کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انتخابات و ارزش رای زن با توجه به ارزش شهادت زن در اسلام
۱۲:۱۸, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #1

سلام به همگی
ابتدا بگویم این تاپیک سیاسی نیست. یک پرسش است که برایم پیش آمده و تاکنون جواب قانع کننده ای نشنیده ام.
اگر پاسخ مناسبی داشتید ممنون می شوم آن را بخوانم.
فقط لطفا از برچسب زدن و حاشیه رفتن خودداری کنید.
همانطور که همه میدانیم طبق سوره بقره شهادت دو زن مساوی شهادت یک مرد قلمداد شده است.

حال پرسش من این است:
با توجه به اینکه در انتخابات وقتی به کسی رای می دهیم به اصلح بودن آن کاندیدا نسبت به بقیه کاندیداها، یا به سخنان و برنامه های آن فرد رای میدهیم لذا رای دادن فرقی با شهادت دادن به اصلح بودن فرد یا صحیح بودن سخنان آن فرد ندارد.

پس چرا رای یک زن برابر رای یک مرد است؟ آیا این خلاف شرع نیست؟
آیا این عملکردی سیاسی نیست؟ چرا وقتی برای گزینش مراجعه می کنیم صفحه انتخابات شناسنامه های مرد و زن یکسان بررسی می شود؟!!
بهتر نیست زنان از هر دو انتخابات فقط در یکی شرکت کنند؟!!!
یا اصلا رای زنان در پایان تقسیم بر دو شود؟!!

یا راهکار بهتری پیشنهاد می کنید؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرمیسک ، Atosa

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۳۰, ۲۰/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۱ ۱۸:۴۲ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #31

دوستان من دارم از نت خارج میشم. اگه چیزی نوشتین شب پاسخ میدم. Wink

آقای بیداری هم بیان افتخار بدن نظرشون را بگن خوشحال میشم.

(۲۰/دی/۹۱ ۱۷:۵۶)وحید110 نوشته است:  خواهر بی سواد من
ایات بعدش رو هم بخون . به این میگن لعان !!!
لعان رو سرچ کن!


!!!!!!!!!!!!!!!!!

در این مورد زن شهادتش برابر مرد بوده و نقش 4 شاهد را بازی خواهد کرد

چنان یک امر واضح را وارونه کردید که بنده شک کردم و از شما منبع خواستم

همینه که میگم قیاس نکنید که باطل است
میبینید که د راینجا شهادت مرد و زن یکی است

آقا وحید شما که قبلا گفتی اینجا شهادت زن و مرد یکی است!!
الان که گفتم هدفم این بود که شما و بقیه (مثل آقای خیبر110 ) این حرف را بزنید میگویید که شهادت نیست و قسم است؟؟؟
این طرز مناظره به نظر شما صحیح است و به جایی می رسد؟
بهر حال این قسم جایگزین شاهد است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، فرمیسک ، Atosa
۱۸:۵۴, ۲۰/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۱ ۱۸:۵۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #32
آواتار
ببینید این سوگند به تنهایی معنی نمیدهد
سوگند بر شهادت داریم
سوگند بر ادعا
بنده از کلمه خود شما استفاده کردم .
ادعا و وزن گفته زن و مرد اینجا یکی است در واقع وقتی شهود هم مقابل هم قرار میگیرند بحث تعداد و زن و مرد مطرح نیست .
ببینید خواهر من برای تفسیر قران باید به تمام ایات و روایات وارد و مسلط بود .

طبق خود قران ایات را فقط راسخون فی العلم میتوانند تاویل کنند .
بحث اثبات حکم شرعی اصلا و ابدا اینگونه نیست .
این که شما برای هدفتان میجنگید خوبه ولی ....

در ضمن والا ما نه توی فامیلمون دیدیم کسی زنش رو کتک بزنه نه ظلمی به کسی میشه . توی صف همیشه خانوم رو مقدم میذاریم .
توی واحد هم همیشه لند میشیم تا خانوما بشینن
داداشه رو هم کتک بزنیم (در نقش پدر و داداش) ابجی و دختر خونه همیشه عزیز دردونه هست . مامنمون رو هم نمیزاریم بره خرید که خسته نشه .
کلا داره خوب میگذره همه هم راضی .
حالا این وسط هی میان شر راه میندازن بین خانواده ها به اسم حقوق زن این دیگه درست نیست
کلا در فرهنگ ایرانی و اسلامی همیشه خانوما محترم بوده و هستند . منتها چون غرب وضع فرق میکرده الان این ماجرا ها راه افتاده

تو خیابونم اگه یه خانمی با یه اقا حرفشون بشه 10 نفر خانوم رو پشتیبانی میکنند.

حالا خورده فرهنگ هایی هم هست که به قول شما دختر به زور شوهر میدن و ... که کسی باهاش موافق نیست . چه زن باشی چه مرد

ان شا الله در هیچ کاری تند روی و کند روی نباشه

در پناه خدا

نقل قول:بهر حال این قسم جایگزین شاهد است.

نه خواهر من برای رد قذف است.
اصولا بحث قسم در حقوق مبحثی جداست .

باز در همین ایه مورد نظر شما . وقتی عملی اتفاق نیفتاده که زن برش شهادت نمیده .
بلکه ادعا رو با قسم رد میکنه .
شهادت بر عدم که نمیشه!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ترنم ، خیبر110 ، mohammadhadi ، Reza71 ، Havbb 110 ، ELENOR
۲۳:۴۲, ۲۰/دی/۹۱
شماره ارسال: #33

دوستانی که میخوان در بحث شرکت کنند توجه کنند:


وظیفه ی ما جدال احسن هست (طبق نظر قرآن)


حتی اگر توهینی شنیدید نباید جواب رو با توهین بدید ، اگر بحث از حدود خارج شد بهترین کار سکوت هست:


چون به قرآن و سخن ز او نرهی
آن است جوابش که جوابش ندهی
سعدی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، 59-11(یامهدی) ، بیداری اندیشه
۱:۱۳, ۲۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
(۲۰/دی/۹۱ ۱۷:۰۶)ایرانی نوشته است:  شما کل ارسالها و نوشته ها را مطالعه کردی؟
اصلا متوجه شدید که تاپیک من درباره چیست؟
واقعا از برخی خانمهای این تالار مایوس شدم.
چی باعث شد فکر کنید نخوندم؟ اتفاقا برام جالب بود و بحث رو دنبال کردم...
بایت پاسخی که بعدش داده بودین فکر کردم ارسال آقای بیداری اندیشه رو نخوندین
خانم عزیز
فقط همینو بگم که همون فکری که شما در مورد من و برخی خانم های تالار میکنین، من هم در مورد شما همون فکر رو میکنم!
خانم ایرانی
نمیدونم تا حالا متوجه شدین یا نه...
اما تو این تالار اهانت به دیگران و بی درک و فهم خطاب کردنشون، هیچ ارزشی نداره!
چیزی که در اکثر پست های شما به وضوح مشاهده میشه ...اینجا کسانی که به اصطلاح کم میارند به این جور حرف ها رو میارن...
شما اگر میخواین پست هاتون موجه و مقبول اعضا باشه این اهانت ها رو کم و حذف کنید و با دلیل و برهان حرف بزنید لطفاً...
با تشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110
۷:۱۳, ۲۱/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۱۸:۴۹ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #35

(۲۱/دی/۹۱ ۱:۱۳)آرین (الهه.ع) نوشته است:  چی باعث شد فکر کنید نخوندم؟ اتفاقا برام جالب بود و بحث رو دنبال کردم...
بایت پاسخی که بعدش داده بودین فکر کردم ارسال آقای بیداری اندیشه رو نخوندین
خانم عزیز
فقط همینو بگم که همون فکری که شما در مورد من و برخی خانم های تالار میکنین، من هم در مورد شما همون فکر رو میکنم!
خانم ایرانی
نمیدونم تا حالا متوجه شدین یا نه...
اما تو این تالار اهانت به دیگران و بی درک و فهم خطاب کردنشون، هیچ ارزشی نداره!
چیزی که در اکثر پست های شما به وضوح مشاهده میشه ...اینجا کسانی که به اصطلاح کم میارند به این جور حرف ها رو میارن...
شما اگر میخواین پست هاتون موجه و مقبول اعضا باشه این اهانت ها رو کم و حذف کنید و با دلیل و برهان حرف بزنید لطفاً...
با تشکر

وقتی معاون نمیداند حکم دیه در قران نیست یا فلان آیه در قران است یا فلان ناظر نمیداند تاریخ انقلاب چیست بعد بنده را بیسواد خطاب می کند این حق من است که از خودم دفاع کنم.
وقتی پستهای مرا از روی لجبازی (مثل حدیث ناظر فلان تالار) حذف میکنند یا پاسخ ندارند و حاشیه سازی می کنند مشخص است چه کسی بدون دلیل حرف می زند.

تمامی نوشته ها و دلایل من مستند است و دیگران عاجزند که پاسخ مرا بدهند.

نقل قول: حتی اگر توهینی شنیدید نباید جواب رو با توهین بدید ، اگر بحث از حدود خارج شد بهترین کار سکوت هست:

این شما و دوستان شما بودند که ابتدا بنده را بیسواد خطاب کردند در حالی که خودشان نمیدانستند که آیه ای که من آوردم درقرآن است و تصور می کردند که از خودم درآورده ام.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرمیسک ، Atosa
۱۸:۰۷, ۲۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #36

نقل قول: قران رو قبول داری خوب بابا خود خدا گفته شهادت زن باس اینزوری باشه که دو نفر باشن خوب حالا خدا گفته دیگه چه کنیم؟

ببینید برادر گرامی مشکل ما این است:

1. از یک طرف به ما می گویند فلان قانون درقرآن آمده و باید عین آیه قرآن اجرا شود: 4 همسری - شهادت و ....
2. از طرف دیگر درباره مسئله ای مثل صیغه که غیرمستقیم است به ما میگویند باید به تفاسیر و احادیث و روایات رجوع کرد نه فقط قرآن


چگونه است یک جا باید عین آیه قرآن اجرا شود اما در جای دیگر با توجه به تفاسیر و احادیث و روایات؟
اگر در مسئله شماره دو تفسیر می تواند مسئله را حل کند در مسئله شماره یک تفسیر هم می تواند امروزی شود و مثلا 4 همسری را با توجه به اینکه در قسمت دوم آیه گفته شده که کسی نمی تواند عدالت را اجرا کند باید حذف کرد.

پس یا باید درهمه چیز فقط قرآن مبنا باشد یا چون ما شیعیان به تفسیر معتقدیم درهمه چیز باید تفسیر برقرار باشد.
آنهم تفسیر صحیح و امروزی.

آیا توانستم منظورم را خوب بیان کنم؟ متوجه شدید؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رنجستان ، فرمیسک ، Atosa
۲۰:۳۱, ۲۱/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۲۰:۳۲ توسط Mohammad.)
شماره ارسال: #37
آواتار
(۲۱/دی/۹۱ ۱۸:۰۷)ایرانی نوشته است:  ببینید برادر گرامی مشکل ما این است:

1. از یک طرف به ما می گویند فلان قانون درقرآن آمده و باید عین آیه قرآن اجرا شود: 4 همسری - شهادت و ....
2. از طرف دیگر درباره مسئله ای مثل صیغه که غیرمستقیم است به ما میگویند باید به تفاسیر و احادیث و روایات رجوع کرد نه فقط قرآن


چگونه است یک جا باید عین آیه قرآن اجرا شود اما در جای دیگر با توجه به تفاسیر و احادیث و روایات؟
اگر در مسئله شماره دو تفسیر می تواند مسئله را حل کند در مسئله شماره یک تفسیر هم می تواند امروزی شود و مثلا 4 همسری را با توجه به اینکه در قسمت دوم آیه گفته شده که کسی نمی تواند عدالت را اجرا کند باید حذف کرد.

پس یا باید درهمه چیز فقط قرآن مبنا باشد یا چون ما شیعیان به تفسیر معتقدیم درهمه چیز باید تفسیر برقرار باشد.
آنهم تفسیر صحیح و امروزی.

آیا توانستم منظورم را خوب بیان کنم؟ متوجه شدید؟


ببینید خواهر من وقتی در قرآن یک حکم بصورت واضح و شفاف نقل شده باشه دیگه هیچ حرف و حدیثی رو نمیتوان اقامه کرد. مثل بحث چند همسری و... اما اگر در قرآن عملی ذکر نشده باشه و پیامبر گرامی اسلام آنرا بعنوان سنت از خودشون بجا گذاشته باشند اونوقت باید برای اثبات آن سنت به احادیث و روایات صحیح رجوع کرد... مثل اینکه در قرآن گفته نشده که طلا برای مرد حرام است اما طبق روایات و احادیث از پیامبر منقول است که طلا برای مرد حرام است.

امیدوارم که جواب شما را بخوبی داده باشم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، ELENOR ، Havbb 110
۲۰:۵۷, ۲۱/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۲۰:۵۹ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #38
آواتار
جمعبندی تاپیک:

قیاس در شیعه مذموم هست.

نقل قول: ... امام صادق علیه السلام بعد از آن خطاب به ابو حنيفه كرد و فرمود: حكم قتل ، شديدتر و مهمّتر است، يا حكم زنا؟

ابو حنيفه گفت: قتل شديدتر است .

امام عليه السلام فرمود: اگر چنين است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!

سپس حضرت به دنباله اين پرسش فرمود: بنابر اين بايد توجّه داشت كه نمى توان احكام دين را با قياس استنباط كرد.

و سپس افزود: اى ابوحنيفه ! ترك نماز مهمّتر است ، يا ترك روزه ؟

ابو حنيفه گفت : ترك نماز مهمّتر است .

حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا زنان نمازهاى دوران حيض و نفاس را نبايد قضا كنند؛ ولى روزه ها را بايد قضا نمايند، پس احكام دين قابل قياس نيست .


در مورد نظر علما راجع به حق رأی زنان و تبیین تفاوت شهادت و حق رأی :

نقل قول:بعضی از علما در زمان مشروطیت با حق رأی زنان مخالفت کردن از جمله آیت الله مدرس اما این به خاطر وضعیت حکومت فاسد اون زمان و نیات پلید اونها بود. حتی خود امام خمینی رحمه الله علیه هم اوایل با لایحه انجمنهای ايالتي و ولايتي مخالفت کردن که بخشی از اون بحث حق رأی زنان بود. اما ایشون بعد از انقلاب چنین حقی رو خیلی واضح بیان کردن که اینجا دلیل این تفاوت نگاه امام و علما رو توضیح میدیم:

حضرت امام و ساير فقها با توجه به مباني فقهي و سيره اجتماعي پيامبر اكرم و ائمه اطهار، مخالفتي با مشاركت سياسي زنان نداشته اند. ايشان اين موضوع را به كرات مورد تأكيد قرار داده اند:

«شما در چه تاريخي چنين ديده‌ايد؟ امروز زن‌هاي شيردل، طفل خود را در آغوش كشيده و به ميدان مسلسل و تانك مي‌روند، در كدام تاريخ چنين مردانگي و فداكاري از زنان ثبت شده است؟»(صحيفه نور ج3 ص 512)

«ما مي خواهيم زن به مقام والاي انسانيت برسد. زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.»(صحيفه نور ج 5 ص 153)

«از نظر حقوق انساني , تفاوتي بين زن و مرد نيست زيرا كه هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد بله در بعضي از موارد تفاوت هايي بين زن و مرد وجود دارد كه به حيثيت انساني آنها ارتباط ندارد .»( صحيفه نور ج 3 ص 49)

«زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامي فردا شركت دارند ، آنان از حق رأي دادن و رأي گرفتن برخوردارند .»( صحيفه نور ج 4ص 259)

«زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد زن ها در جمهوري اسلامي رأي بايد بدهند . همانطوري كه مردان حق رأي دارند ، زن ها حق رأي دارند.»( صحيفه نور ج 11 ص 254)

«شما ( زنان) بايد در صحنه ها و ميدان ها آن قدري كه اسلام اجازه داده وارد باشيد . مثل انتخابات كه امروز عملي است كه بايد انجام بگيرد ... براي انتخابات خانم ها هم بايد فعاليت بكنند براي اينكه فرقي ما بين شما و ديگران در سرنوشت تان نيست . سرنوشت ايران ، سرنوشت همه است ... اسلام شما را حفظ كرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بكنيد. »(صحيفه نور ج 18 ص 263).


اما دلایل مخالفت امام با اون لايحه:

الف) هر فعلي را نمي توان به صرف داشتن ظاهر و صورت موجه، تأييد كرد بلكه بايد علاوه بر صورت، داراي هدف و غايت مشخص و موجهي نيز باشد. در زمانه­اي كه حكومت طاغوتي بر سر كار بوده و تمام اقدامات خود را بر اساس برنامه هاي ارائه شده از سوي دشمنان اسلام و مسلمين اجرا مي­كند، هر اقدامي هر چند با ظاهر اسلامي و انساني باشد، در راستاي اهداف غير الهي قابل تبيين است.

اعطاي حق رأي به زنان جامعه ايراني از سوي رژيم شاه نيز از جمله اين اقدامات است. در آن زمان انتخابات فقط جنبه ظاهري داشته و منتخبان شاه به مجلس و دولت راه مي­يافتند نه مردم. در واقع كسي حق رأي نداشت چه مرد و چه زن. در همچين فضاي اختناقي اعطاي حق رأي به زنان، اقدامي مشكوك بوده و يقيناً بايد هدف ماوراي اين ظاهر وجود داشته باشد. آن هدف در نظر حضرت امام اين بود كه رژيم در صدد است تا با اين كار زنان هرزه را نيز مانند مردان نالايق وارد دنياي سياست كرده و از آنها نيز با شعار دفاع از حقوق زنان، در جهت غربي كردن و گسترش فساد و فحشاء در جامعه بهره ببرد. امري كه بعدها با ظهور چهره هاي زن درباري مانند ليلي امير ارجمند و اشرف پهلوي و فرح ديبا نمود يافت. نشانه اين استدلال از نظر حضرت امام اين بود كه اكثريت زنان جامعه خواسته هاي ديگري غير از حق رأي را دارد و فقط برخي زنان معلوم الحال و فاسد طرفدار اين بودند.« از ده ميليون نفر جمعيت زن ايران، فقط يكصد نفر زن هرجايى مايل هستند كه اين كار بشود.»( صحيفه امام ج‏1 ص : 83)

ب)از مباني انديشه‌ي اصلاحي امام، حفظ منزلت انساني و اسلامي زن در اجتماع است. مخالفت آشكار حضرت امام با حق رأي زنان و نيز سربازي بردن دختران به اسم سپاه دانش، برخاسته از همين اصل است، چرا كه اين اقدامات را مغاير با اين اصل مي­دانستند:« مگر با چهار تا زن فرستادن [به‏] مجلس، ترقى حاصل مى‏شود؟ مگر مردها كه تا حالا بودند ترقى براى شما درست كردند تا زنهايتان ترقى [درست كنند]؟ ما مى ‏گوييم اينها را فرستادن در اين مراكز جز فساد چيزى نيست. شما بعد تجربه كنيد ببينيد بعد از ده سال، بيست سال، سى سال ديگر، اينها را بفرستيد، به خيال خودتان، ببينيد اگر شما جز فساد چيز ديگرى ديديد؟ ما با ترقى زنان مخالف نيستيم، با اين فحشا مخالفيم، با اين كارهاى غلط مخالفيم. مگر مردها آزادند كه زنها مى‏خواهند آزاد باشند؟ «آزادْ مرد» و «آزادْ زن» با لفظ درست مى‏شود؟ مردها آزادند؟ در اين مملكت الآن مردها آزادند؟ در چه چيز آزادند؟ »(صحيفه امام ج‏1 ص : 304)

به همين دليل و بعد از مهيا شدن محيط اجتماعي سالم براي فعاليت زنان، حضرت امام آنها را ملزم به اينگونه فعاليتها ميدانند:

« زن بايد در مقدرات اساسى مملكت دخالت بكند. زن آدم ساز است؛ زن مربى انسان است »(صحيفه امام ج‏6 ص : 301)

و فراتر از همه اين حرفها، نقش رهبري اين نهضت را به زنان عفيف مسلمان ايران نسبت مي­دهد.

«شما رهبران نهضت هستيد، بانوان رهبران نهضت ما هستند، ما دنباله رو آن‌ها هستيم، من شما را به رهبري قبول دارم و خدمت‌گزار شماييم.»(صحيفه امام ج7 ص 132)

البته در نگرش امام خميني(رحمة الله علیه)، هر چند زن حق حضور در تمامي امور را دارا مي‌باشد اما مقام مادري داراي جايگاه ويژه‌اي است و به همين سبب مادري را بالاترين شغل، شغلي شريف، شغل معلمي، بالاتر از معلمي و شغل انبيا و انسان سازي مي‌داند و به همين سبب مادر بودن و تربيت فرزندان را اصلي‌ترين وظيفه‌ي زن و جدا كردن فرزند را از مادر از عوامل انحطاط جامعه مي‌داند:

«در طول اين سلطنت، اين‌ها كوشش كردند كه مادران را از بچه‌ها جدا كنند، به مادرها تزريق كردند كه بچه‌داري چيزي نيست، شما توي ادارات بياييد و اين‌ها بچه‌هاي معصوم را جدا كردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاه‌ها و جاهاي ديگر و اشخاص اجنبي و غير رحيم آن‌ها را به تربيت فاسد تربيت مي‌كردند. بچه‌اي كه از مادرش جدا شد، پيش هر كه باشد عقده پيدا مي‌كند، عقده كه پيدا كرد، مبدأ بسياري از مفاسد مي‌شود. بسياري از قتل‌هايي كه واقع مي‌شود، از روي همين عقده‌هايي است كه پيدا مي‌شود و بسياري از عقيده‌ها از اين پيدا مي‌شود.»

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در مورد حق رأی با شهادت نمی دونم دوستان چطور این دو تا رو با هم مقایسه می کنن. رأی دادن همونطور که در جملات حضرت امام هم هویدا هست یک حق انسانی است که برای سرنوشت و حفظ کشورشون میان رأی میدن بنابراین زن و مرد نداره. کشور مال همه هست. مخالفتی هم اگر قبلا بوده به خاطر فساد حکومت وقت و نیات صهیونیزمی دولت دست نشانده بوده وگرنه اصل قضیه در سیره معصومین همیشه بوده. بحث حق انسانی و برابری اون بین زن و مرد.

اما در مورد شهادت باید خدمت دوستان عرض کنم که شهادت دادن از جنس "حق" نیست بلکه یک "تکلیف" هست که خداوند بنا به تفاوت خلقت زن و مرد، از اونها متفاوت تکلیف می خواد.

...
شهادت در قوانین قضایى اسلام در زمره حقوق قرار ندارد. شهادت حق نیست، تا بگوییم با دو تا یا یکی شدن به شاهد ظلم می شود، بلکه تکلیف است، یعنى انسان وظیفه دارد براى احقاق حقوق دیگران شهادت بدهد. قرآن کتمان شهادت را حرام اعلام نموده است.

اگر شهادت برخى در دادگاه پذیرفته نمى‏ شود، یا کم تر پذیرفته مى ‏شود، این امر گویاى سهل تر بودن تکلیف و مسئولیت است، نه پایمالی حقوق آنان؛ در واقع از آن جا که مکانیسم خلقت زن و مرد با هم متفاوت است و روحیات و اخلاق زن و مرد با هم یک جور نیست، مسئولیت های زن و مرد هم در جامعه متفاوت است. در نتیجه تفاوت روحیات و مسئولیت ها تکالیف فرع بر این امور هم متفاوت خواهد شد. توقعى که خداوند از زن دارد، با توقعى که از مرد دارد، یکى نیست....

بنابراین نمیشه یک "حق" رو با یک "تکلیف" مقایسه کرد.

از مشارکت خوب دوستان تشکر می کنیم. تاپیک بسته میشه.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، ELENOR ، Havbb 110 ، Mohammad ، مجید املشی ، وحید110 ، خیبر110 ، آرین (الهه.ع)
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ارزش انسان به چيست؟ III I III 9 3,350 ۴/اسفند/۹۵ ۱۴:۲۱
آخرین ارسال: Mforootaghe
  توجه اسلام به عواقب تهمت و اشاعه فحشا در جامعه اسلامی آیات 0 1,079 ۱۳/خرداد/۹۴ ۰:۲۵
آخرین ارسال: آیات
Exclamation ارزش و فضيلت انتقادپذيري در سخن امام هادي (علیه السلام) I AM SHIA 1 1,002 ۶/مهر/۹۳ ۲۰:۰۶
آخرین ارسال: Fatemeee

پرش در بین بخشها:


بالا