کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکاتی کلیدی و ارزشمند برای پیمودن راه خدا... (ویژه)!
۱۳:۰۰, ۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۱ ۱۳:۰۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم ا... الرحمن الرحیم
سلام عرض شد
در این تاپیک قصد دارم به مرور برخی از مطالب بسیار ارزشمندی که از استاد و سایر دوستانشون یا از استاد استاد در راه بندگی آموختم و خیلی به درد خودم خورده رو تقدیم کنم به مرور،
خودمون که خیلی عمل نمیکنیم لااقل زکاتش رو بدیمSmileSadSadSad
همونطور که قبلاً در اینجا هم گفته بودم

من یه دوست خیلی باحالی دارم از دوران دانشجویی که اس ام اسهای بسیار ارزشمندی گه گاه برام میفرسته
یکی از این اس ام اس ها این بود
نقل قول:
"ای خدا،
اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی، تو را به عفوت مؤاخذه میکنم
اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی، تو را به مغفرتت باز خواست می کنم
و اگر به دوزخم بری، مقابل اهل دوزخ ندا میزنم، خدایا من دوستت دارم!
خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی
"
مناجات شعبانیه


خوب من به شدت به فکر فرو رفتم در مورد همون جمله ای که آبی رنگ و بُلدش کردم
زنگ زدم به استاد و ازشون پرسیدم:
استاد بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم چون من میدونم زورم به نفسم نمیرسه!
ایشون گفتن باید زیاد به نعمتهایی که خدا بهت داده در خلوت فکر کنی!
گفتم استاد این راه برای من فکر نمیکنم خیلی راه گشا باشه!
گفت هست، منتها ما معمولاً هیچ وقت عمیق فکر نمیکنیم، سطحی و گذرا، در نتیجه ی این تفکر سطحی و گذرا در مورد نعمات خدا اثرش هم برامون سطحی و گذراست
دیدم راست میگن، مثلاً همین چشم، عمیق بشینیم فکر کنیم ببینیم اگه یه دفه مثلاً کور بشیم چی میشه؟؟؟؟؟
عمیق بشینیم در مورد همین فکر کنیم
یا همین ستار العیوبی خدا عجب نعمتی هست ، اگه یه بار مفتضح بشیم چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدش گفتن بهتر با حاج آقا فلانی صحبت کنی و از ایشون هم بپرسی، ایشون از من قویتر هستند و بهتر میتونن راهنماییت کنن، من اینقدر بلدم!
الله اکبر، مردانی که رنگ و بوی خدایی میگرن چه قدر با ماها فرق دارند، همین نوع برخوردشون چه قدر فرق میکنه با استادای دانشگاه ما، خدا وکیلی چند نفر از استادا الان اگه یه سوالی رو جواب بدن میگن برو از استاد فلانی هم بپرس از من قویترند ، من همین قدر بلدم؟؟؟؟ این خودش یه درس عملی بزرگ هست برای همه ی ما
من خیلی خیلی خدا رو شکر کردم ، چون حاج آقا فلانی در حقیقت شاگرد اول استادِ استاد هستند و فوق العاده بی نظیر هستند و همین ارتباط تلفنی هم توفیقی است برای امثال من که استاد به من این اجازه رو دادند و حتی یه جورایی امر کردند که برای گرفتن جواب سوالم به ایشون زنگ بزنم!

اما یه دُر و گوهر بسیار گران بها استاد به من هدیه دادند در باقی صحبتهایی که با من داشتند!
در ادامه ی صحبتم با ایشون بحث شد از توفیق،
که آقا اصلاً نشانه ی اینکه خدا به من توفیق داده و عنایت ویژه اش شامل حالم شده چیه؟
بسیار توجه کنید به پاسخ حضرت استاد
گفتند: نشانه های زیادی داره که توفیق شامل حال آدم شده یا نه، اما دو تا از مهمتریناش ایناس:
1- اگه خدا به آدم اجازه بده که انسان با خدا خلوت کنه و از این خلوت هم لذت ببره این یکی از مهمترین نشانه های توفیق هست!!!!!!!
من دیدم خلوتی که به اونصورت بدبختانه وجود نداره، تازه اگر هم وجود داشته باشه لذت خاصی حس نمیکنم، خاک برسرم، گیر معاصی هستیم و توبه ی جانانه ای میخواهد تا این گیر و گورها باز شود تا خدا اجازه بده آدم باهاش خلوتی کنه!
- بعد اضافه کردند و اما دومین نشانه ی بسیار مهمی که نشان از این هست که خدا توفیق نصیب آدم کرده این هست که:
2- آدم گره از کار مردم باز کنه، خیرش به مردم برسه، و گفتند این شدیداً در باز شدن راه انسان به سمت خدا اثر داره!!! و اینکه اگه آدم ببینه رجوع مردم بهش زیاد شده و خدا هم اسبابی رو فراهم کرده که بتونه حاجاتشون رو براورده کنه و گره از مشکلاتشون باز کنه این از مهمترین نشانه های توفیق هست و اینکه خدا بهش عنایت ویژه کرده که گذاشته کار بنده هاش رو راه بندازه و گره کار بندگانش به دستش باز بشه
دوستان
این دوتا معیار بسیار کاربردی ملموس و کیلیدی هست که بفهمیم الان وضعمون چه جوری هست ، خدا با ما حال میکنه یانه، توفیق و عنایت ویژه خدا شامل حالمون شده یا نه...

و اما جواب شاگرد اول استادِ استاد به این سوال که:
بر طبق این فراز مناجات شعبانیه من چه کنم تا خدا محبت خودش رو بگذاره در قلب من تا من بتونم ترک معصیت کنم

جان من ببینید چه جواب حیرت انگیز و دقیقی به من دادند!

گفتند: اولاً این فراز مناجات شعبانیه
نقل قول:

خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی

مال من و شما و در مرحله ی ما نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مال اولیای خدا است در مرحله ی ترک اولا و ترک هر آنچه از منِ خودشون باقی مونده که جز با تابش عشق خدا به دلشون نمیتونن بهش دست پیدا کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد گفتند: برای امثال من و شما همون مجاهده فعلاً لازم هست
خیلی خیلی خیلی نکته مهم است دوستان
ایشان خیلی دقیق فهمیدند که در نفس چموش بنده چه چیز نهفته که اساساً این سوال رو پرسیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ایشون فهمیدن که من از روی تنبلی میخوام یه جورایی پُلیتیک و میونبری بزنم به بهانه ی عدم توان مقابله و مبارزه و مجاهده و یه میانبوری بزنم و بپیچونم این مجاهد رو!
بعد ادامه دادند راه برای من و شما و امثال ما در مرحله ی ما مجاهده است (داخل پرانتز ببینید چه قدر بزرگوارند ، من رو با خودشون یکی میکنند در کلامSmile الله اکبر از این تواضع مردان خدا!!!!!!!!)

بعدش من گفتم ، حاج آقا خوب من که زورم نمیرسه آخه، هی دو قدم میرم جلو هی چنان خرابکاری میکنم که اصلاً نمیشه گفت ، مثل چی میخورم زمین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمله ی گوهر باری گفتند:
گفتند: عیبی نداره هر بار میخوریم زمین باز با تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل بیشتر به اهل بیت بلند میشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه گفتند فکر میونبور و راه اس ام اسی و تلفنی و کپسولی و آمپولی برای آدم شدن از ذهنت خارج کن، باید جون کند

این عبارت باید جون کند هم مال خودشون هست!!!!!!!!!!!Smile

بعد ادامه دادند گفتند توی قرآن گفته إن الله یحب التوابین، إن الله یحب المحسنین، إن الله یحب متوکلین، إن الله یحب المتطهرین و....
گفتن خدا میگه من توبه کنندگان و نیکوکاران و متوکلین و پاکیزگان و... دوست دارم
در گام اول ما باید سعی کنیم شبیه بشیم تا اونجایی که میتونیم به کسانی که خدا گفته دوستشون داره
بعد که ما شبیه شدیم درحد توانمون به کسانی که خدا گفته من اونا رو دوست دارم، خود خدا محبتش هم میگذاره در قلبمون

بعد اضافه کردن، البته هیچ مسئله ای هم نیست که ما در همین مرحله هم از خدا بخواهیم که خدا محبتش رو بگذاره در قلبمون، اما مطلقاً به این معنا نیست که ما در این مرحله سر سوزنی بخوایم به این بهانه که ما نمیتونیم ترک معصیت کنیم از مجاهده کم بگذاریم!
اساس مجاهده است ولو که هزاران بار هم بخوریم زمین و راهی جز این نیست باید زحمت کشید و جون کند!

پدر و مادر حقیر رو هم...Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۰۵, ۸/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۲ ۱۵:۰۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #21
آواتار
گفتند:
اگر انسان کامل بخواهد به شکل مکتوب در آید صورتش می شود قرآن کریم
همانگونه که امیرالمومنین قرآن ناطق بودند
حال اگر این قرآن قرائتش و تفکر در آیاتش قلوب ما را متحول نمی کند
شک نکنید که زیارت انسان کامل، حضرت حجت هم قلوب ما را متحول نخواهد کرد!!!!
اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید!!
اگر مشتاق قرآنید می توانید امیدوار باشید که مشتاق حضرت حجت حقیقی هم هستید و گرنه اگر قرآن نزد شما مهجور است و با آن انسی ندارید و فکر می کنید که مشتاق حضرت حجت هستید، آن شخص امام زمانِ زاده وهم و خیال خودتان است.
چرا که ثقلین ریسمانی هستند که از هم جدا نمی شوند!
و محال است با یکی بیگانه بود و انسی نداشت و مشتاقش نبود و اما مشتاق دیگری بود!


مراجعه بفرماید حتماً دوستان به لینک زیر:

مبادا دیگران در عمل به آن از شما پیشی بگیرند!!!!!!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۱۲, ۸/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۲ ۱۷:۱۳ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #22
آواتار
نقل قول:اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید!!

همیشه فکر می کردم که دیدن ایشان می تونه نقطه تحول در من باشه
ولی الان طور دیگه به قضیه نگاه می کنم

با تشکر از علی عزیز

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۵۳, ۲۶/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۲ ۱:۰۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #23
آواتار
اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام

مباحث زیر بیانات شاگرد اول استادِ استاد است در شب شام غریبان:

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در کلامی خطاب به کمیل بن زیاد می فرمایند:
مردم سه گروهند
:
عالم ربّانى،
دانشجوى بر راه نجات
،
و مگسانى ناتوان كه به دنبال هر صدايى مى‏ روند، و با هر بادى حركت مى‏ كنند، به نور دانش روشنى نيافته، و به ركنى محكم پناه نبرده‏اند. [1]

پشتوانه ی قرآنی این دسته بندی مولا علی آیه ی ذیل است:

وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ (18- سبأ)

و ميان آنان و ميان شهرهايى كه آنها را بركت داده بوديم شهرهايى آشكار قرار داده بوديم و سير و سفر را در ميان آنها معيّن كرده بوديم شب‏ها و روزها در ميان اين شهرها با امنيت سير كنيد.

در بیان معنای حقیقی این آیه امام باقر علیه السلام فرموده اند:

منظور از (الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها) (شهرهايى كه آنها را بركت داده بوديم) ما اهل بیت هستیم و منظور از (قُرىً ظاهِرَةً) (شهرهايى آشكار) ناقلین حدیث و فقها و علمای شیعه هستند که احادیث ما را برای شیعیان ما نقل می کنند و منظور از (قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ) (سير و سفر را در ميان آنها معيّن كرده بوديم) این است که در علوم ما و حلال و حرام و فرایض و احکام، دائماً سیر و بدان عمل می کنند و اینان در این حرکت خود در امامنند چون که آن علم را از معدن و جایگاه اصلی که به آن مأمور شده اند استنباط می کنند لذا از هر نوع شک و گمراهی یا نقل از حرام به حلال در امانند.[2]


خوب ما که جزو علمای ربّانی نیستیم حداقل جزو دسته ی دوم باشیم تا با دست گذاشتن بر دست ایشان اجازه دهیم تا آنها متناسب با ظرفیت ما، ما را در مراتب دهگانه ی[3] ایمان سیر دهند.


از عالمان ربّانی استفاده های متعددی می توان کرد:
شناخت احکام حلال و حرام دین،
تحصیل اعتقادات درست،
مشورت در امور زندگی و حتی استخاره گرفتن
و از اینها مهمتر یافتن سبک درست زندگی الهی،
امام مهمترین اثر علمای ربانی که می توانیم ما از ایشان ببریم هیچ یک از اینها نیست و البته هر یک از اینها در جای خود بسیار مهم هستند به خصوص موارد اول و دوم.

مهمترین اثر علمای ربانی این است که در صورتی که انسان بتواند آنها را بیابد و از آن مهمتر پس از یافتن آنها با آنها ربط پیدا کند، این علما دست انسان را می گیرند و انسان را در مراتب ایمان سیر می دهند! (آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟)


3 نکته ی اساسی برای راه یافتن به علمای ربّانی

1- اطاعت کردن از آنها و چون و چرا نکردن:
بسیار مهم است که انسان در مواجه با آنها اگر می خواهد از ایشان واقعاً بهره ببرد باید فهم خود را کنار بگذارد، مانند قصه ی خضر و موسی، اگر بخواهی در مقابل اولیای خدا چون چرا کنی نمی توانی از ایشان بهره ببری،
یک مثال ساده ی آن می شود این که زمانی که ما به پزشک مراجعه می کنیم،
مثلاً پزشک می گوید مشکل شما زخم معده است
شما به جای پذیرش و استفاده از نسخه ی درمانی پزشک، بگویی نه آقای دکتر به نظر من مشکل من آپاندیس است،
خوب نتیجه این می شود که شما از آثار شفابخش نسخه ی پزشک محروم می شوی.
پس زمانی که با تحقیق به یقین رسیدی که آن شخص یک عالم ربانی است همان تحقیق از روی عقل می گوید که باید از او اطاعت کرد.

نقل قولی از استادِ استاد در این زمینه:
"يكى از طلاب متدين كه اندكى ناتوانى جسمى داشت و با شخص سابق الذكر رفت و آمد مى‏ كرد با حقير آشنا شده، ارادتى پيدا نمود.
او گاهى در باره‏ ى مسائل معنوى سؤالاتى مى‏ كرد و بنده جواب‏هايى به او مى‏ دادم،
ولى چون احساس مى‏ كردم استعداد و ظرفيت لازم را ندارد احتياط كرده، توجهى به او نداشتم و او را به عالم خود راه نمى‏ دادم.
تا اينكه در سفرى كه به همدان رفتم آقاى انصارى - رضوان اللّه‏ عليه - را از وضعيت او مطلع ساختم.
ايشان فرمود: چون خداوند متعال به اين‏گونه افراد به خاطر نقص عضوشان رأفت و توجه خاصى دارد شما از او دستگيرى نماييد.
از آن پس بنا به فرموده‏ ى ايشان بيشتر به او توجه مى‏ كردم.
او نيز نسبت به ما گرم شد، ولى گاهى به برخى از مطالبى كه مى‏ گفتم اشكال مى‏ كرد و پس از آنكه جواب او را مى‏ دادم اشكال ديگرى مطرح مى‏ نمود و بيش از آنكه در مقام فهم مطلب و استفاده باشد در صدد طرح اشكال بود.
بنده ديدم چنين كسى نمى‏ تواند به‏ خوبى بهره‏ ى معنوى ببرد؛
از اين رو به او گفتم: اينجا كلاس درس نيست كه بخواهم افكار و گفته‏ هاى اين و آن را نقل كرده و براى هر مطلبى جداگانه دليل و برهان اقامه كنم، بلكه غرض از اين جلسات، موعظه و تنبه و به دست آوردن بهره‏ ى معنوى است؛
لذا اگر در مقام مباحثه و اشكال كردن باشى نمى‏ توانى بهره‏ اى ببرى.
مدتى كه گذشت روزى گفت:
بنده تا وقتى حضور شما هستم مطالبى را كه مى‏ گوييد درست و حق مى‏بينم و به آن اطمينان پيدا مى‏كنم،
امّا از نزد شما كه مى‏ روم گويا كسى از درون به من مى‏ گويد: تو نيز خودت با سواد هستى و فهم دارى و بلافاصله در ذهنم اشكال‏هايى پديد مى‏ آيد و در گفته‏ هاى شما ترديد پيدا مى‏كنم.
البته در اينكه انسان گاهى در حال اطمينان و يقين قرار مى‏ گيرد و در بعضى حالات شك و ترديد براى او رخ مى‏ دهد عللى نهفته است كه آشنايى و تأمل در آن بسيار نافع است، لكن فعلاً مجال شرح و بسط آن نيست، ولى در مورد او ديدم مشكل اصلى‏ اش اين است كه نسبت به حقير اطمينان پيدا نكرده، و معلوم است كه هر كس اعتقاد و اعتماد نداشته باشد نمى‏ تواند استفاده ببرد."


یک نکته ی بسیار مهم دیگر در خصوص اطاعت از استاد به نقل از کلام استادِ استاد بگویم، در این خصوص دوستان حتماً به این تاپیک نظری هم بیافکنند: داستان مهمی در باب سحر و جادو و عرفان حقیقی و عرفان های دروغین!!!

" حقايق در ضمن عمل كردن به وظايف شرعيه به دست مى‏ آيد. آنها كه طريقت را در عرض شريعت قرار داده و خيال كرده‏ اند طريقت راهى است و شريعت راهى ديگر، در مسيرى گام برداشته‏ اند كه دير يا زود نشانه‏ هاى بطلان راه آنان ظاهر خواهد شد.

البته ممكن است اولياى خدا بر خلاف فهم يا سليقه‏ ى افراد دستورى بدهند و يا احيانا مانند طبيبى كه بيمار خود را از خوردن يك غذاى مقوى پرهيز مى‏ دهد به خاطر رعايت مصالحى يك عمل مستحب را بگويند موقتا ترك كنيد، امّا هرگز خلاف واجبات و محرمات از آنها شنيده نخواهد شد، چرا كه :
((حلال محمد حلال ابدا الى يوم القيامة و حرامه حرام ابدا الى يوم القيامة.))
حلال محمد صلوات الله علیه، حلال است تا روز قیامت و حرامش هم حرام است تا روز قیامت.
اصول كافى، ج 1، ص 58، كتاب فضل العلم، باب البدع و الرأى و المقائيس، ح 19
و اين حكم براى هيچ مقامى استثنا نشده است."
در اینجا بد ینست که به برخی آثاری که عالم ربانی حقیقی بر انسان می گذراند اشاره ای کنم:
در اینجا 5 مورد از آنها را ذکر می کنم:
در اثر ارتباط با یک عالم ربانی حقیقی باید
دنیا در نظر انسان کوچک و بی ارزش شود،
آخرت و خداوند در نظر انسان عظمت پیدا کند،
میل به عبادت و بندگی خدا در اثر ارتباط با آنها باید در انسان بیشتر شود،
میل به ترک گناه و معصیت باید افزایش پیدا کند،
محبت انسان نسبت به اهل بیت که دوستان خدا هستند زیادتر شود و دشمنی و بغض آنها نسبت به دشمنان اهل بیت و دین خدا باید بیشتر شود.
و از دیگر نشانه های علمای ربانی این است که:
بسیار متواضعند
و بسیار وفای به عهد دارند و خوش قولند
و بسیار خوش خلقند.


2- تضرع به درگاه خدا و توسل به اهل بیت به ویژه امام حسین علیه السلام:
بدیهی است که بسیار مهم است که انسان بتواند یک عالم ربانی را بیابد اما از آن مهمتر راه پیدا کردن و ربط پیدا کردن با آن عالم ربانی است، یکی از مهمترین راه هایی که می تواند باعث شود تا ما با یک عالم ربانی ربط پیدا کنیم تضرع به درگاه خدا و توسل به اهل بیت و به ویژه حضرت امام حسین علیه السلام است که مظهر رحمت واسعه ی خداوند هستند، [b]آنقدر باید درِ خانه ی خداوند را کوبید و تضرع کردن و دست به دامان اهل بیت شد تا ایشان حواله ای بدهند
تا عالم ربانی ما را از نظر معنوی به خود راه دهد، اگر کسی موفق شود و حواله ای از این طریق دریافت کند می تواند ره صد ساله را یک شبه طی نماید و عالم ربانی او را در مراتب ایمان سیر می دهد.

یک نکته در خصوص توسل به حضرت سید الشهدا:
شخصی به استادِ استاد گفته بود که سفارش ما رو به امام حسین بکنید
ایشان گفتند: من سفارش شما رو به امام حسین بکنم؟؟!!
امام حسین مظهر رحمت واسعه ی خداست، سفارش و واسطه نمی خواهد!

یک نکته هم در مورد آثار و برکات مجالس عزای حضرت امام حسین از قول استادِ استاد:
" مى‏ توانم بگويم آنچه نيز تا كنون نصيبم شده و مى‏ توان گفت واقعا «چيز» بوده، همه در مجالس عزاى امام حسين عليه السلام به من تفضل گرديده است."


3- خدمت کردن و محبت کردن به عالم ربانی:

قرآن کریم می فرماید:

وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَسيباً (86-نساء)


و چون شما را به درودى نواختند به درودى بهتر از آن يا همانند آن پاسخ گوييد. هر آينه خدا حسابگر هر چيزى است. (86)

همانطور که سیره و سنت معصومین این چنین بوده که اگر کسی به ایشان لطفی کرد بهتر از آن را پاسخ دهند اولیای خدا و علمای ربانی هم همینگونه اند و اگر کسی به ایشان محبتی کرد یا خدمتی کرد مقیدند که بهتر از آن را جبران کنند، حال ما که می خواهیم از وجود ایشان بهره ی معنوی ببریم اگر به ایشان خدمتی کنیم و محبتی کنیم متقابلاً بهترش را پاسخ خواهیم گرفت.

یک نکته ی بسیار مهم در این خصوص این است که در بین موارد دوم و سوم، مسئله ی حواله گرفتن از خدا و اهل بیت از طریق توسل و تضرع ماندگاری بسیار بیشتری دارد تا راه محبت کردن و خدمت کردن و البته راه محبت کردن و خدمت کردن از جهاتی ساده تر است و اثرش ملموس تر و سریع تر است.
شاگردان بزرگ علمای ربانی معمولاً هر سه نکته را به نحو احسن رعایت می کنند و می توانند حداکثر بهره را از ایشان ببرند.


پی نوشت ها:
[1]: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ‏ رَعَاعٌ‏ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيق.‏
حکمت 147 نهج البلاغه شریف

[2]: عن الباقر عليه السلام في حديث الحسن البصري في هذه الآية قال عليه السلام بل فينا ضرب اللَّه الأمثال في القرآن فنحن القرى الّتي بارك اللَّه فيها و ذلك قول اللَّه عزّ و جلّ فيمن اقرّ بفضلنا حيث أمرهم ان يأتونا فقال وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها اي جعلنا بينهم و بين شيعتهم الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً و القرى الظاهرة الرسل و النقلة عنّا الى شيعتنا و فقهاء شيعتنا و قوله سبحانه وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ و السير مثل للعلم سير به فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً مثل لما يسير من العلم في اللّيالي و الايّام عنّا اليهم في الحلال و الحرام و الفرائض و الأحكام آمِنِينَ فيها اذاً أخذوا عن معدنها الذي أمروا ان يأخذوا منه آمِنِينَ من الشكَ و الضلال و النقلة من الحرام إلى الحلال.
تفسير الصافي، ج‏4، ص: 218

[3]: امام صادق علیه السلام: الْإِيمَانُ‏ عَشْرُ دَرَجَاتٍ‏ فَالْمِقْدَادُ فِي الثَّامِنَةِ وَ أَبُو ذَرٍّ فِي التَّاسِعَةِ وَ سَلْمَانُ فِي الْعَاشِرَةِ
امام صادق علیه السلام: ایمان ده مرتبه دارد و مقداد در مرتبه هشتم بود و ابوذر در مرتبه نهم و سلمان در مرتبه دهم بود.
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 281
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۸:۵۸, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #24
آواتار
بسم الله

با سلام و تشکر از علی عزیز
خدا به شما و خانواده محترم خیر دهد
واقعا مفید بود

یا علی مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۳:۳۲, ۲۲/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۲۳:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #25
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

گفتند:
نقل قول:یکی از صفات خدا این هست که:

یا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ
ای آنكه سرگرمش نكند شنيدنى از شنيدن ديگر
(باقیات الصلاحات/71/باب اول در تعقیبات مشترکه)

مومن هم اینگونه است یعنی هیچ کاری و هیچ کسی و هیچ چیزی او رو از یاد خدا باز نمی داره!

گفتند:
نقل قول:داشتم دعای 42 صحیفه رو می خوندم، دیدم که انگار آدم نباید قرآن از دستش جدا بشه!
دائم باید بخوانه و باهاش مأنوس باشه و همتش این باشه که بهش عمل کنه

گفتند:
نقل قول:امیرالمومنین و ائمه وقتی قرآن می خوندن و می رسیدن به آیه ای که خدا فرموده یا ایها الذین آمنوا می گفتند، لبیک اللهم لبیک!

گفتند:
نقل قول:آدم باید ببینه دنبال اینه که دل کیو بدست بیاره تو این دنیا!!!!
اون شخص هر کی جز خدا باشه باخته!

گفتند:
نقل قول:اگه یه آدم صاحب منصب دارای مقام و بزرگواری نیمه شب با آدم قرار ملاقات داشته باشه آدم شب هر لحظه خواب از چشمش میره
خوب حالا آدم باید ببینه وقت قرار ملاقات با خدا اصلاً براش اهمیتی داره؟
اگه نداره خوب...


گفتند:
نقل قول:آدم باید مرد عمل بشه، همت کنه، راه مشخص و واضح هست و هیچ پیچیدگی نداره، عمل طبق فرامین خدا

وحید جان

گفته بودند:

اگر می خواهید اولیای خدا شما را بخواهند، خدا خواه شوید!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۴۹, ۱/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۲ ۱۸:۰۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #26
آواتار
داشتم گله و شکایت می کردم از یک سری چیزها
گفتند:
نقل قول:
این حرفارو بزار کنار
آدم باید ببینه نماز ظهرش رو که خوند، آیا کیفیتش از نماز صبحش بهتر شده یا نه؟
اگه نشده باید ببینه چرا و از نماز صبح تا نماز ظهر چه کرده که کیفیت نمازش بهتر نشده؟!
بعد نماز عصرش رو که خوند با نماز ظهرش مقایسه کنه به همین شکل و بررسی دقیق کنه اعمال و رفتار و نیات مابین این دو نماز رو تا بفهمه چه کرده که کیفیت نمازش بهتر نشده!
اونقدر باید این کار رو تکرار کنه تا کم کم نمازش، نماز بشه!

و همه میدانیم که تا نماز درست نشه باقی اعمال را می توانیم بگذاریم درِ کوزه و آبش را (البته اگر آبی داشته باشد) بنوشیم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۰۹, ۱۴/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۲ ۱۴:۱۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #27
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قل اللهُ ثمّ ذرهم (91-انعام)
بگو خدا سپس آنها را رها کن(91)

حقیر آخرین وصیت خود را در تالار گفتگوی بیداری اندیشه تقدیم می کنم که آخرین وصیت جناب استادِ استاد هم بوده است.
ایشان فرمودند:
نقل قول:
تنها وصیت من به شما اینه که موحّد باشید
و این با برهان بدست نمیاد
نور عبادت می خواد و نور تضرّع
باید از خود خدا خواست
به یکی از رفقا اینو اس ام اس کردم
گفتش:از خدا خواستن چه طوری انجام بشه؟
یعنی دعا کنم که خدایا خودت به من بده؟




بهش جواب دادم:
بند اول و دوم دعای 22 صحیفه سجادیه رو بخون:


اللَّهُمَّ
إِنَّکَ کَلَّفْتَنِی مِنْ نَفْسِی مَا أَنْتَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی،
وَ قُدْرَتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیَّ أَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتِی،
فَأَعْطِنِی مِنْ نَفْسِی مَا یُرْضِیکَ عَنِّی،
وَ خُذْ لِنَفْسِکَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِی فِی عَافِیَةٍ.


اللَّهُمَّ
لَا طَاقَةَ لِی بِالْجَهْدِ،
وَ لَا صَبْرَ لِی عَلَى الْبَلَاءِ،
وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الْفَقْرِ،
فَلَا تَحْظُرْ عَلَیَّ رِزْقِی، وَ لَا تَکِلْنِی إِلَى خَلْقِکَ،
بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِی،
وَ تَوَلَّ کِفَایَتِی.
وَ انْظُرْ إِلَیَّ وَ انْظُرْ لِی فِی جَمِیعِ أُمُورِی،
فَإِنَّکَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى نَفْسِی عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِیهِ مَصْلَحَتُهَا،
وَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى خَلْقِکَ تَجَهَّمُونِی،
وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِی إِلَى قَرَابَتِی حَرَمُونِی،
وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِداً،
وَ مَنُّوا عَلَیَّ طَوِیلًا،
وَ ذَمُّوا کَثِیراً.


خدایا،
مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری،
و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است.
پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد،
و خشنودی خود را در حال عافیت (و تن درستی) [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه.



خدایا،
مرا طاقت رنج نباشد،
و بر بلا شکیبایی نتوانم،
و تاب تحمل فقر ندارم.
پس روزی‌ام را از من مگیر
و مرا به آفریدگانت وامگذار.
تو خود حاجتم را برآور و خود مرا کفایت کن.

به چشم رحمت خود نگاهم کن و در همه‌ی کارها مرا مدد فرما،
که اگر مرا به خود واگذاری، در کار خود فرو مانم و به آنچه مصلحت من در آن است نپردازم،
و اگر به آفریدگانت مرا واگذاری، چهره‌ی خویش درهم کشند،
و اگر مرا به نزدیکانم حوالت دهی، ناامیدم سازند،
و اگر چیزی بخشند، اندک و بی‌خیر باشد
و بسیار بر من منت نهند
و مرا بسیار سرزنش کنند.


ماحصل چند سال مطالعه در باب چگونه آدم شدن منتظری پوشالی چون خودم
به پایان آمد این دفتر...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا