|
گناهکاری که از گناه کردن لذت می برد!(گفتگو محور)سومین موفقیت
|
|
۱۱:۱۶, ۶/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۱ ۱۴:۰۵ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا بی مقدمه می رم سر اصل مطلب : دیروز پس از سال ها یکی از دوستان دوران راهنمایی ام را دیدم.با دیدنش از تعجب شاخ درآوردم. با وجودی که دختر است مثل خانم شوهر دار آرایش کرده بود. دعوتش کردم خانه ام وبا هاش صحبت کردم تعجبم بیشتر شد چون توی حرفاش با افتخار از گناهاش تعریف می کرد ولذت وشعف در چشمانش دیده می شد. این در حالی بود که در راهنمایی با دخترانی که چند تار موی شان بیرون بود حرف نمی زد نماز می خواند روزه می گرفت ولی حالا هر کار زشت و ناپسندی که فکرش را بکنید انجام میدهد و هر کاری هم که نمی تواند انجام بدهدبافکر کردن به آن خود را ارضا می کند.من با خانواده اش هم صحبت کردم آنها خیلی پاک و متدین هستند وبا وجود همچین دختری سخت در عذابند. خواهش می کنم به من کمک کنید راه حلی را جلوی پایم قرار دهید که یه دوست یه دختر یه خواهر ویه گناهکار را در جامعه اصلاح کنیم. اجرکم عندالله |
|||
|
|
۱۸:۲۳, ۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نظر من کار سختی در پیش رو دارید.... امر به معروف. خودتان می دانید که البته شرایط خاصی دارید.
اون هم تو این زمینه که کار فرهنگی است. کار فرهنگی مثل این است که بخواهی با سوزن یه چاه بکنی.... اصلا نباید انتظار داشته باشید که خیلی زود اثر بگذارید.... صبر کنید. خیلی آرام جلو بروید. بتوانید درکش کنید..... این درکــــــــــــــــــــــــــــ کردن بسیار مهم است. مطمئنم اگر این اتفاق بیفتد خودش آرام آرام به فطرتش باز میگردد.... یادتان باشد وظیفه شما آیینه ساختن نیست، شما تنا باید گرد و غبار روی آیینه را از بین ببرید.... امیدوارم که متوجه کلام حقیر شده باشید. یا علی مدد. |
|||
|
|
۱۸:۲۷, ۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۸/آبان/۹۱ ۱۸:۲۳)سید ابراهیم نوشته است: به نظر من کار سختی در پیش رو دارید.... امر به معروف. خودتان می دانید که البته شرایط خاصی دارید. لطفا بیشتر توضیح دهید.مسلما منم انسان کاملی نیستم ولی هیچ وقت کارهایی که او انجام می دهد نکرده ام . نمی دانم چطور او را راضی به بازگشت کنم.
|
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نظر من اصلا نباید براش سخنرانی کنید و به قول معروف رو منبر بشینید
این تیپ آدما گوشاشون از این حرف ها پر است شما می تونید اون رو به خونتون دعوت کنید و یه مستند براش بذارید بعد باهم گوش کنید اصلا مورد خطاب قرارش ندید بهش تهمت نزیند براش افسوس نخورید نصیحت و دلسوزی نکنید با ترحم و مثل مادر بزرگ ها حرف نزیند این ها نتیجه ی معکوس میدند شما فقط مستندات و مصداق ها رو بهش نشون بدید و اجازه بدید فکر کنه روشون به جاش فکر نکنید |
|||
|
|
۰:۱۶, ۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با این شرایط اصلاحش کار شما نیست، و حتی موجب ایجاد برای خود شما می شود.
ایشان را به یک مشاور متعهد معرفی کنید. |
|||
|
|
۶:۴۵, ۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ببینین اول اینکه شما این دوست خودتون رو بعد از سالها دیدین. خوب نمی تونین همین ابتدای کار وارد نصیحت و ... بشین. اول باید رابطه دوستی خودتون با ایشون رو محکمتر کنین. رفت و آمد بیشتر، بیرون رفتن، مسجد رفتن و ... یعنی اول باید دوستی شما به حالت صمیمیت برگرده تا بتونین اثر گذار باشین.
بعد از افزایش صمیمیت میشه به قول دوستان با مستنداتی مثل ظهور و سایر مستندات مهم در بخش "پژوهشها و مستندات"، کم کم باب صحبت در این زمینه ها رو براش باز کنین. بگین که سایتی مثل اینجا هست که شما بهش علاقه دارین و مطلب می خونین و .... ایشون باید آرام آرام با سبک زندگی غرب و نکبت هایی که دامنشون رو گرفته آشنا بشن. تاپیکهایی در این زمینه داریم در تالار... خلاصه با آشنایی تدریجی ایشون با مسائل مختلف جامعه جهانی امروز، امید هست که زمینه پس زدن سبک فعلی زندگیش به وجود بیاد. از اینجا هم کم کم باید صحبت از خداوند و محبوب کرد. باید خداوند به عنوان یه محبوب نازنین معرفی بشه که کوچکترین گناهی در برابر چنین معبودی جرم سنگینی محسوب میشه. البته اینها رو باید ببینه. نهی از منکر و امر به معروف اینجا باید بیشتر به صورت غیر مستقیم و با رفتار انجام بشه. باید کم کم در جمع دوستان مذهبی برین. در این جمع نباید گناه آشکار و بی تفاوت انجام بشه. باید زمینه ای فراهم بشه که دوستی شما لااقل چند ماهی پیدار بشه و تقویت بشه و با شما همراه بشه حتی در مکانهای مذهبی. خداوند هم ان شاءالله کمک میکنه. بعد هم باید دید کار به کجا میکشه و .... شاید بعدها از کاربران خوب همین تالار هم بشه. |
|||
|
|
۱۰:۱۴, ۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
با تشکر از دوستانی که راه حل های خوبی را ارائه کرده اند: جا دارد به این نکته اشاره کنم که، این جور افراد بیمار هستند. یک فرد بیمار میل به خوردن غذاهای خوب را ندارد. حتی ممکن است با خوردن بهترین غذا نیز، بالا بیاورد. پس شما باید ابتدا کمی حال او را بهتر کنید تا بتوانید چیزهای بهتری به او ارائه کنید در ضمن یادتان باشد که یک پزشک هیچگاه از رفتارهای بیمارش ناراحت نمی شود |
|||
|
|
۱۴:۴۳, ۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۱ ۱۴:۴۵ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
با سخنرانی های استاد رائفی پور آشناش کنین و اولین سخنرانی ای که بهش می دین ، نقد موسیقی باشه و در اول کار اصلاً بهش سخنرانی های امروزیه استاد رو که جنبه ی مذهبی بیشتری پیدا کرده رو ندین .
دیگه هم برای ظاهرش بهش گیر ندین تا نتیجه بگیرین . با وبلاگ حجاب و عفاف آشناش کنین در آخر که اونجا همه خیلی ساده و صمیمی حرفاشون رو می زنن و تبادل نظر می کنن . لینکش : می تونین خودتون هم برای اطلاع عمومی به اونجا رجوع کنین تا راحت تر با این قشر بر خورد کنین . توصیه می کنم تا قبل از این که با شیطان پرستی و آسیب های فتنه های آخر الزّمانی آشنا نشده ، اصلاً راجع به دین بهش گیر ندین و راحت باهاش صحبت کنین و تظاهر کنین مثل خواهرتونه و اصلاً هیچ چیزی بین شما و ایشون فاصله نمیندازه . درسته تو دین اومده که کسی که نماز نموخونه و دین رو جدی نمی گیره فقط سلامش کنین و به راهتون ادامه بدین ، ولی خود قرآن می گه : خداوند بر مردم منّت گذاشت که پیامبری از جنس خودشون برای ارشاد و هدایتشون فرستاد ؛ پس شما هم از جنس اونها (بشر) هستید و ابلاغ و تبلیغات خودتون رو شروع کنین و خودتون رو از جنس همون ها تصوّر کنین تا راحت تر حرف بزنین . این نظر این حقیر بود . من اشخاصی رو می شناسم که می گفتن : هیچ کس خدا رو نتونسته اثبات کنه ؛ فحّاش به دین ؛ تروریست خوان اسلام و ... ولی حتی اومانیست هم برای سلامتش از آسیب ها ، اهمیّت قائله ، پس نقد موسیقی ، نقد شراب خواری ، نقد مواد مخدّر و سیگار و قلیان و ... از لحاظ علمی و بدون توجه به دستورات دینی ، این ها رو هدایت می کنه و کم کم به دلیل مشترک بودن مفاهیم و مضامین ، آشناشون می کنه و تمایل بهشون می ده . این اجبار نیست و تجربه ی شخصی بوده . فقط در هر حال ، قرآن مجید ذکر می کنه که : پیامبر ، اگر خلق و خوی خوبت نبود ، قطعاً مردم ازت پراکنده می شدن و به حرفات گوش نمی دادن ؛ ولو تو دلتون دارین منفجر می شین ، خواهشاً رسالتتون رو فراموش نکنین ، استغفر الله و سبحان الله رو هم در جواب توهین های احتمالی تو دلتون بگین و اظهار نکنین ، دلش که خالی شد ، زمینه برای پذیرش رو بهتر به دست میاره . به نظر من ، شما خوب چیزی رو شروع کردین ، من هم از امروز می خواستم هر روز برم کافی نت سر کوچه و ارشاد و هدایتش کنم ، این جا توی این تاپیک ، مشه تبادل نظر کنیم و هم از راه کار های همدیگه استفاده کنیم تا بهتر کار کنیم إن شاء الله رحمان در فضایی ساده و صمیمی . |
|||
|
|
۱۴:۵۵, ۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۹/آبان/۹۱ ۱۴:۴۳)جانثار مهدی نوشته است: با سخنرانی های استاد رائفی پور آشناش کنین و اولین سخنرانی ای که بهش می دین ، نقد موسیقی باشه و در اول کار اصلاً بهش سخنرانی های امروزیه استاد رو که جنبه ی مذهبی بیشتری پیدا کرده رو ندین . فعلا که فراری جواب تلفن نمی ده خانشم راهم نمی ده. |
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام
این تیپ آدمها هیچ وقت نمیشینن پای حرف اونایی که میخوان نصیحتشون کنن. واقعا کارتون سخته... به نظرم یکم راجع به گذشته باهاش صحبت کنید...همون موقع که خیلی دختر خوبی بود... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خشم...گناه...پشیمانی (لطفا در گفتگو شرکت کنید) | یا ثارالله | 16 | 8,082 |
۱۳/بهمن/۹۱ ۲۳:۴۲ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| دشمنی کردن با مومن (گناه کبیره) | میثاق | 0 | 1,535 |
۳/مرداد/۹۱ ۹:۵۱ آخرین ارسال: میثاق |
|










