|
مطالبی بسیار ارزشمند در اثبات اعجاز های علمی و حقانيت قرآن مجید=
|
|
۸:۳۹, ۲۴/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
"یا ایها الناس قد جائکم موعظه من ربکم و شفا لماء فی الصدور و هدی و رحمـه للمومنین " ای مردم به تحقیق(قرآن کریم) پند و اندرزی از جانب پروردگارتان به سوی شما فرود آمد تا درمان و شفای دردهای درونی شما و هدایت و رحمت برای مومنین باشد.(یونس-57) " و لو ان قرانا سیرت به الجبال او قطعت به الارض او کلم به الموتی" و اگر کتابی باشد که با آن کوه ها سیر داده شود یا زمین با آن تکه تکه شود یا با آن مردگان سخن گفته شود قرآن مجید است (رعد-31) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اخرین لحظات زندگیشون فرمودند : " من در میان شما دو چیز گرانبها باقی میگذارم کتاب خدا و اهل بیتم .مادامی که به آن دو بگروید و تمسک بجویید هرگز گمراه نخواهید شد.و آن دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا آنگاه که در حوض کوثر بر من وارد شوند." پس از رحلت پیامبر امت اسلام به دو فرقه اصلی تقسیم شد. شیعه و سنی شیعه: به معنای پیرو پیغمبر. کلمه شیعه در قرآن آمده . سنی : به کسی گفته میشود که اهل سنت است یعنی بر سنت و راه و روش پیغمبر عمل میکند هر دو لفظ در واقع این معنی رو میرسونه که پیروان به راه و روش پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستن. متاسفانه : سنی ها از اهل بیت و قرآن تنها قرآن رو انتخاب کردند شیعیان گرچه امامت و قرآن رو هر دو با هم انتخاب کردند اما نسبت به قرآن کوتاهی بیشتری نشون دادند . سنی ها که همون اول تکلیف خودشون رو با امامت و اهل بیت پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشخص کردند .در حق اهل بیت ظلم کردند واگذارشون میکنیم به خدا که خداوند بهترین حسابگر هست . اما ما که شیعه هستیم اکثرمون نه امامانون رو خوب شناختیم که به راه و روش انها زندگی کنیم و نه به قران اهمیت دادیم. شما خودتون قضاوت کنید سنی ها بیشتر قرآن میخونن یا شیعیان؟ نه اینکه فکر کنید چون زبانشون عربی هست به این دلیل بیشتر قرآن میخونند.اونها واقعا قرآن خوندن رو جزی از برنامه ریزی روزانه شان دارن. حالا از جوانهای شیعه سوال کنید چقدر قرآن میخونی ؟ اصلا قرآن خوندن که هیچ باور کنید اسم خیلی از سوره ها رو هم بلد نیستن. امام علی (علیه السلام) فرمود: قرآن را بیاموزید ، که زنده کننده دلهاست. و از روشنایی ان شفا بگیرید زیرا که شفای سینه ها است . با تلاوت نیکو آن را زینت بخشید ، زیرا که سودمندترین قصه هاست .همانا عالم عامل به غیر آن ، مثل جاهل حیوان است، که از جهل خود به هوش نیاید ، بلکه حجت بر او بزرگتر و حسرت برای او لازم تر و او نزد خداوند ملامت زده است. اشارتی به عظمت قرآن از آیت الله بهجت : 387. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11] 388. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55] 389. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36] 390. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55] 391. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112] 392. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14] 393. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227] 394. مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت:2/280] 395. اگر از قرآن استفاده نمی کنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است. [در محضر بهجت:2/280] 396. خدا می داند حفظ قرآن، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی، مدخلیّت دارد... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن، استفاده نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/114] 397. آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:31]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود...) چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟![در محضر بهجت:1/281] 398. کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبّر کند؛ مجموعۀ روایات هم مثل قرآن است.[گوهرهای حکیمانه:100] 399. اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟![در محضر بهجت:2/14] 400. آیا هیچ می دانیم که قرآن، نظیر سایر مکتوبات نیست! گویی قرآن، موجودی ربوبیّ از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است! [در محضر بهجت:2/135] 401. باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست! [در محضر بهجت:2/135] 402. به هیچ امّت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواصّ و آثار داشته باشد! نعمت به این بزرگی به ما داده شده، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند، و مثل این که این کتاب، مکمِّلِ انسان نیست! [در محضر بهجت:2/136] 403. توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم – چه رسد به خواصّ – مفید است! [در محضر بهجت:2/150] 404. جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم! [در محضر بهجت:2/282] 405. کسی که این مطلب را که: قرآن، تِیانُ کُلِّ شَیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند! [در محضر بهجت:2/297] 406. قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند: قسم اول، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند. قسم دوم، پیغمبرانِ کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبر نایل می گردند. بنابراین قرآن، پیغمبرانِ کمالی تربیت می کند و پیغمبر ساز است. [در محضر بهجت:1/120] 407. ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و ... را زیر پا می گذاریم. [در محضر بهجت:2/298] |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۰۰, ۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ای بابا
مگه میشه برگی از درخت بیفته و اراده خدا درش دخیل نباشه ؟ برادر من ، ماهی کدومه ، این حرف برای من اثبات شده ! مطمئن باش جوابی که شما دادی و جوابی که من به شما می دم هم اتفاقی نیست ، اراده خدا در تمام لحظات زندگی ما وجود داره ! خدایا ما را لحظه ای به خود وا مگذار ! |
|||
|
|
۲:۵۱, ۵/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۸۹ ۲:۵۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
هیچ چیز اتفاقی نیسی اما ما به چند علت نمیتوانیم در باره علت رخدادن آنها اظهار نظر قطعی کنیم
یک: بنابه آیات قرآن به ما علم داده نشده مگر قلیلی دو: ما غیب نمیدانیم سه: ما خالی از هوا و هوس نیستیم که تمام برداشت های عقلانیمان از وقایع مطابق واقع باشه وتفاسیر ما از اتفاقات درست باشه وظیفه بنده خدا تفسیرِ کردن چرایی اتفاقات نیست عمل به واجبات و آنچه خدا به آن امر کرده و ترک محرمات و آنچه از آن نهی کرده است دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خداست |
|||
|
|
۱۲:۳۷, ۵/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۸۹ ۱۲:۳۸ توسط mabbaszadegan.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
علی جان کاملا با حرفای شما موافقم
قصد منم این نبود که به حکمتهای الهی به تنهایی پی ببیریم که مسلما این کار من نیست و هرگز به خودم اجازه نمیدم درباره چیزی که بدان علم ندارم اظهار نظر کنم ! مقصود این بود که بدانیم خدا همینجاست ، از رگ گردن هم نزدیکتر ، امکان ندارد ندارد نفسی بی اذن او فرو رود ، قدمی بی اراده او برداشته شود . همه چیز در طول اراده خداست
|
|||
|
|
۱۶:۳۹, ۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
یکی از معجزات قرآن
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ . نمل/18 تا چون به سرزمین مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه هايتان وارد شويد، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند. (18) سوره:النمل خداوند در سوره نمل آيه 18 مي فرمايد: حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ "تا چون به سرزمین مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه هايتان وارد شويد، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند." در آيه بالا مورچه خطر قريب الوقوعي كه در كمين مورچه ها است را در طي چهار مرحله متوالي به شرح زير مي گويد: 1- "اي مورچه ها " اين اولين اعلام خطري است كه توسط مورچه داده مي شود تا توجه ديگر مورچه ها را به سرعت جلب كند. مورچه هاي ديگر با گرفتن اين پيام صبر مي كنند تا ديگر پيام ها را توسط همان مورچه دريافت كنند. 2- "به لانه ايتان وارد شويد" در اين جا گوينده پيام، جملاتش را با ديگر پيام ها ادامه مي دهد و به مورچه هاي ديگر مي كويد كه چه كار بايد بكنند. ما اين رابطه را كه توسط علم امروزي كشف شده در قسمت دوم اين نوشته مي بينيم ( كه در ارتباطات بين مورچه ها است.) 3- " مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند" در اين جمله مورچه دليل اين خطر را به مخاطب خود مي گويد و اين آن چيزي است كه ما امروزه توسط بررسي علمي اثبات مي كنيم. 4- "و خود آگاه نباشند" مورچه ها، به عنوان عكس العملي در مقابل خطر قبلي، يك نوع دفاع مشخصي از خود بروز مي دهند. در اين چند جمله آخري،مورچه به مخاطبان خود مي گويد كه به منبع خطر حمله نكنيد زيرا خطر از يك دشمن واقعي نيست- زيرا سليمان و همراهانش از وجود لانه مورچه ها در سر راه خود خبر ندارند و قصد حمله به آن را نيز ندارند بنابراين مورچه ها آن ها را خطر واقعي نمي دانند. در كلمات آخر، مورچه پيام رسان، همراهانش را از رسيدن سليمان با خبر كرد و اين چيزي است كه ما به صورت علمي و از طريق بررسي رمز هاي شيميايي ارتباطي مورچه ها توضيح مي دهيم. ما ترتيب دستورات مورچه ها را كه به چهار مرحله تقسيم مي شد- چهار مرحله شامل عبارات ها و علامت ها- نشان داديم. علم در اين زمينه چه مي گويد؟ اين مقاله را بخوانيد: مورچه ها از ارتباط شيميايي در موقعيت هاي اخطار و دفاعي و همچنين زماني كه تبادل سريع اطلاعات نياز باشد و نيز زماني كه با خطري مواجه باشند استفاده مي كنند. اين اخطار معمولا توسط صدور علامت هاي شيميايي دفاعي مشخص مي شود. غده هاي دفاعي مسئول ايفاي نقش اخطار و دفاع هستند. به عنوان مثال مورچه استراليايي رادر نظر بگيريد. وقتي اين مورچه ها با خطر مواجه مي شوند، قطرات كوچكي را از غده دفاعي خود ترشح مي كنند – اين يك فرمان براي ديگر مورچه ها است تا فرار كنند و با شاخك هاي خود ارتعاشي ايجاد كنند كه به معناي قرار گيري در موقعيت خطر است. اولين ماده كه توسط مورچه ها شناسايي مي شود aldehyde hexanal است و باعث جلب توجه و علاقه آن ها مي شود.در نتيجه شاخك هاي خود را تكان مي دهند و بالا مي برند تا ديگر بوها را نيز بگيرند. وقتي كه آن ها hexanol( اولين پيغام به شكل الكل بود) را دريافت مي كنند موقعيت خطر به خود مي گيرند و در تمامي جهت ها مي دوند تا منبع مشكل را پيدا كنند. زماني كه undécanoneدريافت كنند، مورچه ها را به سمت منبع خطر مي برد و آن ها را تحريك مي كند تا تمام اشيا خارجي را گاز بگيرند. سپس در نهايت وقتي كه به هدف نزديك تر مي شوند butyloctenalرا تشخيص مي دهند كه پرخاشگري و آمادگي آن ها را براي قرباني كردن خود افزايش مي دهد. اين مقاله مي گويد كه ارتباط شيميايي مهم ترين روش ارتباط در زمان خطر و گزارش دادن اين خطر است. در اين فرايند مورچه ها انواع مختلف اين مواد كه هر كدام رمز تفاوتي دارد و بيانگر نوع خاصي از صحبت كردن است را استفاده مي كنند. اگر انتشار موادي كه توسط مورچه اي كه آن خطر را اعلام كرد تعقيب كنيم مي بينيم كه كاري مي باشد كه مورچه مورد اشاره در آيه 18 سوره نمل آن را انجام داده. موادي كه مورچه در موقعيت هايي مثل اين از بدن خود ترشح مي كند به چهار دسته تقسيم مي شوند كه هركدام زبان و علامت مخصوص به خود را دارند. مراحل پي در پي عكس العمل مورچه ها: aldéhyde hexanalاولين ماده شيميايي است كه مورچه در صورت احساس خطر از خود ترشح مي كند. و آن را مي توان به عنوان آژير خطر دانست. مورچه ها با دريافت اين ماده شروع به جمع شدن در يك نقطه مي كنند و منتظر رسيدن بقيه علامت ها مي شوند و اين شبيه اولين مرحله است كه توسط مورچه در جمله "اي مورچه ها" گفته شد. سپس مورچه دومين ماده شييايي hexanol""را ترشح مي كند. با دريافت اين ماده مورچه ها شروع به دويدن در تمامي جهت ها مي كنند تا منبع اين ماده را پيدا كنند. مورچه اي كه ماده شيميايي را ترشح مي كند بايد مسيري را كه بقيه مورچه ها بايد از آن كنار بروند را معين كند و اين كاري است كه مورچه حضرت سليمان انجام داد و از بقيه مورچه ها خواست كه وارد لانه هايشان بشوند و گفت: "به لانه هايتان وارد شويد" و اين دستوري از گوينده است و به بقيه مي گويد كه به طرف لانه هايشان بروند. بنابراين بايد مسير را مشخص كرده باشد و اين شبيه هدايت مورچه ها مي باشد. Undécanone سومين ماده اي است كه مورچه ترشح مي كند. اين ماده نشان دهنده عامل خطر است و چيزي كه مورچه در سومين عبارت گفت" مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند" مي بينيد كه چه قدر مطابقت و سازگاري دارد؟ در اين مرحله مورچه ها آماده مواجه با خطر مي شوند. پس ماده چهارم چه مي شود؟ Amagnified picture of the head of an ant holding a piece of wood , see God's doing who perfected the doing of all things در مرحله چهارم مورچه اخطار دهنده ماده شيميايي مخصوصي را ترشح مي كند كه butylocténalنام دارد. توسط اين ماده گوينده دستور دفاع مي دهد و نوع دفاع را تعيين مي كند. بنابر اين در عبارت آخر مي گويد" و خود آگاه نباشند" با اين كار مورچه از وارد شدن بقيه مورچه ها به مرحله حمله جلوگيري مي كند كه مي توانست منجر به مرگ شود. در اين جا حضرت سليمان خنده اي از روي محبت و شكر مي كند گويي كه او اين مورچه ها را آرام كرده است و اين كه او گفته است به مورچه ها كه لازم نيست نگران باشند و آن حضرت آن ها را ديده است و با آن ها مهربان مي باشد و به آن ها صدمه اي نمي رساند. حال اجازه دهيد خلاصه مطالب را برايتان بگويم: "تا چون به دره مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه ايتان وارد شويد، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند." يكي از مورچه ها مي گويد اي مورچه ها Hexanal به لانه هايتان وارد شويد hexanol مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند undécanone و خود آگاه نباشند butylocténal |
|||
|
|
۱۱:۵۹, ۶/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۸۹ ۱۲:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
خدا خیرتان بدهد
واقعاً جالب بود یه نکته رو هم من اضافه کنم زمانی که در قرآن در آیه ای خدا به زنبور عسل وحی میکنه که خانه اش را در کجا بسازد از ضمیر مونث برای زنبور استفاده میکنه یعنی وحی در مورد خانه سازی به زنبور عسل ماده انجام میشه نه زنبور عسل نر و در قرن اخیر دانشمندان متوجه شدند که در خانه سازی فقط و فقط زنبور عسل ماده اجازه دارد تا شرکت کند البته خداوند این رو 1400 سال قبل به ما گفته بوده جانم به فدای این دینی که با بی عرضه گی امثال من، عده ای به خودشون اجازه میدن تا حقانیتش رو زیر سوال ببرند خیلی عذر میخوام ولی به نظر حقیر اگه انسانی صادق باشه و بی غرض تنها حکم ختنه برای اثبات الهی بودن این دین کافی است 1400 سال پیش در قومی که این قدر به این مسئله حساس بودن و سنگین بوده این کار براشون اگه واقعاً این دعوت دعوت الهی نبود هیچ توجیهی نداشت که این عمل را از شروط اسلام بر شمارد پیامبر اکرم و با این کار بسیار نا خوشایند برای عرب جاهلی اون زمان کار رو برای ابلاغ پیامشان سختتر میکنه و تنها در قرن اخیر وجوب انجام این عمل از لحاظ پزشکی در غرب اثبات شده یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک |
|||
|
|
۱۶:۲۹, ۱۴/دی/۸۹
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام بسیار بسیار زیبا و جالب بود. |
|||
|
|
۱۷:۳۸, ۱۴/دی/۸۹
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
دوستان خیلی خوشحالم که میبینم این همه به قرآن کریم توجه دارید بیاد از این به بعد روزی حداقل چند آیه ی از قرآن کریم رو بخونیم
|
|||
|
|
۱۸:۱۲, ۱۴/دی/۸۹
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
حتما تا به حال راجب معجزات عددی و ریاضی در قرآن کریم مطالبی را شنیده اید .تحقیقات راجب این موضوع بسیار جالب و شگفت انگیز هست.
همونطور که در همین تاپیک" تعداد دفعات به کار رفته کلمات در قرآن" توسط کابر anti666 خواندید این یک نوع معجزه عددی به حساب میاد . که البته تعداد کلمات از این موارد بسیار بسیار بیشتر از این مقداری هست که در این تاپیک نوشته شده . مثلا یک نوع دیگر معجزات عددی قرآن ابجد کلمات هست . به عنوان مثال در یکی از آیات داریم " رفیع الدرجات " که ابجد کلمه رفیع میشود 360 . یک نوع دیگر از معجزات عددی قرآن سیستم تقسیم پذیری بر عدد 19 هست . اما قبل از اینکه یکی دیگر از معجزات عددی قرآن کریم رو بنویسم قبلش این رو بگم که بعضی از روحانیون با مطالبی که راجب معجزات عددی قرآن نوشته میشود مخالف هستند . من خودم تا به حال در این زمینه یک کتاب خوندم ولی محالفت آنها برای من قانع کننده نبود . به خاطر اینکه سیستم عددی و ریاضی که در قرآن هست نقل یک مورد و دو مورد نیست که بگوییم اتفاقی بوده .تعدادش خیلی زیاد هست و بسیار شگفت انگیز . از کاربران میخواهم اگر راجب این موضوع اطلاعاتی دارند حتما در این تاپیک قرار بدهند ضمن اینکه من اون کتاب رو به زودی از کتابخانه خواهم گرفت و مطالبش رو در اختیار شما قرار خواهم داد. |
|||
|
|
۱۸:۲۷, ۱۴/دی/۸۹
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بله قرآن پر از معجزه هست که ما تازه داریم می فهمیم به شرط اینکه ما بخوایم ببینیم !!!!
(البته مطلبی رو که از Anti666 مشاهده کردید رو من قبلاً از قول دکتر رائفی پور که یکی از دوستانشون براش میل کرده بود دیدم و خوندم ) از Anti666 به خاطر زحمات فراوانی که در زمینه ی پخش و آپلود سخنرانی های استاد راوفی پور میکشه باید تشکر کرد . |
|||
|
|
۱۲:۴۳, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سیستم ریاضى قرآن است.
این پدیده بتنهایى اثبات غیر قابل تقلیدى است که نشان میدهد قرآن پیغام خدا است به دنیا. هیچ بشرى نمیتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه “خدا” و تعداد شماره آیاتى را که کلمه “خدا” در آنها تکرار شده است، داشته باشد. این پدیده خصوصا غیر ممکن است وقتیکه در نظر داشته باشیم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آیات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسیارى داشتند. ترتیبى که سوره ها و آیات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرین ترتیب قرار گرفتن شان (ضمیمه ۲۳) فرق داشت. اما، سیستم ریاضى قرآن تنها به کلمه “خدا” محدود نیست؛ بلکه بسیار گستره، بسیار پیچیده، و کاملا جامع است. حقایق ساده مانند خود قرآن، کد ریاضى قرآن از بسیار ساده تا بسیار مشکل تغییر میکند. حقایق ساده مشاهداتى است که بدون هیچ وسایلى میتوان آنها را بررسى کرد. حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا کامپیوتر قابل رویت است. بررسى حقایق زیر به هیچ وسیله اى احتیاح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشید که همه اینها به متن عربى اصلى اشاره دارد: اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای ۱۹ حرف عربی است. قرآن مجید از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است و این عدد به ۱۹ قسمت است. (۶× ۱۹). اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره۹۶) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است. سوره علق ۱۹ آیه دارد. سوره علق ۲۸۵ حرف (۱۵× ۱۹) دارد. اولین بارکه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد ۵ آیه اولی سوره علق را آورد که شامل ۱۹ کلمه است. این ۱۹ کلمه ، ۷۶ حرف (۴× ۱۹) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است. دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد ۹ آیه اولی سوره قلم (شماره ۶۸) را آورده که شامل ۳۸ کلمه است. (۲ × ۱۹) . سومین بارکه جبرئیل امین فرود آمد ۱۰ آیه اولی سوره مزمل (شماره ۷۳) را آورد که شامل ۵۷ کلمه است. (۳× ۱۹). چهارمین بارکه جبرئیل فرود آمد ۳۰ آیه اولی سوره مدثر (شماره ۷۴) را آورد که آخرین آیه آن « بر آن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند» می باشد. (آیه ۳۰) پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (۱۹ حرف) اغاز می شود . این بیانیه ۱۹ حرفی بلافاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط عاری از شبهه آیه ۳۰ سوره مدثر(عدد ۱۹) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد ۱۹) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد ۱۹ بنا نهاده شده است. آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه ۳۱ سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد ۱۹ را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید : الف) بی ایمانان را آشفته سازد. ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است. ج) ایمان مومنان تقویت نماید. د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید. هـ) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. آفریننده به ما می آموزد که این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه ۳۱ سوره مدثر) و یکی از معجزات عظیم قران است. (آیه ۳۵). هرکلمه از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تکرار شده که به عدد ۱۹ قابل تقسیم است ،بدین ترتیب که کلمه ”اسم” ۱۹ بارکلمه “الله” ۲۶۹۸بار(۴۲*۱۹)، کلمه “الرحمن” ۵۷ بار (۳*۱۹) وکلمه “الرحیم” ۱۱۴بار (۶*۱۹) دیده می شود. قرآن ۱۱۴سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “بسم الله الرحمن الرحیم” آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره ۹) که بدون آیه معموله افتتاحیه است،لذا آیه “بسم الله الرحمن الرحیم” در ابتدای سوره ها ۱۱۳ بار تکرار شده است.چون این رقم به ۱۹ قابل قسمت نیست و سیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد وچهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل که دوبسم الله دارد (آیه ۲۷) (آیه افتتاحیه وآیه ۳۰) بنابراین قرآن مجید ۱۱۴ بسم الله دارد. همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره یک و سوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم، ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره ۲۷) که بسم الله تکمیلی را دارد. از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است. تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل ۳۴۲(۱۸*۱۹) می باشد. قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای چهل شب احضار کردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم. شمار این اعداد در تمام قرآن ۲۸۵(۱۵*۱۹) است. اگر اعداد ۲۸۵ فوق را با هم جمع کنیم، حاصل جمع ۱۷۴۵۹۱ (۹۱۸۹*۱۹)خواهد بود. حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع ۱۶۲۱۴۶ (۸۵۳۴*۱۹) خواهد بود. یک کیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست که۲۹ سوره با حروف رمزی شروع میشود که معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ کتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند. این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد که بر عدد ۱۹ بنا شده است. اولین نشانه این ارتباط اینست که۲۹ سوره از قرآن با این علامات شروع میشود. تعداد حروف الفبا دراین رموز۱۴ و تعداد خود رمزها نیز ۱۴می باشد. هرگاه تعدادسوره ها(۲۹) وحروف الفبا(۱۴)راباتعدادرمزها(۱۴)جمع کنیم، حاصل جمع ۵۷ (۳*۱۹) خواهد بود. خداوند توانا بما یاد میدهدکه در هشت سوره وسوره های شماره( ۱۰،۱۲،۱۳،۱۵،۲۶،۲۷،۲۸ ،۳۱)دو آیه اول که با این رموز آغاز میشوند حاوی وحامل معجزه قرآن هستند،باید توجه داشت که قرآن کلمه ” آیه ” را بمعنی معجزه بکار برده است . باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است ونیز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن بکار برده نشده است.بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازکشف اهمیت حروف رمزی قرآن )کلمه آیه رادر این هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی که از اهمیت این رموزبا خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند. بکار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قران است. سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره ۵۰ ) شامل ۵۷(۳*۱۹) حروف ق است. سوره دیگری در قرآن” حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره ۴۲) که اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید کرد که حرف ق ۵۷ (۳ * ۱۹) بار تکرار شده است. بدین ترتیب در مییابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره ۵۰ و ۴۲ ) به اندازه همدیگر (۵۷،۵۷) شامل حرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(۱۱۴) برابر است. چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید” تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و ۱۱۴ ق مذکور گواه ۱۱۴ سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشکار و گویا ، مدلل می دارد که ۱۱۴ سوره قرآن ، تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند. آمار کامپیوتر نشان میدهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (۵۷ مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است. یک نمونه در آیه ۱۳ از سوره ق مدلل می دارد که هر کلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یک سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد، فرعون و اخوان لوط ” در تمام قرآن مردمی که لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر بجای « اخوان » در سوره ق کلمه « قوم » بکار برده می شد چه اتفاقی می افتاد. در این صورت ذکر کلمه قوم بجای اخوان، حرف « ق» در این سوره ۵۸ بار تکرار می شد و عدد ۵۸ به ۱۹ قابل قسمت نیست و لذا با تعداد ۵۷ «ق» که در سوره شورا مطابقت نمی کرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود. تنها سوره ای که با حرف « ن » آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره ۶ ) این سوره ۱۳۳ «ن» دارد که به ۱۹ قابل قسمت است ( ۷×۱۹). سه سوره اعراف (شماره ۷ ) مریم ( شماره ۱۹ ) و ص ( شماره ۳۸) که با حروف «ص» شروع می شوند، جمعاً ۱۵۲ حرف «ص» دارند ( ۸×۱۹). در سوره طه (شماره ۲۰ ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» ۳۴۴ میباشد ( ۱۸ × ۱۹) . در سوره «یس» تعداد حروف «ی» و «س» ۲۸۵ می باشد ( ۱۵×۱۹). در هفت سوره ۴۰ تا ۴۶ که با رمز «حم» شروع می شوند تکرار حروف ۲۱۶۶ میباشد (۱۴*۱۹) بنابراین تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شرکت دارند. باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها اشخاص تحصیل کرده باید از رایانه کمک بگیرند. در سوره های شماره ۲و۳و۷و۱۳و۱۹و۳۰و۳۱و۳۲ که با رمز « الم » شروع میشوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً ۲۶۶۷۶ مورد و قابل قسمت به ۱۹ میباشند ( ۱۴۰۴*۱۹). در سوره های ۲۰و۲۶و۲۷و۲۸و۳۶و۴۲ که با رمز «طس» یا یکی از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز می شوند تعداد دو حرف «ط» و «س» ۴۹۴ مورد می باشد ( ۲۶*۱۹). در سوره های ۱۰و۱۱و۱۲و۱۴و۱۵ که با رمز « الر» آغاز می شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سیزدهم ،۹،۹۷ مورد است که این عدد قابل قسمت بر عدد ۱۹ می باشد (۵۱۱*۱۹). در سوره هایی که با رمز یکی از حروف “ط” “س” و “م” آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم ۹۱۷۷ مورد می باشد (۴۳۸*۱۹). در سوره رعد ( شماره ۱۳ ) که با حرف رمزی “المرا” آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) ۱۵۰۱ مورد می باشد (۷۹*۱۹). در سوره اعراف (شماره ۷) که با حروف رمزی “المص” شروع می گردد تعداد وقوع “الف” ۲۵۷۲ مورد ، حرف “لام” ۱۵۲۳ مورد ، حرف “میم” ۱۶۵ و حرف “ص” ۹۸ مورد که جمعاً عدد ۵۳۵۸ بدست می آید(۲۸۲*۱۹). در سوره مریم (شماره ۱۹) که با حروف “کهیعص” شروع می شود ، تعداد حروف (کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) ۷۹۸ مورد می باشد (۴۲*۱۹). در سوره شورا (شماره ۴۲) که با حروف “حم عسق ” شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) ۵۷۰ مورد می باشد(۳۰*۱۹). در سیزده سوره ای که حرف “الف” در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره ۲ ، ۳ ، ۷ ، ۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳ ، ۱۴ ، ۲۹ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲و۱۵ ) جمع الف های موجود ۱۷۴۹۹ مورد می باشد(۹۲۱*۱۹). در سیزده سوره فوق الذکر جمع حروف “لام” ۱۸۷۰ مورد می باشد(۶۲۰*۱۹). در هفده سوره ای که حروف “میم” در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره ۲ ، ۳ ، ۷ ، ۱۳ ، ۳۲ ، ۲۶ ، ۲۸ ، ۲۹ ، ۳۱ ، ۳۰ ، ۴۰ ، ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۳ ، ۴۴ ، ۴۵ ، ۴۶ ) جمع حروف “میم” ۸۶۸۳ مورد می باشد (۴۵۷*۱۹). درتاریخ، کتابی سراغ نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر ۴۳ بند پیشین، موارد زیر نیز گواه صادقی است: الف: کلمه “الله” ۲۶۹۸ مرتبه در قرآن تکرار شده که مضربی از عدد ۱۹ است (۱۴۲ * ۱۹ ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم” نیز ۱۹ مورد می باشد. مسئله جالب اینکه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد” جمله ” الله الصمد” آمده در صورتی که اگر “هو الصمد” می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دستور زبانی باید “هو ” می آمد اما با این حال “الله” آمده است ، اگر بجای “الله” “هو” می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان “اخوان” و “قوم” در سوره “ق”. ب: مورد جالب دیگر در سوره مریم حروف مقطعه کهیعص می باشد که بصورت حروف آغازین آمده است ، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بکار رفته اند: حرف “ک” ۱۳۷ مرتبه، حرف “ه” ۱۶۸ مرتبه ، حرف “ی” ۳۴۵ مرتبه ، حرف “ع” ۱۲۲ مرتبه، حرف ص” ۲۶ مرتبه. جمع این ارقام به این صورت است: ۳۴۵+ ۱۶۸+۱۳۷+۱۲۲+۲۶= ۸۹۷ که مضروب عدد ۱۹ می باشد (۴۲*۱۹) یعنی مجموع تکرار حروف پنجگانه (ک، ه ، ی ، ع ، ص،) سوره مریم (سوره شماره ۱۹) علاوه بر آنکه برعدد ۱۹ (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است، بر عدد ۱۴ (که تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم می باشد(۷۹۸=۵۷*۱۴). پ: در قرآن بعضی از کلمات با کلمه های دیگر که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کار رفته اند. مثلاً : ۱- کلمه “حیوه” ۱۴۵ بار با مشتقات آن در قرآن بکار رفته است و به همان تعداد (۱۴۵ بار ) کلمه “موت یا مرگ” با مشتقاتش بکار رفته است. ۲- کلمه “دنیا ” ۱۱۵ بار و کلمه “آخرت” هم ۱۱۵ بار بکار رفته است. ۳- کلمه “ملائکه” ۸۸ بار در قرآن آمده است و کلمه “شیاطین” نیز به همان تعداد ۸۸ بار بکار برده شده اند. ۴-”حر” یعنی گرما ۴۰ بار و کلمه ” برد” یعنی سرما نیز ۴۰ بار بکار برده شده اند. ۵- کلمه “مصائب” ۷۵ بار و کلمه “شکر” نیز ۷۵ بار ۶- کلمه زکات ۳۲ بار و کلمه “برکات” نیز ۳۲ بار . ۷- کلمه “عقل” ومشتقات آن ۴۹ بار و کلمه “نور” نیز با مشتقاتش ۴۹ بار . ۸- کلمه “یوم ” به معنی روز و “شهر” به معنی ماه در قرآن به ترتیب ۳۶۵ بار و ۱۲ بار بکار رفته اند. ۹- کلمه “رجل” به معنی مرد ۲۴ بار و کلمه “امرأه ” به معنی زن نیز ۲۴ بار در قرآن بکار رفته اند. ۱۰- کلمه “امام” بصورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قرآن آمده است. یک مؤلف هر قدر هم که توانا باشد هر گز نمی تواند در ذهن خود حروف و اعدادی به اندازه معین بگیرد سپس از آنها مقالات و یا کتابی بنویسد که همچون قرآن حتی شماره ها و حروف و کلمات آن نیز به اندازه و شمرده شده در آید مثلاً حروف مقطعه “الم” به ترتیب “الف” بعد ” لام” و سپس “میم” از دیگر حروف در سوره های مربوطه بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد حروف مقطعه ۱۴ حرف باشد یعنی درست نصف تعداد حروف الفبای عربی. اگر مشاهده کردیم انسانی در مدت ۲۳ سال با آن همه گرفتاری ؛ سخنانی آورد که نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنی و محتوا در عالیترین صورت ممکن بود ؛ بلکه از نسبت ریاضی و عددی حروف چنان دقیق و حساب شده بود که نسبت هر یک از حروف الفبا در هریک از سخنان او یک نسبت دقیق ریاضی دارد. آیا نمی فهمیم که کلام او از علم بی پایان پروردگار سرچشمه گرفته است؟ ۲- رسم الخط اصلی قرآن را حفظ کنید. تمام محاسبات فوق در صورتی صحیح خواهد بود که به رسم الخط اصلی و قدیمی قرآن دست نزنیم مثلاً اسحق و زکوه و صلواه را به همین صورت بنویسیم نه بصورت اسحاق و زکات و صلاه . در غیر اینصورت محاسبات ما بهم خواهد ریخت. ۳- عدم تحریف قرآن. در قران مجید حتی کلمه و حرفی کم و زیاد نشده و الا بطور مسلم محاسبات کنونی روی قرآن فعلی صحیح از آب در نمی آمد و کلمات و حروف حساب شده نظام کنونی حروف قرآن را بکلی به هم می ریخت. پس این نشانه دیگری بر عدم کوچکترین تحریف در قرآن مجید است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دكتر مصري ازطریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته. | vahrakan | 12 | 5,733 |
۱۴/شهریور/۹۵ ۲۱:۳۰ آخرین ارسال: سعدی |
|
| شبهه خشونت در قرآن مجید | عبدالرحمن | 17 | 10,300 |
۲۰/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۵۱ آخرین ارسال: سعدی |
|
| مطالبی پیرامون تفسیر قرآن و تاویل قرآن | Amirsaeed | 1 | 2,415 |
۳/دی/۹۳ ۱۱:۰۳ آخرین ارسال: behabadi |
|
| آغاز یک راه ... هر روز با قرآن مجید | جانثار مهدی | 57 | 20,312 |
۱۸/بهمن/۹۲ ۲۲:۲۳ آخرین ارسال: جانثار مهدی |
|
| اعجازی از قرآن مجید | Y.P.Y | 3 | 2,232 |
۶/بهمن/۹۲ ۲۱:۴۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| اعجاز عددی حروف اسم جلاله "الله" | mohammad reza | 0 | 1,361 |
۶/شهریور/۹۲ ۰:۲۱ آخرین ارسال: mohammad reza |
|
| اعجاز عددی قرآن | ali0077 | 0 | 1,428 |
۲۳/اسفند/۹۱ ۲۱:۱۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|










