|
ده افسانه دربارۀ خداناباوری
|
|
۲۰:۵۳, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- خدا ناباوران معتقدند زندگی بیمعنا است
خیر، «خدا ناباوران» بر این باورند که زندگی بسیار هم پرمعناست. آنها بر خلاف آموزههای مذهبی، ادامۀ زندگی را در جهانی دیگر نمیجویند بلکه با در پیش گرفتن یک زندگی کامل و مفید، از آن لذت میبرند. خدا ناباوران تصور زندگی بیمعنا را بیمعنی میدانند. 2- خدا ناباوری در بزرگترین جنایات بشری نقش داشته است اهل ایمان همواره اشاره میکنند که جنایات هیتلر، استالین، پُلپوت و مائو، نتیجه مستقیم آموزههای خداناباورانه است. اما مشکلِ کمونیزم و فاشیزم این نیست که آنها خشنتر از مذاهبِ دیگر هستند، بلکه این است که آنها بسیار شبیه مذاهب توحیدی هستند! چنین رژیمهایی از هستۀ فکری دُگمی برخوردارند، هویتی همچون فرقههای مذهبی به خود میگیرند. آشویتس، گولاگ و کشتزارهای مرگ، مثالهایی از عدم باورِ مذهبی نیستند بلکه نشانههایی از تعصبات سیاسی، ملی و قومی هستند که افسار گسیختهاند. هیچ جامعهای در تاریخ بشریت یافت نمی شود که از خِردگرایی آسیب دیده باشد. 3- خدا ناباوران متعصبند یهودیان، مسیحیان و مسلمانان ادعا میکنند کتب آسمانی آنها چنان پاسخگوی مشکلات مردم هستند که باید بر قلمِ صُنع پروردگاری دانا و توانا ساخته شده باشند. یک خداناباور کسی است که بر اساسِ این ادعا، کتب مذاهب توحیدی را مطالعه کرده و این ادعا را بیهوده یافته است. دلیلی ندارد برای زیر سوال بردن آموزههای مذهبی، متعصب یا بیایمان بود. استفن هنری رابرتز میگوید: «من و تو هر دو آتئیست هستیم. من تنها به یک خدا کمتر از تو اعتقاد دارم. هرگاه فهمیدی چرا موجودیت خدایان دیگر را نمیپذیری، خواهی دانست چرا من خدای تو را نمیپذیرم.» 4- خداناباوران تصور میکنند همهچیز در جهان اتفاقی درست شده است هیچکس نمیداند جهان چگونه آغاز شده است. حتی در واقع نمیدانیم باید از واژۀ شروع استفاده کنیم یا آفرینش. این واژهها خود وابسته به کمیتِ زمان هستند؛ در حالیکه این بحث خود به منشاء فضا-زمان میپردازد. این برداشت از باور به وقوعِ اتفاقیِ جهان توسط خداناباوران، به تئوریِ تکامل داروین باز میگردد. همچنانکه ریچارد داوکینز در کتاب «پندارِ خدا» میگوید، حاصلِ برداشتی سراسر اشتباه از تئوری تکامل است. تکامل، ترکیبی است از انتخاب طبیعی و جهش اتفاقی. خداناباوران اعتقاد دارند هستی، به تنهایی از انتخابات اتفاقی بوجود نیامده است. 5- خداناباوری ارتباطی با دانش ندارد میشود دانشمند بود و به خدا اعتقاد داشت. این بدیهی است که تفکر علمی، بیشتر میتواند منجر به خداناباوری شود تا صرفِ داشتنِ ایمان. مثلا در آمریکا حدود 90% جمعیت به خدایی شخصی اعتقاد دارند اما هنوز 93% از دانشمندان آکادمی ملی علوم، خداناباور هستند. 6- خداناباوران مغرور و پر افادهاند زمانی که دانشمندان چیزی را نمیدانند – مثلا اینکه جهان چگونه آغاز شد یا نخستین ملکولهای حیات چگونه شکل گرفتند – به آن اذعان میدارند. تظاهر به دانستن چیزی که نمیدانیم، در جهانِ دانش گناهی نابخشودنی است، چیزی که در ایمانِ مذهبی از پایههای تفکر محسوب میشود. یک نکتۀ جالب در مومنان مذهبی این است که با فروتنیِ کامل به دعا و نماز میپردازند در حالیکه ادعا می کنند مذهب ایشان به حقیقت همۀ چیزهایی دست یافته که دانشمندان در حقیقت ان درماندهاند. هنگامی که در مورد جهان و جایگاه ما در آن پرسشی مطرح میشود، خداناباوران از دانش مدد میگیرند، بیآنکه از مفروضاتِ نامعلوم و مبهم نامی به میان آورند. و این تکبر نیست، عین درستکاری است. 7- خداناباوران از تجربیات روحانی بینصیبند هیچ چیز نمیتواند خداناباور را از عشق و شور و مستی و لذت و ترس بازدارد. آنچه یک آتئیست از آن احتراز میکند، ربط دادن این امور به ماوراء الطبیعه است. وی این احساسات را چون واقعیتی طبیعی میپذیرد. تجربیات روحانی بسیاری از مذهبیون به بهبود زندگی آنها کمک کرده است زیرا اصولا القاءِ حس مثبت، بر روان و مغز انسانها تاثیر میگذارد. آیا نماز و ادعیه مسیحیان میتواند مسیح را تنها راهِ نجات بشریت معرفی کند؟… خیر، زیرا میلیونها هندو، بودایی و مسلمان نیز از این تجربیات روحانی استفاده میکنند و عقیدهای مشابه دارند و منجیانی مشابه. اما حقایق تاریخی و صحتِ افسانههای مذهبی، چیزهایی هستند که تجربیات روحانی نمیتوانند آنها را اثبات کنند. 8- خداناباوران معتقدند زندگانی و عقاید انسان پوچ و بیهوده است خداناباوران مرزهای ادراک انسانی را محدود میدانند، چیزی که مذاهب توحیدی آنرا قبول ندارند. این واضح است که ما کاملا جهان را نشناختهایم، اما این هم واضح است که انجیل یا قرآن در شناخت بهتر جهان کمکی به ما نکردهاند. ما نمیدانیم آیا حیات هوشمند در مکانی دیگر نیز وجود دارد یا خیر؛ اگر چنین باشد، شاید آنها به درک و دانشی فراتر از دانش فعلی ما دست یافته باشند. یک خداناباور چنین احتمالی را رد نمیکند. اگر چنین موجودات خارق العادهای در جهان وجود داشته باشند، محتویات کتبِ مذهبی اسمانی، برای آنها بسیار پیش پا افتادهتر خواهد بود تا برای ما! 9- خداناباوران انکار می کنند که مذاهب حاوی منفعتهای زیادی برای جوامعند آنها که بر نقش مفید مذاهب بر جوامع انسانی تاکید میورزند، در نظر نمیگیرند که این اثرات نمیتوانند حقانیتِ اصول مذهبی را اثبات کنند. تفاوت عمیقی میان پندارهای آرامشبخش و حقیقتِ عریان وجود دارد. در حقیقت، در مورد اثرات مثبت مذاهب جای اختلاف نظر وجود دارد. در اکثر موارد به نظر میرسد مذاهب توحیدی برای ترویجِ رفتارهای پسندیده، از استدلالهایی زیانبار استفاده میکنند؛ در حالیکه استدلالهای خوبی وجود دارند. از خود سوال کنید کدامیک اخلاقیتر است: گرفتنِ دست نیازمندی زیرا بسادگی او محتاج و فقیر است و در وضع بدی بسر میبرد، یا بخاطر اینکه خالقِ هستی از شما میخواهد اینکار را انجام دهید تا در قبالِ آن به شما پاداش دهد یا در ازای عدم انجام آن، شما را عذاب کند؟ 10- خداناباوران به اصول اخلاقی پایبند نیستند اگر یک انسان به این درک نرسیده باشد که ظلم و شقاوت بد است، با مطالعۀ کتبِ آسمانی هم به این نتیجه نخواهد رسید، زیرا این کتب مذهبی، خود سرشارند از شقاوت و خشونت زمینی یا آسمانی! ما خداناباوران اصول اخلاقی خود را از کتب آسمانی استخراج نمیکنیم. ما با اتکاء به فراست و فهم ذاتی خود، اصول اخلاقی خود را بنا میکنیم. اصولی که مبنای آن، هزاران سال تحقیق و تفکر و تفحص دربارۀ علل و امکان وقایع است. بشر در طول تاریخ، اصول اخلاقی شایان توجهی را بنا نهاده و اینکار تنها به کمکِ کتب آسمانی صورت نپذیرفته است. کتبِ مذهبی درون خود بردهداری را ترویج میکنند، اما هر انسان آزاده و اخلاقمداری به زشتی این عمل اذعان دارد. هر آنچه از اخلاق در کتب آسمانی ذکر شده ، میتواند تنها بر اساس ارزش اخلاقی عمومی آنها مورد تایید قرار گیرد؛ بدون آنکه به این معتقد باشیم دستی نامرئی آنرا از آسمان برایمان به ارمغان اورده باشد.
ده افسانه و حقیقت دربارۀ آتئیزم به قلم سم هریس ترجمه لاادری
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۵۹, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
با اجازه دوستان بحث اثبات عدم وجود خدا به این تاپیک منتقل شد
|
|||
|
|
۲:۰۲, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۲ ۱:۲۶ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
نقل قول:عزیزان خواننده ملاحظه فرمایید بنده از کسی که احتمالا وجود خدا را قبول ندارد پرسیدم به نظرتان از ازل در عالم چه چیزی بوده است؟ این سوال اساسی ترین سوالی است که یک خداناباور یا حتی موحد باید جواب دهد. جواب موحد معلوم است اما یک خداناباور باید حداقل خود را در این باره قانع کند و این کاربر محترم یعنی جناب نام کاربری پاسخی نداشتند. حالا شما قضاوت نمایید که چه کسانی خداناباورند؟!عرض شد که اثبات عدم خداوند از مسیر دیگه ای هست. وظیفه خداناباور هم توضیح مسائل مربوط به آغاز جهان نیست. مسئله ای که هر خداباوری باید در وهله اول بداند این هست که بار اثبات ادعا و رد نظرات آتئیست ها بر دوش اوست. اگر هر روز یک دین بیاد و ادعایی در قبال هستی مطرح کنه و ما بخوایم ردش کنیم که... با این حال پاسخ آتئیست ها هم به مسئله وجود و هستی و خدا جواب واضحی دارند که من در عنوانش مشکلی ندارم شما هم به همین دلیل به جای پرداختن کلا در حاشیه سیر می کنید خوب می دانید که جوابی به جز مغلطه توسل به نادانی ندارید و وقت خودتون و ما رو هدر می دید. نقل قول:اما حداقل ایشان از اول پست یک سوال بنده را پاسخ ندادند و مدام دوست دارند خود مدعی باشند.بسیار عجیب هست که یک نفر خواستار این باشه که یک نفر قادر به توضیح تمام مسائل هستی باشه. پاسخ سوال شما به صورت واض و مبرهن این هست که: برای انسان صحبت درباره ی پیدایش این جهان زود هست و تنها نادان ها در مورد چیزی که صدقش مشخص نیست صاحب نظرند. |
|||
|
۱۵:۰۹, ۲۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۶۴-نمل﴾ يا كيست كه آفرينش را آغاز مىكند، سپس آن را باز مىگرداند، و كيست كه شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد؟ آيا در جنب خداوند خدايى هست؟ بگو اگر راست مىگوييد برهانتان را بياوريد قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿۶۵﴾ بگو هيچكس جز خداوند در آسمان و زمين غيب نمىداند، و ايشان نمىدانند كه چه هنگامى برانگيخته مىشوند بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ ﴿۶۶﴾ يا مگر علمشان در[باره] آخرت به كمال است [؟!]، بلكه ايشان از آن در شك هستند، و بلكه در [درك] آن كوردل هستند وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿۶۷﴾ و كافران گويند آيا چون ما و پدرانمان [مرديم] و خاك شديم آيا [از نو زنده و] برانگيخته خواهيم شد؟ لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۶۸﴾ در حقيقت اين را به ما و پدرانمان قبلا وعده دادهاند اين جز افسانههاى پيشينيان نيست قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ﴿۶۹﴾ بگو در روي زمين سير كنيد، ببينيد عاقبت كار مجرمان به كجا رسيد؟ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ ﴿۷۰﴾ و بر آنان اندوه مخور، و از نيرنگى كه مىورزند دلتنگ مباش وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۷۱﴾ و مىگويند اگر راست مىگوييد اين وعده كى خواهد بود قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ ﴿۷۲﴾ بگو چهبسا بخشى از آنچه دربارهاش عجله ميكنيد در پى شما باشد وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿۷۳﴾ پروردگار تو نسبت به مردم فضل و رحمت دارد ولي اكثر آنها شكرگزار نيستند. |
|||
|
۱۵:۴۳, ۲۵/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۳ ۱۵:۴۴ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
دلیل اصلی گرایش مردم امروز و به خصوص جوانان به بی خدایی : تمایل به گناه و باز کردن قید و بندهای مذهبی از سرخود و گول زدن خود برای فساد بیشتر که به عینه در وضعیت کنونی جهان مشخص است و سزای این هم عذاب الهی خواهد بود که دیر یا زود خواهد رسید. آن افرادی هم که ادعا دارند که به خدا اعتقاد دارند ولی منافق هستند و برای منافع خود ریا میکنند و ظاهر مذهبی به خود میگیرند و خیلی از فجایع را رقم میزنند مانند همین وهابیها و سلفیها یا متاسفانه برخی از مسئولین که برای رسیدن به منافع خود ظاهر مثلا حزب اللهی به خود میگیرند و ضربات بسیار بدی به اسلام زدند هم جزو همین خداناباوران حساب میشوند و وجودشان برای بشریت سمی مهلک است. |
|||
|
۲۰:۵۸, ۲۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
نقل قول:يا كيست كه آفرينش را آغاز مىكندفیزیک. برای چیز بدیهی آوردن برهان لازم نیست. اگر فیزیک نبود جهان فیزیکی هم نبود. این شما هستید که همچنان منتظریم یک برهان برای وجود خدا بیارید. ضمنا شما در این جا گرفتار مغلطه شدید. باز هم متاسفانه. نبود دلیل برای یک چیز شرط کافی برای بی باوری هست. اثبات عدم خدا بر دوش بی خدایان نیست. این نکته خیلی مهمیه. اگر کسی اومد ادعا کرد X وجود داره بر من نیست که عدمش رو اثبات کنم. بلکه بر اون هست که وجودش رو ثابت کنه. متاسفانه خداباوران اغلب به این نکته توجه نمی کنن و گرفتار مغلطه تغییر بار اثبات می شن. نقل قول:بگو در روي زمين سير كنيد، ببينيد عاقبت كار مجرمان به كجا رسيد؟اتفاقا جالبه بدونید که آمار جرم و جنایت در بین خداناباوران ایالات متحده کمتر از خداباوران هست. نسبت جمعیت خداناباوران زندانی آمیرکا یک بیست و چهارم نسبت جمعیت خداناباوران آمریکاست. در مورد مسلمانان این مسئله برعکس هست. فکر می کنم خطاب آیه رو درست انتخاب نکردید. http://www.patheos.com/blogs/friendlyath...-imagined/ نقل قول:دلیل اصلی گرایش مردم امروز و به خصوص جوانان به بی خدایی : تمایل به گناه و باز کردن قید و بندهای مذهبی از سرخود و گول زدن خود برای فساد بیشتر که به عینه در وضعیت کنونی جهان مشخص است و سزای این هم عذاب الهی خواهد بود که دیر یا زود خواهد رسید.ما سعی می کنیم از بهترین آمار و ارقام موجود برای استفاده کنیم. امیدوارم شما هم چنین کنید. |
|||
|
۸:۵۳, ۲۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲۷-انعام﴾
و اگر [منكران را] هنگامى كه بر آتش عرضه مىشوند مىديدى كه مىگويند كاش بازگردانده مىشديم و [ديگر] آيات پروردگارمان را تكذيب نمىكرديم و از مؤمنان مىشديم |
|||
|
۲۱:۲۳, ۲۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۲۶/فروردین/۹۳ ۸:۵۳)III I III نوشته است: وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲۷-انعام﴾ بله دوست عزیز. من هم موافقم که ایجاد احساسات مانند ترس رانه ای قوی برای مطیع کردن دیگران هست. اما در نهایت تنها چیزی که قابلیت تشخیص صحیح و ناصحیح رو داره عقل هست، نه احساسات. |
|||
|
۲۲:۲۸, ۲۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
یه نگاهی انداختم به تاپیک و دیدم که تا جایی حرف همه درست بود.
ذهنیت غلطی که اکثرا از خداناباوران دارن در مورد زندگی دنیوی اونهاست. اونا می گن که زندگی دنیوی رو باید نهایت استفاده برد. این یعنی چی؟ صبح بری سر کار، عصر بیرون عشق و حال، شب هم بری کره خوری؟ اگه این یعنی نهایت استفاده پس لعنت به همون استفاده! وقتی یه کسی مثل رامیندا که تا حالا ازدواج نکرده، همجنس گرا هم نیست، دوست دختر هم نداشته، حتی بار ها جونشو برای کشورش یعنی اتریش به خطر انداخته و در کل انسانیت واقعی رو تا حدی به غرب ثابت کرده( نمی گم کامل چون به علی نمی رسه)، میاد و کتاب می نویسه و احساسات خودش و منطق فکریش رو درباره ی خداناباوری می گه. آخرش هم میگه من از زندگی ام نهایت استفاده رو کردم. اونوقته که باید بفهمی نهایت استفاده از دید آتئیستی که اسطوره ی اتریشه همون نهایت استفاده ی واقعیه. کسایی هستن که میان هر کاری میکنن و برای توجیه خودشون ادعای آتئیستی می کنن. بهتره اشتباه غرب در مورد شیعه و وهابیت رو توی مکتب آتئیستی نکنید. نقل قول:خب که چی ؟ یک زندگی کامل و مفید رو زندگی کردن و ازش لذت بردن ؟ خب که چی ؟ نتیجه چی میشه ؟شما چی؟ کلی نماز روزه و حج و ذکات که آخرش چی؟ بری بهشت؟ بری پیش خدا؟ ما اومدیم اینجا گریه کنیم که خدایا منو بغل کن!؟! مگه خدا یویو خلق کرده که بندازتمون تو دنیا بعدش برگردیم بهشت( که جای اولمون بود) نه خیر! ما اومدیم اینجا که چیزی رو ثابت کنیم و اون هم یعنی انسانیت. چیزی که توی خیلی از مکاتب نوظهور( البته منطقی هاش) بهش ارزش میدن. اما توی مذهب ما( با این که بهش توجه شد) فراموش شده.نقل قول:پوچ گرایی بعد دیگر مادی گرایی یا شهوت پرستی است . امانیسم که فقط به خود اهمیت دادن و به اصطلاح قانون جنگل است .اتفاقا اومانیسم به معنای انسان محوری است. انسان محوری هم به معنای خود محوری نیست، بلکه به معنای جامعه محوری است. یعنی عدالت مساوات، عدم دروغ و فساد، عدم پذیرش ظلم و با رعایت انسانیت زندگی کردن. این تعبیر درست و به صرفه از اومانیسم هست. چون اگه اینجوری نمی شد این همه گسترش پیدا نمی کرد. نقل قول:نقل قول:کدامیک اخلاقیتر است: گرفتنِ دست نیازمندی زیرا بسادگی او محتاج و فقیر است و در وضع بدی بسر میبرد، یا بخاطر اینکه خالقِ هستی از شما میخواهد اینکار را انجام دهید تا در قبالِ آن به شما پاداش دهد یا در ازای عدم انجام آن، شما را عذاب کند؟اگر به درون خودت رجوع کنی به راحتی می توانی انسانیت را پیدا کنی. قرار نیست ثابت کنی خدایی وجود داره که بیاد بالا سرت با زور شلاق یا شیرینی آب نبات تو رو به کار خیر وادار کنه. از طرفی وقتی یه فرد عاقل میاد و تاریخ رو نگاه می کنه. می یاد و فجایع رو نگاه می کنه. وقتی دلایلشون رو بررسی می کنه می فهمه که یک جامعه اگر خود محوری پیشه کنه اونوقت روی به زوال می گیره و نابود می شه. یه سوال دارم آیا در این بند حرفی از خدا زدم؟( حالا خودم جواب میدم) مفهوم توحید و معاد که به نظر اصول کار هر یکتا پرستی هست، در جنبش های فکری- مذهبی تاریخ( مثل رنسانس، مثل جنبه هایی از انقلاب فرانسه، مثل انقلاب اسلامی یا حتی بهار عربی) بیشتر جنبه ی کاتالیزگری داشته تا جنبه ی اصولی و پایه ای(بهتره بگم متاسفانه) یعنی یک مبارز فکری در مرحله آخر به خدا پناه ی بره. وقتی که از همه برید. حتی خیلی وقت ها هم زیاد روی این مسئله مانور نمی ده. همین باعث شد که اقشار متریالیست و مارکسیست ها کمونیست ها توده ای وارد جریان انقلاب بشن و بعد انقلاب وقتی خمینی کبیر ماهیت اسلام را به حکومت داد از او و پیروانش جدا شدند. خواستم بگم برای یک آتئیست واقعی( دقت کنید که نوشتم واقعی) پاداش و بهشت و حوریاش مهم نیستن. بلکه خود عملی هست که قراره انجام بده. مثل شجاع دلی که در انقلاب اسکاتلند جان داد و کم نیاورد تا نسل های بعد فکر اون رو حداقل نشخوار کنند. این همون چیزی هست که آتئیست و اومانیست قبول داره. کی گفته اومانیست یعنی قانون جنگل؟ غلط کرده! عقلت کجا رفته برادر من. اگه اومانیست این بود آیا این همه طرفدار منطقی و تحصیل کرده پیدا می کرد که بعدش واسه یکتا پرستان مشکل ساز بشه؟ من خودم مخالف ترویج این مکاتبم چون که: در هر مکتبی ما برای پیروانش یک میزان حداکثری برای اعتقادات در نظر می گیریم. یعنی می گیم که اعتقادات اونا چقدر راسخه و چقدر بهش پایبندن. معیار بعدی هم سفت و سخت و شدید العمل بودن اون مذهبه. یعنی اگه کسی شبه ای وارد کرد باعث منشعب شدن مکتب نشه. این توضیحی که دادم باید متوجه شده باشید که اسلام حتما از این مکاتب بالاتره. یعنی توی رسوخ و شدید العمل بودن از همه برتره. حالا چرا باید برای یه مکتب همچین خصوصیاتی در نظر بگیریم؟ اگه توجه کنید، سیاست گذاران فرهنگی در غرب و آمریکا دارن تلاش می کنن که اینا رو ترویج کنن. چون در هنگام بحران یا هر چالش فرهنگی سیاسی به راحتی می شه این مکاتب رو ریشه کن کرد. واسه همین می خوان این مکاتب رو توی ایران بیارن و اسلام رو ببرن. چون اسلام به این راحتی ریشه کن نمی شه. لپ کلام. اومانیسم، کمونیسم، لیبرالیسم، آتئیسم و... همه و همه با احکام و قوانین (صرفا) دنیوی اسلام موازی هستند و مغایرتی ندارند. اما در احکام و قوانین اخروی و ماورایی با هم در تضادن. ما الآن در دنیا زندگی می کنیم. نه در آخرت. در نگاه اول فرقی نمی کنه که کدومشون رو دنبال کنیم اما در نگاهی بهتر می فهمیم که همه ی این مکاتب سست عنصر هستند و به راحتی یک پیرو رو در شرایط بحرانی از خودش جدا می کنه اما اسلام این طور نیست و اون هم به خاطر معاد و توحیده |
|||
|
|
۱۰:۵۷, ۳۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۳ ۱۳:۵۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
1- أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ﴿۱۰- ابراهیم﴾
آیا درباره خدا، پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست (10) . . 2- أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ﴿۴۳﴾ آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مىتوانى] ضامن او باشى (۴۳) . . 3- بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿۵- قیامت﴾ بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد، فسق و فجور كند (لذا حق را منکر می شود)(۵) . . 4- وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ﴿۱۱۱-الانعام﴾ و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مىفرستاديم و اگر مردگان با آنان به سخن مىآمدند و هر چيزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مىآورديم باز هم ايمان نمىآوردند (۱۱۱) دوستان سعی کنید که یک نوزاد رو بگذارید در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشید که بعد از چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال می تواند تاپیک مورد نظر شما را تایپ کند. البته می توانید بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خداناباوران حتی نوزاد هم نگذارید فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد خود به خود بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظر شما سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد. خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است. دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان ![]() پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود... |
|||
|
۱۲:۲۴, ۳۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/فروردین/۹۳ ۱۳:۴۷ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۰:۵۷)III I III نوشته است: دوستان سعی کنید که یک نوزاد رو بگذارید در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشید که بعد از چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال می تواند تاپیک مورد نظر شما را تایپ کند.چیزهایی نگید که خداناباوران بگن این خداپرستان عجب در مقابل فهم حرف ما مقاومت می کنن!! من اینجا نمی خوام از آتیست ها و .. طرفداری کنم. ولی این درک شما از اونها غلطه! اونها نمی گن که جهان همینجوری خلق شده! اصل حرفشون رو پرفسور هاوکینگ می زنه! این بنده خدا می گه: من اصلا کاری به این ندارم که خدا هست یا نه! فقط می گم که علم می تونه تمام خلقت و پیدایش رو توجیه کنه و نیازی به وجود خدا نیست! بزرگترین اشتباه خداپرستا اینه که فقط می خوان خدا رو با خلقت جهان بشناسن! برای اینکه واقعیت رو بفهمید همه رو به خوندن کتاب انسان و خدا (دکتر چمران) دعوت می کنم! این کتاب فوق العادست! این کتاب بر اساس سلسله جلسات سخنرانی از این شهید بزرگوار مو به مو نوشته شده! چمران تو این کتاب به زیبایی و ظرافت علم گرایان، مادیون و عقل گرایان رو با استدلال می زنه له می کنه! بعد میاد می گه اگر در علم که مبناش حس هست و حتی علوم عقلی مثل فلسفه که اونهم وابسته به حس هست دنبال خدا می گردید راهتون اشتباهه. (البته علوم عقلی و طبیعی رو نفی نمی کنه اشتباه نکنید) بعد در مورد پدیده های ماوراء ماده و مباحث پاراسایکولوژی صحبت می کنه که علم از توجیهش عاجز هست! و وقتی خلع سلاح شدی به عالم روح و غیب می پردازه که خدا اثبات بشه! لپ کلام چمران اینه : راه خداشناسی فقط و فقط اشراق هست! بازهم می گم این کتاب رو که خیلی هم سبک و روان هست رو مطالعه کنید!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟ | سعدی | 17 | 4,784 |
۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴ آخرین ارسال: سعدی |
|











مگه خدا یویو خلق کرده که بندازتمون تو دنیا بعدش برگردیم بهشت( که جای اولمون بود) نه خیر! ما اومدیم اینجا که چیزی رو ثابت کنیم و اون هم یعنی انسانیت. چیزی که توی خیلی از مکاتب نوظهور( البته منطقی هاش) بهش ارزش میدن. اما توی مذهب ما( با این که بهش توجه شد) فراموش شده.