|
دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه
|
|
۱۸:۰۳, ۱۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۷:۳۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بعد از این که در این تاپیک در مورد جانشینی جناب ابوبکر بحث شد و طرف بحث انصراف داد . خواهر محترم دیگری تقاضای بحث در تاپیک جدید را داشت تاپیک قبلی به احترام عزیزان اهل سنت . این تاپیک ایجاد شد . دوستا مثل همیشه فقط یک نفر بحث میکند و بقیه در پیام خصوصی کمک کنند احترام طرفین و مقدسات یکدیگر کاملا رعایت شود . اگر کسی توهینی انجام داد بی تعارف یک هفته محروم میشود سوال اول بنده چه دلایلی دارید که خلافت ابوبکر بعد از پیامبر را توجیه کند . یا به عبارتی ایشان بر اساس چه دلایلی از قران و سنت به جانشینی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید و اینکه چه شد که ایشان خلیفه شد ایا پیامبر جانشیت تایین کردند ؟ چرا؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۳, ۲۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۱۴:۳۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
نقل قول:جالب است که شما 24 ساعته در تالار حضور دارید و در تمام تاپیکها نظر میدهید اما بحث اثبات جانشینی خلیفه چهارم که میشود نت شما مشکل دارد!!!!!! ۲۴ ساعت شما هستید من رو ببینید ؟ بنده دارم میرم مشهد . اومدم در خدمتتون هستم . نقل قول:در ضمن لازم نیست شما بگویید چه چیزی در کتاب ما هست و چه چیزی نیست. من باب عصبانیت میگید یا واقعا لازم نیست بگم؟!!!!!!! این حرفتون بد جوری عجیب بود!!!!!! نقل قول:مسائلی که شما کپی پیست از سایتهای اینترنتی می کنید درکتابخانه من به صورت عینی وجود دارد. خوب وقتی نه میخونین و نه وقتی ادرس میدم میرین بخونین چه فایده ؟!! نقل قول: در پست قبل درباره اولی الامر هم صحبت کردم و پاسخ شما نظرشخصی بود. لطفا با استناد به آیات صحبت کنید. شخصی؟!! البته بنده قصد ورود تخصصی نداشتم اما همین هایی هم که گفتم مستند بود . نقل قول:درباره واسطه خداوند شما باز پیامبر و امامان را با هم مخلوط کردید. موسی و داوود و ... که پیامبر هستند و کتاب دارند قابل مقایسه با ائمه نیستند. خلط مبحث نفرمایید. إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا خداوند خودش مخلوط کرده خواهر من خوب به بسیاری از سوالات جواب نداده اید مستندات بنده هم هست بنابرین تا این مسءله حل بشود و مشخص بشود که نتیجه چیست بحث جدیدی رونمایی نمیکنیم . بنده هم تا شنبه مسافرت هستم . شما منابع منزلتون رو چک بفرمایید . و به موارد مطروحه فکر کنید در ضمن در مورد ایه شورا وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًادر امرشان با یکدیگر مشورت کنند و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه و ابناء الزکوه و کانوا لنا عابدین و ما (خداوند) قرار میدهد برای شما امامانی که انها به امر مربوز به ما هدایتتان کنند پس ما یه امرهم داریم که باید برن مشورت کنند راجه بهش یه امرنا داریم که خدا خودش براش امامانی معین میکنه که ما رو به اون راهنمایی کنند و به انها وحی میکند کارهای نیکو را وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ و خلفایی که همیشه قبلا و بعدا خوش تعیین میفرماید من هستم که امام تعیین میکنم ياأَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً. اینجا هم که میفرماید اگر اختلاف کردید مسءله به خدا و رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رد کنید یعنی مراجعه به خدا و رسول کنید که یکی هستند (نظرشان) بعضی گفته اند منظور همون اولی الامر هست البته ان کنتم تومنون خود قران داره با ما حرف میزنه . نقل قول:اوحینا الیهم فعل الخیرات نقل قول: وَعَمِلُواْٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ این عمل صالح که شرط خلیفگی هست رو هم خداوند متعال خودش به امامانی که قراره یهدون بشوند الهام میکنه . تا شما به مطالب جواب میدید بنده برم مشهد و بیام تاظر محترم بجز خانم عایشه کسی پست زد پاک کنید لطفا ببخشید اینکه با وجود دوستان باسواد و مطلع بنده کم سواد اصرار دارم غیر از حقیر کسی بحث نکنه اینه که میخوام مطمءن باشم خدای نکرده عصبانیت بر کسی چیره نشه و پرخاشی صورت نگیره . قبلا با مشورتی که با تیم مدیریت و اقای بیداری اندیشه داشتیم قرار بر این شد تا خدای نکرده بحث تقریب مذاهب مشکلی پیدا نکنه |
|||
|
|
۷:۰۱, ۲۴/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مهر/۹۲ ۷:۰۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
دلیل دیگری از قران که نشان میدهد هیچ کس به جز خداوند حق انتخاب خلیفه جانشین وصی و وزیر به جهت و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا را ندارد ایات قران در مورد حضرت موسی و هارون است
قرآن دعا و درخواست حضرت موسی (علیه السلام) را اینگونه بیان کرده است :«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری*وَ یَسِّرْ لی أَمْری*وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی*یَفْقَهُوا قَوْلی*وَ اجْعَلْ لی وَزیرًا مِنْ أَهْلی*هارُونَ أَخی*اشْدُدْ بِهِ أَزْری*وَ أَشْرِکْهُ فی أَمْری یعنی: حضرت موسی (علیه السلام))گفت: پروردگارا سینه ام را گشاده کن و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند و وزیری از خاندانم برای من قرار ده، برادرم هارون را پشتم را با او محکم کن و او را در کارم شریک ساز ». وقتی حضرت موسی (علیه السلام) تقتضای کمکی برای فی امری یعنی انجام امر خدا را دارد خودش کسی را همراه نمیکند و این را از خدا میخواهد که خداوند او را در کارش شریک سازد یعنی این امر فقط در دست خداست و حتی پیامبر بزرگ الهی نیز چنین اختیاری ندارد همچنین در ایات دیگر حضرت موسی (علیه السلام) این را از خداوند میخواد در آیه دیگر آمده است :« وَ أَخی هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنّی لِسانًا فَأَرْسِلْهُ مَعی رِدْءًا یُصَدِّقُنی إِنّی أَخافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ*قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُما سُلْطانًا فَلا یَصِلُونَ إِلَیْکُما بِآیاتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغالِبُونَ یعنی :و برادرم هارون زبانش از من فصیح تر است او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند میترسم مرا تکذیب کنند. (خداوند) فرمود بزودی بازوان ترا به وسیله برادرت محکم و (نیرومند) میکنیم و برای شما سلطه و برتری قرار میدهیم و به برکت آیات ما، بر شما دست نمییابند. شما و پیروانتان پیروزید. » باز قرآن کریم در آیه دیگری از قول موسی میفرماید :«قالَ رَبِّ إِنّی أَخافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ وَ یَضیقُ صَدْری وَ لا یَنْطَلِقُ لِسانی فَأَرْسِلْ إِلی هارُونَ (موسی) گفت پروردگارا از آن بیم دارم که مرا تکذیب کنند و سینهام تنگ میشود، و زبانم به قدر کافی گویا نیست (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری کند). میبینیم که این مقام را فقط خداوند میتواند به کسی اهدا کند . نه حتی پیامبر اولی العظم برای همین حضرت موسی (علیه السلام) چند بار از خداوند این را در خواست میکنند همچنین در ایات قران حضرت ابراهیم(علیه السلام)از خداوند میخواهد که از ذریه اش پیامبر و امامانی قرار دهد |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۲۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مهر/۹۲ ۱۷:۰۳ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
درخصوص اینکه شما تصور می کنید اگر متنی در بعضی از کتب اهل سنت آمده باشد و شما آن را بیاورید و با این کار به خیال خود گمان کنید که چون به کتابی از اهل سنت استناد کردهاید پس در اینجا قاعدة جدل(یعنی استفاده از مقبولات خصم برای قانع کردن او) رعایت شده و میتوان به راحتی گفت که اهل سنت نیز این داستان را قبول دارند باید بگویم این یک مغالطة بزرگ است. بعضی از اهل سنت خود در کتب خود داستانهایی از تشیع! را آورده اند اما سند معتبری برای آن ذکر نکردهاند و اصل ماجرا همین است. یعنی وقتی سند معتبری برای یک روایت یاحدیث موجود نباشد اکثریت عالمان و مفسران اهل سنت، نظر آنها را قبول ندارند و لذا استناد تشیع به آن روایات و احادیث صحیح نیست. زیرا آن احادیث به دلیل ضعف سندمورد قبول اهل سنت نیست حتی اگر در کتب معتبر نقل شده باشد (مانند داستان زکات دادن سیدنا علی دررکوع) اگر قرار بر این باشد که وجود یک روایت در بعضی منابع اهل سنت را دلیل بر این بگیریم که اهل سنت به آن روایت اعتقاد دارند، با همین روش میتوان گفت که شیعه قائل به تحریف قرآن است.چرا که در بعضی کتب حدیث شیعه (و اتفاقاً در معتبرترین آنها یعنی اصول کافی) روایاتی از امامان نقل شده که در آنها صراحتاً قرآن را تحریف شده معرفی کردهاند.(البته این کتاب الان سانسور شده و احادیث حذف شده! اما در سایر کشورها این کتاب سانسور نشده موجود است) یا کتاب «فصل الخطاب فى تحریف کتاب ربّ الأرباب» که به وسیله یکى از محدّثین شیعه (محدث نوری) نوشته شده و احادیثی از ائمه آورده که در آنها امامان گفته اندکه قران تحریف شده است. اما آیا وجود این احادیث در بعضی کتب شیعه را میتوان دلیل بر این گرفت که شیعه واقعاً معتقد به تحریف قرآن است؟ خیر! چرا که اکثریت قاطع عالمان شیعه این احادیث را از نظر سند و متن مخدوش میدانند. اگر با موازین پذیرفته شده در بین اکثریت قاطع عالمان و حدیثشناسان شیعه، این احادیث بررسی شوند، معلوم خواهد شد که همة آنها هم از نظر سند و هم از نظر متن، ضعیف و بلکه مخدوش هستند واشتباه بزرگ کلینی و نوری و معدودی از عالمان شیعه در پذیرش این احادیث را نبایدبه پای شیعه نوشت. همینطور است داستان دهها هزار حدیث و روایات جعلی که مشتمل برمطالب خرافی و ضد عقل و قرآن هستند و در کتابهای شیعه (مانند بحار الأنوار) آمدهاند. اینهارا نیز نباید به پای شیعه گذاشت.بنابراین هنگامی که میخواهید به چیزی استناد کنید دقت کنید که اهل تسنن آنها را قبول داشته باشد. **************************************************** نکته بعد اینکه شما عمدا نوشته های بنده را در خصوص اولی الامر نادیده گرفتید. لذا بار دیگر مفصل تر تکرار می کنم. اشکالی که برای ادله نقلی شما وارد میشوداین است که این ادله ناقصند. مثلاً شما وبقیه شیعیان وقتی میخواهید با استناد به آیه: ﴿يَأَيُّهَا ٱلَّذِينَءَامَنُواْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلأَمرِمِنكُمۡ﴾ [النساء: 59]. عصمت اولی الامر را اثبات کنید، ابتدا آیه را تا همین جا که میگوید: ﴿وَأُوْلِي ٱلأَمرِ مِنكُم﴾ میآورید و میگویید چون اطاعت از اولی الامر در کنار اطاعت از خدا و رسول و در ردیف آنهاآورده شده است پس اولی الامر باید معصوم باشند. در حالی که کل آیه را باید در نظرگرفت نه اینکه به صورت گزینشی آیه را تکه تکه کرد. مانند این است که شما به جای لااله الاالله بگویید لا اله و نتیجه بگیرید که خدایی نیست!!!!! پس اگر بقیة آیه را هم در نظر بگیریم که میگوید: ﴿فَإِن تَنَزَعتُم فِي شَيءفَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ﴾ [النساء: 59]. معلوم میشود که استدلال شیعه ناتمام است چون در ادامة آیه؛ خداوند خطاب به مردم میگوید اگر بااولی الامر دچار اختلاف و نزاع شدید، مطلب را با ارجاع به کتاب خدا و سنت رسول حل کنید. یعنی اطاعت از اولی الامر اطاعتی مطلق و بیچون و چرا مانند اطاعت از پیامبرنیست. از سوی دیگر در انتهای آیه59سوره نساء آمده که چون در چیزی کارتان به گفتگو و نزاع کشید به حکم خدا و رسولبازگردید، سوال اینجاست که مگر کسی حق دارد با امامی که معصوم از خطا است نزاع کند؟ مگر سخن امامان معصوم همچون وحی نیست؟ پس چگونه میتوان با ایشان نزاع داشت؟در آیه باید چنین می آمد که هرچه امام معصوم گفت فوری اطاعت کنید، همانطور که درمورد پیامبر همینگونه آمده است و امر به اطاعت او شده است و آیا در جایی به مخالفت و نزاع با پیغمبر اسلام اشاره شده و این امر را عادی شمرده یا برعکس از آن نهی نیزشده است؟ به طورکلی شان نزول این آیه بخاطر تنازع با فرمانده است، اطاعت از خدا و رسول از اول تا آخر قرآن ذکرشده وهرکس اینرا میداند، پس موضوع اصلی همان تنازع با حاکم است و چنانچه امام همچون رسول بود تنازع با او ممکن نبود. حتی اگر فرض کنیم ﴿فَإِن تَنَزَعتُم فِي شَيء﴾ یعنی اگر شما مردم با همدیگر اختلاف پیدا کردید به خدا و رسول مراجعه کنید، نه اینکه شما با اولی الامر نزاع پیداکردید؛ این پرسش پیدا میشود که چرا آیه نگفته است به اولی الامر رجوع کنید. مگراولی الامر معصوم نیست؟پس با این آیه نمیتوان عصمت اولی الامر را اثبات کرد و او را در ردیف خدا و پیامبر آورد و نشان میدهد که اولی الامرمعصوم نیست.البته درباره کلمه "منکم" هم سابقا گفتم که این کلمه هم نشان میدهد که منظور از اولی الامر یک فرد عادی مانند سایرین است. شیعه، اولی الامر را همان امام معصوم میدانند، سوال اینجاست که کلمه (منکم ) در آیه چیست؟ چون (منکم ) یعنی از خودتان، یعنی اولی الامر و حاکمی از خودتان و این با عقیده شیعیان در تضاد است و طبق این عقیده باید مثلا من اهل بیت نبی می آمد نه (منکم ). چون همه که امام ومعصوم نیستند و (خودتان) یعنی ما و بقیه مردم عادی و مشخص است که مردم عادی باامامان معصوم شیعه تفاوتی از زمین تا آسمان دارند . در ضمن معنای منکم با توجه بهآیات دیگر روشن میشود،در سوره انفال آیه75 آمده: الَّذينَآمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولئِکَ مِنْکُمْ وَأُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ في کِتابِ اللَّهِ إِنَّاللَّهَ بِکُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ «و كساني كه بعدا ايمان آورده و هجرت نموده و همراه شما جهاد كردهاند اينان از زمره شمايند» از طرف دیگر میدانیم که در زبان عرب، «أولی الأمر» به معنای «صاحبان امرحکومت» و یا به عبارتی دیگر «مسئولین حکومتی» است و عموم مردم از این آیه لزوم اطاعت از حاکمان (برای حفظ نظم و سامان یافتن امور مردم) را میفهمیدند. حال اگرواقعاً منظور خداوند از «أولی الأمر»
افراد خاصی (یعنی علی بن ابی طالب و فرزندانش) بود، آیا پیامبر موظف نبود که این مطلب را در ملأعام و برای همة مردم بیان کند؟ مگر وظیفه پیامبر تفسیرو تبیین آیات نیست؟ پس این آیه حاوی سه ادله محکم است که اولی الامر در ردیف پیامبر نیست و یک شخص عادی و غیرمعصوم است. |
|||
|
|
۲۳:۲۰, ۲۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۲ ۰:۲۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:.بنابراین هنگامی که میخواهید به چیزی استناد کنید دقت کنید که اهل تسنن آنها را قبول داشته باشد. خوب تمام متن طولانی که نوشتید قبول . ولی تا کنون فقط یک حدیث از کتب شما نقل کردم . ان هم کاملا معتبر . از بسیاری از کتب معتبر شما مثل صیحین که حتما در جریان اعتبار ان هستید همچنین در لینکی که دادم تمامی انها بررسی سندی و رجالی شده بود و عامای اهل سنت ان را قبول داشتند . اگر مایلید تا روی انها صحبت کنیم . البته میتوانید انها را رد کنید . ولی این حدیث مو لای درزش نمیرود در منابع اهل سنت . نقل قول:یا کتاب «فصل الخطاب فى تحریف کتاب ربّ الأرباب» که به وسیله یکى از محدّثین شیعه (محدث نوری) نوشته شده و احادیثی از ائمه آورده که در آنها امامان گفته اندکه قران تحریف شده است جهت اطلاع اولین کسانی که قاءل به تحریف قران هستند عایشه و عمرند. اگر مایلید تا برایتان اثبات کنم . البته در جایی دیگر اونهم با استناد به صحیح بخاری و صحاح نقل قول: زیرا آن احادیث به دلیل ضعف سندمورد قبول اهل سنت نیست حتی اگر در کتب معتبر نقل شده باشد (مانند داستان زکات دادن سیدنا علی دررکوع) اگر مورد قبول نبود که از طریق دانشمندان معتبر اهل سنت در کتب معتبر نقل نمیشد . البته زمانی که بخواهیم روی ان بحث کنیم دلایل و بررسی سندیش را انجام خواهیم داد مجددا یاد اوری میکنم که به خود موضوع بحث بپردازید لطفا ![]() جناب عایشه گرامی . محبت بفرمایید به بفیه ایات و ادله هم توجه بفرمایید . ترجیح میدهم در اثبات امامت مولا علی(علیه السلام) روی این ایه بحث کنم . یا روی اختیارات خلیفه و امام (علیه السلام) چون بحث زیادی شاخه شاخه بشه دیگه فایده ای نداره . الان بحث ما بر سر چیز دیگریست البته اگر مایلید تا تاپیکی در مورد عصمت ا ءمه باز کنیم . نقل قول:﴿فَإِن تَنَزَعتُم فِي شَيءفَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ﴾ خوب الان ما امت مسلمان راجع به امر خلافت اختلاف داریم . طبق ایه قران باید به خدا و رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مراجعه کنیم . یعنی در قران و سنت جواب رو پیدا کنیم . فی شیء یعنی هر چیزی . پس خلافت هم شامل هر چیزی میشود . نفرموده به شورا مراجعه کنید یا اجتهاد کنید و ... در قران که مشخص شد خداوند امر خلیفه و امام را خودش به عهده گرفته . طبق ایات قبلی . در ضمن در مورد منکم و مثلکم توضیح دادم در پست های قبلی .... من تعجب مبکنم تا همینجا هر چیزی لازم بود مشخص شده . انهم با قران و با ایات محکم یا هادی نقل قول: یعنی اطاعت از اولی الامر اطاعتی مطلق و بیچون و چرا مانند اطاعت از پیامبرنیست. با این حساب و استدلال ایا قبول میکنید خلیفه حق ندارد سنت رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را تعطیل کند . عوض کند یا مطلب جدیدی اضافه نماید (در حد اختیار پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم))؟ و با توجه به اینکه طبق استدلال شما خلیفه نیز باید اختلافات را به قران و سنت رد کند؟ |
|||
|
|
۱:۴۲, ۲۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
آقا ببخشین اسپمه
بعد پاک کنین من خوب نفهمیدم چی شد ی توضیح برا ما کوچولو ها بدین مثلا میشه یکی دو صفحه ی بار نتیجه گیری کنین چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان فهمیدیم اولی الامر طبق اون آیه معصوم نیست. دیگه نفهمیدیم کی باید اولی الامر انتخاب کنه. اگه خدا باید انتخاب کنه چرا اسم هیشکی تو قران نیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه خدا بجز قران جای دیگه هم حرف زده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان من گیج شدم! |
|||
|
|
۵:۱۸, ۲۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۲ ۵:۱۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
شما اجازه داری سوال بپرسی . اشکال نداره . اگر میبینی جاییش مفهموم نیست بپرس.
نقل قول: الان فهمیدیم اولی الامر طبق اون آیه معصوم نیست. الان بنده فقط گفتم به اثبات خلافت شیخین ربطی نداره . بحث عصمت در جای خودش . نقل قول: دیگه نفهمیدیم کی باید اولی الامر انتخاب کنه. و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم و ما قرار میدهیم امامانی برای اینکه هدایت کنند شما را به امر ما (چیزی که ما خواسته ایم ) و بهشون وحی میکنیم وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ خداوند وعده داده است كساني از شما را كه ايمان آوردهاند وكارهاي نيكو انجام دادهاند به خلافت بر گزيند، همان طور كه قبلاً كساني را به خلافت برگزيده است ایه قران گویاست ... و بقیه ایاتی که بهش استناد کردم و توضیحش هم اومد نقل قول: اگه خدا باید انتخاب کنه چرا اسم هیشکی تو قران نیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداوند در قران فقط میگه چکار کنید . تشریحش با پیامبره (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مثلا نماز . حج . وضو . و ... نقل قول: مگه خدا بجز قران جای دیگه هم حرف زده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر فقط قران منهای پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو بخواهیم بگیریم اول خود قران نقض میشه . چون فرموده به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)رجوع کنید . دوم همه احکام تعطیل میشه چون در قران نیست خلاصه گفتم . برای هر کدوم مدرک خواستی تا برات شرح بدم اولین و دومین پست از همین صفحه جمع بندیه الان خانم عایشه سوال من رو جواب بدن اخری قرمزه . میریم قدم بعد |
|||
|
|
۱۱:۰۰, ۲۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۲ ۱۲:۱۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
نمخواستم بجت دور شدن از بحث بهش بپردازم ولی بخاطر جناب اتوسا
نقل قول:.البته درباره کلمه "منکم" هم سابقا گفتم که این کلمه هم نشان میدهد که منظور از اولی الامر یک فرد عادی مانند سایرین است. ﴿يَأَيُّهَا ٱلَّذِينَءَامَنُواْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلأَمرِمِنكُمۡ﴾ ولی امر از شما وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وقتی خداوند پیامبران خلفا و امامان(علیه السلام) قبلی را منکم میداند . که قاءدتا پیامبران و حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم معصومند . پس منکم ایه ولی امر عدم معصومیت را نمیرساند ولقد جاءهم رسول منهم فكذبوه فأخذهم العذاب وهم ظالمون رسولی از خودشان قرار دادیم ... قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا من بشری هستم مثل شما...(خداوند میگه ای پیامبر بگو ) وَسِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَی جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّی إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِ رَبِّکُمْ وَیُنذِرُونَکُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا قَالُوا بَلَی وَلَکِنْ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَی الْکَافِرِینَ و کسانی که کفر ورزیده اند دسته دسته به سوی جهنّم سوق داده می شوند تا چون به آن جا می رسند درهای آن گشوده می شود و نگهبانانش به آنها می گویند: آیا رسولانی از خودتان به سوی شما نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما می خواندند و در مورد لقای امروزتان به شما اخطار می کردند؟ می گویند: چرا ولی کلمه عذاب بر کافران محقّق شده است. میبینید که منکم اشاره به انسان بودن دارد نه غیر معصوم بودن . پیامبر هم میفرماید مثل شما هستم و در ایات دیگر ... اگر این استدلال شما درست باشد پس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم معصوم نیست ؟! |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۲۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بااجازه از جناب وحید110
البته من کوچیکتر از اونیم که بتونم نظری بدم فقط توصیه میکنم دو طرف بحث(یعنی آقای وحید110 و عایشه) کتاب راهی به سوی حقیقت رو اگه نخوندین حتما مطالعه ای داشته باشید: راهی به سوی حقیقت بازم عذرمیخوام موفق باشید
|
|||
|
|
۱۴:۱۰, ۲۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
خیلی ببخشید دوستان عذر میخوام بزارید موضوع پراکنده نشه و نتیجه ای ازش در بیاد .
جناب اتوسا از اهل تسنن هستن سوالی که میپرسن میتونه به باز شدن موضوع کمک کنه . البته ایشونم بنده خدا داره مراعات میکنه . باور بفرمایید استدلال زیاده . ولی نمیشه همه رو یه جا مطرح کرد . اصل این تاپیک هم برای اینه که جناب ایشه مطلب رو برای ما شرح بده . اصلا اینجا ما مهمانیم . نه میخوایم چیزی ثابت کنیم نه ادعایی داریم من مجددا پوزش میخوام به قول شیرازیا چیشم کف پات chishom kaf pat ولی بحث اگر پراکنده شد دیگه هیچ فایده ای نداره تشکر ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱:۳۴, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱:۴۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
علاوه بر ایاتی که تا کنون اشاره شد در اینکه امام و خلیفه را خود خداوند جعل (انتخاب ) میکند . ایات دیگری هم در قران وجود دارد که به همراه نظرات بزرگان و مفسرین اهل سنت به انها اشاره میکنیم همچنین ایاتی که تا کنون اشاره شده را به همراه نظرات این بزرگان اراءه میکنیم يكى از آياتى كه ثابت مىكند گزينش «امام» و «خليفه» تنها در اختيار خداوند مىباشد، آيه ذيل است: يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ. ص/26. اى داوود، همانا تو را در زمين خليفه- نماينده خود- ساختيم. در اين آيه مباركه، واژه «خلافت» به كار رفته و خداوند جعل خلافت را براى حضرت داود عليه السلام به خودش نسبت دادهاست. مرحوم طبرسى از مفسران به نام و لغت شناس شيعه، بعد از توضيح معناى «خلافت»، اين آيه را دليل بر نصب الهى خلافت گرفته است: الخليفة: هو المدبر للأمور من قبل غيره بدلا من تدبيره. وفلان خليفة الله في أرضه، معناه أنه جعل إليه تدبير عباده بأمره. المعنى: ثم ذكر سبحانه إتمام نعمته على داود عليه السلام بقوله: (يا داود إنا جعلناك خليفة في الأرض) أي: صيرناك خليفة تدبر أمور العباد من قبلنا بأمرنا. خليفه كسى است كه تدبير امور را از طرف شخص ديگر و به جاى او بر عهده مىگيرد و قتى گفته مىشود فلان كس خليفه خدا در زمين است به اين معنا است كه خداوند تدبير امور بندگانش را به امر خود، به او سپرده باشد. سپس خداوند به تمام كردن نعمت خود بر حضرت داود پرداخته و مىگويد: «اى داود! همانا تو را خليفه در زمين قرار داديم» يعنى تو را خليفه گردانيديم تا به امر من امور بندگان را جانب ما تدبير و مديريت كنى. الطبرسي، أبي علي الفضل بن الحسن (متوفاى548هـ)، تفسير مجمع البيان، ج 8، ص355، تحقيق: لجنة من العلماء والمحققين الأخصائيين، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات ـ بيروت، الطبعة الأولى، 1415هـ ـ 1995م. قرطبي: اين آيه نص در نصب امام است قرطبى از مفسران مشهور اهل سنت، در تفسير آيه 30 از سوره مباركه بقره (إنى جاعل فى الأرض خليفة)، راجع به وجوب نصب امام و خليفه در ميان امت تصريح نموده و مىگويد: الرابعة: هذه الآية أصل في نصب إمام وخليفة يسمع له ويطاع لتجتمع به الكلمة وتنفذ به أحكام الخليفة ولا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة ولا بين الأئمة... مسأله چهارم: اين آيه اصلى است كه دلالت مىكند بر نصب امام و خليفهاى كه كلام او شنيده مىشود و مورد اطاعت قرار مىگيرد، تا به واسطه اين امام وحدت كلمه ايجاد شود و دستورات خليفه تنفيذ (استوار و ثابت شود) و هيچ اختلافى در واجب بودن نصب امام در بين امت اسلام و پيشوايان اسلام نيست. الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن (تفسير القرطبي)، ج1، ص264، ناشر: دار الشعب – القاهرة. بعد از تذكر اين نكته، چند آيه را دليل بر وجوب نصب امام و خليفه ذكر كرده كه از جمله آنها آيه مورد بحث است: ودليلنا قول الله تعالى: «إني جاعل في الأرض خليفة» وقوله تعالى: «يا داود إنا جعلناك خليفة في الأرض» وقال: «وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض». أي يجعل منهم خلفاء إلى غير ذلك من الآي. دليل ما بر اين مطلب (نصب امام) اين گفته خداوند است كه «من در روى زمين، جانشينى [نمايندهاى] قرار خواهم داد» و اين گفته خداوند: «اى داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم.» و همچنين اين سخن خداوند: «خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند وعده مىدهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد» يعنى از بين آنها (ازميان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند) افرادى را به عنوان خلفاء منصوب مىكند. و آيات ديگر... الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن (تفسير القرطبي)، ج 1، ص 264، ناشر: دار الشعب – القاهرة. قرطبى علاوه بر آيات فوق، واگذارى خلافت توسط ابو بكر به عمر را نيز دليل بر وجوب نصب امام و خليفه عنوان كرده و در پايان بر خلاف عقيده مسلم اهل سنت، تصريح نموده كه امامت ركن از اركان دين است: ولقال قائل: إنها ليست بواجبة لا في قريش ولا في غيرهم فما لتنازعكم وجه ولا فائدة في أمر ليس بواجب ثم إن الصديق رضى الله عنه لما حضرته الوفاة عهد إلى عمر في الإمامة ولم يقل له أحد هذا أمر غير واجب علينا ولا عليك فدل على وجوبها وأنها ركن من أركان الدين الذي به قوام المسلمين. پس دلالت مىكند بر وجوب امامت؛ اينكه آن؛ ركنى (پايه اي) از اركان دين است كه به آن پايدارى و بقاء مسلمانان وابسته است. الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن (تفسير القرطبي)، ج1، ص265، ناشر: دار الشعب – القاهرة. اعتراف صاحب تفسير روح البيان به اعطائى بودن خلافت اسماعيل بروسوى از مفسران پر آوازه اهل سنت، خلافت را يك مقام اعطائى از جانب خداوند مىداند: وفى الآية اشارة الى معان مختلفة منها: ان الخلافة الحقيقية ليست بمكتسبة للانسان وانما هى عطاء وفضل من اللّه يؤتيه من يشاء كما قال تعالى (إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً) اى أعطيناك الخلافة. اين آيه به معناهاى مختلفى اشاره دارد؛ از جمله اينكه خلافت حقيقى، براى انسان اكتسابى نيست؛ بلكه يك مقام اعطائى از جانب خدا و از فضل اوست كه به هر كسى بخواهد عنايت مىكند.؛ چنانچه خداوند فرموده است: من تو را خليفة قرار دادم؛ يعنى به تو خلافت دادم. حقى بروسوى، اسماعيل (متوفاي قرن12هـ)، تفسير روح البيان، ج8، ص21، ناشر: دارالفكرـ بيروت، بي تا. نتيجه: اولاً: طبق ديدگاه مفسران اهل سنت همانند قرطبى كه سخنش در ذيل آيه بيان شد، وجوب نصب امام و خليفه از اين آيه استفاده مىشود؛ ثانياً: تعبير «انا جعلناك» صريح در اين استكه مقام امامت الهى است و امام با جعل مستقيم الهى به اين مقام نايل مىشود. سخن اسماعيل بروسوى، صاحب تفسير روح البيان، «ان الخلافة الحقيقية ليست بمكتسبة للانسان وانما هى عطاء وفضل من اللّه يؤتيه من يشاء» كه مقام خلافت را الهى دانسته اعترافى ديگر بر اين حقيقت و نظريه شيعيان است؛ همچنانكه آلوسى در آيه بعد، به الهى بودن مقام امامت اعتراف كرده است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! | علی 110 | 17 | 12,757 |
۸/فروردین/۰۳ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| تفاوت حکومت ابوبکر با جمهوری اسلامی ایران | aaaaa | 12 | 4,498 |
۲۳/بهمن/۹۳ ۱:۱۶ آخرین ارسال: aaaaa |
|
| دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل | وحید110 | 5 | 3,531 |
۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۱ آخرین ارسال: jemill hasanov |
|
| میزان کدورت فاطمه سلام الله علیها از شیخین چه اندازه بود؟ | عالم مقدس لاهوت | 5 | 2,905 |
۱۹/تیر/۹۳ ۱:۳۲ آخرین ارسال: عالم مقدس لاهوت |
|
| شاهکارهای علمی ابوبکر | ذوالفقار | 0 | 1,116 |
۲۸/فروردین/۹۳ ۱۶:۰۴ آخرین ارسال: ذوالفقار |
|
| اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند؟مباحثه | عالم مقدس ملکوت | 38 | 16,104 |
۲۹/اسفند/۹۲ ۲:۱۹ آخرین ارسال: al-shia |
|
| آیا عمر،ابوبکر را اغفال کرد؟ | صبح صادق | 20 | 7,265 |
۱۴/بهمن/۹۲ ۱۱:۴۶ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|











