|
ده افسانه دربارۀ خداناباوری
|
|
۲۰:۵۳, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- خدا ناباوران معتقدند زندگی بیمعنا است
خیر، «خدا ناباوران» بر این باورند که زندگی بسیار هم پرمعناست. آنها بر خلاف آموزههای مذهبی، ادامۀ زندگی را در جهانی دیگر نمیجویند بلکه با در پیش گرفتن یک زندگی کامل و مفید، از آن لذت میبرند. خدا ناباوران تصور زندگی بیمعنا را بیمعنی میدانند. 2- خدا ناباوری در بزرگترین جنایات بشری نقش داشته است اهل ایمان همواره اشاره میکنند که جنایات هیتلر، استالین، پُلپوت و مائو، نتیجه مستقیم آموزههای خداناباورانه است. اما مشکلِ کمونیزم و فاشیزم این نیست که آنها خشنتر از مذاهبِ دیگر هستند، بلکه این است که آنها بسیار شبیه مذاهب توحیدی هستند! چنین رژیمهایی از هستۀ فکری دُگمی برخوردارند، هویتی همچون فرقههای مذهبی به خود میگیرند. آشویتس، گولاگ و کشتزارهای مرگ، مثالهایی از عدم باورِ مذهبی نیستند بلکه نشانههایی از تعصبات سیاسی، ملی و قومی هستند که افسار گسیختهاند. هیچ جامعهای در تاریخ بشریت یافت نمی شود که از خِردگرایی آسیب دیده باشد. 3- خدا ناباوران متعصبند یهودیان، مسیحیان و مسلمانان ادعا میکنند کتب آسمانی آنها چنان پاسخگوی مشکلات مردم هستند که باید بر قلمِ صُنع پروردگاری دانا و توانا ساخته شده باشند. یک خداناباور کسی است که بر اساسِ این ادعا، کتب مذاهب توحیدی را مطالعه کرده و این ادعا را بیهوده یافته است. دلیلی ندارد برای زیر سوال بردن آموزههای مذهبی، متعصب یا بیایمان بود. استفن هنری رابرتز میگوید: «من و تو هر دو آتئیست هستیم. من تنها به یک خدا کمتر از تو اعتقاد دارم. هرگاه فهمیدی چرا موجودیت خدایان دیگر را نمیپذیری، خواهی دانست چرا من خدای تو را نمیپذیرم.» 4- خداناباوران تصور میکنند همهچیز در جهان اتفاقی درست شده است هیچکس نمیداند جهان چگونه آغاز شده است. حتی در واقع نمیدانیم باید از واژۀ شروع استفاده کنیم یا آفرینش. این واژهها خود وابسته به کمیتِ زمان هستند؛ در حالیکه این بحث خود به منشاء فضا-زمان میپردازد. این برداشت از باور به وقوعِ اتفاقیِ جهان توسط خداناباوران، به تئوریِ تکامل داروین باز میگردد. همچنانکه ریچارد داوکینز در کتاب «پندارِ خدا» میگوید، حاصلِ برداشتی سراسر اشتباه از تئوری تکامل است. تکامل، ترکیبی است از انتخاب طبیعی و جهش اتفاقی. خداناباوران اعتقاد دارند هستی، به تنهایی از انتخابات اتفاقی بوجود نیامده است. 5- خداناباوری ارتباطی با دانش ندارد میشود دانشمند بود و به خدا اعتقاد داشت. این بدیهی است که تفکر علمی، بیشتر میتواند منجر به خداناباوری شود تا صرفِ داشتنِ ایمان. مثلا در آمریکا حدود 90% جمعیت به خدایی شخصی اعتقاد دارند اما هنوز 93% از دانشمندان آکادمی ملی علوم، خداناباور هستند. 6- خداناباوران مغرور و پر افادهاند زمانی که دانشمندان چیزی را نمیدانند – مثلا اینکه جهان چگونه آغاز شد یا نخستین ملکولهای حیات چگونه شکل گرفتند – به آن اذعان میدارند. تظاهر به دانستن چیزی که نمیدانیم، در جهانِ دانش گناهی نابخشودنی است، چیزی که در ایمانِ مذهبی از پایههای تفکر محسوب میشود. یک نکتۀ جالب در مومنان مذهبی این است که با فروتنیِ کامل به دعا و نماز میپردازند در حالیکه ادعا می کنند مذهب ایشان به حقیقت همۀ چیزهایی دست یافته که دانشمندان در حقیقت ان درماندهاند. هنگامی که در مورد جهان و جایگاه ما در آن پرسشی مطرح میشود، خداناباوران از دانش مدد میگیرند، بیآنکه از مفروضاتِ نامعلوم و مبهم نامی به میان آورند. و این تکبر نیست، عین درستکاری است. 7- خداناباوران از تجربیات روحانی بینصیبند هیچ چیز نمیتواند خداناباور را از عشق و شور و مستی و لذت و ترس بازدارد. آنچه یک آتئیست از آن احتراز میکند، ربط دادن این امور به ماوراء الطبیعه است. وی این احساسات را چون واقعیتی طبیعی میپذیرد. تجربیات روحانی بسیاری از مذهبیون به بهبود زندگی آنها کمک کرده است زیرا اصولا القاءِ حس مثبت، بر روان و مغز انسانها تاثیر میگذارد. آیا نماز و ادعیه مسیحیان میتواند مسیح را تنها راهِ نجات بشریت معرفی کند؟… خیر، زیرا میلیونها هندو، بودایی و مسلمان نیز از این تجربیات روحانی استفاده میکنند و عقیدهای مشابه دارند و منجیانی مشابه. اما حقایق تاریخی و صحتِ افسانههای مذهبی، چیزهایی هستند که تجربیات روحانی نمیتوانند آنها را اثبات کنند. 8- خداناباوران معتقدند زندگانی و عقاید انسان پوچ و بیهوده است خداناباوران مرزهای ادراک انسانی را محدود میدانند، چیزی که مذاهب توحیدی آنرا قبول ندارند. این واضح است که ما کاملا جهان را نشناختهایم، اما این هم واضح است که انجیل یا قرآن در شناخت بهتر جهان کمکی به ما نکردهاند. ما نمیدانیم آیا حیات هوشمند در مکانی دیگر نیز وجود دارد یا خیر؛ اگر چنین باشد، شاید آنها به درک و دانشی فراتر از دانش فعلی ما دست یافته باشند. یک خداناباور چنین احتمالی را رد نمیکند. اگر چنین موجودات خارق العادهای در جهان وجود داشته باشند، محتویات کتبِ مذهبی اسمانی، برای آنها بسیار پیش پا افتادهتر خواهد بود تا برای ما! 9- خداناباوران انکار می کنند که مذاهب حاوی منفعتهای زیادی برای جوامعند آنها که بر نقش مفید مذاهب بر جوامع انسانی تاکید میورزند، در نظر نمیگیرند که این اثرات نمیتوانند حقانیتِ اصول مذهبی را اثبات کنند. تفاوت عمیقی میان پندارهای آرامشبخش و حقیقتِ عریان وجود دارد. در حقیقت، در مورد اثرات مثبت مذاهب جای اختلاف نظر وجود دارد. در اکثر موارد به نظر میرسد مذاهب توحیدی برای ترویجِ رفتارهای پسندیده، از استدلالهایی زیانبار استفاده میکنند؛ در حالیکه استدلالهای خوبی وجود دارند. از خود سوال کنید کدامیک اخلاقیتر است: گرفتنِ دست نیازمندی زیرا بسادگی او محتاج و فقیر است و در وضع بدی بسر میبرد، یا بخاطر اینکه خالقِ هستی از شما میخواهد اینکار را انجام دهید تا در قبالِ آن به شما پاداش دهد یا در ازای عدم انجام آن، شما را عذاب کند؟ 10- خداناباوران به اصول اخلاقی پایبند نیستند اگر یک انسان به این درک نرسیده باشد که ظلم و شقاوت بد است، با مطالعۀ کتبِ آسمانی هم به این نتیجه نخواهد رسید، زیرا این کتب مذهبی، خود سرشارند از شقاوت و خشونت زمینی یا آسمانی! ما خداناباوران اصول اخلاقی خود را از کتب آسمانی استخراج نمیکنیم. ما با اتکاء به فراست و فهم ذاتی خود، اصول اخلاقی خود را بنا میکنیم. اصولی که مبنای آن، هزاران سال تحقیق و تفکر و تفحص دربارۀ علل و امکان وقایع است. بشر در طول تاریخ، اصول اخلاقی شایان توجهی را بنا نهاده و اینکار تنها به کمکِ کتب آسمانی صورت نپذیرفته است. کتبِ مذهبی درون خود بردهداری را ترویج میکنند، اما هر انسان آزاده و اخلاقمداری به زشتی این عمل اذعان دارد. هر آنچه از اخلاق در کتب آسمانی ذکر شده ، میتواند تنها بر اساس ارزش اخلاقی عمومی آنها مورد تایید قرار گیرد؛ بدون آنکه به این معتقد باشیم دستی نامرئی آنرا از آسمان برایمان به ارمغان اورده باشد.
ده افسانه و حقیقت دربارۀ آتئیزم به قلم سم هریس ترجمه لاادری
|
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۲۲, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
همونطور که گفتم جریان تفکیک جنسیت مربوط به خیلی قبل تر از انسانه. طبق داروینیسم انسان از میمون می تونه باشه. میمون هم دو جنسیه پس این قضیه به قبل از میمون ها هم مربوط می شه. یعنی اون گونه های تک جنسی که بعدا تکامل یافتن و انسان شدن، قرار نیست یه چیزی تو مایه های دوجنسه های امروزی باشن! اونا خیلی ابتدایی تر از میمون ها هستن. یعنی انتظار نداشته باشین هوشمند باشن یا اینکه حتی شبیه انسان باشن.
کل اینا رو گفتم تا بهتون بگم این گونه ممکنه وجود داشته باشه و به حیات خودش ادامه بده. ممکنه خیلی وقت پیش از بین رفته باشه و چیزی ازش نمونده باشه. مثلا اگه به تکامل اسب نگاه کنید می فهمید که الآن هیچ اثری از اسب های نسل اول یا دوم روی زمین نیست. در مورد مهندسی معکوس هم بگم که چون انسان الآن به دو جنس تقسیم شده داریم اینو می گیم. واگرنه ممکنه همین جنس نر از دو تا جنس دیگه تشکیل شده باشه. ممکنه هزار سال بعد نسلی به وجود بیاد که این دو جنس نرش هم از هم جدا باشن. فهمیدید چی شد؟ منظورم اینه که ممکنه این دو جنس نر و ماده، مخلوط از جنس ریز نقش تری باشن. اما ما اونا رو واحد تصور می کنیم. یه سوال دیگه اینکه چرا ما الان در او جنسیت های ریز تر و متنوع تر نیستیم؟ با یه حساب سر انگشتی می فهمین که احتمال دوام آوردن چهار تا جنس یا بیشتر، خیلی کمتر از بقای دو جنس هست. شاید تا الآن هنوز این چهار تا جنس مشتق از نر و ماده نتونسته باشن کنار هم جمع بشن. فکر کنم در مورد بقای تک جنسی ها کم گفتم. نگاه کنید. طبیعت داره تغییر می کنه و این باعث می شه که نسل های قدیمی هم تغییر کنن. واگرنه محکوم به فنا هستند. انسان های دو جنسی و تک جنسی خیلی وقته که از هم جدا شدن. هر کدوم بر اساس آناتومی خودشون تغییرات زیادی کردن. شاخه شاخه شدن. دو جنسی ها میمون و گوریل و انسان و ... شدن. اما تک جنسی ها معلوم نیست چی شدن، موندن یا نموندن، چند شاخه شدن کجا هستن. خیلی جهش ها رخ داده و الآن انتظار شباهت نباید داشته باشین. شاید همین گاوی که کنار دستمون می چره از اون نسل تک جنسی باشه! |
|||
|
|
۲:۵۹, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۴۹ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
(۳۱/فروردین/۹۳ ۱۲:۲۴)مجتبی110 نوشته است: چیزهایی نگید که خداناباوران بگن این خداپرستان عجب در مقابل فهم حرف ما مقاومت می کنن!!این نوشته رو قبل از خوندن کتاب دکتر چمران نوشتم، و برای این که یک طرفه به قاضی نرفته باشم کتاب چمران رو هم خوندم و باز همین نظر رو تکرار می کنم: دوست عزیز، لازم می دونم باز هم با شما مخالفت کنم: اگر خدا وجود داشته باشه، باید راهی برای اثبات خودش خلق کرده باشه: راهی که برای تمام مردم جهان، به طور مستقل قابل درک و قابل تصدیق باشه، نه راهی که بر پایه ادعاهای یک سری افراد بنا شده باشه. این حرف من نیست، این حرف قران هست: « مگر درباره خدا، پدیدآورنده آسمان ها و زمین تردیدی هست» خواهش می کنم دقت داشته باشید تنها میزان سنجش و ادراک هر چیز عقل هست و این هم چیزی هست که در تمام دنیا بهش اعتبار دادن. پس اگر هم کسی ادعای وجود خدا رو کرد عقلا باید اثباتش کنه. و اما در مورد کتاب انسان و خدا که مایلم تو یه فرصت در مورد ریز مغاطلاتش با هم صحبت کنیم. اما حرف جالب و نهایی رو خود شهید چمران در این کتاب می زنه: ایشون می گه " بر اساس حواس خامسه به علوم تجربی می توان دست یافت که خطاهای زیادی در آن وجود داشته و دارد و به تدریج کامل می شود" که خب حرف نسبتا درستی هم هست و بعد سعی در اثبات نظریات فلسفی با همون علوم تجربی می کنه!!! نقل قول:دقیقا،دو سوال بسیار به جا داریم. چه کسی هوش رو در کودک قرار داده؟ و چه کسی هوش رو در نظام هستی قرار داده؟ سوال اول جواب ساده ای داره: انتخاب طبیعی، شارش ژنی، رانش ژنی، جهش ژنی. این ها چی هستن؟ کنش و واکنش بین ذرات ماده. پس پاسخ به این سوال رو می تونیم در قوانین فیزیک پیدا کنیم. سوال دوم، سوال جالبی هست. اما سوال مهم تر اینه که از کجا فهمیدیم نظام هستی هوشمند هست؟ هوش این معنی رو تلقین می کنه که اجزای هستی از بین حالت های ممکن بهترین حالت رو می سنجن و انتخاب می کنن. مثلا سیاره ای که به دور ستاره می چرخه پیش خودش فکر می کنه که به دور ستاره نچرخم ممکنه اتفاقات ناگواری بیفته و نظام هستی به هم بریزه. این که پدیده های در هستی باز هم دلیلی نداره جز کنش و واکنش بین ذرات ماده. مثل کنش و واکنش بین گراویتون و ذرات دیگه. دقت کنید، من گفتم که هوشمند بودن از مشاهده پدیده ها منتج نمی شه، اما یک راه حل جایگزینش کردم: یکسان بودن مشاهدات در همه جای جهان مشاهده پذیر، نتیجه ی (دوباره) قوانین فیزیک. سوال سوم که خودم مطرحش می کنم اینه که آیا خودروی جهان اتومات هست یا دستی. در واقع فیزیک معرف تمام لحظه های هستیست. این یعنی این که در نظر گرفتن جهان بدون فیزیک محال هست. (همون طور که مثلا در نظر گرفتن تصور آدمی بدون آدمی محال هست.) سوال چهارم که خودم مطرحش می کنم اینه که آیا جهان به سمت غایتی حرکت می کنه (که همان نظم هست، با یکسان بودن قوانین اشتباه نشه). من فعلا این بحث رو از پایین مطرح می کنم، یعنی می شه با دیدن جهان چنین حکمی رو استنباط کرد؟ مثلا یک نفر ممکنه با دیدن جهان چنین نتیجه ای بگیره، که جهان ابتدا به شکلی بوده که پیدایش حیات رو رقم بزنه و این پیدایش حیات برای این بوده که انسان رو بیافرینه تا عبادت کنه! یک نکته جالب این که اگر محور زمان رو برعکس کنیم نتیجه مشاهدات انسان همان می شه. یعنی اگر جهان در حال حرکت از یک حالت متعالی به یک حالت غیر متعالی باشه، باز هم مشاهدات ما همان هست. بنابراین منظم دیدن جهان، منظم بودن جهان رو ایجاب نمی کنه. سوال پنجم که خودم مطرحش می کنم، این که آیا نظام جهان احسن هست؟ احسن چیزی هست که هست. پس سوالی که پرسیدم تقلیل پذیر به این سوال هست که آیا چیزی که هست، هست؟ که سوال بی معنیی هست. البته از دید انسان که خودش رو موضوع اصلی هستی می دونه ممکنه حالت های متصور جهان رو بدتر در نظر بگیره. مثلا تصور کنه اگر زمین کمی به خورشید نزدیک تر بود گرمای بیش از حد مانع پیدایش حیات می شد. در این صورت ممکن بود موجودات متفاوتی به وجود بیان که در دمای بالاتر قادر به زندگی باشن و نتیجه اون حیات هوشمند تر و عاقل تر از انسان باشه. سوال ششم که خودم مطرحش می کنم و بی جواب گذاشتمش، این که چرا تمام ذرات یکسان مانند هم هستند. مثلا چرا تمام الکترون ها بار دقیقا یکسان دارن. از جواب فلسفی مکانیک کوانتوم به این سوال که بگذریم، اولین و ساده ترین استدلال فلسفی این که، همه وجود مشترکی دارند به اسم فیزیک. (۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۲۹)یاســین نوشته است: من فقط یه سوال دارم خیر، متاسفانه دیدگاه شما از تکامل اشتباه هست. اما قبلش یه نکته عرض کنم و اون این که علم تجربی بر اساس مشاهدات هست، نه اون چیزی که مشاهده نشده. روال اثبات تمام نظریات علمی روال یکسانی هست: یک فرضیه بر اساس مشاهدات مطرح می شه. فرضیه پیش بینی می کنه. پیش بینی مشاهده می شه و فرضیه تبدیل به نظریه می شه. دقت کنید که همیشه در علم مسائل پاسخ داده نشده ای وجود داره، اما این ربطی به صحت یا نادرستی نظریات نداره. موجودات دو جنسی ابتدایی بسیار ابتدایی تر از موجودات دوجنسی مثل پستانداران بودن و تنها کد ژنتیکی رو با هم به اشتراک می ذاشتن و به قول شما کاملا نقطه مقابل هم نبودن. مشابه این مکانیزم رو می تونید در موجودات ابتدایی مثل ویروس آنفلوآنزا هم ببینید. مجموعه فرضیات و نظریات پیرامون تکامل دوجنسی رو می تونید اینجا ببینید. http://en.wikipedia.org/wiki/Evolution_o...production نقل قول:اینو متوجه نشدم که الان نباید حتی یه مورد از اون تک جنسیتی ها وجود داشته باشه؟ نظر شما اشتباه هست. تولید مثل دو جنسی مکانیزمی به اسم نوترکیبی رو داره که استخر ژنی رو گسترش می ده و گونه رو در مقابل تهدید ها حفظ می کنه. مزیت نسبی تولید مثل جنسی که باعث انتخاب تولید مثل جنسی شد، توی لینکی که دادم توضیح داده شده. استفاده فرضی در تولید مثل سه جنسی و چهار جنسی هم بنده سراغ ندارم! یک مسئله مهم رو هم این جا لازم می دونم مطرح کنم و اون این که "اگر موجودات چنین بودن بهتر بود"، تنها موهومات ذهنی هستن و ربطه به واقعیت نداره. من می تونم استدلال کنم که اگه انسان به جای 2 پا 8 تا پا داشت می تونست سریع تر بدوه و احتمال زنده موندنش بیشتر می شد. این ربطی به این مسئله نداره انسان دوپا و دودست حاصل مکانیزم فرگشت بوده. نقل قول:حالا رخداد های بعدی میان وسط. یعنی انسان از میمون بوده. میمون هم از موجودی اولیه تر. داروین می گه که اتفاق ( رخداد تفکیک جنسیت ها ) برای هر دسته ای یک بار رخ داده. یعنی تفکیک جنسیت برای موجودات ماقبل میمون رخ داده و سپس میمون و انسان نر و ماده از اونا به وجود اومده.البته حرف شما درسته که دوجنسی بودن هم به گونه های جدید به ارث می رسه. اما این درست نیست که انسان از میمون بوده. انسان از نیای مشترک انسان و میمون بوده. موضوع بحث رو هم منحرف نکنیم و نکنید لطفا. موضوع تاپیک چه ربطی به تولید مثل جنسی داره؟ |
|||
|
۹:۱۲, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
جناب نام کاربری ظاهرا اطلاعات زیادی در بحث علوم تجربی دارن( که از من ریاضی چی بعیده! ) به هر حال:
نقل قول:منظور من از میمون همون نیای انسان بوده. یعنی موجودی که انسان از اون اومده. باز حرف شما درست تره. من این بار یه جور دیگه روش تفکر در داروینیسم رو توضیح می دم: فرض کنید که یه تعداد نامعلومی گوی رنگی جلوی کسی هست. حالا قراره این فرد گوی سیاه رو از بینشون انتخاب کنه. روش انتخاب هم اینجوریه که گوی ها رو توی آزمایش کاملا شیمیایی امتحان می کنه هر کدوم واکنش دادن پس رنگشون سیاهه( یعنی روی گوی سیاه یه ماده ی خاصه ) داروینیسم: اون فرد انتخاب کننده هیچ هوشی نداره. فرض کنید یه حیوون دست آموزه. دونه دونه شروع می کنه گوی ها رو بر می داره و آزمایش می کنه. بالاخره بعد مدتی به گوی سیاه خواهد رسید. توضیح: اون فرد انتخاب کننده خدا نیست. چون هوش نداره. اون فرد در اصل چرخه های قبل هستی هستند. در اصطلاح چرخه های اولیه. از اونجا که جهان ابتدا نداره، این مسئله بدیهی هست که اینچنین چرخه هایی وجود داشته است. اسلام: اون فرد انتخاب کننده هوشمنده و به گوی ها نگاه می کنه. همون اول می ره و گوی سیاه رو انتخاب می کنه. دیگه نیاز به آزمایش نیست. تموم شد رفت. گوی مورد نظر انتخاب شد. توضیح: اون فرد هوشمند خداست. نگاه می کنه( می سنجه )، انتخاب می کنه و نیازی به آزمایش نداره چون محاسبه می کنه. حالا یه توضیح دیگه: آزمایشی که گفتم در اصل قوانین منطقی هستی هستند. مثل پایستگی ماده و انرژی، بر هم نهی میدانی، برد مغناطیسی و ... که هیچ کس( حتی خدا ) هم نمی تونه نقضش کنه. چون که محال عقلی هستن. امیدوارم معارف دبیرستان یادتون بیاد. اونجا هم اینو نوشته. این گوی ها( چرخه ها ) آزمایش می شوند و اونی که سیاهه( چرخه ای که صحیحه و می تونه باقی بمونه ) قبول می شه و بقیه( چرخه های ناصحیح و نا بسامان) فنا پیدا می کنند. حالا اسلام گرا ها بیان با کلی سند و دلیل ثابت کنن که اولین گویی که انتخاب شد همون گوی سیاه بود. قبل از اون گوی دیگه ای انتخاب نشده بود. پس اون فرد انتخاب کننده هوشمند بوده که طبق اصول، خداست. اما داروینیسم چی میگه؟ می گه فرد انتخاب کننده اول از همه گوی سیاه رو انتخاب کرده. آیا احتمالش نبوده که اینجوری بشه؟ حالا با یه احتمال نزدیک به صفر، گوی سیاه انتخاب شد. آیا دلیلی بر هوشمندی وجود داره؟ فقط شانس بوده.منظورم از شانس، شانسی بودن خدا نیست. منظورم اینه که شانسی بوده جهان بدون هیچ گونه اشتباهی درست شد. و با این احتمال نمی شه ثابت کرد خدایی وجود داشته. این ما نیستیم که باید ثابت کنیم خدا وجود نداشته، این شمایید که باید ثابت کنید خدا وجود داشته. چون داروینیسم رخداد وجود خدا رو یکی از احتمالاتش می دونه که این با توحید منافات داره. امید وارم متوجه شده باشید که نمی شه داروینیسم رو از طریق پیدایش جهان زیر سوال برد. باید مکاتب مشعب از این فرضیه رو از طریق اثراتش در جامعه و اصول جامعه شناختی بررسی کنید و من به شما اطمینان می دم که اونجا حتما زیر سوال می ره و به جامعه اسلامی مغلوب می شه. از بحث اصلی دور شدیم. امید وارم قانع شده باشید که داروینیسم بیدی نیست به این بادا بلرزه. باید مهندسی معکوسش کنید! |
|||
|
۹:۱۸, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
دوستان در مقابل خدا باوری ،تکامل رو قرار دادن
منم یه سوال مبهمی که در تکامل داشتم رو پرسیدم اگه ب نظر شما که صاحب تاپیک هستین بی مورده گزارش بدین ارسالا حذف شه |
|||
|
۹:۲۸, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
این خدا ناباور معتقد است بر اساس احتمالات می شود!
شما یک تعداد آجر همینجوری بیاندازی و تبدیل به خونه بشه: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: [/font] و بعد به این شکل معتقد است برهان نظم رو انکار کرده یعنی برایش عددی کمتر از 000000000000001 / 0 درصد از شکل گیری نظم عالم به طور تصادفی کفایت می کند که به وجود آمدن این عالم ناظمی نیاز ندارد 1- أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا﴿۴۳﴾ [font=Tahoma]آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مىتوانى] ضامن او باشى(۴۳) 2- بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ﴿۵- قیامت﴾ بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد، فسق و فجور كند (لذا حق را منکر می شود)(۵) بر این اساس و با توجه به منطق مورد پذیرش جناب namekarbary پیشنهادمان به ایشان این است که سعی کنند که یک نوزاد رو بگذارند در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشند که بعد از چند لحظه الی هزار یا چند میلیون یا چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال امیدوارد باشند تا تاپیک مورد نظرش تایپ شده و ارسال شود. البته می توانند بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خودشان حتی نوزاد هم نگذارند فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی که ارائه می دهند بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظرشان سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد. خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است. دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان ![]() پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود... صرفاً جهت اطلاع برخی اظهارات ایشان در کنار هم: ایشان معتقد است که خللی در حکم عقلانی و اثبات پذیر عدم وجود خدا وارد نیست: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره.
و در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-158494.html#pid158494 این چنین بیان داشته اند: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است:این جانب عرض کنم که من معتقدم جهان مخلوق خداست بدون شرح... یک جا می فرمایند که صد در صد نمی توان اثبات کرد که خدا نیست : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid159113 (۱۸/آبان/۹۱ ۱۹:۴۹)namekarbary نوشته است:(۱۸/آبان/۹۱ ۱۵:۳۲)Reza71 نوشته است: طبق این نظر نه خدا هست نه خدا نیست.... یک می گویند کاملاً می شود با عقل اثبات کرد که خدا نیست : (۳۱/فروردین/۹۳ ۲۱:۵۵)namekarbary نوشته است: و نتیجه بدیهی این که اگر فرشتگان به سوی انسان فرستاده بشن، مردگان به سخن در بیان و هر چيزى دسته دسته در برابر انسان گرد آورده بشه، خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره. یک جا در مورد عقل می گویند: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28...#pid267576 (۲۸/فروردین/۹۳ ۲۱:۲۳)namekarbary نوشته است: تنها چیزی که قابلیت تشخیص صحیح و ناصحیح رو داره عقل هست. بعد اینجا می فرمایند خیلی با عقل کار نداریم : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid158541 (۱۶/آبان/۹۱ ۱:۳۵)namekarbary نوشته است: موارد دیگری هم هست به مرور تقدیم میشه و مباحث دیگری هم هست به مرور بیان می شود إن شاء الله...
|
|||
|
۱۰:۳۶, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۶ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
.......................................................... |
|||
|
۱۰:۴۶, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
تعجب می کنم. سه بار اصول مباحثه تو این موضوع رو گفتم و برخی گوش نکردند:
نقل قول:آره برادر من احتمالش هست. اگه می تونی ثابت کن که احتمالش نیست. وقتی ثابت کردی به هیچ وجه من الوجوهی نمی شه، به هیچ وجه من الوجوهی خونه درست نمی شه. اونوقت من هم قبول می کنم! توحید یک احتمال خیلی کم در داروینیسمه. توی یکتا پرست باید شرطی رو به ما معرفی کنی که طبق اون احتمالات دیگه غیرممکن بشه. همین جوری با مسخره کردن توحید ثابت نمی شه. لطفا به جای این کارا یه دلیل بیار که بقیه احتمالات غیر ممکنه، اونوقت میتونی بگی فقط توحید ممکنه. البته دلیل ها بهتره اینجوری نباشه: نقل قول:درسته که من یک مسلمان هستم اما به عنوان یه اومانیست وارد این مباحثه شدم. پس یعنی چی؟ یعنی خدا و قرآن و حدیث پر. به هیچ کدومشون اعتقاد ندارم. تا وقتی توحید و دین و شریعت و ... اثبات نکردید. من نمی تونم قرآن رو قبول کنم. آیه هایی که می نویسید توی نظر یه اومانیست فقط ادعاست. یعنی کسر شان می شه برای این آیه ها. لطفا تصور کنید با یه اومانیست صحبت می کنید، نه با یه مسلمون. |
|||
|
۱۰:۴۶, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۵۳ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۲:۵۹)namekarbary نوشته است: دوست عزیز، لازم می دونم باز هم با شما مخالفت کنم: اگر خدا وجود داشته باشه، باید راهی برای اثبات خودش خلق کرده باشه: راهی که برای تمام مردم جهان، به طور مستقل قابل درک و قابل تصدیق باشه، نه راهی که بر پایه ادعاهای یک سری افراد بنا شده باشه. این حرف من نیست، این حرف قران هست: شبیه مغالطه ایست که می گویند خدا اگر قادر مطلق است آیا می تونه سنگی سنگین رو بیافرینه که خودش هم نتونه بلندش کنه!؟ که هر دو جواب بله و خیر مغالطه گر رو به هدفش می رسونه! ابزار شناخت خدا چیست؟؟ چه راهی می توان برای اثبات خدا یافت!؟ ما در علوم طبیعی جز تجربه، و حواس خامسه در علم راه دیگه ای داریم؟ مباحث فلسفی و عقلی هم که پر است از مغالطه و در نهایت وابسته است به حس و تجربه! (البته من می گم اینها تکیه گاه خوبی نیستند نه اینکه کلا عقل رو بگذاریم کنار) حال ما می گوییم خدایی لایتناهی وجود داره که از قید زمان و مکان هم خارجه! آیا شناخت و اثبات موجود بی نهایت از راه علم ممکنه؟؟ آیا موجود بی نهایتی که راه اثبات خودش رو به میزان علم بشر که روز به روز در تکامل است اثبات کنه بازهم بینهایته؟! حالا خدا اگر بخواد راه اثبات خودش رو با علم بشر خلق کنه ، متناسب با عقل کدوم برهه از تاریخ خلق کنه؟ هاوکینگ می گه اگر ما بتوانیم فرضیههای لازم برای توضیح هر پدیده و ماده موجود در هستی را کشف کنیم این کشف، یک پیروزی نهایی برای خرد انسانی است برای اینکه ما میتوانیم فکر خدا را بخوانیم ! اون موقع که این حرف هاوکینگ زد به این نتیجه نرسیده بود که خدا وجود نداره، شایدم رسیده بود و منظورش چیز دیگه بوده، اما ما حالا فرض می کنیم برگشتیم موقعی که هاوکینگ این حرف رو زده، و هنوز به رد وجود خدا نرسیده! این چه خداییست که خرد مخلوقش (که مخلوقِ مخلوقش هست) می تونه از شناختش گذر کنه! من چنین خدایی رو قبول ندارم ! غالب شدن مخلوقِ مخلوق بر خالق (قادر مطلق) شدنیه؟ آیا کار خوبیست؟یک شخصی با اوقات تلخی داخل جنگل قدم می زد بهش گفتن چته؟ اول گفت چخه، بعد گفت من اومدم اینجا جنگل رو ببینم مگه این درخت ها می گذارن؟؟ در واقع حق هم داشت! جنگل نه اون درختی بود که در یک قدمی اون هست نه درختهای دیگه! بلکه کل اون مجموعه بود! (البته این رو تعمیم ندید به جهان هستی چون در اون مقیاس قضیه پیچیده تره) حال ممکنه شما بگید خب پس شما که همه چیز رو تخیلی کردید چگونه پی به خدا بردید؟ وقتی چشمه هایی از وجود ماوراء طبیعه که علم همیشه از توجیهش عاجز هست رو مشاهده می کنیم یک سیگنال هایی می تونیم دریافت کنیم! (البته تا اینجا فقط سیگنال) در نهایت وقتی به قلب رجوع کنیم و از کلیشه ها جدا بشیم و به اون چیزی که از وجود خدا در ما دمیده شده یعنی روح (که خیلی موقع ها با مقوله روان و همچنین مقوله نفس خلط کردن تا بتونن بزننش) توجه کنیم اون موقع هست که به این خواهیم رسید که: « مگر درباره خدا، پدیدآورنده آسمان ها و زمین تردیدی هست» البته یادآوری می کنم که عقل پیامبر درون هست و فنداسیون اصلی بوده و هیچگاه از طرف هیچ کس رد نشده! اما ابزار ناقصیست! |
|||
|
۱۰:۵۴, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۵۵ توسط III I III.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۶)مجتبی110 نوشته است: « مگر درباره خدا، پدیدآورنده آسمان ها و زمین تردیدی هست» دوست عزیز لطفاً توجه فرماید به این آیات عقل لازم است به قول شما اما کافی نیست اگر مغلوب هوای نفس باشد! وکلایی که در دادگاه می دانند موکلشان مجرم است اما با قوه ی وهمیه خود حق را وارونه جلوه می دهند و توجیه می کنند جالب است ما اگر احتمال خطر بدهیم سعی می کنیم از آن دوری کنیم باید از خود بپرسد انسان که با اینکه احتمال به وجود آمدن کل هستی با روابط منظمش بدون خالقی دارای علم و قدرت و ... نزدیک به صفر است چرا ما دوست داریم بچسبیم به آن ا حتمال نزدیک به صفر؟ بخشی از پاسخ دو آیه ی زیر است: 1- أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا﴿۴۳﴾ آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مىتوانى] ضامن او باشى(۴۳)
2- بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ﴿۵- قیامت﴾ بلكه انسان مىخواهد در مهلتى كه در پيش دارد، فسق و فجور كند (لذا حق را منکر می شود)(۵) |
|||
|
۱۰:۵۶, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
دوستان گرامی حالا که بحث به این جا رسید بد نیست این تاپیک هم ببینید، میتواند به روشن تر شدن بحث کمک کند:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23...#pid174093 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟ | سعدی | 17 | 4,784 |
۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴ آخرین ارسال: سعدی |
|











![[تصویر: part5.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part5.png)
![[تصویر: part10.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part10.png)
![[تصویر: part11.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part11.png)
![[تصویر: part12.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part12.png)
![[تصویر: part13.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part13.png)
![[تصویر: part14.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part14.png)
![[تصویر: part17.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part17.png)
![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)
![[تصویر: part5.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/046/part5.png)
![[تصویر: part6.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/046/part6.png)
![[تصویر: part16.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/039/part16.png)

