کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 3.9 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینماگر یا فیلسوف؟!
۷:۰۸, ۲۶/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۱ ۸:۴۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
آواتار

رابطه‌ی فلسفه و فیلم یکی از به روزترین مباحث عالم سینماست که پیشینه‌ای به درازای تاریخ سینما دارد. الکساندر استرو در مقاله‌اش به سال 1948 به نام "تولد یک آونگارد جدید: دوربین-قلم" ادعا کرد فیلم در دنیای معاصر می‌تواند جای فلسفه را بگیرد و اینکه در عصر جدید تنها سینماست که توانایی بازگویی و بازگشایی مشکلات معاصر فلسفی را دارد .

به گمان طرفداران او اگر رنه دکارت در عصر ما زندگی می‌کرد، او نیز بدون شک فیلم‌ساز می‌شد!


در نوشته‌های جدید می‌توان دو دیدگاه متفاوت را راجع به نقش سینما در گفتمان‌های فلسفی شناسایی‌ کرد:
گروهی از منتقدان سینما بر این باورند که از فیلم نمی‌توان مباحث فلسفی را بیرون ‌کشید و بر این عقیده پافشاری دارند که چنین کاری کوچک ‌شمردن ارزش‌های هنری یک فیلم است.
در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان معتقدند که فیلم یک رسانه‌ی بسیار قوی و ساختیافته برای ترویج گفتمان‌های جدید و به‌روز فلسفی‌ست.

اما به راستی کدام گفتمان به حقیقت نزدیک‌تر است؟
برای اینکه عنوان بحث کمی باز کنم چند سوال مطرح می کنم تا هدفم را از ایجاد این تاپیک بیشتر توضیح دهم.

فیلم تا چه اندازه می‌تواند نقش مثبتی را در ترویج گفتمان‌های فلسفی برعهده بگیرد؟
با چه محدودیت‌‌هایی در بیان یک گفتمان فلسفی روبروست؟
و به چه شکل می‌تواند به صورت ابزاری در خدمت فلسفه درآید؟



سینما یک پدیده صنعتی است که در عین حال توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده. فیلسوفان و نظریه­ پردازانی که با این پدیده به عنوان یک واقعیت برخورد کرده ­اند، وجود و تولدش را به ناچار پذیرفته ­اند؛ و پس از آن به تحلیل و تعدیل و اصلاح آن پرداخته­اند. بوده ­اند فیلسوفانی که این روش بیان را مبتذل و صنعتی انگاشته و به قباحت آن رای داده ­اند؛ و دیگرانی که آن را هنر و اندیشه یافته و تمجیدش کرده ­اند
.
امروزه، فلسفه فيلم در اغلب نهادهاي آموزشي جهان به عنوان رشته يي مهم در ذيل زيباشناسي فيلم، نظريه فيلم و نقد فيلم تدريس مي شود. پژوهندگان سينما كه خود به طور حرفه يي فيلسوف محسوب نمي شوند در طرح مباحث فلسفي سهم عمده يي داشته اند. اين امر فلسفه سينما را از ساير فلسفه هاي مضاف متمايز مي كند. بنابراين در اينجا وقتي از فيلسوف سينما سخن به ميان مي آيد مراد صرف اهل فلسفه نيست بلكه مقصود تمام كساني است كه در باب فيلم و سينما مسائل و موضوعاتي فلسفي را مطرح كرده اند.

در کتاب اکران اندیشه : فصل هایی در فلسفه سینما والتر بنیامین، تئودور آدورنو، استنلی کاول، ژان - فرانسوا لیوتار، ژیل دولوز، ژان بودریار، و اسلاوی ژیژک از جمله هفت چهره ی برجسته در عرصه ی «فلسفه ی سینما» ی اند. این متفکران رویکردهای متفاوتی به فلسفه و سینما داشته اند، اما همگی تاملات موثری در این بابا ارائه کرده، نفس اندیشه و سرشت فلسفه را از راه تامل در باب سینما تبیین کرده، تغییر داده، یا مساله ساز کرده اند.


هدف از ایجاد این تاپیک بررسی ارتباط سینما با فلسفه و به همین صورت سینماگر با فیلسوف و همچنین نگاهی به کارکردهای سینمای استراتژیک می باشد.

در این بررسی نظرات استادانی چون دکتر حسن عباسی ، دکتر محمد ضیمران و شهید آوینی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.
برای اینکه درک درستی از این مسئله داشته باشیم ابتدا باید مفاهیم ابتدایی را بدانیم که خوشتختانه در این تالار قبلا باب چنین بحثی به صورت بنیادی و مقدماتی توسط دوستان ارجمندمان جناب asier , Admirer و Reza_Jackman عزیز بازشده. برای همین شما را به مطالعه ی آنها ارجاع می دهم.

مقدمات مباحث استراتژیک
سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!
دانلود تحلیل های استراتژیک سینمایی


فقط خواهشی که دارم اگر علاقه مند به پیگیری این موضوع هستید لطفا حتما این سه تاپیک را تا پایان دنبال کنید.

در ادامه به ذکر مصداقهایی از سینماگران فیلسوف و سینمای فلسفی و همچنین سینمای استراتژیک خواهم پرداخت.

با تشکر

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، فاطمه خانم ، مفقود الاثر ، molasadra ، Reza2035 ، Admirer ، Imam12 ، mohamad ، saloomeh ، Havbb 110 ، fereydun ، 60.atefeh ، 135 ، rastin ، مسافر ، میثاق ، عبدالرحیم ، خاک ، dinpajoohan ، وحید110 ، شهرام ، MohammadSadra ، *مهاجر* ، mofa ، gomnam ، Justice Bringer ، ضحی ، رضوانه ، warior ، hamediran ، آیلار ، قلب ، عبدالرحمن ، sadegh313 ، مجتبی110 ، یاســین ، Ali#59 ، sagheb ، هادی... ، سرباز ولایت ، ماحی ، pedramtech

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۴۱, ۱۴/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۱ ۱۹:۴۳ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #41

(۲۹/بهمن/۹۱ ۱۸:۳۲)Admirer نوشته است:  بنابراین وهم بالذات بد نبوده و نیست و سینما به عنوان ابزار به عینیت رساندن عمومی وهم می تواند معناگرا هم باشد.

البته باید سینمای معناگرا را صحیح تعریف کرد. یادم است زمانی تلویزیون مرتب فیلمهایی با عنون معنا گرا پخش میکرد.
درحالی که این فیلمها متاثر از عرفانهای شرقی و بودیسم بودند!

متاسفانه فلسفه پشت بسیاری از فیلمها, سریالها و حتی کارتونها از دید مسئولان پنهان مانده و هرچیزی را پخش می کنند.
مثلا درباره کارتونها یادم است سریالی پخش می شد به نام ایکی یوسان. او پسری بود که به معبدی بودایی سپرده شده بود و اکثرا در حالت مراقبه نشستن به راه حلهایی دست می یافت. او در فیلم با لباسهای بودایی درحالت ریاضت کشی دیده میشد.
در واقع او نمادی از بودا بود که با تمرکز حواس و مراقبه به دیگران راه رهایی از مشکلات و رنج را می آموخت و در ایران بدون توجه به ترویج آیین بودایی در تلویزیون با دوبله عالی نمایش داده شد!
یعنی آموزش یک فلسفه و مکتب شرقی در یک پویانمایی (انیمیشن) به کودکان مسلمان!
یا سریال جواهری در قصر که کاملا تحت تاثیر مکتبهای شرقی خصوصا بودیسم بود.

یا سریال افسانه شجاعان که آنرا من ندیدم اما شنیدم که به تائوئیسم مرتبط بوده!!


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، عبدالرحیم ، mofa ، captaincharisma ، رضوانه ، آیلار ، قلب
۱۸:۵۳, ۷/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اسفند/۹۲ ۱۸:۵۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #42
آواتار

بیش از یک سال پیش تاپیکی رو به صورت تحلیلی در مورد کارکردهای سینمای استراتژیک و بررسی ارتباط سینما با فلسفه و بحران سینمای ایران ایجاد کردم و واقعا به نظر خودم نکات ارزشمندی در مورد سینما و اساسا رسانه بیان شده در محتوی اون.


فرصت کردید این دو تاپیک خیلی خوب رو هم مطالعه بفرمایید:
مقدمات مباحث استراتژیک
سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!


نقل قول:مجید املشی نوشته است:
سینما یا در کل هنر آمیخته با جذابیت باید باشد. این جزئی از ذات آن هست. اما آیا میتوانیم معنا را فدای ماده نماییم؟!!!

(۲۸/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۱)مجید املشی نوشته است:  
با توجه به این که سینما و رسانه و کلا مولتی مدیا عنصر جذابیت را از راه شهودی بهتر منتقل می کنند لذا ماده در آن قدرتمندتر از معنا توانایی بروز می یابد و همین امر باعث شده تا عناصر مادی در جذابیت که یه جزء غیر قابل انکار در سینماست نمود بیشتر داشته باشد.
با این مقدمه ی کوتاه عرض میکنم که سه عنصر در سینما غالب هست.

خشــــــم
شــــــهوت
وهــــــم

که هر سه عنصر هم بر میگیرده به ماده و نه معنا. و همونطور که میدونیم هر سه تایشان هم از منظر اسلامی مذموم هستند.
من از شما خواهش میکنم یه فلش بک به فیلم هایی که تا به حا دیدید بزنید و ببینید چقدر ار فلیم هایی را که تا به حال دیده اید از یک یا بیشتر از این سه عنصر بهره گرفته اند؟!!!ExclamationHuh
اینجاست باید پی به اوج فاجعه ای که در حال وقوع هست ببریم.
ما در چه حالیم؟؟؟!!!

نقل قول:مجید املشی نوشته است:
سینمایی که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟!!!
حتی در قالب های ظنز و سرگرمی باید به ارشاد توجه داشت.
اما سینما بیشتر در اختیار اغوا قرار گرفته تا ارشاد و اغواگران به بهترین نحو از این ابزار بهره می برند اما ارشادگران تقریبا بیکار نشسته اند صحنه را برای آنها خالی کرده اند!

از طرف دیگر همین مدیا و سینما و تصاویر میتوانند ارشاد کننده نیز باشند.
به عنوان مثال اینکه با دیدن تصویر یک نگاه مادرانه و خلوصی که موج می زند در این نگاه احساسی عجیب به شما منتقل میشود و یا با دیدن تصویر یک شجاعت و رشادتی در جبهه ها منقلب می شوید همین کارکرد ارشادی هنر و در اینجا به صورت اخص، سینماست.
هنر وقتی در خدمت هدایت باشد متعالیست و ارشاد کننده.

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: صبح صادق ، سید ابراهیم ، رضوانه ، عبدالرحیم ، Justice Bringer ، آیلار ، Havbb 110 ، sadegh313 ، قلب
۱:۴۱, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #43
آواتار
نقل قول:بیش از یک سال پیش تاپیکی رو به صورت تحلیلی در مورد کارکردهای سینمای استراتژیک و بررسی ارتباط سینما با فلسفه و بحران سینمای ایران ایجاد کردم و واقعا به نظر خودم نکات ارزشمندی در مورد سینما و اساسا رسانه بیان شده در محتوی اون.
خیلی ممنون اما بحران سینمای ما که کاملا برهمه واضح و مبرهن هست اما چرا فقط نمونه های خارجی رو بررسی و معرفی کرده بودید؟
نمونه فیلم های مرتبط با فلسفه داخلی هم کم نیستند فیلم هایی مثل پری ، هامونHeart مهرجویی و یا فیلم خسته کننده شهید ثالث خدابیامرز که جزء اولین ها بود وطعم گیلاس ویا حتی فیلم دستفروش اسمشو نبر ... که همین فیلم پری تماما فلسفه است با اینکه یه اقتباس از سلینجره اما فلسفه خودمون (یا به قولی عرفان ) خیلی روش تاثیر شدید داره
اینها هم بررسی میشد خوب بود
نقل قول:هنر وقتی در خدمت هدایت باشد متعالیست و ارشاد کننده.
کلا این خیلی دیدگاه آرمانی ــست ؛تا چه هدایتی مد نظر باشه؟!؟ Smile
وقتی قراره از تعالی و ارشاد برای همه دنیا حرف بزنیم باید از اشتراکات گفته بشه
وقتی ما حرف از تعالی و ارشاد حرف میزنم ذهن رو شاید به سمت مذهب ببره اما با این نهیلیسم که بعد از پست مدرن در همه شاخه های هنر رواج دوچندان یافت این تعالی و ارشاد رو انگار باید فقط در اخلاقیات جستجو کرد که البته اخلاقیات هم مـُرده!Dodgy
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، سید ابراهیم
۱۴:۲۵, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #44

هنر استراتژيك و هنر غیراستراتژيك
مهم‌ترين تفاوت نگاه استراتژيك با غير استراتژيك در ساحت هنري اين است كه در نگاه غير استراتژيك، هنر، عرصه حديث نفس انسان است و هنرمند، نفس خودش را به گونه‌ای بازتاب بیرونی می‌دهد. در این نگاه، انسان هنرمند قصد دارد ديگران را با منيت درون و با دنياي كاملا خاص و شخصی‌اش آشنا کند. اين مدل از هنر حديث نفس، هنر جزئي نگري و هنری که ریشه در نفسانيت فرد هنرمند دارد نقطه مقابل تعريفي است كه براي نگاه استراتژیک به عرصه هنر ارائه می‌کنیم و این‌که هنر استراتژیک چه چیزی نباید باشد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی
۱۷:۲۹, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
(۲۶/بهمن/۹۳ ۱۴:۲۵)mhor نوشته است:  هنر استراتژيك و هنر غیراستراتژيك
مهم‌ترين تفاوت نگاه استراتژيك با غير استراتژيك در ساحت هنري اين است كه در نگاه غير استراتژيك، هنر، عرصه حديث نفس انسان است و هنرمند، نفس خودش را به گونه‌ای بازتاب بیرونی می‌دهد. در این نگاه، انسان هنرمند قصد دارد ديگران را با منيت درون و با دنياي كاملا خاص و شخصی‌اش آشنا کند. اين مدل از هنر حديث نفس، هنر جزئي نگري و هنری که ریشه در نفسانيت فرد هنرمند دارد نقطه مقابل تعريفي است كه براي نگاه استراتژیک به عرصه هنر ارائه می‌کنیم و این‌که هنر استراتژیک چه چیزی نباید باشد.

تبریک میگم ورود شما رو به تالار. امیدوارم شاهد حضور بیشتر شما در مباحث تالار باشیم.

هنر باید دارای ویژگی هایی باشه تا اون رو در دسته ی هنر استراتژیک طبقه بندی کنیم. در این تاپیک و دو تاپیک زیر بصورت کامل و تفصیلی به ویژگی های هنر استراتژیک بصورت اعم و سینمای استراتژیک بصورت اخص پرداخته شده.

مقدمات مباحث استراتژیک
سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!

من تفکیکی که شما از هنر استراتژیک و غیراستراتژیک ارائه کردید رو چندان درست نمی دونم. چراکه هنری که عرصه ی حدیث نفس انسان است و منیت های درونیش رو بازگو می کند هم می تواند در دسته ی هنر استراتژیک قرار بگیرد.
بعد از مطالعه ی سه تاپیک موردنظر اگر بازهم ابهامی باقی موند بفرمایید تا راجع بهش گفتگو کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۷, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #46
آواتار
حیفم اومد که فقط یک تشکر بزنم ، واقعا ممنون بابت تاپیک خیلی خوب و ارزشمندتون .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی
۰:۵۷, ۱۷/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۳ ۱:۰۰ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #47
آواتار
در گفتگوی ما در این تاپیک یکی از بحث ها بحث جایگاه هنر در هدایت بخشی و به اصطلاح هنر ارزشی بود.
فکر می کنم در متن زیر جناب دكتر رضا پورحسین دانشیار و عضو هیئت علمی دانشكده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بسیار خوب و دقیق به این مسئله ی مهم پرداخته اند.


هنر ارزشی و ارزش هنری کدام است؟
«هنر» و «ارزش» دو واژه‌ی مشترک این سؤال است. ترکیب متفاوت این دو واژه، همانند دیگر واژه‌ها، ممکن است معانی متفاوتی را نسبت به یکدیگر افاده کنند، اما ترکیب متفاوت در این دو واژه، به‌لحاظی که بیان خواهد شد، یک «معنا» را به ذهن متبادر می‌سازد.

[تصویر: li_star_2.gif] تنافض جمله‌ی معروف «هنر برای هنر»
هنر ارزشی، هنری است که واجد یک یا چند ارزش فکری، فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی و زیبایی‌شناسی است و ارزش هنری، ناظر به بیان هنرمندانه‌ی یک یا چند ارزش است. آنچه میان این دو برداشت، مشترک است، آن است که ارزش و هنر وجود دارند و هر دو با هنروری و ارزش‌مداری تحقق می‌یابند؛ تا جایی که نمی‌توان هنر را بدون ارزش و ارزش را بدون بیان هنری، محقق نمود. به عبارت دیگر، نمی‌توان این دو مقوله را از یکدیگر تفکیک نمود. البته برخی از صاحبان قلم با تأسی از گزاره‌ی «هنر برای هنر»، که در فلسفه و حکمت هنر مغرب‌زمین جریان دارد، سعی دارند القا نمایند که هر هنری لزوماً دارای ارزش نیست و با این گزاره، تفکیک هنر ارزشی و غیرارزشی را به‌طور مبنایی از موضوعیت خارج کنند. درحالی‌که منطقاً نمی‌توان بیان هنری را از مقوله‌ی ارزش (با هر معیار و مناطی) تفکیک نمود. راه دیگری که در فلسفه‌ی هنر غربی به روی خود می‌گشایند تا از مفهوم ارزش فرار کنند، واژه‌سازی‌های فرعی برای غافل نمودن ذهن از مفهوم اصلی است. به‌عنوان مثال، در رگه‌هایی از فلسفه‌ی هنر، آن‌ها «ارزش» را به «سود» تبدیل می‌کنند که به‌زعم خود، از ارزیابی‌های ایدئولوژیک! دور شوند و از سویی دیگر، به جنبه‌های سوداگرانه‌ی آن توجه نمایند.

[تصویر: spacer.gif]
وقتی مستندساز سوژه‌ای را می‌یابد و حدود آن را برای خود مشخص می‌سازد و حتی قاب دوربین را با زاویه‌ی خاصی تنظیم می‌کند و در تدوین نهایی آن، برخی از پلان‌ها را نادیده می‌گیرد و بعضی را برجسته‌تر می‌سازد و با استفاده از نور و موسیقی، تم خاصی به آن می‌دهد، همه و همه «ارزش‌گذاری کردن، ارزیابی، قضاوت و تحدید کردن معنایی» است که مستندساز قصد دارد آن را به مخاطب خود منتقل کند.
هر اثر هنری منطقاً با شکل‌گیری، هدف‌گذاری و ارزیابی پدیده‌های مختلف به‌صورت نوشته و نانوشته آغاز شده و شکل می‌گیرد. اینکه گفته می‌شود «کار هنرمند روایت وقایع است، نه قضاوت» نیز دارای تناقض منطقی است. به‌عنوان مثال، در ساخت یک اثر مستند، چنین بیانی زیاد شنیده می‌شود. در پاسخ می‌توان گفت وقتی مستندساز سوژه‌ای را می‌یابد و حدود آن را برای خود مشخص می‌سازد و حتی قاب دوربین را با زاویه‌ی خاصی تنظیم می‌کند و در تدوین نهایی آن، برخی از پلان‌ها را نادیده می‌گیرد و بعضی را برجسته‌تر می‌سازد و با استفاده از نور و موسیقی، تم خاصی به آن می‌دهد، همه و همه «ارزش‌گذاری کردن، ارزیابی، قضاوت و تحدید کردن معنایی» است که مستندساز قصد دارد آن را به مخاطب خود منتقل کند. این مؤلفه‌ها در ذات اثر هنری نهفته‌اند و منطقاً نمی‌توان آن‌ها را از یکدیگر تفکیک نمود. به همین دلیل است که نمی‌توان یک اثر هنری را بدون قضاوت، ارزیابی، ارزش‌گذاری و ‌هدف، تصور نمود. این مؤلفه‌ها که توسط کارگردان و «کارگردانی» صورت می‌پذیرند، برای آثار هنری ذاتی‌اند و تعجب‌برانگیز است که چرا بعضی‌ها به بهانه‌ی هنر برای هنر، مؤلفه‌های ذاتی آثار هنری را انکار می‌کنند. نمی‌توان هنر را از ارزش و ارزش را از هنر جدا نمود.

[تصویر: li_star_2.gif] خاستگاه ارزش برای هنر و بالعکس
اما آنچه محل بحث است، «خاستگاه ارزش» برای هنر و هنر برای ارزش است. برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید مشخص نمود که خاستگاه ارزش یا ارزش‌های مورد نظر کجاست و در چه نظامی طبقه‌بندی می‌شوند. طبقه‌بندی «ارزش» و «غیرارزش» براساس نوع خاستگاه و «منظومه‌های فکری» صورت می‌پذیرد.
یکی از عواملی که موجد تمیزِ ارزش از ضدارزش به‌شمار می‌رود، منظومه‌ی فکری و باورهای مبتنی بر اعتقادات و فرهنگ است. به عبارت دیگر، خاستگاه‌های متفاوت، معانی متفاوتی را از ارزش به دست می‌دهند. در علم ارتباطات نیز بر این موضوع تأکید شده است که «معنی» و «مضمونِ» پیام‌ها در کلمات نیست، بلکه معنی به اعتبار اینکه انسان واجد تفکر و احساس و شخصیت است، در انسان‌هاست، نه در واژه‌ها. طبیعی است که همه‌ی انسان‌ها به یک نظام ارزشی تعلق دارند و از منظومه‌ی فکری و اعتقادی و نظام احساسی و هیجانی خاصی برای معنا دادن به پیام‌ها سود می‌جویند. پس انسان‌ها و منظومه‌ی فکری و اعتقادی آن‌هاست که به پیام‌ها معنی می‌دهد؛ یعنی برای آن‌ها ارزش‌گذاری می‌کنند.

[تصویر: li_star_2.gif] نسبت هنر و اخلاق از نگاه رهبر انقلاب
تفاوت اعتقادات، مبانی فکری و نظام ارزشی انسان‌ها، موجب تفاوت در ارزش‌ها می‌شود. در این صورت ممکن است یک پیام برای یک خاستگاه فکری، ارزش محسوب شود و برای دیگری ضدارزش باشد یا برعکس. اما نمی‌توان پیام هنری را بدون ارزش تصور کرد. مرور جملاتی از رهبر هنرمند و هنرشناس انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر در مردادماه ۱۳۸۰، برای این موضوع راهگشاست. ایشان فرموده‌اند:

«محل کلام، اخلاق و فضیلت است. من مطلبی را (به‌گمانم) از قول رومن رولان خواندم که گفته بود در یک کار هنری، یک درصد هنر، نودونُه درصد اخلاق یا احتیاطاً این‌گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق [لازم است]. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقی نیست. اگر از من سؤال کنند، من می‌گویم صد درصد هنر و صد درصد اخلاق. این‌ها با هم منافات ندارند. باید صد درصد کار را با خلاقیت هنری ارائه داد و صد درصد آن را از مضمون‌های عالی و تعالی‌بخشِ پیش‌برنده و فضیلت‌ساز پُر کرد و انباشت.»

[تصویر: spacer.gif]
«شیار۱۴۳» یک اثر هنری و ارزشی است و بیانگر ارزشی است که به زبان هنر به‌خوبی ارائه شده است. نویسنده و کارگردان این فیلم، از زبان هنر برای برجسته نمودن «ارزش‌های حماسی» با قهرمانی یک «مادر»، اثری ماندگار ساخته است. این فیلم دارای هویت است، چون دارای ارزش با تعریف خودی است.
اثر هنری حاوی پیام و یا پیام‌های مختلفی است که منتقل‌کننده یک یا چند ارزش متناسب با منظومه‌ِی فکری هنرمند به مخاطبان است. به نظر من، همه‌ی آثار هنری واجد یک یا چند ارزش هستند که ممکن است در نظام فکریِ دیگر، ارزش قلمداد نشوند. وقتی می‌گوییم یک فیلم سینمایی دارای ویژگی ارزشی است، منظور ارزش‌گذاری ذاتی آن نیست (که گفتیم نمی‌توان هنر را بدون ارزش‌گذاری تصور نمود)، بلکه منظور این است که فیلم مورد نظر، واجد ارزشی است که با نظام ارزشی جامعه و اعتقادات ما متناظر است و منظومه‌ی فکری و روانی مورد نظر را تقویت می‌کند. به همین دلیل، هر فیلمی که در جغرافیای ایران ساخته می‌شود، دارای ارزش‌گذاری است، اما الزاماً واجد ارزش منطبق بر اعتقادات، مبانی فکری و حماسه‌ی یک ملت نیست. اگر آن فیلم مؤلفه‌های منظومه‌ی فکری مخالف یا مهاجم را تقویت نماید، طبیعی است که می‌توان آن را یک فیلم ایرانی، اما با ارزش‌های غیر و متضاد با ارزش‌های خودی قلمداد نمود و از سوی دیگر، ممکن است فیلمی در آن سوی جغرافیای ایران تولید شود و تقویت‌کننده‌ی ارزش‌های مورد نظر جامعه‌ی ما باشد. طبیعی است که این فیلم را می‌توان یک فیلم غیرایرانی، اما ارزشی دانست. بر این اساس، ما فیلم ارزشی و غیرارزشی داریم و منطقاً نمی‌توان فیلم و اثر هنری را بدون ارزش تصور نمود. ارزشی بودن آن را اصالت‌ها و هویت ایرانی-اسلامی و حماسه‌های مقدس تعیین می‌کنند.

[تصویر: li_star_2.gif] شیار ۱۴۳، امتزاج هنر و ارزش
برای نمونه، وقتی بیان می‌شود که فیلم سینمایی «شیار۱۴۳» ساخته‌ی خانم نرگس آبیار، یک فیلم ارزشی است، یعنی ارزش‌گذاری این فیلم براساس مبانی اسلامی، اصول انقلاب اسلامی، همت و غیرت‌ورزی ایرانی و حماسه‌های هشت سال دفاع مقدس و صبوری سال‌های پس از جنگ تحمیلی، طراحی و به‌خوبی ارائه شده است. «شیار۱۴۳» یک اثر هنری و ارزشی است و بیانگر ارزشی است که به زبان هنر به‌خوبی ارائه شده است. نویسنده و کارگردان این فیلم، از زبان هنر برای برجسته نمودن «ارزش‌های حماسی» با قهرمانی یک «مادر»، اثری ماندگار ساخته است. این فیلم دارای هویت است، چون دارای ارزش با تعریف خودی است.

این را هم بگوییم که هویت و ارزش حماسی، تنها به کشور و ملت ما محدود نمی‌شود، بلکه ارزش‌های حماسی و الهی، جهان‌شمول و فراگیرند. البته ممکن است دولت‌ها و یا جریان‌های فکری که با اصالت حماسه و خیزش ملت‌ها مخالف‌اند، این هویت را ضدارزش قلمداد نمایند، اما ارزش‌گذاری هنریِ خانم آبیار، مبتنی بر نظام ارزشی جامعه‌ی اسلامی و انقلابی است. پس اثر هنری ایشان، یک اثر هنریِ ارزشی است و تنها به گستره‌ی ایران محدود نمی‌شود و طبیعی است که مضمون آن منتشر خواهد شد، چون الهی و آسمانی است.


منبع:
http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=29052



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Ali#59
۲۰:۱۵, ۲۰/دی/۹۴
شماره ارسال: #48

با تقدیر و تشکر فراوان از بحث جالب و حساسی که مطرح کردید... مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستم
ضمنا اگه ممکنه منابع مطالب ذکر شده اعم از کتاب یا سایت رو ذکر کنید تا کسانی که به این بحث ها علاقه دارن بتونن مطالعه بیشتر و کاملتری داشته باشن و وقتشون با جستجوهای نابجا و وقت گیر هدر نره [تصویر: happy.png]
اگر عناوین و واژه های کلیدی این مباحث و مهمترین آثار و نویسنده ها رو معرفی کنید هم خیلی ممنون میشم[تصویر: rose.png][تصویر: blush.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی
۱۳:۰۹, ۲۱/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۴ ۱۳:۰۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #49
آواتار
(۲۰/دی/۹۴ ۲۰:۱۵)hasport37 نوشته است:  با تقدیر و تشکر فراوان از بحث جالب و حساسی که مطرح کردید... مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستم
ضمنا اگه ممکنه منابع مطالب ذکر شده اعم از کتاب یا سایت رو ذکر کنید تا کسانی که به این بحث ها علاقه دارن بتونن مطالعه بیشتر و کاملتری داشته باشن و وقتشون با جستجوهای نابجا و وقت گیر هدر نره [تصویر: happy.png]
اگر عناوین و واژه های کلیدی این مباحث و مهمترین آثار و نویسنده ها رو معرفی کنید هم خیلی ممنون میشم[تصویر: rose.png][تصویر: blush.png]
سلام. وقت بخیر.
ابتدا تبریک میگم ورودتون رو به تالار. امیدوارم شاهد حضور بیشتر شما در مباحث تالار باشیم.


ممنونم از حسن نظر شما
آخرین ارسالم در این بحث بر میگرده به یک سال پیش!
حقیقتا زحمت زیادی روی ارائه ی این مبحث کشیدم. امیدوارم مورد استفاده ی افرادی که به حوزه علاقه مند هستن واقع بشه.
در فرصت مناسبی اگر پیش بیاد سعی می کنم به ارائه ی منابع و آثاری که می شناسم در این مورد بپردازم. البته در ارسال هایی از این تاپیک اشاراتی شده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۳:۱۰, ۲۱/اسفند/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۵ ۱۳:۱۲ توسط supportweb.)
شماره ارسال: #50

سلام دوست عزیز
"در واقع رفتار های قهرمان داستان و فیلم تاثیر خواهد داشت روی ذهن ما، البته در صورتی که حس همزاد پنداری صورت گرفته باشد . "
با توجه به نوشته بالا که مطرح کردید ، سوال من این هست ایا می شود به ذهنیت افراد جهت داد با توجه به قهرمان داستان ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا