کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مثل هایی برای توجیه بی اخلاقی!(ضرب المثل های غلط)
۱۶:۵۷, ۲۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۱ ۱۶:۵۸ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
---------------------------------
ضرب المثل های زیادی در فرهنگ ما جا افتاده اند ،
که با آموزه های دینی تفاوت و تضاد بسیار دارند ،
و بسیاری از ناهنجاری ها و بداخلاقی های اجتماعی
و سیاسی از همین ضرب المثل ها که به فرهنگ جامعه
تبدیل شده اند نشات می گیرد ...


نمونه ی اول :
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ...

حکایت همسایه و خانه از دیر باز در کشورمان مورد بحث بوده
سه روایت برجسته از یکی برخاسته از دین و
دیگری برخاسته از فرهنگ و دیگری سخنی عامیانه ولی جذاب
که هر روز بیش از دیروز مورد استقبال قرار میگیرد و اگر
در بین جامعه کنکاش کنیم ، حتی در میان قشر تحصیلکرده و مذهبی
نیز تا حد یک حدیث قدسی معتبر است ...


حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) مي فرمايد:
«شبي مادرم را ديدم كه تا نزديكي هاي سحر مشغول نماز و دعا بود.
من در بستر بودم و مي شنيدم كه او براي آشنايان وهمسايگان دعا مي كرد
و يك يك آنها را نام مي برد.
اما هر چه گوش كردم هيچ دعايي براي خود نكرد.
سحر كه شد پرسيدم مادر! چرا براي خود دعا نكردي؟
فرمود: يا بني الجار ثم الدار.
«پسرم اول همسايه، بعد خانه

این سخن حضرت زهرا (سلام الله علیها) تکلیف را برای مسلمانان ایران بخوبی روشن میکند
و شعر معروف سعدی نیز قرن ها پس ازاین سخن
حضرت زهرا (سلام الله علیها) روی همین نکته تاکید می کند :
بنی آدم اعضای یک پیکرند/که درآفرینش زیک گوهرند
چون عضوی بدردآورد روزگار/دگرعضوها رانماند قرار
سخن اینست که ما با این فرهنگ و با این دین چطور هر دو را زیر پا میگذاریم
و جمله را میگوییم که نه شرع میپسندد و نه عقل .
نه پایه فرهنگی دارد و نه پایه دینی
و براستی این جمله از کی وارد فرهنگ ما شده است ؟!
و برای چه هدفی ؟!


*********************
حال پرسش اینست که ما از نسل " الجار ثم الدار
" هستیم ...

از نسل "بنی آدم اعضای یک پیکرند ..." ...

یا از نسل "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" ؟!


[تصویر: gaza_iran.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amiroooo ، دل خسته ، یاســین ، شیدا ، Asma ، میلاد.م ، R3Z4 ، sarallah ، Reza71 ، Amirsaeed ، KABOOTAREHARAM ، جویای حقیقت ، Elia ، mohammadhadi ، حسن.س. ، در جستجوی سختی ، Hadith ، حسن عزتي ، paradise ، بچه شیعه ، بیداری اندیشه ، rastin ، AMINI ، mohamad ، سید ابراهیم ، Havbb 110 ، SAViOR ، mohammad reza ، بیداری12 ، دیدگاه نوین ، meshkat ، Anti-satanism ، ANTI satan ، خیبر110 ، Jim.m ، emj ، am_po ، آرین (الهه.ع) ، Admirer ، وحید110 ، مجید املشی ، help me ، عبدالرحمن ، مرهم ، سیمرغ ، soheyl68

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۴۶, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #21
آواتار
با سلام ...
به نظر می رسد اختلاف شما با سخن ما بر سر
احکام صریح شریعت اسلام و قوانین اسلامیست است !

(۱/دی/۹۱ ۱۷:۳۹)jvd نوشته است:  خوب حالا اين تكه از حرفم رو كه خيلي ساده بيان شده رو دوباره براتون بازتر و حلاجيش مي كنم؛به اميد اينكه اينبار متوجه بشيد،انشاءالله
در اين متن وضعيت انفاق كننده چگونه هست؟ در وضعيتي قرار داره كه خانواده يا بستگان نزديكش نيازمند و محتاجند،خوب آيا شرايط انفاق كردن زماني كه خانواده فرد انفاق كننده محتاج باشند در مقايسه با زماني كه خانواده شخص محتاج نباشند فرق مي كنه؟
جواب:بله
خوب چه فرقي مي كنه؟؟؟
جواب:اگر خانواده فرد "الف" محتاج باشند در انفاق كردن؛خانواده خود فرد "الف" در اولويت قرار دارند يعني اگر فرد "الف" بخواد انفاق كنه بايد اول به خانواده خودش كمك كنه(انفاق كنه).
خوب يك سوال ديگه:اگر شخص ديگري محتاج باشد و خانواده فرد "الف" راضي باشند كه آقا يا خانم "الف" به جاي كمك(انفاق) كردن به خانواده خود به شخص ديگر كمك كند،آنوقت آيا آقا يا خانم "الف" مي تواند به شخص محتاج انفاق كند؟
جواب:بله
حالا براي اينكه مطلب رو خيلي ساده تر كنم،جواب سوالات شما رو به ساده ترين شكل ميدم:

ما در مورد فرهنگ غتی شیعه سخن می گوییم ! ...
این دو دو تا چهارتای شما،
ملت مستعضعف را در فقر و فلاکت نگه خواهد داشت ...
استدلال شما هم کاملا" خلاف رفتار معصومان است ...

روایت را بخوانید :
  • روزى فرزندان فاطمه عليها السلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل ديدند، به سوى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) شتافتند و بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و گفتند: يا رسول الله ! گرسنه ايم ، به مادرمان بگو قرص ‍ نانى به ما بدهد تا رفع گرسنگى نمائيم . پيامبر داخل منزل آمد و خطاب به فاطمه عليها السلام فرمود: دخترم به دو فرزندم طعام بده ، پاسخ شنيد: پدرجان ! در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خدا وجود ندارد(فرهنگ فاطميه ، ص 111 - 112)
  • روزى على عليه السلام وارد خانه شد، ديد حسن و حسين عليه السلام نزد فاطمه عليها السلام گريه مى كنند.
    [/b]فاطمه زهرا عليها السلام گفت : اينها گرسنه اند و يك روز است كه چيزى نخورده اند ! على عليه السلام پرسيد: پس اين ديگ بر سر آتش چيست ؟ گفت : در ديگ ، تنها آب است كه براى دل خوشى فرزندانم
    بر سر آتش ‍ نهاده ام ! على عليه السلام از اين ماجرا دلتنگ شد. عبايش را به بازار برد و به مبلغ شش درهم فروخت و با آن غذايى تهيه كرد. وقتى كه به خانه باز مى گشت فقيرى به حضرت گفت : آيا كسى در راه خدا وام مى دهد تا چند برابر گردد؟ على عليه السلام همه آن خوراكى را به او داد، چون به خانه رسيد، فاطمه عليها السلام پرسيد: يا على ! چيزى براى رفع گرسنگى بچه ها بدست آوردى ؟ گفت : آرى ، ولى همه آنها را به بينوايى دادم . فاطمه عليها السلام گفت : چه خوب كردى ، تو هميشه توفيق كار خير مى يابى ! (كشف الاسرار، ج 1.)
اینجا طبق گفته شما
ابتدا باید امام علی (علیه السلام) برای وقف مالش از حسنین و
حضرت زهرا اجازه می گرفت ،
بعد می گشت در بین خاندانش که فردی
مستحق تر نباشد و گرسنه تر نباشد ،
بعد دنبال یتیمان می رفت (که کم نبودند)
بعد ...
حال اگر همه سیر شده بودند ،
و آن مرد فقیر هم هنوز زنده مانده بود (!!) ، مالش را می بخشید!!!
(شما این وسط فرض کنید حضرت زهرا رضایتش را پیشاپیش
اعلام کرده بود ، باقی ماجرا چه ؟!)


(۱/دی/۹۱ ۱۷:۳۹)jvd نوشته است:  نيازمندي نسبي هست و تعريف مطلق ندارد كه بگيم اين فرد نيازمند هست و اون فرد نيازمند نيست،پس براي همين براي چندمين بار عرض مي كنم كه بايد در انفاق نيازمندان رو بر حسب نياز اولويت بندي كرد.
با دو مثال ساده مطلب رو خيلي ساده بيان ميكنم،

مثال1= شخص "الف" ميخواهد انفاق كند؛خانواده شخص "الف" نيازمند هستند،خانواده شخص "د" نيازمند تر هستند(نسبت به خانواده شخص "الف" محتاج تر هستند)پس در كمك(انفاق) كردن،خانواده شخص "د" در اولويت قرار مي گيرند،و شخص "الف" بايد به خانواده شخص "د" كمك كند.

مثال2=شخص "الف" ميخواهد انفاق كند؛خانواده شخص "م" نيازمند هستند،خانواده شخص "الف" نيازمند تر هستند(نسبت به خانواده شخص "م" محتاج تر هستند)پس در كمك(انفاق) كردن،خانواده شخص "الف" در اولويت قرار مي گيرند،و شخص "الف" بايد به خانواده خودش كمك كند.

این استدلال نیز خلاف عقل و منطق و شرع است ...
شما جواز تجسس ندارید ...
اصل بر سخن فرد نیازمند است که شاید کسی او را نشناسد ...
ضمنا" طبق سخن شما زمانی که یتیم و گرسنه اقوام و ... هستند
به فقیر تعلق نمی گیرد !!!
پس چرا امام علی خلاف شرع کرد ؟!
(۱/دی/۹۱ ۱۷:۳۹)jvd نوشته است:  يك نكته(كه در بالا هم ذكر كردم):
اگر شخص ديگري(مثلا خانواده "م") محتاج باشد و خانواده فرد "الف" راضي باشند كه آقا يا خانم "الف" به جاي كمك(انفاق) كردن به خانواده خود به شخص ديگر كمك كند،آنوقت آيا آقا يا خانم "الف" مي تواند به شخص محتاج انفاق كند؟
جواب:بله

در هیچ روایتی رضایت طلبیدن نیامده ...
این هم خلاف شرع است ...
چون انسان اختیار مالش را دارد ...

آنزمان مثل الان نبود که مرد و زن برای خریدن خلال دندان هم از
هم حساب بکشند !!!
صاحب مال شرعا" اختیارش را دارد ...
مال پدر خانواده نه مال همسرش است نه مال فرزندانش ،
آنها فقط حقشان نفقه است ...
گرچه اکنون برای مال پدرشان را می کشند،
ولی حق مربوط به صاحب مال است ...

انفاق آن به غریبه ی فقیر در صورت صلاحدید که توصیه اسلام هم هست،
گناه نیست ، رضایت خانواده هم شرط نیست ...
(۱/دی/۹۱ ۱۷:۳۹)jvd نوشته است:  جالبه،خودتون سوال مي كنيد و خودتون در سوالتون جواب خودتون رو ميديد، ديگ آب را براي دلگرمی شان روی آتش گذاشتند نه براي كسب رضايت يا ....

آفرین ، پس رضایت شرط نبوده ...
(۱/دی/۹۱ ۱۷:۳۹)jvd نوشته است:  برادر من يك اگر حرف هاي بنده رو يك خط در ميان نميخونديد متوجه ميشديد كه من به معصوم بودن آنها براي حرف خودم استناد نكردم،بلكه داخل پرانتز اشاره كردم،همچنين آيا اون كلمه ي "سواي" رو داخل پرانتز مي بينيد يا نه؟ انشاءالله كه ميدونيد معني "سواي" چي هست،من به سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و گفتارها و رفتارهاشون استناد كردم كه با توجه به سيره ي آن حضرت،حضرت علي (علیه السلام) مي تونستند بفهمند كه نظر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در مورد انفاق كردن در چنين وضعيتي چيست.

نمی توانید به این چیزها استناد کنید ،
رضایت حضرت فاطمه اینجا شرط نبوده ، گرچه
از صفات متعالی ایشان جز این انتظار نمی رود ،
ولی امام علی یحتمل با همسران دیگر که شاید
چنین خصایلی نداشتند هم برای صدقه دادن هماهنگ نمی کرد !!!
(۱/دی/۹۱ ۱۷:۳۹)jvd نوشته است:  موفق باشيد.

شما هم همینطور ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، فاطمه خانم
۲۱:۵۴, ۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۱ ۱:۲۷ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #22
آواتار
یکی از قشنگترین و مفیدترین تاپیک هایی است که در بیداری اندیشه دیدم و تشکر ها و اعتبارهای بی ارزش من قادر به تشکر و قدردانی نیست.
از جناب jvd هم تشکر میکنم که بحث رو قشنگتر کردند ولی فکر میکنم ادامه ی بحث جدل باشه .
یعنی فکر کنم مسائلی که شما مطرح کردید تقریبا توسط اقا شهاب جواب داده شد و من منطق اقا شهاب رو بیشتر پسندیدمSmile

جناب jvd به نظر شما اگر مردم با این فرهنگ اشنا شوند حاضر نخواهند بود تمام همتشان را برای کمک به دیگران بگذارند؟؟؟ و اولویت هایشان را به کمک به دیگران قبل از خانواده ی خود تغییر بدهند؟؟؟
البته اکثریت مردم ما همین الان هم همینگونه هستند
دیگر از جان که بیشتر نداریم؟؟؟
مطالعات و تحقیقات امریکایی(الان به خاطر ندارم منبعش کجا هست) نشان میدهد در صورت حمله به ایران یک ششم از مردم ایران تا اخرین قطره خون از وطنشان دفاع میکنند .
البته این مطالعات ناقص و بر پایه ی اطلاعات و شناخت ضعیف از مردم ایران است وگرنه من میگفتم از 80 میلیون حداقل 50 میلیون تا اخرین قطره ی خون میجنگند
و چه ایثاری بالاتر از جان؟؟؟
اصلا مردم ما متفاوتند هرچقدر هم بگویم کم است.
همین الان هم که فکر میکنید مردم ما نسبت به هم نوع بیخیال تر شده اند در کشور ما گداهای میلیاردی داریم Dodgy

خواهش میکنم تاپیک رو دوستان کاملتر بکنند و خود اقا شهاب هم بحث رو ادامه بدهند و نمونه های بیشتر مثال بزنندSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب ، در جستجوی سختی ، دل خسته
۲۳:۴۴, ۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۱ ۲۳:۵۸ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #23
آواتار
یک نمونه دیگر از این ضرب المثل ها :

"آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب »
« آب که از سر گذشت
چه یک ذرع چه صد ذرع (
چه یک نی چه صد نی )

در مجمع‌البيان ذكر شده است،
اميد و اميدواری به رحمت حضرت حق از اركان دين است و
چيزی كه به عنوان ركن حساب شود از چونان ارزشی برخوردار است
كه بدون آن پايه آن بنا سست و لرزان خواهد بود.
--------------------------
هدف این ضرب المثل زدودن امید از جامعه می تواند باشد ...
که کاملا با آیات قران و روایات معصومین در تضاد است ،
خصوصا در زمینه مبارزه با ستمگران و مستکبران :
  • امید به کسب پیروزی است که شخص را در برابر مستکبران قرار می دهد تا جلوی فساد و افساد ظالمان را بگیرد. (فرقان آیه ۲۱ و عنکبوت آیه ۳۶)

---------------------------
گاها انسان مرتکب خطا یا گناهی بزرگ می شود و در ادامه
با اتکا به این ضرب المثل ، ادامه گناهش را توجیه می کند:
  • امام صادق(علیه السلام) می‌فرمايند: «به لطف و عنايت خداوند اميدوار باش، ولی نه به نحوه‌ای كه تو را به معصيت بكشاند، از خدا بترس، ولی نه به گونه‌ای كه تو را از رحمتش مأيوس كند. همچنين فرمودند: «آن‌گونه از خدا بترس كه اگر اعمال نيك تو به اندازه حسنات همه جن و انس هم باشد، باز نگران باشی كه مبادا خداوند تو را به جهت بعضی لغزش‌ها مجازات كند و آن‌گونه به خدا اميدوار باش كه اگر به اندازه همه انس و جن هم مرتكب گناه باشی اميد به بخشش داشته باشيد

(۲۵/آذر/۹۱ ۱۷:۱۶)mohammadhadi نوشته است:  سلام
نمونه بعدی:
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

با تشکر فراوان ...

این ضرب المثل پیامدهای اجتماعی فوق العاده بدی خواهد داشت ،
که متاسفانه همچون بیماری همه گیر شده است ...
و باز هم متاسفانه در همرنگ شدن،اغلب بصورت منفی
همرنگ می شوند ، نه مثبت ...
همان کاری که ما با غرب و فرهنگ آن می کنیم ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، خیبر110 ، mohammadhadi ، حسن.س. ، دل خسته
۱:۳۲, ۳/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۱ ۱:۳۳ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #24
آواتار
یک خواهشی که از اقا شهاب و دوستان دارم این هستش که این ضرب المثل ها رو تا حدالمکان با ایات قران و احادیث معصومین و حکایت ها به چالش بکشند و نقد بکنند
چند موردی اینطوری نبود
مثلا برای "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو "حضرت علی زمانی که مردم مشرک بودند اگر میخواست به این جمله عمل بکند هیچ وقت دنبال اسلام نمیرفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، شهـاب ، دل خسته
۱۲:۳۲, ۳/دی/۹۱
شماره ارسال: #25

شاید منظور این ضرب المثل این باشه که وقتی یه نیازمند تو خونوادت یا اطرافیان نزدیکت داری اول به اون کمک کن بعد به یکی دیگه!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: kh-MAHDI
۱۹:۱۱, ۳/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۹۱ ۱۹:۳۲ توسط kh-MAHDI.)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۲/دی/۹۱ ۱۶:۴۶)شهـاب نوشته است:  با سلام ...
به نظر می رسد اختلاف شما با سخن ما بر سر
احکام صریح شریعت اسلام و قوانین اسلامیست است !


ما در مورد فرهنگ غتی شیعه سخن می گوییم ! ...
این دو دو تا چهارتای شما،
ملت مستعضعف را در فقر و فلاکت نگه خواهد داشت ...
استدلال شما هم کاملا" خلاف رفتار معصومان است ...

روایت را بخوانید :
  • روزى فرزندان فاطمه عليها السلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل ديدند، به سوى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) شتافتند و بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و گفتند: يا رسول الله ! گرسنه ايم ، به مادرمان بگو قرص ‍ نانى به ما بدهد تا رفع گرسنگى نمائيم . پيامبر داخل منزل آمد و خطاب به فاطمه عليها السلام فرمود: دخترم به دو فرزندم طعام بده ، پاسخ شنيد: پدرجان ! در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خدا وجود ندارد(فرهنگ فاطميه ، ص 111 - 112)
  • روزى على عليه السلام وارد خانه شد، ديد حسن و حسين عليه السلام نزد فاطمه عليها السلام گريه مى كنند.
    [/b]فاطمه زهرا عليها السلام گفت : اينها گرسنه اند و يك روز است كه چيزى نخورده اند ! على عليه السلام پرسيد: پس اين ديگ بر سر آتش چيست ؟ گفت : در ديگ ، تنها آب است كه براى دل خوشى فرزندانم
    بر سر آتش ‍ نهاده ام ! على عليه السلام از اين ماجرا دلتنگ شد. عبايش را به بازار برد و به مبلغ شش درهم فروخت و با آن غذايى تهيه كرد. وقتى كه به خانه باز مى گشت فقيرى به حضرت گفت : آيا كسى در راه خدا وام مى دهد تا چند برابر گردد؟ على عليه السلام همه آن خوراكى را به او داد، چون به خانه رسيد، فاطمه عليها السلام پرسيد: يا على ! چيزى براى رفع گرسنگى بچه ها بدست آوردى ؟ گفت : آرى ، ولى همه آنها را به بينوايى دادم . فاطمه عليها السلام گفت : چه خوب كردى ، تو هميشه توفيق كار خير مى يابى ! (كشف الاسرار، ج 1.)
اینجا طبق گفته شما
ابتدا باید امام علی (علیه السلام) برای وقف مالش از حسنین و
حضرت زهرا اجازه می گرفت ،
بعد می گشت در بین خاندانش که فردی
مستحق تر نباشد و گرسنه تر نباشد ،
بعد دنبال یتیمان می رفت (که کم نبودند)
بعد ...
حال اگر همه سیر شده بودند ،
و آن مرد فقیر هم هنوز زنده مانده بود (!!) ، مالش را می بخشید!!!
(شما این وسط فرض کنید حضرت زهرا رضایتش را پیشاپیش
اعلام کرده بود ، باقی ماجرا چه ؟!)



این استدلال نیز خلاف عقل و منطق و شرع است ...
شما جواز تجسس ندارید ...
اصل بر سخن فرد نیازمند است که شاید کسی او را نشناسد ...
ضمنا" طبق سخن شما زمانی که یتیم و گرسنه اقوام و ... هستند
به فقیر تعلق نمی گیرد !!!
پس چرا امام علی خلاف شرع کرد ؟!

در هیچ روایتی رضایت طلبیدن نیامده ...
این هم خلاف شرع است ...
چون انسان اختیار مالش را دارد ...

آنزمان مثل الان نبود که مرد و زن برای خریدن خلال دندان هم از
هم حساب بکشند !!!
صاحب مال شرعا" اختیارش را دارد ...
مال پدر خانواده نه مال همسرش است نه مال فرزندانش ،
آنها فقط حقشان نفقه است ...
گرچه اکنون برای مال پدرشان را می کشند،
ولی حق مربوط به صاحب مال است ...

انفاق آن به غریبه ی فقیر در صورت صلاحدید که توصیه اسلام هم هست،
گناه نیست ، رضایت خانواده هم شرط نیست ...

آفرین ، پس رضایت شرط نبوده ...

نمی توانید به این چیزها استناد کنید ،
رضایت حضرت فاطمه اینجا شرط نبوده ، گرچه
از صفات متعالی ایشان جز این انتظار نمی رود ،
ولی امام علی یحتمل با همسران دیگر که شاید
چنین خصایلی نداشتند هم برای صدقه دادن هماهنگ نمی کرد !!!

شما هم همینطور ...

اول از همه سلام،
برادر من مثل اينكه شما كلا داريد از موضوعي كه من در پست اولم بيان كردم،غافل ميشيد،بگذاريد من مسئله رو خيلي مفيد و مختصر از نظر احكام شرئي بيان كنم:

نيازمند در اسلام به كسي اطلاق ميشود كه خرجی سال را نداشته باشد و یا در آمدش بگونه ای است که خرجی اش را نمیدهد،پس فرزندان حضرت علي (علیه السلام) نيازمند نبوده اند كه شما اين واژه رو در مورد اون ها به كار ميبريد،زيرا در آمد حضرت علي (علیه السلام) و دارايي ايشان خوب بوده است،پس ايشان و خانواده ايشان در زمره نيازمندان قرار نمي گرفتند،گرسنگي كه شما در مورد كودكان ايشان يا خود ايشان از روايات نقل مي كنيد،نياز موقتي بوده است،كه براي همه انسان ها پيش مي آيد و بخاطر اين گرسنگي موقت و يكي دو روزه فرد يا افراد در زمره نيازمندان قرار نميگيرند،پس نيازي نبود كه اول به فرزندان خودشون انفاق كنند و بعد به نيازمندان ديگر.
در نتيجه احاديثي كه شما ذكر كرديد اصلا منافاتي با مطالب بنده ندارند.

متاسفانه همانطور كه عرض كردم شما اصلا به عرايض بنده توجه نمي كنيد،
لطفا يك نگاهي به موارد زير بيندازيد:

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند: صدقه دادن (به غیر بستگان و ارحام) قبول نمی شود در حالی که ارحام انسان نیازمند باشند.
بحار الانوار، ج۹۳، ص ۱۴۷.


يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ


از تو سؤ ال مى كنند چه چيز را انفاق كنند؟بگو هر چه از مال خود انفاق كنيد درباره پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و فقيران و و در راه ماندگان رواست وآنچه نيكويي كنيد خداوند بر آن آگاه است.

سوره بقره آيه 215



انفاق پنج گونه است:
انفاق واجب: مانند زكات، خمس، كفّارات، فديه و نفقه زندگى كه بر عهده مرد است.
انفاق مستحب: مانند كمك به مستمندان، يتيمان و هديه به دوستان.
انفاق حرام: مانند انفاق با مال غصبى يا در راه گناه.
انفاق مكروه: مانند انفاق به ديگران با وجود مستحق در خويشاوندان.
انفاق مباح: مانند انفاق به ديگران براى توسعه زندگى. زيرا انفاق براى رفع فقر، واجب يا مستحب است.

(تفسير نور، ج‏1، ص 336)



پس بهترین انفاقها (ی مستحبی) انفاقی است که( بعد از انفاق برای کارهای فرهنگی و دینی) بر پدر و مادرش می کند و پس از آن در مرحله دوم بر خودش و خانواده اش و بعد از آن در مرحله سوم بر بستگانش و در مرحله چهارم بر همسایه های فقیرش و در مرحله پنجم در راه خداوند [به غیر آنها] انفاق کند که ثواب و پاداشش کمتر است.
وسائل الشیعه، ج۶، ص ۳۰۲


جمع بندي كه از عرايضم مي كنم اينه كه در انفاق كردن بايد افراد مستحق و نيازمند رو اولويت بندي كنيم مثلا
1-بشدت نيازمند 2-نيازمند ....
بعد در هر طبقه اين اولويت بندي ابتدا پدر و مادر بعد خويشاوندان و بعد يتيمان و بعد ...(در طبقه اي كه هستند) در اولويت هاي نخست قرار دارند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين ها همان مواردي هستند كه در پست اولم نوشته بودم،در همه ي اين موراد كلمه"نيازمند"وجود داره اما كو چشم بينا؟؟؟


(۲/دی/۹۱ ۲۱:۵۴)خیبر110 نوشته است:  از جناب jvd هم تشکر میکنم که بحث رو قشنگتر کردند ولی فکر میکنم ادامه ی بحث جدل باشه .
یعنی فکر کنم مسائلی که شما مطرح کردید تقریبا توسط اقا شهاب جواب داده شد و من منطق اقا شهاب رو بیشتر پسندیدم[تصویر: happy.png]

اول اينكه از شما هم بخاطر نظرتون سپاس گذاري مي كنم،دوم اينكه جناب خیبر110،متاسفانه جناب آقاي شهاب نادانسته با سفسطه مسائلی که بنده مطرح کردم رو جواب دادند،همانطور كه قبلا هم عرض كردم ايشون اصلا به مطالب بنده توجه نمي كنند در نتيجه به راحتي معناي كلمه نيازمند رو ناديده گرفته و بعد اعلام مي كنند كه اين احاديث متضاد با عرايض شما مي باشد،بدون اينكه مطالب بنده رو تجزيه و تحليل دقيق بكنند.
موفق باشيد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۴, ۴/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۱ ۱۹:۰۴ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #27
آواتار
(۳/دی/۹۱ ۱۹:۱۱)jvd نوشته است:  اول از همه سلام،

نيازمند در اسلام به كسي اطلاق ميشود كه خرجی سال را نداشته باشد و یا در آمدش بگونه ای است که خرجی اش را نمیدهد،پس فرزندان حضرت علي (علیه السلام) نيازمند نبوده اند كه شما اين واژه رو در مورد اون ها به كار ميبريد،زيرا در آمد حضرت علي (علیه السلام) و دارايي ايشان خوب بوده است،پس ايشان و خانواده ايشان در زمره نيازمندان قرار نمي گرفتند،گرسنگي كه شما در مورد كودكان ايشان يا خود ايشان از روايات نقل مي كنيد،نياز موقتي بوده است،كه براي همه انسان ها پيش مي آيد و بخاطر اين گرسنگي موقت و يكي دو روزه فرد يا افراد در زمره نيازمندان قرار نميگيرند،پس نيازي نبود كه اول به فرزندان خودشون انفاق كنند و بعد به نيازمندان ديگر.

با سلام و احترام

به نظر می رسد آنچه باید گفته شود ، گفته شده ...
با توجه به روایات آورده شده ، دیگر موضوع روشن است...
در صورت امکان ادامه ندهید تا به موضوع جستار برسیم ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۴, ۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
نقل قول:با سلام و احترام

به نظر می رسد آنچه باید گفته شود ، گفته شده ...
با توجه به روایات آورده شده ، دیگر موضوع روشن است...
در صورت امکان ادامه ندهید تا به موضوع جستار برسیم ...

سلام

بنظر بنده هم توضيحات و روايات و احكام ذكر شده موضوع رو به اندازه كافي براي كاربران روشن نموده است.

موفق باشيد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب
۱۷:۰۵, ۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
(۲/دی/۹۱ ۲۳:۴۴)شهـاب نوشته است:  یک نمونه دیگر از این ضرب المثل ها :

"آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب »
« آب که از سر گذشت
چه یک ذرع چه صد ذرع (
چه یک نی چه صد نی )
در مجمع‌البيان ذكر شده است،
اميد و اميدواری به رحمت حضرت حق از اركان دين است و
چيزی كه به عنوان ركن حساب شود از چونان ارزشی برخوردار است
كه بدون آن پايه آن بنا سست و لرزان خواهد بود.
--------------------------
هدف این ضرب المثل زدودن امید از جامعه می تواند باشد ...
که کاملا با آیات قران و روایات معصومین در تضاد است
،
خصوصا در زمینه مبارزه با ستمگران و مستکبران :
  • امید به کسب پیروزی است که شخص را در برابر مستکبران قرار می دهد تا جلوی فساد و افساد ظالمان را بگیرد. (فرقان آیه ۲۱ و عنکبوت آیه ۳۶)
---------------------------
گاها انسان مرتکب خطا یا گناهی بزرگ می شود و در ادامه
با اتکا به این ضرب المثل ، ادامه گناهش را توجیه می کند:
  • امام صادق(علیه السلام) می‌فرمايند: «به لطف و عنايت خداوند اميدوار باش، ولی نه به نحوه‌ای كه تو را به معصيت بكشاند، از خدا بترس، ولی نه به گونه‌ای كه تو را از رحمتش مأيوس كند. همچنين فرمودند: «آن‌گونه از خدا بترس كه اگر اعمال نيك تو به اندازه حسنات همه جن و انس هم باشد، باز نگران باشی كه مبادا خداوند تو را به جهت بعضی لغزش‌ها مجازات كند و آن‌گونه به خدا اميدوار باش كه اگر به اندازه همه انس و جن هم مرتكب گناه باشی اميد به بخشش داشته باشيد


در همین راستا می توان ضرب المثل های زیر را نیز
با مضمون مشابه ذکر کرد :
  • یک دست صدا نداره !
  • با یک گل بهار نمی شود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، در جستجوی سختی
۱۷:۰۵, ۱۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۱ ۱۷:۰۷ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #30
آواتار
مثلی دیگر :
«دیگی که برای من نجوشد، می خواهم سر سگ در آن بجوشد»
دهخدا در امثال و حکم به چند مثل مشابه آن اشاره می کند :
«دنیا پس مرگ من چه دریا، چه سراب»

«پس از ما گو جهان را آب گیرد»

«چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است

«شکم ما که سیر است، هرچه شکم گرسنه است پاره باد»

«خرت را بران » و ...

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«هرکس صبح کند و در اندیشه پرداختن به امور مسلمین نداشته باشد، مسلمان نیست »
و نیز فرمودند:
«هرکس صدای فریاد خواهی دیگری (ولو غیرمسلمان) را بشنود و پاسخ ندهد، مسلمان نیست .» (بنیان مرصوص/7)
امام صادق ( علیه السلام):
«به راستی که خداوند در وجود ملائک عقل بدون شهوت و در چهارپایان شهوت بدون عقل; اما در فرزند آدم هر دو را قرار داد . پس اگر انسان عقل بر هوس پیروز شد، از ملائک هم بالاتر می رود و اگر شهوت بر عقل پیروز گردید، از چهارپایان نیز فروتر خواهد شد . »
امير المؤمنين علیه السلام نشانه‌هاي رياكاران خودپرست را اين‌گونه بيان كرده و فرمود: «ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِي يَنْشَطُ إِذَا رَأيَ النَّاسَ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ اُمُورِهِ؛
(الكافي، محمد بن يعقوب الكليني، ج‏2، ص‏295.)
براي رياكارِ [خودپرست] سه نشانه است:‌ وقتي كه مردم را ببيند، بهجت و نشاط دارد و زماني كه تنها است، [اعمال نيك را با بي‌حالي انجام مي‌دهد] و کسل است و در همۀ کارهایش دوست دارد او را تعريف و تمجيد كنند.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، خیبر110 ، یاســین ، شیدا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا