کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوالاتی ویژه خانواده
۱۵:۱۴, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
با عرض سلام خدمت شمادر واقع تصمیم گیری و برنامه ریزی به عهده خود مرد باشه و نه خانواده مردچون تصویری که در ذهن زن شکل میگیره یه مردیه که اقتدار نداره،خانوما با این تصویر خیلی مشکل دارندبرای مثال
- علی بریم سفر

-بذار ببینم مامانم چی میگه
یا میگه

- به خاله ام زنگ بزن،مامانم خیلی سفارش کرد
اگرم مرد دید نظر خانواده اش برای مشورت مناسبه مشورت بکنه اما در نهایت باز خودش و همسرش تصمیم بگیرن
من یه مورد دیدم که سر همین مسئله از هم جدا شدن

خونه عروس و داماد بالای مادر شوهر بود
اقا هر وقت از سر کار میومد اول به مادرش سر میزد،چای میوه اش رو میخورد بعد میرفت خونه تازه عروسش،چرا؟ چون مادرش ازش میخواس
یا اگه مسافرت میخواستن برن حتما خانواده شوهرش براش نظر میدادن و سرانجام جدا شدن.
حالا نمیدونم منظور رو رسوندم یا خیر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، شیدا ، خادمة الزهرا ، در جستجوی سختی ، help me ، ضحی ، Ali#59

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۳۶, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۵۲ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #31
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۲۴)Reza2035 نوشته است:  نگرفتین منظور منو !
چرا فکر میکنید اقایون نیاز به مراقبت و مدیریت دارن ؟ لابد سریال های ایرانی زیاد میبینید که میگن : مردها همیشه بچه هستن و فقط ریش و سبیل در میارن ؟Huh

در مورده اقایون حداقل من به شخصه میدونم وقتی کسی ازجمع مجردها بیرون میره دیگه اصلا نه خودش و نه رفیق هاش سراغ همدیگه رو نمی گیرن ...چون اینقدری عقلشون میرسه که بفهمن طرف متاهله ... و معمولا اقایون هم بعد از ازدواج سراغ دوران مجردی شون نمیرن مگه اینکه واقعا عقب مونده باشن و فرق بین تاهل و تجرد رو ندونن !
ولی اینکه چرا این باور بوجود اومده که باید همدیگه رو مدیریت کنیم واسم عجیبه ! اصلا بنده با همین لفظ مدیریت مشکل دارم ! مدیریت واسه حیوونه و نه انسان !
مدیریت یعنی رام کردن یه حیوان وحشی واسه استفاده ی شخصی !
من از این دیدگاه متنفرم ...حالا چه در چارچوب مسائل خانواده باشه و یا نباشه ... خانواده اگر وقعا خانواده باشه نیازی به مدیریت نداره بلکه نیاز به محبت داره ...اگر واقعا مردی میبینه همسرش با مجردی بیرون رفتنش به هر شکلی مشکل داره خب ایا مریضه که بره با رفقاش تفریح ؟ اصلا به این خاطر نیست که زنه حرفهای شوهره رو نمیفهمه و مرد مجبوره گاهی با رفیق هاش درد دل کنه ؟
اصلا این حرفی که میزنید واسه من گنگه !

Big GrinBig GrinBig Grin
عجب حرفی زدینا
کلا رشته مدیریت رو نابود کردین رفت
مدیریت یک هنره

کسی چیز بدی نگفت،خانواده ها با هم متفاوتند و ادما هم همینطور
ما گفتیم باید دقت شه خانواده قربانی فرد نشه همین،حالا چه خانوم و چه اقا
هر کسی هم خودش میفهمه حالا بستگی داره خودش رو ارجح بدونه یا دیگران رو
اونی ام که شما میگی نایابه ما زیاد دیدیم،فامیل نزدیک ما اسم نمیارم رفیق بازه،دوست مجردش شب میاد خونه اینا میخوابه،همسرش مشکلی نداره اما من مورد زیاد دیدم،فکر کنم وضع فامیلای ما کمی متفاوته
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، شیدا ، Reza2035 ، help me ، زینب خانوم ، zahra11 ، fafa* ، رضوانه ، السا ، مجنون العباس
۱۴:۴۷, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #32
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۲۴)Reza2035 نوشته است:  ولی اینکه چرا این باور بوجود اومده که باید همدیگه رو مدیریت کنیم واسم عجیبه ! اصلا بنده با همین لفظ مدیریت مشکل دارم ! مدیریت واسه حیوونه و نه انسان !

زن و مرد در کنار هم باید اوج بگیرن تا روز به روز بهتر بشن
خب آدما هم که معصوم نیستن
اینکه مرد بتونه به بهترین شیوه به خانومش کمک کنه که بهتر از قبلش بشه و خانوم هم به شوهرش این بهترین نوع مدیریته
البته مدیریت نه به اون معنایی که شما گفتینSmile
مثلا اگه خانوم عادت به زخم زبون زدن داره
مرد بیاد بگه : سگ با زبان خویش به زخم خود میزند دوا/کمتر زسگ کسی ست که زخم زبان زندConfused
خب خانومه هیچ وقت ترکش نمیکنه که تشدید هم میشه
اول باید آقایون نوع برخورد با خانوما رو و خانوما نوع برخورد با آقایون رو یاد بگیرن و احساسات و عواطفشونو شناسایی کنن
تا تو زندگی مشترک ببتون بهتر عمل کنن ان شاءالله

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Reza2035 ، زینب خانوم ، zahra11 ، من انقلابی ام ، fafa* ، السا ، Aryha ، soshiant
۱۴:۴۸, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #33
آواتار
آقای رضا!
اونی که شما ازش بدتون میاد اینه که زنی بخواد شوهرش رو تربیت کنه...
وگرنه زندگی بدون مدیریت سنگ رو سنگش بند نمیشه...
زن باید با سیاست و محبت با همسرش رفتار کنه و مرد هم متعاقباً همین طور...
بهترین زندگی زندگی ایه که زن توش از قوه مغز و عقلش زیاد استفاده کنه و مرد هم نسبت به مردهای دیگه احساساتی تر باشه...
یعنی تا حدودی همدیگه رو درک کنن...
شما خودت رو بذار جای خانمی که میخوای باهاش ازدواج کنی و بخوای بهش بگی حق نداری به من بکن و نکن کنی...
حق نداری منو مدیریت کنی...
اولین چیزی که میگه اینه که تو هم همینطور...
حق نداری به من امر و نهی کنی و منو مدیریت کنی...
مدیریت اگر در حد گیر نباشه و در حد صحبت منطقی باشه ایرادی نداره که هیچ...
خیلی هم خوبه...
ما آدما اسکن سرخود نیستیم که بدونیم تو مغز طرف مقابلمون چی میگذره...
بهتره که با همسرمون مثل کف دست باشیم و همیشه برای هم درد و دل کنیم...
اونوقت برای خاطر اون یکی، اگه خودمون رو جاش بذاریم و طرف حق داشته باشه، ممکنه شاید از حقوقمون هم کوتاه بیایم و تازه لذت هم ببریم...
من هر وقت میدیدم مامان و زن عموهام جورابای مرداشون رو برمیدارن، حالم به هم میخورد و بهشون میگفتم مگه شوهراتون چلاقن که خودشون جوراب و لباس کثیفشون رو بندازن تو سبد لباس چرکا؟
من عمراً دست به جوراب کثیف و زیرپوش عرقی شوهرم بزنم...
اما وقتی شوهر کردم...
نمیگم با عشق جورابای شوهرمو برمیدارم...
اما چندشم که نمیشه هیچ...
خوشم هم میاد که همسرم به خاطرش ازم تشکر میکنه...
متوجه میشین؟
این چیزها منطقی نیست که توی مغز آدم فرو نره...
یه حسه...
باید تجربه اش کنین.
آدم اینقدر همسرش رو دوست داره که به خاطرش حتی از حقوق مسلمش هم ممکنه بگذره...
و اما در مورد سوال آقای "در جستجوی سختی"...
بنده اگر خواستگاری داشتم که میگفت من سفر مجردی میرم، اما همه اخلاقیاتش خوب بود، محال ممکن بود بهش جواب مثبت بدم...
چون من با این قضیه محاله کنار بیام...
99% زن ها هم مثل من هستن...
اگرم قبول کنن، بدونین به پیسی بی شوهری خوردن و مجبورن و بعداً میخوان شما رو آموزش بدن...
یعنی امکان نداره زنی خوشش بیاد شوهرش تنها و بدون اون، تازه اونم با دوستای مجردش بره سفر...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Fatemeee ، help me ، شیدا ، zahra11 ، من انقلابی ام ، fafa* ، مجید املشی ، السا ، ضحی ، soshiant
۱۴:۵۴, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #34

نقل قول:عجب حرفی زدینا
کلا رشته مدیریت رو نابود کردین رفت
مدیریت یک هنره

یه نگاهی به مدیران در عصه های مختلف بندازین چیزی به جز این تعریفی که من گفتم نیست ... یه مدیر فقط به فکر نفع شخصیشه و اصلا هنری نداره ! مدیر یعنی دیکتاتوری که روش های سو استفاده از دیگران رو بلده ! البته مدیریت اشیای توی خونه خوبه چون اونها معنی سو استفاده رو نمیدونن ولی یک انسان از اینکه مدیریت بشه متنفره !
فکر کنید همسر شما وقتی از شما میخواد توی خونه باشین قصدش مدیریت شماست که پاتونو از گلیم تون بیشتر دراز نکنید , چه حسی بهتون دست میده ؟

در صورتی که وقتی مبنا بر اساس محبت و علاقه باشه خیلی چیزها فرق میکنه ! فقط رضایت همسر مهمه! دیگه نیازی به تحمیل اراده نیست .

نقل قول:هر کسی هم خودش میفهمه حالا بستگی داره خودش رو ارجح بدونه یا دیگران رو
اونی ام که شما میگی نایابه ما زیاد دیدیم،فامیل نزدیک ما اسم نمیارم رفیق بازه،دوست مجردش شب میاد خونه اینا میخوابه،همسرش مشکلی نداره اما من مورد زیاد دیدم،فکر وضع فامیلای ما کمی متفاوته

خب پس محیط های زندگی ما با همدیگه فرق داره درسته ؟
نمیشه نسخه ی شخصی پیچید و دست بقیه داد , اون چیزی ویژه متاهلین و مجردینه اینه که درک کنن که محبته که زندگی رو سر پا نگه میداره و نه مدیریت همدیگه ! از نبود همین محبته که مهریه ها رو فقط میشه بوسیله ی سیمرغ و روی قله ی قاف بهش دسترسی پیدا کرد ...از نبود همین محبته که خیلی از زندگی ها به گند کشیده میشه ! واقعا همچین تاپیکی رو اقایون بخوان بزنن و از مدیریت کردن زنان حرف بزنن مثه اینکه : نذاریم رفیق هاتونو ببینید چون ممکنه وضع شون خوب باشه و شما پل پیچ اقایون بشین که اون وسیله رو میخواین چه حالی به خانم های تالار دست میده ؟
غیر از ایجاد تفرقه و ایجاد دافعه بین دخترها و پسرهایی که دارن این مطالب رو میخونن ؟اینها چیزی به جز نفع شخصیه ؟


دیگه بحث رو ادامه نمیدم چون میترسم یه لقب دیگه به لقب هام توی این وبسایت اضافه بشه :

1.اقای صنعت سینما و هالییود
2.اقای مدرنیسم
3.مرحوم reza 2035

احتمالا لقب چهارم من اقای محبت میشه توی تالار !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، شیدا ، Eve ، fafa* ، مجید املشی ، السا ، black ، soshiant
۱۴:۵۵, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۵۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #35
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۴۸)moze84 نوشته است:  و اما در مورد سوال آقای "در جستجوی سختی"...
بنده اگر خواستگاری داشتم که میگفت من سفر مجردی میرم، اما همه اخلاقیاتش خوب بود، محال ممکن بود بهش جواب مثبت بدم...
چون من با این قضیه محاله کنار بیام...
99% زن ها هم مثل من هستن...
اگرم قبول کنن، بدونین به پیسی بی شوهری خوردن و مجبورن و بعداً میخوان شما رو آموزش بدن...
یعنی امکان نداره زنی خوشش بیاد شوهرش تنها و بدون اون، تازه اونم با دوستای مجردش بره سفر...
نه دیگه اینطوری نشدSmile
شما خودتون رو جای من قرار بدید
فرض بگیرید رفتید خواستگاری، بعد خانم بر میگرده همچین حرفی میزنه (یعنی من اهل رفیق بازی و مسافرت مجردی هستم)
در این صورت باید چه کار کنم ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، یاســین ، zahra11 ، السا
۱۵:۰۴, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۵:۰۸ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #36
آواتار
آهان!!!
خانوم اهل رفیق و سفر مجردیه؟؟؟
تحت هیچ شرایطی باهاش ازدواج نکنین...
یا شرط کنین که هرگز مسافرت مجردی نداشته باشه...
ازش بپرسین ممکنه عوض بشه یا نه!
اگر گفت ممکن نیست من عوض بشم پاشین و برین خونه دختر خانوم بعدی...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، Fatemeee ، یاســین ، help me ، وحید110 ، zahra11 ، من انقلابی ام ، fafa* ، رضوانه ، مجید املشی ، السا ، ضحی ، شیدا ، soshiant
۱۵:۰۶, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #37
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۵۴)Reza2035 نوشته است:  یه نگاهی به مدیران در عصه های مختلف بندازین چیزی به جز این تعریفی که من گفتم نیست ... یه مدیر فقط به فکر نفع شخصیشه و اصلا هنری نداره ! مدیر یعنی دیکتاتوری که روش های سو استفاده از دیگران رو بلده ! البته مدیریت اشیای توی خونه خوبه چون اونها معنی سو استفاده رو نمیدونن ولی یک انسان از اینکه مدیریت بشه متنفره !
فکر کنید همسر شما وقتی از شما میخواد توی خونه باشین قصدش مدیریت شماست که پاتونو از گلیم تون بیشتر دراز نکنید , چه حسی بهتون دست میده ؟

در صورتی که وقتی مبنا بر اساس محبت و علاقه باشه خیلی چیزها فرق میکنه ! فقط رضایت همسر مهمه! دیگه نیازی به تحمیل اراده نیست .


خب پس محیط های زندگی ما با همدیگه فرق داره درسته ؟
نمیشه نسخه ی شخصی پیچید و دست بقیه داد , اون چیزی ویژه متاهلین و مجردینه اینه که درک کنن که محبته که زندگی رو سر پا نگه میداره و نه مدیریت همدیگه ! از نبود همین محبته که مهریه ها رو فقط میشه بوسیله ی سیمرغ و روی قله ی قاف بهش دسترسی پیدا کرد ...از نبود همین محبته که خیلی از زندگی ها به گند کشیده میشه ! واقعا همچین تاپیکی رو اقایون بخوان بزنن و از مدیریت کردن زنان حرف بزنن مثه اینکه : نذاریم رفیق هاتونو ببینید چون ممکنه وضع شون خوب باشه و شما پل پیچ اقایون بشین که اون وسیله رو میخواین چه حالی به خانم های تالار دست میده ؟
غیر از ایجاد تفرقه و ایجاد دافعه بین دخترها و پسرهایی که دارن این مطالب رو میخونن ؟اینها چیزی به جز نفع شخصیه ؟


دیگه بحث رو ادامه نمیدم چون میترسم یه لقب دیگه به لقب هام توی این وبسایت اضافه بشه :

1.اقای صنعت سینما و هالییود
2.اقای مدرنیسم
3.مرحوم reza 2035

احتمالا لقب چهارم من اقای محبت میشه توی تالار !
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
احساس میکنم شمابه مدیریت،یه نگاه جبرگرایانه دارید.
ولی ازنظرمن مدیریتی که بامحبت باشه هم هست..
نه اینکه بگیم آقایون بچه ان وبایدکنترلشون کردکه یه خانوم به قصداینکه بتونه به کسی تکیه کنه ازدواج میکنه نه اینکه کنترلش کنه...
مدیریت میتونه بامحبت همراه باشه که این رومیپسندم وخیلی دلم میخوادهمسرم بامحبت خودش منومدیریت کنه....
بدنیس...خیلی خوبه...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، help me ، Reza2035 ، zahra11 ، fafa* ، رضوانه ، مجید املشی ، السا ، ضحی ، soshiant
۱۵:۰۶, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #38
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۲ ۱۴:۵۴)Reza2035 نوشته است:  یه نگاهی به مدیران در عصه های مختلف بندازین چیزی به جز این تعریفی که من گفتم نیست ... یه مدیر فقط به فکر نفع شخصیشه و اصلا هنری نداره ! مدیر یعنی دیکتاتوری که روش های سو استفاده از دیگران رو بلده ! البته مدیریت اشیای توی خونه خوبه چون اونها معنی سو استفاده رو نمیدونن ولی یک انسان از اینکه مدیریت بشه متنفره !
فکر کنید همسر شما وقتی از شما میخواد توی خونه باشین قصدش مدیریت شماست که پاتونو از گلیم تون بیشتر دراز نکنید , چه حسی بهتون دست میده ؟

در صورتی که وقتی مبنا بر اساس محبت و علاقه باشه خیلی چیزها فرق میکنه ! فقط رضایت همسر مهمه! دیگه نیازی به تحمیل اراده نیست .


خب پس محیط های زندگی ما با همدیگه فرق داره درسته ؟
نمیشه نسخه ی شخصی پیچید و دست بقیه داد , اون چیزی ویژه متاهلین و مجردینه اینه که درک کنن که محبته که زندگی رو سر پا نگه میداره و نه مدیریت همدیگه ! از نبود همین محبته که مهریه ها رو فقط میشه بوسیله ی سیمرغ و روی قله ی قاف بهش دسترسی پیدا کرد ...از نبود همین محبته که خیلی از زندگی ها به گند کشیده میشه ! واقعا همچین تاپیکی رو اقایون بخوان بزنن و از مدیریت کردن زنان حرف بزنن مثه اینکه : نذاریم رفیق هاتونو ببینید چون ممکنه وضع شون خوب باشه و شما پل پیچ اقایون بشین که اون وسیله رو میخواین چه حالی به خانم های تالار دست میده ؟
غیر از ایجاد تفرقه و ایجاد دافعه بین دخترها و پسرهایی که دارن این مطالب رو میخونن ؟اینها چیزی به جز نفع شخصیه ؟


دیگه بحث رو ادامه نمیدم چون میترسم یه لقب دیگه به لقب هام توی این وبسایت اضافه بشه :

1.اقای صنعت سینما و هالییود
2.اقای مدرنیسم
3.مرحوم reza 2035

احتمالا لقب چهارم من اقای محبت میشه توی تالار !
چرا شما ایجوری هستینHuh
واقعا نمیدونم اون حرفایی که زدین چه جوری از حرفای من برداشت کردین.
مدیریت مثبت داریم هم منفی،مثل همه چی
من گفتم محبت بده؟ من گفتم همسرتون رو مدیریت کنید؟
مهریه؟Huh
تحمیل اراده؟(ما گفتیم از مرد رفیق باز بدمون میاد همین)
خانما احتیاج به اموزش ندارن،خدا ذاتا بهشون این قدرت رو داده در برابر قدرت جسمانی مرد،حالتون رو بد میکنه؟Huh افرینش تکوینی زن همینه،اتفاقا اگه زن بی تدبیر باشه زندگی میپاشه


فقط گفتم مدیریت بالذات بد نیست بسته به کاربردش داره
بعله نمیشه نسخه پیچید
ماهم فقط نظر شخصی دادیم
ان شاء الله این حق رو که داریم
من هنوزم میگم نه تنها خانواده بلکه هیچ جمعی نباید قربانی خودخواهی یک انسان شه چه مرد و چه زن

منم با شما بحثی ندارم چون یه پیش فرضی دارین که مهم نیس من چی گفتم شما اون حرفای خودتون رو میزنید
موفق باشید اقای پیش فرض
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Fatemeee ، help me ، زینب خانوم ، zahra11 ، ELENOR ، Reza2035 ، fafa* ، رضوانه ، مجید املشی ، السا ، ضحی ، soshiant
۱۶:۲۳, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #39

نقل قول: موفق باشید اقای پیش فرض

SmileSmileSmile

نقل قول: من هنوزم میگم نه تنها خانواده بلکه هیچ جمعی نباید قربانی خودخواهی یک انسان شه چه مرد و چه زن

و فقط مردها هستن که خود خواهن ؟
تنها اتفاقی که بعد از خوندن نظرات خانم ها توی این تاپیک واسه من افتاد این بود که فهمیدم : عشق فریبه طبیعته !
اجازه بدین بگم چرا از این طرز فکری که اینجا نوشتین بدم اومده و حس فوق العاده بدی بهش پیدا کردم , من یکبار با یه فیلسوفی اشنا شدم به اسم آرتور شوپنهاور و نظراتش رو راجع به زنان خوندم و خیلی ازش بدم اومد چون احساس میکردم زمانی که در جوانی شکست عشقی خورده دچار عقده شده و اینطور بر علیه زنان حرف میزنه ولی وقتی نظرات شما رو توی این تاپیک میخونم به حرفهای اون بیشتر باور پیدا میکنم :

نیم کتاب هایی که درباره ی ازدواج نوشته شده اند بیهوده است . برای انکه این کتاب ها به جای انکه ازدواج را برای حفظ نوع بدانند بهر همکاری و دوستی میدانند . طبیعت توجه ندارد که بداند ایا پدر و مادر برای همیشه خوشبختند یا برای یک روز , انچه طبیعت بدان علاقه مند است این است که بداند تولید مثل تا کجا انجام میگیرد .
همچنانکه عشق فریب طبیعت است , ازدواج مایه فرسودگی عشق و رفع اشتباه و فریب است . عشق فریبی است تا انچه بیشتر به نفع نوع است تا نفع فرد انجام گیرد . پس از انکه این مقصود انجام شد و هدف نوع حاصل امد فریب و اشتباه رفع میگردد و فرد در می یابد که او بازیچه و گول خورده ی نوع بوده است .
اگر ازدواج کنیم خوشبخت نخواهیم بود و اگر ازدواج نکنیم باز خوشبخت نخواهیم بود .

ممکن است زنان دارای مواهب و استعداد های عالی باشند ولی نمیتوانند نابغه باشند زیرا همیشه اشیا را از نظر خود می نگرند همه چیز در نظر زنان شخصی است و وسیله ای ایست برای غایات و اهداف خصوصی
.

طبیعت در زیبایی دختران ان عمل را به کار برده است که در هنر درام بزنگاه نام دارد . زیرا چند صباحی انان را در لطف و دلربایی جمال می اراید تا بتوانند بقیه عمر را به هزینه ی ان بگذرانند . در این چند صباح است که هر یک از انان میتواند نظر مردی را چنان جلب کند که مجبور شود تا اخر عمر به صداقت از انان مراقبت نماید .در صورتی که اگر مرد از روی عقل می اندیشید برای ادامه ی حیات زن ضمانتی وجود نداشت ...در اینجا طبیعت مانند جاهای دیگر اقتصاد و صرفه جویی معمولی خود را به کار برده است . زیرا زنی که پس از چند وضع حمل زیباییش رو به زوال مینهد ظاهرا نظیر همان مورچه ماده است که پس از عمل لقاح بال خود را از دست میدهد .

فقط جاذبه ی جنسی میتواند ذهن یک مرد را تیره و کور سازد تا به سوی انچه جنس لطیف نامیده میشود معطوف شود . آنچه جنس لطیف نام دارد شانه هایی باریک و کفلی پهن و ساقی کوتاه دارد و راز تمام زیبایی فقط در این جاذبه ی جنسی نهفته است .

اگر قوانین زنان را در حقوق همپایه ی مردان بداند باید به انها ذهن و عقل مردان را نیز بدهد . تمام زنان به جز عده ای معدود اسیر هوا هوسند . زیرا فقط حال را میبینند و مهم ترین کار خارجی انها تماشای مغازه هاست . به عقیده ی زنان وظیفه ی مردان تحصیل پول است و وظیفه ی انها خرج ان . این نظریه انها راجع به اصل تقسیم کار است .

هر چه با زنان کمتر سر و کار داشته باشیم بهتر است , زنان حتی شر لازم و ناگریز نیز نیستند . زندگی بدون زنان هم راحت تر است و هم بهتر . باید مردان دامی را که در زیر زیبایی زنان نهفته است ببینند تا میل تولید مثل خاموش گردد ...کی جرات خواهیم داشت تا بر روی اراده و نفس بایستیم و بگوییم که زیبایی زندگی دروغی بیش نیست و مرگ بالاترین مواهب است ؟

جهان همچو اراده و تصور - آرتور شوپنهاور

خب نظرتون چیه ؟ همین طور که در این نوشته ها هیچ نشانی از محبت و عشق به همسر نیست در نوشته های شما هم هیچ نشانی از عشق و محبت نیست , حتی حرفهای شما ورژن زنانه ی جمله های شوپنهاوره ! نه تنها شما بلکه تمام خانم های محترمی که در این تاپیک نظر دادند خالی از محبت صحبت میکنند ...واسه همینه که حس بدی به نوشته های شما خواهران گرامی دارم .
اگر واقعا نظرات زنها و مردها در دوران تاهل نسبت به هم این طوریه ؟ پس من نفرت دارم از هرچی خانواده است ! ولی اگه خانواده یعنی :

پدر بزرگ : محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
پدر : علی (علیه السلام)
مادر : زهرا (سلام الله علیها)
فرزندان : حسن(علیه السلام)و حسین(علیه السلام)و زینب (سلام الله علیها) و ام کلثوم (ُس)


پس من عاشق خانواده هستم !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، zahra11 ، Eve ، وحید110 ، Fatemeee
۱۶:۳۶, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۶:۵۱ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #40
آواتار
آقا رضا!
من الآن چه جوری به شمای نامحرم، از طریق نوشته بی احساس ثابت کنم که عاشق شوهرم هستم؟
شما بگین تا من بگم...
من و همسرم هر دو عاشق هم هستیم...
الآن به شما چه جوری ثابت کنم که من همسرم رو گول نمیزنم؟
اولش خوشگل بودم و بعد از 10 -12 سال شوهرم از قیافه من سیر شده و فقط توی رودربایستی و به خاطر بچه ها و ... داره با من زندگی میکنه؟؟؟؟
والله و بالله که این احساس تجربیه...

ای سوخته سوخته سوختنی
عشق آمدنی بود، نه آموختنی.

تنها چیزی که میتونم بگم اینه که این حرفا یادت باشه و صبر کن!
روزی که زمانه برات یه عشق پاک و شیرین به ارمغان آورد و اون ازت یه کاری رو خواست، اگه دیدی انجامش - هرچند برخلاف میل و تربیتته- اما ضرری به کسی نمیرسونه، انجامش بده...
همین...
تقصیر آقایون متاهل تالار هم هست که نمیان و این حرفا رو تایید نمیکنن که امثال ایشون دچار چنین دید بدی نشن...D:

و اما...
نامه محبت آمیز امام خمینی به همسرش:
در فروردین 1312 شمسی که امام عازم سفر حج بودند.

تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است.
عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. حال من با هر شدتی باشد، میگذرد. ولی به حمدالله تا کنون هرچه پیش آمده خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتاً جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
در هر حال...
امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت میکند، ولی ماها قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگری باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست. امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت. بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است، جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت، سید مصطفی قدری تنگ شده است. امید است که هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند.
ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت
قربانت
روح الله

این تن بمیره میبینین چقدر قربون صدقه همسرشون رفته؟
یه نکته هایی داره این نامه ها!!!
"دلم برای پسرت قدری تنگ شده..."
اما ببینین چقدر برای خانومش ابراز دلتنگی میکنه!
شوهر یعنی این....D:
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zahra11 ، وحید110 ، یاســین ، خادمة الزهرا ، رضوانه ، ELENOR ، مجید املشی ، السا ، Fatemeee ، ضحی ، soshiant ، Aryha
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا