کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهـینه سـازی در زندگی
۶:۰۴, ۲/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که به چه دیتا یا اطلاعاتی در زندگی نیازمند هستید؟!
در این دنیا با ایییییییین همه دانش ها و دانستنیهای گوناگون شما آیا دقت می کنید به کدامشان نیازمند هستید و به کدامشان نه؟!
اصلا چطور انتخاب می کنید چه چیزی را باید بدانید و چه چیزی را نه؟!
یا اینکه به طور تصادفی هر دانستنی رو جلوی چشمتان قرار گرفت رو خواهید دانست؟!



بزارید مثالی بزنیم.
تصور کنید کسی در غاری زندگی می کند.
و اصلا با انسانها هم در ارتباط نبوده. و از دانشهای امروزی هم بی اطلاع هست.
در این غار که سرپناه اوست، چیزهایی دارد و با انها زندگیش را میگذراند. از چوب دستی گرفته تا گوسفندی و جایی برای خوابیدن و ...
به نظرم شما اگر مثلا سیلی بیاید و او بخواهد از بین اینها انتخاب کند و یکیشان را بردارد تا از بین نرود کدامشان را انتخاب خواهد کرد؟!

.
.
.
همونطور که حدس زدید او به بقای خود دقت می کند و چیزی را انتخاب می کند برای بقا به آن نیازمند هست.

در واقع می تواند گفت که او بهگزین کرده و مهمتر را از مهم تشخیص داده.

آیا ما هم چنین شیوه ای را در زندگی بکار میگیریم؟!

بزارید یه شمایی از فضایی که در آن هستیم بدم و ببینیم ما کجا هستیم و چه می کنیم!

همگی می دانیم که زمان محدودی داریم. و دانستنیها هم بیشمار. پس آیا نیاز نیست دقت کنیم و بهگزین کنیم؟!
دقت کنید که همیشه در زندگی حس اینکه در وضعیت بحرانی هستیم به ما دست نمیدهد تا دقت کنیم در انتخاباهایمان.

البته مدنظر این نیست که بیاییم و نسخه ای ثابت و یکسان برای همه بپیچیم

آیا فکر می کنید در زندگی از وقتتون به نحو احسن استفاده می کنید؟!

نظرات شما در مورد بهینه سازی در زندگی چیست؟

نکته ی اساسی صرفا دونستن بهینه کردن زندگی نیست چرا که این قضیه امری بدیهی به نظر میرسد؛ بلکه تلنگریست به این مسئله که:

چرا بدیهی ترین داناییهایمان عملیاتی نمیشود؟!!!



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۲۲, ۴/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۲ ۷:۳۱ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #11
آواتار


وقتی مجموعه ای از اطلاعات و داناییهای پراکنده در ذهن خود میریزیم آفت اصلی عدم چارچوب ذهنی منسجم می باشد.

دقیقا مثل هاردی که همینطور داخلش اطلاعات و دیتا ریختید و سی پی یو قدرت پردازش مناسبی رو نخواهد داشت.

جمله ی زیبایی رو مصطفی مستور در ابتدای کتاب روی ماه خداوند را ببوس بهش اشاره می کنه. جای بسی تامل داره (نقل به مضمون):

گاهی دانایی به جای اینکه دری رو به روت باز کنه باعث میشه درها به روت بسته بشه
!


وقتی هر دیتا و اطلاعاتی که به سمت ما میاد رو بر میداریم و توجهی نکنیم به اینکه آیا به چنین دانایی نیاز داریم یا خیر، نتیحه میشود که این دانایی نه تنها یاری دهنده نخواهد بود، بلکه می تواند آزار دهنده و مخرب باشد.



امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۲, ۴/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
(۴/خرداد/۹۲ ۱۹:۲۲)مجید املشی نوشته است:  

وقتی مجموعه ای از اطلاعات و داناییهای پراکنده در ذهن خود میریزیم آفت اصلی عدم چارچوب ذهنی منسجم می باشد.

دقیقا مثل هاردی که همینطور داخلش اطلاعات و دیتا ریختید و سی پی یو قدرت پردازش مناسبی رو نخواهد داشت.

جمله ی زیبایی رو مصطفی مستور در ابتدای کتاب روی ماه خداوند را ببوس بهش اشاره می کنه. جای بسی تامل داره (نقل به مضمون):

گاهی دانایی به جای اینکه دری رو به روت باز کنه باعث میشه درها به روت بسته بشه
!


وقتی هر دیتا و اطلاعاتی که به سمت ما میاد رو بر میداریم و توجهی نکنیم به اینکه آیا به چنین دانایی نیاز داریم یا خیر، نتیحه میشود که این دانایی نه تنها یاری دهنده نخواهد بود، بلکه می تواند آزار دهنده و مخرب باشد.


درسته
باید فرآیند ورود داده هارو مدیریت کنیم. یعنی با توجه به هدفی که داریم و علاقه ها و نیازهایی که داریم، داده هایی رو به دست بیاریم. داده های مورد نیاز و موثق و اصل و معتبر.
و در کنارش، زمانی رو برای دسته بندی داده ها و روی هم ریختن آن ها برای کشف و رسیدن به اطلاعات مورد نیازمون اختصاص بدیم تا به نتیجه برسیم. ذهن انسان طوری خلق شده که خودش اطلاعاتی که مورد نیاز نیست رو پاک می کنه. دیدیم مثلا با یک نفر در یک مکانی بودیم و بعدا که صحبت کردیم، یکی یه چیزی از اون جا یادشه و اون یک، چیز دیگه ای. چون اون چیزی که می خوایم و مهمه رو ذهن نگه می داره.
برای این که داده های جمع آوری شده، ذهن مارو خیلی مشغول نکنن و زودتر روشون پردازش انجام بدیم و به نتیجه و اطلاعات بهتری برسیم، تمرین کنیم که بنویسیم.
من این یادگاری رو به خیلی ها دادم : "نوشتن معجزه می کنه".
مثلا می خوایم از زمانمون بهتر استفاده کنیم، اول برنامه روزانه مونو بنویسیم و هر کدوم از کارارو بررسی کنیم که آیا نیازی به انجامش هست؟ یا کار بهتری هست که به جاش انجام بدم؟ همه این سوالات و پاسخ هارو بنویسیم. این ها می شه داده های ما و از روی این ها تصمیم می گیریم.
نوشتن باعث می شه که ذهن ما خلوت تر بشه و همزمان، همه داد ها جلوی چشم ما و روی کاغذه و با توجه به خلوتی ذهن و مشاهده همزمان همه داده ها، نتیجه بهتری خواهیم گرفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۰, ۵/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۲ ۱۶:۰۰ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #13
آواتار
به نام خداوند بخشنده و مهربان

دوستان اگه بحث رو کمی انحراف دادم شرمنده،چون نتونستم بهتر بنویسم

دوستان بزارید من هم با یه سوال منظورم رو برسونم.

چرا امروزه با وجود سازمان ملل و دموکراسی ورشد فکری بیشتر انسانها نسبت به گذشته و سازمان حقوق بشر وامنیت ملی واینجورچیزا بازم انسانها جنگ میکنند.

چرا بازم خیلی ها تو فلسطین و سوریه و لبنان و میانمار و سایر نقاط جهان و ... در اثر جنگ میمیرند و باز هم خواهند مرد.

و چرا با وجود این همه محصولات کشاورزی و تولیدات صنعتی و معادن خیلی از مردم دنیا گرسنه هستند.

چرا همه ی ملل جهان اغلب با هم اختلاف دارند و کشورهایی که حرفی نمیزنند و اختلافی ندارند یا کشورهایی ترسو و یا چاپلوس هستند.

ساده تر بگم چرا دنیای انسانها گاها وحشیانه تر از دنیای حیوانهاست؟؟

چرا؟؟

هر کس جواب خودش رو به این سوالها داره ولی جون من دیگه نگید تقصیر فراماسون ها و شیطان پرستا و ... هست. چون مسئله خیلی کلی و بزرگتر هست.

چون حتی ما این مشکلات رو گاها خودمون و تو کشورمون هم داریم و حتی تو کشورمون هم خیلی ها با هم اختلاف نظر دارن و خیلی ها گرسنگی میکشن و...

ببینید حتی محبت و دوستی و اتحاد هم که زمانهایی در زمان پیامبران بود هم مقطعی بود و بعد از رحلت ان پیامبر یا تفرقه شد و یا کفر دوباره و جریان های دیگر و...جریان گوساله ی سامری هم که یک نمونه ی کاملا" روشن هست برای گفتم.

جواب ساده هست:هیچ چیز این دنیا درست بشونخواهد شد چون این دنیا یک مذرعه هست تا بکاریم و وقت برداشت جای دیگه ای هست.

اره دوستان این جمله همون جمله ای بود که تو زمان دوم و یا سوم ایتدایی تو کتاب دینی خوندیم و ولی اکثرا از یادش میبریم.

تو مسئله ی دانش اندوزی هم خیلی هل معتقدند که باید به اولویت ها توجه کنیم ولی اگه باز هم به اولویت هاتوجه کنیم و دنبال اطلاعات غیر ضروری نریم باز هم در اخر کار و وقت مرگ خواهیم گفت:ای شهرام انصافا تو هم زندگیت رو هدر دادی و طوری که میخواستی نشدی وای بر تو...

چون من هم مثل یک گرگ تشنه به خون،تشنه ی اطلاعات هستم همون طور که انصار المهدی گفت.

ولی دقت کنیم که این حس تشنگی فقط مختص به اطلاعات نیست،انسان همیشه تشنه ی همه چیز هست،ثروت و قدرت و شهرت و علم و زیبایی و...

سرتون رو درد نیارم این تشنگی به اطلاعات اونقدر منو گیج کرده که حالا نمیدونم واقعا کدوم اطلاعات برام ضروری هست،نمیدونم برم دنبال رشته ی تحصیلی خودم و یا نقشه کشی و یا برنامه نویسی و شبکه و رشته ی باشگاهم و طراحی سه بعدی و انیمیشن سازی و یا تاریخ که علاقه ی زیادی بهش دارم و یا سیاست و یا اطلاعات پژشکی وخیلی از علایق دیگرم و...

ولی در کل هارد گونه بودنم رو دوست دارم چون همه کامپیوتر ها شبیه هم هستند و این اطلاعات هاردشون هست که با عث فرقشون میشه و فرق بقیه اجزاشون هم که با پول حل میشن.

ولی مشکلی که دارم اینه که حتی نمیتونم به یکی از خواسته هام هم برسم و همشون رو ناقص دنبال میکنم،درضمن بعضی از دوستان و فامیلهام که زندگی ساده تری داشتن حالا یه کار خوب دارن و خدمت سربازی رو هم تموم کردن و تو فکر زندگی مشترک هستن؛ولی من هنوز سردرگمم در این دنیای اطلاعات و خواسته ها.

ولی یه امیدی هست که همیشه به بی امیدان امید میده و اون کلام خداست در قران

اره با خوندن قران و عمل به دستوراتش هست که گاها فکر میکنم اگه به دستوراتش درست عمل کنم دیگه هیچ دغدغه ای رو نخواهم داشت و واقعا" ازاد خواهم شد.

اره دوستان همون قرانی که گاها تو مجالس رحلت اشنایان فقط عربیش رو میخونیم و از یاد بردیم که این کتاب فقط راه درست سبک زندگی هست نه نظریات و تحقیقات دیگران و ...

دوستان زندگی ما یک فرایندی هست که شروع شده و رو به پایانه و اونقدر وقت ما کم مونده که نمیتونیم تصورش کنیم!!!!

حالا قبول میکنید که بهترین سبک زندگی تو قران کریم هست.

پس همین الان با یه سوره ی خیلی کوچیک شروع کنید.

شاید حمون سوره ی العصر که هممون از بچگی حفظ هستیم بهترین گزینه باشه،پس معنیش رو با دقت بخونید و فکر کنید.


به نام خداوند رحمتگر مهربان


سوگند به عصر
(1)


كه واقعا انسان دستخوش زيان است
(2)


مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏اند
(3)




امضای شهرام
فقط یه چیز از کسی که تاپیک رو میخونه میخوام:
که فقط بدونه شاید من مطلب اشتباهی رو نوشتم
و من انسانم و اشتباه میکنم
بس بی دلیل باور نکن
و اگه در قیامت یخه ی من رو گرفتی و گفتی من به حرف تو گوش دادم:من جمله ی بالا را یادت میارم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۲, ۵/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

حرف شما درست. بهترین سبک زندگی در قرآن هست.
اما سوال:
آیا سبک زندگی امامان ما با سبک زندگی در قرآن متفاوت است؟
و
آیا سبک زندگی ائمه(علیه السلام) نمونه عینی وملموس برای ما نیست؟ نمونه هایی که راه را برای رسیدن کوتاه تر میکنند؟؟

امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۶, ۵/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

بابت مطالب مفید و بجاتون ممنون

چند وقت پیش با یکی از دوستان سر اینکه این همه اطلاعات از طریق رسانه ها ،فیلمها و اینترنت به افراد

وارد میشه بحثمون بود و اعتقادم این بود این

اطلاعات بیشتر ذهن را فربه میکند و کاری که میکنه وقتی هی عادت کردیم به اطلاعات دم دستی و راحت با سرچ

چیکار میکنه!کاری که میکنه این است

تحلیل را ازمون میگیره ومغز دیگر تواناییش در قدرت تحلیل پائین میاد

و در مورد این جمله

نقل قول:گاهی دانایی به جای اینکه دری رو به روت باز کنه باعث میشه درها به روت بسته بشه!

مفهوم بسیار درست و بجایی دارد فقط احساس و فکر میکنم واژه دانایی انچه که در ادبیات ما بکار رفته دانش

با تحلیل یا همان معنی هاردگونه بودن داشته باشه و با توجه به مفهوم جمله میخواد بیان کند شاید اشتباه!

بنظرم از واژه علم یا دانش بکار میرفت مفهوم جمله بهتر میشد!

البته شاید اشتباه فکر میکنم!

یاعلی.

امضای عبدالرحیم
به تو فکر کردم، که بارون بباره…

[تصویر: baroon.jpg]
وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْث.
و به خاطر شما باران فرو می‏ریزد.
زیارت جامعه کبیره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۰, ۵/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
با سلام خدمت دوستان گرامی.

مطلب بهینه سازی واقعا یکی ازبحثهای کاربردی و بسیار مهم در همه زمینه ها می باشد. بنده نکاتی در این مورد به ذهنم رسید که خدمت شما عرض می کنم:

1- خیلی از مواقع ما نمی دانیم چه چیزی برای ما اولویت دارد. به عنوان مثال بسیاری از افراد در زندگی برنامه مشخصی ندارند. آنهایی هم که برنامه دارند هم اغلب نمی توانند بسیاری از برنامه هایشان را اجرا کنند. که می تواند ناشی از عوامل متعددی مثل بی انگیزگی، هدف گذاری نادرست، عدم مشورت با افراد آگاه و... باشد.

2- خیلی از افراد در زندگی هدف مشخصی ندارند. نمی دانند زندگیشان به کدام سمت می رود. ضرب المثل معروف « هرچه پیش آید خوش آید» هم معمولا ورد زبان این گونه افراد است. به عنوان مثال فرض بفرمایید یک نفر بدون هدف و صرفا به خاطر وقت تلف کردن وارد اینترنت می شود تا به قول خودش وبگردی کند. از طرف دیگر فردی دیگر با هدف جستجوی یک مطلب خاص ( مثلا بیماری هپاتیت) وارد اینترنت می شود. واضح است که این دو نفر با هم مساوی نیستند.

3- ممکن است اهداف ما به درستی تعیین نشده باشند. مثل اشخاصی که وارد یک رشته می شوند ولی بعدا متوجه می شوند که علاقه ای به آن رشته نداشته اند.

4-با توجه به گسترش و پیشرفت علوم که به انفجار اطلاعات معروف است، یادگیری تمام علوم برای ما ممکن نیست. به همین جهت افراد متخصص در این دوره معمولا در یک رشته تبحر دارند. یک جمله معروفی هم که احتمالا همه ما شنیده ایم هم این مساله را تایید می کند: «به جای آنکه اقیانوسی به عمق یک کف دست باشی، چاهی با ابعاد کوچک ولی عمیق باش» ( نقل به مضمون). اگرچه ضرورت دارد برخی از مهارتهای ضروری را همه افراد جامعه بلد باشند مثل کمک های اولیه.

5- به دلیل این گستردگی و از طرف دیگر در دسترس بودن اطلاعات آن هم با حجم زیاد، انسان ناخودآگاه یا خودآگاه به سمت اطلاعاتی می رود که شاید در زندگی هرگز به کار او نیاید.

6- باید در مسایل مختلف به کیفیت و کمیت توجه نمود. اصولا کیفیت مقدم بر کمیت است. اگر شخص اطلاعات زیادی را بدون دسته بندی و بدون هدف یاد بگیرید به امید آنکه روزی به کارش بیاید، به مرور زمان دچار دلزدگی و بی انگیزگی می شود که از آفات مهم علم آموزی محسوب می گردد.

با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما؛ در پناه حق زنده و پیروز باشید.

امضای منادی حق
بسم الله الرحمن الرحيم

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۳, ۵/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #17
آواتار

تشکر می کنم از همه ی دوستان که همچنان این بحث رو دنبال می کنن. واقعا به نکات ارزشمندی تا بدین جا اشاره شد.


بعضی از مسائل پایین دستی یا زیر شاخه ای هستن و بعضی سرشاخه ای و بالا دستی. من فکر می کنم بحث بهیه سازی از آن دسته بحث های سرشاخه ای و بالادستیه. و تغییراتی در این مبحث تغییراتی محسوس در زیرشاخه های زندگی ایجاد خواهد کرد.


(۵/خرداد/۹۲ ۱۶:۱۰)جوانمرد نوشته است:  یک جمله معروفی هم که احتمالا همه ما شنیده ایم هم این مساله را تایید می کند: «به جای آنکه اقیانوسی به عمق یک کف دست باشی، چاهی با ابعاد کوچک ولی عمیق باش» ( نقل به مضمون). اگرچه ضرورت دارد برخی از مهارتهای ضروری را همه افراد جامعه بلد باشند مثل کمک های اولیه.

یه تعبیر زیبایی شنیدم فکر می کنم از علامه جعفری باشه به این صوت که:

بعضی از جوانهای امروز اطلاعات و داشته هاشون مثل اقیانوسیست به عمق یک سانتی متر!!!
چنین اقیانوسی با کوچکترین تابش نور خورشید خشک می شود!!!


عجب تعبییر زیباییست حقیقتا.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۴, ۶/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام
ممنونم از اینکه این بحث زیبا و مهم رو مطرح کردید این مسئله چیزیه که در این زمان دامنگیر خیلی ها از جمله خود من شده... وجود این همه اطلاعات که از طریق رسانه ها و انواع وسائل ارتباطی و نشریات و مطبوعات روی سر ما اوار شده به نوعی باعث آشفتگی زندگی درونی و بیرونی ما شده و آرامش رو ازمون گرفته که حالا یا به خاطر عطش کسب اطلاعات بدون هدفه یابه خاطر روحیاتی مثل کبر و حسد و طمع یا مسائل دیگه...
با این حال من فکر می کنم اگه همین انبوه اطلاعات که روزانه در اختیار ما قرار می گیره به صورت کنترل شده و هدفمند و در قالب یه دسته بندی وارد ذهن ما بشه میتونه خیلی مفید واقع بشه بدون اینکه اون وضعیت نامطلوب پیش بیاد (لزوم چارچوب ذهنی منسجم)
مشخصه که اطلاعات ارزش یکسانی ندارند پس بهگزین کردن لازمه یعنی به اطلاعات به ترتیب میزان ارزش و ضرورتشون وقت و انرژی بیشتری برای مطالعه و دریافت اختصاص داده بشه. برای اینکار باید خودمون رو کنترل کنیم که کسب اطلاعات کم اهمیت تر وقت و انرژی ما رو برای پیگیری اطلاعات مهمتر نگیره
اما اینکه دریافت اطلاعات را محدود کنیم و فقط به چند شاخه محدود اکتفا کنیم هر چند باعث تمرکز و تقویت مهارت و تخصص در اون شاخه ها میشه ولی میتونه در نتیجه گیری و کسب معرفت اثر سوء بگذاره چون اغلب موضوعاتی که ما مطالعه در مورد اونها را لازم می دونیم خصوصا موضوعات علوم انسانی و اسلامی موضوعاتی چند بعدی هستند که شناخت و تحلیل و حکم دادن در موردشون نیاز به اطلاعات و دانش چند بعدی داره و این شاخه های علمی و مطالعاتی که ما خودمون رو مقید و متمرکز بر اونها می کنیم شاخه بندی هایی اعتباری و ذهنی هستند که برای سهولت در مطالعه ایجاد شدن ولی در واقع همه آنها به هم مرتبط و مثل یک شبکه به هم پیوسته ان چون در واقع موضوع همه اونها در عالم خارج یکی هست و هر کدوم از این شاخه ها مطالعه یکی از ابعاد و جنبه های موضوع واقعی و خارجی رو به عهده دارند بنابراین با مطالعه یک شاخه علمی تنها یک بعد از موضوع واقعی و خارجی شناخته میشه و ابعاد دیگرش همچنان ناشناخته باقی میمونن و در نتیجه شناخت خوب و قضاوت درستی نسبت به موضوع به دست نمیاد.
اما اینکه انتظار داشته باشیم همه دانستنی هامون عملیاتی بشن شاید انتظار درستی نباشه چون همه دانستنی های ما خواص یکسانی ندارن و خاصیت داشتن یک دانستنی و موثر بودنش هم تنها به کاربردی بودن و علمیاتی بودن خلاصه نمیشه چون دریافت اطلاعات مختلف و متنوع باعث ورزیدگی ذهن و فعال شدن قابلیت های متفاوت اون میشه مثلا کسی که فلسفه یا جامعه شناسی می خونه با خوندن مثلا ریاضی و فیزیک می تونه ذهن فعال تر و قوی تری برای درک و تحلیل مسائل فلسفی یا مسائل دیگه داشته باشه هرچند در ظاهر نمیتونه از این دانش خودش استفاده کنه
پس اگر ما به اولویت ها احترام بذاریم و جایگاه هر کدوم از اطلاعات مختلف رو در تکمیل شناخت مون از محیط اطرافمون بدونیم مشکلی پیش نمیاد که تو هر وادی از اطلاعات مختلف سرک بکشیم

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۵, ۶/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام
سه تا چیز متفاوت هست : حکمت و دانش و اطلاعات
اولی هم به درد دنیا میخوره هم به درد آخرت . دومی حداقلش به درد دنیا میخوره و سومیش برای دور هم نشستن و ردوبدل کردنه که سرنخی باشه برای شروع یه هدف شاید
تا در مورد چیزی اطلاعات کسب نکنیم نمی تونیم متوجه بشیم که اون کارو دوست داریم که دنبالش بریم یانه. یا اینکه وقتی کاری رو انتخاب کردیم از چه راهی وارد بشیم که بتونیم پیشرفت کنیم . و اینکه میشه تا کجا جلو رفت .
اطلاعات مفیده مثلا اینکه بدونی چرا مقبره فردوسی مثل کورش ساخته شده و اینکه کی و با چه هدفی این کارو کرده یا اینکه اینشوشیناک چیه و کیه و ... (منظورم یه چیزایی مثل تاریخه که خیلی وقتا درحد اطلاعات میمونه و بنظر من دونستنش خیلی مهمه ).
ولی اینکه درحد دانستنی های خیلی سطحی باقی بمونه مثل مثلی که ژاپنیا درباره ایرانیا میگن خوب بی فایده اس .
وقتی مثلا کسی کارش با کامپیوتره خواه ناخواه تخصصی میشه و هرچی بدونه کمه و دیگه تبدیل میشه به دانش و اطلاعات دسته بندی میشن . اولش که تخصصی نبوده اطلاعاتی به گوشش رسیده و خوشش اومده و رفته دنبالش و یاد گرفته و همینطوری ادامه داده .
ببخشید دیگه من مثالام زیادی زمینیه .
وقتی حرف از حکمت میشه من دیگه زیاد بلد نیستم !
توی سایت رازبقا که میگفتن همه چیو درهم برهم مینویسم اینجا رو نمی دونم !
یه چیز دیگه و اونم تک بعدی شدن بخاطر تخصصی شدن و دانش زیاد داشتنه که واقعا آفته
موفق باشید


امضای ztb
اللهم عجّل لولیک الفرج
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۰, ۸/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۲ ۱۰:۱۳ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #20
آواتار
.

فکر می کنم تا بدین جا کاملا مشخص شد که تا چه حد در حال دور شدن هستیم از آنچه که باید بدانیم و نسبت به آن معرفت داشته باشیم.
مجموعه ای از دیتا های پراکنده که نه به شکل گیری چارچوب ذهنیمان کمک می کنن و نه در راه رسیدن به کمالمان راهگشا هستن.
پس واقعا باید از خودمون بپرسیم که چرا همچنان در حال جمع اوری اینگونه دیتاها هستیم؟!
آیا احساس ولعی که در بدست آوردن اینچنین دیتاهایی داریم هیچ پشتوانه ی منطقیی هم دارد؟!
شاید گردآوری بعضی از دیتاها برایمان حکم فان و سرگرمی را دارند؛ مدنظر بنده این دسته نیست؛ بلکه دیتاهاییست که قرار است به ما در رشد و پویایی و کمال یاری کننده باشن. چرا توجهی نداریم؟! چرا کسب دیتا را امری تصادفی فرض می کنیم و سیر هدفمندی برایش متصور نیستیم؟!
اندکی تامل و یافتن پاسخی برای این سوالات شاید تا حدود زیادی مشخص کننده ی وضعیتی باشد که در آن قرار داریم.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا