|
دکتر شریعتی و ولایت
|
|
۲۰:۵۴, ۱۴/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۱ ۲۰:۵۹ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الزحمن الرحیم دکتر علی شریعتی: «به اصل رهبري چنان ايمان دارم و اين عقيدة ظاهرآ افراطي شيعه را بشدت قبول دارم كه قبول و ارزش همة عقايد و اعمال ديني منوط به اصل ولايت است.» اسلامشناسي - ج ۱ ص ۸۶ - م.آ ۱۶ + حسين ؛ وارث آدم -- ص ۹۹
------------------------------------------------------- شاید کمتر کسی است که اکنون با این چهره دکتر شریعتی آشنا باشد ، آنهم در سیل عظیم تبلیغات وخصوصا دو دهه اخیر که به شکلی نرم صورت گرفت ، زمانی کتابهای دکتر را خمیر می کردند ، می سوزاندند ، پس از دوم خرداد کتابهای دکتر با ویرایش جدید روانه بازار شد ، همه خوشحال شدند ، ولی پس پرده این انتشار نیت دیگری بود ... نیت این بود که جنازه را از دل خاک بیرون کشند و کافور بزنند و طوری دفن کنند که دیگر سر بر نیاورد ... ----------------------------------------------- تندترین نقدها : اگر نگاهی به تندترین نقدها این بازه زمانی بیافکنیم ، نامهای آشنایی پای آن نقدهاست : اکبر گنجی ، سید ابراهیم نبوی ، حسن یوسفی اشکوری و... هجمه ای سنگین نسبت به شریعتی آغاز شد و دانشگاهی و غیر دانشگاهی و اپوزیسیون و داخلی ها ، یکباره با هم همنوا شدند ... در حقیقت این افراد و افراد مشابه قطعا درد دین نداشتند و با جملاتی نظیر جمله فوق از شریعتی مشکل داشتند که تمام رشته هایشان را پنبه می کرد... شاید برای برخی شبهه پیش بیاید که دکتر شریعتی از ولایت معصوم دفاع کرده در حالی که با خوب خواندن مطالب ارائه شده ، کاملا مشخص می شود ، که دکتر در مقاطع مختلف از ولایت غیر معصوم دفاع کرده و تقلید را عین عقلانیت دانسته ... دکتر شریعتی : «شيعه پيروي از امام را بر اساس آيهْ اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم توصيه ميكند و امام را ولي امر ميداند كه خدا اطاعتش را در رديف اطاعت از خود و اطاعت از رسول به شمرده است و اين تقليد نيز براي رهبري غير امام كه نايب اوست در شيعه شناخته ميشود ( زيرا كه ) العلماء حكام علي الناس» امت و امامت - ص ۵۹۲ «امام، انسان مافوق و پیشوا است. ابرمردی است که جامعه را سرپرستی، زعامت و رهبری می کند. دوام و قوام جامعه بوجود امام بستگی دارد. امام عامل حیات و حرکت امت است. وجود و بقای امام است که وجود و بقای امت را ممکن می سازد. امام، پیشوا است تا نگذارد امت به بودن و خوش بودن و لذت پرستی تسلیم شود و بالاخره پیشوا است تا در پرتو هدایت او، امت حرکت و جهت خویش را گم نکند» شیعه یک حزب تمام |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۶, ۱۵/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۳:۲۰ توسط black.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
مشکل ما درباره شریعتی اینه که به یه مشت مزخرفات دیگران همیشه گوش میکنیم و هیچوقت خودمون تحقیق نمیکنم.
جناب ایرانی برای همه این حرف هایی که شما زدی باید از خود کتاب های شریعتی سند بیاری وگرنه برای من قابل قبول نیست. هیچ انسانی مبرا از گناه نیست ولی شریعتی انتقاداتی که از روحانیت کرده اغلب به جا بوده. شما بهتره به اولین سخنرانی های ایشون در حسینه تهران رجوع کنید. سخنرانی هایی که حتی شهید مطهری رو هم تحت تاثیر قرار داد. نه روحانییت بی عیب است و نه شریعتی ضد روحانیت. شریعتی اولین کسی بود که به زبان ساده سعی کرد تاریخ را در حسینیه ارشاد به عرصه عموم بکشاند. شریعتی همانی بود که یه دفعه و بدون هیچ سوئ پیشینه ای در انگلستان سکته کرد. من هیچوقت باور نمیکنم شریعتی به مرگ طبیعی مرده بشه. چند کتاب خوب درباره حضرت فاطمه ما داریم؟ بدون شک یکی از بهترین کتاب ها کتاب فاطمه فاطمه است بود. شریعتی در این کتاب سعی میکنه وظایف زنان امروزی رو شرح بده. وظیفه ای که برگرفته از وجود مبارک حضرت فاطمه بود. من میدونم کاربرانی مثل ایرانی هیچوقت کتاب های شریعتی مثل این کتاب رو مطالعه نکردند. و از هر کجا چیزی شنیدند رو بدون سند اینجا مینویسند. این هم بازتاب کتاب های شریعتی در جهان و ایران: عناوین مقالات و اسم نویسنده به ترتیب ذیل است: - حیات و اندیشههای دکتر علی شریعتی / ا.ح.ح. عبیدی. - علی شریعتی، ایدئولوگ انقلابی ایران / عبدالعزیز ساشه دینا. - شریعتی، متفکر انقلابی شیعه / یان ریشار. - تفکر اجتماعی شریعتی / شاهرخ اخوی. - غربزدگی در ایران از دیدگاه صمد بهرنگی، جلال آلاحمد و علی شریعتی/ براد هانسن. - شریعتی معلم رادیکالیسم اسلامی در ایران / نوشته: دکتر حمید عنایت؛ ترجمه: بهاءالدین خرمشاهی. - اسلام به عنوان یک ایدئولوژی (تفکرات دکتر علی شریعتی) / نوشته: حامد الگار؛ ترجمه: مرتضی اسعدی، حسن چیذری. - شریعتی و تئوری بازگشت به خویشتن / نوشته: دکتر ابراهیم دسوقی شتا (استاد زبانهای شرقی دانشگاه قاهره). - علی شریعتی معلم انقلاب / سروش عرفانی. - میراث ابوالاعلی مودودی و دکتر علی شریعتی / مریل وین داویس. - شیعه در سیاست معاصر ایران (نقش دکتر علی شریعتی) / منگل بیات فیلیپ. - فاطمه به عنوان یک الگوی در آثار علی شریعتی / مارسیا. ک. هرمانسن. - شریعتی، فرانتس فانون انقلاب اسلامی / ارواند ابراهامیان. - شریعتی، شهید جنبشهای رهاییبخش / منیر شفق. سخنان شریعتی آنچنان بر جامعه میتونه تاثیر داشته باشه که رو به درست کردن جوک هایی درباره شریعتی شدند.جوک هایی که جملات قصار شریعتی رو مورد تمسخر قرار میده. این متن رو که از سایت دکتر شریعتی گرفتم رو در این باره بخونیم. [b]رضا کلاهی ساختار آگاهی ما و نحوه شناخت ما از جهان، داستانگونه است؛ یعنی برای درک جهانِ اطرافِ خود راهی نداریم جز آنکه اجزای این جهان را از طریقِ روایتهایی به هم پیوند دهیم. اما اینکار را هر کس به تنهایی و در خلأ صورت نمیدهد. روایتهای سازندهی جهانِ ذهنیِ فرد، از پیش در فرهنگِ او موجودند. هر فرهنگی مجموعهای است از خطوط روایتیِ مشروع، بههنجار و پذیرفتنی. برای درک هر جامعه، باید بتوان ذخیره داستانهای مشروعی که آن جامعه در انبان دارد و چگونگی به جریان افتادن آنها را دریافت. یکی از ابزارهای اصلی آموزشهای اخلاقی، داستانگویی است. اعضای جامعه، جهانِ اطرافِ خود را از طریق داستانها، به روایتهای مشروع جامعه پیوند میزنند و از این طریق به زندگی خود معنا میبخشند. برای هر فرهنگی میتوان از یک یا چند «ژانر غالب» سخن گفت: تراژدی، حماسه، کمدی و مانند اینها. شریعتی، ژانر غالب زمان خود را از تراژدی (اسلام سیاه) به حماسه (اسلام سرخ) تغییر داد. تراژدی، انسانها را موجوداتی اسیر نیروهای سرنوشت و عریان در برابر بحرانهای زندگی میبیند. در تراژدی، داستان با شکست قهرمان به پایان میرسد. حماسه تصویری باشکوه است که نزاعهای مهم و کلان مقیاس را در دورههای زمانی بلندمدت دربر میگیرد. حماسه، بر محور شخصیتهای حماسی (خدایان یا قهرمانان انسانی) شکل میگیرد که قهرمانیشان کل تمدن یا حتا کل نوع بشر را متأثر میسازد. قهرمان حماسه، تجسم روح کلی یک ملت است. حماسه، ژانری مونولوگ است، قلعهای نفوذناپذیر که اصول مسلم و قطعی را اعلام میکند. در آن جایی برای چون و چرا نیست. جهان از نظمی قطعی و بنیادین برخوردار است. معنا و واقعیت با هم درآمیختهاند. در رمانس، ژانر مکملِ حماسه، پیرنگ اصلی، جستوجوگریِ سلحشوری است که پس از ابتلائات و ماجراهای بسیار، آنچه را از دست داده بوده، دوباره به دست میآورد: عشق، معنای زندگی، افتخار… و (در گفتارِ شریعتی)، «خویشتنِ» اصیل. این ژانر، بر این فرض مبتنی است که همه چیز در جهان حقیقت و معنایی عمیق دارد و قهرمان پس از تنزیه روح خود میتواند آن را آشکار سازد. حجم زیادِ لطیفههایی که مدتی است درباره شریعتی و با تقلید از کلمات قصارِ نقل شده از او شایع شده است، حکایت از تغییر ژانری دیگر در جامعه ما دارد: از «حماسه» به «لطیفه». لطیفه (جوک – شوخی) خود یک ژانر است؛ شاید ژانر امروز جامعه ما. ژانری که مهمترین ویژگیاش، چنان که در اسماش مستتر است، «ناجدی بودن» است؛ نقطه مقابل واقعیتِ سختِ دگرگونیناپذیر. تراژدی و حماسه نیز هر کدام به نوعی در مقابل واقعیت دگرگونیناپذیر قرار دارند. در تراژدی، قهرمان در برابر سختیِ واقعیت درمیماند و در حماسه، آن را میشکند. لطیفه، به هیچکدام تن در نمیدهد. لطیفه البته با واقعیت رودر رو میشود، اما برخلاف حماسه، با آن مبارزه نمیکند. همبستگیِ حماسیِ میان معنا و واقعیت، در لطیفه دستانداخته میشود. آنچه ویژگیهای «لطیفههای شریعتی» را متفاوت میسازد، درگیریِ آنها است با چهره آرمانیِ فرهنگِ حماسیِ ما. این درگیری با قرار دادن شخصیت سلحشور در موقعیت زندگی روزمره، و شکل دادن به دوگانههایی رخ میدهد: دوگانه میان «شخصیت سلحشور» و «آدم معمولی»؛ و دوگانه میان «زندگی آرمانی» و «زندگی روزمره». در لطیفه، یگانگی معنا (آرمان) و واقعیت از هم میگسلد و بر شکافِ میان آنها تأکید میشود. ساختار برخی از این لطیفهها، بر هجوِ خودِ مفهومِ آرمان و آرمانگرایی مبتنی است: «برداشتن قدمهای بزرگ در زندگی، باعث پاره شدن شلوار آدم میشود» (خیاط دکتر شریعتی). ساختار رواییِ این لطیفه، حول محور تقابل میان وضعیت آرمانی با وضعیت روزمره شکل میگیرد. لطیفه، ابتدا شنونده را تا اوج آرمانگرایی بالا میبرد، و در حالی که او انتظار دارد با «برداشتن قدم بزرگ» مانند قهرمانِ حماسه، به دستاوردی عظیم نایل شود، با درگیر کردنش در «پارگی شلوار» او را از بلندای آرمان بر زمینِ روزمرگی میزند و از خواب و خیال آرمانگرایی میپراند. برخی دیگر از این لطیفهها، با قرار دادنِ یک محتوای روزمره در درون یک ساختار متقارن و مرکزگرا که ویژه بیان محتواهای پرعظمت است، چنان محتواهایی را به چالش میکشاند. از جملات قصار نقل شده از شریعتی است که: «آنان که رفتند کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند ورنه یزیدیاند». این جمله، با ایجاد دوگانههای رفتن/ماندن و حسین/یزید ساختاری متقارن و پرابهت میآفریند که بر عظمت و اهمیت محتوای خود دلالت دارد. برخی لطیفهها، چنین تقارنی را به چالش میکشند: «ترجیح میدهم در فیسبوک باشم و به درس خواندن فکر کنم تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به فیسبوک فکر کنم» (یکی از فامیل های دور دکتر شریعتی). این لطیفه نیز با قرار دادن یک محتوای روزمره، در یک ساختار متقارن (تقابل میان فیسبوک و درسخواندن)، بر شکاف میان آرمان و واقعیت تأکید میکند. در این لطیفهها حتی اگر نام شریعتی پشت آن جملهها نباشد، باز هم از طریق بیان یک عمل روزمره در قالب جملهای قصار، (که قالبی برای بیان مفاهیم مهم است) وجه طنزآمیز پیدا میکنند. محصول این کار، تنها دست انداختن آرمانها نیست. این نحوه بیان میتواند سویه دیگری هم داشته باشد: برجسته کردن عمل روزمره و مهم دانستن آن. به یاد شعاری افتادم که چند سال پیش، معترضان، در یکی از راهپیماییهای ضدجنگ، بر پلاکاردی نوشته بودند: Make tea; Don’t make war. درست کردن چای، از جنگیدن، حتی اگر به نام دموکراسی باشد بهتر است. در دستهای دیگر از این لطیفهها، خودِ لطیفه جملهای معمولی است، آوردن نام «شریعتی» به عنوان گوینده است که لطیفه را میسازد؛ تقابل روزمره بودن محتوای جمله، با اسطورهای بودنِ شخصیت گوینده: «لطفاً سس نریز» (شریعتی در فلافلفروشی). این نوع از تقابل، ویژگیِ اصلیِ همه لطیفههایی است که اخیراً درباره شریعتی رایج شده است: ساختار لطیفه، در تقابل میان «گفته معمولی» با «گویندهای اسطورهای» شکل میگیرد. برخی دیگر از لطیفهها، در انتساب یک شخصیت معمولی به شخصیت اسطورهای ساخته میشود: خیاط دکتر شریعتی. در این لطیفهها، از شخصیت جستوجوگرِ حماسی خبری نیست. شخصیتها، آدمهای معمولیاند که به کارهای معمولی مشغولاند. شخصیت اول این لطیفهها خودِ شریعتی است. قهرمانی که دیگر شخصیتِ سلحشورِ حماسه نیست. او حالا به کارهای دیگری مشغول است. به کارهایی از جنس زندگی روزمره. سلحشورِ دهههای پنجاه و شصت حالا، رزمنده از جنگ برگشتهای است که درگیر رویدادهای روزمره شده است. شکست میان آرمان و واقعیت، تنها به لطیفههای شریعتی منحصر نیست: «بخورید و بیاشامید، ولی تابلو نکنید» (رازی پس از کشف الکل). موقعیت کمیک، در شباهت ظاهری ساختار لطیفه با ساختار آیهای از قرآن شکل میگیرد؛ با ذکر عبارتِ معروفِ «بخوردی و بیاشامید»، فضای قدسیِ آیهی قرآن یاد آوری میشود، اما در حالی که شنونده منتظر پیام نهاییِ «اسراف نکردن» است، با عبارت نامنتظرهی «تابلو نکنید» مواجه میشود و در انتها با ارتباط یافتن کل پیام با موضوع «الکل»، گناهآلود بودنِ عمل، فضای قدسیِ پیشن را در هم میشکند. همچنیناند لطیفههایی مانند: «از قلبم پرسیدم چه کنم وقتی دلم تنگ است و دستم کوتاه. گفت: کار من خون رسانی به بدن است. از من جفنگ نپرس». یا: «پرنده بالای تنگ ماهی نشست و پرسید: تو که در قفست بازه، چرا پرواز نمیکنی؟ ماهی با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: برو ننهتو اسگل کن». در همهی این مثالها موقعیت کمیک در تقابل میان آرمانگرایی و واقعیت روزمره شکل میگیرد. اما اهمیت واژهی «شریعتی»، وجه نمادینی است که او در فرهنگ امروز ما دارد. شریعتی در آن لطیفهها جانشین همه قهرمانهای حماسههای فرهنگِ امروزِ ما است. میتوان به جای او اسطورههای تاریخی را گذاشت که در تقابل با واقعیت زندگی، وصلهوصله و چلتکه میشوند؛ یا «انقلابیِ» دهههای چهل و پنجاه را گذاشت که حالا دیگر از چفتوبست زدن به تکهتکههای آرمانهای انقلابیاش دست کشیده است؛ یا «رزمنده» دهه شصت را که میداند دیگر جبههای در کار نیست و تصمیم گرفته در شهر زندگی کند؛ یا هر رهبر کاریزمایی را که نماینده آرمانپردازیهای نسلهای گذشته بوده و حالا نوبت به بازخوانیاش رسیده است. منبع: مجله الکترونیکی عقربه. |
|||
|
|
۱۶:۰۷, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
۱۶:۱۳, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
زنده باد شریعتی
........................................ |
|||
|
|
۱۶:۱۳, ۱۵/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۱۶ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
ببینید ، خواننده آثار شریعتی ، با دیدگاه پذیرش ، و چنانچه قدرت درک بالایی نداشته باشد ، یا آشنا به اعتقادات اسلامی نباشد ، گمراه خواهد شد.تعابیری مثل
نقل قول:محمد در دامان بت پرستی رشد میکند. درست است که مورخین اسلام همه میکوشند تا دامان عبدالمطلب و ابوطالب را از شرک پاک سازند و این یک تمایل عمومی است که انسان دوست دارد قهرمان گرامی و مورد احترامش از خاندانی پاک، شریف و محترم باشد. همه قهرمانان ملی و اساطیری یا از خدایانند یا لااقل از خاندان امرا و قهرمانان، و این بصورت یک اصل کلّی در تراژدی و حماسه در آمده است. نقل قول:یا این نوشته ها در کتب شریعتی نبوده ، یا اگر بوده باید بپذیریم که او دیدگاه درستی از اسلام نداشته. |
|||
|
|
۱۶:۱۵, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
به نظرم برداشت هر کسی متفاوته و برداشت شخصی هم دلیل بر برداشت کلی و حقیقت مطلب نیست و نخواهد بود.
به طور مثال بنده به شخصه شخصیت و تفکر ایشون رو قبول دارم شاید خیلیا این نظر رو نداشته باشن.شاید من اشتباه میکنم همون طور که ممکنه دیگران اشتباه کنند! در زمان نیچه هم همین بود!خیلیا درکش کردن خیلیا هم درک نکردن و بهش تهمت زدن!! نمیشه گفت حق با کیه چون اون خدابیامرز حضور نداره تا از خودش دفاع کنه!ما فقط از روی چندتا نوشته نمیتونیم و اجازه نداریم راجع به شخصیت کلی ایشون بحث کنیم! به نظرم این تاپیک جای بحث راجع به لطایف!!و تهمت ها و برچسب هایی که به ایشون میزنن نیست! اجازه بدیم دوستمون مبحث رو به اتمام برسونه بعد نتیجه گیری کنیم! |
|||
|
|
۱۶:۲۵, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۱۵)faateme313 نوشته است: اجازه بدیم دوستمون مبحث رو به اتمام برسونه بعد نتیجه گیری کنیم!ایشان از ابتدای مبحث یک سری حرف های نامناسب رو وارد بحث کردند ، مثل : (۱۴/دی/۹۱ ۲۰:۵۴)شهـاب نوشته است:این جا به گونه ای برداشت می شه که منتقدان شریعتی اکثرا از احزاب ضد انقلاب و ضد دین و ... بودند، در حالی که منتقدان ایشانافرادی همچون آیت الله مرعشی و مکارم شیرازی بودند. |
|||
|
|
۱۶:۲۸, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:محمد در دامان بت پرستی رشد میکند. درست است که مورخین اسلام همه میکوشند تا دامان عبدالمطلب و ابوطالب را از شرک پاک سازند و این یک تمایل عمومی است که انسان دوست دارد قهرمان گرامی و مورد احترامش از خاندانی پاک، شریف و محترم باشد. همه قهرمانان ملی و اساطیری یا از خدایانند یا لااقل از خاندان امرا و قهرمانان، و این بصورت یک اصل کلّی در تراژدی و حماسه در آمده است. جناب دلخسته قبلا یکبار به این شبهه شما در تاپیک شریعتی ماسون بوده یا نه پاسخ داده بودم. این متن از کتاب شریعتی قیچی شده. البته فکر میکنم این یکی از مقالات شریعتی در حسینیه ارشاد بود. اگر کامل خونده بشید شریعتی در اینجا میخواست مفهوم الهی بودن تریبیت پیامبر رو برسونه. یعنی کسیکه حتی سواد خواندن و نوشتن نداشت چطور میتوانست به این حد از کمال و معرفت برسد مگر به خواست پروردگار. خواهشا متن رو اگر نقل قول میکنید کامل نقل قول کنید تا رفع ابهام بشود. |
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۲۸)black نوشته است: جناب دلخسته قبلا یکبار به این شبهه شما در تاپیک شریعتی ماسون بوده یا نه پاسخ داده بودم.سلام بعدیش چی؟ |
|||
|
۱۶:۴۰, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام نقل قول:بيگمان شريعتي اشتباهاتي داشت و من هرگز ادعا نميكنم كه اين اشتباهات كوچك بود؛جناب دل خسته از شما انتظار نداشتم معمولا از منطق شما استفاده می کردمبریدن یه تکه از سخن و گرفتن نتیجه درست نیست. من نه طرفدار دکتر شریعتی و نه مخالف ان بلکه در پست قبل فقط فقط برای روشن شدن اذهان متن مصاحبه مقام معظم رهبری درباره ایشان گذاشتم که بسیار مفید بود برای رسیدن به نتیجه چون ایشان از نزدیک با دکتر شریعتی اشنا بودند و خواستم به یه نتیجه معقول برسیم و هیچ مطلبی از خودم نقل نکردم اگر می خواستم از ایشان طرفداری کنم مناجات دکتر چمران هنگام تشییع جنازه ایشان می گذاشتم یا سخنرانی دکتر رحیم پور ازغدی را می گذاشتم . ولی بهرحال سخنان مقام معظم رهبری هم برای موافقان و هم برای مخالفان خیلی راهگشا می باشد سفارش می کنم همه دوستان یکبار حداقل انها را بخوانند (نه سخن مهدی 313 حقیر را ) موفق باشید ان شاءالله یاعلی. |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۱۵/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۴۴ توسط black.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
نقل قول:خب که چی؟ به کجای این متن اشکال وارده؟ تو متن اومده علی هنوز پسر بچه ای هشت ساله هست. انتظار ندارین که از همون اول ... ![]() در ضمن کتاب های شریعتی سبکی ادبیاتی دارند. یعنی مثل کتاب های دیگه خشک و بسیار سند گونه نیستند. ولی محتوای یکسانی دارند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا دکتر شریعتی در سوریه دفن شد؟+تصاویر | Mohammad Trust | 0 | 1,131 |
۳۰/خرداد/۹۲ ۰:۰۹ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|










