کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 1.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خسته ام از دعاهای بی اجابت
۱۷:۳۲, ۱/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۱ ۱۷:۵۱ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



[تصویر: 3_70.jpg?1358249663]




دیگر از دعاهای بی اجابت خسته ام ،تا کی باید دعا کرد و جوابی نشنید،حتی دلم نمی خواهد نام یکی از اهل بیت علیهم السلام را بیاورم از بس که صدایشان زدم و جوابی نشنیدم. مگر خداوند نفرموده است که «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را » کدام اجابت؟

احساس می کنم کاسه ی صبرم لبریز شده است و دیگر توان یک لحظه دلخوشی دادن به خودم را ندارم .

نمی خواهم بشنوم که حتما مصلحتی در کار بوده و حکمتی، هر روز این روزگار بازی دیگری در آستین دارد برای آزردن من. نمی دانم چه کار باید کرد وقتی که حتی ناامید شدن از کسی که جوابت را نمی دهد گناه است و باز دارای عقوبت !

چه باید کرد با این همه درد و سختی و مشکلات؟!


به یقین برای هر کدام از ما بارها چنین حالاتی رخ داده است که احساس یأس به رحمت خدا بر وجود ما مستولی شود و چوب مشکلات لای چرخ زندگیمان رود و از حرکت بازمان دارد .

یکی از ساز وکارهای حیات و زندگی امیدواری است. از نظر جهان بینی توحیدی ، امید تحفه الهی است که چرخ زندگی را به گردش وامی دارد و موتور تلاش و انگیزه را پر شتاب می کند. اگر روزی امید از انسان گرفته شود،دوران خمودگی و ایستایی او فرا می رسد.

ما برای غلبه بر مشکلات و سختی باید امید داشته باشیم ، اگر سرگذشت تمام افراد موفق و بزرگ را در طول تاریخ مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که هر کدام از آن ها دوران سخت و پر تلاطمی را پشت سر گذاشته اند و در نتیجه همین سختی ها و ناامید نشدن و به تلاش خود ادامه دادن موفقیت های مافوق تصوری را نصیب خود کرده اند .

راهکارهای برای ایجاد امید و انگیزه :


اول گام این است که بدانیم نا امیدی دامی شیطانی است ؛ و گناه کبیره است و باید از خدا بخواهیم که از آن نجات یابیم.

بعد باید دید ناامیدی و شکایت آیا ذره ای آرامش برای ما به دنبال دارد یا آنکه فقط باعث اضطراب خود شده ایم در حالی که اگر همان حرفها را در قالب دعا با خدا در میان می گذاشتیم اثر آرامش بخشی آن را حتما در درون خود مشاهده می کردیم.

- در این مواقع باید بسیار به خود تذکر داد که خدا محکم ترین و مطمئن ترین تکیه گاه است
«و ای سبب بینک وبین الله ان انت اخذت به؛ چه وسیله ای مطمئن تر از رابطه تو با خداست؟اگر سررشته آن را در دست گیری»1

- بدانید و باور کنید که کلید آسمان ها و زمین در دست اوست « لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ »2

-باور کنید که خدا مهربانترین فرد نسبت به شما است « إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ »3
پس اگر گرهی گشوده نمی شود جای شکایت نیست آنجا یا جایگاه صبر است یا جایگاه استغفار.

- نومیدی و عدم توکل بر خدا یعنی پشت کردن به او.

- باخود بسیار بخوانید «لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقا» مابسیار به روی آوردن به خدا محتاجیم و او به ما مشتاق تر.!!

بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند، در خواست رحمت کنی تا ببخشاید

- اغلب اوقات ناامیدی های ما به جهت عدم آگاهی ما از سنت های الهی و کمبود معارف دینی است ، اگر افزایش یابد حتما متوجه خواهیم شد که چه بسیار تلخی هایی را که بی جهت به خود تحمیل کرده ایم.
- باید در جهت اصلاح بینش توحیدی تلاش کرد، آن پروردگار مهربانی که خالق ماست وکالت تمام امور ما به دست اوست
« اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ »4
آیا با داشتن چنین خدای قادری جای ناامیدی است!؟

-زندگی دنیا همواره با ناملایمات و سختی ها همراه است« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ » 5
چرا که اینجا محل آزمایش است نه آسایش. باید در آزمایشات پله های کمال را طی کنیم و مطمئن باشیم اگر قدری استقامت داشته باشیم خدای متعال ما را به صورت ویژه یاری خواهد کرد.
« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ »6
بنابراین در سختی های زندگی نباید از خالق مهربانمان ناامید شویم.

- برگزیدن هدفی والا: انسانی که در زندگی هدفی متعالی داشته باشد هرگز ناامید نمیشود وتمام ناملایمات را تا رسیدن به هدف تحمل می کند.

- تقویت محبت نسبت به پروردگار متعال: اگر انسان زمانی که در کوران حوادث قرار می گیرد با خود بیندیشد که الان در آغوش خدای سبحان است و او برای ارتقای درجات بنده اش این امتحان را در جلو راهش قرار داده، هرگز ناامید نمی شود، بلکه با عشق به تلاش و کوشش ادامه میدهد.

-دعا از مهم ترین سلاح هایی است که خدای غنی در اختیار ما قرار داده است «واعلم ان الذی بیده خزائن السموات والارض قد اذن لک فی الدعاء و تکفل لک بالاجابه و امرک ان تسأله لیعطیک...؛ بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند، در خواست رحمت کنی تا ببخشاید...» 7

-باید توجه داشته باشیم: همیشه آنچه که ما تشخیص می دهیم درست نیست :
« وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» ؛ چه بسا شما چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است ویا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می داند و شما نمی دانید.»8

از این امور در تقویت امید غافل نباشیم :

1. سعى در درک صحیح از فلسفه زندگى و حیات ؛
این مقوله کمک خواهد کرد تا انسان، جایگاه خود را در هستى بشناسد و در پرتو آن، راه درست زندگى را بیابد. دسترسى به این نکته، بخش مهمى از نگرانى‏ها را برطرف خواهد ساخت. فراموش نکنید که [b]زندگی فرصت خدایی شدن انسان است و خدای متعال تمام وسایل خدایی شدن را در اختیار بندگان قرار داده است و ایشان را به سوی آن هدایت کرده و اگر کمبودی مشاهده می شود،ناشی از ناآگاهی ما است وگرنه بساط انس با خدا گسترده است.


2. اعتقاد به قضا و قدر الهى ‏،
امیدوراری را در شما تقویت خواهد کرد.« وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » ؛ هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است.9

3. در روز، جایی هر چند اندک، برای ورزش و دیدار با فامیل، باز کنید.

کار شناسان معتقدند افرادی که در معرض نگرانی قرار دارند باید به قدم زدن و بازی با بچه ها پردازند تا هورمون شادی در بدنشان بیشتر ترشح شود. همچنین معتقدند که تمرینات ورزشی با حالات روانی رابطه دارد؛ زیرا این تمرینات باعث کم شدن سطح کورتیزول می شود وسروتونین را که از آن به هورمون شادی تعبیر می شود افزایش می دهد.

چه بسا شما چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است ویا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می داند و شما نمی دانید

4.گناه و معصیت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى عدم موفقیت و استرس های روحی مومنین است .
گناه یعنى خارج شدن از مسیر خداوند و خدایی شدن انسان. گناه به معناى برآشفتن و تیره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسیدن به ساحل پاکى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مى‏رسد؛ چون روح با طهارت، سنخیت دارد و با گناه ناسازگار است. از این رو، گناه قرار را از انسان مى‏گیرد.

شرایط ذهنى گنهکار عبارت است: از داشتن روح تمرّد، طغیان، قانون‏شکنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنین روحى جز با ترک گناه به آرامش دست نخواهد یافت.

5. همواره به آرمان‏هاى دست نیافتنى نیندیشید بلکه موفقیت‏هاى خود را نیز در نظر گیرید.

6. خواست‏ها و تمایلات خود را در سطح توانایى ‏ها و «امکانات»، تنزل دهید.

7. نشاط خود را همواره حفظ کنید و هرگز خود را ضعیف به حساب نیاورید . با افراد شاد، خوش بین و امیدوار مجالست داشته باشید و از روحیه آنان الهام بگیرید.

8.به شدت از منفى گرایى و ناامیدی برحذر باشید و افراد منفی گرا و افکار منفى را از خود دور کنید. مثبت اندیشی را تمرین کنید و سعی کنید بیشتر نیمه پر لیوان را ببینید.

9. کتاب‏هایى را که در زمینه شادکامى، رمز موفقیت، راز موفقیت مردان بزرگ و... نوشته شده، با دقت بخوانید و به دستورات آنها عمل کنید و بدانید که ریشه شادکامی انسان خدا و نیرویی است که انسان از خدا می گیرد. مومن هرگز ناامید و تلخ کام و خشک و سخت نیست. شاد و لطیف و امیدوار است.

10- مشکلات را عادى بدانید و به همان اندازه آنها را بپذیرید که کامیابى‏ها را پذیرا هستید.

11. برای رشد معنوی خود برنامه‏ریزى کنید. البته برنامه سنگین نریزید بلکه اندک ولى در اجراى آن مداومت و جدیت داشته باشید.

12. در مقام مقایسه باید خود را با کسانی مقایسه کنیم که امکانات ما را ندارند سلامتی و فرصت های ما را ندارند.

13.همواره از خداوند در همه امور مدد جویید و نسبت به آنچه او مقدر مى‏فرماید راضى باشید.«واکثر الستعانه بالله یکفک ما اهمک یعنک علا ما ینزل بک ان شاء الله؛ از خداوند فراوان یاری خواه که تو را در مشکلات کفایت می کند ودر سختی هایی که بر تو فرود می آید یاریت می دهد.» 10

با خدا انس بیشترى داشته باشید و با او درد دل کنید. شما می توانید این ارتباط با خدا را حتی در حین راه رفتن، محیط کار و... داشته باشید.

پیشنهاد مى ‏شود که در اوقات فراغت، به تفصیل نعمت‏ها و الطاف الهى از قبیل اصل وجود، سلامتى، توفیق تحصیل و... هم‏چنین بلایایى را که خدا از شما دور کرده است، یادآور شوید و ضمن سپاسگزارى از او، قلب خویش را مالامال از محبت و عشق الهى کنید.

نتیجه :
زندگی میدان آزمایش بندگان خدا است. فقر، دارایی، پست و مقام، بیماری و سلامتی، همه و همه برای ابتلاء و امتحان مؤمن است؛ برای اینکه معلوم شود چقدر خودش را به خدا وابسته می انگارد و به قدرت و حکمت و مصلحت خداوند باور دارد و حاضر است بنده خدا باشد و خود را در سایه یاد خدا فراموش کند و غرق در خدا شود.

دنیا محل کشت است، نه دار راحتی و آسایش! و آخرت محل برداشت است، نه جای کشت! مشکلات دنیوی هر قدر هم زیاد باشد بالاخره تمام می شود چون دنیا محل گذر است خواه ناخواه مسائل دگرگون می شوند .

-=-=-=-=-=-=-=-

پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه، نامه 31، بند9
2. سوره زمر، آیه 63
3.سوره بقره، آیه 143
4. سوره زمر، آیه 62
5. سوره بلد، آیه4
6. سوره عنکبوت، آیه 69
7.نهج البلاغه، نامه 31
8.سوره بقره، آیه 216
9. سوره طلاق، آیه3
10. نهج البلاغه، نامه 34، بند5

نقل از منتظران مهدی بخشایش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، مفقود الاثر ، mohammad reza ، بیداری اندیشه ، مجید املشی ، fatemeh ، paramida.ir ، Farzaneh ، El-Yasin ، شهیدطیبه واعظی ، مجنون الحسین ، من انقلابی ام

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۱۴, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #11

سلام
خوب مشخص شد دیگه
مشکل از اینجاست

(۳/اسفند/۹۱ ۰:۵۲)رنجستان نوشته است:  می شود چون همانطور که گناه میکنم کار خوب هم میکنم مثلا همین حرم رفتن خودش کار نیکی است. من به جرات میگویم 99 درصد این مردم گرفتارند این امار را هم از تجربه ام میگویم. خیلی ها ا ز خودم پرسیده اند اما واقعا نمیدانم چه جوابی باید داد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲:۲۴, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
ممکن است خدایی که بعضی از دوستان می پرستندش ظالم باشد
یا دروغگو باشد و وعدهی دروغ بدهد
یا حکیم و رحیم نباشد و چیزی که به مصلحت بندگانش باشد را نداند یا بداند اما بخیل باشد و نخواهد بدهد به علت بخلش
یا عاجز باشد و قادر به براوردن حاجات بندگانش نباشد


اما عجالتاً مطالبی برای کسانی تقدیم کنم که خدایشان صفات بالا را ندارد

ما از یک چیز در مسئله ی دعاهای خود خیلی به مشکل می خوریم
و آن این است که به خدا حُسن ظن نداریم
و به او بدگمانیم

و حقیقتاً در ته قلب خود به خدا خوشگمان نیستیم!
بعلاوه گناه و عدم استغفار هم از دلایل عدم استجابت دعا است

مطالب به قدر کفایت هم البته در این باب در این تاپیک ذکر شده است

هم راهکارهای استجابت و هم موانع آن به قدر کفایت در متن تاپیک و لینکها ارائه شده است!


در عرصه ی بندگی دوستان اگر خواستیم قدمی بنهیم همواره این آیه را نصب العین باید قرار دهیم:

وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ ﴿۳۰-شوری﴾

و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد و عفو می کند (۳۰)

و این اقراری که مولا علی امیرالمومنین در برابر پروردگار خود دارند را فراموش نکنیم:
بارالها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم!
تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای!
تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی!
چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی!
چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی!
و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی!
اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی!

و تا می توانید به فقرات این استغفار هفتاد بندی مولا علی بیاندیشید:
می خواهم برگردم خدایا! (دلو به دریا زدم هر هفتاد بند استغفار مولا علی)

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، DRiVeR ، Farzaneh ، heaven ، شیدا
۱۴:۳۸, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #13

خب این که درسته هر کس معتقد باشه خدا ظالم یا بخیل هست که اصلا معلومه مشکل داره و تازه این افراد اصلا از خدا تقاضا و دعا نمیکنن. هیچ کس نمیره در خونه شخصی که اونو بخیل و ظالم میدونه درخواست بکنه.

فکر میکنم همه ماها هر چقدر هم که تو سختی ها ناله کنیم اخرش تو تنهای خودمون و تو دل خودمون به خدا حسن ظن داریم. مگر همونهای که کلا با خدا و دین و این قبیل امور مشکل اساسی دارند.
ان الحسنات یذهبن السیئات نیکی ها بدی ها را از بین میبرد

در روایت هم آمده که وقتی گناه میکنید سریع استغفار کنید یا عمل خیری انجام دهید که اثر ان را از بین ببرد. خب وقتی کار خیر کردم گناه هم پاک میشود در واقع انچه را که مانع بر اورده شدن دعایم بود برطرف کردم پس قاعدتا باید دعایم مستجاب شود اما باز نمی شود.

در ضمن بنده هر چقدر هم گناه کنم قطعا گناهان من از رأفت و بخشش خدا بزرگتر نیست قطعا از سخاوت خدا بزرگتر نیست. راهای استجاب دعا را مکرر انجام داده ایم راهای هدم استجابت را مکرر ترک کرده ایم انواع و اقسام کاهرا و توسلات را انجام داده ایم اما نشد که نشد.

من این را خوب میفهمم که اگر کسی به من ظلمی کرد وقتی در جای گرفتار شد که با چشم اشکار و فریاد و ناله از من درخواست کمک کرد دلم راحم می اید و خواسته اش را اجابت میکنم. انوقت چطور باور کنم که خدا با ان همه رافتش اهل بیت با ان همه کرم هایشان هرگز استجابت نمی کنند؟

شما اتفاقا دارید خدا را بد جلوه میدهید با این نوع جواب دادن چون خدا عادل و منصف است نه مثل ما ادمها ظالم خدای که گناه را میبیند و در نتیجه اجابت نمی کند باید که خوبی ها را هم ببیند و اجابت کند

این شیوه جواب دادن نیست : (و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد و عفو می کند)

چون در مقابلش این را به شما تحویل می دهند (هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی دهدمگر این که همه آنها قبل از این که زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است ) حدید 22

بعد از این ایه اونوقت بحث به مسائل قضا و قدر کشیده میشه که جز خستگی طرفین و حتی تشکیک در عقاید هیچ ثمره دیگری نخواهد داشت

هنوز به جواب نرسیدم که چرا واقعا خدا دعاهای ما رو براورده نمیکنه؟ و همه به این امر گرفتار هستند حتی افراد پرهیزکار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۵۹, ۳/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/اسفند/۹۱ ۱۵:۲۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #14
آواتار
(۳/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۸)رنجستان نوشته است:  
بعد از این ایه اونوقت بحث به مسائل قضا و قدر کشیده میشه که جز خستگی طرفین و حتی تشکیک در عقاید هیچ ثمره دیگری نخواهد داشت

شاید عده ای به علت کمی اطلاعات در مورد معارف تشیع مسئله ی قضا و قدر را نفهمند
اما به هر حال به قدر کفایت در این تاپیک مطرح شده است:

مسئله ی جبر و اختیار به بهترین و دقیقترین وجه از طریق امام هادی علیه السلام در مکتب حقه ی تشیع تبیین شده است
مراجعه بفرماید به این لینک:تالار گفتگوی بیداری اندیشه-چه خواهد شد؟ (سرنوشت یا همان تقدیر چیست؟)


وهمچنین


مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........
اظهاراتی از این دست:


(۳/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۸)رنجستان نوشته است:  
هنوز به جواب نرسیدم که چرا واقعا خدا دعاهای ما رو براورده نمیکنه؟ و همه به این امر گرفتار هستند حتی افراد پرهیزکار

نشان از این دارد که شخص بسیاری از مفاهیم ابتلا و آزمایش و هدف خلقت و جبر و اختیار و ... را هنوز نمیدانم

به قدر کفایت در این موضوع مباحث مطرح شده است

قسمتهایی که به این مبحث مربوط است را از لینک بالا تقدیم می کنم




بسم الله الرحمن الرحیم
.
با توجه به اینکه به صورت پراکنده، حقیر بارها و بارها در لابه لای تاپیک های متعدد این مباحث رو تقدیم رفقا کردم بر آن شدم که یکبار به صورت یک تاپیک مجزا آن را تقدیم کنم
مباحث در حقیقت ارسال پایانی بنده از تاپیک من میگویم که این امتحان خدا نیست بی کفایتی مسولین است! است
طبیعی است که اگر کسی حوصله کند و تمام ارسالهای تاپیک بالا را تا به آخر دنبال کند به احتمال فراوان بهتر بحث برایش جا خواهد افتاد اما به هر تقدیر خواندن مباحث مطرح شده که به طور عمده مربوط به مسئله ی:
جبر و اختیار و
رزق و روزی و
امتحان و آزمایش و
هدایت و گمراهی هست میتواند پاسخگویی بسیاری از سوالاتی باشد که به جرأت می توانم بگویم تا کنون در این دو سال بیش از 10 بار به رفقای تالار در لابه لای تاپیک ها پاسخ گفته ام إن شاء الله
لطفاً اگر لینکی ارائه شده است برای تکمیل بحث ، در انتهای متن مجدد به آنها هم مراجعه بفرماید که مباحث بسیار تکمیل خواهد شد.
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  سلام علیکم ، اینطور که من تاریخ اسلام را خوانده ام ، بحث جبر و اختیار در بین مکاتب اسلامی بسیار شدید



بوده و هر گروهی هم با نفسیر خاص خود از قرآن ،حق را به خود می داده ، و هیچکدان هم نتوانستند آن یکی



را قانع کنند ، به هرحال من زیاد این بحث کلامی مدنظرم نیست بلکه با این جمله روحانیت حاکم فعلی مشکل



دارم که به مردم عوام الناس( و به خصوص قشر ضعیف ) می گویند که اگر اوضاع اقتصادی بد است ( و روز به روز



هم بدتر می شود ) این مشیت خداست و آزمون الهی است و شما مردم دیندار باید صبر کنید و راضی باشید



به این حالتی که خدا به وجود آورده است !



منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)





در ضمن آن روایاتی از شیعه که می گویند نه جبر است نه اختیار بل امری بین آنها، ضعیف هستند و قابل تشکیک،



چون جبر و اختیار مفهومی باینری است یعنی مثل لامپ برق است یعنی یا خاموش خاموش است یا روشن روشن



و حالت میانه ندارد .

به لطف خداوند تبارک و تعالی فرصتی دست داده تا مباحث نیمه تمامی که در تالار از حقیر به جای مانده را به اتمام رسانده و مدتی به غیبت صغرا و کسی چه میداند شاید هم کبرا برویم
سعی میکنم به تدریج و به مرور پاسخ بند بند مسائل پیش آمده را در حد وسع اندکم تقدیم نمایم
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  منظور آن روزی، روزی معنوی است

اولاً کلام، کلام باطل و بی پایه ای است و مفهوم رزق یک معنای عام دارد که در متن آیه هم مقید به هیچ قیدی نشده است و هم مادی و هم معنوی را شامل می شود


(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)

الان در قصه تولد حضرت موسی علیه السلام
آیا مگر فرعون تمام توان خویش را صرف پیدا کردن و کشتن حضرت موسی علیه السلام نکرد؟
اما چه شد؟ آخر خواست خدا محقق شد و وعده ی خدا به مادر حضرت موسی محقق شد و خداوند جوری دخالت و تدبیر کرد تا موسی در آغوش خود فرعون که قصد کشتنش را داشت قرار بگیرد و در خانه ی خود او بزرگ شود و تحت مهر مادرش باشد
الان جبر شد اینجا؟ یعنی فرعون مطابق اختیارش عمل نکرد؟

ببیینید دوستان عزیز استدعا دارم خوب به این قسمت از مطالبی که در باب جبر و اختیار تقدیم می کنم دقت بفرمایید!
معنای جبر سلب اختیار از انسان است
معنای نظارت خدا، تفویض امور است و همان ادعایی که یهود می کند و تحت این عبارت قرآن مطرح می شود که می گویند
یدالله مغلوله (دست خدا بسته است) وعده ای داده و عالم علت و معلولی خلق کرده و مجبور است بر اساس همین ها عمل کند و خداوند به شدیدترین وجه پاسخ میدهد که دو دست (علم و قدرت) خدا باز است
بعلاوه خداوند در آیات متعدد خود را فعال معرفی می کند
و یکی از چندین مثال قرآنیش را در همین قصه ی به دنیا آمدن حضرت موسی تقدیم کردم
باید بدانیم که اثر بخش به تمام عوامل فقط خداست!!!!!!!
یعنی تا خداوند اذن ندهد امری در عالم محقق نمی شود

به طول مثال تا خداوند اذن ندهد چاقو گلوی حضرت اسماعیل را نمی برد!!!!!! ولو که به ظاهر اثر برندگی در ذات چاقو باشد!!!!!
اما بسیار توجه بفرماید که این مسئله را قاطی نکنید با مسئله ی رضای الهی
ببینید تا خداوند اذن ندهد مردم نمی توانند در روز عاشورا آن فجایع را بر سر بهترین مخلوقات خداوند به بار آورند
اما معنای هر اذن دادنی رضای خدا نیست
خداوند رضایت خود را در تشریعش و احکام دینش و کتابش و کلام فرستادگانش مشخص کرده است
اما اگر بنا باشد تنها به تحقق اموری که مورد رضایش هست اذن بدهد دیگر موجود مختاری وجود خارجی نخواهد داشت
دیگر مشخص نمیشود که هر کسی که ادعای ایمان میکند و فکر میکند با ایمان است و مدعی ایمان است عیار ایمانش چه قدر است
در محل ابتلا و آزمایش است که مشخص می شود برای خودم که من چه کاره هستم!!!!!!!!

بعلاوه ثواب و عقاب به طرز چشم گیری به این نیت ها تعلق می گیرد که برای تحقق در عالم وجود و عینیت بخشیدن به آنها شخص تلاش میکند،
اما الزاماً عامل تامه نخواهد بود نیت من و تلاش من برای محقق شدن یک مسئله در عالم خارج
بلکه باید با مشیت خداوند هم همراه باشد و خداوند به آن اذن دهد و همانطور هم که خدمت شما عرض کردم، هر اذنی نشان از رضایت خداوند به آن نیست
موجود مختار نیت میکند کار خیر یا شرّی انجام دهد، بعد مطابق نیتش سعی میکند لوازمی که محقق کننده ی آن نیتش در عالم خارج است را هم فراهم کند، اما تا مشیت الهی به آن تعلق نگیرد محقق نمیشود
یک مثال قرآنی دیگر آن میشود قصه ی آتش زدن حضرت ابراهیم علیه السلام
آنها قصد کشتن ابراهیم علیه السلام را میکنند و مطابق آن هم عواملی محیا میکنند و دست به اقدام هم می زنند، اما تمام این اسباب و علت سازی ها برای محقق شدن آن نیت در عالم خارج کافی نیست تا اذن خدا به آن تعلق نگیرد
اما همان نیت و تلاش برای عملی کردن آن ثواب و عقاب را به دنبال دارد و معنایش هم جبر نیست
و همانطور هم که دیدید در هیچ یک از این موارد اختیار تام و تفویض امور هم به انسان داده نشده و خدا به عنوان ناظر تنها در سیستم موجود نیست!!!!!!!!!!!
پس نه جبر است و نه اختیار تام امری است بین الامر

(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  در ضمن آن روایاتی از شیعه که می گویند نه جبر است نه اختیار بل امری بین آنها، ضعیف هستند و قابل تشکیک،



چون جبر و اختیار مفهومی باینری است یعنی مثل لامپ برق است یعنی یا خاموش خاموش است یا روشن روشن



و حالت میانه ندارد .
نه روایاتش ضعیف هستند و نه قابل تشکیک
حضرت امام هادی علیه السلام در پاسخ به سوالی که از ایشان در خصوص جبر و اختیار می پرسند به صورت مبسوط بر اساس آیات قرآن اثبات می کنند که نه جبر است و نه اختیار بلکه امری است بین این دو
مشروح این نامه ی بسیار ارزشمند و پاسخ فوق العاده حضرت امام هادی علیه السلام را می توانید در این لینک مشاهده بفرماید:
تالار گفتگوی بیداری اندیشه-چه خواهد شد؟ (سرنوشت یا همان تقدیر چیست؟)

(۱۸/آبان/۹۱ ۱۱:۵۷)راز گل سرخ نوشته است:  

سلام



سوالم اینه که



حالا چه کسی این تشخیص را داده که این وضع بد اقتصادی آزمون اقتصادی یا امتحان الهی میباشد ؟؟



ایا امام یامعصومی امده گفته که تو امتحان الهی هستید ؟؟



یا یک حدسیاتی میباشد ؟


ببینید دوستان
احساس میکنم که برداشت شما رفقا اساساً از مفهوم امتحان مقادیری درست نیست
ببینید هر واقعه ای و هر لحظه از زندگی انسان امتحان است
به چه معنا
مثلاً برای بنده اگر مسئولی در نظام باشم که تصمیماتم اثر کلان در مباحث اقتصادی داشته باشد
ببینیم امتحان به چه شکل خواهد بود:
اگر من بدون مشورت با خبره و اهل فنی که اهل تقوا و خداترسی باشد دست به عملی بزنم که نمیدانم اثرش بر اقتصاد این مملکت چیست و به قول امام معصوم بدون علم دست به کاری بزنم ، خسارتها و خرابی هایی که به بار می آورم بیش از اصلاحش خواهد بود
خود آن مقام برایم امتخانی است که آیا برای انجام کارهایم بهترین مشورت را از بهترین و خبره ترین و با تقواترین افراد میگریم و سعی میکنم درست ترین و خداپسندانه ترین تصمیم را بگیرم یا نه



از آن رأس و اثر بخش ترین تمام لایه های میانی را رها میکنیم و فرض را هم می گذاریم بر تصمیماتی که غلط اتخاذ شده (حالا یا از سر جهالت یا نادانی یا از سر خیانت و ....) و نتیجه اش شده است شرایط بد اقتصادی برای منی که یک آدم عادی هستم در اثر بخشی در ساختار اقتصادی
اینجا امتحانم چی هست؟
امتحانم این است که آیا من که به دلایل متعدد الان پول حلال کمی می توانم بدست بیاورم برای رفع حاجاتم رو به حرام می آورم یا صبر میکنم
یک مثال بزنم
ببینید دوستان
در زمان رسول خدا
قصه ی شعب ابیطالب را شنیده اید دیگر
خدا می خواهد بفهماند که بر سر کلمه ی حق ایستادن بها دارد
سختی دارد
و اگر کسی ادعای ایمان دارد
باید پای سختی های آن هم بیاستد
دزدی نکند و تنها به فکر توسعه ی رزوی از راه های حلال باشد

پس میبینید که در هر حالتی مسئله ی امتحان پا برجاست
برای هر کسی به یک شکلی!!!!!!!

اما مبحثی مهم در مورد اینکه چرا رزق تنها به دست خداست؟
و این مبحث چگونه با اختیار ما قابل جمع است و شاهد مثالهایش از قرآن چیست؟
و تکلیف ما این وسط نسبت به این روزی مقدر چیست؟


بحث نخست در مورد اثبات اینکه روزی فقط به دست خداست
دو مثال قرآن تقدیم دوستان می کنم:
ابتدا:
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (37-روم)
آيا نمى‏بينند كه خدا روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مى‏كند يا او را تنگ روزى مى‏سازد؟ در اين عبرتهايى است براى مردمى كه ايمان مى‏آورند. (37)
در این آیات به صراحت روزی مقدر الهی ترسیم شده است!!!!! که بنا به حکمت و مشیتش به هر که بخواهد وسعت می دهد و به هر که بخواهد تنگ می گیرد

در پاسخ به کسانی که مدعی هستند که علمشان و تدبیرشان در رزق و روزی آنها اثر دارد یک آیه قرآن و یک روایت را تقدیم می کنم:

زمانی که به قارون میگن بابا جون بیا یکم از این همه پولی که داری احسان و انفاق کن چی جواب میده؟
میگه:
قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی(78-قصص)
گفت: همانا اینها که به من داده شده به خاطر آن علمی است که نزد من است

یعنی مالش را و ثروتش را نسبت داده به علمش

هر کسی که چنین فکری کند، یعنی مال و ثروت را تنها به علم خودش مستند کند و وابسته کند، این قارون صفت است!
و در روایات داریم که گاهی خداوند اراده میکند تا به یک بنده ی احمقش رزق فراوان بدهد تا آنها که به زعم خودشان باهوشند فکر نکنند پول تنها وابسته به تدبیر خودشان است


همانطور که یکی از مظاهر رزق، عمر انسان است و مقدارش به دست خداست
و همانطور که ما یک اجل معلق دارم و یک اجل مسمی
و همانطور که اعمالی خیر و شر انسان یا دعای دیگران یا عوامل بسیار دیگر در این مقدار عمر اثر دارد
اما تا خدا اذن ندهد کسی اجلش فرا نمی رسد و اگر کسی به اجل حتمی خود رسید دیگر هر کاری هم که بکند لحظه ای نمیتواند بیشتر زندگی کند

به همان شکل کسی هم که فکر کند روزی اش دست خودش است نمی تواند با حرص و یا تدبیر خودش از آن رزق مقدر بنابر صریح آیات و روایات پیشه بگیرد

البته باز این جا خوب بفهمید دوستان مسئله را

خداوند مکلف کرده بندگانش را تا برای اینکه رزقشان را بدست آوردند دابة (یعنی جنبنده و تلاش گر باشند)


در کلام معصوم داریم که خدا دوست دارد تا بنده اش را در حال تلاش برای کسب رزق حلال ببیند و از بنده ای که بار خود را بیاندازد به دوش دیگران در مسئله ی رزق بیزار است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما وظیفه داریم که برویم برای کسب روزی تلاش کنیم
اما اینکه این تلاش من حاصلش چه مقدار روزی می شود این بدست خداست
و یکی از مظاهر تدبیر و امتحان و ابتلای خدا هم هست!!!



در آیات و روایات موارد متعددی از سوی خود خداوند از طریق قرآن و کلام معصومین برای وسعت رزق ذکر شده و منابع متعدد هم ذکر شده که عامل کاهش رزق است

و منتها تدبیر کننده ی نهایی مقدار آن بنا به مشیت و حکمت بالغه ی خداوند تنها خود خداوند است


اما یک پاسخ به این پرسش بسیار مهم:
چرا رزق تنها به دست خداست؟

چون در روز قیامت
خداوند می فرماید
ای بنده ی من
من تنها کسی بودم که به تو رزق میدادم
به چه حقی از غیر من اطاعت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوند در قرآن کریم می فرماید:
ما أُريدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُريدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57)
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ (58-الذاریات)
از آنها رزقى نمى‏خواهم و نمى‏خواهم كه مرا اطعام كنند. (57)
خداست روزى‏دهنده. و اوست صاحب نيرويى سخت استوار. (58)

یا در آیه ای دیگر تعبیر بسیار لطیفتر و دقیقتری دارد قرآن کریم
می فرماید:

لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏ (132-طه)
از تو روزى نمى‏خواهيم. ما به تو روزى مى‏دهيم. و عاقبت خير از آنِ پرهيزگاران است. (132)

خداوند به صراحت می فرماید در این آیه ی شریفه که روزی با خود خدا است
و خداوند آن را به بنده اش می رساند
خداوند از بنده اش رزق نمی خواهد بلکه تقوا می خواهد
و از مظاهر رعایت تقوا در مسئله ی رزق این است که شخص به دنبال کسب روزی حلال تلاش کند(اما مقدار روزی ای که بنابر این تلاش بدست می آید بدست خداست، می تواند خداوند توسعه دهد و میتواند تنگ بگیرد و در هر دوی این حالات هم غرض امتحان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!)


امام صادق علیه السلام در مسئله شغل می فرمایند به این مضمون که هر شحص برای موفقیت در شغلش به سه چیز نیاز دارد
یکی تخصص
یکی تعهد و وفای به عهد
یکی کسب رضای مشتری تا جایی که مخالف رضای خدا نباشد!!!!!

باز اگر در این زمینه سوالی بود بفرماید در حد وسعم إن شاء الله پاسخگو خواهم بود



(۲۰/آبان/۹۱ ۱۲:۴۶)blue.blood نوشته است:  
پس اگه این حرف ِ شما رو یه مقدار توجه کرد میشه اینطور هم برداشت کرد که ، چرا ظالم ظالم شده ؟ چون خدا هدایتش نکرده ، ظالم شده و نور ِ هدایت بهش نمیرسه ...
همه که از اول یکسان خلق میشن ، با فطرت ِ پاک ... پس چرا یکی میشه ظالم یکی خوب ؟! به خاطر ِ نوع ِ هدایت و خواست ِ خداست دیگه ...



واللا من مقیاس سنجش اعمالم توی ِ وجودمه ، وجدان دارم و میدونم که تهمت زدن و دروغ گفتن و این چیزا خارج از اون وجدان ِ انسانی هست .

ببین بلو جان
من از حرف خودت برای نقض حرف خودت عمل میکنم
لطفاً با دقت تبیین بحث جبر و اختیار رو که بالا تقدیم کردم مطالعه کن
ببین خودت میگی من میدونم دروغ بد هست
یا خیلی از کارهای دیگه که میدونیم گناه هست
اما انجامش میدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینکه میدونیم گناه هست
میشه همان هدایت فطری اولیه که برای همه هست
حالا چون ما موجود مختاریم
میتونیم در بین دو راهی عمل طبق آنچه که میدانیم غلط است یا عمل طبق آنچه میدانیم درست است یکی را انتخاب کنیم
اگر آگاهانه بیاییم و عمل غلط را انجام دهیم این می شود ظلم در حق خود که آگاهانه هم انجام داده ایم
مثلاً میدانیم نباید دروغ بگوییم
اما میگوییم
میدانیم نگاه به ناموس مردم نباید کرد
نگاه می کنیم
میدانیم نباید بدون علم تهمت زد
می زنیم
وقتی با آگاهی کامل تمام این مصادیق ظلم در حق خود را انجام میدهیم کم کم خودمان ، با دست و خودمان ، خودمان را از هدایت خداوند باز میداریم
مانند زمانی که یک پرده ی ضخیم جلوی پنجره بیاندزیم و بعد مدعی شویم که خورشید روشنی بخش نیست
.
در مسئله خیر و شر و ارتباط آن با خدا و اراده و ربوبیت خداوند هم خوب است که به این تاپیک مراجعه بفرماید :
چرا خدا بیماری های کشنده را آفرید؟!P#

التماس دعای فراوان برای پدر و مادر حقیر
یا علی
خدا حافظ و نگهدار و هادی همه ی ما

اگر کسی خواست مطلب خاصی به جز تکرار مکررات بیان کند با توجه به اینکه به قدر کفایت مباحث تبیین شده است پیغام بدهد برای باز کردن موضوع

(۳/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۸)رنجستان نوشته است:  شما اتفاقا دارید خدا را بد جلوه میدهید با این نوع جواب دادن چون خدا عادل و منصف است نه مثل ما ادمها ظالم خدای که گناه را میبیند و در نتیجه اجابت نمی کند باید که خوبی ها را هم ببیند و اجابت کند

بنده مقصر نیستم اگر شما چشمانتان بعضی چیزهایی را که نمیپسندد نمی بیند:


مَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ ﴿۳۰-شوری﴾

و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد و عفو می کند (۳۰)


اولاً گفته ایم خدا از بسیاری در میگذرد!!!!!
ثانیاً گفته ایم
خدا کریم و جواد است و محال است کسی به درگاهش دعا کند و دست خالی برگردد
پس در هر دعا چه میشود برای دعا کننده؟
بر طبق روایات یکی از این 3 حالت برایش اتفاق می افتد
یا همان را خدا به او عنایت میکند و حاجتش روا میشود
یا خدا میداند که این به خیر او نیست پس بهترش را برایش رقم میزند و به او عنایت میکند
یا این دعا ذخیره میشود برای سختترین روزی که از هر زمان دیگری دست انسان از همه چیز کوتاه است و از هر زمان دیگری محتاجتر به رفع حاجاتش میباشد ، یعنی روز قیامت و در آن گرفتاری عظیم گرفتاریش را خدا بر طرف میکند و حاجاتش را به واسطه ی آن دعا برآورده میکند



ثالثاً مولا علی جواب شما را داده اند:
دا كليدهاى گنجهاى خود را از طريق اجازه دادن به درخواست از وى در اختيار تو گذاشته است.
پس هرگاه بخواهى، با دعا مى توانى درهاى نعمت او را باز كنى و باران رحمتش را درخواست نمائى.
فرزند اگر خدا حاجتت را بتاخير انداخت مايوس نباش،
زيرا عطاى خدا به مقدار نيت است
و چه بسا اجابت دعا را بتاخير مى اندازد تا پاداش درخواست كننده بزرگتر گردد و براى آرزومند جالبتر باشد.
چه بسا از خدا حاجتى مى خواهى و به تو نمى دهد، بلكه بهتر از آنرا زود و يا دير مى دهد
و يا حاجتت را در مورد چيزى كه براى تو بهتر است برمى آورد.
خيلى از اوقات از خدا درخواستى دارى كه اگر آن حاجت را خدا برآورد، دين تو از بين مى رود. بنابراين بايد از خدا خواهشى كنى كه آبروى تو را نگاه دارد و كيفرى براى تو نداشته باشد



رابعاً



(۳/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۸)رنجستان نوشته است:  در روایت هم آمده که وقتی گناه میکنید سریع استغفار کنید یا عمل خیری انجام دهید که اثر ان را از بین ببرد. خب وقتی کار خیر کردم گناه هم پاک میشود در واقع انچه را که مانع بر اورده شدن دعایم بود برطرف کردم


مشکل اینجا است که خیلی گناهان ما انجام میدهیم که قبول نداریم گناه است
یا یادمان نمی آید که آن گناهان را انجام داده ایم نظری به این روایت بیافکنید:
علامه نوری در کتاب (دارالسلام) می نویسد: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی نزد امیرالمؤمنین نشسته بودم که عربی وارد شد و عرض کرد یا امیرالمؤمنین! من مرد عیالمند و فقیر هستم و مالی که زندگی مرا کفایت کند ندارم.
.
حضرت فرمودند: ای برادر عرب! چرا استغفار نمیکنی تا حالت نیکو شود؟ عرض کرد: زیاد استغفار میکنم، اما تغییری در زندگی ام پیدا نشده است.
.
حضرت فرمودند: ای برادر عرب خدای متعال می فرماید: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً (10- نوح) به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است (10)
.
(بعد فرمودند) چون به گناه بودن بعضی از اعمالت آگاه نیستی استغفار تو ناقص است؛ زیرا از آنها استغفار نمیکنی و نتیجه نمیگیری. سپس فرمود: اینک به تو استغفاری می آموزم که اگر آن را هنگام خواب بخوانی خدا به تو وسعت رزق عطا فرماید.

.
دعا را نوشته، به اعرابی داده و فرمودند: شب، قبل از خوابیدن، این استغفار را بخوان وگریه کن و اگر اشکت جاری نشد تباکی کن.

.
امام حسین علیه السلام فرمود: سال بعد اعرابی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! خداوند به من نعمت های زیادی عطا فرمود. شتران و گوسفندانم آن قدر زیاد شده اند که محلی برای نگه داری آن ها ندارم.


(۳/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۸)رنجستان نوشته است:  راهای استجاب دعا را مکرر انجام داده ایم راهای هدم استجابت را مکرر ترک کرده ایم انواع و اقسام کاهرا و توسلات را انجام داده ایم اما نشد که نشد.

این حرف به تعبیری یعنی خدایا تو مگر نمی فهمی که این دعا به خیر من است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هیچ جای احتمالی نمیدهید که شاید به ضرر شما باشد
و این از تجلیات استکبار است!!!!!!!!!!


بد نیست آدم اندکی فکر کند که شاید خدا کمی از من بیشتر می فهمد که خیر من در چیست!!!!!!!!!!




(۳/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۸)رنجستان نوشته است:  
هنوز به جواب نرسیدم که چرا واقعا خدا دعاهای ما رو براورده نمیکنه؟ و همه به این امر گرفتار هستند حتی افراد پرهیزکار

گرفتاری چه کسی از اهل بیت بیشتر بوده در عالم
از رسول خدا یا امیرالمومنین یا امام حسین یا....
این ابهامات ریشه در عدم فهم فلسفه ی خلقت موجود مختار و درک دنیای سکونت گاه و آخرت اقامت گاه و... دارد که در بالا و لینکهای ارائه شده به تفصیل بیان شده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، DRiVeR ، فاطمه خانم
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دعاهای وقت خواب Ali#59 1 1,493 ۷/اردیبهشت/۹۳ ۹:۵۳
آخرین ارسال: Ali#59

پرش در بین بخشها:


بالا