کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشارکت ساخت الگو برای کودکان مسلمان(کمک کنید)
۲:۳۸, ۲۲/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۲ ۰:۴۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

تاپیک فراخوان داستان نویسی برای ساخت فیلم سبک زندگی اسلامی داره مسیر خودشو طی میکنه

در این تاپیک از همگی افراد ذیل میخوام که کمک کنند

  • مادران
  • پدران
  • معلمین
  • افرادی که خواهر و برادر کوچک دارند
  • و دلسوزان و صاحب نظران


ببینید بارها در این چند هفته به این مشکل بر خوردم که وقتی میخوام برای یک شخص با سن پائین محتوایی ارائه بدم دستم خالی بوده

همه محتواها عمدتا برای سن بالای بلوغه

و بزرگترین مشکل نداشتن الگوی مناسب (بخوانید قهرمان) برای آنهاست

باید با زبان هنر و نه با زبان امر و نهی محتوا تولید بشه تا کودک خودش را جای فلان شخصیت مثبت قرار بده

حالا شماها بیایید طرح بدید

مثلا میگم

یه طرح اینه که بیاییم یک گروهی از دختران رو درست کنیم بنام 213 و نه با اسم مستقیم مذهبی (شاخه طوبی!) و هر کدوم رو در شرایط مختلف قرار بدیم و صفات خوب رو در اینها بیاریم

همینطور برای پسران

از اشخاصی مثل شهدا میشه استفاده کرد (بصورت موکد) چون هم واقعی هستند و هم جوان

وقتی طرح دادیم بشینید پر و بالش بدید و قهرمان بسازید

البته این قهرمان قرار نیست انسان معصوم و 20 باشه

مثلا یکی از پسرها زود عصبانی میشه یا یکی پرخوره یا یکی خانوادش مشکل دارن یا یکی معلوله و ...

یعنی کودک باید این حفره ها رو ببینه و ببینه که میشه در کنار این ضعف ها و کمبودها رشد کرد



فکر کنم شروع خوبی بود این ارسال



لطفا و خواهشا کمک کنید


به اسلام و نه به شخص من
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۴۳, ۱۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۳ ۱۳:۰۴ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #31
آواتار
دوست عزیزمون مطلب خوبی گفتن به به نکته جالبش اشاره کردن و برداشت خودم رو از نتیجه مطالعه مطالب بالا به طور خلاصه بیان می کنم البته با اجازه شما!Blush
به نظر بنده ، بنده تونستم یه نقطه ی ضعف از انیمیشن و فیلمها و رک بگم از قهرمانان آنها پیدا کنم و اون این هست که اونها فقط قهرمان خودشون رو می تونم به همون شکل و در همون محیط ( تخیلات ) نشون بدن اما ما چی ؟ قهرمانان ما چه شخصیت هایی هستن و آیا نمایش اون محدود و ضعیف هست ؟ خیر !
برای درک بهتر یه مثال میارم مقایسه بین دو شخصیت غربی و اسلامی یعنی مرد عنکبوتی و امام حسین (علیه السلام) :
غربی ها تا کنون تونستن که فیلم ، کارتون ، بازی ، اسباب بازی و لباس از مرد عنکبوتی بسازن و دیگر هیچ ! یعنی فقط تا این حد میتونن برای کودکان یک قهرمان بسازند! یک قهرمان که فقط خشونت و حیجان دارد ! اما امام حسین (علیه السلام) :
شناخت امام حسین خیلی خیلی گسترده تر از شناخت قهرمانان اروپایی هست یعنی نه تنها جدیت و حیجان امام حسین جذبه دارد بلکه عشق او ، راستگویی ، محبت ، مظلومیت و خیلی از صفات وی که با فطرت انسان خوی گرفتن می تواند به راحتی و با قدرت زیاد کودکان را به خود جذب کند و چه بسا کودکانی که در هیئت ها و مساجد دیده می شود که عشق عجیبی به فضای آنجا دارند ! در ضمن دست و بال ما بری گسترش این قهرمانان خیلی گسترده است ...
امیدوارم که این مطالب مفید باشد یا حق !

امضای yashar1374

[تصویر: Untitled_11.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۶, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #32

به نام خدای مهربونم
سلام
منم یک مدتیه دارم در مورد این موضوع فکر میکنم
Huh (من دانشجوی ترم اول تربیت معلم مقطع ابتدایی هستم.)خوب اینکار نیاز به کار گروهی داره ودارم داخل بسیج دانشگاه وگروه های علمی روش کار میکنم.
انیمیشن تنها راه نیست اماتاثیر گذارترین راهه والبته پرکارترین وزمان برترین هستش،کتاب داستان وحتی ایجاد جاده های فکری برای دیگران هم میتونه خیلی خوب باشه
مجددا تاکید میکنم کار گروهی هست که میتونه نتیجه کم خطایی داشته باشه این گروه حتی میتونه مجازی باشه
IdeaIdea
هرکسی که فکر میکنه ایده خاصی داره لطفا برام ارسال کنه مهم نیست چیه مهمه که یک ایده ست حتی اگر به نظر خودتون خنده اور یا مسخره باشه شاید از نظر بقیه بهترین باشه
تصاویر عجیب یا خاصی که توی ذهنتونه (میتونید بکشید یا توصیفش کنید)داستان های جالب، شخصیت های خاصی که میتونند همسایه یا اقوامتون باشند وداستان های زندگی اونها ...
باید از یک جایی شروع کرد اگر دغدغه مند هستید پس باید از یک جایی شروع کنید
Huh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۹, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #33
آواتار
میگم بد نیست این انیمیشن جدید راشل کوری رو هم ببینید !! جنبه های انسانیش خیلی قویه !!
راشل یه دختر معمولیه با عواطف فطری و خدایی!!
به نظرم بد نیست می تونید ایده بگیرید !!
ولی رو جذابیتش باید خیلی فکر بشه با اینهمه تنوع تو زمینه فرهنگ!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۷, ۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #34

رفتار کودکان می تواند در آینده آنان تاثیرگذار باشد به همین خاطر ما با ارائه این مقاله به شما اموزش می دهیم که چگونه خوش رفتار بودن را به کودکانتان یاد دهید

[تصویر: 1388229445.jpg]
مقدمه
کودکان از رفتار والدینشان همه چیز را یاد می‌گیرند. شما می‌توانید به آن‌ها یاد بدهید که خوش‌رویی و رفتار درست اهمیت دارد، ولی اگر طبق صحبت هایتان رفتار نکنید، کودکانتان شما را جدی نمی‌گیرند. عبارت مشهور "طوری باشید که مردم از رفتارتان یاد بگیرند، نه از حرف هایتان" این حقیقت را نشان می‌دهد. به عنوان والدین، شما باید برای یاد دادن این درس اجتماعی، جلوی فرزندانتان مؤدبانه رفتار کنید.
دستورالعمل‌ها:
1. چگونه برای کودکان الگو مؤدبی باشیم
2. برای فرزندانتان الگو باشید. در خانه مؤدبانه رفتار کنید. با گفتن کلماتی مانند " ممنونم " و " لطفاً "، آن‌ها را به فرزندتان آموزش دهید. برای مثال، در طول شام، از یکی از اعضای خانواده بپرسید " می توانی لطفاً نمک را به من بدهی؟" . بعد از گرفتن نمک از او تشکر کنید. هرچه شما این لغات را بیشتر بگویید، بیشتر در ذهن فرزند شما جای می‌گیرد. در نتیجه‌، آنها نیز این کلمات را در زندگی اجتماعی خود استفاده کرده و تبدیل به افرادی مؤدب می‌شوند.
3. هنگام ورود به ساختمان ، در را برای دیگران باز کنید. صرف‌نظر از مرد یا زن بودن شما، هنگامی که به ساختمان یا اداره می‌رسید و افراد دیگری پشت سر شما هستند، در را برای آن‌ها باز نگه‌دارید. این را برای خودتان یک عادت کنید تا هنگامی که فرزندانتان با شما هستند، نیاز نباشد که این کار را به طور اجباری انجام دهید. کودک شما یاد می گیرد که باز نگه داشتن در برای بقیه، نشانه ای از احترام است.
4. اگر با شخصی موافق نیستید، آرام و مؤدبانه با او صحبت کنید. منتظر نوبتتان برای صحبت بوده و در حرف او وقفه ایجاد نکنید. بچه‌ها متوجه می‌شوند که پریدن میان حرف دیگران بی‌ادبانه است و باید برای رسیدن نوبتشان منتظر بمانند. هنگام تنبیه فرزندتان، هرگز صدایتان را بلند نکنید. آن‌ها باید متوجه شوند که بلند کردن صدا آن‌ها را به جایی نرسانده و رفتاری بی‌ادبانه است.
5. هنگام صحبت با دیگران همیشه به چشم‌های آن‌ها نگاه کنید. وقتی با فرزندتان صحبت می‌کنید، باید به چشم‌های او نگاه کنید. اگر هنگام صحبت کردن با او چشم‌هایش به اطراف می‌چرخد، به او بگویید که این کار مؤدبانه نیست. ارتباط چشمی در طول یک مکالمه یک عادت خوب است.
نکات و هشدارها:
بگذارید فرزندانتان متوجه شوند که لغاتی جادویی مانند " لطفاً " ، " ممنونم " و " ببخشید " وجود دارند. از این لغات در مکالمه‌هایتان با افراد دیگر استفاده کنید.
زمانی از روز را صرف آموزش یک مکالمه‌ی تلفنی مؤدبانه به فرزندتان کنید. شما خودتان هم باید این را تمرین کنید. هنگامی که به تلفن جواب می‌دهید، شاید خوب و مودبانه سلام کرده و با احترام اسم طرف مقابل را بپرسید.
در رفتار خود ثبات داشته باشید. با تناقض در رفتار، بچه‌ها را گیج نکنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۴, ۱۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #35
آواتار
سلام. ساخت کارتون برای بچه ها خیلی خوبه ولی یادتون باشه باید از تجربه های غرب استفاده کرد. دلیل نداره حتما با شخصیت های واقعی مثل شهدا و غیره کارتون ساخت،،، مهم اینه که شخصیت شما هرچند دروغه بتونه مفاهیم خوب به بچه القا کنه،،، اگه غرب بن تن میسازه که بچه بگهمنتظر یه نیروی ماورایی باش و خودت به تنهایی نمیتونی کاری کنی،،، شما یه کارتون بسازکه به بچه بگه خود باوری داشته باش، اگه خودت بخوای می تونی،مشورت کن، توکل کن و همه ی کارهای خوب رو انجام بد البته نه اینکخ یه شخصیت همه اینکار ها را بکنه،،، هر شخصیت در فیلم های مختلفکافیه چند تا ویژگی خوب الهیداشته باشن و وقتی باهم جمع بشن تو ذهن بچه کامل میشه حتی چند تا شخصیت در یک فیلم به این لحاظ هامکملهم باشند و حتی در قیلم بامشورت هم نتیجهخوبی به دست ییارن،،، اینجوری باید برایبچه فیلم ساخت،، شخصیت ها باید کلرتونی باشند،، برای بچه نباید حتما از امامحسین قیبم ساخت، نباید حتما شهید فهمیده را فیلم ساخت یا امام خمینی هر چند اون ها هم باید باشد،، لازم نیست اگر اینها الگوی بچه موون نبودن ناراحت بشیم میشه الگوی بچهما یه شخصیت کارتونی باشه که وی!زگی های مثبت و عاریهگرفته شده از یک شخصیت واقعی را،.،،، وقتی بزرگ شد خودش میفهمه الگوی واقعیش کیه،،، تو فیلم ها بالغین هم غرب همین کارو می کنه،،، شخصیت رو اسمش رو میذاره جان لاک،،، بعد فرد ناخود اگاه جذب تئوری های جان لاک ولقعی و لیبرالیسم میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۹, ۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #36

سلام عزیزان من پسرم 4 سالشه اینقدر نقاش کوچولو از پویا پخش می شه دوست داره نه این کارتن چند بعدی نه کیفیت عالی داره و موضوع و شعر اون خوب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۵, ۱۵/مهر/۹۳
شماره ارسال: #37
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

یه آقا پسری داریم

اسمش علی


یه دختر خانمی داریم

اسمش فاطمه

میخوایم ماجراهای این دو نفر رو که کاملا مستقلند بصورت آزمایشی بنویسیم

ببینیم چی میشه

شایدم بعدا تاپیک شد

کامینگ سون

This is a trial version

امضای عبدالرحمن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۹, ۱۷/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۳ ۲۲:۳۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #38
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

فعلا سه تا شخصیت داریم

علی
فاطمه
آقا سید
بعدا توسعه پیدا میکنه ان شاء الله
شاید تبدیلش کردیم به یه شهر
به مناسبت روز جهانی کودک



انتقاداتون رو بگید """"""""""""فقط در پیام خصوصی""""""""""""

برداشت اول:
علیمون اون روز داشت از دانشگاه برمی گشت
دیرش شده بود
از صبح تو دانشگاه مونده بود
خیلیـــ خسته بود
تاریکی هوا و سوز سرما و ...
بدو بدو رسید دم خیابون اصلی
تو اون ساعت ماشیــــن نبود
پشت سرش یه نفر دیگه داشت با عجله میومد
علی یه پراید سفیدو دید که داره از دور میاد
دستشو تکون داد...
راننده خسته تر از خودش:بیا بالا!
درو باز کرد و نشست
خستگیش چند ثانیه در رفت...
بیرونو نگاه کرد
یکی از هم دانشگاهیاش بود
عقبو نگاه کرد
ماشین جا نداشت
علی:آقا یدقه وایسا
علی پیاده شد
خانم بفرمائید


برداشت دوم:
فاطمه خانم
ترم سوم دانشگاهه
خیلی خوشحال بود که تونسته بره دانشگاه
وقتی قبول شد به همه دوستاش خبر داد
کلاسای ترم سومش اکثرا بعدازظهره
مادرش سر این قضیه ازش دلگیر شده چون دیر میاد خونه
ولی امشب خیلی دیرش شده
استادشون کلاس جبرانی گذاشته بود
تو دلش میگه به مادرم چی بگم
بدو بدو داره از دانشگاه میره بیرون
یه ماشین داره مسافر سوار میکنه
خودشو میرسونه که میبینه جا نداره
دلش آشوب میشه
خانم! بفرمائید
اون مسافر جاشو به فاطمه داد
تو دلش دعاش میکنه


برداشت سوم:
آقا سید: از دور نگاشون میکنه
دعاشون میکنه

ان شاء الله ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۱۸, ۱۳/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۳ ۹:۲۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #39
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

علیمون یه پسر خاله داره به اسم شاهرخ


شاهرخ جوون احساسی و با محبتیه
چند ساله دنبال کاره و به نتیجه نرسیده
به همین خاطرم نتونسته با دختری که میخواد ازدواج کنه
البته کسی نمیدونه چقدر خاطرشو میخواد
مینا دختر عموش
دختر خوبیه و البته بلند پرواز
شاهرخ یه چند روزه که پریشونه
اون روز که با صدرا ، نزدیک ترین دوستش رفته بودن بیرون یه حرفایی شنید که رنگشو عوض کرد
صدرا بصورت غیر مستقیم گفت که دختر عموش رو میخواد و به خانوادش هم گفته
شاهرخ و صدرا دوستای نزدیکی هستن .... این قضیه شاهرخ رو نابود کرده


می کشد غیرت مرا غیری اگر آهی کشد
ز آن که می ترسم که از عشق تو باشد آه او


اون روز خبر حمله به مرقد حجر بن عدی همه جا پخش شد
شاهرخ خیلی نگرانه
تروریست ها سوریه رو گرفتن و حرم بی بی زینب تو خطره
نکنه اتفاقی که برای مرقد حجر افتاد برای ....
این دو تا اتفاق دلشو بهم ریخته
از یه طرف علاقه نزدیک ترین دوستش به شخص مورد علاقش
از یه طرف هم این قضیه
صدرا بارها به مادرش گفته که با مادر مینا حرف بزنه
مادرش میگه مینا بدرد شاهرخ میخوره
تازه پسر عموشم هست
یبار گریش گرفت
اومد بی خبر از همه جا به شاهرخ گفت میدونی چی فکر میکنن؟ فکر میکنن خانواده خانم قربانی به شما قول ازدواج دادن
شاهرخ یه لبخند زورکی زد گفت ای بابا پشت سر جوون مردم چه حرفا میزننا
شاهرخ از صدرا خداحافظی کرد و راهی پایگاهشون شد
یه تابلوی عکس روی اتاق مسئول پایگاشونه
بین الحرمین
چند دقه عکسو برانداز کرد و دستشو گذاشت زیر چونش و به فکر فرو رفت
در مورد سوریه با دوستاش صحبت کرد
گفتن نمیتونی به این راحتی بری سوریه
شاهرخ خیلی مصر بود
سه ماه بعد از طریق یکی از آشناها یه خبر خوب شنید
سوریه!
ولی راضی کردن پدر مادرش خیلی سخت بود
با هزارتا واسطه و التماس بالاخره راضیشون کرد که بره
صدرا روز به روز بی تاب تر میشد
هر دفعه هم با شاهرخ درد دل میکرد
دل شاهرخ بیشتر آشوب میشد ولی به روی خودش نمی اورد
شاهرخ رفت پیش پدرش گفت بابا وجدانا راضی هستی سوریه رو؟
پدرش یه مکث طولانی کرد
گفت شاهرخ دامادیتو کی ببینم بابایی؟
شاهرخ گفت بعدش که اومدم و رفتم سر کار
پدرش گفت خوب شد گفتی امروز یه کار خوب برات پیدا کردم ... شاید بعد این همه رزومه فرستادن بالاخره بری سرکار
شاهرخ گفت حالا وقتی اومدم میرم سراغش....من برم بخوابم فردا برم جایی
پاشد رفت ولی تا صبح خوابش نبرد
پدرش آخر شب قرآنو باز کرد
بسم الله الرحمن الرحیم
کهیعص
این یادیست از رحمت خاص پرودگارت نسبت به بنده اش زکریا....


************
ادامه داستان بعد سفر ان شاء الله
در ضمن این داستان ها باز هستند و هر تغییری خواستید بدید.(دلیل تغییر رو هم بنویسید)
افرادی که مایلند کمک کنند پیام خصوصی بدن
یه داستان دیگه هم نوشته شده ولی بدلایلی نزدم تا بعد سفر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۵۸, ۵/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۳ ۱۲:۳۵ توسط Wakeup.)
شماره ارسال: #40
آواتار
اول از هرچیز ،من هم به نوب خودم از همه عزیزانی که چنین دقدقه ای دارن تشکر میکنم ،
این تایپیک و این طرز فکر ، چیزیه که ما در این برهه شدیدا بهش نیاز داریم
یعنی اگر با ساده ترین مثال اگر ما سبک زندگی اسلامی رو بسان ساعت در نظر بگیریم ، به هر حال کم یا زیاد ، سخت یا ساده و کوچیک یا بزرگ همه چرخ دنده های توش باید با هم بچرخند تا ساعت بتونه حرکت بکنه
(حرکت دقیق بماند ، صرف حرکت کردن و به جلو رفتن نیازمند این هست که در همه حوضه ها فعالیت داشته باشیم)

شما ببینید که ما توی حوضه دشمن شناسی ، افرادی مانند دکتر عباسی ، جناب آقای رائفی پور و تحلیل گران اینچنینی داریم
(این میزان در حد کافی نیست ، ولی در حد لازم هست)
اما وقتی میام به همه عالم و آدم میگیم فراماسونِ یهودی ، و تک تک کارتون ها و انیمیشن ها رو حاوی مسائل ضد اخلاقی میبینیم ، هیچ گزینه حتی ضعیف تری نسبت به اون چیزی که دشمن به بچمون میده نداریم
اینجوری مجبوریم همونچیزی که میدونیم غلط هست رو بگذاریم بچه ببینه و بدین صورت نتیجه تمام تحلیل هامون ، اصطلاحا "به درد عممون میخوره!"


حالا من عذر میخوام که مقدمه ای گفتم ، خیلی از ماها همه اینها رو میدونیم ، فقط خواستم یادآوری بکنم که این موضوع ، چقدر اهمیت داره.. (ما باید بدونیم کجا انرژیمون رو صرف بکنیم ، و اینجا الان یکی از بهترین جاهاست!)

، و بنده تحلیلی راجع به چگونگی انجام کارهای اینچنینی دارم ، شاید نسبتا طولانی باشه ، سعی میکنم یکجوری توی این پست بگزارم که کسانی که نمیخوان بخونند رو اذیت نکنم
اما توصیه میکنم که دوستانی که میخوان در این عرضه حرکت بکنند یک نگاه بهش بندازند ، خالی از لطف نیست..
اگر هم احساس کردین غلط هست ، میتونین بهش عمل نکنید و میتونید به خود بنده هم بگید که اشتباه میکنم..

به هرحال امید وارم همگی موفق باشید در این عرصه که جای کار زیادی هم داره
خود بنده هم دارم روی طرح کلی یک سناریو کار میکنم که انشالا وقتی یک مقدار جمع و جورش کردم خدمت دوستان ارائه میدم..



کد قالب بندی شده:
__________________________________________________________________________


در مورد این ایده بنده نظرم اینه که ، شما نیاین یکهو صفر تا صد رو پر کنین ، چون الان اشتهای جامعه ما ، صلیغه جامعه ما رو متاسفانه "زندگی پر از هیجان و پر از لذت و بدون محدودیت" (در ظاهر) ، آمریکایی در دست گرفته
شاید اینکه خیلی ها در این راه متاسفانه موفق نبودند ، به خاطر اینه که مستقیما رفتن سراغ اصل مطلب
خیلی سخته ، ولی ما باید قبول کنیم که الان توپ توی زمین دشمن هست ، و حالا برای برگشتن این موضوع ، در شروع باید اصطلاحا ضرر بدیم (نسبت به هدف آرمانی مون ، نه نسبت به حداقل ها)
شما ببینید همین ها و عوامل نفوذی همین دشمنان ما برای اینکه ما رو از اسلام برگردونن ، برخلاف خاستشون خیلی اوقات در راستای اسلام عمل میکنن و خیلی اوقات هم باهاش مدارا میکنن
مثلا اوایلی که هنوز سبک جوک و مثائل اینچنینی تازه کلید خورده بود ، میومدن با یه استایل خاصی جوک میساختن و پخش میکردن ، که اوایل محتوی این جوک ها نه تنها هیچ مشکلی نداشت ، بلکه بعضا خوب هم بودن
اینجوریه که همه حتی خود مذهبی ها (خیلی ها) هم این رو بد نمیدونن و بهش تن میدن
بعد ذره ذره شخصی مثل بنی صدر رو با یه سبک خاص طنز و جوک میکوبونند ، من و تو شاد هم میشیم و استقبال میکنیم و بازم گوش میدیم ببینیم چی میگه طرف..
بعد تازه بازی شروع میشه و ذره ذره همه چیز از سمت ما به سمت حریف نیل پیدا میکنه ، تا جایی که یه وقت یه چیز نامربوطی هم بین حرف هاشون زده میشه ، ما میدونیم نامربوطه ولی دیگه قضیه اینجوری نیست که همونجا یهویی بزنیم زیر همه چیز و بگیم کلا بی خیال این ها و جوک هاشون ، چون زیر زبونمون مزه کرده .. ، و نفر بعدی علی شریعتی است ، کسی که سرش شبهه وجود داره ، و بعد این بازی انقدر ادامه پیدا میکنه و انقدر ادامه پیدا کرد که لقمان رو که گویا شخصیت برجسته ای بوده به تمسخر گرفتند ، ما هیچی نگفتیم بلکه خندیدیم و واسه هم تعریف کردیم ، و از این چرخه یک سال گذشت و کار به جایی رسید که رسما به شخص امام خمینی (که دیگه خط قرمز نیست ، بلکه چند صد کیلومتر  داخل مرز ماست ) اهانت میشه ، و خیلی از ماها هنوز متوجه قضیه نشده  و دنبال رو اینها رفتند..
و خب خیلی از ماها هم دیگه وقتی کار به اینجا رسید تازه فهمیدیم قضیه از چه قراره و واکنش نشون دادیم ، دشمن چی میگه ؟ : " اون نگرفت، نیومدی؟! ، دوباره این چرخه رو شروع میکینیم و راه میندازیم ، اخه هنوز یکسری ها سوار این ارابه ما نشدند" ، با سبک جوک های "الکی مثلا" دوباره شروع شده و ببینید که این آفت (که ظاهر ساده و خوبی داره)؛ تا چند وقت دیگه ،  یک قشر دیگه از ماها رو میزنه..


خلاص حرفهای بنده رو میشه توی اون ضرب المثل "چگونگی پختن یک قورباغه" دید ، که اکثر دوستان ازش آگاهی دارید

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حالا ببخشید ، عذر میخوام که وقت همتون و گرفتم (میدونم که خیلیاتون حوصلشم نداشتید و نخوندید :))  
اما نکته حرف من اینه که شما خیلی ساده میتونید از همین روش برای برگردوندن اوضاع استفاده کنید (اقلا تلاشمون رو بکنیم)
خصوصا که خدارو شکر  ، ما اینجا دستمون از دشمنمون بازتر هست ،
چون اونا: با هرچی خدا میگه مشکل دارن + سبک زندگی فقط لذت رو میخوان باب کنن
حالا مزیت ما اینه که از این سبک زندگی "فقط لذت"یی که اون ها باب کردند ، یه سری وجه مشترک هم با اسلام عزیز ما داره! ینی ما با هرچی که اونا گفتن مشکل نداریم (با اصل کارشون مشکل داریم ولی نه با تک تک نکاتشون)
مثلا ؛ همین فوتبال ، کاملا حلالِ ، شما تا جایی که میتونی از چنین عنصر جذابی میتونی توی انیمیشن هات استفاده کنی و اینجوری بچه ها رو جذب بکنی ، که اقلا در وهله اول پای حرفات بشینه ، (و اصا بزار ببینه چی میگی ،بعد اگه نخواست قبول نکنه!)

فوتبال فقط یک نمونه هست ، ما میتونیم از تمام لذت ها ، هیجانات و جذابیت های حلال توی آثارمون استفاده بکنیم که بتونیم مخاطب رو جذب بکنیم
و طبق صحبت هایی هم که مطرح کردم ، این نکته رو نتیجه گیری میکنم که ما باید ذره ذره ، دز معارف رو در آثارمون ببریم بالا
اگر از همون اول بیایم اصول کافی و صحیفه سجادیه  رو بگنجونیم توی یه انیمیشن ، هر چقدر هم جذاب باشه ، خود به خود ضمین ناخودآگاه هر انسانی از دیدن چنین اثری امتنا میکنه ، چون حس میکنه که دارن بازیش میدن ..!
خوب یا بد قضیه مهم نیست ، در وهله اول ما ذهنمون اصلا نمیخواد که ابزار کسی باشیم ، و  مهره های تاکتیکی بازی کسی باشیم (خوب یا بدش هم برای ذهنمون مهم نیست و وقتی شما یه اثر غلیظ ویا مستقیم رو به کسی ارائه میدی خود به خود سریعا این فکر رو میکنه که میخوای روی ذهنش کار کنی و مغز ما به صورت پیش فرض با چنین مسئاله ای مبارزه میکنه)


پس باید در گام اول با ضرافت خاصی ، با دز پایینی از معارف ، انیمیشن های حلالی که مخل اخلاقیات نیست درست بکنیم
(و به چیزی در محدوده حداقل ها در گام اول قانع بشیم)
بعد در گام دوم ، وقتی دیگه با ارائه چندین اثر و   صرف کردن یه دوره زمانی کامل ، جامعه مخاطب ما به جایی رسید که این ارزش ها برایش یه مسئله بدیهی و طبیعی ای جلوه کرد ، بریم سراغ معارف بیشتر و هدایت بیشتر..

چرا ؟ ، چون ما ضد ارزش های خیلی خیلی خیلی جذابی داریم که برامون ساخته شده و متاسفانه در طول این چندین ساله حالا توی ذهن بچه هامون جاش تثبیت شده..
نمیتونیم یکهویی به مخاطب بگیم همه این چیزایی که برات ارزش شده و تمامی چیزایی که دوسشون داری و برات مهم هستن کاملا مزخرفِ ؛ و تو باید پی حفظ کردنِ قرآن  باشی!
(شاید اصلا قرار هم نیست این کار رو بکنیم) ، (همه که گنجایش ندارن که بخوایم ازشون امام خمینی درست بکنیم!)

شما ببینید ، مجموعه ای مثل اخراجی ها ، از آثار ارزشی نسبتا سَبُکِ ماست ، و خیلی ها حتی به مسائل توش اعتراض کردن و اون و کم ارزش یا ضد ارزش دونستند ، اما تاثیری که مجوعه ای مثل اخراجی ها روی عموم جامعه و ذهن مردم گزاشت ، شاید صدها و یا هزاران اثر غلیظ تر و سنگین تر ما نتونست بزاره..

متاسفانه ما چه بخوایم ، چه نخوایم گذشت اون زمونه ای که ما توش بزرگ شدیم و این دنیا اون دنیایی نیست که ما یاد گرفته بودیمش..
الان اگر "یاس های وحشی" رو بزاری دیگه کسی اصلا نگاه نمیکنه ، که حالا بخواد حال کنه یا نکنه..
ما اگر میخوایم فرمول موفقی تولید کنیم ؛باید با قوائد و اساس این دنیای جدید پیش بریم




امیدوارم که در وهله اول تحلیل بنده و حرف بنده درست بوده باشه و خدایی نکرده خودم گمراه نشده باشم
و در مرحله دوم امید وارم که صحبت های بنده (هرچند که طولانی و بد چینش بود) ، روی شما دوستان اثر مثبتی گذاشته باشه و همگی بتونیم اثر خوبی ارائه بدیم و در این عرصه مفید واقع بشیم..

و من الله توفیق..

امضای Wakeup
[تصویر: mieoN.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Music استعدادیابی خوانندگی یا تغییر الگو؟! عبدالرحمن 7 1,041 ۱۰/فروردین/۹۵ ۱۵:۳۸
آخرین ارسال: محمد حسین
Video فراخوان داستان نویسی برای ساخت فیلم سبک زندگی اسلامی عبدالرحمن 43 10,402 ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۸
آخرین ارسال: عبدالرحمن

پرش در بین بخشها:


بالا