کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سریال تاریخی "مختار نامه "
۱۳:۴۳, ۲۵/آبان/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۸۹ ۳:۴۶ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صله علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


با سلام خدمت مدیران محترم و کاربران عزیز

با دیدن سریال مختار نامه یه سری نکات قابل توجه و تآمل است که مربوط به آن زمان یا مردم کوفه نیست بلکه در هر زمان و هر جامه ای مصداق دارد که میتوان از ان درس و نتیجه های بسیاری گرفت. مخصوصآ این زمان که فتنه گری ( دجال ) زیاد شده است.

از دوستان خواهشمندم در این بخش به تحلیل و نتیجه گیری هر قسمت مجموعه جذاب مختارنامه بپردازیم.

خواهشآ از بحث های کلیشه و سوالات بی محتوا جدآ خودداری فرمایید. متشکرم

یا مهدی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: oO DaViD Oo ، Amir ، semnani ، shafagh_mah ، سرباز ولایت ، مفقود الاثر

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۳۵, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #61
آواتار
عکس:تابلوی مختارنامه در مسیر نجف-کربلا


[تصویر: 19167.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خاک ، MAHDI59 ، F.E.A.R ، ANTI satan ، akhevi
۱۷:۲۳, ۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #62

جالب بود
یک سریال درست ساختیما ببین چی شد کاش به جای این همه سریالی که میسازیم یک خورده بیشتر به سریال هایی مانند مختار نامه بها میدادیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan
۱۷:۳۷, ۲۷/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۸۹ ۱۸:۰۷ توسط InsomniAc.)
شماره ارسال: #63
آواتار
شبکه iFilm متعلق به سازمان صدا و سیماست و سریالهای ایرانی رو به عربی دوبله میکنه و پخش میکنه...
(۱۹/دی/۸۹ ۱۷:۵۵)پرنده بهشتی نوشته است:  [b]بازیگران اصلی:[/b]
[b]مختاربن ثقفی: ابوالفضل عرب‌نیا[/b]
عبدالله بن‌زبير: رضا كيانيان
سعد‌: مهدي فخيم‌زاده
ام‌ثابت همسر مختار‌: نسرين مقانلو
عمره دختر حاكم كوفه‌: فريبا كوثري
مسلم‌ابن عقيل‌: امين زندگاني
كيان‌: رضا رويگري
جاريه‌: ماه چهره خليلي
نعمان ابن بشير‌: داود رشيدي
ابن كامل‌: عنايت شفيعي،
صعب ابن زبير: جعفر دهقان
محمد ابن حنفيه‌: محمدرضا شريفي‌نيا
ابدومه الحسنا مادر مختار‌: ژاله علو
عبيدالله‌بن زياد: فرهاد اصلاني
خولي‌: صدرالدين حجازي

منبع: سایت مختارنامه

مختار پسر ثقفی نیست بلکه از طایفه بنی ثقف است، پس مختار بن ثقفی نیست، مختار ثقفی است، و بازیگر نقش مختار هم فریبرز عرب نیاست نه ابوالفضل!
البته در ادمه لیست بازیگران هم چند اشتباه بود که به اهمیت این یکی نبود...

ضمن اینکه این جمعه قسمت مربوط به حضرت عباس (علیه السلام) پخش خواهد شد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan
۱۳:۴۹, ۱۲/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #64

دوستان نمیخوام اینجا بحث شیعه و سنی و از این بحثای اختلافی بکنم. ولی طبق عقیده ی شیعه مختار بن ابوعبید ثقفی از اسلام خارجه. چرا؟ چون اون امام حسین رو به امامت قبول نداشته بلکه محمد بن حنفیه برادر امام حسین رو به امامت قبول داشته و وقتی رفته قاتلان امام حسین رو کشته خودش میگه به دستور امامم محمد بن حنفیه رفتم. بعدشم ادعای مهدویت کرده. بعدشم کارش به ادعای خدایی بودن کشیده. نمیدونم هدف صدا و سیما از ساختن این سریال چی بوده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۸, ۱۲/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #65
آواتار
(۱۲/اسفند/۸۹ ۱۳:۴۹)سید ابوبکر نوشته است:  دوستان نمیخوام اینجا بحث شیعه و سنی و از این بحثای اختلافی بکنم. ولی طبق عقیده ی شیعه مختار بن ابوعبید ثقفی از اسلام خارجه. چرا؟ چون اون امام حسین رو به امامت قبول نداشته بلکه محمد بن حنفیه برادر امام حسین رو به امامت قبول داشته و وقتی رفته قاتلان امام حسین رو کشته خودش میگه به دستور امامم محمد بن حنفیه رفتم. بعدشم ادعای مهدویت کرده. بعدشم کارش به ادعای خدایی بودن کشیده. نمیدونم هدف صدا و سیما از ساختن این سریال چی بوده.

دوست عزیز لطف کنید و ذکر منبع بفرمایید برای حرف هاتون. من شیعه هستم و اولین باره ادعای مهدویت و ادعای خدایی مختار رو می شنوم!
مختار مسلما اشتباهاتی داشته و معصوم نبوده ولی با قصاص قاتلان امام حسین ع تا حدودی مرهم گذاشته بر داغ اهل بیت و شیعیان.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۰, ۱۲/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۸۹ ۱۵:۱۶ توسط سید ابوبکر.)
شماره ارسال: #66

نوبختی از علمای شیعه در کتاب خود فرق الشیعه بهنگام ذکر فرقه ی کیسانیه که منسوب به مختار کذاب است می نویسد:
و گروهی معتقد به امامت محمد بن حنفیه فرزند علی بن ابیطالب شدند که در روز بصره ( جنگ جمل) پرچمدار پدرش بود. جدا از دوبرادرش( حسن و حسین) و علت نامگذاری این گروه به کیسانیه این بود که رئیسشان مختار بن ابی عبید ثقفی بود که کیسان لقب داشت، و او همان کسی است که به خونخواهی حسین برخاست و از قاتلان او انتقام گرفت، و ادعا می کرد محمد بن حنفیه او را به این کار امر نموده است و امام و جانشین پدرش می باشد ، و گفته شده سبب ملقب شدن مختار به کیسان این بوده که رئیس لشکرش کیسان نام داشت، و در قول و عمل و قتل از مختار تندروتر بود، و ادعا می کرد که محمد بن حنفیه وصی و جانشین علی بن ابیطالب می باشد و مختار نائب اوست و پس از آن ادعا می کرد که از جانب خدا به مختار وحی می شود.
عبدالحسین زرینکوب از روشنفکران معاصر شیعه در کتاب خود بامداد اسلام می نویسد:
گویندمختاریکروزدرکوفه همراه مغیرة بن شعبه مى رفت مغیره وقتى انبوه جمعیت مردم را در سرراه دید گفت من سخنى مى شناسم که با آن مى توان همه مردم خاصه عجم را همدست و همراه کرد مختار پرسید که آن سخن چیست؟ گفت کمک به اهل بیت وخونخواهى آنها. مختار از آن پس سعى کرد از این وسیله براى ارضاء میل ریاستجویى و قدرت طلبى خویش استفاده کند. از اینرو بعد از آن که سعى بیهوده کرد تا در خدمت ابن زبیر والى عراق وارد شود و نشد خود را در پیشاپیش نهضت شیعه و بقایاى توّابین کوفه قرارداد. این مختار مردى بود ماجراجو و حیله گر. در آغاز یک چند از خوارج بود بعد به عبداللّه بن زبیر پیوست و آخر شیعه شد. خونخواهى از قاتلان حسین را بهانه یى کرد براى جلب ناراضیهاى عراق. دعوت خود را نیز در زیر نقاب نام محمد حنفیه که بعد از واقعه کربلا دعوتش کاملا سرّى شده بود عنوان مى کرد. با این همه دعاوى دیگر هم داشت و از وحى و غیب نیز سخن مى گفت. به یاران خویش که بسیارى از آنها موالى عجم بودند چنان فرامى نمود که در جنگ فتح نهایى با آنهاست و حتى در صورت ضرورت فرشتگان خداوند-به صورت کبوتران-به یارى آنها خواهند آمد. گویند این کبوتران را هم خود شب نهانى به سرداران خویش مى داد و مى سپرد تا وقتى در هنگام جنگ حس مى کنند که نزدیک است مغلوب آیند آنها را رها کنند. پرواز آنها البته هم مختار را از وضع جنگ آگاه مى کرد و او را به فکر چاره جویى مى انداخت هم لشکریان را دل مى داد.
فرقه ای می گفتند: همانا محمد بن حنیفه همان مهدی و وصیّ علی بن ابی طالب است و کسی از اهل بیت او حق مخالفت با او را ندارد و نباید از ولایت او خارج گردند و بدون اذن او شمشیر بکشند. همانگونه که حسن بن علی تنها با اذن محمد بن حنفیه بیرون رفت، و بعد با معاویه صلح کرد؛ و نیز حسین با اذن و اجازه‏ی محمد برای جنگ با یزید خارج شد و چنانچه بدون اذن و اجازه‏ی او بیرون می‌رفتند هلاک و گمراه می گشتند. و هر کس مخالف محمد بن حنفیه باشد کافر و مشرک است. و محمد بن حنفیه، مختار بن ابی عبیدالله را بعد از قتل حسین والی عراق قرار داد و او را به خونخواهی حسین و کشتن قاتلان او و جستجوی آنها هر جا که باشند، تشویق نمود و به خاطر کیاست و زیرکی و به علت قیام او و مذهب و دیدگاه شناخته شده‏اش در میان آنها نام«کیسان» را بر او گذاشت، بنابراین آن فرقه «مختاریه» نام گرفتند و «کیسانیه» هم نامیده می‌شوند( 1).
1- فرق الشیعه، اثر نوبختی، (ص47-48).
اینم مختار در کتب اهل سنت:
پدرش أبی عبید ثقفی رحمه الله در زمان رسول خدا صلی الله علیه و سلم مسلمان شد اما توفیق مشرف شدن به خدمت آنحضرت را نیافت ، در سال 13 هجری امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه او را به فرماندهی لشکرش در نبرد با سپاه ایران تعیین نمود که در نبرد معروف جسر ( پل) به شهادت رسید.
ابی عبید دو فرزند داشت ، دختری بنام صفیه که زنی پارسا بود که به همسری عبدالله بن عمر رضی الله عنه در آمد و پسری بنام مختار.
سیرت و زندگی مختار کاملا متفاوت با زندگی پدرش می باشد. وی مراحل مختلفی را در زندگی خود پشت سر گذاشت ، و افکار و اندیشه های متعددی را در زندگی خود پذیرفت و در نهایت کارش به جایی رسید که ادعای پیامبری کرد و می گفت که وحی بر او نازل می شود.
ابن کثیر رحمه الله در البدایة و النهایة می نویسد:
مختار در بدایت امر فردی ناصبی بود که کینه و عداوت شدیدی نسبت به علی بن ابیطالب رضی الله عنه داشت ، روزی که اهل عراق از حمایت حسن دست برداشتند و ایشان روانه ی شام بود تا با معاویه مبارزه کند مختار خطاب به عمویش گفت: چه می شود اگر حسن را دستگیر نموده و او را به معاویه تحویل دهی تا جایگاهی نزد او بیابی؟
عمویش گفت: مرا به چه کار بسیار بدی امر می کنی.
وی همچنان مورد خشم شیعیان بود تا اینکه حادثه کشته شدن مسلم بن عقیل پیش آمد ، پس از این حادثه فریاد برآورد که بخدا قسم او را یاری می کنم، عبید الله بن زیاد پس از شنیدن سخنانش او را به زندان انداخت و تصمیم گرفت او را به قتل برساند اما دیری نگذشت که عبدالله بن عمر رضی الله عنه پیغامی به یزید فرستاد و از او خواست مختار را آزاد نماید،و یزید هم امر کرد که مختار آزاد شود، مختار پس از آزاد شدن به مکه رفت و به سپاه عبدالله بن زبیر پیوست و بهنگام محاصره شدن وی در زمان یزید در کنار وی ایستاد و از او دفاع کرد.
پس از آن مختار روانه ی کوفه شد.پس از رسیدن به کوفه توانست استاندار کوفه که از جانب یزید تعیین شده بود را شکست دهد و مردم را به خونخواهی حسین رضی الله عنه فراخواند، سپس برای جنگ با امویان لشکری به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر تدارک دید ، که موفق شدند سپاه امویان به فرماندهی عبیدالله بن زیاد را شکست داده و عبیدالله بن زیاد را به قتل برسانند.
پس از کشته شدن عبیدالله بن زیاد مختار سر وی را به مکه نزد عبدالله بن زبیر فرستاد و تصور کرد که دیگر توانسته جایگاه خود را در نزد ابن زبیر تثبیت نماید.
دیری نگذشت که مختار ادعای امامت محمد بن حنفیه نمود و او را مهدی منتظر خواند و خود را نماینده ی وی دانست ، محمد بن حنفیه پس از شنیدن این خبر روانه ی کوفه شد . مختار وقتی شنید محمد بن حنفیه عزم کوفه نموده است ، پست و مقام و جان خود را در خطر دید لهذا گفت: یکی از نشانه های مهدی این است که اگر با شمشیر ضربه ای بر وی وارد شود او را ضرری نخواهد رسید، محمد بن حنفیه پس از شنیدن این خبر دریافت که مختار قصد جان او نموده است لهذا از تصمیم خود خودداری نمود.
پس از آن مختار ادعای نبوت کرد ، وقتی عبدالله بن زبیر به نیت های پلید مختار و عقیده ی فاسد وی آگاه شد سپاهی به فرماندهی برادرش مصعب بن زبیر روانه ی کوفه نمود که توانست سپاه مختار را شکست داده و او را به قتل برساند.
سخنانی که اهل سنت در مورد مختار می گویند بمنزله دفاع از قاتلان حسین نیست که توسط مختار کشته شدند بلکه همانگونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید: لعنت خدا بر کسی که حسین را به شهادت رساند و کسی که بدان امر نمود و کسی که بدان راضی شد.
علامه ابن کثیر رحمه الله درباره ی مختار کذاب می فرماید: کَانَ ضَالًّامُضِلًّا،أَرَاحَ اللَّهُ الْمُسْلِمِینَ مِنْهُ بَعْدَمَا انْتَقَمَ بِهِ مِنْ قَوْم ٍآخَرِینَ مِنَ الظَّالِمِینَ ،کمَا قَالَ تَعَالَى ( وَکَذَلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضًابِمَاکَانُوا یَکْسِبُونَ) الانعام 129- همانا که مختار انسانی گمراه و گمراهگر بود که خداوند مسلمانان را از شر او راحت نمود پس از اینکه بوسیله ی وی از انسانهایی ستمگر انتقام کرفت و این است مصداق گفته ی پروردگار آنجایی که می فرماید : (‏و همان گونه برخی از ستمگران را بر برخی دیگر مسلط می‌گردانیم ، و این به خاطر اعمالی است که انجام می‌داده‌اند .‏)
اما حدیثی که از آمدن مختار کذاب خبر داده است
امام مسلم رحمه الله در کتاب صحیح خود در باب فضائل الصحابة حدیث 2545 از ابو نوفل نقل می کند :
عبدالله بن زبیر را دیدم که در مکه به دار آویخته شده بود و مردم بر وی می گذشتند تا اینکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از کنار ایشان رد شد و فرمود: سلام بر تو ای ابو خبیب، سلام بر تو ای ابو خبیب، سلام بر تو ای ابو خبیب، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم ( جنگیدن با عبدالملک) ، بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم ،بخدا سوگند که تو را از این کار منع کردم، تا جایی که می دانم کسی بودی که بسیار روزه می گرفتی و نماز شب برپا می داشتی ، و چنانچه امتی تو بدترینش باشی آن امت بهترین است ، سپس عبدالله بن عمر از آنجا گذشت ، وقتی گفته ی ابن عمر به حجاج رسید دستور داد ابن زبیر را از چوبه ی دار پائین آورده و در مقبره ی یهود دفن کنند، سپس حجاج کسی را فرستاد تا أسماء بنت ابوبکر صدیق مادر عبدالله بن زبیر را بطلبند، اما أسماء خودداری کرد، قاصد حجاج به نزد او بازگشت، حجاج به قاصدش گفت دوباره به نزد او بازگرد و به او بگو به نزد من می آیی یا اینکه کسی را بفرستم تا موهای سرت را بگیرد و کشان کشان به نزد من آورد؟ اما باز أسماء خودداری کرد و گفت: نمی روم تا اینکه کسی را بفرستد تا مرا کشان کشان ببرد، حجاج وقتی این شهامت را دید ناچار شد خود به نزد اسماء برود، وقتی به نزدش آمد خطاب به او گفت: کار من در مقابل( فرزندت) دشمن خدا را چگونه دیدی؟ أسماء فرمود: می بینم که دنیای او را خراب کردی، و او هم آخرت تو را خراب کرد، خبردار شده ام که به او گفتی ای فرزند صاحب دو کمربند! بخدا سوگند که من صاحب دو کمربند هستم، کمر بند خود را دو نیمه کردم و با نیمه ای آذوقه ی رسول خدا صلی الله علیه و سلم و ابوبکر را ( در سفر هجرت) محکم بستم و نیم دیگر را برای خود گذاشتم. همانا که از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که می فرمود: ان فی ثقیف کذابا ومُبِیرا". ( همانا در قبیله ثقیف شخصی بسیار دروغگو و شخصی بسیار خونریز خواهند آمد)، اما بسیار دروغگو را دیدیم اما بسیار خونریز را گمان نمی کنم کسی غیر از تو باشد . سپس از نزد حجاج برخاست و رفت.
امام نووی رحمه الله در شرح ابن حدیث می گوید: و اما گفته ی أسماء که فرمود: اما بسیار دروغگو را دیدیم _ مقصود وی مختار بن ابی عبید ثقفی می باشد، که شخصی بسیار دروغگو بود، و از قباحت ها و رسوائی های وی این بود که ادعا می کرد که جبرئیل علیه السلام به نزد او می آید. و مورد اتفاق علما می باشد که مراد از بسیار دروغگو مختار بن ابی عبید و مراد از بسیار خونریز حجاج بن یوسف می باشد.
به عبدالله بن عمر رضی الله عنهما که مختار برادر زن وی بود گفته شد: مختار می گوید که به وی وحی می شود، ابن عمر رضی الله عنهما فرمود: بخدا سوگند راست می گوید، مگر نه این است که خداوند می فرماید: (وَإِنَّ ٱلشَّیَـٰطِینَ لَیُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَـٰدِلُوکُمْ) همانا که شیاطین به دوستداران خود وحی می کنند.
از دروغهای مختار کذاب این بود که صندلی بزرگ و مجللی را آراسته بود و آنرا بر اسب و قاطر سوار می کرد و ادعا می کرد که این صندلی با تابوت بنی اسرائیل برابر است و نیز وقتی جبرئیل به نزدش می آید بر این صندلی می نشیند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۲, ۱۲/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۸۹ ۱۶:۵۳ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #67
آواتار
(۱۲/اسفند/۸۹ ۱۵:۱۰)سید ابوبکر نوشته است:  نوبختی از علمای شیعه در کتاب خود فرق الشیعه بهنگام ذکر فرقه ی کیسانیه که منسوب به مختار کذاب است می نویسد:
و گروهی معتقد به امامت محمد بن حنفیه فرزند علی بن ابیطالب شدند که در روز بصره ( جنگ جمل) پرچمدار پدرش بود. جدا از دوبرادرش( حسن و حسین) و علت نامگذاری این گروه به کیسانیه این بود که رئیسشان مختار بن ابی عبید ثقفی بود که کیسان لقب داشت، و او همان کسی است که به خونخواهی حسین برخاست و از قاتلان او انتقام گرفت، و ادعا می کرد محمد بن حنفیه او را به این کار امر نموده است و امام و جانشین پدرش می باشد ، و گفته شده سبب ملقب شدن مختار به کیسان این بوده که رئیس لشکرش کیسان نام داشت، و در قول و عمل و قتل از مختار تندروتر بود، و ادعا می کرد که محمد بن حنفیه وصی و جانشین علی بن ابیطالب می باشد و مختار نائب اوست و پس از آن ادعا می کرد که از جانب خدا به مختار وحی می شود.

در اینکه مختار از شیعان علی بوده و راستگوست شکی وجود ندارد.
همیشه و در همه جای تاریخ به کسانی که حرف حق را می زدند و در مقابل ظالم می ایستند، مورد تهمت قرار می گیرند.
همین تهمیت های که به جناب مختار می زدند، به پیامبر و علی (علیه السلام) نیز گفته می شد.
مطمئنا از علی الله ها که اطلاع دارید، آنها که ایشان را خدا نامیدند.
همیشه از جهالت مردم جاهل استفاده کردند و برای مخدوش کردن چهره مخالفان هر نسبتی را به آنان می دادند.
و در ضمن این دشمنان خوب راهی را برای تخریب چهره های مدافع دین یافته بودند، یعنی تخریب دین و مدافعانش بوسیله خود دین.

و در مورد مختار همین بس که وقتی عمر بن سعد را کشت، سرش را برای امام سجاد(علیه السلام) فرستاد و نه جناب محمد حنفیه
و اینکه امام سجاد (علیه السلام) همیشه پسر مختار را به واسطه پدرش گرامی می داشت.
و اینکه مختار اشکالاتی در کارش داشته ولی هرگز مرتد نبوده است.
مرتد کسانی هستند که از دستور صریح پیامبر که دستور خداست بصورت آشکارا تمرد کردند و حق را ناحق نمودند.

در ضمن شما گفتید قصد بحث شیعه سنی را ندارید ولی با این متنی که نوشتید، وارد این بحث شده اید.

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، aminrafael3 ، Seyed Mohsen ، خاک ، وحید110 ، فرهاد
۱۷:۲۰, ۱۲/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #68

دوست عزیز من از کتاب نوبختی براتون دلیل آوردم. و اینکه مختاربن ابوعبید ثقفی امام حسن و امام حسین رو به امامت قبول نداشته. حالا دیگه خود میدانید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.shirazi80
۱۷:۲۹, ۱۵/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۲۱:۳۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #69
آواتار
در پاسخ به ادعای آقای سید ابوبکر:

1_نظر امام معصوم(علیه السلام) راجع به مختار ثقفی:

در مورد مختار ثقفى كه خدا او را رحمت كند آمده است:

1-1_امام صادق عليه السلام فرمود: آن كس كه با زبانش ما را بر ضد دشمنانمان كمك كند، خداوند در روز محشر، در محضر خود، او را با حجت خويش به سخن خواهد آورد.(1) و يقينا مختار از مصاديق اين روايت است.

1-2 - امام حسين عليه السلام در دعايى عرضه داشت: پروردگارا، آن جوان ثقفى را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما كسى را باقى نگذارد... انتقام مرا و دوستان و خاندان و شيعيانم را از اينان بگيرد...(2)


1-3 - هنگامى كه مختار، سر بريده ابن زياد و عمر سعد را نزد امام سجاد عليه السلام فرستاد، حضرتش به سجده افتاد. در سجده بعد از شكر خداوند فرمود خدا به مختار پاداش و جزاى خير عنايت فرمايد.(3)

1-4- امام باقر عليه السلام فرمود: به مختار ناسزا مگوئيد، زيرا همو بود كه قاتلان شهداى ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت و بيوه زنان ما را شوهر داد و ... (4)
اين روايات بر درستى و راستى شخصيت مختار و صحت قيام وى دلالت دارد.

1-5فرزند مختار كه "ابوالحكم" نام داشت، روز عید قربان، در سرزمین منى خدمت امام باقر (علیه السلام) شرفیاب مى‏شود و خود را معرفى مى‏كند .
قیام مختار

امام باقر (علیه السلام) پس از آنكه دانستند او فرزند چه كسى است، بلافاصله او را در كنار خود نشاندند و بدین ترتیب، باب گفت‏گو باز شد: ابوالحكم گفت: خداوند كار شما را اصلاح كند! مردم درباره پدرم حرفها زیادى مى‏زنند .

اما سخن حق، همان است كه شما مى‏فرمایید .

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: مردم چه مى‏گویند؟ ابوالحكم پاسخ داد مى‏گویند: "كذاب" .

اما حق، همان است كه شما مى‏فرمایید و من همان را قبول دارم .

امام باقر (علیه السلام) دوباره فرمودند: سبحان الله! پدرم به من خبر داد كه به خدا سوگند، مهر مادرم از پولى بود كه مختار براى او فرستاده بود! مگر مختار نبود كه خانه‏هاى خراب ما را نوسازى كرد؟ مگر او قاتل قاتلین ما نیست؟ مگر او خونخواه ما نبود؟ خدا رحمتش كند! به خدا قسم، پدرم به من خبر داد كه هر وقت مختار به خانه فاطمه، دختر امیر مؤمنان، على (علیه السلام) وارد مى‏شد، آن بانو به او احترام مى‏گذاشت و برایش فرش مى‏گستراند و متكا مى‏گذاشت و او مى‏نشست و از او حدیث مى‏شنید .

خداوند پدرت را رحمت كند! خداوند پدرت را رحمت كند! خداوند پدرت را رحمت كند! او حق ما را از همه گرفت و قاتلین ما را كشت و به خونخواهى ما قیام كرد" .

2_نظر علمای گرانقدر و بزرگوار شیعه راجع به مختار ثقفی:

در میان علماى شیعه و محققین امامیه- رضوان الله علیهم- به شخصیتهایى برمى‏خوریم كه با جدیت تمام از مختار دفاع كرده‏اند و نسبتهایى را كه به او داده شده است، دروغ دانسته‏اند؛ علمایى همچون "شیخ طوسى"، "علامه حلى"، "علامه ابن نما" ، "علامه مامقانى"، "علامه امینى" صاحب كتاب معروف "الغدیر"، "سید بن طاوس" ، "محدث قمى"، آیت الله "خویى" و . از قبیل‏اند .

البته در میان روایات وارده و نقلهاى تاریخى، شواهدى بر سوء اعتقاد مختار نیز وجود دارد، كه مى‏رساند او به امامت حضرت زین‏ العابدین (علیه السلام) معتقد نبوده است،بنا به اظهار نظر علماى شیعه، اسناد این روایات غالبا ضعیف است ، لذا نمى‏توان به این روایات تمسك نمود .

مختار هیچ گاه ادعاى نبوت نكرد و اگر چنین بود، مسلمانان و شیعیان گرد او جمع نمى‏شدند تا زیر پرچم او بجنگند و انتقام اهل بیت (علیهم‏السلام) را از بنى امیه بگیرند .

"محمد حنفیه" نیز هیچ گاه ادعاى امامت نكرده بود تا مختار مردم را به سوى او دعوت كند .

بنا به تصریح مرحوم آیت الله "خویى"- قدس سره الشریف- فرقه كیسانیه پس از رحلت محمد حنفیه تشكیل شد: در حالى كه مختار، پیش از وفات محمد حنفیه به شهادت رسیده بود .

3_عشق و ارادت مختار نسبت به امام سجاد عليه السلام:

شيخ طوسى به سند معتبر از منهال بن عمرور روايت كرده است كه گفت: در بعضى از سنوات بعد از مراجعت از سفر حج به مدينه وارد شدم و به خدمت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام رفتم، حضرت فرمود: اى منهال چه شد حرملة بن كاهل اسدى؟ گفتم\: او را در كوفه زنده گذاشتم، پس حضرت دست مبارك به دعا برداشت و مكرر فرمود: خداوندا به او بچشان گرمى آهن و آتش را، منهال گفت : چون به كوفه برگشتم ديدم مختار بن ابى عبيده ثقفى خروج كرده است، و با من صداقت و محبتى داشت، بعد از چند روز كه از ديدنى هاى مردم فارغ شدم، و به ديدن او رفتم، وقتى رسيدم كه او از خانه بيرون مى آمد، چون نظرش بر من افتاد گفت: اى منهال! چرا دير به نزد ما آمى، و ما را مبارك باد نگفتى، و با ما شريك نگرديدى در اين امر؟ گفتم ايهاالامير من در اين شهر نبودم و در اين چند روز از سفر حج مراجعت نمودم، پس با او سخن مى گفتم و مى رفتم تا به كناسه كوفه رسيديم، در آنجا عنان كشيد و ايستاد و چنان يافتم كه انتظارى مى برد، ناگاه ديدم كه جماعتى مى آيند، چون به نزديك او رسيدند گفتند: ايها الامير بشارت باد ترا كه حرملة بن كاهل را گرفتيم.
چون اندك زمانى گذشت، آن ملعون را بر آوردند، مختار گفت: الحمدالله كه تو به دست ما آمدى، پس گفت: جلادان را بطلبيد، و حكم كرد دستهاى و پاهاى او را بريدند، و فرمود:
پشته هاى نى آوردند و اتش بر آنها زدند، و امر كرد كه او را در ميان آتش ‍ انداختند، چون آتش در او گرفت من گفتم: سبحان الله، مختار گفت: تسبيح خدا در همه وقت نيكوست اما در اين وقت چرا تسبيح گفتى؟ گفتم: تسبيح من براى ان بود كه در اين سفر به خدمت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام رسيدم و احوال اين ملعون را از من پرسيدند، چون گفتم كه او را زنده گذاشتم ، دست به دعا برداشت و نفرين كرد او را كه حق تعالى حرارت آهن و حرارت آتش را به او بچشاند، و امروز اثر استجابت دعاى آن حضرت را مشاهده كردم .
پس مختار مرا سوگند داد كه تو شنيدى از آن حضرت اين را؟ من سوگند يادكردم و بعد از نماز به سجده رفت و سجده را بسيار طول داد، و سوار شد چون ديد كه آن ملعون سوخته بود، برگشت و من همراه او روانه شدم تا آنكه به در خانه من رسيد، گفتم : ايها الامير اگر مرا مشرف كنى و به خان من فرود آئى و از طعام من تناول نمائى، موجب فخر من خواهد بود،گفت: اى منهال تو مرا خبر مى دهى كه حضرت على بن الحسين عليه السّلام چهار دعا كرده است ، و خدا آنها را بر دست من مستجاب كرده است ، و مرا تكليف مى كنى كه فرود آيم و طعام بخورم ، و امروز براى شكر اين نعمت روزه ندارم ؟

پی نوشتها:
1- شيخ صدوق، امالي، مجلس چهارم، ح‏7 و 8، ص 46.
2- بحارالانوار، ج‏45، ص 10.
3- بحارالانوار، ج 45، ص 344 و 351.
4 - بحار الانوار، ج 45، ص 343.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، مسافر ، خاک ، بیداری اندیشه ، MAHDI59 ، Reza2035 ، mohamad ، najmeh ، InsomniAc ، SAEED_KOSAR ، user313 ، وحید110
۱:۲۷, ۲۱/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #70
آواتار
مختار نامه یاد نامه ای بدون امام ، خیانت به امامت
از اصول اثبات شده ی علم روانشناسی ، تلقین وتاًکید و ماندگاری آن در ضمیر ناخودآگاه می باشد ؛ توضیح کاملتر این اصل را از منظر علوم استراتژیک که از علوم آسیب شناسی جامعه می باشد و وظیفه ی درمان بیماریهای جامعه را برعهده دارد ؛ بیان می داریم .
هر روزه امواجی به ذهن انسانها از طریق رسانه های جمعی ، رادیو تلویزیون ، روزنامه ها و.... مخابره می شود و همچنین پخش شایعات و گفت وگوهای میان مردم نیز تاًثیر دارند ؛ به عنوان مثال اگر تلویزیون جمهوری اسلامی هر روز بطور متوالی بر مطلبی تاکید کند این مطلب یا این موضوع باعث جذب توجه و تمرکز مردم بر آن می شود .
و هر چیزی را که مردم بر آن تمرکز و توجه نمایند ، به ضمیر ناخودآگاهشان ارسال خواهد شد ، این مطلب در ضمیرناخودآگاه ماندگاری طولانی دارد و بصورت ناخودآگاه خود را در افکار و رفتار فرد نمایان می سازد .
عملیات روانی که یکی از روش های جنگ نرم می باشد بر همین اساس استوار است ، بدین گونه که مجموعه ای که می خواهد خواست خود را به مجموعه ای دیگر تحمیل کند ، با تبلیغات ، دروغ پراکنی ، بزرگنمایی وضعیف و قوی نشان دادن مسایل ، مجموعه ی هدف را انحنای ذهنی و ارضای قلبی می نماید ، مجموعه ی هدف هنگامی که به نقطه ی ارضا و اغنا رسید خواسته را در ضمیرناخودآگاه ثبت کرده و از آن لحظه خواسته ی مهاجم خواسته ی او خواهد شد ؛ مهاجم با بمباران اطلاعاتی خواست خود را بر هدف تحمیل می نماید ، حال این بمباران اطلاعاتی صحیح باشد یا دروغ .
در مجموعه ی مختارنامه نیز ، بمباران اطلاعاتی از عهد امامت امام حسین و امام زین العابدین بر ذهن مردم روانه گشته است ؛ بدین گونه که از این پس مردم هرگاه نام امام حسین (علیه السلام) ، مختار یا انسانهای آن زمان را می شنوند ، سریعاً صحنه هایی از فیلم مختارنامه در ذهنشان تداعی می شود .
اشتباه نویسنده و کارگردان مجموعه ی مختارنامه در کمرنگ نمودن نقش امام زین العابدین در این بمباران اطلاعاتی بوده است . نویسنده ی محترم آن چنان نقش منحرفین و دشمنان تشیع و اسلام را پررنگ نموده اند که دیگر مردم هنگام تماشای این مجموعه ذوق وشوقی برای دین امام آن زمان ندارند و اصلا بیاد ایشان نمی افتند .
اشتباه کلیدی دیگر ایشان ، در پررنگ نمودن نوادگی امام حسین (علیه السلام) نسبت به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده است و نه پا فشاری بر امام بر حق بودن ایشان .
بدیهی است مخالفان با ارائه ی این ادعا که انسان ممکن الخط است حتی اگر نواده ی پیغمبر باشد حق را جانب یزیدیان می برند ، چرا که اعتقادی به معصومیت امام ندارند؛ اما نویسنده ی مجموعه با تاکید بر امامِ بر حق بودن ، امام حسین (علیه السلام) می توانستند راه را بر ادعاهای کذب مخالفین ببندند و همچنین ذهن مخاطبین را به سمت امامت سوق دهند تا از دین برگشتگان و عمل ها و عکس العمل ها یشان .
والسلام علیکم ورحمه الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، وحید110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  فیلم: کپی سریال آمریکایی در سریال ماه رمضان mahdy30na 50 19,397 ۲/مرداد/۹۳ ۲۳:۲۹
آخرین ارسال: مسافرتنها

پرش در بین بخشها:


بالا