|
کی میگه نام علی(علیه السلام) در قرآن نیست؟!
|
|
۱۵:۵۰, ۲۶/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۱ ۱۵:۵۸ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاد و کمک حضرت الله شروع میکنیم که سرانجام همه امور در دست اوست..اگر حق با ما نیست خداوند با ما برخورد کند و اگر حق با ماست و آنها بخاطر بغض و کینه ای که در دل دارند نمیخواهند حقیقت را ببینند خداوند میان ما و آنها قضاوت کند. طبق آیه ی 50 سوره ی مبارکه مریم میخواهیم اثبات کنیم که نام حضرت علی(علیه السلام) در قرآن آمده جدا از حدود 700 آیه(300تا 700) آیه که در قرآن عزیز در شان امیرالمومنین علی(علیه السلام) نازل شده است. صدیق اکبر لقب کیست؟ ما طبق منابع خود اهل سنت ثابت میکنیم که این لقب خاص امیرمومنان علی(علیه السلام) است! با اینحال اهل سنت اصرار دارند این لقب را به شیخین خود(ابوبکر و عمر) بدهند.! حتى يك حديث صحيحى كه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلّم، ابوبكر را صديق خوانده، و يا عمر، را فاروق خوانده باشد نداريم، و آنچه آمده راجع به حضرت على علیه السلام است. چنانچه طبرى مى گويد قال علی بن ابی طالب: أنا عبدالله واخو رسوله وأنا الصدّيق الأكبر. لا يقولها بعدي الا كاذب مفتر، صليت مع رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ قبل الناس بسبع سنين» « من بنده ی خدا و برادر رسول اویم ، و من صدّیق اکبر هستم ، این ادّعا را بعد من به جز دروغگو و افترا زننده نمی کند ، همانا من هفت سال قبل از مردم نماز به جای آوردم ». مخالفین گرامی!بفرمایید سند(!): حاکم نیشابوری : المستدرک علی الصحیحین ، ج 3 ، ص 121 ، ح 4584 نسائی : السنن الکبری ، ج 5 ، ص 107 ، ح 8395 خصائص امیر المومنین (علیه السلام) ص 25 ، ح7 ابن ماجه : سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 44 ، ح 120 ابن ابی شیبه : المصنّف ، ج 12 ، ص 65 ، ح 12133 ابن ابی عاصم : السنّة ، ص 584 ، ح 1324 ابونعیم : معرفة الصحابة ، ج 1 ، ص 301 ) طبری : تاریخ الامم و الملوک ، ج 2 ، ص 310 ابن اثیر : الکامل فی التاریخ ، ج 1 ، ص 484 محب الدین طبری : الریاض النضرة ، ج 3 ، ص 96 ، و 100 و 111 حمّوئی : فرائد السمطین ، ج 1 ، ص 248 ، ح 192 ابن سعد : الطبقات الکبری ، ج 2 ، ص 60 ، رقم 315 شعرانی : طبقات الشعرانی ، ج 2 ، ص 55 متّقی هندی : کنز العمال ، ج 13 ، ص 122 ، ح 36389 ابن ابی الحدید : شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 200 ، خطبه 238 ابن مردويه اصفهاني در مناقبش ؛ فخررازي ، آلوسي ، أبو حيان و جلال الدين سيوطي در تفسيرشان و نيز متقي هندي در كنز العمال ، مناوي در فيض القدير و ... نقل كردهاند كه: پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود :" الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين ، وحزبيل مؤمن آل فرعون ، وعلي بن أبي طالب الثالث ، وهو أفضلهم . خب!برای چی اینارو گفتم میخوام برم سراغ قرآن که هم ما قبول داریم هم جماعت مخالفین!: در آیه ۸۴ سوره شعرا حضرت ابراهیم به خداوند متعال می فرماید :« وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ» و [خداوندا] برای من در آیندگان لسان صدق قرار ده. و به گفته تقریبا تمامی مفسران خداوند جواب حضرت ابراهیم را در آیه ۵۰ سوره مریم داده است که در آنجا می فرماید :« وَ وَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا » و از رحمتخويش به آنان ارزانى داشتيم و و برایشان علی را لسان صدق قرار دادیم.اثبات صفت نبودن کلمه ی "علی" در این آیه از لحاظ قواعد عربی: در این آیه با کلمه علی مواجهیم که تنوین دارد، اگر نکره باشد که صفت کلمه لسان محسوب می شود و اگر علم باشد، مراد علی (علیه السلام) است. بنابراین آیه دارای ایهام است، یعنی یک کلمه در آن به کار رفته که چند معنا دارد. قدرت موضوع مورد بحث بر روایات و تفاسیر است و این که پیامبر فرمودند: «انا مدینة العلم و علی بابها» در این جا ثابت کنید که علی اسم علم است، پس چون نام علی صفت است هر جایی ممکن است به آن احتمال صفت داد، مگر این که جایی دلالت جدی داشته باشد. نشانه هایی در این آیه است که بحث صفت را تضعیف می کند. برخی از علمای نحوی بر صفت نبودن علی تأکید کردند و هیچ جایی در عربی برای کلمه لسان، صفت علی به کار نرفته است و این خود صفت نبودن را مستحکم می کند. دو واژه علو و رفعت را دارای تفاوتهای اساسی با یکدیگر دانست و بیان کرد: علو مرتبهای معنوی و رفعت بحثی فیزیکی است و بنابر اصلی انکارناپذیر نمیتوان دو واژه در یک زبان را عینا هممعنا یافت. در کلام عرب کلمه لسان به علی توصیف نمی شود، زیرا کلمه لسان مقوله ظاهری دارد و به این معنا منتسب به صفت علی نمی شود. منابع اهل سنت :1. أخبرنا عبد الرحمان بن علي بن محمد بن موسى البزاز من أصله العتيق قال : أخبرنا هلال بن محمد بن جعفر بن سعدان ببغداد ، قال : حدثنا أبو القاسم إسماعيل بن علي الخزاعي قال : حدثنا أبي قال : حدثنا علي ابن موسى الرضا [ قال : أخبرني ] أبي [ قال : أخبرنا ] أبي [ جعفر بن محمد ] [ قال : أخبرنا ] أبي [ محمد بن علي ] [ قال : أخبرنا ] أبي [ علي بن الحسين ] [ قال : أخبرني ] أبي [ الحسين بن علي ] قال : حدثنا أبي علي بن أبي طالب قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : ليلة عرج بي إلى السماء حملني جبرئيل على جناحه الأيمن ، فقيل لي : من استخلفته على أهل الأرض ؟ فقلت خير أهلها لها أهلا : علي بن أبي طالب أخي وحبيبي وصهري يعني ابن عمي . فقيل لي : يا محمد أتحبه ؟ فقلت : نعم يا رب العالمين . فقال لي : أحبه ومر أمتك بحبه ، فإني أنا العلي الأعلى اشتقت له من أسمائي اسما فسميته عليا ، فهبط جبرئيل فقال : إن الله يقرأ عليك السلام ويقول لك : إقرأ . قلت : وما أقرأ ؟ قال : ( ووهبنا لهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسان صدق عليا). امام رضا (علیه السلام) از پدران پاکش از امیر المومنین (علیه السلام) نقل می کند که پيامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمود: آن شب كه به معراج برده شدم، جبرئيل مرا با بال راست خود حمل می كرد. به من گفته شد كه چه كسى را جانشين خود براى اهل زمين قرار دادى؟ گفتم: بهترين اهل آن على بن ابى طالب، برادرم و دوستم و دامادم یعنی پسر عمويم را. گفته شد: اى محمد آيا او را دوست دارى؟ گفتم: آرى اى پروردگار جهانيان. پس خداوند به من فرمود: او را دوست بدار و امت خود را به دوست داشتن او امر كن. همانا من علىّ اعلى هستم و نام او را از نام هاى خود مشتق كردم و او را على ناميدم. پس از آن جبرئيل فرود آمد و گفت: خداوند بر تو سلام مى رساند و به تو مى گويد: بخوان. گفتم: چه بخوانم؟ گفت: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا». شواهد التنزيل، الحاكم الحسكاني، ج 1 ص 462 و 463 ح 488 ۲. وبالاسناد عن محمد بن أبي الثلج نا يوسف موسى العطار عن وكيع بن الجراح الجناح عن الأعمش عن أبي صالح عن ابن عباس ان النبي صلى الله عليه وآله قال قال لي ربى تبارك وتعالى : انى انا العلى الاعلى اشتققت اسم على من اسمى فسميته عليا ثم انزل على بعقب ذلك ( ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق عليا ) . ابن عباس می گوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: پروردگار تبارک و تعالی به من گفت: همانا من علیّ اعلی هستم و اسم علی را از نام خودم مشتق نمودم و او را علی نامیدم. درست پس از آن بر من چنین نازل کرد: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا». مجموعة نفيسة في تاريخ الأئمة عليهم السلام (ألقاب الرسول وعترته)، قطب الدين الراوندى، ص 164 کتاب فوق اثر تعدادى از علمای بزرگ شيعه است كه شامل چند كتاب نفيس در تاريخ زندگانى امامان شيعه مى باشد. اما رساله ی " ألقاب الرسول وعترته " از تاليفات قطب الدين راوندى (573هـ) دانسته شده است. البته همگی راویان حدیث فوق جزء اهل سنت هستند، به همین دلیل آن را در این بخش ذکر کردیم. حدیث مزبور به احتمال قوی از کتاب ابن ابی الثلج نقل شده است (که به گفته ذهبی وی ثقه و مورد اطمینان است.ر.ج: تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 24 ص 112). او کتابی با نام " ما نزل من القرآن في أمير المؤمنين عليه السلام " یا " التنزيل في أمير المؤمنين عليه السلام " داشته است. البته کتاب دیگری هم به او منسوب شده است با نام " أسماء أمير المؤمنين عليه السلام في كتاب الله عز و جل ". ر.ک: رجال النجاشي، ص 381 ؛ فهرست الطوسي، ص 426 و427 در کلام مبارک معصومین: شيخ صدوق از امام صادق - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه علي بن ابي طالب - عليه السلام - است و اين حديث کاملا معتبر است. (1) همچنين علي بن ابراهيم از پدرش از امام حسن عسکري - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه اميرمؤمنان - عليه السلام - است. (2) روايات ديگري نيز هست مبني بر اين که منظور از کلمه ي «عليا» در آيه ي (و جعلنا لهم لسان صدق عليا) اميرالمؤمنين - عليه السلام - است. () و اين که در دعاي ندبه «لسان صدق» به وجود مقدس اميرالمؤمنين - عليه السلام - تفسير شده است، مطابق با واقع است. اما ناگفته پیداست که به اعتراف اکثر مفسران شیعه و سنی، به کرّات، بارها و بارها، در مناسبت های مختلف، آیات بسیاری در شأن و منزلت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نازل گردیده که احدی، بجز معاندین اهل بیت (علیه السلام) در اختصاص آیه به علی (علیه السلام) تردید ننموده است. 1.کمال الدين و تمام النعمه 139/1. 2.«تفسير القمي» 51/2. 3.رک تفسير برهان: ج 5 ، ص 125 و 126. یعنی دیگه نمیدونم چی بگم، این همه دلیل واسه سنگ بیاری آب میشه. نمیدونم چرا یاد این کلام حضرت زینب(سلام الله علیها) افتادم: (( خاموش ای اهل کوفه! مردانتان ما را می کشند و زنانتان بر ما گریه می کنند؟ خدا میان ما و شما قضاوت کند در روز جزا و فصل قضا. ))خدایا قضاوت بر عهده ی تو ما هرچی سند میاریم،دلیل میاریم،بحث میکنیم بازم دنبال سند میگردن!خدایا ده تا صدمون با خودت.. ♥لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار♥ |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۱۸, ۱۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۹۲ ۱۰:۵۲)nina نوشته است: حالا اینو داشته باشید نه اتفاقا اصلا هم به هدفش نرسید... خداوند متعال مگر به مکاران اجازه می دهد... داستان ماندن رسول خدا برای التیام زخمهای پاهای مولا امیرالمومنین قبل از ورود به مدینه را بخوانید... بسیار زیباست. |
|||
|
|
۱۳:۴۹, ۱۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۱۷:۲۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۱۳/دی/۹۲ ۲۰:۴۲)عالم مقدس ملکوت نوشته است: ایه غار یکی از فضائل ثابت شده ابوبکر است و در ان شکی نمیتوان کرد بسم الله الرحمن الرحیم خدای را شاکر هستم که خود دوستان مباحثی را مطرح می کنند که باعث می شود تا هر چه بیشتر حقایق آشکار شود. در پاسخ به عبارت بالا بد نیست مطلب ذیل را به دقت مطالعه بفرماید: البته قبلاً در این ارسال ارائه شده است: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-10...#pid184073 به این مناظره ی تاریخی بسیار روشنگر خوب توجه فرماید: گفتم: من در اين باره چيزى نمىدانم ولى براى ابوبكر هم فضيلتى مى باشد، گفت: اگر ابوبكر فضلى نداشت نمى گفتم على از آن افضل است. اينك فضيلتى كه براى ابوبكر معتقد هستى كدام است، گفتم: خداوند متعال مىفرمايد: ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا، خداوند در اينجا ابو بكر را مصاحب رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله دانسته است، مامون گفت: اى اسحاق من تو را در راههاى سخت و دشوار حركت نمىدهم و تو را گرفتار مشكلات نمىكنم. من مشاهده مىكنم كه خداوند متعال گاهى مصاحب افراد مورد نظر خود را هم كافر خوانده است مگر نديدهاى در قرآن مىفرمايد: قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا، يعنى هنگامى كه او با رفيق خود سخن مى گفت و به وى اظهار داشت تو به خدايت كه تو را از خاك آفريد و بصورت نطفه در آورد و بعد چهره مردى به تو داد كافر شدى. (پس به صرف مصاحب بودن یک شخص در قرآن نمیتوان برای آن شخص فضیلتی بر شمرد) گفتم: اين مرد مورد نظر كافر بود ولى ابوبكر ايمان داشت، مامون گفت هنگامى كه جايز باشد مصاحب شخصى كه مورد رضايت خداوند است كافر باشد ، جايز است كه مصاحب پيغمبرى مؤمن هم باشد، ولى اين مؤمن لازم نيست كه از همه مؤمنين افضل باشد، و نه در مرتبه دوم حتى در مرتبه سوم هم قرار نمىگيرد. مامون گفت اى اسحاق تو سخنها را قبول نمىكنى اكنون با تو از روى تحقيق بايد سخن بگويم. اينك به من بگو ابوبكر چرا در غار محزون بود، آیا حزن او برای خدا بود یا برای نفسش بود؟ اسحاق گفت: ابوبكر برای خدا و جان رسول خدا محزون بود و دوست داشت گزندى به آن جناب وارد نشود، مامون گفت: خداوند از حزن او راضى بود و يا اينكه رضايت نداشت، گفتم: بلكه خداوند راضى بود. مامون گفت: بايد رسولى مى فرستاد و او را از اين عمل نهى مى كرد؟ گفتم: به خداوند از اين سخن پناه مى برم، گفت: مگر شما گمان ندارى كه خداوند از حزن ابوبكر راضى مى باشد، پس اگر خداوند راضی میباشد و حزن او برای خداست و مورد رضای خداست پس چرا رسول خدا او را از این حزن نهی میکند؟ مگر در قرآن مشاهده نمىكنى كه رسول خدا به ابو بكر فرمودند: لا تَحْزَنْ، او را از حزن نهى فرمودند،پس مشاهده میکنی که مطلب آنچنان که شما میگویید و اعتقاد دارید نیست. مگرآنکه معتقد باشی رسول خدا از چیزی نهی میکند که خدا آن را میپسندد گفتم : به خدا پناه میبرم از این سخن. مامون گفت: اى اسحاق، مذهب من اين است كه با تو مدارا كنم، شايد خداوند تو را از عقيده ات برگرداند، اينك به من بگو تفسير آيه شريفه فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ چيست؟ خداوند در اين جا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله را اراده كرده و يا ابوبكر را؟ گفتم: رسول خدا را گفتم: درست است، به من بگو در آيه شريفه حنين كه مىفرمايد: وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ آيا مى دانى مقصود از مؤمنان در اين آيه چه افرادى مىباشند گفتم خير در اين مورد چيزى نمىدانم، مامون گفت: در روز حنين همه فرار كردند و با رسول خدا فقط هفت نفر از بنى هاشم باقى ماندند. على در مقابل رسول خدا شمشير مىزد، عباس هم لگام استر او را گرفته بود، ديگران هم پيرامون رسول خدا را گرفته بودند كه كسى به او آسيب نرساند، تا آنگاه كه خداوند او را پيروز گردانيد، پس مقصود از مؤمنان در اين آيه على و كسانى كه با او بودند از بنى هاشم، گفته شده كه سلمان و عمار هم در ميان آن گروه بوده اند و از رسول خدا حمايت مىكردند. اكنون اى اسحاق بگوئيد آيا كسى كه با رسول خدا بود و سكينه بر رسول و او فرود آمد افضل است يا كسى كه با رسول بود و سكينه به او نازل نشد و او را اصلا به حساب نياورد، اسحاق گفت: البته آن كس كه با رسول خدا حضور داشت و سكينه بر او فرود آمد، خدا شاهد است که این سه تاپیک را ویژه ی ایام فاطمیه قرار دادم تا ما بچه شیعه ها بصیرت پیدا کنیم که خانوم فاطمه ی زهرا اولین شهید ولایت چرا و برای چه شهید شدند و بیشتر قدر نعمت ولایت را که فاطمه ها و محسن ها در راهش فداشدند را بدانیم! آیه ی همنشینی در غار، در فضیلت خلیفه ی اول است یا در.....؟!! چرا اهل سنت سخن گفتن در نماز را قبل از سلام جایز میدانند؟!! به چه علت شما شیعیان علی را اول مسلمان میدانید؟ خجالت آور است که قاتل امام معصوم مأمون لعنت الله اینچنین بتواند با استدلال و استناد به آیات و تاریخ مورد قبول اهل سنت حقانیت تشیع را اثبات کند ولی ما که ادعای شیعه گری داریم........ و البته تعجب نکنید که این مأمون لعنت الله علیه حقیقتاً مومن به این معارف نبوده و برای جلب قلوب مردم و فریب مردمی که شیفته امام رضا علیه السلام شده بودند این اظهارات را منافقانه انجام داده !!!!!!!!!!! و در پایان هم زمانی که دید چاره ای ندارد جز قتل امام زمانش پرده از نفاقش کنار زد! |
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۱۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام ![]() (۱۴/دی/۹۲ ۱۰:۲۷)aboutorab نوشته است: با این توهین هایی که کردی بعید می دونم عالم مقدس ملکوت ببخشدت برادر "عبدالرحمن" نه به برادر"عالم مقدس ملکوت" و نه به هیچ کس دیگه ای توهین نکردند اگر مطلب مفیدی دارید، با رعایت ادب مناظره بیان بفرمایید وگر نه لطفاً جو گفتمان را متشنج نکنید!!! با تشکر.. ..::یا علی::..
|
|||
|
|
۱۷:۵۹, ۱۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۱۸:۰۴ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۱۳/دی/۹۲ ۲۱:۰۶)عبدالرحمن نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم در این صورت سو ظنی که شما به این اشخاص دارید باید متاسف بود برای پیامبری که شخص اول عالم خلقت و بزرگترین معلم انسان سازی است بعد نتوانسته اطرافیان خود را جمع و تربیت کند و بلعکس با ایشان وصلت کرده و تا اخر عمر ان ها را از خود نرانده و سخنی بر علیه ان ها نگفته !!! (۱۴/دی/۹۲ ۱:۵۴)یاقوت نوشته است: اولا: اولا که اجماع عموم مسلمین از شیعه و سنی این است که یار غار ابوبکر بن ابو قحافه بوده است و احتمالات دیگر در قدرتی نیست که بخواد اقوال قوی و اجماع امت را بر هم بزند .... دوما اکثر یاران رسول الله صلی الله علیه و اله هجرت کرده بودند و در مدینه منتظر حضرت بودند و فقط چند تن باقی بودند ... در مورد علم غیبی هم که به خرج دادید و گفتید چرا پیامبر او را با خود برد واقعا از شدت تعصب ستودنی است !!!!! جالبه یا شما اون موقع تو فکر پیامبر بودید که اینو کشف کردید یا العیاذ بالله خداوند هستید ... اگر هم از جایی نقل کردید که حدیث است متن ان را ارائه دهید سوما : و اما در مورد نازل شدن سکینه ..... سکینه در این ایه به ابوبکر برمیگردد نه پیامبر .... زیرا اگر قرار باشد به پیامبر بازگردد پس نعوذ بالله پیامبر ترسیده و به جای ابوبکر باید پیامبر را سرزنش کنید که ترسیده و خداوند مجبور شده بر او سکینه نازل کند !! در حالی که از نص ایه شریفه چنین فهمیده میشود که ان کس که حزن داشت و سکینه که دارویی ارامبخش در برابر حزن است بر او نازل شده است .... خود رسول خدا به ابوبکر ارامش داد ان وقت چه نیازی است که سکینه به پیامبر نازل بشه ؟؟؟!!!!! چهارما : شما دو ساعت با مقام معظم رهبری بشینی و اقا دستی به سرت بکشه و همراه شما باشه میایی عالم را پر میکنی من با نائب امام زمان نشست و بلند شدم ... ان وقت شخصی که مصاحبت با اول شخص عالم امکان داشته و در غار همراه او بوده و از سوی رسول خدا دلداری شده و خدا از این مصاحبت در کلام جاوید خویش یاد کرده فضیلت نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ افلا تعقلون ؟؟؟؟؟ (۱۴/دی/۹۲ ۱۰:۲۷)aboutorab نوشته است: کاربر عالم مقدس ملکوت در ارسالهایتان از جملاتی استفاده می کنید که باعث خنده و فرح مارا فراهم می آورید . شماره اتش نشانی ۱۲۵ است عزیزم اگر هم خیلی دیگه عمیق بود با ۱۱۵ هم تماسی بگیرید .... |
|||
|
۱۸:۰۵, ۱۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
نقل قول: منظور از افراد غاصب اولیه؟ جناب طلبه سطح عالی با افکار متعالی حضرت موسی علیه السلام هم افرادی مانند سامری،بلعم،قارون را در کنار خود داشتند حضرت لوط و حضرت نوح علیهما سلام همسر منافق داشتند از این بالاتر؟ من از فلانی و برادرش برائت میجویم جناب طلبه خواهشا بجای اینکه صحبتت رو پشت سر هم ادامه بدی جواب علی اقا رو بخون و لینکی که دادم و نخوندی چون جوابی نداشتی بخدا اون عالم جلوی شما و همفکرای شما رو میگیرن که چشماتونو جلوی حقیقت بستید |
|||
|
|
۱۸:۰۵, ۱۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۱۸:۰۶ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۹۲ ۱۰:۵۲)nina نوشته است: حالا اینو داشته باشید بزرگوار این قضیه ربطی نداره زیرا بنا بر اعتقادات عامه شیعه بارها و بارها حضرت امیر المومنین علیه السلام نیز همراه با رسول خدا دیده شدند و در همه جا مقدم بر شیخین بودند ولی چرا مردم به ان حضرت رای ندادند ؟؟ پس اگر صرف دیده شدن باشد امیر المومنین بیشتر با پیامبر دیده شد (۱۴/دی/۹۲ ۱۳:۴۹)علی 110 نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب علی ۱۱۰ عزیز ! مناظره ای که از مامون عباسی لعنت الله علیه با دیگری را نقل کردید سراسر مغلطه تشکیل میدهد که یک طفل چند سله نی زمیتواند ان را به وضوح دریابد .... اول اینکه مصاحبت از نظر عقلی جوامع بشری فضیلت بزرگی هست که اگر کسی با شخص بزرگی همراه باشد ان شخص نیز قابل ستودن است .... و مرحله بعدی اینکه باید دید این مصاحبت چگونه مصاحبتی بوده است تا مشخص شود فضیلت است یا خیر .... از باب مثال برای تقریب اذهان عرض میکنم : امام خمینی رحمه الله علیه سال ها در فرانسه بودند و با افراد مختلفی که ایضا اهل کتا بوبدند همراه بودند ولی همراهی انان با امام خامنه ای یکسان است ؟؟؟؟!!!! قطعا چنین نیست زیرا مصاحبت اولی در حد معمول بوده ولی مصاحبت دومی در حد نزدیکی و قرابت بوده ..... و مصاحبت ابوبکر که شیعه وس نی میدانند از صحابه طراز اول روسل خدا وبده است از روی قرابت و مودت وبده و الا اگر او منافق بوده باشد رسول خدا باید او را از خود میزاند و یا لا اقل با او وصلت نمیکرد .... ولی ایا شما در روایتی سراغ دارید که روسل خدا چنین صاحب و همراهی را از خود رانده باشد حال انکه طبق کلام الله رسئل خدا وظیفه داشتند که از منافقین برحذر باشد : ایه ۶۳ سوره النسا ایات دیگری که خداوند صراحتا به روسل خدا دستور میدهد از کافرین و منافقین برحذر باشد : جاهد الكفّار و المنافقین و اغلظ علیهم : با كافران و منافقان ستیز كن و بر آنان سختگیرى کن : سوره التوبه ایه ۷۳ هم العدو فاحذرهم : آنان دشمنان تو هستند ، از آنها برحذر باش : سوره المنافقون ایه ۴ لئن لم ینته المنافقون و الذّین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینه لنغرینك لهم ثم لا یجاورونك فیها الا قلیلاً : اگر منافقین و آنها كه در دلهایشان بیمارى است و همچنین آنها كه اخبار دروغ و شایعات بى اساس در مدینه پخش مىكنند دست از كار خود برندارند تو را بر ضد آنها مىشورانیم و جز مدّت كوتاهى نمىتوانند در كنار تو در این شهر بمانند : سوره الاحزاب ایه ۶۰ لا تصل على احد منهم مات ابدا و لا تقم على قبره : بر مردهى هیچ یك از منافقان نماز مگزار برابرش نایست : سوره التوبه ایه ۸۴ [size=large]لا تطع الكافرین و المنافقین و دَع اذاهم : از كافران و منافقان اطاعت مكن و به آزارهاى آنها اعتنا مكن : سوره الاحزاب ایه ۴۸ خب با این حال طبق اعتقاد عامه شیعه که ابوبکر و عمر را از ائل اسلام ان ها کافر و دروغگو و منافق !!! میخوانند بفرمایید چرا پیامبری که علم غیب داشته و از سویی دستور داشته برحذر باش از چنین کسانی ان ها را رسوا نکرده و از سر راه امت کنار نزده تا امت گمران نشوند ؟؟؟!!!! و امروزه میلون ملیون نفر پیرو داشته باشند ؟؟؟ بهتر نیست از تعصبات بکاهیم و چشم به حقیقت گشاده و به جای غلو در برائت قائل شویم که ان ها گمراه در مسیر زندگی شدند نه اینکه منافق و کافر بودند ؟؟؟ در مورد مغلطه های دیگر مامون ملعون هم باید گفت که امر همیشه مولوی نمیباشد بلکه امر ارشادی هم داریم ... و طبق نص ایه قران و نصرت و سکینه ای که از جانب خدا نازل شده فهمیده میشود امر ارشادی بوده نه مولوی ... سخن اخر مامون هم بحث دیگری است و ربطی به بحث اثبات فضیلت یار غار ندارد .... کسی ادعا نکرده که ابوبکر از امیرالمومنین علیه السلام فضیلتی بیشتر داشته است ! هرگز ! بلکه فقط گفته شده این قضیه میتواند فضیلتی برای ابوبکر بوده باشد ... و بی شک فضائل امیر المومنین علیه السلام قابل شمارش نیست که با کسی قیاس شود و الله اعلم و الی تصیر الامور |
|||
|
|
۱۸:۱۱, ۱۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۹۲ ۱۷:۵۹)عالم مقدس ملکوت نوشته است: در این صورت سو ظنی که شما به این اشخاص دارید باید متاسف بود برای پیامبری که شخص اول عالم خلقت و بزرگترین معلم انسان سازی است بعد نتوانسته اطرافیان خود را جمع و تربیت کند و بلعکس با ایشان وصلت کرده و تا اخر عمر ان ها را از خود نرانده و سخنی بر علیه ان ها نگفته !!! گویا لازم است که مجدد پاسخ به این به اصطلاح شبهات نخ نما شده ی قدیمی را بدهیم که قبلاً هم داده ایم: چرا پیامبر به جز فتح مکه تمام همت خود را مصروف رسیدن به قدس کردند؟ (۶/خرداد/۹۰ ۰:۰۵)rahbar نوشته است: عده ای از اهل تسنن اعتقاد دارند، حضرت علی حاکم ضعبف و بی سیاستی بوده، اما معاویه قدرتمند و با سیاست رفتار می کرده. جوابتون : اولاً جواب این یه عده از اهل سنت و سایر منافق پیشه گانی که در همه جا پیدا میشن در مورد این نظر که : علی حاکم ضعبف و بی سیاستی بوده، اما معاویه قدرتمند و با سیاست رو خود مولا علی بهتر از هر کسی در نهج البلاغه دندانشکنانه داده اند امیر المومنین علی (علیه السلام) : " و الله قسم اگر معاویه از من با هوش تر و سیاست مدارتر باشد، معاویه مکر و نیرنگ می کند، اگر مکر و نیرنگ زشت و نا پسند نبود ، من از او با سیاست تر بودم. " تعریف ابلهانه ی و احمقانه ی سیاست در کتاب علوم سیاسی که ساده لوحان و احمقهایی که عقل ندارند امروز از سیاست میکنند میدانید چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سیاست در علوم سیاسی امروز این تعریف میشود: علم بدست آوردن ، حفظ و اعمال قدرت را سیاست گویند. چرا میگویم این تعریف سیاست، مخصوص احمقها هست که اساتید سراسر جهان از جمله ایران آن را به دانشجویان سراسر عالم تدریس میکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اول ببینیم تعریف سیاست از نظر خدا و دین و اهل بیت چیست؟ امام حسن مجتبی علیه السلام میفرمایند : سیاست یعنی تدبیر امور به گونه ای که حق خداوند، زندگان و مردگان حفظ شود!!!!!! با توجه به این معنا رسول اکرم و مولا علی سیاست مدار است یا معاویه لعنت الله علیه و پیشیناین و پسینیان منحوسش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما چرا اون تعریف قبلی که بر اساس اون موجوداتی مانند معاویه، سیاست مدار معرفی میشوند مخصوص احمقهاست چند تعریف از عقل: مولا علی: هر که خانه ی ابدی خود را آباد کند ، او عاقل است. مولا علی: عاقلترین شما، فرمانبردارترین شما از خداست مولا علی: عاقل دروغ نمیگوید، گرچه دلخواه او در آن دروغ باشد. مولا علی: عاقل جویای کمال است و نادان جویای مال. ما خدایی داریم که دستور داده به هیچ وجه برای رسیدن و احیای یک امر حق نباید از باطل استمداد کرد در راه احقاق حق نباید ظلم کرد و ما رسولی داریم و امامی که بیش از هر کس باید به این فرامین عمل کنند و اسوه و الگوی عملی دین و فرامین خدا باشند. بعلاوه برای چندین و چندمین بار::::::::::::::: تمام انبیا و اوصیا موظف بودند که از آنجا که باید اسوه و الگو باشند در جوامع بر طبق علم ظاهری قضاوت و عمل کنند نه علم باطنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! منافق یعنی چه کسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی ظاهرش از باطن خبیثش خبر نمیدهد و کفرش پنهانش کارشکنی هایش هم پنهانی وگرنه که به او منافق نمیگفتند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و اگر بنا بود که اجازه داده نشود از سوی خدا که این منافقین به هیچ وجه بر طبق نفاق و کفر پنهان خود عمل نکنند دیگر بستر آزمایش و امتحان برای این موجود مختار از میان می رفت بسیاری از این مجال ها برای این است که این موجود مختار با اختیار خود سرنوشت خود را رقم بزند وجود این افراد منافق پیشه است که زمینه وقوع فتنه ها هستند و فتنه ها زمینه وقوع آزمایش است برای این موجود مختار این قاعده در تاریخ دو استثنا بیشتر نداشته که اون هم به حکم خدا و بنا به مشیت و حکمت بالغه ی خدا بوده یکی برای حضرت داود علیه السلام اون هم فقط در مسند قضاوت و دادگاه یعنی ایشان برای حکم دادن به مدرک و شاهد استناد نمیکردند بلکه به علم باطنی خود مراجعه میکردند به امر خدا!!!! و دیگری حضرت حجت ابن الحسن آقا امام زمان که ایشان هم مأمورند به علم باطنی خود در تمام امور عمل کنند زیرا که دیگر وقتی ایشان میایند حجت تمام شده و محلت خدا به کافران مشرکان منافقان عالم برای طغیان پایان یافته!!! والسلام من التبع الهدی |
|||
|
|
۱۸:۱۶, ۱۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۱۸:۱۷ توسط bagheri4.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
مامون لعنت الله علیه جزو اولین کسانی بودکه مناظره ومباحثه علمای ادیان مختلف را بر پاکرد
دانشمندان ادیان یهودی ومسیحی وزرتشتی وصائبی جمع می شدند ومناظره ومباحثه بر ترتیب می داد از جمله مناظرات مهم در تاریخ مناظرات امام رضابا علمای دیگر ادیان بود . مامون اعتقاد داشت چنان که دین از طریق یقین در دلها نفوذ کندهرگز از دل وروح انسان نمی رود ولی اگر با شمشیر وزور وتحقیر کسی را وادار به دین شود تا وقتی قدرتی بالای سرش باشد وفادار می ماند واگر همان قدرت قهریه نبود از دین اجباری خود را خلاصی می دهد .(منبع دوقرن سکوت عبدالحسین زرین کوب) مامون با نسب مادر ایرانی ،بسیار باهوشتر ازامین برادر عربش بود وفکر میکنم همین شعور را هم از برکت امام رضا به دست آورده بود . |
|||
|
|
۱۸:۱۸, ۱۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
نقل قول: إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿۱﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲﴾ درجات برخورد رسول الله با منافقین یکسان نبوده برخی از این افراد مانند ابوسفیان بودند که نمیشد گفت نه فلانی ایمان نیاورده برخی نیز انقدر فاسق بودند که میشد برخورد علنی کرد نقل قول:خب با این حال طبق اعتقاد عامه شیعه که ابوبکر و عمر را از ائل اسلام ان ها کافر و دروغگو و منافق !!! میخوانند بفرمایید چرا پیامبری که علم غیب داشته و از سویی دستور داشته برحذر باش از چنین کسانی ان ها را رسوا نکرده و از سر راه امت کنار نزده تا امت گمران نشوند ؟؟؟!!!! و امروزه میلون ملیون نفر پیرو داشته باشند ؟؟؟ علت این بود که این فرد و برادرش انقدر خود را به پیامبر چسباندند و نفوذ کردند که نمیشد بصورت علنی مبارزه کرد آن دومی در مقطعی حساس عبارت ان الرجل لیحجر به زبان آورد تمام جاها رو قبضه کرده بودند این افراد منافق یعنی این نقل قول:کسی ادعا نکرده که ابوبکر از امیرالمومنین علیه السلام فضیلتی بیشتر داشته است ! هرگز ! بلکه فقط گفته شده این قضیه میتواند فضیلتی برای ابوبکر بوده باشد ... و بی شک فضائل امیر المومنین علیه السلام قابل شمارش نیست که با کسی قیاس شود مگر قرار است ادعا هم بکنید!!!؟ و در ضمن این طرفداری منافقانه شما از ولی فقیه از جایگاه ایشون نمیکاهد بلکه نشان میدهد چطور سعی در تخریب دارید |
|||
|
۱۸:۳۷, ۱۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۲ ۱۸:۵۹ توسط آیات.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۹۲ ۱۷:۵۹)عالم مقدس ملکوت نوشته است:باسلام ما داریم بحث علمی می کنیم لطفا با بنده تند برخورد نفرمایید! حالا آیه را به صورت کامل ذکر می کنم: الَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود میگفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمیکردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز)است؛ و خداوند عزیز و حکیم است! سوره مبارکه توبه آیه 40 حالا از جناب عالی درخواست دارم بیان فرمایید این ضمیرهای مفعولی به چه کسی برمی گردد؟ لم تروها به چه کسی برمی گردد؟ سوال: تفسیر کدامیک از مفسرین را قبول دارید ؟ توجه....نکته مهم ضمیر اخرجه به چه کسی برمی گردد؟ چرا نیامده:اخرجهما نکته خیلی مهم: پاسخ از قرآن: با توجه به دلیلی که ذکر کردید به این آیه توجه فرمایید که دلیل شما را کاملا رد خواهد کرد: ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ...26سوره مبارکه توبه سوالات: آیا انزل الله سکینته علی رسوله یعنی پیامبر صلی الله علیه وآله ترسیده بوده؟ در آیه 40 آیا قبول دارید واو در وایّده واو عطف است؟ اگر آری آیا" ایده" هم به صاحبه بازمی گردد؟! آیا آیه 26آیه40 سوره توبه را تفسیر نمی کند؟ فعلا درخواست دارم این را پاسخ بدین تا باقی موارد را مطرح کنیم وبحث پیچیده نشود... ممنون |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,374 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,364 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,564 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,761 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,460 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,760 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| عدالت واهداف حکومت علوی از منظر امیرالمومنین (علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,770 |
۱/تیر/۹۲ ۲۲:۵۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|












