|
اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه
|
|
۱۵:۲۵, ۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۱۵:۳۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بنا به درخواست مکرر جناب عایشه این تاپیک ایجاد شد بنده نظرم این بود که اول اثبات شود نظر خداوند در مورد خلافت چیست و در تاپیک دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه هم مشغول همین بودیم . منتها با اصرار ایشان همینجا در این مورد بحث میکنیم . از ارسال پست های بلند خودداری میکنم ان شاالله . یکی یکی با حوصله . با توجه به اینکه مسلمانان معتقدند قران بهترین راهنمایی است که دست نخورده باقی مانده است اول از همه مراجعه میکنیم به قران وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون اما ترجمه کامل آیه شریفه: «خداوند وعده داده است كساني از شما را كه ايمان آوردهاند وكارهاي نيكو انجام دادهاند به خلافت بر گزيند، همان طور كه قبلاً كساني را به خلافت برگزيده است و حتماً آن دینى را که براى آنها پسندیده است (دین اسلام) براى آنها مستقر و استوار سازد، و بىتردید حال آنها را پس از بیم و ترس به امن و ایمنى تبدیل نماید به طورى که تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند. و هر کس پس از این (نعمت بزرگ) کفران ورزد، چنین کسانى به حقیقت نافرمانند» ۱ـ خداوند وعده میدهد . وعده خداوند راست است و حتما اجرا خواهد شد . ۲ـ کسانی را که ایمان اورده اند و عمل نیکو انجام داده اند به خلافت برگزیند . یعنی در اینده برگزیند ۳ـ خداوند خود این کار را خواهد کرد و این ایه ناظر به اینده است . و با توجه به اینکه بعد از رسالت نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده . بنابرین این وعده برای بعد از ایشان است ۴ـ این کار به همان روشی است که قبلا هم انجام داده است و قبلا نیز خلافایی از مومنین را برای این کار برگزیده است . ۵ـ حتما ان دینی را که برای انها پسندیده است (مهم) برای انها مستقر سازد ۶ـ هر کس از این نعمت بزرگ کفران ورزد به حقیقت چنین کسانی فاسقند مفاهیم بسیاری از این ایه شریفه برداشت میشود که جهت دوری از اطاله کلام میسپاریم به اینده بنابرین خداوند میفرماید به همان روش قبلی عمل خواهد کرد فهل ینظرون إلّا سنّت الاولین فلن تجد لسنّت الله تبدیلاً و لن تجد لسنّت الله تحویلاً».(سوره فاطر، آیه 43) پس هرگز در روش و سنت الهی تغییری نمی بینی و هرگز برای روش خدا تبدیلی نخواهی یافت. و حتما خلیفه برخواهد گزید پس باید بگردیم ببینیم خداوند چه کسی را چگونه (به چه وسیله ای ) طوری که اتمام حجت باشد برای بندگان مثل قبل برگزیده است . یا علی (علیه السلام) |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۴۲, ۲۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سپاس از مدیر کل اصول عقاید شیعه از نظر بنده موردی ندارد که اعضا سوالاتشان را بیان نمایند. سعی میکنم پاسخ بدهم. در صورت تمایل میتوانید پست جناب یاقوت در تاپیک شیخین را به این تاپیک انتقال بدهید تا پاسخ بدهم. چون پرسش ایشان (در خصوص هارون و موسی) ربطی به شیخین نداشت در آنجا پاسخ ندادم. |
|||
|
|
۱۳:۲۷, ۲۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۲ ۱۳:۵۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول:با وجود اینکه دوبار خواستم پستها به این تاپیک منتقل شوداستنکاف ورزیدید؛ نشان میدهد هیچ پاسخی برای آنها نداشتید استنکاف نیست . یک به یک همراه با جواب به تدریج می اورم . نقل قول:در ضمن بنده نمیدانستم خداوند از بندگانش می ترسید که نام امامان را ذکر کند که مبادا آنها رابه قتل برسانند. این چه دلیلی داشته واقعا پیش خداوند محفوظ است و ما مثل همه احکام خدا حکمتش را صرفا حدس میزنیم . ولی قاءده این است که اصل و رٔءوس مطالب در قران ذکر شده و تشریع با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است نقل قول:در ضمن فکرنمیکنم خداوند از پیامبر کمتر علم داشته باشند که نداند "مهمترین مسائل"چیست که در قرآن بیاورد یا خیر که پیامبر بخواهد اشتباه خداوند را اصلاح کند ومسئله ای که خداوند فراموش کرده بیان نماید! !!! من چنین چیزی گفتم؟! جواب بالا برای اینن مورد هم هست . پیامبر به امر خداوند عمل میفرمایند(علیه السلام) بر خلاف شما ما سلیقه ای با امر خدا و رسولش برخورد نمیکنیم . همانطور که در مورد حضرت یوسف وقتی ان خواب را دید حضرت یعقوب فرمود خواب خود را از برادرانت مخفی کن . که مورد حسد ورزی قرار نگیری . نفرمود برو بگو خداوندی که نتواند پیامبرش را حفظ کند خدا نیست یا پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از مکه مخفیانه گریخت . ایا به خاطر این بود که عرضه حفظ پیامبر خود را نداشت؟!و .... نقل قول: اگر مسئله امامت وجود میداشت در آیات قرآن با صراحت ذکر می شد. بله کاملا درست است . اگر فرصت دهید چشم . نقل قول:در جواب باید بگویم: شما شيعيان قياس را قبول نداريد خوب گویا باید در مورد قیاس مطالعه بفرمایید . انواع قیاس . یاس مذموم و ممدوح و ... دیگه اینجا جاش نیست اصول عقاید و احکام بگیم . اصلا شما اینکه قیاس به چه میگویند را نیز مطالعه بفرمایید . نقل قول:ولي امامت كه از اصول بسيار مهم ديني نزد شيعيان است در قرآن بيان نشده و اين اصل مهم چه ربطي به تعداد ركعات نمازدارد؟ انگار شما دست از این بر نمیدارید خواهر گرامی جناب ایشه . مگه چند تا پست زدیم اخه؟! صبر کن گرامی ... دوستان محبت کنند پستی نزنند . به دلایل زیاد ... که هزار بار تا حالا عرض کردیم . لطفا مطلبتون رو خصوصی ارسال بفرمایید در مورد این که فرمودید نام احمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ذکر شده بنده که گفتم . گاهی ذکر شده گاهی هم نشده . مجددا مطالعه بفرمایید . |
|||
|
|
۱۴:۱۹, ۲۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۰/آبان/۹۲ ۱۲:۴۲)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم با سلام دوباره. به نظر این روش بهتر میاید... بگذارید بحث دو طرفه باشد. برای مدیریت بحث هم این شیوه عملیاتی تر است... از خداوند متعال التماس کنان میخواهم به حق مقام رفیع رسول الله راه سعادت را برای همه ما مشخص و نمایان سازد... خواننده بحث های خوبتون هستیم. |
|||
|
|
۳:۲۲, ۲۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:2. در این آیه خداوند می فرماید: همانگونه که سابقا کسانی را به خلافت برگزیده است. اگر منظور از خلفا "امام معصوم" باشد باید درگذشته هم امامان معصومی به خلافت رسیده باشند تا این آیه صدق پیدا کند که می دانیم اینگونه نیست و هیچ امام معصومی بدین شکل که شیعه معتقد است در تاریخ هیچ دینی وجود ندارد. با توجه به اینکه این مسءله مهمی است . میخواهم ریشه ای به ان بپردازم . ابتدا باید ببینیم امام یعنی چه ولی برای خلاصه بودن متن تنها به تعداد کمی از مستندات اشاره میکنیم . بحث امامت در باور شيعه و سنى از بحثهاى مهم عقيدتى است كه تاكنون علماى بزرگ در باره آن كتابهاى فراوان نوشته و زواياى مختلف آن را بررسى و روشن ساخته اند. ريشهاىترين بحث در مسأله امامت، «انتصابى و الهى» يا «انتخابى و عادى» بودن آن است. شيعيان معتقد به انتصابى بودن و ديگر مذاهب اسلامى پيرو انتخابى بودن آن هستند. شيعيان براى اثبات ديدگاه خود به ادله عقلى و نقلى استناد كردهاند. ما در اين مقاله به ادله نقلى پرداخته شده است. در بحث ادله نقلى نيز مىتوان موضوع «الهى بودن نصب امام» را از دو زاويه «امامت عامه» بدون در نظر گرفتن مصاديق آن و «امامت خاصه» اثبات كرد. نوشتار پيش رو، ادله نقلى «الهى بودن نصب امامت عامه» را مورد تجزيه تحليل قرار داده؛ اما بدون ترديد و به صورت قطعى مىتوان ادعا كرد وقتى الهى بودن امامت به طور عام ثابت شد، با وجود اينكه دلائل ويژه بر «الهى بودن امامت خاصه» داريم، اين جهت نيز خود به خود ثابت و روشن خواهد شد. به قول معروف، چون كه صد آمد، نود هم در نزد ما است. قبل از ورود به اصل بحث، ناگزير مفهوم واژه «امامت» را از نظر لغت و اصطلاح به صورت فشرده و اختصار بايد روشن ساخت. معناى لغوى امامة و امام هر دو واژهى «امام» و «امامة»، مصدر فعل «اَمَّ، يؤم» مىباشد كه معناى اصلى آن «قصد» است. ابن منظور يكى از لغت نگاران معروف، واژه «اَمَّ» را به قصد يا پرچم و نشانهاى كه لشكريان در جنگ از آن پيروى مىكند معنا كرده است و مىگويد: والأَمُّ: القَصْد.... والأَمُّ: العَلَم الذي يَتْبَعُه الجَيْش. الأفريقي المصري، جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور (متوفاى711هـ)، لسان العرب، ج12، ص24، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى. طبق اين عبارت، امام و امامت هردو، مقصود مأمومين و امت هستند؛ منتها از هر كدام آن دو، چيز خاصى منظور شده است. به اين بيان كه منظور از «امامت» مقام و جايگاه پيشوايى و رهبرى و منظور از «امام»، شخصى است كه در آن جايگاه قرار گرفته است؛ از اين رو است كه ابن منظور در ادامه، امام و امامت را اينگونه تعريف كرده است: وأَمَّ القومَ وأَمَّ بهم: تقدَّمهم، وهي الإِمامةُ. والإِمامُ: كل من ائتَمَّ به قومٌ كانوا على الصراط المستقيم أَو كانوا ضالِّين. امامت كرد قوم را و قوم به او اقتداء كرد. يعنى؛ قوم او را جلو انداخت و اين همان امامت است. و امام هر آن كسى است كه گروهى به او اقتدا كرده است، چه اين كه آن قوم به راه راست استوار باشند يا گمراه. الأفريقي المصري، جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور (متوفاى711هـ)، لسان العرب، ج12، ص24، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى. بنابراين، «امامت» در لغت به معناى جايگاه و مقام پيشوايى و رهبرى است كه شخصى در آن جايگاه قرار گرفته و مردم را رهبرى و هدايت مىكند و مقصود اصلى مردم نيز تبعيت و پيروى از برنامهها و فرمانهاى اوست و در حقيقت، تبعيت و پيروى در معناى اين واژه نهفته است. كلمه «امام» از نظر لغت نيز، يك واژه عام است به هر كس و هر چيزى كه به او اقتدا شود و مورد تبعيت قرار گيرد؛ اطلاق مىشود. جوهرى در صحاح راجع به معناى لغوى «امام» گفته است: «الإمام: الذي يقتدى به، وجمعه أئمة». امام: كسى است كه به او اقتدا مىشود و جمع امام، ائمه است. الجوهري، اسماعيل بن حماد (متوفاي393هـ)،الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية، ج5، ص1865، تحقيق: أحمد عبد الغفور العطار، ناشر: دار العلم للملايين - بيروت – لبنان، چاپ: الرابعة سال چاپ: 1407 - 1987 م زبيدى در تاج العروس نيز تقريبا همين مطلب را تكرار كرده است: والإمام بالكسر: كل ما ائتم به قوم من رئيس أو غيره، كانوا على الصراط المستقيم أو كانوا ضالين. الحسيني الزبيدي الحنفي، محب الدين أبو فيض السيد محمد مرتضى الحسيني الواسطي (متوفاى1205هـ)، تاج العروس من جواهر القاموس، ج16، ص33، تحقيق: مجموعة من المحققين، ناشر: دار الهداية. طبق اين معنا، قلمرو «امامت» در يك حوزه مشخص محدود نمىشود؛ همانگونه كه مصداق «امام» تنها شامل انسان نيست؛ بلكه بر هر چيزى كه به او اقتداء مىشود (چه انسان و چه غير انسان مانند كتاب و...) «امام» گفته مىشود. و نيز اين تعريف مىرساند كه امام مورد اقتداء، ممكن است امام بر حق باشد تا پيروانش را به راه حق رهنمون سازد يا امام باطل باشد. اين تقسيم در مورد امام، به صراحت در آيات قرآن كريم آمده است. يك: امام هدايتگر به امر خدا: وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَإِقامَ الصَّلاةِ وَإيتاءَ الزَّكاةِ وَكانُوا لَنا عابِدينَ. (انبياء/ 73) دو: امام هدايتگر به سوى آتش: وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ. (قصص/41) از مجموع كلمات لغت نويسان به اين نتيجه مىرسيم كه واژهاى «امام» و «امامة» هر چند از يك ريشه و معنا هستند؛ اما از هر كدام آنها چيزى خاصى منظور شده است. مقصود از «امامة» مقام و جايگاه خاصى است كه از آنجا پيروان يك امام، هدايت و رهبرى مىشوند. و مقصود از «امام» شخص يا چيزى است كه به آن جايگاه دست يافته و امر هدايت پيروانشان را به عهده گرفته اند. حال ممكن است اين امام، يك انسان باشد، يا اشياء ديگر همانند كتاب، طريق، يا شريعت باشد. مطلب مهم در صدق واژه «امام» بر موارد فوق و يا غير آن، اقتدا كردن ديگران به او است. طبق اين قاعده هر كس و يا هر چيزى كه مورد اقتدا قرار گيرد، بر او، »امام» اطلاق مىشود. معناى اصطلاحى امامت اين واژه، از نظر اصطلاحى، معناى خاصى دارد كه متلكمان شيعه و سنى آن را بيان كردهاند. با اين تفاوت كه در معناى كلى آن اتفاق نظر دارند؛ اما اختلافشان در برخى جزئيات، مصداق، نوع برگزيده شدن (آيا امام خدا بر گزيده يا مردم انتخاب مىكنند) و شؤون امامت و اختيارات امام است. شريف مرتضى در الشافى فى الامامة «امامت» را اينگونه تعريف كرده است: الإمامة رئاسة عامة فيأمور الدنيا والدين. امامت رياست عام و فراگير در امور ديني و دنيايي است. الشريف المرتضى، علي بن الحسين الموسوي (متوفاي436هـ)، الشافي في الامامة، ج1، ص5، تحقيق: لسيد عبد الزهراء الحسيني الخطيب، ناشر: مؤسسة إسماعيليان - قم، چاپ: الثانية1410 نظرات علمای اهل سنت در ادامه: تفتازانى از علماى اهل سنت (متوفاي791هـ) نيز «امامت» را اينگونه تعريف كردهاست: «الإمامة رئاسة عامة من أمر الدين والدنيا خلافة عن النبي صلى الله عليه وسلم. امامت: عبارت است از رياست فراگير در امور دين و دنيا، و جانشينى از رسول خدا صلّى الله عليه وآله. التفتازاني، سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله (متوفاى791هـ)، شرح المقاصد في علم الكلام، ج2، ص272، ناشر: دار المعارف النعمانية - باكستان، الطبعة: الأولى، 1401هـ - 1981م. و باز در ادامه ديدگاه فخررازى را نقل كرده است: وقال الإمام الرازي: هي رياسة عامة في الدين والدنيا لشخص واحد من الأشخاص. رازى گفته است: امامت رياست عام در امور دينى و دنيايى است كه براى يك شخص از افراد بشر، ثابت است. التفتازاني، سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله (متوفاى791هـ)، شرح المقاصد في علم الكلام، ج2، ص272، ناشر: دار المعارف النعمانية - باكستان، الطبعة: الأولى، 1401هـ - 1981م. ماوردى بغدادى در كتاب «الأحكام السلطانية والولايات الدينية»، وظيفه امام را نگهبانى برنامه هاى دين و تدبير امر دنياى مردم مىداند: الإمامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين وسياسة الدنيا. امامت، به عنوان جانشينى از رسول خدا و به منظور حراست از دين و سياست دنيا وضع شده است. الماوردي، أبو الحسن علي بن محمد بن حبيب البصري البغدادي (متوفاي450هـ)، الأحكام السلطانية والولايات الدينية، ج1، ص5، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1405هـ- 1985م منظور از «حراسة الدين» اين است كه امام براى حفظ دين در مقابل هر گونه تهديد سياسى و لشكر كشى كه ريشه هاى دين را هدف قرار مىدهد و در صدد نابودى نظام حاكم باشد، دفاع كند. اين گونه دفاع در حقيقت دفاع از اجتماع مسلمانان و حكومت اسلامى در مقابل خطرهاى داخلى و خارجى است. با در نظر گرفتن اين سخن، امامت از ديدگاه آنها صرفاً يك مقام سياسى است كه دين را در مقابل هر گونه خطرات حفظ كند؛ اما حق تشريع احكام دينى را ندارد؛ به همين جهت آنها عقيده دارند احكامى را كه خليفه صادر مىكند اجتهادى است نه الهى. و روى همين جهت است كه آنها خلفاء را معصوم نمىدانند؛ اما طبق ديدگاه شيعه، امام معصوم و داراى حق تشريع و مسدد به الهام از جانب خداوند است و مهمترين وظيفه امام تفسير قرآن و تبيين احكام الهى است. نتيجه: با دقت در معناى اصطلاحى امامت، چند نكته به دست مىآيد: 1. امامت، مرجعيت و رياست فراگير در امر دين و دنيا است؛ يعنى همانگونه كه امام در امور دينى پيشوا و مرجع است، در امور دنيايى نيز مرجع و پيشوا مىباشد؛ 2. مقام امامت، در هر عصرى، تنها براى يك شخص ثابت است. (لشخص واحد من الأشخاص) و طبق ديدگاه اماميه، اين شخص را خداوند معين كرده است؛ 3. مقام امامت براى امام، اصالة و ابتداءً از جانب خداوند است. (لشخص انسانى بحق الأصالة)؛ 4. امام همان شؤون و وظائفى را بر عهده دارد كه پيامبر بر عهده داشت. (نيابة عن النبى صلى الله عليه وآله). نكته قابل توجه در اين قسمت اين است كه هدف ما در اين مقاله، اثبات (الهى بودن نصب امام) در رياست دينى و دنيوى است؛ طبق عقيده شيعه، رياست دنيوى بر مردم نيز در راستاى رسيدن به دين و حفظ دين است به این دلیل این بحث مطرح میشود که تبادر مهنایی کلمات مختلف مثل خلافت امامت و ... حل شود ادامه دارد ان شاالله .... |
|||
|
|
۱۲:۰۰, ۲۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام!
ببخشین من نفهمیدم این تیکه چی شد!!!!!!!!! لطفا توضیح بدین: نقل قول:و اگر هم مستقیم اشاره میشد به اسامی ایندگان هزاران نفر با ان اسامی موجود بود کلی مدعی قلابی درست میشد . که البته درست هم شد حتی با این شرایط و همچنین بیم جان ایشان میرفت . نقل قول: خو اگه ب این خاطر ک اماما کشته نشن اسمشون در قرآن نیومده پس چرا باز ک اسمشون نیومده کشته شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعدش مگه پیامبر چن تا دختر ب اسم فاطمه داشته ک مدعی قلابی بتونه بگه نوه پیامبر هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۴:۴۵, ۲۱/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۲ ۱۵:۰۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام
ببنید ما به دلیلی احکام و ایات و ... داریم . میگن چرا نماز میخونی میگیم چون خدا گفته یه حکمت احکام داریم . میگن چرا نماز میخونی . میگیم برای شکر . چون برای روح خوبه و ... این دومی ممکنه بدونیم با ندونیم . کم بدونیم با زیاد . مثلا خاصیت روزه روز بروز بیشتر کشف میشه . در عین حال ما نمیتونیم به تمام جوانب یک حکم خدا پی ببریم . در این مورد هم مثل همه موارد در مورد حکمت این موضوع ما میگیم ممکنه این باشد . حالا چقدر درست باشه با خداست . ولی تاریخ نشون داده با این که در قران هم مستقیم اسم نیامده بود باز این مشکلات بوده است . و اگر میبود بسیار بیشتر میشده . ممکن هم هست خداوند قصد سنجش میزان بندگی رو داشته . و یا هر دلیل دیگری . مثل همون مواری که مثلا به بنی اسراییل فرمود شنبه ماهی نگیرید یا گوشت گاو نخورید . یا نگهبانان جهنم ۱۹ تاست و ... حالا بپرسن چرا نماز صبح ۲ تات میشه گفت مثلا ادم صبح حال نداره نماز بخونه!! اما واقعیت اینه که نمیدونیم ! ما در این موضوع هم باید تبعیت کنیم . حتی اگر مثل خیلی از احکام دلیلش رو ندونیم . الان مهم اینه که خداوند چه نظری داشته است و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه فرموده (کاشف از امر خدا) حالا دلایل بسیاری هست که کتبی هم در مورد اونها نوشته شده بنده نمیخوام بحث رو ببرم اون طرف .اگر علاقه داشتید میتونید مطالعه کنید . |
|||
|
|
۲۳:۰۴, ۲۱/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۲ ۲۳:۰۶ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم جناب معاون شما با این پاسخی که دادید راه را برای ایجاد هرگونه تحریف در قرآن باز کردید! بدین شکل هر کس می تواند ادعا کند که مسئله مورد نظرش حکم خداست و اگر آن مسئله در قرآن عنوان نشده دلیلش ممکن است این باشد و ممکن است آن باشد ولی درهرحال باید از آن مسئله تبعیت کرد!! و تبعیت از آن میزان سنجش بندگی است! میشود بگویید تبعیت از چیزی که در قرآن نیست و صحیح و غلط آن مشخص نیست بر چه اساس میزان سنجش بندگی است! آیا کتاب خدا (آنهم آخرین کتاب که دیگر پس از آن کتابی نخواهد آمد) چیستان و معما است و خداوند خود در امر دين شبهه ايجاد مي كند و با اينكار بهانه به دست گمراهان مي دهد تا در جهان آخرت بگويند ما متوجه نشديم و دين الهي را به خوبي نفهميديم يا اينكه خداوند حجت را تمام مي كند و آيات را به طور صريح وروشن و مبين و قابل فهم مي فرستد تا كسي بهانه اي نداشته باشد. آيا قرآني كه حجت است داراي مواردی است که باید با حدس وگمان و اگر و اما به آنها پی برد؟ اينكه ديگر حجت نمي شود؛ حجت يعني بينه و دليل روشن و آشكار. ما شاید حکمت یکی از احکام خدا که در قرآن بیان شده را نفهمیم اما آن حکم در قرآن است و بایدازآن تبعیت کرد. اما حکمی که اصلا در قرآن نیست و در صحت آن تردید وجود دارد نه تنها میزان سنجش بندگی نیست که حتی تبعیت از آن میتواند به خروج از دین منجر شود! |
|||
|
|
۱:۲۱, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
ببخشید همکار گرام عایشه ، میشه اینایی که فرمودید رو کمی واضح تر بیان کنید که میزان فهم ایات رو با چه چیزی میسنجین و یا اینجوری بگم که از ایات چطور میشه تفسیرشو بدست اورد. ( فقط پیر بحث و پاسخ به معاون بگین تا از بحث خارج نشین.) اینم فرمودید "آیا کتاب خدا (آنهم آخرین کتاب که دیگر پس از آن کتابی نخواهد آمد) چیستان و معما است ..." این راهم گوشه تفکر خودتون داشته باشید که در قران ایات محکم و متشابه و همچنین ایاتی که نیاز به تبیین دارند هم هستند که این ها رو نبی اکرم توضیح و تفسیر میکنند و اولی الامر بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ "النحل آیه : 44" با دلايل روشن (معجزات) و كتابهاى پندآموز آسمانى (آنان را فرستاديم) و به سوى تو نيز اين ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه به سوى آنها نازل شده روشن كنى و باشد كه بينديشند فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم تعلمون. نحل/43 و انبياء/7 اگر نمى دانید ، از اهل اطلاع بپرسید درباره اهل ذکر هم چه منابع شیعه و چه در کتب اهل سنت بیان شده است که اهل ذکر همان نبی اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت هستند ( درباره اهل بیت هم که دیگه نیازی نیست بگیم کیانند دیگه ؟ ) بعدشم لطف کنید هر دو طرف چه جناب معاون و چه همکار محترم خانم عایشه برای صحبتها و استدالهایی که میکنید لطفا لطفا مدرک معتبر ارایه بدید و تا میزان سخن سنجیده بشه. |
|||
|
|
۱:۳۷, ۲۲/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۱:۴۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
ممنون از شما
متوجه نشدم شما دلتان میخواست این را برداشت کنید . یا واقعا این را برداشت کردید . البته درست هم میفرمایید . منتها بنده این را نگفتم بنده عرض کردم اگر حکمی در قران باشد . و ما حکمتش را نفهمیم . یا بفهمیم نه به طور کامل یا حتی فکر کنیم کامل میفهمیم باید به جهت تبعیت و بندگی از خدا و رسولش انجام دهیم . حکم خدا را رسول خداوند بیان میفرماید . عده ای را میفرمود (به امر خدا) این قران است و با اداب خاص و جمله بندی خاص و ... نازل میشد بعضی موضوعات رو هم مثل نماز روزه حج و ... سرفصل در قران است . تشریح با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که البته به ان در قران اشاره شده و ایات را هم نشان دادیم که فرمود : ای پیامبر ابلاغ کن . تبیین کن انچه را بر تو نازل کردیم . منظور بنده این بود که خیلی از موارد قران و احکام که تمام مسلمانان هم به ان اعتقاد دارند هیچ دلیل خاصی ندارد جز خواست خداوند (البته دلیل دارد محفوظ پیش خداست ) و اگر خودش از طریق فرستادگانش روشن نکند انسان را راهی به ان نیست مثل تعداد رکعات . چرا رمضان ماه روزه است . چرا ۷ دور دور خانه خدا چرا قران این تعداد سوره دارد . چرا کمتر نیست . چرا زمین گرد است .... حالا ما نفهمیم چرا هم باید انجام دهیم . ماحصل بحث بنده این است که سرفصل ها در قران و تشریع و تشریح انچه مجمل بیان شده با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است البته در بعضی مثل وضو توضیحی هم هست که البته اگر کامل بود الان مسلمانان همه مثل هم وضو میگرفتند ... یک نکته دیگر اینکه به نظر شما جناب عمر چطور مخالف نص قران و سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می ایستد و فتوای خلاف میدهد ولی شما هیچ ایرادی وارد نمیکنید (الان نگید شیعه هم بدعت میزاره ) البته شاید لازم شد جایی در مورد این بدعت ها صحبت کنیم . فقط میخواستم بگم شما که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره؟! در اخر اگر مشکلی روی جمله قرمز رنگ هست بفرمایید . البته فکر نمیکنم چون از مسلمات است و مسلمین حرفی روی ان ندارند . این که میفرمایید چون امامت از اصول دین شیعیان است باید در قران امده باشد خوب بله . اما مگر توحید نبوت و معاد کاملا در قران بیان شده است ؟ همراه با جزییات؟ ما شیعیان میگوییم اگر در قران به انتخاب جانشیت توسط خداوند اشاره شده باشد . و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم ان را بیان فرموده باشند . دیگر حجت بر ما تمام است . یعنی نمیگوییم شاید پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نعوذباالله از روی هوای خود حرف زده ما گوش نمیکنیم . و نگاه میکنیم ببینیم چه کسی چطور به حکومت رسیده است . در اصل ادعا باز اکثر اهل سنت حرفی ندارند ولی ایشان میگویند پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این مورد چیزی نفرموده . حالا ماییم و اثبات ادعایمان شمایید و اثبات ادعایتان . یا حق جناب مهدی سینا باز اشاره خوبی کردند که البته قبلا هم اشاره کردیم . ایه راسخون نیز هست ... حدیث کتاب الله و عترتی هم هست که بعدا ان شاالله اشاره میشود |
|||
|
|
۲:۳۵, ۲۲/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۲ ۲:۴۵ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم البته جمله قرمز شما صحیح است ولی ربطی به بحث کنونی ندارد. چون هیچ نام و نشانی از امامت و همینطور سیدنا علی در قرآن نیست که پیامبر وظیفه تبیین و تشریح آن را بر عهده داشته باشد. درقرآن اصول دین (توحید نبوت و معاد) بارها به صورت کاملا آشکار بیان شده. و فقط جزئیات نیامده. اگر امامت در زمره اصول دین بود می بایست مانند سایر اصول به شکل آشکار ذکر میشد. آیا شما یکی از اصول دینتان (امامت) را جزئیات می دانید که در قرآن نیامده؟ پس چگونه آن را در ردیف اصول دین قرار دادید؟ پرسش اینجاست که چرا نام امامان خصوصاخلیفه چهارم که شما معتقدید خلیفه بلافصل و منصوب خدا بعد از پیامبر است در قرآن نیست؟ اگر حکمت پنهانی درباره آن وجود دارد میشود بفرمایید پس چرا درصدر اسلام بلال 5 بار در اذان با صدای بلند نام سیدنا علی را ذکر می کردند و حکمتی برای پنهان کردن نام ایشان در اذان نبود؟! یا شاید میدانید که این اذان زمان رسول الله نیست و بعدها اختراع شده و با تحریف اذان، بدعتی در دین ایجاد شده است!!! اما خوشبختانه تحريف در قرآن ممکن نيست. اگر بود شما حالا در 100جايش نام سیدنا علي را ذکر ميکردید و پرواي اختلاف و تفرقه بين مسلمانها را هم نميداشتيد؛ اگر ميداشتيد امروز هر چيزتان حتي اذان تان با مافرق نمي کرد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! | علی 110 | 39 | 27,316 |
۵/شهریور/۰۱ ۸:۵۱ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت | ghoran | 7 | 3,234 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) | ghoran | 4 | 2,628 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۵ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| 《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 | آوا | 0 | 1,246 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: آوا |
|
| روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) | aboutorab | 3 | 2,431 |
۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا «حبّ علی علیه السلام» نشانه ایمان است، نه حبّ پیامبر اکرم | راوی110 | 0 | 1,512 |
۱۹/مهر/۹۳ ۱۵:۱۷ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| امیرالمومنین شناسی به تعلیم امام صادق علیه السلام!!!! | علی 110 | 9 | 5,881 |
۱۰/اسفند/۹۲ ۱۳:۴۹ آخرین ارسال: ali-0110 |
|











