کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 4.29 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد و بررسی فیلم هابیت: یک سفر غیر منتظره
۱۴:۲۴, ۴/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۳ ۲:۳۷ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا سلام......
امیدوارم بتونیم باهم به یه نتیجه ای برسیم



« هابیت » داستان یک هابیت کوچک به نام بیلبو ( مارتین فریمن ) می باشد که به خوشی و خرمی در سرزمین شایر، در حال گذران ایام می باشد. او در این مکان سبز و دوست داشتنی، زندگی آرامی دارد و به نظر می رسد که زندگی به کام باشد. اما وقتی که وی با یک جادوگر به نام گاندولف ( ایان مک کلن ) و سیزده کوتوله ملاقات می کند، مسیر زندگی راحتش دستخوش تغییراتی می شود. گاندولف و یارانش به رهبری یک جنگجوی قدرتمند به نام ثورین ( ریچارد آرمیتج ) ، در جستجوی بازپس گیری پادشاهی کوتوله ها هستند و برای اینکار می بایستی با یک اژدهای مهیب به نام اسماگ، مبارزه کنند.
اما در کمال تعجب، بیلبو که فردی ترسو می باشد، با این گروه همراه می شود و این بر خلاف خواسته اعضای گروه است که معتقدند او توانایی جنگجو بودن را ندارد. با اینحال گاندولف با اصرار بر اینکه او می تواند به گروه کمک کند، وی را با خود همراه می کند. این گروه در سفر با موجودات مختلفی از جمله اُرگ ها و غول ها و جن ها برخورد می کنند و البته بیبلو بزودی به موجودی به نام گالوم ( اندی سرکیس ) می رسد که...
« هابیت : یک سفر غیرمنتظره » ، روایتی شبیه به آنچه که در سری « ارباب حلقه ها » شاهدش بودیم، دارد اما نه با آن کیفیت و وسواسی که از پیتر جکسون انتظار می رفت. « ارباب حلقه ها » کتابی قطور بود که به راحتی می شد آن را تبدیل به چند فیلم سینمایی دنباله دار کرد و جزییات فراوانش را در بهترین فرم سینمایی، به مخاطب ارائه داد. اما کتاب « هابیت » به هیچوجه پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر سه گانه را ندارد و از این رو متاسفانه « هابیت : یک سفر غیرمنتظره » در اواسط داستان، تا حدودی خسته کننده می شود. پیتر جکسون در ساخت « هابیت » تلاش کرده عناصر موفق سری « ارباب حلقه ها » را بار دیگر در این فیلم احیاء کند و مواردی را هم شخصاً به « هابیت » اضافه کرده، اما نتیجه کار کند بودن ریتم فیلم و ملال آور شدن آن در ادامه داستان بوده است.
البته مشخصاً کارگردانی عالی پیتر جکسون مخصوصاً در صحنه های بزرگ و عظیم، به اندازه کافی درخشان و چشم نواز است که ما را به یاد شاهکارش یعنی « ارباب حلقه ها » بیندازد ، اما عاملی که باعث می شود تماشاگر نتواند لذت کافی را از داستان « هابیت » ببرد، همان ریتم کند و اصرار بر سه گانه بودن این داستان است که ضربه ای اساسی بر پیکره فیلم وارد آورده و بیش از اندازه آن را کش دار کرده است. پیتر جکسون با اصرار عجیبی، حدود 40 دقیقه از مدت زمان ابتدایی فیلم را صرف شادی و پایکوبی کوتوله های داستان در خانه بیلبو کرده که هیچ دلیلی برای اختصاص دادن این مدت زمان به این موضوع وجود ندارد. این مشکل حتی زمانی که اعضای گروه به سمت هدف رهسپار می شوند نیز به چشم می خورد که تماشای طولانی مدت پیاده روی بازیگران فیلم، از جمله آن است. شاید بهتر می بود که داستان « هابیت » حداقل در دو قسمت روانه سینما می شد تا این ریتم کسل کننده ، تصویرسازی زیبا و جلوه های بصری فوق العاده فیلم را تحت تاثیر قرار ندهد.
« هابیت » البته مشکل دیگری هم در بخش تصویر دارد و آن نحوه فیلمبرداری اش می باشد. یکی از بحث ها های داغی که تا پیش از اکران « هابیت » در رسانه های مختلف مطرح بوده ، تکنیک تصویربرداری 48 فریم بر ثانیه بوده که پیتر جکسون تاکید شدیدی بر استفاده از آن داشت. جکسون در توضیح این تکنولوژی گفته بود که : « با استفاده از این تکنولوژی ، کیفیت تصاویر بالاتر می رود و ما شاهد صحنه های به مراتب طبیعی تری خواهیم بود که چشمها را آزار نخواهد داد» . اما آنچه که بر روی پرده سینماها نقش بسته، چیزی شبیه به مستندهای تلویزیونی است که حتی در هنگام دیالوگ گفتن شخصیت ها ، شبیه به ضبط ویدئوی پشت صحنه فیلم می شود! این فرم فیلمبرداری در لحظاتی ، باعث پرت شدن حواس تماشاگر و عدم تمرکز او بر تصویر می شود که اصلاً جالب نیست ( حداقل برای من نیست ) . با اینحال فیلمبرداری 48 فریمی، در سکانس هایی که در آن جلوه های ویژه خودنمایی می کنند، چشم نواز است چراکه ما شاهد کیفیت بهتر CGI هستیم که با لرزش کمتری در تصویر مواجعه می شوند. هیولاها و موجودات عجیب الخلقه ای که توسط کامپیوتر خلق شده اند، فکر می کنم برای اولین بار باشد که تا این حد شفاف و باورپذیر به تصویر کشیده شده اند و از این حیث، این تکنیک فیلمبرداری مزیت هایی هم داشته است. با اینحال هنوز معتقدم که در لحظات غیر کامپیوتری فیلم، مشکل فیلمبرداری 48 فریم بر ثانیه تا حد زیادی خودش را نشان می دهد به حدی که در لحظاتی تماشاگر را به یاد اجرای شوی زنده مجریان تلویزیونی می اندازد که اینبار با دیالوگ های شخصیت های داستان جایگزین شده است.
با اینحال هرچقدر که این تصویربرداری 48 فریمی ( فکر می کنم نام خوبی برای این تکنیک باشد! ) باعث اذیت شدن تماشاگر می شود، اما بخش سه بعدی و تکنولوژی جدید بکار رفته در کیفیت صوت، عالی است. بخش سه بعدی « هابیت » همانطور که انتظار می رفت، عالی و بی نظیر است و بخصوص در صحنه های جنگ و شلوغ ، چشمها را به خود خیره می کند. تماشای دکورهای عظیم با رنگ بندی های تیره نیز به لطف تکنولوژی سه بعدی مناسبی که در این فیلم بکار گرفته شده، چشمها را آزار نمی دهد و در مجموع باید بگویم که بخش سه بعدی هابیت نمره کامل را دریافت می کند.
بخش صوتی « هابیت » نیز همانند بخش فیلمبرداری ، از یک تکنولوژی جدید بهره برده است که برخلاف اولی که چندان رضایت بخش نیست، این یکی به شدت عالی و هیجان انگیز است. سیستم میکس و صداگذاری جدیدی که تیم جلوه های صوتی از آن بهره گرفته اند، " اَتموس " نام دارد که گفته می شود قادر هست تا 128 صداهای مجزای مختلف را به گوش تماشاگر برساند و از این حیث یک انقلاب در عرصه صدا به حساب می آید. البته اعلام شده که اشتباهاتی هم در استفاده از این تکنولوژی در فیلم « هابیت » به کار رفته است که مهمترین آن اشتباه محاسباتی در خارج شدن صدا از بلندگو هست که فرضاً اگر فرد قرار گرفته در سمت چپ تصویر را مشاهده می کنید، شاید صدای او از سمت راست شنیده شود! با اینحال من معتقدم که این کیفیت صدا عالی است و مطمئناً بزودی در فیلمهای دیگر نیز از آن استفاده خواهد شد.
بازیگران « هابیت » که تقریباً همگی آنها همان بازیگران تیم « ارباب حلقه ها » هستند، کار خود را به خوبی انجام داده اند. بهترین بازیگر فیلم بدون شک اندی سرکیس است که در نقش گالوم، مانند سری « ارباب حلقه ها » بر پرده سینماها می درخشد. اندی سرکیس شاید یکی از بدشانس ترین بازیگران هالیوود باشد چراکه اغلب در نقشهایی حضور پیدا می کند که کل بدنش با جلوه های ویژه کامپیوتری تعویض شده است! سرکیس در « هابیت » ما را بار دیگر به محفلی می برد که سرآغاز آشنایی ما با او بود. او در قالب شخصیت گالوم، بار دیگر ظرافت بازی اش را به تصویر کشیده و حیف است که از او و بازی خیره کننده اش چشم برداریم. ایان مک کلن و مارتین فریمن در « هابیت » تصویری درام – کمدی از خودشان ترسیم کرده اند که در لحظاتی جواب داده و در لحظات دیگر نه، اما روی هم رفته قابل قبول است. ریچارد آرمیتج نیز در نقش ثورین، همان جنگجوی جدی و سلحشوری است که قرار است جای خالی " آراگون " را در « هابیت » پر کند. آرمیتج که بیشتر مدت زمان فیلم به او اختصاص یافته است، به خوبی در نقش این جنگجوی بی باک فرو رفته و تماشاگر پر توقع این فیلم، خیلی زود با او ارتباط برقرار می کند. دیگر بازیگران مطرح فیلم از جمله هوگو ویوینگ و کیت بلانشت، دقیقا فرم بازی شان در « ارباب حلقه ها » را به « هابیت » منتقل کرده اند که نتیجه اش همان، عالی بی نقص است.
« هابیت : یک سفر غیرمنتظره » علی رغم تمام مشکلاتی که دارد، از لحاظ بصری عالی است و ایراد چندانی نمی توان بر آن گرفت. شاید تنها مشکل فیلم که در مواردی مخاطب را آزار خواهد داد، سرعت 48 فریم بر ثانیه فیلمبرداری باشد که فاقد جذابیت لازم برای چنین فیلمی است. « هابیت » یک دستاورد عظیم از لحاظ تکنولوژی و یکی از بهترین های سال از لحاظ فنی است که چشم ها را به خود خیره می کند، اما از لحاظ روایت داستان و جذابیت داستانی، فاصله زیادی به شاهکار پیتر جکسون یعنی « ارباب حلقه ها » دارد. « هابیت » کش دار، خسته کننده و در برخی موارد حتی آزار دهنده از لحاظ چارچوب داستانی است و بهتر هست امیدواریم باشیم که این ریتم نامتوازن در قسمت های بعدی بهبود پیدا کند تا شاید فیلمی به مراتب یکدست تر را شاهد باشیم.
منبع:http://www.moviemag.ir
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۱۹, ۶/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/خرداد/۹۲ ۱۹:۴۵ توسط مصطفای جبهه ها.)
شماره ارسال: #21
آواتار
ببين دوست محترم ، پيامبري در مورد گندالف صدق نميكنه . اولا تداعي موسي(علیه السلام) از اعمال گندالف ، فقط در صورتيه كه مخاطب دنبال شباهت ها بگرده و "بخواد ربط بده". چون شما با اين ذهنيت كه گندالف با شخصيتي پيامبر گونه وارد داستان شده ، به اين قسمت ها نگاه كرديد ، به اين نتيجه رسيديد از بين پيامبران ، گندالف به موسي(علیه السلام) شبيه ترينه، كه نويسنده اين نقد در ادامه اضافه كرده بود موسي قومش رو به سرزمين موعود ميبره ، پس دورف ها يهودي اند و گندالف ، موسي(علیه السلام) . خب اين غلطه . اولا گندالف به عنوان يكي از اعضاي گروه از طلا سهم ميبرد . دورف ها بي راهنمايي گندالف هم ميتونستن به اره بور برن . گندالف چون جادوگر بود ، قدرت رزمي گروه رو بالا ميبرد. در ضمن ، چون چند زبان بلد بود و در راه دوستاني مثل بئورن داشت (در "هابيت :برهوت اسماگ" خواهيد ديد)، صلاح ديد براي تسهيل مأموريت دورفها بهشون كمك كنه، تا كشته شدن اسماگ اژدها كه ميتونست با تاثيرات ويرانگري با سائورون ( نكرومانسر همون سائورونه ) متحد بشه، هر چه سريعتر اتفاق بيفته .از طرفي اخبار بهتري از وضعيت گابلينهاي كوهستان مه آلود داشت و اگه با دورف ها ميرفت ميتونست با فنون جادوگري و زيركي اون ها رو از دست گابلينها نجات بده . در كل براي كم كردن مخاطرات و رسيدن به اهداف خودش با دورف ها رفت پس نقش هدايت گروه بر عهده اش نبود . شكستن سنگ ها و فنون آتش به واسطه حلقه " ناريا" كه گيردان كشتي بهش داد ممكن بود . پس در كل نقش پيامبري منتفيه . حالا منظور دوست خوبم گندالف خاكستری چي بود؟ اين بود كه ايستاري براي كمك به مرد سرزمين ميانه اومدن ، اما نه وحي ابلاغ ميكردن ، نه معصوم بودن و مصون از خطا ، نه تشكيل حكومت ميدادن ، پس فاقد سه قلمرو رسالتند . پس پيامبر و امام نيستن بلكه با خرد و هوشيارن و صرفا به ديگران خط ميدن و به ميل خودشون از كمك يدي و زور بازو هم استفاده ميكردن . فقط گندالف به طور جدي و با كمال ميل بيش از حد وظيفش كار كرد، تا جنگ زودتر تموم شه و به وطن خودش والينور برگرده. آلاتار جادوگر آبي.

1- گندالف (Gandalf) اصلا آبجو نخورد . "دوري" بهش جوشونده بابونه تعارف كرد اما گندالف گفت يك فنجان (اون كوچولوئه فنجون هم نبود!) شراب قرمز به مزاجش سازگارتره. گفتم از ديد كاتوليك شراب ايرادي نداره كه تالكين و جكسون بخوان نشون ندن . 2-ببين دوست محترم ، پيامبري در مورد گندالف صدق نميكنه . اولا تداعي موسي(علیه السلام) از اعمال گندالف ، فقط در صورتيه كه مخاطب دنبال شباهت ها بگرده و "بخواد ربط بده". چون شما با اين ذهنيت كه گندالف با شخصيتي پيامبر گونه وارد داستان شده ، به اين قسمت ها نگاه كرديد ، به اين نتيجه رسيديد از بين پيامبران ، گندالف به موسي(علیه السلام) شبيه ترينه، كه نويسنده اين نقد در ادامه اضافه كرده بود موسي قومش رو به سرزمين موعود ميبره ، پس دورف ها يهودي اند و گندالف ، موسي(علیه السلام) . خب اين غلطه . اولا گندالف به عنوان يكي از اعضاي گروه از طلا سهم ميبرد . دورف ها بي راهنمايي گندالف هم ميتونستن به اره بور برن . گندالف چون جادوگر بود ، قدرت رزمي گروه رو بالا ميبرد. در ضمن ، چون چند زبان بلد بود و در راه دوستاني مثل بئورن داشت (در "هابيت :برهوت اسماگ" خواهيد ديد)، صلاح ديد براي تسهيل مأموريت دورفها بهشون كمك كنه، تا كشته شدن اسماگ اژدها كه ميتونست با تاثيرات ويرانگري با سائورون ( نكرومانسر همون سائورونه ) متحد بشه، هر چه سريعتر اتفاق بيفته .از طرفي اخبار بهتري از وضعيت گابلينهاي كوهستان مه آلود داشت و اگه با دورف ها ميرفت ميتونست با فنون جادوگري و زيركي اون ها رو از دست گابلينها نجات بده . در كل براي كم كردن مخاطرات و رسيدن به اهداف خودش با دورف ها رفت پس نقش هدايت گروه بر عهده اش نبود . شكستن سنگ ها و فنون آتش به واسطه حلقه " ناريا" كه گيردان كشتي بهش داد ممكن بود . پس در كل نقش پيامبري منتفيه . حالا منظور دوست خوبم گندالف خاكستری چي بود؟ اين بود كه ايستاري براي كمك به مرد سرزمين ميانه اومدن ، اما نه وحي ابلاغ ميكردن ، نه معصوم بودن و مصون از خطا ، نه تشكيل حكومت ميدادن ، پس فاقد سه قلمرو رسالتند . پس پيامبر و امام نيستن بلكه با خرد و هوشيارن و صرفا به ديگران خط ميدن و به ميل خودشون از كمك يدي و زور بازو هم استفاده ميكردن . فقط گندالف به طور جدي و با كمال ميل بيش از حد وظيفش كار كرد، تا جنگ زودتر تموم شه و به وطن خودش والينور برگرده. 3- چون دورف ها ر افسانه هاي نورس از كرم هاي جسد يمير غول خلق شدن كه اين جسد بعدا به زمين تبديل شد ، دورف ها ذاتا از هرچيز معدني زير زميني خوششون مياد و ربطي به اورانيوم نداره ! منظور دوستم اين بود. آلاتار جادوگر آبي.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۴, ۶/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #22
آواتار
خب ! ورود دومين جادوگر آبي و پنجمين ايستاري ، جناب پالاندو رو تبريك عرض ميكنم. دوستان عزيز جناب عدالت و محسن ، از اينكه پست بالا يك بخش تكراري داره شرمنده. با موبايل اومدم ، سر ساخت پست ها يكم گيج زد. به هر حال انتقادات خودتون رو بيشتر كنيد تا ما جواب بيشتري بديم . پ.ن : چند تا سورپرايز به زودي براتون آماده ميشه . آماده باشيد !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۳, ۶/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
چیزی که توی این فیلم مشهوده و حتی بسیاری از تحلیل گران و سایت های خارجی به اون اشاره کردن شباهت بیش از حد ماجرای دورف ها به قوم یهوده که دلایلش تو فیلم کاملا واضحه( می تونید توی سایتای خارجی تحقیق کنید که نگید ما توهم داریم)

1-قوم یهود از سرزمین خودش رانده میشه و در بسیاری از نقاط دنیا پراکنده میشه که شباهت بسیاری با داستان فیلم داره

2-قوم یهود بدنبال بازپسگیری سرزمین خودش هست که باز هم داستان فیلم همینه

3-شهر دورفها (اسمش یادم نیست) کنار کوهی بنا شده که در فیلم از اون به عنوان کوه یگانه یاد میشه و خیلی روش تاکید میشه. اگه توجه کنید اسراییل کنار کوهی مشهور بنام کوه صهیون بنا شده که واژه ی صهیونیسم برگرفته از همین کوهه

دیالوگ های این فیلم خیلی مشهود بنظر میرسه مثلا جایی که بیلبو به یکی از دورفها میگه شما به هیچ جا تعلق ندارید و عادت کردید همیشه در سفر باشید که باز هم به قوم یهود اشاره داره

حالا اشاره ی می کنم به سوره ی بنی اسراییل در قران کریم خطاب خداوند به قوم یهود:
شما در زمین 2 بار فساد می کنید که هر دوبار ما مردان خودمان را بر شما چیره می گردانیم

دورف ها همونطور که می دونید با مال اندوزی و دنیا دوستی مرتکب فساد اول میشن که در نتیجه اژدها(که میتونه نمادی از اسلام باشه) بر اونا چیره میشه و حالا دورف ها میرن که دوباره سرزمینشون رو از اژدها پس بگیرن

ضمن اینکه بگم تا زمانی که فیلم به پایان نرسیده باشه نمیشه به طور کامل تحلیلش کرد ولی چیزی که تا به اینجا واضحه نکات بالاست که خود خارجی ها هم بهش اشاره دارن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۱, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #24

بابا خب معلومه کسی که بخواد فیلمی رو از کتابی اقتباس کنه یقینا بخش هاییش رو تقییر میده.. کی کتابی رو میشناسه که شده باشه فیلم نامه ی فیلمش؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۰, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
و اکنون با سلام، من، پالاندو، یکی از دو جادوگر آسمان ردا، از شرق باز گشته ام تا دست در دست دیگر ایستاری از حقانیت دنیای خود دفاع کنم. سلام بر خردمندان....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۷, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
ببینید ، لطفا تفسیر نکنید. قرآن گفته دوبار. خوب کجای داستان دو بار فساد شده. هیچ جایی . بعد هم دورف ها فساد نکردن. ترور پادشاه زیر کوه به دلیل اینکه یکی از 7 حلقه ی دورف ها رو داشت. چون اون حلقه به دست سائرون درست شده بود و بعد با حیله به پادشاه زیر کوه داده شده بود. از مشکلات حمل حلقه بود که ترور رو حریص می کرد.

بعد هم شهر پیش کوه نیست. توی کوهه .

در ضمن اگر پیتر جکسون می خواست ( حالا اصلا به تالکین هم کاری نداریم. که از این حرفها مبراست.) نشون بده دورفها به قول شما یهودی ها هستن و از این حرف ها ، شهر دیل رو شبیه شهر های ترابوزان و قفقاز نمی ساخت. و لباس تاتاری تن مردمش نمی کرد .

پس نتیجه می گیریم. که همچین حرفی حقیقت نداره. حالا هر کسی اینو برداشت کردن. شما میگی خارجی ها گفتن که دیگه بد تر. مگه حضرت امام چندین بار نگفتن ، هر وقت دشمن حرف شما رو تایید کرد بدونید دارید اشتباه می کنید.

مطمئن باشید حقیقتی آموزنده در پس تمام نوشته های تالکین هست که خیلی ها دوست ندارن ما درکشون کنیم.

حالا مثلا من گفتم شهر توی کوهه. یکی پیدا میشه میگه شهر صهیون که درون زمینه و مومنین یهود می رن اون تو تا مسیح ظهور کنه.
خوب ببینید. اینجا آدم باید عاقل باشه. تالکین از روی افسانه ها حرفشو زده. انتخاب دورف ها به خاطر این بوده که مردم صنعتگری هستن و به علم دنیا خیلی واردن. حالا دورف ها توی اساطیر اسکاندیناوی توی کوه زندگی می کردن. نمی تونست بیاد اون ها رو یه جور دیگه معرفی کنه. اصلا شیوایی داستان از بین می رفت.

در مورد اینکه می گین قوم یهود از سرزمین خودشون رانده می شن. جریان رانده شدن قوم یهود خیلی با جریانه دورف ها متفاوته. توی داستان های تالکین خیلی از قوم ها از سرزمینشون رانده می شن هیچ ربطی هم به قوم یهود نداره.

عموما رانده شده ها که البته من اسم رانده شدن رو درست نمی دونم. بازماندگان یک عذاب هستن توی داستان های تالکین که این توی خود قرآن هم هست ، داستان نوح (علیه السلام) ، صالح(علیه السلام) و .....

کلا تفسیر کردن چیزیه که شما می تونید با هزاران دید مختلف انجامش بدید و هر کدوم یه نتیجه ای بگیرید. مهم اینه که ما با ذهن باز به دنبال این کار بریم. خودتون کلاهتون رو قاضی کنید . خود قرآن که خیلی محکم و استوار است و فرقان به حساب میاد. برای هر کدوم از شاخه های مسلمونها یک یا چند تفسیر داره. اینکه آدم بگه کدوم درسته نیاز به ذهن باز داره.
( که اتفاقا علامه طباطبایی با ذهن بازشون و تفکر کاملشون بهترین تفسیر رو ارائه دادن. )

اتفاقا این مسئله که میگی خارجی ها در مورد این موضوع گفتن. به یقین های من در مورد سالم بودن و درستی نوشته های تالکین اضافه کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۹, ۷/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۲ ۱۲:۴۰ توسط گندالف خاکستری.)
شماره ارسال: #27
آواتار
نقل قول:گفتم که در فیلم، تفکر هالیوودی به نوشته های تالکین اضافه شده
اگه چیزی اضافه شده باشه، دیگه نمیشه نوشته ی تالکین، میشه فیلم نامه ی پیتر جکسون!

نقل قول:نور از میان دو تکه سنگ به ترولها میتابد و آنها سنگ میشوند دقت کنید.
شما هم زمانی اولین اشعه ی خورشید رو با ضربه در نظر نگیرید
گندالف نمیتونه ترول ها رو تبدیل به سنگ کنه، بلکه براساس بسیاری از افسانه ها، ترول های کوهستان وقتی در معرض نور آفتاب قرار بگیرن تبدیل به سنگ میشن

نقل قول:دقیقا تالکین به مبحث صنعتی شدن اعتراض شدید داره و این اعتراض وقتی شدیدتر میشه که طبیعت در کالبد درختان هوشمند و قوی هیکل به ارتش خیر در برابر ارتش شر کمک میکند.
خیر
نسبت به پلیدی و از بین بردن بیش از حد چرا، اما صنعتی شدن خیر!
وقتی مردان نومه نور به توان بالای صنعتی میرسن و به کمک مردم دیگه میان، ازشون به خوبی یاد میکنه، از این که کوه ها رو مثلا به راحتی بریدن پنیر میبرن و غیره، البته خودتون هم به خوب بودن و بد بودن اشاره کردید
بحث رابطه ی انت ها و ساکنین آردا بحث کاملا جدایی هست که اگه مبحث دقیقا اون باشه، توضیح میدم

نقل قول:سرانجامش شد غرور شاه آنها و کشف عنصر مجهول که میتواند نشانه ای از خیلی چیزها باشد و در نهایت حضور اسماگ
مبحث یافت میتریل (نقره ی خالص) تفاوت داره با اسماگ و قضیه ی هابیت، لطفا کمی دقت کنید Wink

قسمت 2 حرفتون رو بزارید اینگونه بگم: یک امپراطوری برای ساخت ارتش نیاز به منابع داره، استفاده از اون منابع رو نمیشه به حساب صنعتی شدن گذاشت، مسلح سازی به نظرم کلمه ی بهتریه
در ضمن این قسمت
نقل قول:طرفداران سائورون
باید طرفداران سارومان نوشته بشه
چون نابودی طرفداران سارومان به دست انت ها بود نه سائورون

در مورد الکل هم دوست خوبم آلاتار لطف کردن و توضیح دادن


اما جواب جناب Imam12

نقل قول:سایت های خارجی
شما به خودِ فیلم یا کتاب استناد کنید و از تجربه های خودتون بگید
کپی کردن بحث بدون دونستن تفکرات پشتش قالبا به اشتباه می انجامه، نمونه ی کوچیکش رو فعلا شاهد بودیم

نقل قول:1-قوم یهود از سرزمین خودش رانده میشه و در بسیاری از نقاط دنیا پراکنده میشه که شباهت بسیاری با داستان فیلم داره
خب شما کمی به تاریخچه ی دورف ها که براتون میگم نگاه کنید، بعد مقایسه میکنیم Smile
دورف ها بار اول 7 قسمت (به عدد 7 کی نمیخواید گیر بدید؟ اگه میخواید جواب کاملی ارائه بدم) که بیشترش از بلریاند و نواحی بوده چشم باز میکنن، با فاصله از هم (یکیشون در اطراف کوهستان اردلوین چشم گشوده، با کمی چشم پوشی از دقت میشه درون سرزمین میانه، جایی که در فیلم هابیت و ارباب حلقه ها واقعه در بخش هایی از اون سرزمین جریان داره)
بعد از ویرانی بلریاند دورف ها پراکنده میشن (بار اول)

دورف ها باز هم قلمروهای دیگه ای داشتن که با ظهور اژدهایان نابود شده (با اینکه تعداد قلمرو ها زیاد بوده، اما اینم میزارم بار دوم پراکندگی)
بعد از کشف موریا، موریا میشه بزرگ ترین شهرشون (در کنار شهر های دیگه)
بعد از وقایع موریا که پراکنده میشن، بعضی هاشون میرن به سمت تنها کوه که در تنها کوه هست که اسماگ زرین بهشون حمله میکنه و آواره میشن (بار سوم)

هرکاری کنیم شباهتی بین قوم یهود نمیبینیم، چون قوم یهود فقط یک سرزمین داره، و در کل 2بار در قرآن اشاره شده که برای بازپس گیری اقدام میکنن (سوره اسراء، آیه ۴)

زد و خورد های بسیار زیاد، بازپس گیری قلمرو های مختلف (بیش از یکی) و بدون در نظر گرفتن این که دورف ها مایه ی فساد نیستن، نتیجه میشه گرفت که هیچ شباهتی بین دورف ها و قوم یهود نیست

شما نظر دیگه ای دارید؟


نقل قول:2-قوم یهود بدنبال بازپسگیری سرزمین خودش هست که باز هم داستان فیلم همینه
بالا اشاره به اندازه ی کافی کردم، کدوم سرزمین؟
اگه بزرگ ترین سرزمین (و نه تنها سرزمین) رو حساب کنیم، اون ها که سراغ موریا نرفتن!

نقل قول:3-شهر دورفها (اسمش یادم نیست) کنار کوهی بنا شده که در فیلم از اون به عنوان کوه یگانه یاد میشه و خیلی روش تاکید میشه. اگه توجه کنید اسراییل کنار کوهی مشهور بنام کوه صهیون بنا شده که واژه ی صهیونیسم برگرفته از همین کوهه
اره بور هست نام شهرشون

آیا یک کوه نماده؟ کوهی که برای دورف ها (کوتوله ها) همیشه یک نماد بوده و هیچ ارتباطی نداره با صهیون و غیره؟ اگه این نماده، پس موریا که زیر یک رشته کوه هست (کوه تنها نیست) رو چطور توجیه میکنید؟ موریایی که ازش به عنوان یک قلمرو یهود یاد میکنید؟
اون کوه در جنوب غربی اورشلیم بوده، نه اینکه اورشلیم زیرش ساخته شده باشه یا در دامنه ی اون (منظورم از دامنه، شهرهای کوهپایه ای هست)

نقل قول:دیالوگ های این فیلم خیلی مشهود بنظر میرسه مثلا جایی که بیلبو به یکی از دورفها میگه شما به هیچ جا تعلق ندارید و عادت کردید همیشه در سفر باشید که باز هم به قوم یهود اشاره داره
Dodgy
چی بگم والا؟
فقط یک سوال، همه ی دورف ها جایی ندارن؟ یا فقط تورین و شرکا پس از حمله ی اسماگ به تنها کوه؟
بهتون اطلاع بدم دورف ها ساکن هستن خیلی هاشون، مثلا داین در کوهستان آهن که میشه جایگاه دائمی که مال خودشونه

بازم همین اسرار رو دارید که دورف ها ساکن نیستن و در سفرن؟


نقل قول:حالا اشاره ی می کنم به سوره ی بنی اسراییل در قران کریم خطاب خداوند به قوم یهود:
شما در زمین 2 بار فساد می کنید که هر دوبار ما مردان خودمان را بر شما چیره می گردانیم

دورف ها همونطور که می دونید با مال اندوزی و دنیا دوستی مرتکب فساد اول میشن که در نتیجه اژدها(که میتونه نمادی از اسلام باشه) بر اونا چیره میشه و حالا دورف ها میرن که دوباره سرزمینشون رو از اژدها پس بگیرن
اول این قسمت رو ندیده بودم، بالا خودم از این 2بار استفاده کردم، نتایجش به نظرم کافی باشه

بازم میگم، بیش از 4 قلمرو وجود داشته که 2تاشون واسشون جنگ در گرفته (تازه من دارم به اشتباه برای آسانی قلمرو های مختلف بلریاند رو یکی میکنم! قلمرو های دورف های فروخل رو در نظر نمیگیرم!)

حالا اورشلیم چندتاست؟ 1 دونه (دورف ها بیش از 1)
چندبار فساد میکنن؟ 2 بار (دورفی فساد کرده؟ خیر)
چندبار قلمرو میخوان پس بگیرن؟ 1 بار (دورف ها 3 بار اینکارو انجام میدن)

آیا شباهتی هست؟
من که نمیبینم!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۴, ۷/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۲ ۱۲:۴۵ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #28
آواتار
دوستان دقت داشته باشید که در تالار بیداری اندیشه قصدمان صرفا بررسی تخصصی و ارزش هنری سینما نیست و بخش سینما و هالیوود هم برای مباحثیست که در راستای اهداف و رسالت تالار باشد، که در این بخش می توان گفت همان بررسی فیلمها و آثار سینمایی غرب و بیان تحلیلی این آثار و چگونگی تاثیرگذاری این کارها و سلطه ی سینما بر افکار و ... هست.
لذا نقدهای صرفا هنری را در تالارهای مربوط به سینما پیگیری بفرمایید.
اگر نقدها در راستایی که عرض کردم باشد بسیار هم استقبال می کنیم.
ممنونم از همکاری شما

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۰۲, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #29
آواتار
من نا حالا شمارو توی تالار ندده ام بنظر میرسه از انجمن دفاع از حقوق تالکین اومده باشین همگی یه چند تا چیز هست که باید روشن بشه

ببینید هالیوود واسه دروغ ساختن کاری به مدارک و منابع و کتاب و این چیزا نداره اکثر کسایی که میگن فیلم ارباب حلقه ها و هابیت ربطی به یهود و صهیونیست نداره به کتاب رجوع میدن که این با منطق جور در نمیاد

اقا نمونه ی بارزش همین فیلم آرگو که هالیوود میاد یه واقعیت تاریخی نه چندان دور که فیلما و مستنداتشم موجوده رو به نفع خودش تحریف میکنه و بعد بهش اسکار هم میده!

حالا شما میگی رمان تالکین اینطوری و اونطوری عزیز من مگه دروغ و تحریف واسه این صهیونیستا کاری داره

یهودیا کتاب خدا (تورات و انجیل) رو تحریف کردن اونوقت انتظار داری بیان یه رمانو صادقانه بسازن!!

ضمن اینکه یه چیزی بگم تجربه نشون داده با کسی که از روی تعصب و علاقه در مورد چیزی قضاوت میکنه نمیشه بحث کرد چون حدیث داریم که میگه:
تعصب بیجا انسان رو کور و کر میکنه

تا زمانی که شما از علاقتون دل نکنی چشمت به روی واقعیت روشن نمیشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۷, ۷/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۲ ۱۵:۴۳ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #30
آواتار
به نام خدا

کاربران گرامی که حامی مرحوم تالکین و آثارش هستید، به نظر اگر خود مرحوم زنده بود،‌ باز به اندازه شما در برابر اثرش تندروی نمیکرد، حالا خوبه من از تالکین و آثارش تا حد زیادی حمایت کردم اگر اینکار را نمیکردم میخواستید چکار کنید؟؟؟؟؟

بنده هر چه بگم باز شما حرف خودتون رو میزنید و به عنوان مثال به نوع تلفظ گندلف و گاندولف یا هرچیز دیگه ای انتقاد میکنید ولی نمیخواهید حقیقت را قبول کنید.


ببینید معنی استعاره و استفاده از مثال و تمثیل در ادبیات را حتما بسیار بهتر از من میدانید. خوب در مورد داستان بنی اسرائیل یا حضرت موسی (علیه السلام) که بر فرض یک نویسنده مانند تالکین که نمیاد مستقیم همون داستان رو با تمام جزئیاتش وارد داستان خودش کند چون در آن هنگام دیگر آن اثر، داستان تالکین نمیشود و همان ماجرای واقعی قوم بنی اسرائیل میشود.

در اینجا نویسنده با استفاده از نکاتی و استفاده از استعاراتی که به قدرت نگارش او برمیگردد دقیقا اشاراتی در نوشته خود میکند که یادآوره داستان یا اسطوره مورد نظر او میباشد و اشخاصی که کمی آشنایی با این داستانها و اسطوره ها داشته باشند به راحتی متوجه منظور نویسنده از آن استعاره خاص میشوند.

هنر یک نویسنده این است که با استفاده از داستانها و اسطوره های مختلف، افسانه ای میگوید که در ظاهر هیچ شباهتی به اصل آن داستانها یا اسطوره ها ندارند ولی در باطن دقیقا همان ماجراهای واقعی یا تخیلی میباشد ولی در پوششی جدید و نو.


چیزی که در آثار تالکین به خصوص هابیت دیده میشود استفاده از بسیاری اسطوره ها و داستانهای مذهبی به صورت استعاری در سری کتابهای او میباشد که یک نمونه آن ضربه عصای گندلف به سنگ و شکستن آن از وسط است که دقیقا یادآورد ضربه حضرت موسی (علیه السلام) با عصایشان به رود نیل و شکافتن آن و هلاکت فرعونیان (ترولها در اینجا) میباشد.


ارباب حلقه ها، یک کتاب آسمانی نیست که تا این حد شما روی آن تعصب دارید هرچند بنده هم به نوع نگارش و فیلمهای ساخته شده از روی این اثر و مرحوم تالکین،‌ علاقه مندم ولی دلیل نمیشود که بعضی نکات را نبینم و به هر نحوی بخواهم از اثر دفاع کنم. والسلام




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Heart [ بخش اول ] نقدی در فیلم هابیت: نبرد 5 ارتش just4fun 12 7,152 ۳۰/تیر/۹۶ ۲۱:۴۱
آخرین ارسال: maz
  نقد و بررسی فیلم " جنگ جهانی زد - World War Z " SAViOR 15 10,938 ۲۳/تیر/۹۵ ۱۰:۱۶
آخرین ارسال: sadinmoree
Video بررسی نماد های فراماسونری در فیلم Sherlock Holmes 2 Detector 10 9,224 ۱۴/آبان/۹۳ ۱۵:۳۱
آخرین ارسال: A.E
  بررسی و تحلیل فیلم هابیت: برهوت اسماگ عدالت 14 9,136 ۸/خرداد/۹۳ ۲۰:۲۲
آخرین ارسال: مصطفای جبهه ها
  بررسی فیلم " زندانی ها - Prisoners " Reza2035 19 13,909 ۱۱/دی/۹۲ ۱:۱۳
آخرین ارسال: PWLG
  بررسی فیلم آخر الزمانی Immortals ( جاودانگی ) تولید شده در 11.11.11 Imam12 5 8,068 ۲/فروردین/۹۲ ۲۰:۰۲
آخرین ارسال: Justice Bringer
  نقد و بررسی فیلم لژیون ( LEGION ) oO DaViD Oo 26 25,107 ۱۸/بهمن/۹۱ ۲۱:۵۹
آخرین ارسال: mofa

پرش در بین بخشها:


بالا