|
بررسي گفته هاي راجر در مورد نظريه تكامل چالرز داروين در فيلم مستند ظهور
|
|
۰:۳۰, ۲۳/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۸۹ ۱۰:۳۴ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
در قسمت سي و يك و از زمان دقيقه سوم آقاي راجر مطلبي را در مورد چارلز داروين آورده است كه براي اين منظور متن ترجمه شده را مي آورم: " سوال: سومين برنامه چه بود؟ راجر : نابودي انجيل بدون آتش زدن آن. سوال : و استراتژي براي انجام آن چه بود؟ راجر : خيلي جالب بود چون بعد از شوراي كلي ، تصميم گرفته شد كه شيطان ، شخصا به چالز داروين پياده كردن اصول تكاملش را آموزش دهد. او مورد تعليم شخص شيطان بود. شيطان سقوط كرده. و همان موقع شيطان و مشاورانش فهميدند كه اگر فردي به پذيرش نظريه تكامل تدريجي گمراه شود در زندگيش، ايده خلقت مطرح شده در كتاب مقدس را از بين خواهد برد. سقوط انسان و ادعاي رستگاري، همگي از بين خواهد رفت. هر كسي كه نظريه تكامل را تدريس مي كند، به عنوان وزير آن سيستم مذهبي بزرگ ، مطرح مي شود. و او گفت كه همه آموزگاران آن نظريه ، توسط ارواح، به عنوان فردي با ارزش شناسايي مي شوند. و هديه اي ويژه از شخص شيطان دريافت مي كنند. كسب قدرت زياد براي القاي نابينايي معنوي به فردي كه تازه تغيير مذهب داده. سه توانايي. ------------------------- آيا واقعا اين گفته حقيقت دارد؟ يا به واقيت نزديك است؟ يا اصلا واقعيت ندارد؟ ![]() به عبارت ديگر نظريه تكاملي داروين با اين گفته تاييد مي شود يا رد؟ ![]() ان شا الله در روزهاي ديگر قصد دارم در اين موضوع يك بررسي هرچند سطحي داشته باشم.
|
|||
|
|
۱۱:۲۰, ۲۳/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۸۹ ۱۱:۳۵ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
براي اينكه گفته آقاي راجر را بصورت تحليلي مطالعه كنيم بهتر است شناختي از آقاي چالرز داروين داشته باشيم.
(برگرفته از wikipedia.org) چارلز داروین در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ در خانواده پزشکی ثروتمند اهل شروزبری در ناحیه شراپشایر در انگلستان دیده به جهان گشود. وقتی داروین هشت سال داشت مادرش درگذشت. یک سال بعد او را برای تحصیل به مدرسه شبانهروزی در شهر مجاور فرستادند. در ۱۸۲۵ پس از صرف یک سال کارآموزی در کنار پدرش برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبرو رفت. اما خشونت عملیات جراحی باعث شد که از پزشکی بیزار شود و در عوض نزد یک برده سیاهپوست آزاد شده به نام جان ادمونستن به آموختن تاکسیدرمی (روش علمي خشك كردن حيوانات براي مطالعه و يا در موزه قرار دادن آنها) مشغول شود. یک سال بعد داروین یکی از اعضای فعال انجمن دانشجویی طبیعیدانان و شاگردی مستعد در مکتب رابرت ادموند گرانت، یکی از پیشگامان نظریه فرگشت بود. وی همچنین در کلاسهای تاریخ طبیعی رابرت جیمسون در زمینه جغرافیای چینهشناختی شرکت میکرد و طریقه طبقهبندی گیاهان را در موزه بزرگ دانشگاه ادینبورگ میآموخت. پس از دانشآموختگی، داروین و همکلاسیهایش تصمیم گرفتند که برای مطالعه تاریخ طبیعی مناطق گرمسیر به جزایر مادیرا سفرکنند. وی برای کسب آمادگی بیشتر در کلاسهای جغرافیای جناب کشیش ادام سجویک نامنویسی کرد؛ اما هنگامی که به اتفاق او برای نقشهبرداری از لایههای صخرهای ولز در آن ناحیه به سر میبرد خبر لغو سفر به او رسید. داروین در راه بازگشت به خانه بود که نامه دیگری دریافت کرد؛ نیروی دریایی به دنبال یک طبیعیدان میگشت که ناخدا رابرت فیتزروی را در یک سفر اکتشافی به آمریکای جنوبی همراهی کند و هنسلو داروین را پیشنهاد کرده بود. این سفر فرصتی گرانبها بود برای داروین تا علائقش را به عنوان طبیعیدان دنبال کند.این سفر پنج سال به درازا کشید. داروین بیشتر این مدت را صرف پویشهای زمینشناختی، بررسی سنگوارهها و مطالعه بر روی ارگانیسمهای زنده کرد. او از موجودات زنده آمریکای جنوبی هزاران نمونه گرد آورد که بسیاری از آنها تا آن زمان برای دانشمندان غربی ناشناخته بودند. پیدایش نظریه فرگشت (تكامل) داروین ابتدا به هیچوجه در پی به چالش کشیدن فرضیه ثبات انواع نبود ولی ادامه تحقیقات سؤالات بیپاسخ زیادی پیش پایش میگذاشت. یک سال پیش از شروع سفر، کتاب جنجالبرانگیزی از چارلز لایل منتشر شده بود به نام اصول زمینشناسی که داروین نسخهای از آن را همراه خود داشت. نویسنده در این کتاب مدعی شده بود که سطح زمین بر اثر فرآیندهای تدریجی تغییر میکند و دگرگونی پوسته زمین جریانی یکنواخت در طبیعت در طول تاریخ این کرهاست. وی توضیح میدهد که هر نوع موجود زنده ابتدا در مرکزی رشد میکند و از آن نقطه پخش شدهاست و نشان داد که مدتی دوام آورده تا تدریجاً از بین رفته و جای خود را به انواع دیگر دادهاست و آن را اصل مراکز آفرینش مینامد. از این رو او نتیجه گرفت که پیدایش انواع جدید جریانی پیوسته و یکنواخت در طول تاریخ زمین است. این نظریات که کاملاًً بر خلاف باورهای رایج زمانه بود، سر و صدای زیادی در محافل علمی برانگیخت. داروین با بررسی لایههای سنگی و سنگوارهها در نقاط مختلف شواهد زیادی در تأیید نظریات لایل یافت. در جزایر گالاپاگوس (واقع در نزديكي اكوادور در اقيانوس آرام) او فسیلهایی بسیار نزدیک ولی نه کاملاً همانند با اشکال زنده پیدا کرد. وی مشاهده کرد که لاکپشتهای ساکن در هر جزیره اندکی با لاکپشتهای جزیره مجاور متفاوتند و سهرههای جزیرههای مختلف تفاوت کمی با یکدیگر دارند. از نظر داروین بهترین توضیح آن بود که انواع تغییر میکنند و اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند. داروین دریافت که آموزههای مالتوس نظریات او را تکمیل میکند. او نتیجه گرفت که پس از ایجاد تغییر در موجودات زنده، انواعی که با محیط طبیعی ناسازگار گشتهاند حذف میشوند و انواعی که تغییراتشان آنها را محیط طبیعی سازگارتر کردهاست، جای آنها را میگیرند. داروین این پدیده را انتخاب طبیعی نامید. در ژوئن ۱۸۵۸ زیستشناس جوانی به نام آلفرد راسل والاس که در بورنئو کار میکرد نامه اي به داروين نوشت. او نیز درباره فرگشت به همان اندیشههای داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقالهای تهیه کرد و همراه با مقاله والاس به انجمن علمی لینیان فرستاد. دوستانش ترتیبی دادند که هر دو مقاله با هم عرضه شود اما همراه با مدارکی که حق تقدم داروین را ثابت کند. داروین که ارادهاش بر اثر آگاهی از وجود رقابت برانگیخته شده بود پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون آغاز گونهها به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «آغاز گونه ها» مشهور شد، وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند. |
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۲۳/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۸۹ ۱۷:۵۹ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
هدف من اثبات ثبات گونه ها و حتي نژادها و يا اثبات تغيير آنها نيست. اثبات يا رد آن مربوط به علم زيست شناسي مي باشد كه براي آن كتابها تاليف شده و كنفرانسهايي برگزار گرديده است. هدف من اين است كه نشان دهم آقاي راجر با تيز هوشي بسيار مي خواهد با مطرح كردن نظريه اي كه روي آن اتفاق قول وجود ندارد گروه شيطاني را قويترين علمي ترين و حتي مخوف ترين گروه نشان دهد و اينكه بگويد دانشمندان و روشنفكران ملعبه آنها هستند. جالب در اينجاست كه او ابليس را مجري تصميم گيري شوراي كلي نشان مي دهد و حتي سازندگان فيلم ، مطالب آقاي راجر را طوري در كنار هم چيده اند كه ايشان در عين ربط دادن داروين به گروه شيطان و اجنه دانسته يا ندانسته نظريه تكامل را تاييد كرده است. براي بررسي بهتر بايد به چند سوال جواب داد: آيا نظريه داروين به علم زيست شناسي و جامعه كمك كرده است يا اينكه كاملا مضر بوده و بقول راجر آقاي داروين مجري اهداف شوراي كلي بوده است كه انسان ساقط بشود و ادعاي رستگاري، همگي از بين برود. من با شخصيت علمي يا اخلاقي داروين كاري ندارم. او مثل ساير دانشمندان نظريه اي نو و خلاف عقيده خيلي ها داده است ولي او نيز مانند ساير دانشمندان مورد حمله قرار گرفته است. بررسي تاريخي دانشمندان و حتي پيامبران نشان مي دهد كه آنها مدام مورد هجوم افراد مختلف قرار گرفته اند و به نوعي آنها را به گروه هاي شيطاني و ضد خدا نسبت داده اند . در طول تاريخ بشريت انسانها مدام در مقابل تغييرات ايستاده اند. دليل آن اين است كه آنها نمي خواهند انرژي خود را صرف شرايط جديدي بكنند كه آينده آن معلوم نيست كه به نفع آنهاست يا به ضرر آنها. حتي اين قضيه در مورد دين و مذهب نيز صدق مي كند. از آن طرف هم شرايط جديد ممكن است باعث سوء استفاده افراد سود جو قرار گيرد. يا اينكه باعث بشود با زير سوال رفتن تفكرات و انديشه هاي جامعه اي سران آن قدرت خود را از دست بدهند. نمونه بسيار معروف آن گفتن گاليله به اينكه زمين به دور خورشيد مي گردد كه درست در نقطه مقابل گفته سران مذهبي و ديني جامعه زمانش بود كه مي گفتند زمين مركز جهان است و كل جهان به دور زمين مي چرخد. در آن صورت خطر آن بود كه در جامعه يك علامت سوال از دين مسيحيت و انجيل بوجود بيايد كه آن هم تبديل شود به سوال بزرگي از كل دين و كتاب مقدس. واضح تر بيان كنم در سخنان آقاي راجر مي توان فهميد كه او نظريه تكامل را دستاويزي قرار مي دهد كه نشان دهد انجيل كنوني كتاب مقدس است و هر تفكري كه باعث شود انجيل كنوني مورد سوال قرار گيرد زاييده تفكرات شيطاني است. حتي ممكن است هدفش اين باشد كه اين تفكر را القا كند كه مردم را به "فقط انجيل و نه كتاب ديگري" سوق بدهد! الله اعلم ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۲۳/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۳/اسفند/۸۹ ۱۷:۱۳)roohi_issa نوشته است: من با شخصيت علمي يا اخلاقي داروين كاري ندارم. او مثل ساير دانشمندان نظريه اي نو و خلاف عقيده خيلي ها داده است ولي او نيز مانند ساير دانشمندان مورد حمله قرار گرفته است. دوست عزیز قضیه داروین با قضیه گالیله تفاوت داره. پذیرش نظریه داروین که خلقت تصادفی و بدون دخالت نیرویی هوشمند رو مطرح می کنه چیزی هست که ارکان همه ادیان رو که بر پایه خلقت انسان از آدم و حوا هست رو زیر سوال می بره. به همین دلیل طبیعی هست که پیروان ادیان مختلف مسیحی یا یهودی یا مسلمان همگی نسبت به این نظریه فوق العاده علمی!! اعتراض کنند. لطفا این مستند رو ببینین. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1563.html |
|||
|
|
۱۹:۴۲, ۲۳/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۸۹ ۲۰:۳۷ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۲۳/اسفند/۸۹ ۱۸:۳۶)بیداری اندیشه نوشته است: دوست عزیز قضیه داروین با قضیه گالیله تفاوت داره. پذیرش نظریه داروین که خلقت تصادفی و بدون دخالت نیرویی هوشمند رو مطرح می کنه چیزی هست که ارکان همه ادیان رو که بر پایه خلقت انسان از آدم و حوا هست رو زیر سوال می بره. به همین دلیل طبیعی هست که پیروان ادیان مختلف مسیحی یا یهودی یا مسلمان همگی نسبت به این نظریه فوق العاده علمی!! اعتراض کنند. با تشكر از شما. به چشم در فرصت مقتضي حتما نگاه خواهم كرد. بنده در حدود پنج سال تكامل را تدريس كرده ام ولي مقلد مكتب داروينيسم نيستم. داروين دوست و مدافع او هم نيستم. ايشان را به عنوان دانشمند و نظريه پرداز مي شناسم كه انقلابي در علم زيست شناسي پديد آورد كه اگر خدا بخواهد در اين تاپيك به آن موضوع نظري خواهم انداخت . البته متاسفانه مانند اختراع ديناميت يا كشف فرمول انرژي توسط انيشتن و ساخت بمب اتمي ، از آن نيز سوء استفاده هايي شد كه همين سوء استفاده باعث شد تا مورد حمله افراد مختلف قرار گيرد . استفاده علمي آن فقط در ميان دانشمندان زيست شناسي محفوظ ماند. چون لازم نبود تا افراد مختلف آن را بدانند. در زمان نه چندان دور افرادي مثل علامه طباطبايي و امام خميني را در حوزه علميه قم بخاطر تدريس فلسفه كافر مي دانستند و طلاب آب حوضي كه آنها وضو مي گرفتند را نجس مي پنداشتند. |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۲۳/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۸۹ ۲۲:۱۲ توسط roohi_issa.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
در اينجا نكته اي را متذكر مي شوم كه هدفم تدريس نظريه داروين نيست. هدف من بررسي سخنان راجر است . اينكه دانسته يا ندانسته خود نيز مهر تاييد بر نظريه داروين مي زند !!!
بنده ناگزيرم تا مختصري از نظريه داروين و شواهد آن بدهم . ---------------------------------- فرض كنيد : اسب نر با اسب ماده جفت گيري مي كند --- فرزند ----> اسب (نر يا ماده) زايا فرض كنيد : خر نر با خر ماده جفت گيري مي كند --- فرزند ----> خر (نر يا ماده) زايا فرض كنيد : اسب نر با خر ماده جفت گيري مي كند --- فرزند -----> اسبخر(استر) عقيم فرض كنيد : اسب ماده با خر نر جفت گيري مي كند --- فرزند ---- > قاطر عقيم --------------------------------- حالا اگر خدا بخواهد استر يا قاطر عقيم نباشد و زايا باشد يك گونه جديدي متولد مي شود. يك خلق جديد. نه اسب است نه الاغ . يك جانور جديدي است بنام قاطر. حالا اين حرف كجايش خدا را انكار كرد؟ جايگاه ابليس را برايم نشان دهيد. -------------------------------- مثالي ديگر: فسيل شناسي نشان مي دهد كه سگ را انسان در 10 هزار سال پيش از گرگ جدا كرد و نژاد هاي مختلف را آنقدر در هم آميخت كه تقريبا از گرگ جدا شد. اگر سگ ماده را با گرگ نر آميزش دهيم فرزند آنها مي شود سگ گرگي . جالب است سگ گرگي نه گرگ است و نه سگ. سگهاي گرگي زايا هستند ولي يه ايرادي داره . اگر اين سگهاي گرگي را باهم آميزش دهيم بچه هاشون مي شود عقيم. و اين باعث مي شود آن را هم گونه نشناسيم. اگر خدا بخواهد كه آنها هم زايا باشند مي شود گونه اي جديد. خلقي جديد. سوال : چطور مي شود ما خلقت اسب يا قاطر را به خدا نسبت مي دهيم ولي اگر زماني خدا بخواهد قاطر زايا باشد اين را به خدا نسبت نمي دهيم؟ باز عرض مي كنم كجاي اين حرف و گفته كاملا علمي به ابليس و نقض وجود و اراده خداوند ربط دارد؟ يا نعوذ بالله خدا را كتمان كرده ام؟ افرادي كه مي خواستند خدا و قدرت خدا را كتمان بكنند قبل از داروين نيز اين كار را انجام مي دادند. همچنانكه در سوره " يس " آمده كه فردي استخوان پوسيده انساني را پيش پيامبر مي برد و مي گويد اين استخوان را خدا چگونه زنده خواهد كرد؟ بت پرستي و كتمان خداي واحد از اول بوده است . ربطي به نظريه داروين ندارد. سوء استفاده از يافته هاي علمي در آدم كشي از اول بوده است. ربطي به كشف انيشتن و بمب هسته اي ندارد. ربطي به اختراع ديناميت ندارد. مطمئن باشيد اگر تلسكوپها و ماهواره ها وجود نداشت راجر نظريه گاليله را هم از ابليس مي دانست. ادامه دارد ..... |
|||
|
|
۲۲:۵۸, ۲۳/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۸۹ ۲۳:۰۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
عرض کردم دوست عزیز، بحث تکامل با داروین فرق می کنه. یکی از مهمترین نقاط ضعف داروینیسم نفی وجود خالق با شعور و هوشمند هست. از آقای ریچارد داوکینز جویای قضیه بشین.
بنده عرض می کنم مستند رو ببینین تا بفهمیم چرا شیاطین حامی این نظریه شدن. نظریه داروینیسم خیلی شاخ و برگ پیدا کرده و رفت به سمتی که خلقت را تصادفی بدونه یعنی خلاف نص صریح قرآن. این مقایسه با تدریس فلسفه فرق میکنه. کجای فلسفه قرآن رو و آیاتش رو زیر سوال می برد؟ جسارتا اول مستندها رو ببینین تا بهتر حرف همدیگه رو بفهمیم. البته باز هم میگم بنده روی نظریه تکامل نظری ندارم چون بعضی از علمای اسلام هم اون رو کامل رد نکردن و نظرات مختلفی راجع بهش دادن. اما وقتی نظریه داروین رو شاخ و برگ بهش میدن تا ازش نتیجه بگیرن خدایی لازم نیست باشه و هر دانشمند فیزیک و زیست و ... که بخواد وجود خالقی هوشمند رو در مقابل خلقت تصادفی داروین علم کنه، بی محاکمه از دایره آکادمیک میندازنشون بیرون یعنی یکجای کار می لنگه. اینکه آقای راجر بدون سند اومده این قضیه رو مطرح کرده نه قابل پذیرشه و نه قابل رد. بهتره قبل از اظهار نظر در مورد ایشون مصاحبه 3 ساعتی ایشون رو کامل ببینین بعد در مورد اینکه نیتشون چی بوده نظر بدیم. آخه خود من تا مدتها فکر می کردم این مصاحبه تبلیغ شیطان پرستی بوده که سازندگان مستند ظهور علیه مبلغان شیطان پرستی ازش استفاده کردن در حالیکه با دیدن اصل مصاحبه متوجه شدم قضیه برعکس اون چیزی هست که من فکر می کردم. |
|||
|
|
۰:۱۳, ۲۴/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ببخشید اصل مصاحبه رو کجا میتونم پیدا کنم؟
|
|||
|
|
۶:۳۴, ۲۴/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
a trip to supernatural جستجو کنین راه های مختلف برای دانلود داره. چه لینکهای مستقیم چه یوتیوب چه ...
|
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۲۴/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
در تکامل خدا رد نمی شه بلکه با استناد به اون و چند تا چیز دیگه و چند تا مغالطه این کار رو میکنن
ما همه شاهد انتخاب طبیعی هستیم( سازگار شدن موجودات با محل زندگیشان و...) یا حداقل شاهد انتخاب مصنوعی هستیم ( ما کار کشاورزان که دانه ی گیاهان پر محصول را کشت می دهند) پس خود نظریه رد شده نیست( وجالبه که بدونید تا به امروز حتی یک مثال نقض برای نظریه تکامل وجود نداره) نظریه تکامل هیچ ناسازگاری و مشکلی با خدا نداره کما اینکه بسیاری از دانشمندان بزرگ تکامل مسیحیانی معتقد اند!!! و این که حرف های راجر درباره داروینسیم داره در یک شبکه ی امریکایی که به قول خودتون صاحبانش ماسون اند انجام گرفته و اونها راجر رو اصلا واسه زدن ای حرف ها به اونجا برده بودند و اگر به این گفتو گو دقت کنید مجری در مورد بحث اطلاعاتی دارد حتی اگر ما تمام این فرض ها رو غلط بگیریم می تونیم از یک داستان دیگه شروع کنیم : در شبکه ولایت( یک شبکه تلویزیونی در آمریکاست که توسط ایران اداره می شه و در مورد مسائل دینی حرف می زنه) یک بار مهمان برنامه کلمه اسرائیل رو بدون ایکه حتی حرفی علیه اسرائیل بزنه در وسط حرفش میاره فدای اون روز می ریزن تو دفترش تو آمریکا و می گن که اگر یک بار دیگه تکرار بشه درتون رو تخته می کنیم حالا آیا شما فکر می کنید تو آمریکا همچین فیلمی پخش بشه و مدت زمان زیادی راجر بیاد حرف بزنه بدون هیچ مشکلی در حالی که داره درباره ی مخفی ترین چیز ماسون ها یعنی کابالا حرف می زنه و هیچ حول وهراسی در چهره راجر نمی بینید و حتی حرفاش رو داره با تومعنینه می زنه به نظرتون عجیب نیست؟ به نظر من این گفتوگو رو خود ماسون ها درست کردن تا خودشون رو باد کنن ( اینکه یک گروه جاز فقط با کمک شیطان بتونه محبوب بشه) راجر یک کذابه و برای بزرگ نمایی ماسون ها رو شد و نشون داد ماسون شدن زیاد هم سخت نیست |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| يك سوال مهم در مورد مستند ظهور | علي | 129 | 85,265 |
۲۳/دی/۹۶ ۱۲:۵۶ آخرین ارسال: karim22 |
|
| دانلود سریال مستند ظهور (The Arrivals) با زیرنویس فارسی | بیداری اندیشه | 170 | 338,050 |
۱۱/مهر/۹۶ ۲۲:۰۹ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| یکی دیگر از کارهای شک بر انگیز در فیلم مستند ظهور این است که | GustavoWoltman | 2 | 15,067 |
۱/شهریور/۹۶ ۲۲:۵۹ آخرین ارسال: eragon2 |
|
| جنبش اطلاعرسانی مستند ظهور (The Arrivals) | karimi_cae | 7 | 10,867 |
۱۹/خرداد/۹۵ ۱۴:۵۳ آخرین ارسال: قبیله منتظر |
|
| آیا مستند ظهور طرف دیگری از کنترل ذهن نیست؟؟ | parsa | 118 | 84,172 |
۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۵:۲۳ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| آهنگ متن سریال مستند ظهور (Arrivals) | behruzhsd | 47 | 66,600 |
۱۲/مهر/۹۴ ۱۵:۴۴ آخرین ارسال: ALI-BM |
|
| چرا آیا مستند ظهور را تماشا کرده اید؟ | آیات | 12 | 8,835 |
۴/تیر/۹۴ ۱:۰۱ آخرین ارسال: Greena |
|










