کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تفاوتهای زنان و مردان
۱۵:۱۶, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۱ ۱۱:۳۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

در این تاپیک ابتدا به این سوال که

ماهیت وجودی زن و مرد چیست ؟

ایا زنان با مردان از نظر جسمی روحی فزیکی مغزی و ... عین هم هستند و یا متفاوت

دوستان این مسءله جای کار داره .

ابتدا به صورت کلی و سپس به صورت جزءیی به موضوع میپردازیم

به نظر بنده گرسنه خدا اگر ثابت بشود مرد و زن با هم تفاوت دارند . خود به خود خیلی از موضوعات حل میشه


دوستان از منابع روانشناسی
پزشکی . اناتومی
و ... میشود استفاده کرد

یا علی (علیه السلام)



پ ن :
با تشکر از همه دوستانی که در تهیه این مطالب زحمت کشیدند .
این تاپیک بحث خام و مرجع برای نشان دادن تفاوت های زنان با مردان است
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، rahi ، saloomeh ، m.hossein ، meshkat ، محیصا ، یا ثارالله ، سید ابراهیم ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، Tolou ، خاک ، حقیر ، حسن.س. ، محمدهادی ، taleb ، soshiant ، MohammadSadra ، ZaHrA110M ، nooromahdi ، hajiali.m ، blue.blood ، Havbb 110 ، Farzaneh ، مجید املشی ، Justice Bringer ، help me ، حضرت عشق ، مصباح

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۱۶, ۱۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #51
آواتار
(۱۹/مرداد/۹۱ ۱۴:۵۵)یا صاحب الزمان نوشته است:  
(۱۸/مرداد/۹۱ ۱۶:۱۲)وحید110 نوشته است:  با تشکر
این مطالب روانشناسی ازدواج از تیپ مردان و زنان مریخی به درد ما نمیخوره
در پناه خدا

با سلام .
بنده توو زمینه ی روانشناسی کتاب های معتبری همچون کتاب های خانم باربارا دی آنجلیس و آقای جان گری رو می شناسم که توو همه اینجوری صحبت کرده , تقریباً .
گاهی اوقات همین متن ها تووش نکات خوبی نهفته هست که خیلی میتونه بهمون کمک بکنه .
اگه نمیشه از این نکات این کتاب ها هم استفاده کرد پس فکر میکنم بحث روانشناسی تمومه .
الان بنده یک مقدار گیج شدم که باید پس دنبال چی بگردم ؟ لطفاً یک مقدار توضیح بفرمایید .
میدونید چرا بنده سراغ کتب روانشناسی غربی رفتم ؟
چون الان یه جوّی حاکم شده که خیلی از جوان ها دارن سنگ غرب و اینکه چقدر توو زمینه ی علمی پیشرفت کردن رو به سینه میزنن . اگر از این کتب کمک بگیریم میتونیم اونها رو به گوش دادن ترغیب بکنیم .
حالا هر چی شما صلاح می دونید ما اون رو انجام میدیم .
فقط لطف بفرمایید در مورد ادامه ی مسیر مقداری توضیح دهید که باید چه کنیم .
ببین عزیزم روانشناسی غربی تصویر درستی از مرد و زن ارائه نمیده و پر از تناقضاته.پس خیلی رو کتابای افرادی مثل باربارا دی آنجلیس نمیشه مانور داد.بعضی جاها تو کتابای ایشون میتونی مطالبی ببینی که صد در صد مخالف اسلامه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، وحید110 ، saloomeh
۱۶:۴۴, ۱۹/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۱ ۱۶:۵۳ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #52
آواتار
(۱۹/مرداد/۹۱ ۱۶:۱۶)meshkat نوشته است:  ببین عزیزم روانشناسی غربی تصویر درستی از مرد و زن ارائه نمیده و پر از تناقضاته.پس خیلی رو کتابای افرادی مثل باربارا دی آنجلیس نمیشه مانور داد.بعضی جاها تو کتابای ایشون میتونی مطالبی ببینی که صد در صد مخالف اسلامه.

بنده منظورم این بود که از اون جاهایی کمک بگیریم که به درد ما میخوره نه از همش . بله شما درست می فرمایید بنده هم همین مطالبی که مخالف اسلامه دیدم در کتاب های ایشون ولی این به این معنا نیست که کلّ محتوای کتاب بد باشه .
همون جور که شما هم فرمودید بعضی جاهای کتاب مغایر با احکام اسلامه ولی خیلی از جاهای کتاب هم تصویری خوبی از مرد و زن ارائه داده .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۵۷, ۲۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۱ ۱۶:۱۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #53
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

زن و مرد ؛ تفاوت ها

مقدمه

با نگاهی به طبیعت و ویژگی های تکوینی زن و مرد , با اندکی تأمّل می توان به اشتراکات فراوان , در کنار برخی تفاوت های موجود میان آنان پی برد . چرا که زن و مرد به عنوان دو صنف از یک نوع , به واسطه ی برابری در انسانیّت و خلقت مشترک , در تمام ویژگی هایی که مقوم انسانیِت انسان است , کاملاً با یکدیگر مساوی و یکسان می باشند .
از مجموع وویژگی های تکوینی و تشریعی زن و مرد می توان دریافت که آنان در انسانیت همسان بوده و بر اساس یک هدف مشترک آفریده شده اند و صرفاً در مقومات جنسیت ـ یعنی زنانگی و مردانگی ـ و احکام مربوط به آن , میان این دو صنف , تفاوت می باشد . لذا تکلیف الهی به هر دو تعلق گرفته و امّا نوع تکلیف ممکن است به واسطه ی جنبه های متفاوت آنان , متمایز از یکدیگر باشد . (1)

ضرورت بحث
کمتر موضوعی همچون بحث از تفاوت ها و آثار آن , کانون توجّه شاخه های متعدد علمی قرار گرفته و اینچنین مورد نقض و ابرام و نیز منشأ تحوّلات در دهه های اخیر گشته است . پیوند مستحکم موضوع تفاوت ها با دو مبحث اساسی « نقش ها » و « حقوق » , مستمسکی برای کسانی بود که می خواستند از طریق نفی تفاوت ها , به نفی هر گونه تمایز نقش و تفاوت حقوقی میان زن و مرد بپردازند .
بی شک یکی از مبانی مهم و اصلی جریان تشابه محود و به تعبی دیگر , فمنیست ها در ادوار مختلف تاریخ خصومت این جریان را با طبیعت و آموزه های دینی , مسأله ی تفاوت ها بوده است . میزان القائات آنان به حدّی بوده است که افکار عمومی حتی در متن جوامع اسلامی , یکسانی کامل زن و مرد در تمام حوزه ها را تا حدود زیادی پذیرفته اند و به جز معدود تفاوت های جسمی , این دو صنف را کاملاً همسان انگاشته اند . چنین شده است که تعاریف زنان از زن بودن (2) و مردان از مرد بودن خویش , دچار تغییر جدّی گشته و تفکیک نقش (3) و وظایف میان آن دو در خانه و اجتماع , تمسخر آمیز جلوه نموده و احکام متفاوت میان زن و مرد , مربوط به عصر و شرایط خاص دانسته شده و اکنون همه ی آنها قابل تغییر می باشد .
حال چنانچه فراتر از جنبه های شعاری و لقلقه های زبانی , باری خالق عالم هستی , حقیقتاً از اعماق جان , حکمت , تدبیر و قدرت قائل باشیم و نظام حاکم را ناشی از برنامه ی از پیش طرح ریزی شده و بر اساس نظام احسن بدانیم که همه چیز در آن , حکیمانه و در جایگاه مناسب خویش است , آثار و نتایج نفی و اثبات تفاوت های طبیعی و تشریعی روشن تر می گردد . اگر تدبیر خلقت , ویژگی های هر یک از زن و مرد و تناسب آن با سایر سنّت ها و ویژگی های حاکم بر عالم هستی را در قدر و اندازه ی دقیق و مشخّص تنظیم کرده باشد و از کنار هم قرار دادن قطعات این پازل , قرار باشد « انسان کامل » تصویر شود , وضعیّت اسفبار کنونی بشرِ انسان محور و بریده ی از آسمان , به خوبی نمایشگر تفاوت تدبیر او با تدبیر و تقدیر قادر متعال می شود . اگر انسان غربی , به بهانه ی رفع تفاوت ها , تلاش می نمود تفاوت های میان دو صنف زن و مرد را بردارد , به گواهی گزارشات خود آنان , آنچه اکنون حاصل شده است , حرکت به سمت برداشته شدن تفاوت در مرزهای انسانی و حیوانی است . (4) اهمیّت این مسأله آنجا دانسته می شود که بدانیم امروزه , اکثریّت قریب به اتّفاق برنامه ریزی ها , الگوها و تحوّلات در جهان معاصر , بر مبنای نفی تفاوت ها ی زن و مرد و نیز عدم دخالت تفاوت ها در شئون مختلف طرح ریزی شده است . لذا به جرأت می توان گفت که چنانچه خالق هستی و آموزه های دینی او به گونه ای تصویر شده باشد که تفاوت های زن و مرد , از بازیگران اصلی این سیستم باشند , تنها با تحلیل درست از دیدگاه تفاوت محوری و بررسی آثار و کارکردهای آن , خواهیم توانست از هضم شدن در برنامه های مغایر با اغراض الهی , جلوگیری نمائیم .
بی شک اختلاف دو دیدگاه « تفاوت محوری » و « تشابه محوری » (5) در تصویر انسان و جامعه ی آرمانی , آنچنان زیاد و جدّی است که تعریف و انتظاری که هر فرد از خود و جامعه ی انسانی از افراد آن جامعه در تفکّر تشابه محوری دارد , با تعریف و انتظار دیدگاه تفاوت محور , کاملاً متفاوت است .

(1) . درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، محمدرضا زيبايي نژاد و محمدتقي سبحاني، ص 63.

(2) . تعريف هر يك از زن و مرد از خويشتن خويش و پاسخي كه به پرسش «من كيستم؟» و «من چيستم؟» مي‌دهد تا بوسيله آن از جنس مقابل متمايز شود، «هويت جنسي» نام دارد. بحث تفاوت‌هاي طبيعي بصورت جدي در هويت جنسي زن و مرد اثر گذار است. (ر.ك: حميد عضدانلو، آشنايي با مفاهيم جامعه شناسي، ص 683).

(3) . آنچه كه فرد براي شناساندن خود به منزله يك پسر يا دختر مي‌گويد يا انجام مي‌دهد، «نقش جنسي» نام دارد. (ر.ك: ناصر بي ريا و ديگران، روان شناسي رشد، ص 1001).

(4) . به تعبير خانم «توني گرنت»: «زن امروزي مردي بدلي است، بامردان حقيقي در جنگ است و به همين علت، آشفته و ناآرام است» (زن بودن ، ص 16)؛ «زنان سعي مي‌كنند تا از مردان تقليد كنند. بسياري از آنها در تلاش براي مرد بودن، ناشيانه به تقليد از زبان و رفتار مردان طبقات پست دست مي‌زنند...در خلال دهه‌هاي شصت و هشتاد، زنان مانند كارگران بار انداز صحبت مي‌كردند، آنها نه تنها مثل مردان كار مي‌كردند بلكه همچون آنها رفتار مي‌كردند...» (همان، ص 90)؛ «زن امروزي سهل و آسان شده و پيوسته در دسترس است» (همان، ص 70).

(5) . به تفاوت اين دو تفكر در بحث مربوط به ديدگاه‌هاي مربوط به تفاوت‌ها، پرداخته خواهد شد.
ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۴۳, ۲۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۱ ۱۶:۱۸ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #54
آواتار
مفهوم شناسی تفاوت های زن و مرد

در زن و مرد , شاهد دو دسته تفاوت می باشیم :
برخی خاستگاهی محیطی داشته و حاصل تربیت اجتماعی و مربوط به ویژگی های فرهنگی بوده و لذا در اعصار گوناگون , تفاوت کرده است . (1)
دسته ی دوّم , تفاوت هایی هستند که خاستگاه طبیعی داشته و تفاوت های ذاتی و نه عرضی می باشند . بدین جهت , گذشت زمان خلل در آن ایجاد نمی کند . البتّه این بدان معنا نیست که چنانچه طبیعی بودن یک تفاوت میان زن و مرد اثبات شد , نتوان هیچ استثنایی برای آن پیدا کرد . (2) ضمن آنکه تفاوت های تکوینی گر چه ناشی از خاستگاهی طبیعی اند ولی در برخی از آنها , این امکان وجود دارد که عوامل تربیتی و محیطی , آن ویژگی ها را تضعیف یا تشدید کنند . (3)

دیدگاه های مربوط به تفاوت ها

همانگونه که شهید مطهری در کتاب « نظام حقوق زن در اسلام » , (4) به خوبی تنقیح نمودند , در برخورد با مباحث زنان و تفاوت های آنان با مردان , دو دیدگاه اساسی وجود دارد .
عدّه ای خصوصاً در دنیای غرب , تلاش می کنند میان زن و مرد از لحاظ قوانین , مقرّرات , حقوق و وظایف , وضع واحد و مشابهی بوجود آورند و تفاوت های طبیعی و غریزی زن و مرد را نادیده بگیرند . از این تفکّر , به دیدگاه « تشابه محوری » تعبیر شده است .
برخی دیگر خصوصاً با عنایت به آموزه های اسلام , معقدند که زن و مرد در جهات متعددی با یکدیگر تفاوت دارند و خلقت و طبیعت , آنها را یکنواخت نخواسته است و لذا از لحاظ بسیاری از حقوق , تکالیف و مجازات ها , وضع مشابهی ندارند . این دیدگاه « تفاوت محوری » نامیده می شود .
اختلافات گوناگون میان ادیان مختلف , نهضت ها و جنبش های اجتماعی و نظریه پردازان علوم اجتماعی و فلاسفه , در نگاه به تفاوت ها و محدوده ی آن را می توان در شدّت و ضعف اعتقاد نسبت به این دو دیدگاه اساسی تحلیل نمود . بررسی تفصیلی این اختلافات از حوصله ی این مقال بیرون است لیکن به اختصار , به برخی از آنها اشاره می گردد :

بطور نمونه , در میان , اندیشه های یهودیّت و مسیحیّت , که دیدگاه کم و بیش مشابهی در خصوص خلقت و ویژگی های زن و مرد دارند , می توان تفاوت های آشکاری در ویژگی های طبیعی , احکام دینی و جایگاه زن و مرد یافت . (5)
در میان اندیشمندان نامدار غربی نیز , « بقراط حکیم » , طبیعت زنان را مرطوب , اسفنجی و سرد و مرد را دارای طبعی خشک و گرم می دانست . (6) .
افلاطون وضع مقرّرات سهل گیرانه تر را برای زنان , با توجّه به ضعف نسبی آنان می پذیرد . (7)
ارسطو نیز معتقد است که :
طبیعت , استعدادهای مختلفی به زن و مرد ارزانی داشته , نقش ها و جایگاه های مختلفی برای آنان رقم زده و حقوق متفاوتی نیز مقرر ساخته است . فضایل اخلاقی زن و مرد نیز در بسیاری موارد مختلف اند , چنانچه یک ویژگی برای مرد فضیلت اخلاقی به شمار می آید , امّا برای زن چنین نیست . (8)
به طور خلاصه می توان تاریخ اندیشه ی غرب را چنین تصویر کرد که تا قرن هفدهم , تقریباً تمامی اندیشمندان غربی , به وجود تفاوت های طبیعی میان زن و مرد اذعان داشتند , امّا کم کم در قرن هفدهم , این تمایز ها مورد تردید قرار گرفت . این روند تا اواخر قرن هجدهم ادامه یافت و از اوایل قرن نوزدهم , مجدداً این تفاوت ها , برجسته شد . پس از آن , با روی کار آمدن موج های سه گانه فمنیستی (9) تفاوت هایی در نوع نگاه به تفاوت ها بوجود آمد .
در قرن نوزدهم , فمنیست های موج اوّل , قد علم کردند که بر تفاوت های زن و مرد صحّه می گذاشتند ولی منشأ بسیاری از مشکلات از جمله خشونت ها و جنگ ها را همان روحیات مردانه دانسته و بر ضرورت حضور ویژگی های زنانه از جمله صلح دوستی و عاطفه ورزی در اجتماع , تأکید می کردند .
فمنیست های موج دوّم که اغلب آنان , مدافع برابری زن و مرد بودند , تلاش می کردند تفاوت های زن و مرد را صرفاً در برخی تفاوت های جسمی دانسته و بقیه ی تفاوت ها را بر ساخته ی اجتماع و نظام مرد سالار بدانند .
پس از آنکه یافته های علوم تجربی , طبیعی بودن بسیاری از تفاوت ها را اثبات کرد و موجب نقض دیدگاه فمنیست های موج دوّم گشت , فمنیست های موج سوّم ظهور کردند که بر تفاوت های بیشتری مُهر تأیید می زدند . (10)
در علوم مختلف نیز می توان ردّپای بحث تفاوت های تکوینی زن و مرد را یافت . از جمله شاخه های علوم که این بحث را کانون توجّه قرار داده , می توان به زیست شناسی اجتماعی , روانشناسی , علوم سیاسی , فلسفه ی حقوق , علوم تربیتی , علم اخلاق , جرم شناسی , جامعه شناسی اقتصاد و ... اشاره کرد .
بطور نمونه زیست شناسان عوامل زیستی و ژنتیکی , روان شناسان علاوه بر عوامل زیستی , عوامل روان شناختی همچون گرایش ها و تمایلات و جامعه شناسان , فرهنگ و سنن اجتماعی را مهمترین عامل و منشأ ایجاد تفاوت ها می دانند . پس از پذیرش تأثیر این عوامل , هر یک قائل به آثار خاص , اعتبار و نیز قابلیّت تغییر آنها یا عدم تغییر آنها می شوند .

(1) . فمينيست‌ها براي نشان دادن و متمايز ساختن تفاوت‌هاي طبيعي و بيولوژيك از تفاوت‌هاي محيطي و اجتماعي، به ترتيب از دو واژه جنس (sex) و جنسيت (Gender) بهره مي‌گيرند.

(2) . بطور نمونه، چنانچه پذيرفتيم كه جمجمه مردان بزرگ‌تر از زنان است، اگر در يك زن يافت شد كه جمجمه او بزرگتر از جمجمه مردان است، اين مورد استثنايي موجب غير طبيعي شدن اين ويژگي نمي‌شود. لذا تفاوت‌هاي طبيعي، «غالباً» در صنف مردان و زنان بصورت متفاوت وجود دارد.

(3) . مثلاً در برخي كشورها، زنان براي حضور در پست‌هاي مديريتي و مناصب سياسي، با تزريق هورمون‌هاي مردانه تلاش مي‌كنند تا با غلبه بر احساسات خود، بتوانند صلابت و در برخي مواقع خشونت لازم براي پيگيري امور را كسب نمايند.

(4) . شهيد مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 120.

(5) . بطور مثال در يهوديت، به تفاوت اساسي ميان قواي جنسي زن و مرد اشاره و بيان شده است كه: در روابط جنسي، مرد عضو فعال و خودبين است و هميشه اين خطر وجود دارد كه شهوتش طغيان كند، اما زن‌ها نقش درون گرا و منفعل دارند. شهوت زن مخفي است اما تمايلات جنسي او بيش از مرد است و به همان شدت و حتي بيشتر مي‌تواند بروز كند. (ر.ك: جين هولم و جان بوكر، زن در اديان بزرگ جهان، ترجمه علي غفاري، ص 213) و يا اينكه پدر موظف است به فرزند پسرش تورات بياموزد اما دختران از خواندن تورات معافند. (همان، ص 201) و يا در مسيحيت آمده است كه حوا از دنده چپ آدم آفريده شده و لذا مرد بر زن تسلط دارد (رساله دوم پولس: 13/14) و زنان اجازه ندارند به مردان تعليم دهند يا بر آنها مسلط باشند (رساله اول: 2/11)

(6) . بنوات گري، زنان از ديد مردان، ترجمه محمد جعفر پوينده، ص 21.

(7) . ر.ك: سوزان مولير آكين، زن از ديدگاه فلسفه سياسي غرب، ترجمه نوري زاده، ص 75-106.

(8) . همان، ص 107-139. همچنين توماس آكويناس، بزرگ‌ترين فيلسوف مسيحي قرون وسطي، زن را در قياس با مرد، از نظر جسم ، عقل و اراده، موجودي ضعيف‌تر و ناپايدارتر و از لحاظ ميل شهواني، قوي‌تر مي‌داند. (ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم طاهري، ج 4، ص 211).

(9) . موج اول فمينيسم از 1780 تا 1920 ادامه داشت و اعتراض به اختصاص ارزشهاي مدرنيته به مردان و تقاضاي فرصت‌هاي برابر تحصيلي ، سياسي و...از شعارهاي اصلي آنان برد. موج دوم فمينيسم از 1960 تا 1980 به طول انجاميد. اعتقاد به ضرورت براندازي نظام مردسالار و جنس برتر بودن زنان از نكات اصلي موج دوم بود. در موج سوم كه از 1980 آغاز شده است، تفاوت‌هاي طبيعي زن و مرد پذيرفته شده و ضرورت استفاده از ويژگي‌هاي منحصر به فرد زنان و رسيدن به جايگاه واقعي، طلب مي‌شود.

(10) . براي مطالعه بيشتر رك به: حميرا مشيرزاده، «فمينيسم،از جنبش تا نظريه اجتماعي»؛ نرجس رودگر، «فمينيسم؛ تاريخچه، نظريات گرايش‌ها و نقدها».




ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110
۱۵:۲۳, ۲۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۱ ۱۶:۳۰ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #55
آواتار
محدودۀ تفاوت‌ها

در يافته‌هاي علوم اجتماعي و در ميان انديشمندان و نيز در آموزه‌هاي ديني، اختلافات فراواني در حدود و ثغور تفاوت‌ها به چشم مي‌خورد. گذشته از بحث تفاوت‌هاي جسمي كه اصل تفاوت، غيرقابل انكار مي‌باشد، در مبحث تفاوت‌هاي روحي و رواني، برخي معتقدند كه اصلاً تفاوتي وجود ندارد. برخي ديگر از وجود تفاوت‌هاي روحي و رواني حكايت كرده ولي دامنۀ آنرا خيلي عميق و تاثير گذار نمي‌دانند. برخي ديگر تفاوت‌ها را بسيار عميق و موثر در شئون مختلف مي‌دانند.
تفاوت در ساختمان بدني و متوسط قد و وزن و حجم مغز، تفاوت‌ در خلقيات، خلاقيت‌هاي هنري، ميزان تحمل پذيري، آستانۀ تحريك پذيري، نوع خردورزي، جنبه‌هاي زيبايي شناختي و ....همگي در دايرۀ تفاوت‌هاي زن و مرد جاي مي‌گيرند. لذا صرف نظر از تفاوت‌هايي كه اصولاً خاستگاه اجتماعي دارند، تفاوت‌هاي طبيعي در جسميت، ذهنيت، احساسات و رفتارها نيز موجب تمايز زن و مرد از يكديگر مي‌شود. در يك (1)
تقسيم بندي، مي‌توان تفاوت‌ها را به تكويني و تشريعي تقسيم كرد. از آنجا كه تفاوت‌هاي تشريعي، چندان قابليت نقض و ابرام ندارد و مورد اتفاق علماي ديني است، تلاش مي‌كنيم تا محدودۀ تفاوت‌هاي تكويني را مورد بررسي قرار دهيم. (2)
برخي تفاوت‌هاي تكويني دايرۀ اثر محدودي داشته و برخي ديگر، چنان تأثير گذار است كه عرصه‌هاي مختلف حيات را تحت تأثير قرار مي‌دهد. تفاوت‌هاي تكويني را مي‌توان به تفاوت‌هاي جسمي و رواني تقسيم نمود كه در اين بخش، تنها فهرستي از اين تفاوت‌ها كه در علوم اجتماعي اثبات گرديده، ارائه مي‌شود:

1 . تفاوت‌هاي جسمي
علوم تجربي از جمله زيست شناسي، تفاوت‌هاي جسمي فراواني ميان زن و مرد را به اثبات رسانده‌اند كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
· اختلاف در كروموزوم‌ها
در دنياي رحم، اختلاف اساسي زن و مرد آغاز مي‌شود. سلول جنسي ماده، همواره داراي كروموزوم x است اما سلول‌هاي جنسي نر، گاه كروموزوم x و گاه كروموزوم y دارند. بطوريكه پس از انعقاد نطفه تنها از طريق كروموزوم‌ها مي‌شود تشخيص داد كه جنين دختر است يا پسر. (3)
· دستگاه توليد مثل
در مردان، كار اصلي بيضه، ساخت اسپرم و توليد هورمون‌هاي جنسي مردانه است. در دوران بلوغ ترشح هورمون‌هاي جنسي از بيضه‌ها افزايش مي‌يابد و سبب رشد سريع اندام‌هاي مختلف بدن و تكامل دستگاه توليد مثل مرد و رويش موي صورت، بم شدن صدا و ... مي‌شود . (4)
در زنان، دستگاه تناسلي از تخمدان‌ها، لوله‌هاي رحم، و مهبل تشكيل شده است و تخمك‌گذاري حدوداً دو سال پس از نخستين قاعدگي انجام مي‌شود. (5)
وجود قاعدگي، حاملگي، زايمان و يائسگي از تفاوت‌هاي دستگاه تناسلي زنان با مردان است. همچنين تفاوت‌هاي موجود ميان اسپرم (سلول‌هاي جنسي نر) و تخمك (سلول جنسي ماده) از لحاظ شكل، اندازه، تعداد، تحرك و عمر، از ديگر تفاوت‌هاي ميان دستگاه تناسلي زن و مرد است. (6)
· تفاوت در هورمون‌هاي زن و مرد
تفاوت در ميزان توليد هورمون تستوسترون از تفاوت‌هاي ديگر ميان دو جنس است. بطوريكه افزايش تستوسترون و دفع استروژن موجب ايجاد صفات مردانه و كاهش تستوسترون، موجب ايجاد صفات زنانه است. (7) توليد پروتئين در اثر ترشح تستوسترون، موجب ايجاد ماهيچه‌ها و عضلات قوي‌تر و استحكام استخوان در مردان است. (8)
بر خلاف استروژن كه آرامش بخش است، افزايش تستوسترون، حالات تهاجمي و پرخاشگري را برمي‌انگيزاند. (9)
هورمون استروژن موجب زيبايي اندام و لطافت، نرمي پوست و تنظيم انحناهاي خاص اندام زنان و تنظيم تغييرات دوره‌اي رحم مي‌شود. (10) همچنين عامل كوتاهي قد و انعطاف و نرمي مفاصل زنان نسبت به مردان است.
همچنين هورمون پروژسترون كه هورموني زنانه است، در آرامش بخشي و پيدايش احساس صلح و آرامش زنان در زمان بارداري و هورمون پرولاكتين در ترشح شير و ايجاد رفتار مادرانه، موثر است. (11)
· ساير تفاوت‌ها
پسران در فعاليت‌هايي كه نياز به مهارت‌هاي حركتي دارد، برتر از دختران هستند. در برابر، رشد جسمي دختران زودتر از پسرهاست و در برابر بيماري‌ها مقاوم‌ترند و كمتر از پسران آسيب مي‌بينند. (12) چشمان مردان بزرگتر از زنان است و براي ديدي تونل مانند و دور طراحي شده است، اما دايره ديد زنان وسيع‌تر از مردان بوده و در يك لحظه مي‌توانند چيزهاي بيشتري را در ميدان ديد قرار دهند. (13) حس شنوايي در زنان قوي‌تر است و صدای آنان نازك‌تر از مردان است. (14)
دختران زودتر از پسران سخن گفتن را شروع مي‌كنند اما پسرها زودتر از دخترها راه مي‌افتند. (15)


(1) گر چه و مرد در بسياري از احكام با يكديگر مشتركند وليكن در آموزه‌هاي ديني تفاوت‌هايي ميان زن و مرد ذكر شده است. بطور نمونه: زنان بيش از مردان بايد حجاب خود را رعايت كنند و مي‌بايست موهاي سر و گردن و زيبايي بدن و زينت خود را از نامحرم بپوشانند (نور، 31؛ احزاب، 33) همچنين نفقه ومهريه زن بر عهده شوهر است و زن در قبال تأمين اقتصادي خانواده وظيفه‌اي بر عهده ندارد. (بقره، 223، 236و 237) مرد بر خلاف زن مي‌تواند با رعايت عدالت، تا چهار همسر دائمي اختيار كند (نساء 2) و....
(2) همان
(3)ریتا آل اتیکسون و ديگران، زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمه محمد تقي براهني و ديگران، ج 1، ص 678-679.
(4) جمعی از نويسندگان، كتاب زن، ص 31.
(5) آرتور گايتون، جان هال، فيزيولوژي پزشكي، ج 2، ص 1512.
(6) بطور مثال، زن در دوران باروري، هر ماه يك تخمك آزاد مي‌سازد و در حدود پنجاه سالگي، تخمك گذاري پايان مي‌يابد. در هر حالي كه مرد در هر بار انزال، حدود چهارصد ميليون اسپرم توليد مي‌كند كه تا اواخر عمر ادامه دارد. (آرتور گايتون و جان هال، فيزيولوژي پزشكي، ج 2، ص 1512)
(7) جمعی از نويسندگان، كتاب زن، ص 74.
(8) توده ی عضلاني بدن مرد، بطور متوسط، پنجاه درصد بيشتر از زن است. همچنين استخوان جمجمه مرد، بزرگ‌تر و ضخيم‌تر از جمجمه زن است. (حسين لطف آبادي، روان شناسي رشد، چ 2، ص 68)
(9) آرتور گايتون و جان هال، فيزيولوژي پزشكي، ج 2، ص 1578. تستوسترون همچنين موجب مي شود پس از بلوغ، نياز به نوازش و در آغوش كشيده شدن در پسران كم شود در حالي كه اين نياز در زنان، از كودكي تا پايان عمر، همچنان فعال و شديد است. (كتاب زن، ص 83).
(10) رک به :فيزيولوژي پزشكي، ج 2، ص 1522 و 1523.
(11) کتاب زن، ص 96.
(12) کان . جی . كارسون و ديگران، بهداشت رواني زنان، ترجمه خديجه ابوالمعالي و ديگران، ص 340.
(13) آلن و باربارا پيس، آنچه زنان و مردان نمي‌دانند، ترجمه زهرا افتخاري، ص 42.
(14) حمزه گنجی ، روانشناسي تفاوت‌هاي فردي، ص 203.
(15) حسین نجاتی ، روان شناسي رشد، ص 249.


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...

2 . تفاوت‌هاي رواني
گر چه دامنه تفاوت‌هاي رواني زن و مرد بسيار وسيع است، اما از باب نمونه، به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
پسران در پردازش اطلاعات فضايي و رياضيات، بويژه در هندسۀ تجسمي موفق‌تر از دختران هستند و دختران در فراگيري زبان‌هاي خارجي و امور ظريف و هنري، توانمندتر از پسران مي‌باشند. (1) مردان در دريافت و شناخت مفاهيم انتزاعي و كلمات مجرد برتري دارند. (2) گسترۀ منطقه‌اي از مغز كه در هنگام درگيري زنان با خاطرات غم انگيز فعال مي‌شود، هشت برابر مردان است و مغز مردان به گونه‌اي طراحي شده كه اطلاعات را منظم‌تر و مرتب‌تر دسته‌بندي مي‌كند. (3) مغز پسران براي واكنش به اشياء و اشكال و مغز دختران براي حساسيت در برابر انسان‌ها و چهره‌ها طراحي شده است. (4)
رنج و عزا در جنس زن، بيشتر با گريه و افسردگي ظاهر مي‌شود و براي آنان، موضوعات جزئي به اندازه موضوعات بزرگ، مهم است. عاطفه و هيجان در زن و پرخاشگري و استقلال طلبي در مرد بيشتر است. (5)
شكل‌گيري هويت دختران، تنها براي استقلال شخصيت نيست، بلكه براي همكاري و صميميت و مراقبت از ديگران نيز هست. در حالي كه هويت پسران از اساس براي استقلال و رقابت و فرديت شكل مي‌گيرد. (6)
گفت و گو و تبادل نظر براي پسران، وسيله‌اي براي انتقال پيام است اما براي دختران، بيشتر ابزاري براي ارتباط عاطفي و همدلي است. (7)
زن دوست دارد شنونده داشته باشد و زماني كه ناراحت،‌خسته و نااميد است، نيازمند نوازش و احساس دوستي است. (8) از دورۀ كودكي، خودنمايي در جنس زن بيشتر به چشم مي‌خورد و با آرايش ظاهر و پوشيدن لباس زيبا به لذتي وصف ناپذير دست مي‌يابد. (9) در بازي‌هاي گروهي، دختران كمتر از پسران به وضع قوانين تمايل دارد و بيش از آنان رعايت مقررات را براي همدلي با اعضاي گروه ناديده مي‌گيرند. (10)
مادران به طور طبيعي با بچه‌هاي خود زيادتر صحبت مي‌كنند؛ به صداي بچه‌ها حساس‌ترند و با شنيدن صداي نوزادانشان غدد شيري آنان تراوش مي‌كند. آنچه را پدران، در رابطه با فرزندانشان بايد بياموزند، مادران به طور طبيعي دارا هستند. (11)
جنس مذكر عصبانيت خود را غالباً به صورت خشونت‌هاي فيزيكي اعمال مي‌كند و به رقابت ميل بيشتري دارد، اما زنان عصبانيت خود را بيشتر به شكل غيرمستقيم، يعني مقاومت منفي كه گاه به شكل قهر، كينه توزي، سكوت يا شايعه پراكني است، ظاهر مي‌سازند. (12)
نتیجه‌گیری:
مساله تفاوت­های زن و مرد یکی از مهم ترین مسائل در تنظیم روابط اجتماعی و به ویژه خانواده است که اندیشمندان فراوانی بر ضرورت توجه به این تفاوت‌ها تأکید کرده‌اند. در بررسی موارد تفاوت‌های زن و مرد به تفاوت‌های فراوان جسمی، روحی و روانی میان زن و مرد دست می‌یابیم - که به برخی از آنها اشاره گردید- و همه این موارد می‌بایست در قانون‌گذاری و برنامه‌ریزی مورد توجه قرار گیرد.
(1) . روژه پيره، روانشناسي اختلافي زن و مرد، ترجمه حسين سروري، ص 104.

(2) . محمد صادق رحمتي، روانشناسي اجتماعي معاصر، ص 190.

(3) . شارون بگلي، «چرا مردان و زنان متفاوت فكر مي‌كنند»، ترجمه مرسده سميعي، جامعه سالم، ش 21، 1374، ص 55.

(4) . آلن و باربارا پيس، چرا مردان به حرف زنان گوش نمي‌دهند...، ترجمه محسن جده دوست و آذر محمودي، ص 223.

(5) . جمعي از نويسندگان، كتاب زن، ص 207.

(6) . حسين لطف آبادي، روانشناسي رشد، ج 2، ص 129. زنان در اوصافي مانند ابراز محبت و همدردي، مشاركت اجتماعي، دگر خواهي، نجابت و صميميت بر مردان برتري دارند. در حالي كه مردان بيشتر استقلال طلب، سلطه جو و پرخاشگر هستند و نيز رقابت، مقاومت و سركشي فزون‌تري دارند. (اتو كلاين برگ، روانشناسي اجتماعي، ج 1، ص 18- 314).

(7) . جينالمبروزر، روح زن، ترجمه پري حسام شه رئيس، ص 18.

(8). جان گري، مردان مريخي، زنان ونوسي، ص 51.

(9) . كتاب زن، ص 433.

(10) . توني گرنت، زن بودن، ترجمه فروزان گنجي زاده، ص 19.

(11) . ميخائيل اس، بازيس و ريچارد جي گلز، «تبعيض جنسي» ترجمه فريبا شايگان، پيام زن، ش 10، 1379، ص 35.

(12) . سيمون بارون كوهن، زن چيست؟ مرد كيست؟ ترجمه گيسو ناصري، ص 74.

فهرست منابع
1) آكين، سوزان مولير؛ زن از ديدگاه فلسفه سياسي غرب، ترجمه نوري زاده، تهران، قصيده سرا، 1383.
2) اتكينسون، ريتا ال و ديگران؛ زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمه محمدتقي براهني و ديگران، تهران، چاپ 22، رشد، 1384.
3) بارون كوهن، سيمون؛ زن چيست؟ مرد كيست؟ ‌تفاوت‌هاي اساسي زن و مرد، ترجمه گيسو ناصري، تهران، پل، 1384.
4) بازيس، ميخائيل اس؛ و ريچارد جي گلز، «تبعيض جنسي»، ترجمه فريبا شايگان، پيام زن، ش 10، 1379.
5) برگ، اتوكلاين؛ روانشناسي اجتماعي، ج 1.
6) بگلي، شارون؛ چرا مردان و زنان متفاوت فكر مي‌كنند، ترجمه مرسده سميعي، جامعه سالم، ش 21، 1374.
7) بي ريا، ناصر و ديگران؛ روانشناسي رشد با نگرشي به منابع اسلامي، چاپ 4، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.
8) پیره، روژه، روانشناسی اختلافی زن و مرد، ترجمه حسین سروری.
9) پيس، آلن و باربارا؛ آنچه زنان و مردان نمي‌دانند، ترجمه زهرا افتخاري، تهران، نسل نوانديش، 1384.
10) جمعي از نويسندگان؛ كتاب زن، تهران، انتشارات اميركبير، 1381.
11) دورانت، ويل؛ تاريخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم طاهري، چاپ 4، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1373.
12) رحمتي، محمدصادق؛ روانشناسي اجتماعي معاصر، تهران، سينا، 1371.
13) رودگر، نرجس؛ فمينيسم، تاريخچه، نظريات، گرايش‌ها و نقدها، چاپ اول، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1388.
14) زيبايي نژاد، محمدرضا و محمدتقي سبحاني؛ درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، چاپ 3، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1385.
15) عضدانلو، حميد؛ آشنايي با مفاهيم جامعه شناسي، تهران، نشر ني، 1384.
16) قرآن كريم.
17) کتاب مقدس
18) كارلسون، كان. جي؛ و ديگران، بهداشت رواني زنان، ترجمه خديجه ابوالمعالي و ديگران، تهران، ساوالان، 1379.
19) گايتون، آرتور، و جان هال؛ فيزيولوژي پزشكي، ج 2.
20) گرنت، توني؛ زن بودن، ترجمه فروزان گنجي زاده، تهران، ورجاوند، 1381.
21) گري، بنوات؛ زنان از ديد مردان، ترجمه محمد جعفر پوينده، چاپ 2، تهران، جامي، 1378.
22) گري، جان؛ مردان مريخي و زنان ونوسي، ترجمه مهدي قراچه داغي، چاپ 35، تهران، آسيم، 1385.
23) گنجي، حمزه؛ روانشناسي تفاوت‌هاي فردي.
24) لطف آبادي، حسين؛ روانشناسي رشد، ج 2.
25) لمبروزر، جينا؛ روح زن، ترجمه پري حسام شه رئيس، تهران، دانش، 1369.
26) مشيرزاده، حميرا؛ فمينيسم، از جنبش تا نظريه اجتماعي، تهران، شيرازه، 1382.
27) مطهري، مرتضي؛ نظام حقوق زن در اسلام، چاپ 9، قم، جامعه مدرسين، 1359.
28) نجاتي، حسين؛ روانشناسي رشد.
29) هولم، جين و جان بوكر؛ زن در اديان بزرگ جهان، ترجمه علي غفاري، تهران، چاپ و نشر بين الملل، 1384.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110
۲۳:۰۳, ۲۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۱ ۲۳:۱۲ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #56
آواتار
شناخت تفاوت های زن و مرد از نظر ادراک


ادراک شنوایی

زنها از هر صد محرک صوتی تقریباً تمامی آنها را می شنوند. در این زمینه تحقیقی در یک سالن بزرگ ارکستر صورت گرفت که در حدود دویست و پنجاه نفر سازهای مختلف می نواختند و خانم ها صدای اکثر آنها را تشخیص دادند ؛ در حالی که آقایانی که رهبر ارکستر بودند صداهای تعدادی از سازها را نمی شنیدند. این نشنیدن آقایان به علت ضعف دستگاه شنوایی نیست بلکه بدین علت است که انسان در مغز یک پالایه یا صافی دارد که تمام صداها از آن صافی رد می شود و صدای مطبوع از آن پالایه عبور می کند و ما آن را می شنویم، گویا این پالایه در مغز خانم ها به خوبی کار نمی کند از این رو خانم ها تقریباً تمام صداها را می شنوند و آقایان تنها صداهای انتخاب شده را می شنوند.
شنیدن زیاد انسان را خسته می کند، به خاطر همین می گویند زن موجودی است عصبی، زیرا همه صداها و محرکه های صوتی را می شنود و در بسیاری از مواقع توان پاسخگویی به همه آنها را ندارد . آقایان کمتر می شنوند لذا کمتر انرژی مصرف می کنند ، پس کمتر خسته می شوند.


قدرت بینایی

قدرت شنوایی زنها همانند قدرت شنوایی ، از مردها بیشتر است و این امر به خاطر این است که زنان ادراک جزئی دارند و مردها ادراک کلی .خانم ها تمام جزئیات را می بینند و آقایان فقط کلیات را می بینند. از این لحاظ سرعت ادراک در زن ها بیشتر است. منظور از سرعت درک این است که فرد با سرعت و دقت متوجه جزئیات امری شود و سپس توجه خویش را معطوف به مرحله دیگری از درک کند . آزمون های این توانایی زمانی بوده، و شخص باید در فاصله زمانی خاصی دو رشته عدد و یا حرف را با یکدیگر مقایسه کرده و به جواب های مورد نظر برسد . براساس رویکرد «فرا تحلیلی» کارایی زنان بیشتر از مردان بوده و مقدار 32/- = d است این میزان نشانگر تفاوت جزئی تا متوسط است.
در تحقیق دیگری هزار نفر زن و مرد را وارد یک سالن کردند که سن تمام این افراد نزدیک به هم بود و سواد و فرهنگ آنها نیز مشابه بود. از آنها خواسته شد هر آنچه در سالن می بینند بنویسند . سپس اطلاعات به دست آمده را مقایسه کردند. نتیجه به دست آمده بسیار جالب بود : خانم ها چندین صفحه نوشته بودند و آقایان فقط چند خط .

از طرف دیگر مردها در چهره شناسی و بازشناسی چهره ها از زن ها موفق ترند . می توان گفت زن ها در تشخیص رنگ ها و ادراک اندازه ها برتری قابل ملاحظه ای نسبت به مردها دارند.
امروزه جای تردید باقی نمانده است که کور رنگی جنبه ارثی دارد و از صفات وابسته به جنس است، زیرا تعداد مردان کور رنگ شانزده برابر تعداد زنان کور رنگ است . حتی اگر افراد کور رنگ را کنار بگذاریم باز هم برتری زن ها بر مردها از نظر ادراک رنگ به راحتی تأیید می شود. برای مثال زن ها بین رنگ صورتی تا بنفش طیف گسترده ای از رنگ ها از قبیل صورتی ، سرخابی، یاسی ، بادمجانی، پوست پیازی و نهایتاً بنفش را شناسایی می کنند و اختلاف بسیار ظریف رنگ ها را بهتر درک می کنند، در صورتی که این تنوع رنگ با جزئیات در مردها نیست.

احساس و ادارک بویایی

قدرت بویایی در زنان باردار قوی تر از افراد عادی است و یکی از دلایل ویار خانم ها نیز قدرت بویایی قوی آنهاست . علت این امر آن است که حس بویایی به میزان استروژن بستگی دارد و استروژن در این دوران افزایش می یابد . اصلاً قدرت بویایی ، سنگ بنای رابطه احساسی بین مادر و کودک است . در تحقیقی چشم های تعدادی از مادران را بستند و سپس آنها را تک تک در مقابل عده ای نوزاد قرار دادند و مادران از طریق حس بویایی نوزاد خود را تشخیص دادند.


قدرت چشایی

زنان از قدرت بینایی بالایی نسبت به مردان برخوردارند. گاهی اوقات زنان شکایت می کنند که شوهرانشان در اوایل ازدواج از کیفیت غذای پخته شده توسط آنها تعریف می کنند ولی بعداً بی تفاوت می شوند. این امر مربوط به چشایی ضعیف مردان است.


حساسیت نسبت به درد

بعضی از تحقیقات نشان می دهد آستانه درد زن ها پائین است . قدرت تحملشان هم کم است یعنی با کمترین ضربه ، احساس درد می کنند . در مقابل ، آستانه درد مردها بسیار بالاست و قدرت تحملشان نیز بیشتر است و شاید یکی از علل آن ضعف نیروی ماهیچه ای در زن باشد. البته بعضی از یافته ها نیز عکس مطالب فوق را نشان می دهد.
از تحقیقات فوق چنین استنباط می شود که به طور کلی قدرت ادراک در زن ها بالاتر از مردهاست.


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110
۴:۱۸, ۲۲/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۱ ۶:۲۸ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #57
آواتار
تفکّر

تفکر ابتدایی

که ویژه کودکان است . گفته شده است به طور کلی دختران کوچک بیشتر از پسران کوچک می اندیشند، حرف زدن و خواب دیدن علامتی از تفکر ابتدایی است . در بسیاری از مواقع خانم ها خواب های طولانی می بینند.

تفکر انتزاعی

. انتزاعی کردن به معنای بیرون کشیدن است. این نوع تفکر بدین معناست که شما قادر باشید معنای صحیح را از یک موقعیت استنتاج کنید. این تفکر یک پیشرفت و گسترش همیشگی دارد.خانم ها در تفکر انتزاعی جزیی گرا هستند و آقایان کلی گرا. به همین خاطر حرف زدن با خانم ها مشکل است. رابطه و مباحثه با ایشان سخت است. یک خانم تا مباحثه را به مجادله نکشاند، از پا نمی نشیند؛ ولی آقایان در مباحثه و مجادله به سرعت موضوع را ختم می کنند.
گاهی وقت ها مشکلات خانواده ها بر سر همین ادراک کلی و جزئی است. خانم ها وقایع را با جزئیات کامل و به صورت نمایشی تعریف می کنند ولی آقایان کلیات را مطرح می نمایند. به همین خاطر اگر برای مثال آقایی به تنهایی در یک مهمانی شرکت کند وقتی برمی گردد خانم دائماً از کیفیت مهمانی، تعداد افراد و وقایعی که گذشته است سؤال می کند، اما آقا به خاطر ادارک کلی توضیح زیادی ندارد که بدهد؛ دائم می گوید خوب بود، بد نبود ولی باز هم خانم سؤال می کند. در این شرایط آقایی که از روان شناسی و نوع ادراک زن ها اطلاعی ندارد، عصبانی می شود و فکر می کند خانم می خواهد استیضاحش کند و خانمی هم که از نوع ادراک مردها بی اطلاع باشد، می پندارد همسرش می خواهد چیزی را از او پنهان نماید.
از جمله اشکالات یک تفکر انتزاعی گسترده این است که خانم ها عصبانی هستند و مردها که این گستردگی تفکر انتزاعی را ندارند آرام اند.


تفکر حل مسئله

تفکّر حلّ مسئله این است که از طریق آن می توانیم براساس معلومات به دسته ای از مجهولات پی ببریم. در این نوع تفکر مردها از زن ها جلوترند. مردها برای حل کردن یک مسئله زمان کمتری می طلبند. کیفیت سرعت در حل مسائل در مردها بهتر است. تفکر حل مسئله ای در زن ها تحت تأثیر تفکر انتزاعی آنها به کندی پیش می رود. حافظه زنان مانند بایگانی، پرونده های قطور دارد و بسیار گسترده است ، به همین خاطر دیر به جواب می رسند. جزئی نگریستن در زن ها و توجه و حساسیت بیش از حد به مسائل جزئی ، آنها را از پرداختن به مسائل مهم و با ارزش باز می دارد.



تفکر فیلسوفانه

این تفکّر که عالی ترین نوع تفکر است، تفکری که به متافیزیک و به جهان ماوراء طبیعت می پردازد مردها جلوترند، حقیقت این است که زن فیلسوف در دنیا نادر است. یک زن در طول عمر خود، وقتش را چنان صرف امور ناچیز و یا کارهای مختلفی که به وی محول کرده اند می کند که فرصت تفکر فیلسوفانه پیدا نمی کند.


هوش

هوش مکانیکی پسران بهتر از دختران است . در فهم مطالب نیز پسران راحت تر از دختران مطالب را می فهمند. از طرفی پژوهش های انجام شده در زمینه توانایی فضایی حاکی است که سه نوع توانایی فضایی وجود دارد و هر کدام در میان دو جنس تفاوت های محسوسی دارد.


توانمندی تجسم فضایی

در آزمایشی شخص باید شی ء پنهان شده در میان اشکال پیچیده را پیدا کند. نمره اختلاف دو جنس در این بررسی 3/0 - = d است . این میزان گرچه اندک می باشد با این وجود نشان دهنده برتری جنس مذکر است . دومین نوع توانایی فضایی، درک فضایی است. در این آزمون شخص باید در برابر اطلاعات گمراه کننده خط عمودی و یا خط افقی را تشخیص دهد. در این آزمون نیز مردان موفق تر از زنان بوده اند و میزان 44/0 =d بود. سومین نوع آزمون چرخش ذهنی است. در این آزمون ، فرد مورد آزمایش باید شیئی را در ذهن خویش گردانده تا به جواب درست برسد در این آزمون تفاوت دو جنس کاملاً چشمگیر و مقدار اختلاف دو جنس ، مساوی با 73/0 بود.بعضی از مشاغل همچون مهندسی به توانایی فضایی نوع سوم ( چرخش ذهنی) نیازمندند.


توانایی ریاضیات

در میان تفاوت های شناختی مرد و زن، توانایی دریافت ریاضیات بیشترین توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است. پژوهش ها در بعضی از موارد همانندی و در مواردی دیگر ، ناهمانندی را نشان می دهد. براساس بررسی های «مک کوبی» و «جاکلین» ، پسران و دختران تا پایان دوره کودکی از نظر توانایی دریافت ریاضیات همانند یکدیگرند. از آغاز 12 سالگی پسران در مقایسه با دختران نمره های بالاتری از درس ریاضی می گیرند. اما تفاوت های پایدار و معنی دار آنها در حدود 15 سالگی آشکار می شود. پژوهشگران علت این امر را چنین می پندارند که پسران در مقایسه با دختران، بیشتر به بازی های ریاضی و فضایی می پردازند و این خود انگیزه آنان را برای یادگیری بهتر و بیشتر افزایش می دهد.


بینش و بصیرت نسبت به خود

خانم ها از وضعیت ظاهری و از حالات روانی و درونی خود از آقایان آگاهترند، و به خاطر همین برتری با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه می کنند، تعداد مراجعین زن به پزشک بیشتر از مردان است، اما آقایان گاهی چنان از جسم و روان خود بی خبر می شوند که گاهی جان خود را از دست می دهند و پس از مرگ مشخص می شود که به بیماری های مزمن مبتلا بوده اند. آقایان بیش از خانم ها به روان خود تسلط دارند و به خاطر همین توان سازگاری و انطباق بیشتری نیز دارند .

ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۲۶, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #58
آواتار
تفاوت های ارتباطی بین زن و مرد

اغلب انسان شناسان معتقدند كه پنج تفاوت اصلی ارتباطی میان زنان و مردان وجود دارد كه به طور خلاصه به شرح زیر است :

دلگرم كردن

غالباً زنان برای دلگرم كردن همسران خود از كلمات احساسی استفاده می كنند. یك مرد ممكن است این گونه علائم را به عنوان كلماتی كه همسرش برای اعلام رضایت و موافقت با او بیان می دارد تلقی كند. یا شاید احساس ناراحتی كند چون متوجه می شود كه همسرش برای ادامه ی مكالمه و گرمی و شور آن از این كلمات استفاده می كند. همچنین خانم ممكن است احساس كند كه چون همسرش هنگام صحبت كردن او ، این الفاظ را به كار نمی برد به او توجه نمی كند.


استفاده از كلمات بی ربط

زنان از حرف های بی ربطی كه مردان می زنند ناراحت هستند و حتی ممكن است با سكوت و یا شیوه های دیگر اعتراض كنند. شكایت و اعتراض برخی از زنان را می توان به این مسئله ارتباط داد. زنان می گویند كه شوهرانشان به حرف های آنها توجهی نمی كنند در حالی كه مردان آن را شیوه ای برای گفت و گو می دانند.


ایجاد برتری در حس یكی شدن

برای این هدف با كمی دقت متوجه می شوید كه الفاظی چون " ما" و " تو" در میان زنان بیشتر به چشم می خورد و غالباً آنها از لحن مقتدرانه و خشن مردان خود رنج می برند و آن را دلیلی بر اثبات حاكمیت مردان تلقی می كنند.


سؤال كردن

زنان معمولاً در مكالمات سؤالات بیشتری می پرسند. آنها سؤال كردن را راهی برای ادامه گفت و گو می دانند . در حالی كه مردان پرسیدن را راهی برای كسب اطلاعات بیشتر می دانند . مردان كمتر دوست دارند سؤالات شخصی را مطرح كنند آنها فكر می كنند كه اگر همسرم قرار است چیزی به آنها بگوید خواهد گفت . زنان نیز فكر می كنند اگر سؤال نكنند شوهرشان فكر می كنند آنها بی تفاوت هستند. مردان سؤالاتِ زیادی را نشان دهنده ی كنجكاوی بیجای سؤال كننده می دانند ؛ در حالی كه زنان آن را بیانگر ارتباط قوی و صمیمی زوجین می دانند.


تصمیم گیری

مردان هرگاه به سخنان همسران خود گوش می كنند سعی دارند سریعاً راه حلی برای مشكلات مطرح شده پیدا كنند. اما در این مورد زنان موشكافی و پرداختن جزء به جزء حل مسئله را ترجیح می دهند. زنان مشكلات خودرا با زنان دیگر در میان می گذارند و از تجربیات یكدیگر هم استفاده می كنند.


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۵۵, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #59
آواتار
شیوه های ارتباطی
استنباط بیشتر افراد از کلمه :«ارتباط » تنها ارتباط گفتاری است و بیشتر افراد درباره تفاوت مرد و زن ، در شیوه ی ارتباط های گفتاری پنداشت های قالبی دارند. مانند این که زنان پر حرف تر از مردان هستند ، مردان از اصطلاحات بیشتر استفاده می کنند و زنان لطیف تر سخن می گویند. هر چند پژوهش ها ، برخی از این پنداشت ها را تأیید می کند ولی بسیاری از این پنداشت ها از واقعیت به دور است.
افزون بر آن ما می توانیم بدون استفاده از کلمات، با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم . حالات چهره ما ، لبخندها و اخم ها ، ارتباط های غیرکلامی برقرار می نمایند. دختران از همان اوان کودکی برتری کلامی را نسبت به پسران نشان می دهند . در صحبت کردن ، هم از کلمات بهتری استفاده می کنند و هم روان تر سخن می گویند. سیّالی کلام نیز در آنها بهتر است . منطقه کلامی در نیمکره چپ مغز ، درناحیه بورکا و ورنیکه می باشد و تحقیقات نشان داده است در زنان نیمکره چپ مغز غالب است. در اینجا به چهار قسمت الگوهای حرف زدن، کیفیت صدا، کلمات ویژه ، و عبارات و محتوای سخن می پردازیم.


الگوهای حرف زدن

باور عموم افراد بر آن است که زنان به طور کلی پر حرف تر از مردانند. آنها می توانند ساعت ها تلفنی یا حضوری با افراد صحبت کنند و تمایلی به سکوت کردن ندارند. اما به اعتقاد سوایکر ( 1975) مردان بیشتر حرف می زنند. جالب اینجاست که دختران جوان بیش از پسران جوان حرف می زنند ، که این خود توانایی گفتاری بیشتر آنها را نشان می دهند. ولی در گروه های مختلط جنسی بزرگسالان، مردان راحت تر و بهتر سخن می گویند ، شاید بتوان این امر را به مسائل اجتماعی ربط داد. یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود زنان پر حرف به نظر برسند ، این است که مطالب را با جزئیات کامل تشریح می نمایند و این امر ناشی از نوع نگرش و دید جزئی آنها نسبت به مطالب است.


کلمات و عبارات

زنان و مردان با وجودی که از کلمات مشابه استفاده می کنند ولی حرف یکدیگر را نمی فهمند. کلماتی که ما به کار می بریم دارای دو قسمت هستند:

1- پیام
2- فراپیام
اطلاعاتی که به وسیله معانی کلمات منتقل می شوند «پیام» و آنچه درباره روابط مخابره می شوند ، تلقی در قبال یکدیگر، موقعیت و حرفی که می زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما در هنگام صحبت کردن ، «فراپیام» را تشکیل می دهند. در حالی که کلمات اطلاعاتی را منتقل می سازند، طرز سخن ما ، بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای کلمات و تأکیدها ، ذهنیت ما را مشخص می سازند؛ حالتی که به مخاطب ما می فهماند عصبانی هستیم، یا احساس دوستانه داریم و می خواهیم صمیمی تر شویم همان فراپیام است. پژوهش ها نشان داده اند زن ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می دهند. در حالی که برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد.
زنان برای بیان احساسات به خود حق می دهند از انواع صفات عالی و مبالغه آمیز استفاده کنند و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند. مثلاً می گویند:« توهیچ وقت به فکر ما نبودی» « تو همیشه دیر می آیی» « صد بار به شما گفتم». زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی بیند در صورتی که مردان این کلمات را واقعی پنداشته و واکنش نامناسب نشان می دهند. مثلاً می گویند « در یک ماه گذشته فقط یک شب دیر آمدم ».

تحقیقات نشان می دهند که زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود استفاده می کنند. زن ها در حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم». ولی مردها کمتر این حرکات را انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمایند. و لذا اکثر اوقات زن ها شکایت می کنند که همسرشان به حرفهایشان گوش نمی دهد و یا حوصله شنیدن حرف های آنها را ندارد. در صورتی که نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.
زنان بیشتر از مردان به گفت و گو در مورد جزئیات علاقه مند هستند ولی برای مردها گفت و شنود در مورد مسائل کلی مثل سیاست، بازار، تاریخ ، کاربرد اشیاء مختلف و ورزش اهمیت بیشتری دارد. معمولاً زن ها وقتی در مورد مسئله ای یا رویدادی گزارش می دهند آن را با جزئیات تشریح می کنند و به شکل زنده نمایش می دهند ولی مردها معمولاً خلاصه ای کوتاه و کلی را در مورد رویدادها ارائه می کنند. برخی پژوهش ها حاکی از این است که زنان بیشتر از مردان درباره چگونگی احساس و عملکرد مردم صحبت می کنند در حالی که مردها درباره ی اشیاء و امور و سیاست، بیشتر صحبت می نمایند . پژوهش ها نشان می دهد 71 درصد زنان و 64 درصد مردان به غیبت کردن می پردازند. از طرف دیگر زنان بیشتر از مردان از کلمات و عباراتی که محتوای احساسی و عاطفی دارند استفاده می کنند و به طور کلی در سخن گفتن از مردان مؤدب ترند.


ارتباط غیر کلامی

میان زن و مرد از لحاظ رفتارهای غیر کلامی مانند لبخند زدن، وضعیت بدن، و فضای شخصی تفاوت وجود دارد. برای درک این مطلب کافی است صدای تلویزیون را قطع کرده و به مشاهده رفتار غیرکلامی بپردازید. « فرانسز»، معتقد است اهمیت جنبه های غیر کلامی حتی از پیام های کلامی مهمتر است لذا در ذیل به شرح رفتارهای غیر کلامی می پردازیم که عبارت اند از: فضای شخصی، وضعیت بدن، تماس، حالات صورت و توانایی رمزگشایی.


فضای شخصی

منظور از فضای شخصی، فضای نامرئی اطراف هر شخص است که در آن مورد هجوم دیگران قرار می گیرد. انسان از فضای شخصی خود هنگامی آگاه می شود که شخص بیگانه ای به او آنقدر نزدیک می شود که احساس ناراحتی و ناامنی می کند. اندازه ی این فضای شخصی برای زنان و مردان، همچنین در فرهنگ های مختلف متفاوت است. به طور کلی زنان فضای کمتری را در مقایسه با مردان اشغال می کنند و به فاصله کمتری از یکدیگر می نشینند و یا می ایستند. حتی کودکان پیش دبستانی در فاصله کمتری از زنان بزرگسال قرار می گیرند تا از مردان. هال در پژوهش های سال 1984 خود به این نتیجه رسید که رعایت فضای شخصی، از نظر جنسی در میان مردان و زنان متفاوت است.
تفاوت های جنسی در وضعیت بدن از همان آغاز زندگی به وجود می آید. زنان در نشستن و یا ایستادن، پاها را در کنار هم قرار می دهند و معمولاً دستان را در برابر سینه قرار می دهند و متمایل به پهلو می نشیند، برعکس مردان پاهای خود را در نشستن و ایستادن بازتر و یا روی هم می گذارند. و دستان خود را نزدیک هم روی پاها قرار می دهند. مردان در نشستن و ایستادن آرامش بیشتری دارند . در حالی که در وضعیت بدن زنان اندکی تنش دیده می شود.


حالات صورت

از لحاظ حالات صورت، زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند.زنان معمولاً بیش از مردان لبخند می زنند. بررسی های موجود ، فراوانی لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است پژوهش ها نشان می دهد که لبخند زنان الزاماً به معنای شاد بودن و یا حالت های عاطفی دوستانه آنها نیست، لبخند پدران، هنگامی که مطالب خوب به فرزندان خود می گویند و جدی بودن آنها هنگامی که مطالب خنثی و یا نامطبوع می گویند ، قابل مشاهده است. در حالی که لبخند مادران به ماهیت پیام آنها چندان ارتباطی ندارد. به نظر می رسد حالات صورت زنان، اغلب وضعیت عاطفی و هیجانی آنها را فاش نمی کند. تفاوت دیگر زنان با مردان در حالات صورت این است که زنان بیشتر از مردان، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خیره می شوند. زمانی که دو زن با یکدیگر صحبت می کنند معمولاً به چشمان همدیگر نگاه می کنند، اما هنگامی که دو مرد با یکدیگر گفتگو می کنند، هر یک به نقطه ای چند سانتی متر بالای گوش طرف مقابل نگاه می کنند.


توانایی رمز گشایی

توانایی رمز گشایی، به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیرکلامی اوست. برای نمونه فردی که این توانایی را دارد، از حالات صورت، وضعیت بدن و حرکات و نیز صدای دوست خود، در می یابد که او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش های هال و دیگران نشان می دهد که این توانایی در زنان به مراتب بیش از مردان است. زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف - بویژه از حالات صورت - بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی دیده می شود. زنان در رمز گشایی توان بالایی دارند برای مثال در یک جمع و در یک مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره کند خانم سریعاً متوجه می شود و مسیر حرف را عوض می کند ولی آقایان کمتر می توانند چنین کاری بکنند.
می توان نتیجه گیری کرد که زنان و مردان، هیچ یک در رفتارهای غیر کلامی خود ناهنجار و غیر طبیعی نیستند بلکه هر دو محصول سالیان سال شرطی شدن رفتاری هستند، اما بیان این نکته ضروری است که مردان می توانند از رفتارهای غیر کلامی و به ویژه توانایی رمزگشایی و خواندن چهره و پی بردن به عواطف و احساسات زنان ، درس هایی بیاموزند. قابل ذکر است که در فرهنگ های مختلف تفاوت های دو جنس در رمزگشایی و خواندن چهره شدت و ضعف دارد.


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۱, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۲۰:۰۳ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #60
آواتار
با سلام .
خانم meshkat به بنده اطلاع دادن که گویا بحث تفاوت ها جمع بندی , و تمام شده . می گفتم چرا اینجا انقدر خلوته و هیچکس پست ها رو نمیخونه .
حالا بنده کلّی مطلب راجع به زن در فرهنگ ها و ادیان مختلف جمع آوری کردم . تاپیکش کی باز میشه یا باید همین جا مطالب رو بذارم ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا