کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قدم بعدی( پنجم) اثبات نبــــــــــــــــــــــوت!!!!!!!
۹:۱۸, ۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
ابتدا میلاد با سعادت مظهر اتم حُسن الهی حضرت مجتبی سلام الله علیه را به تمامی عاشقان آن امام مظلوم و غریب تبریک و تهنیت عرض میکنم...

بلاخره بعد از مدت ها غیبت و وقفهBlush میخوام بپردازم به قدم بعدی و بسیار مهم، که اثبات نبوت انبیا و راهنمایان الهی است...

از همه دوستان خواهش میکنم که یه نگاه ولو مختصر به تاپیک های قبلی (لینک هایش در زیر موجود است) داشته باشند که سیر بحث را بتونند به خوبی ادامه بدهند.

مثل همیشه باید بگم که در این نوع تاپیک ها ورود همه سوالات آزاد است (البته مرتبط با بحث)، و خواهش و تمنا میکنم که به این مباحث مطرح شده نقادانه و با دید آزادانه ای نگاه کنید تا ان شاالله جان مطلب را بتوانیم اداکنیم.

مطمئنا اگر عرائض حقیر را بدون هیچ چالش و مشکلی قبول کنید و نتوانید نقد یا اعتراضی برآن وارد کنید، مطالب کامل جا نمی افتد... دارم کار خودم را سخت میکنمWink

پس بازهم تاکید میکنم که با نگاهی چالشی وارد بشوید... تا ببنیم می توانیم در این قدم هم به جایی برسیم یا نه...
با خواندن این مباحث تا الان به این جا رسیدیم:

که خداوند متعالی هست که حتما وجودی یگانه هم دارد(از هر لحاظ و جهتی) و آن وجود یگانه صفات خاصی هم دارد....

حال سوال این قسمت این است که اساسا چه سنخیتی بین انسان و آن ذات اقدس می باشد.... آیا این آدمی راهی به آن سعادت نهایی و کمال ابدی دارد یا خیر....

آدمی که مبدا خویش را شناخته است(توحید)، چگونه میخواهد و میتواند راه سعادت و کمال خویش را دریابد و در آن حرکت کند...

فکر کنم اینم سوالات میتواند مدخل خوبی برای ورود به بحثمان باشد....Smile

منتظرم Heart
یا علی (سلام الله علیه) مددی.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، حسن.س. ، شیدا ، وحید110 ، آلاله ، عبدالرحیم ، یاســین ، مجید املشی ، دیدگاه نوین ، ســــــاقی ، منادی حق ، Havbb 110 ، بیداری اندیشه ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، یاوران مهدی ، sakineh110 ، mohamad ، sagheb ، ندا دهنده ، Ali#59 ، السا ، mkashipazha
۹:۳۰, ۱/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مرداد/۹۲ ۹:۳۲ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #2
آواتار
نقل قول:
بسم الله الرحمن الرحیم
ابتدا میلاد با سعادت مظهر اتم حُسن الهی حضرت مجتبی سلام الله علیه را به تمامی عاشقان آن امام مظلوم و غریب تبریک و تهنیت عرض میکنم...

مثل همیشه باید بگم که در این نوع تاپیک ها ورود همه سوالات آزاد است (البته مرتبط با بحث)، و خواهش و تمنا میکنم که به این مباحث مطرح شده نقادانه و با دید آزادانه ای نگاه کنید تا ان شاالله جان مطلب را بتوانیم اداکنیم.

مطمئنا اگر عرائض حقیر را بدون هیچ چالش و مشکلی قبول کنید و نتوانید نقد یا اعتراضی برآن وارد کنید، مطالب کامل جا نمی افتد... دارم کار خودم را سخت میکنمWink

پس بازهم تاکید میکنم که با نگاهی چالشی وارد بشوید... تا ببنیم می توانیم در این قدم هم به جایی برسیم یا نه...

آقا سید ما هم به جمع برادر فدایی ولایت پیوستیم یعنی تیزهوش و سخت کوش شدیم می ترسم سوال مطرح کنم یه وقت نتونید پاسخ بدیدBig Grin(نه که خیلی تیزهوشمWink) بعد به نشانه ی اعتراض تاپیک رو ببندید.Big GrinWink

آقا سید خواهشا حتما حساب ما(من) بچه کوچولوها رو هم بکنیدDodgy درخلال مطلب یکذره زیر دیپلم تر هم بنویسید.(ان شاءالله سوالات خودم را بعد از اولین پست سعی میکنم خدمتتان عرض کنم)

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، fazel ، شیدا ، وحید110 ، آلاله ، عبدالرحیم ، یاســین ، مجید املشی ، منادی حق ، حسن.س. ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، السا
۱۱:۰۱, ۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
بحث خوبیست .

اول با وجود اثبات خدا و تامل در سیستم افرینش ایا لزومی دارد خداوند ارتباطی با مخلوقاتش داشته باشد یا نه؟


یعنی اول لزوم ارتباط باید اثبات شود ؟ بعد به مصداقش رسید؟

یک نکته ای که به ذهن بنده رسید در وجوب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اینه که اول باید لایق ارتباط مستقیم (مثل پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)شد ) بعد مرتبط شد

یا اینکه کلا انسان همچین وضعیتی دارد؟

یعنی ارتباط توحیدی یک پاداش بعد از تلاش است و یا نه یک ضرورت ابتدایی؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، یاســین ، مجید املشی ، دیدگاه نوین ، شیدا ، منادی حق ، حسن.س. ، m.hossein ، mahdy30na ، عبدالرحمن
۱۲:۰۰, ۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #4

بسم الله الرحمن الرحیم


یه سوال! بهتر نبود بعد از توحید اول درمورد معاد بحث میکردیم؟ و اصلا به پذیرش معاد, پذیرش نبوت هم خیلی خیلی راحت تر میشه!

به نظر من کسی که وجود خدا رو بپذیره, مجبوره بقیه اصول دین هم قبول کنه! مثل زنجیریه که وقتی یکی از این حلقه ها روبلند کنیم بقیه هم پشت سر اون میان بالا![/b]


[b]اگه عالم هستی خدای یگانه ای داشته باشه, مجبوریم بپذیریم که این موجود باید بی نقص باشه, یعنی بدون شک باید حکیم باشه, موجودی هم که حکیم و داناست برای چیزی که خلق میکنه حتما دلیل داره و به دنبال هدفی برای این خلقتش میگرده!


حالا یا باید این هدف رو در ذات اون مخلوق قرار بده یعنی مخلوق بدون اراده به سمت اون هدف حرکت کنه(مثل حیوانات) و یا در صورتی که به مخلوق اراده و اختیار میده باید همه راه ها رو به اون نشون میده, در واقع باید هدایتشون کنه وگرنه حکمت خدا زیر سوال میره!

و این یعنی نبوت!

من یه سری سوال درمورد همون قدم های اولیه داشتم, درواقع اثبات وجود خدا و ... میتونم الان اونجا سوالم رو بپرسم یا اینکه اون مباحث دیگه تموم شده!؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، یاســین ، مجید املشی ، دیدگاه نوین ، شیدا ، m.hossein ، mahdy30na ، عبدالرحمن
۱۲:۲۹, ۱/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مرداد/۹۲ ۱۲:۳۱ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱/مرداد/۹۲ ۱۲:۰۰)MYNK نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم


یه سوال! بهتر نبود بعد از توحید اول درمورد معاد بحث میکردیم؟ و اصلا به پذیرش معاد, پذیرش نبوت هم خیلی خیلی راحت تر میشه!

به نظر من کسی که وجود خدا رو بپذیره, مجبوره بقیه اصول دین هم قبول کنه! مثل زنجیریه که وقتی یکی از این حلقه ها روبلند کنیم بقیه هم پشت سر اون میان بالا!


[b]اگه عالم هستی خدای یگانه ای داشته باشه, مجبوریم بپذیریم که این موجود باید بی نقص باشه, یعنی بدون شک باید حکیم باشه, موجودی هم که حکیم و داناست برای چیزی که خلق میکنه حتما دلیل داره و به دنبال هدفی برای این خلقتش میگرده!


حالا یا باید این هدف رو در ذات اون مخلوق قرار بده یعنی مخلوق بدون اراده به سمت اون هدف حرکت کنه(مثل حیوانات) و یا در صورتی که به مخلوق اراده و اختیار میده باید همه راه ها رو به اون نشون میده, در واقع باید هدایتشون کنه وگرنه حکمت خدا زیر سوال میره!

و این یعنی نبوت!

من یه سری سوال درمورد همون قدم های اولیه داشتم, درواقع اثبات وجود خدا و ... میتونم الان اونجا سوالم رو بپرسم یا اینکه اون مباحث دیگه تموم شده!؟


با عرض سلام دوباره
1- ببینید ما اساسمون بر این بود که بدون پیشداوری بیاییم جلو، یعنی تصور کنیم که به هیچ چیزی اعتقاد نداریم، خب تا زمانی که هنوز پیامبری اثبات نشده است، چگونه به وجود معاد پی می بریم؟؟؟ بر اساس تعقل تنها؟؟، آیا انسان بدون اینکه چیزی از دعوت انبیای الهی شنیده باشد، اصلا می تواند یک دنیای دیگری غیر از این دنیا را برای خود تصور کند....
برای اولین بار این پیامبران الهی بودند که مردم را دعوت به دنیایی جاویدان کردند که اساس تربیت و نحوه سیر و سلوک و زندگی شان هم بر همین مبنا بود.... پس ضرورت نبوت مقدم است بر قبول کردن معاد.


2- تحلیلتان در رابطه با بحث نبوت درست بود ولی باید کمی بیشتر روش کار کنیم.


3- نه آن مباحث و تاپیک ها باز هست، هر سوالی بود بفرمایید... درحد توان و وسع در خدمتیم. Smile

(۱/مرداد/۹۲ ۱۱:۰۱)وحید110 نوشته است:  سلام
بحث خوبیست .

اول با وجود اثبات خدا و تامل در سیستم افرینش ایا لزومی دارد خداوند ارتباطی با مخلوقاتش داشته باشد یا نه؟


یعنی اول لزوم ارتباط باید اثبات شود ؟ بعد به مصداقش رسید؟

یک نکته ای که به ذهن بنده رسید در وجوب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اینه که اول باید لایق ارتباط مستقیم (مثل پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)شد ) بعد مرتبط شد

یا اینکه کلا انسان همچین وضعیتی دارد؟

یعنی ارتباط توحیدی یک پاداش بعد از تلاش است و یا نه یک ضرورت ابتدایی؟!


سوال به جا و خوبی فرمودید....لزوم این ارتباط چیست؟؟؟؟ اصلا آیا میتوان حکمی را آورد که از لحاظ عقلانی خداوند متعال طبق آن صد در صد باید با مخلوقاتش رابطه برقرار کند؟؟؟


ابتدا نفس این ضرورت باید بررسی شود و به نتیجه برسد تا بعد بخواهیم در رابطه با چگونگی این رابطه صحبت کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، وحید110 ، مجید املشی ، دیدگاه نوین ، شیدا ، منادی حق ، m.hossein ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، السا
۱۴:۴۳, ۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
سید ابراهیم نوشته است: اصلا آیا میتوان حکمی را آورد که از لحاظ عقلانی خداوند متعال طبق آن صد در صد باید با مخلوقاتش رابطه برقرار کند؟؟؟


ابتدا نفس این ضرورت باید بررسی شود و به نتیجه برسد تا بعد بخواهیم در رابطه با چگونگی این رابطه صحبت کنیم.

از چند نظر میشه به این ماجرا نگاه کرد :

* از اونجایی که هیچ مخلوقی قائم به ذات نیست و کاملا نیازمند خدا است ... پس برای وجود داشتنش نیاز به خدا دارد که این خودش نیازمند رابطه است .
* و از اونجایی که از صفات خدا فیاض بودن و رحمان و رحیم بودن است پس باید از طرف خدا به مخلوق فیض و رحمت برسد و خود این کار نیازمند رابطه است .

پ.ن
یه چیزی بگم ... که البته شک دارم Huh
فکر کنم هر کدوم از صفات خدا رو که در نظر بگیریم ( قدیر ، علیم ، حکیم و ... ) همه این ها زمانی معنا پیدا میکنند که یک مخلوقی که خدا با اون مخلوق رابطه داره وجود داشته باشه ... مثلا وقتی میگیم خدا علیم است ... خب علیم به چی است ؟؟؟ طبعا چیزی وجود دارد که خدا نسبت به اون علم دارد ... و این میشه همون مخلوقی که طبیعتا باید بین اون و خدا رابطه هم وجود داشته باشه .

پ.ن2

ممنون بابت تاپیک
Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، شیدا ، سید ابراهیم ، منادی حق ، حسن.س. ، m.hossein ، مجید املشی ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، السا
۱۲:۰۹, ۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
اصلا چرا باید خداوند با مخلوقات خود ارتباط برقرار کند؟

چرا انسان باید دنبال این ارتباط باشد. چه سود و ضرری برای انسان دارد این ارتباط داشتن یا عدم ارتباط ؟

این ارتباط شامل چه چیز هایی میشود؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، مجید املشی ، شیدا ، سید ابراهیم ، منادی حق ، mahdy30na ، عبدالرحمن
۱۷:۰۰, ۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار


خب فعلا سوالات بسیار خوبی مطرح شده، دوستان اگر نظر و پاسخی در این رابطه دارند بفرمایند، حقیر هم شنبه ان شالله در خدمت دوستان هستم...


یا علی علیه السلام مدد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، m.hossein ، وحید110 ، منادی حق ، mahdy30na ، حسن.س. ، عبدالرحمن
۱۱:۰۱, ۲۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله:

با توجه به سوالات خوبی که مطرح شد، یک انتقاد بسیار جدی به سیر اعتقادات در اسلام این جا پیدا میشود(یادتون نرفته که قرار بود با فکر باز بیاییم جلو و هرچی را که گفتن راحت قبول نکنیمWink)

ببینید در مذهب شیعه زمانی که وجود خداوند و یگانگی او را اثبات می کنند و صفات او را تا حدی بررسی می کنند تا برسد به توحید افعالی، یکدفعه می گویند خوب حالا این خداوند حکیم می خواهد مردمان را هدایت کند و لذا یک سری انسان معصوم را فرستاده برای هدایت این ها و زمانی که دوره پیامبران تمام شد، باز عده ای دیگر را که آنها هم معصوم هستند برای هدایت مردمان می فرستد که آن دومین امام هستند....


خب در سیر این حرکت سوالات بسیاری بی پاسخ باقی می ماند:


1- اصلا این مردمان از کجا پیدا شدند؟؟؟؟؟ یعنی خداوند متعال با چه اهرمی دست به خلقت زد، خداوندی که ثابت کردیم هیچ حرکتی ندارد و ثابت لایتغیر است و تحولی در او راه ندارد، چگونه حکم یک خالق را هم بر خود می گیرد؟؟؟


2- آیا با این تفسیر مقام پیامبران و مخصوصا ائمه پایین نمی اید و آنها را در حد یک نامه رسان تنها تنزل نداده ایم؟؟؟


3- اگر تنها هدف هدایت مردم است خب دیگر چرا ائمه آمدند... همان سیر انبیای الهی باقی می ماند؟


و...


مسلما در مورد این نحوه نگرش به اعتقادات سوالات و نقد های بیشتری وجود دارد....


بحث اصلی فعلا این است که اصلا وجود به چه نحو متکثر شده است، علی و جعفر و تینا و سامان و alex و jak و حتی درخت و چشمه و این ها از کجا آمدند....


ما در این قدم ها تا الان توانستیم یک موجودی را ثابت کنیم که وجودش برای خودش واجب است و در این حالت خاص یگانه است و بی همتاست و یک سری صفات خاص دارد به نظر خودم در حال انفجار هستند(برای تجلی و به نمایش درآمده شدن). خب حالا باید بیاییم ببینیم که این موجودات متکثر که به وجود آمده اند چه نشئه ای در عالم هستی دارند....


نمی خوام زیاد زیاد مطلب بگذارم، این را که مطالعه فرمودید مطلب بسیار مهمی را ان شاالله خواهم آورد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دیدگاه نوین ، mahdy30na ، مجتبی110 ، m.hossein ، شیدا ، حسن.س. ، منادی حق ، عبدالرحمن ، مجید املشی ، السا
۱۱:۵۴, ۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/مهر/۹۲ ۱۱:۵۵ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله.


در مبانی فلسفی هم از طریق برهان لمی فاعلی و هم از طریق برهان لمی غایی، این موضوع ثابت شده که آنچه در عالم از نعمتها هست و یا به عبارت دیگر انواع فیوضاتی که از طرف حضرت حق به خلق می رسد هم به وسیله وسایطی می رسد و هم به خاطر آن وسایط می رسد.

این هم مفاد براهین مبتنی بر حرکت جوهریه است و هم مفاد برهان. قاعده «الواحد لایصدر عنه الا الواحد» و هم مفاد قاعده بدیهیه «سنخیت علت و معلول » .

و اما توضیح:
حضرت حق که واحد بسیط من جمیع جهات است با عالم کثرات که از هر نظر متشتت اند، نسبتی ندارد. یعنی بین وحدت بساطتی و کثرت و تشتت همه جانبی، هیچ نسبتی وجود ندارد. از یه طرف هم طبق قاعده اثبات شده سنخیت علت و معلول گفته شده که باید علت با معلول خویش در جهاتی سنخیت داشته باشد، لذا می گویند حتما باید وسایطی در کار باشد تا سنخیتی به وجود آورد.
در بعد فلسفی باید گفت که همه عالم به یک اصل واحد بر می گردد. یعنی کل این عالم متکثر یک واحد است، مثل بدن ما که از میلیونها و یا میلیاردها موجود زنده تشکیل شده ولی در عین حال یک واحد است و همه یاخته های عجیب و غریب تشکیل دهنده جسم انسانی در واقع تحت پوشش یک موجودند. کره زمین نیز که در برگیرنده این همه نبات و جماد و حیوان و انسان است در واقع یکی است. منظومه شمسی هم با همه سیارات اطرافش یک منظومه است. همچنانکه کهکشان با همه منظومه هایی که آن را تشکیل می دهند یک کهکشان است و عالم کلا همین طور دارای کهکشانهایی است که همه به یک واحد بر می گردند و اینها همه مرتبطین آن واحدند، و تکثر از حدود هر یک در مقایسه با دیگری است. ولی وقتی قیاس را بین خودشان نگیریم بلکه با علت کل مقایسه کنیم، حدود ملغی می شود و اصل به تعبیر فلاسفه وجود انبساطی ظلی (یعنی سایه ای) است. یک وجود منبسط ظلی است که از حضرت حق صادر شده و به تعبیر قرآن «و ماامرنا الا واحدة کلمح بالبصر»[sup] [/sup]و باز در آیه کریمه دیگری می فرماید:

«انما امره ، اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون »[sup] [/sup]
اصلا امر خدا این است که وقتی چیزی را می خواهد باشد به آن [چیز] می گوید: «بشو ! می شود»

بعضی از فلاسفه می گویند: «انما امره اذا...» اشاره است به عالم امر یا به عالم عقول یا به تعبیری عالم ابداعیات . ولی در مقایسه با آیه کریمه «و ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر» شاید بتوان گفت که اصلا همه عالم خلق، یک امر است و این امر واحد را هر وقت خدا اراده کند که بشود، می شود «و یقول له کن فیکون » و این «کن » همان «کن » ازلی دارد. علت نمی تواند حتی لحظه ای از معلول غایب شود. اگر معلول از علت غایب شود، فنا می شود. ولی در عین حال امر پیوند به همان امر ازلی است نه اینکه چیزی مستقل و جدا از آن امر ازلی باشد. بنابراین در بعد فلسفی همه عالم به یک امر بر می گردد و آن هم وجود انبساطی ظلی است به عنوان امر واحد. مثل اینکه اصلا کثراتی نیست.

این وسائط یا عالم عقول طبق دلایل عقلی و نقلی متقن حضرات معصومین هستند که ما به آنها واسطه فیض را اطلاق میکنیم...

خواهش حقیر این است که برای فهم بهتر حتما یک سری به زیارت جامعه کبیره هم بزنید.

این مطالب برای داشتن یک مبنای قوی بسیار لازم بود. در پست بعدی بر میگردیم به اینکه اصلا حضور نبی در عالم چه حکمتی دارد و خداوند تبارک و تعالی از ارسال انبیا چه نتایجی را برای ما خواستار بوده است.

مثل همیشه خواهش میکنم اگر حتی یک جمله هم باقی مانده که کامل متوجه نشدید نگذارید من جلوتر برم.

یا علی علیه السلام مدد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، mohammadhadi ، حسن.س. ، مجید املشی ، ندا دهنده ، یاوران مهدی ، یاســین ، mohamad ، شیدا ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قدم بعدی (ششم) ............امامـــــــــت سید ابراهیم 8 4,330 ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۲
آخرین ارسال: سید ابراهیم
Lightbulb قدم بعدی (دوم) اثبات وحدانیت خدا سید ابراهیم 57 35,432 ۱۸/اسفند/۹۳ ۷:۲۵
آخرین ارسال: hhamzehh

پرش در بین بخشها:


بالا