کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حضور قلب در نماز و اسرار نماز از دیدگاه عرفا و بزرگان (کاربردی)
۱۸:۳۳, ۲۹/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۰ ۱۹:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
دانلود سخنرانی های استاد علیرضا پناهیان, چگونه یک نماز خوب بخوانیم,

http://www.persiangig.com/pages/download...com%29.wma

زمان:4:54 حجم:740kb

http://www.persiangig.com/pages/download...ami2-1.wma

زمان:4:04 حجم:616kb

http://www.persiangig.com/pages/download...a.com).wma[/url]

زمان:8:09 حجم:2/1 مگابایت

http://bayanmanavi.persiangig.com/audio/...a.com).wma[/url]

زمان:5:21 حجم:810kb

http://bayanmanavi.persiangig.com/audio/...a.com).wma..wma[/url]

زمان:5:56 حجم:900kb

http://www.persiangig.com/pages/download...9.wma..wma

زمان:9:02 حجم:1320kb

http://www.persiangig.com/pages/download...9.wma..wma

زمان:7:46 حجم:1140kb
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۳۴, ۱۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
بسم اللّه الرحمن الرحیم
امام خمینی (رحمة الله علیه) در کتاب چهل حدیث می فرمایند :

(۱۵/تیر/۹۱ ۱۵:۱۳)یا صاحب الزمان نوشته است:  [ اهمیت عبادت ]
بدان که فراغت برای عبادت حاصل شود به فراغت وقت برای آن و فراغت قلب و این امر از مهمّات است در باب عبادت که حضور قلب بدون آن تحقّق پیدا نکند , و عبادت بی حضور قلب [ قیمتی ندارد و آنچه باعث حضور قلب شود ] دو امر است :
یکی فراغت وقت و قلب , و دیگر فهماندن به قلب اهمیّت عبادت را و مقصود از فراغت وقت آن است که در هر شبانه روزی برای عبادت خود وقتی را معیّن کند که در آن وقت خود را موظّف بداندفقط به عبادت و اشتغال دیگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد . انسان اگر بفهمد که عبادت یکی از امور مهمّه ای است که از کارهای دیگر اهمیّتش بیشتر , بلکه طرف نسبت با آنها نیست , البته اوقات آن را حفظ می کند و برای آن وقتی موظّف می کند و ما پس از این به قدر مقدور شمّه ای از آن را بیان می کنیم :
در هر حال انسان متعبّد باید اوقات عبادتش موظّف باشد . البتّه اوقات نماز را که مهمترین عبادات است باید حفظ کند و آنها را در اوقات فضیلت بجا آورد و در ان اوقات برای خود شغل دیگری قرار ندهد , و همان طور که برای کسب مال و منال و برای مباحثه و مطالعه , وقت موظّف قرار می دهد , برای عبادات نیز قرار دهد که در آن وقت فارغ از امور دیگر باشد تا حضور قلب که مغز و لبّ عبادات است برای او میسور باشد . ولی اگر مثل نویسنده , نماز را با تکلّف بجا آورد و قیام به عبودیّت معبود را از امور زائد بداند , البتّه آن را تا آخر وقت امکان تأخیر می اندازد و در وقت اِتیان آن نیز بواسطه ی آنکه کارهای مهمّی به نظر و گمان خود , مزاحم با آن می بیند , سر و دست [ در اصل سرو دست ] شکسته اتیان می کند . البتّه چنین عبادتی نورانیّت ندارد سهل است , مورد غضب الهی است و چنین شخصی مستخّف به صلاة و متهاون در امر آن است . به خدای تعالی پناه می برم از خفیف شمردن نماز و مبالات نکردن به آمر آن .
... و از فراغت وقت مهمّتر فراغت قلب است . بلکه فراغت وقت نیز مقدمّه ای برای این فراغت است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت , خود را از اشتغالات و هموم دنیایی فارغ کند و توجّه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته منصرف نماید , و دل را یکسره خالی و خالص برای توجّه به عبادت و مناجات با حقّ تعالی نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود تفرّغ برای او و عبادت او حاصل نشود . ولی بدبختی آن است که ما تمام افکار متشتّته و اندیشه های متفرقه را ذخیره کنیم برای وقت عبادت . همین که تکبیرة الاحرام نماز را می گوییم گویی در دکّان را باز کردیم یا دفتر محاسبات را گشودیم یا کتاب مطالعه [ را ] مفتوح نمودیم , دل را می فرستیم به سوی اشتغال به امور دیگر و از عمل به کلّی غافل شده , یک وقت به خود می آییم که به حسب عادت به سلام نماز رسیدیم . حقیقتاً این عبادت فضاحت آور است و این مناجات شرم انگیز است .
عزیزم ! تو مناجات با حقّ را مثل تکلّم با یک نفر بندگان ناچیز حساب نکن . چه شده است که اگر با یک نفر از دوستان سهل است , با یک نفر از بیگانگان , اشتغال به صحبت داشته باشی مادام که با او مذاکره می کنی , از غیر غافلی , و با تمام توجّه به او مشغولی , ولی در اشتغال به مکالمه و مناجات با ولیّ النعم و پروردگار عالمیان به کلّی از او منصرف و غافلی و به دیگر امور متوجّهی ؟! آیا قدر بندگان از ذات مقدبس حقّ افزون است ؟ یا تکلّم با آنها ارزشش از مناجات با قاضی الحاجات بیشتر است ؟
آری من و [ شما ] مناجات با حقّ را نمی دانیم چیست . تکالیف الهیّه را سربار امور می دانیم . البتّه امری که تحمیل بر شخص شد و سربار زندگانی گردید در نظر اهمیّت نخواهد داشت . باید سرچشمه را اصلاح کرد و ایمان به خداوند و فرمایشات انبیاء پیدا کرد تا کار اصلاح شود . همه ی بدبختی ها از ضعف ایمان و سستی یقین است .
ایمان سیّد بن طاووس ـ رضی اللّه عنه ـ او را به جایی می رساند که روز اوّل تکلیفش را عید می گیرد برای آنکه حقب تعالی اجازه ی ورود مناجات به او مرحمت کرده و او را مخلّع به خلعت تکلیف فرموده . حقیقتاً تصوبر کن این چه قلبی است که این قدر نورانیّت و صفا دارد ! اگر عمل این سیّد جلیل برای تو حجّت نیست , کار سیّد الموحّدین و اولاد معصومین او که برای تو حجّت است . نظر کن در حال آن بزرگواران و کیفیّت عبادات و مناجات های آنها . بعضی از آنها در وقت نماز رنگ مبارکشان تغییر می کرد و پشت مبارکشان می لرزید از خوف آنکه مبادا در امر الهی لغزشی شود با آنکه معصوم بودند و از حضرت مولی معروف است که تیری به پای مبارکش رفته بود کا طاقت بیرون آوردنش نداشت , در وقت اشتغال به نماز بیرون آوردند و اصلاً ملتفت نشد .
... عزیزم ! این مطلب از امور ممتنعه نیست . نظیر آن در امور عادیّه برای مردم بسیار اتّفاق می افتد . انسان در حال غلبه ی غضب و غلبه ی محبّت گاهی از هر امری غافل می شود . یکی از دوستان موثّق ما می گفت : « وقتی با جمعی از اوباش در اصفهان منازعه کردیم در بین اشتغال به زد و خورد می دیدم بعضی از آنها مشت به من می زدند ؛ نفهمیدم چیست . بعد که فراغت حاصل شد و به خود آمدم معلوم شد با کارد چندین زخم به من زدند که از آثار آن تا چندی بستری بودم . » البتّه نکته ی آن هم معلوم است . وقتی که نفس توجه تام به یک امری پیدا کرد از مُلک بدن غافل می شود و احساسات از کار می افتد و همّش , همّ واحد می شود . ما خود در جنگ و جدال مباحثات ـ نعوذ باللّه منها ـ دیدیم که اگر در مجلس هر امری واقع شود از آن به کلّی غافل هستیم . ولی افسوس که ما به هر امری توجه تامّ داریم جز به عبادت پروردگار , و از این جهت استبعاد می کنیم .
در هر صورت فراغت قلب از غیر حقّ از امور مهمّه است که انسان باید با هر قیمت هست تحصیل آن را بکند , و طریق تحصیل آن نیز ممکن و سهل است .
با قدری مواظبت و مراقبت تحصیل می توان کرد . باید انسان مدتّی اختیار طایر خیال را به دست گیرد و هر وقت خواست از شاخه ای به شاخه ای پرواز کند ان را حفظ کند . پس از مدتی مراقبت رام و آرام شود , و توجّه آن از امور متشتّته منصرف شود و خیر عادت او گردد ـ والخَیرُ عادَةٌ ـ و فارغ البال اشتغال به توجّه به حقّ و عبادت او پیدا کند .
و از همه ی این امور مهمّتر که باید دیگر امور را مقدّمه ی او دانست حضور قلب است که روح عبادت و حقیقت آن بسته به آن است , و بدون آن هیچ قیمتی برای عبادت نیست و قبول درگاه حقّ تعالی نشود . (1)

(1) چهل حدیث , ص 358ـ 361 .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۱, ۱۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #32
آواتار
شهید مطهری ملاقات هایی با مرحوم هاشم حداد داشته است و تعریف کرده است که: یكبار كه‌ خدمتشان‌ بودم‌ از من‌ پرسيدند: نماز را چگونه‌ ميخواني‌؟ عرض‌ كردم‌: كاملاً توجّه‌ به‌ معانيِ كلمات‌ و جملات‌ آن‌ دارم‌!فرمودند: پس‌ كِيْ نماز ميخواني‌؟! در نماز توجّه‌ات‌ به‌ خدا باشد و بس‌! توجّه‌ به‌ معاني‌ مكن‌!
(روح مجرد/ص162)
در مورد شرح این جمله من از راویان خاطره نتیجه گیری های متفاوتی دیده ام و هر کس از ظن خود این خاطره را در تأیید نکته و مسئله خود بیان می کرد. یکی در بی فایده بودن بحث از لغات و مفردات می گوید، دیگری از لزوم حال و لذت در نماز به جای علمی کردن نماز می گوید، برخی از بی حاصل بودن حضور قلب به واسطه توجه و مراقبه صرف و برخی دیگر هم بدون توجه به تحلیل موضع مرحوم حداد این خاطره را در تأیید مقام والای ایشان و پایین بودن سطح معنوی شهید مطهری می دانند!
به نظرم راوی اصلی ماجرا، یعنی علامه حسینی طهرانی، خودش بهترین شارح باشد. پس به منبع خبر دوباره رجوع می کنیم:
انصافاً اين‌ جملۀ ايشان‌ حاوي‌ أسرار و دقائقي‌ است‌، و حقّ مطلب‌ همينطور است‌ كه‌ افاده‌ فرموده‌اند.
چرا كه‌ در نماز اگر انسان‌ متوجّه‌ معاني‌ نماز شود كه‌ مثلاً إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ به‌ معني‌ آنست‌ كه‌: من‌ فقط‌ ترا عبادت‌ ميكنم‌ و از تو استعانت‌ مي‌طلبم‌، ذهن‌ و فكر نمازگزار بدين‌ حقيقت‌ متوجّه‌ بوده‌ و از توجّه‌ كامل‌ به‌ خدا غافل‌ است‌؛ در حاليكه‌ بايد توجّه‌ صد در صد به‌ سوي‌ خدا باشد و مخاطب‌ فقط‌ خدا باشد، و در اينصورت‌ ديگر توجّه‌ به‌ معني‌ نيست‌ مگر به‌ نحوۀ آلي‌ و مِرْآتي‌، همچنانكه‌ در نماز نبايد انسان‌ توجّه‌ به‌ الفاظ‌ و عبارات‌ آن‌ داشته‌ باشد مگر توجّه‌ آلي‌ و مِرْآتي‌. زيرا اگر توجّه‌ به‌ الفاظ‌ نماز از صحّت‌ ادا كردن‌ و تجويد آن‌ و أداءِ از مخارج‌ آن‌ شود، ديگر آن‌ نماز، نماز نيست‌؛ نه‌ توجّه‌ به‌ خداست‌ و نه‌ توجّه‌ به‌ معني‌.
ولي‌ اگر توجّه‌ به‌ خدا شود و انسان‌ در خطاب‌ و مكالمه‌اش‌ با خدا لحظه‌اي‌ فرود نيايد، نه‌ فكر الفاظ‌ نماز را بنمايد و نه‌ فكر معاني‌ آنرا، در اينصورت‌ تمام‌ الفاظ‌ خود بخود به‌ نحو آلي‌ و مِرآتي يعني‌ با نظر غير استقلالي‌ آمده‌ و به‌ دنبال‌، جميع‌ معاني‌ نيز به‌ طريق‌ آلي‌ و مِرآتي‌ نه‌ با نظر استقلالي‌ آمده‌ و همه‌ به‌ نحو صحيح‌ و مطلوب‌ أدا شده‌ است‌ بدون‌ آنكه‌ در توجّه‌ تامّ به‌ خداوند و حضور قلب‌ خللي‌ وارد آيد.
مثلاً در همين‌ مكالمات‌ و گفتگوهائي‌ كه‌ ما شبانه‌روز با هم‌ داريم‌، و در سخنرانيها و خطابه‌ها و مراجعات‌ و فصل‌ خصومتها و سائر اموري‌ كه‌ در آنها عنوان‌ تخاطب‌ و گفتگو است‌، تمام‌ توجّه‌ ما به‌ شخص‌ مخاطب‌ است‌ نه‌ به‌ خطاب‌. آنچه‌ در خطاب‌ از مغز و انديشۀ انسان‌ بر زبان‌ جاري‌ ميشود همه‌اش‌ درست‌ و صحيح‌ است‌، بدون‌ اينكه‌ ما توجّه‌ به‌ صحّت‌ آنها داشته‌ باشيم‌؛ و اگر يك‌ لحظه‌ توجّهمان‌ را به‌ عبارات‌ و مطالبي‌ كه‌ ردّ و بدل‌ مي‌شود منعطف‌ سازيم‌، اصل‌ توجّه‌ به‌ خطاب‌ از ميان‌ ميرود و در آن‌ لحظه‌ ديگر مخاطبي‌ وجود ندارد.
بزرگان‌ فرموده‌اند: جمع‌ ميان‌ دو لحاظ‌ استقلالي‌ و آلي‌ نمي‌شود. اگر لحاظمان‌ در نمازها مستقلاّ به‌ خدا باشد حتماً به‌ الفاظ‌ و معاني‌ آنها بايد آلي‌ و غير استقلالي‌ و تَبَعي‌ باشد؛ و اگر لحاظمان‌ را به‌ الفاظ‌ نماز و يا معاني‌ آن‌ مستقلاّ بدوزيم‌، قهراً و اضطراراً بايد توجّهمان‌ به‌ خدا تبعي‌ و ضمني باشد نه‌ استقلالي‌.
من‌ وقتي‌ با شما سخن‌ ميگويم‌ و مثلاً ميگويم‌: آقا شما امروز مسافرت‌ نكنيد، و در حرم‌ امام‌ رضا بمانيد! صد در صد توجّهم‌ به‌ شما و حقيقت‌ شماست‌. اين‌ را نظر استقلالي‌ نامند. و البتّه‌ اين‌ معاني‌ بدون‌ غلط‌ در ذهن‌ من‌ مي‌آيد و ذهن‌ من‌ الفاظي‌ را متناسب‌ با آن‌ معاني‌ استخدام‌ ميكند و بر زبان‌ جاري‌ مي‌سازد، و بدون‌ هيچ‌ خطائي‌ مُسَلسَلاً اين‌ معاني‌ و الفاظ‌ استخدام‌ شده‌ و به‌ شما براي‌ إبراز و اظهار آن‌ مقصود منتقل‌ ميگردد. امّا اگر بخواهم‌ معني‌ «امروز مسافرت‌ نكنيد» را در ذهن‌ بياورم‌ و يا الفاظ‌ آن‌ را بخصوصه‌ تصوّر نمايم‌، ديگر مخاطب‌ بودن‌ شما از ميان‌ ميرود و استقلال‌ خود را از دست‌ ميدهد؛ مگر ضمني‌ و تبعي‌ و آلي‌ و مرآتي‌.
در نماز كه‌ أهمّ امور است‌ بايد انسان‌ در حضور قلب‌ به‌ خدا منقطع‌ باشد و هيچ‌ خاطره‌اي‌ و انديشه‌اي‌ از ذهن‌ عبور نكند، و اين‌ فقط‌ در صورتي‌ امكان‌پذير است‌ كه‌ جملات‌ و عبارات‌ نماز كه‌ طبعاً حاوي‌ معاني‌ خود مي‌باشند بدون‌ اندك‌ توجّه‌ به‌ خود آنها در ذهن‌ بيايد و بر زبان‌ جاري‌ شود. در اينصورت‌ نماز، نماز است‌. يعني‌ مخاطب‌ خداست‌؛ حضور قلب‌ با خداست‌.
و گرنه‌ حضور قلب‌ با الفاظ‌ و يا با معاني‌ است‌؛ و خداوند علِيّ أعْلي‌ مهجور گرديده‌، و فقط‌ به‌ نظر ضمني‌ كه‌ در حقيقت‌ نظر نيست‌ به‌ او ملاحظه‌ شده‌ است‌. (روح مجرد/ص164-162).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۳۹, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #33
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

چرا هرچه فکر باطل هست در نماز به خاطرمون میاد؟چرا گمشده هامون را در نماز پیدا میکنیم یا هرچه فراموش کردیم در نماز به یادمون میاد؟

سلام


یک مطلبی را در کتاب معراج السعاده از ملا احمد نراقی ،که کتابی در مورد علم اخلاق هست؛خوندم خیلی برام جالب بود

دوست داشتم در این جا برای کاربران محترم هم ذکر کنم تا بهره ای از ان ببرن

مبحث در مورد ذکر قلبی و زبانی بود که بیان میکنه که: نماز بالاترین عبادات است و در نماز ،سجده وجود دارد و شیطان هم به واسطه

ترک سجده رانده
شد.وقتی ما نماز می خوانیم دشمنی و حسد شیطان به جوش می آید بنابراین از چپ و راست و پیش و پس حمله می کنه

و هر چیزی را در ذهن ما میاره .وبه قول دقیق کتاب(حجره و بازار و دکان و انبار و محاسبه شرکا ء و جواب دشمنان را بر دل القا می کند)

این کارها را میکنه تا چنین عبادتی و سجده ای که مورد لعن او شد از ما قبول نشود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۲۴, ۳/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت


1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با هم? مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]


2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]


3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]


4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]


5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]


6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]


7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]
اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!




8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]


9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]


10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟
جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]


11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]


12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.[به سوی محبوب:64]


13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]


14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟
جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]


15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]


16. از آیِه شریفه (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]


17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]


18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]


19. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]


20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]


21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]


22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.
جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]


23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]


23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟
جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]


24. سؤال: مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.
جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتب? عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]


25. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]


26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)
مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]


27. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]


28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟
جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]
نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!




29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]


30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحی? او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحی? تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحی? خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]


31. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و هم? بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است کهSadلَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]


32. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزل? کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]


33. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]


34. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۷, ۱۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #35
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر در نماز حضور قلب نداری ...
[تصویر: h9457_00471.jpg]

برای بزرگتر دیدن تصویر روی ان کلیک کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  يك راهكار براي كسب توفيق نماز شب علی 110 0 457 ۲۴/مهر/۹۷ ۱۴:۴۰
آخرین ارسال: علی 110
  نماز شب؛ اين را بخوانيم كه إن‌شاء‌الله بعدش خودش را بخوانيم علی 110 0 361 ۲۴/مهر/۹۷ ۱۳:۵۰
آخرین ارسال: علی 110
  با نماز های قضایم چه کنم؟ Ramin_Ghn 25 12,055 ۲۲/مرداد/۹۵ ۱۹:۰۷
آخرین ارسال: MohammadSadra
  آثار تضییع نماز باران 36 16,891 ۱/اسفند/۹۴ ۰:۲۰
آخرین ارسال: Anti gods
  برخی شرایط مورد قبول واقع شدن نماز (بسیار قابل تأمل)!!!!!!!! علی 110 1 1,276 ۲۱/بهمن/۹۴ ۹:۴۶
آخرین ارسال: مخلوق
Star کیفیت نماز حضرت عشق 1 771 ۱۷/دی/۹۴ ۴:۵۹
آخرین ارسال: حضرت عشق
Rainbow یک نماز امام زمانی قبیله منتظر 0 837 ۷/آذر/۹۴ ۲۳:۵۵
آخرین ارسال: قبیله منتظر

پرش در بین بخشها:


بالا