ، اژدهاک هم مفهوم منفی اش بوده اما در اسامی مختلف شیطان هم اینو دیدم که مثلا : ماره ، ابدون ، شیطان ، سطانائيل و............ این هم دو نمونه از جیرفت یکی این کوزه که مار دورش پیچیده(اغلب با مرده دفن میکردند) ![]() این هم یک نمونه سنگی ![]() در برخی آثار دیگه هم هست که نقش منفی داره در حال جنگیدن در خارج از قلمرو -مثلا در آب- نمونه های دیگه هم دارند که در مراسم ها در دست میگرفتند نقل قول:و این رو هم بگم که ما داریم در مورد جن شناسی صحبت میکنیم و حدیث ها و آیات تقریبا کم هستن در این مورد.اتفاقا قرآن به روشنی همه چیز رو برای ما توضیح داده، حتی دقیقا تقسیم بندی شده است (که همه باهاش آشنا هستند /مثلا عفریت -که مفهوم در خدمت حضرت سلیمان بودن رو میده-عفر ریشه در خاک داره- ) تازه کار بردی هم بودند - جفان كالجواب- روایات که درمورد این موضوع داریم به شدت عجیب ِ و کار آدم بی سوادی مثل من نیست که حتی بخوام مطرحش بکنم، پیشنهاد میکنم شما هم با احتیاط سراغشون برین نقل قول:مار یکی از نشانه های شیطان هست در آیات و احادیث اسلام و این میتونه مهره سودمندی باشه برای ما که مسائل رو کمی بهتر توجیه کنیم (البته نسبی و نه مطلق)لطفا این مورد رو بگین که در کجای قرآن دقیقا نشانه شیطان بوده؟اگه منظورتون ماجرای حضرت موسی کلیم الله هست فکر کنم اشتباه تفسیر کردین نقل قول:دوما شما فرمودید که همه چی از آتومه (آتوم توی مصر اصلا نماد شیطانه و اگر تاریخ مصر رو بخونید میبینید که جد اوسیریس هستش. من در این شکی ندارم)بله من که گفتم در همین سایت توضیحش هست، وقتی با رع قاطی میشه همون مفهوم شیطان رو میرسونه ولی تو ماجرای چشم هاش نقل های زیادی هست و بستگی داره که چه دوره ای از تاریخش رو در نظر داشته باشین ------------------ نقل قول:اینکه در قران اومده که شیاطین رو با شهاب میزنن،میتونه ربطی به این موضاعات داشته باشه؟ نقل قول:در جواب شما این رو میگم که من دنبال این مسئله بودم و واقعا نمیدونم این شهاب ها چی هستن.بسم الله الرحمان رحیم وَحِفْظاً مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ. لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ. دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ در مورد آسمان و فتح/ فطر/شق و نفوذ و نحوه برخورد و دلالیش در قرآن توضیح داده شده مطمئن باشین آسمون حفظ شده است چون صاحب داره -اگه یک دوره ای فتنه ای برپا کردند و اون کارها رو کردند قطعا به اذن الهی بوده- الا بسلطان که حتما این موضوع رو میدونستین ![]() -------------- موفق باشید |
|||
|
۲۰:۵۱, ۲۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
|
با سلام
نقل قول: به عنوان مثال همین نماد چلیپا از عمیق ترین تفکرات توحیدی سرچشمه می گیرد و در احایث ما هم به حضور چهار عنصر اصلی عالم که بنیان حداقل حهان ماده بر آن ها نهاده شده است اشاره شده که تاییده ی عقلی و نقلی و عرفانی فراوانی دارد. من هر مطلبی که در مورد چلیپا خوندم همچین چیزی ندیدم. نمیدونم شما این رو از ویکی پدیا آوردی یا جای دیگه. از هر منبعی که بوده ممنون میشم شما چند تا از این تاییدیه های فراوان رو اینجا بیارید. نقل قول:نماد شناسی خیلی عمیق تر از این حرف هاست و در ملت ها و ادیان قدیم برای هر نمادی یک فرهنگ خاص خودش را موجود بوده است نقل قول:درحقیقت تک به تک این نمادها هیچ ربطی به گروه های مخفی و ماسون ها و .... ندارد. این یک تفکر ساده اگارانه و بهتر بگویم بچه گانه بود که عده ای متاسفانه در ذهن برخی جوانان ما فرو بردند. متاسفانه بحث نمادشناسی بعد از سخنرانی های مختلف در مورد فراماسونری لوث شد و به جای اینکه ما نمادهای اصلی رو بررسی کنیم رفتیم سراغ نماد های فرعی!! هدف اصلی فراماسونری هم همین بود (که متاسفانه ما طبق خواسته شون عمل کردیم). من هم هر چقدر تلاش کنم که این نماد رو توجیه کنم باز هم برخی افراد نمیپذیرن (جنون نمادی هم نداریم به خدا:cool .ما قسمت اصلی بحثمون این نماد نیست. ما داریم جن شناسی رو تشریح میکنیم. بارها گفتم که برداشت های متفاوت از یک چیز طبیعیه. شما خودتون فرمودید که ادیان و ملل بر حسب فرهنگ خاص، نمادهاشون رو تشکیل دادن. خوب ایا شما جبهه غرب رو یک ملت نمیدونین؟؟ یهودی های اشکنازی رو یک ملت نمیدونین؟؟ جادوگران کهن و ایلومیناتی رو یک ملت نمیدونین؟؟ اینها هم تاریخ منحصر به خودشون رو داشتن. اینها هر چقدر هم که جوامع کوچکی باشن بالاخره یک نهاد اجتماعی رو تشکیل میدن و مطمئنا یک دین واحد دارن (دین واحد جهانی) پس نمیشه گفت که همه نمادها رو دزدیدن. اینها سیمبولوژی خاص خودشون رو دارن. البته قبول دارم در برخی موارد دزدی نماد کردن (گرچه بیشتر نمادها رو شبیه کردن به نماد خودشون تا اینکه بدزدنش) ولی نمیشه این رو منعطف کرد به تمام نمادهاشون و مسلما همچین چیزی اشتباهه (مثلا این که بگیم نماد تک چشم توحیدی بوده و بعد اینا دزدیدنش و مال خودشون کردن )نقل قول:از آن جا که ماسون ها علاقه دارند نمادهای قدرت را از آن خود نمایند دست به تحریف این هویت های عمیق تاریخی با عنوان میراث خود زدند بله این حرف شما درسته و من هم منکر نمیشم. شما باید از خودتون بپرسید که چرا فراماسونری رو علنی کردن؟؟ آیا کمبود توجه داشتن و میخاستن شناخته بشن؟؟ اون هم در حالی که این همه مدت مخفی بودن. چرا خودشون اومدن نمادهای خودشون رو لو دادن؟؟؟ معلومه که فراماسونری تشکیلات پاشیده ای بود که اهمیتی برای جبهه شیطان نداشت وگرنه اینا هرگز دست به افشای تشکیلات خودشون نمیزدن. غیر از اینه؟؟ فراماسونری بیشتر مثل افسانه های تاریخی میمونه که تموم شد و رفت. الان فقط دارن گنده اش میکنن (اون هم توسط جعل نماد). شما خودتون میدونید که تو هرم قدرت، فراماسونری تقریبا هیچ کاره هست و اصل مطلب رو اون بالا یا نوک هرم دارن اجرا میکنن. بقیه تشکیلات فقط کاور هستن و نوکران بی جیره و مواجب. این که نمادها رو به عنوان میراث خودشون زدن هم بخشی از برنامه بوده که این نمادها رو مردم بشناسن و فکر کنن که فقط همین نمادها برای فراماسونری هست و نماد دیگری در کار نیست (ولی این رو به شما دوست عزیز میگم که نمادهاشون بسیار بیشتر از این حرفا هست و اونا رو ندزدیدن بلکه درون فلسفه شون نهفته است) نقل قول: از همین دست عرفان کابالاست که این هم نادانسته پیرامونش سخن رانده می شود. این عرفان اساسش مفاهیمی است که در هر جهان بینی دینی یافت می شود و بی تردید اصلش سخنان کم نظیری نهفته دارد. اما در طی زمان ها و به واسطه ی نفوذ قدرت طلبان شیطان منش یهودی دچار انحرافات متعددی شد. با این وجود ریشه اصلی اش بر مبنای نماد های الهی بنا شد. ؟؟؟؟ ![]() کابالا ریشه اصلیش بر مبنای نمادهای الهی بوده؟؟؟ دوست عزیز خواهش میکنم این شبه عرفان (که یهودی هم نیست و هرگز نبوده) رو با ادیان الهی مقایسه نکنید!! کابالا کاملا بر اساس اندیشه های شیطانی نوشته شده( اگر اطمینانم کمی بیشتر بود میگفتم این کتاب رو خود شیطان نوشته) . ادیان الهی کجا و کابالا کجا؟؟ کابالا دسیسه محض و ریشه ظلم و ستم در تاریخ بشریت هست. شما اگر کتابای مربوط به کابالا رو خونده باشید میبینید که سنگ بنای این عرفان اومانیسم هست و اعتقاد به خدای نور که همون لوسیفره (کدوم جهان بینی دینی میگه که انسان خداست؟؟). نفوذ قدرت طلبان؟؟؟ کابالا (قابیلیسم) از اول خلقت آدم بوده و ذره ای تغییر توش ایجاد نشده مگر این که تفکرات الحادیش بیشتر شده. خواهش میکنم در مورد این حرفتون تجدید نظر کنید. نقل قول: اگر قرار باشد با نام رد تثلیث همه ی سه تایی ها(زرد-آبی-قرمز) دینی را نفی کنیم نخست احادیث معتبره ی شیعه در سه اقلیم مندمج در هم صفات ذاتی الهی زیر سوال است. مگه ما قراره همه سه تایی ها رو نفی کنیم؟؟؟ ما خیلی از چیزا داریم که هم تو اسلام هست هم توی تفکر الحادی (خیلی چیزا هم داریم که شبیه نیستن). ولی این که با نفی یک گونه تثلیث بقیه از بین برن منطقی نیست و عقل سلیم نمیپذیره. این که موارد مشابه دارن هم بله میتونه دزدی باشه از تفکر توحیدی (ما داریم به تحقیق در تمدن های مختلف میپردازیم و تثلیث رو در فرهنگ اونا بررسی میکنیم نه به معنای کلی و الان در تمدن غرب تثلیث جزوی از باورهای عمیق هست که نیاز به بررسی داره). این تثلیثی که توی حدیث هستش هم در مورد ارکان عالم هست در حالی که در کابالا ارکان عالم رو چیزای دیگه ای میدونن و فقط در بحث چیستی خدا، تثلیث رو عنوان میکنن!! فکر نکنم مرتبط باشه با اون چیزی که فرمودید!! نقل قول:چه بگویم که عده ای ناخواسته دارند همه چیز اندیشه ی ناب توحیدی را فدا می کنند و ماسون ها را نه تنها به اندیشه ای عمیق منتسب می کنند بلکه دیگر از خویش هم جسارت باور دین حقیقی را می گیرند. ماسون ها و اندیشه عمیق؟؟؟ ![]() ببینید دوست عزیز من گفتم که ماسون ها هیچ کاره هستند و شخص ابلیس پشت این ماجراهاست. و خودتون میدونید که در طول تاریخ تقریبا تمام تمدن ها اسیر اندیشه الحادی شدن. این نشون میده که ابلیس یکی از بزرگترین متفکرین تاریخ هست. در این شکی نیست که نمیتونه افراد مومن رو گمراه کنه ولی همیشه در قرآن نوشته که "الا قلیلا". افراد مومن تعدادشون کمه مخصوصا در آخرالزمان. ما شیطان رو به اندیشه ای عمیق منتسب نمیکنیم بلکه میگیم تعداد جاهلین بسیار زیاده و اکثرهم لا یفهمون. همین و بس نقل قول:عجب! شما پس فهمیدید که در مراحل بالا این ها منحرف هستند؟ لطفا اگر می شود مصداق و منبع این سخنتان را بفرمایید؟ منابع در این مورد زیاده برای کسانی که تعصبی به فلسفه نگاه نمیکنن. اینا هم نظر من نیست. نظر کسانی هست که سالها فلسفه خوندن. اول بزارید بگم که اسلام دستورات خودش رو داره و اون هم قرآن و کلام اهل بیت هست. به جز اینا هر فلسفه ای باطله. سالهاست که ما دستورات اسلام رو ول کردیم و رفتیم سراغ اندیشه های به اصطلاح فلاسفه!! شما در سخنرانی های دکتر عباسی میتونید این مطلب رو ببینید. ایشون بارها (با لحن عصبانی) گفتن که در فلسفه صدرایی و مشاء و اشراق هیچ گونه تفکر دینی مشاهده نمیشه. ملاصدرا فلسفه ارسطویی رو دنبال کرده، سهروردی عرفان شرقی و فهلوی، و ملاصدرا تلفیقی از این دو که هر سه تاشون (با این که محترم هستن) راه رو اشتباه رفتن و بر اساس منطق های ناقصشون فلسفه هاشون رو تشریح کردن. ایشون گفتن که در اسلام چیزی به عنوان فلسفه غلطه و در اصل حکمت موجودیت داره (که همین باعث شد ممنوع التصویر بشن و ایشون رو در هر محفلی که جا داشت کوبیدن. متاسفانه این جواب کسی هست که در ایران یک کلمه بر ضد فلسفه صحبت کنه و حرف حق رو بزنه) یه منبع بسیار خوب دیگه میتونید کتاب نقد مبانی متعالیه و محی الدین در آینه فصوص از حجت الاسلام مرتضی رضوی رو بخونید که ایشون خودشون در حوزه علمیه قم زیر نظر اساتید بزرگ درس خوندن و از طرفداران فلسفه بودن ولی الان فلسفه اسلام تدریس میکنن. این هم آدرس سایتشون که میتونید این کتابها رو در قالب پی دی اف دانلود کنید و مقالاتشون روبخونید. http://binesheno.com/Files/books.php علاوه بر این بارها دوستان غربی اومدن به به و چه چه کردن و برای ما سالگرد فلان فیلسوف گرفتن!! چرا؟؟؟ مگه امام نگفت هرچیزی که غربی ها تایید کردن بدونین اشتباهه. چرا ما درس نمیگیریم؟؟ من برای این که بحث منحرف نشه خواهش میکنم اگه مشکلی هست جای دیگه مطرح کنین. ![]() در مورد علم جفر هم بگم که این علم مخصوص خواص و یک سری افراد ویژه هست و اصلا شباهتی به گماتریای کابالا ندارد. من فقط من باب مثال عرض کردم. علم جفر هم هر کسی نمیتونه بهش دست پیدا کنه و این چیزایی هم که تو اینترنت هست در موردش بی استفاده و کاملا دروغ هست. جفر رو فقط باید از عالمان و حکیمان خودش فراگرفت. این رو با گماتریا اشتباه نگیرید که فقط دوتا کلمه میزارن کنار هم و یه چیزی درمیارن ازش. جفر بسیار پیچیده تر از این حرفاس!! نقل قول:امکان دارد به جای پرداختن به شاخه های متفرقه، یک مطلب را با مدارک و استدلالات کافی، به طوری که هر عقل سالمی بپذیرد دنبال کنید و اشکالاتش مطرح شود و جلو بروید؟ اینگونه که تنها بیان چند شباهت است اصلا محکم و مستدل سخن گفته نمی شود و به وهمیات احتمالا منتهی شود. من تا جایی که جا داشته مدارک رو نشون دادم و استدلال هم کردم. بحث اینه که آیا شما این مطالب رو جدی گرفتید یا نه؟؟ شما در مورد این بحث تحقیقی کردید؟؟ من اگر در موردی علم کافی نداشته باشم در موردش صحبت نمیکنم. در این مدت کوتاه تو تالار هم این رو اثبات کردم. مسائلی که مطرح کردید هم جوابش رو دادم. این که قانع شدید یا نه رو شما بفرمایید. و این که عقل سالم بپذیره یا نه این یک چیز نسبی هست. شما هرگز اندیشه ای رو نمیتونین به طور مطلق بپذیرین مگر این که از سمت قرآن و اهل بیت باشه (اون هم به خاطر ایمان هستش که ورای اندیشه قرار داره). مثلا شما زمان ابراهیم نبودی که ببینی از آتش سالم اومده بیرون یا نه ولی چون ایمان داری به حرف قران و اهل بیت این رو مطلق میگیری. پس از من این تقاضا رو نکنید چون ممکنه یک نفر تو این تالار یه عکس ببینه قبول کنه یکی هم ممکنه تمام این مطالب رو ببینه و باز هم نپذیره. من هم حداکثر سعیم رو کردم که مدارک رو کنم ولی خودتون میدونید که در مورد مجامع مخفی و خصوصا جبهه شیطان تقریبا اکثر اتفاقات ماوراءالطبیعه هستن و نمیشه سند متقنی در این مورد ارائه کرد. امیدوارم منظورم رو درک کرده باشید. با تشکر |
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۲۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
(۲۱/آذر/۹۲ ۲۰:۵۱)sadegh313 نوشته است: با سلام کجا را پیدا نفرمودید؟ اینکه چلیپا به چهار عنصر مرتبط است یا اینکه چهار عنصر در احادیث ما نیامده؟ (۲۱/آذر/۹۲ ۲۰:۵۱)sadegh313 نوشته است: منابع در این مورد زیاده برای کسانی که تعصبی به فلسفه نگاه نمیکنن. اینا هم نظر من نیست. نظر کسانی هست که سالها فلسفه خوندن. اولا: جواب دکتر عباسی را ایجاها دادیم. حتما مطالعه کنید بعد اظهار نظر بعدی تان را بفرمایید؛ جناب عباسی یک اشتباه در عمرشان کرده باشند همین ورود در نقد فلسفه و حکمت اسلامی است که چوبش را می خورند:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-22...8%B3%DB%8C http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...8%B3%DB%8C ثانیا: متاسفانه این جناب رضوی سواد فلسفه و عرفانی اسلامی شان بسیار پایین است. در حوزه دو دیدگاه مخالف و موافق فلسفه است که در راس موافقان عصر حاضر بزرگانی مثل امام خمینی ره و مقام معظم رهبری و علامه طباطبایی و آیت الله بهجت و .... هستند که شما را به آن ها ارجاع می دهم. در ضمن خواستید بنده برخی کتاب های این جناب رضوی را نقد نمایم تا بفهمید که ایشان در اصل تبیین برخی احادیث هم واقعا دچار مشکلات اساسی هستند و متاسفانه گاهی باعث وهن دین می شوند. ثالثا: غربی ها از حکمت ما دفاع نکردند و امثال هیوم و کانت و دکارت و ...جز توهین به حکمت ما کاری نفرمودند. بله در بین آن ها افراد مثل هانری کربن بودند که آمدند و آموختند و تعریف کردند. خیلی از آن ها برای امام علی ع و امام حسین ع هم کنکره می گیرند این دلیل شد. بحث هانری کربن و تهمت های جناب رضوی به ایشان هم در زیر جواب داده شده است که بهانه نگیرید: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...8%B1%DB%8C http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23...8%B1%DB%8C جایگاه فلسفه و عرفان اسلامی در زیر آمده است. بخوانید: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...9%81%D9%87 http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...9%81%D9%87 اگر می توانید ادعای خویش را با مصداق عرضه کنید تا بحث کنیم و الا حرف شما یک ادعای بی اساس بود که نتوانستید دلیل بیاورید و می ترسم بقیه مطالبتان هم از این سنخ باشد که البته می شود روی تک تکش اینگونه جلو رفت. (۲۱/آذر/۹۲ ۲۰:۵۱)sadegh313 نوشته است: من تا جایی که جا داشته مدارک رو نشون دادم و استدلال هم کردم. بحث اینه که آیا شما این مطالب رو جدی گرفتید یا نه؟؟ این چیزهایی که شما عرض می کنید بیشتر خیالات است تا مدرک. بحث علمی و منطقی اینگونه پیش نمی رود. بنده وارد مصادیق نمی شوم فقط همان فلسفه و عرفان اسلامی که بنده رویش سخن داشتم را عرض کردم تا بدانید که شما هنوز روی مسلمات فکر یک شیعی عصر حاضر که اندیشه ی امام خمینی ره است مشکل دارید.
|
|||
|
۲۱:۳۶, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۲۱:۴۵ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
نقل قول:در باب ملاصدرا همین بس که حضرت امام (رحمة الله علیه) فرمدند: ملاصدرا را نشناختند و نخواهیم شناخت اینو گفتم که بحث جن شناسی به سمت بحث سنگین فلسفه و حکمت گرایش پیدا نکنه البته هر چند بنظر بنده چندان هم جدا از هم نیستند بااین که sadegh313 دوست من هستش ولی بحث فلسفه ونام هایی رو که آوردید بذاریم واسه بعد
|
|||
|
۲۱:۴۷, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۲۱:۵۰ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
|
دوست گرامی شما تا اینجا خیلی مطالب رو ارائه کردید و کمترین مستندات رو ارائه دادید و چندین بار گفتید
نقل قول:ولی نظر من این هست که اگر عنوان بشه بهتره چه دروغ باشه چه راست (چون چیزی از اعتقادات ما کم نمیکنه). اگه شما اعتقادتون اینه که نزارم من بعد نمیزارم.با این ادعاهای بی سند و غیر معتبر شما در خصوص فلسفه نیز خیلی چیز ها معلوم می شود ... زین پس در این تاپیک هیچ گونه حرف بی سند و مدرک دقیق از سوی شما پذیرفتنی نخواهد بود توجه داشته باشید که .... |
|||
|
۲۱:۵۰, ۲۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
نقل قول:لطفا این مورد رو بگین که در کجای قرآن دقیقا نشانه شیطان بوده؟اگه منظورتون ماجرای حضرت موسی کلیم الله هست فکر کنم اشتباه تفسیر کردین اگه میگید تفسیرش اشتباه بوده از احادیث میارم: در روایتی از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میخوانیم: «خداوند جن را پنج صنف آفریده است: صنفی مانند باد در هوا، صنفی به صورت مارها، صنفی به صورت عقربها، صنفی حشرات زمیناند و صنفی از آنها مانند انساناند که بر آنها حساب و عقاب است» رسول الله - صلى الله عليه و سلم - فرمودند:«اجنه بر سه گونه اند: گونه اي از آنان بال هايي دارند و در آسمان به پرواز درمي آيند، گونه اي به شکل مار هستند و گونه ي ديگر اقامت نموده و کوچ مي کنند.» حالا این که احادیث مال شیعه هست یا سنّی رو نمیدونم(گرچه فرقی ندارن) توی روایات هم شنیدید که مار یا اژدهایی میاد تو مسجد کوفه پیش امام علی که مسئله اش رو حل کنه. لغت ثعبان و جان هم که تو قرآن به کار رفته برای مار یا اژدها (که فکر میکنم فرق اونچنانی نکنه چون از یک تیره هستن) این که آیات و احادیث توضیح دادن بله شکی نیست درش. ولی قرآن به طور کلی اشاره میکنه به مباحث و به قول معروف درشتاش رو سوا کرده و زیاد وارد جزئیات نمیشه و روایات هم خیلیاش ترجمه نشدن از عربی. ما هم که بی سواد عربی بلد نیستیم.تشکر میکنم از مطالبتون در مورد مار و باید بگم که تا حدی نظرم نسبت به مار عوض شد ولی هنوز هم معتقدم از نشانه های شیطان هست |
|||
|
|
۲۱:۵۳, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۲۱:۵۴ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
نقل قول: حالا این که احادیث مال شیعه هست یا سنّی رو نمیدونم(گرچه فرقی ندارن)سند دقیق بیاورید ... در کدام کتاب در کدام صفحه ... تذکر دادم بهتون ... |
|||
|
۲۱:۵۳, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۲۱:۵۴ توسط sadegh313.)
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
|
شما ساز مخالف میزنید فقط.
من گفتم یه اطلاعاتی در اختیارتون قرار بدم. حالا که نمیخاید نمیزارم. دعوا نداریم که. برید همون فراماسونری رو بررسی کنید. مرسی اما دوست عزیز کاپیتان هم بعدا صحبت میکنیم در مورد فلسفه
|
|||
|
|
۲۱:۵۶, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۲۳:۴۱ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
نقل قول:شما ساز مخالف میزنید فقط.اگر می خواهید بدون سند و مدرک حرف بزنید ....این که نمی شود دو تا حدیث نوشتید گفتیم سند بیاورید در کدام کتاب است این طور بر آشفتید؟؟؟؟!!! همه ارسال های قبلی شما نیز با این توصیف مورد بازبینی قرار خواهند گرفت ... موفق باشید |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دولت شناسی | MohammadSadra | 76 | 15,859 |
۳۱/فروردین/۹۷ ۰:۳۹ آخرین ارسال: MOHSEN-Z |
|
| استخفاف چیست؟ (مقاله ویژه در حوزه دشمن شناسی) | مسافر | 9 | 9,896 |
۱۴/بهمن/۹۶ ۸:۵۸ آخرین ارسال: cinema90 |
|
| ««««« .......دشمن شناسی ..... »» خطر اول داعش؟؟ | فاطمه خانم | 4 | 1,506 |
۱۸/خرداد/۹۶ ۲۰:۰۱ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|
| اندیشکده مطالعات یهود (یهود شناسی) | vahrakan | 20 | 8,949 |
۲۳/اسفند/۹۵ ۱۵:۲۰ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| جملات قصار امام خمینی (رحمة الله علیه) پیرامون دشمنشناسی | vahrakan | 13 | 3,805 |
۱۸/خرداد/۹۵ ۱۲:۲۱ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| شمر شناسی | Eve | 5 | 3,121 |
۲۷/آبان/۹۳ ۱۵:۴۳ آخرین ارسال: mortozpasha |
|
| دشمن شناسی یعنی ؟ | yektasepas | 0 | 1,427 |
۱۵/خرداد/۹۳ ۲۱:۱۱ آخرین ارسال: yektasepas |
|








مثل ابن عربی و سهروردی و ملاصدرا و ... که تا حدی درست هستن ولی هنگامی که به مرحله بالاتر میرسه از راه منحرف میشن و کاملا فلسفه شون زیر سوال میره)



![[تصویر: 88447609857235397099.jpg]](http://upload7.ir/images/88447609857235397099.jpg)
![[تصویر: 82113719912224280620.jpg]](http://upload7.ir/images/82113719912224280620.jpg)

)


عربی بلد نیستیم.