کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 22 رای - 4.45 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جنگ نرم ، تاکتیک ها و استراتژی ها
۹:۵۹, ۶/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۲:۲۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
1)برچسب زدن:
بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند

2)تلطيف و تنوير:
از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم.

3)انتقال:
انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

4)تصديق:
تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است.

5) شايعه:
شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد.

6)كلي ‏گويي:
محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد.
توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي‏شوند.

7)دروغ بزرگ:
اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي‏گيرد.
.
.
ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آرین (الهه.ع) ، hussain ، وحید110 ، علی 110 ، Seyed Mohsen ، aliakbar ، rastin ، محب الزهرا ، mohamad ، jim ، arashpersian ، خاک ، Maysam-1st ، clubb0y ، dideban ، MEYSAM.NAJJAR ، pajoheshgar ، nafas ، حلما ، hajiali.m ، جوینده حق ، رهیافته ، Mason_yab ، MohammadMeraj ، m.hossein ، said_siraj ، نسیم ، انصارالمهدی ، Farzaneh ، 59-11(یامهدی) ، مجید املشی ، fateme.R ، neeazir ، عبدالرحمن ، Bidel.s ، مجتبی110 ، حضرت عشق ، help me ، بچه های گمنام ، السا ، سرباز ولایت ، غریب ، یاســین ، sanaz_123

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۳۰, ۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از موضوعات همیشگی سیاست، وجود دشمن یا رقیب و دیگری است. از این رو «دشمن» یکی از مفاهیم بنیادین علم سیاست و نظیر «پول» در علم اقتصاد است. رفتار سیاسی همواره یک رفتار استراتژیک یعنی یک رفتار معطوف به دیگری است. هیچ بازیگری در سیاست، در خلأ تصمیم­‌گیری نمی­‌کند. بلکه همواره هنگام تصمیم­‌گیری هم خود منافع ملی اهداف راهبردی را مدنظر قرار می­‌دهد و هم به کنش و واکنش دیگرانی می­‌اندیشد که می­‌کوشند او را از آن مسیر و اهداف و منابع راهبردی باز دارند. از این رو شناخت آن دیگری، رقیب یا دشمن یا «ناهمراه»، همواره یکی از دغدغه­‌های هر سیاست­‌ورز به ویژه رهبری یا راه­بران است.

۱.نظریه توطئه
با کمال شگفتی برخی پرداختن به موضوع دشمن و رفتارشناسی دشمنان یا رقبا یا دخالت دادن آنان در تحلیل سیاسی یا تاریخی و برجسته کردن نقش آنان را کاری ناپسند جلوه می­‌دهند. بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی، آن را با عنوان «نظریه توطئه یا توهم توطئه» تئوریزه کرده­‌اند. هر چند جسته و گریخته و به ندرت حضور دشمن در امر سیاسی را می­‌پذیرند با این همه بُعد نفی و سلبی موضوع آنچنان غلبه دارد و کاربرد نظریه توهم توطئه در عمل و ارائه مصادیق از سوی اشاعه­‌دهندگان به نحوی پیش رفته است که به محض اشاره سیاستمداران عالی­‌رتبه جمهوری اسلامی به نقش دشمن، بی­درنگ، شروع به حمله و کوبیدن می­‌کنند و آن سبک تحلیل سیاسی را مبتنی بر نظریه توطئه می­‌دانند.

به نظر آنان،سیاستمداران ایرانی نمی­‌توانندبدون توسل به نظریه توهم توطئه تحلیل سیاسی انجام دهند از نظر آنان واژه‌های دشمن، استکبار جهانی و ... جزو محرمات است و کاربرد آنها در تحلیل سیاسی حرام و جزو مقولات تابویی است.

۲.شیطان­‌انگاری دشمنان
مبنای هستی­‌شناسانه دشمن در ادبیات انقلاب اسلامی و رهبران انقلاب اسلامی شیطان و شیطان­‌شناسی است. اما شیطان و شیطنت خود تحت تاثیر منظومه بزرگتری با عنوان نظریه صراط است. رابطه شیطان و صراط موضوعی است که از مطالعه قرآن کریم اخذ می­‌شود و در سلوک فردی و راه شخصی هر فرد با خداوند و شیطان جایگاه­‌یابی می­‌شود. مطالعه شیطان شناسی در قرآن کریم و سلوک شخصی مؤمن برای رفتن در راه خدا و سد کردن و وسوسه کردن مستمر شیطان برای انحراف وی از صراط مستقیم و تاکتیک­‌های وی بعداً در سیر و سلوک سیاسی و سیاست بازتولید و مشابه‌سازی می­‌شود و در «نظریه سد معبر» تئوریزه می­‌شود.

۳.هستی شناسی توحیدی
برخلاف ثنویت و دوبن­‌انگاری در هستی­‌شناسی آئین مزدایی ایران باستان و ایران قبل از اسلام که مبنای نظریه توطئه یا توهم توطئه قرار گرفته است در «نظریه سد معبر و شیطنت» هستی‌شناسی توحیدی مبنای نظریه­‌پردازی قرار دارد در نظریه ثنویت، ما با دو آفریننده خیرات و نیکی­‌ها به نام اهورامزدا و آفریننده شرور یا بدی­‌ها به نام اهریمن مواجه­‌ایم. در این هستی­‌شناسی نیروهای شر خود استقلال ذاتی دارند و آفریننده خاص خود را دارند و آن آفریننده هم شرهای دیگری تولید می­‌کند و با همدستی آنان قدرت زیادی پیدا می­‌کند. از اینجاست که در نظریه توطئه، دشمن اصالت پیدا می­‌کند و همه چیز ما در گرو او قرار می­‌گیرد. زیرا قدرتمند است و سرنوشت کشور ما در دستان او قرار می­‌گیرد اما در هستی‌شناسی اسلامی ما دو آفریننده در عرض هم نداریم بلکه وحدانیت و توحید در خالقیت داریم همه چیز و همه‌ی هستی از جمله شیطان مخلوق خداوند است. بنابراین شیطان همچون اهریمن در دیدگاه ثنویت، قدرتمند نیست و تنها قدرت وسوسه کردن دارد تا رهروان صراط مستقیم را از ادامه مسیر باز دارد. اصالت با صراط است نه با شیطان و شیطان، حاشیه­‌ای بر متن صراط مستقیم است. بنابراین برخلاف نظریه توطئه، تحولات سیاسی داخلی اصالت دارد نه آنکه از بیرون مرزها رقم بخورد. به همین دلیل رهبری بر «ساخت درونی قدرت» تاکید دارند؛ یعنی اگر از درون قدرتمند باشیم، مزاحمت­‌ها و شیطنت­‌های خارجی کاری از پیش نمی­‌برد.

۴.سد معبر
مُلهم از ادبیات قرآنی، امام خمینی و رهبری معظم دشمنان را عارضه­‌ای بر راه و صراطِ مستقیم اسلام می­‌دانند. مومنان در سطح تحلیل فردی و نظام اسلامی یا جامعه اسلامی در سطح تحلیل اجتماعی می­‌کوشد یا راه مستقیم اسلام یا راه خدا را برود. و راه مستقیم یافته شده توسط انقلاب اسلامی را ادامه دهد؛ اما در این مسیر صراط مستقیم پیمایی، دشمنان یا شیاطین انسی و بیرونی می­‌کوشند سد معبر کنند. راه خدا را برای رهروان آن سد کنند، پر هزینه کنند، منحرف کنند و یا سرعت حرکت آنان را کُند کنند و مسیرهای موازی در کنار مسیر مستقیم اسلامی آنان طراحی کنند.

بنابراین مفهوم دشمن و رقیب اصالت ندارد. اصالت با راه خدا و صراط است دشمنان عَرَض و عارضی بر راه ذاتی اسلامی می­‌باشند. مبارزه با دشمن هدف نیست، هدف سیر و سلوک عرفانی و سیاسی در راه خداست؛ اما چون آنان سد معبر کرده­‌اند و نمی­‌گذارند ما در آن حرکت کنیم بناچار با آنان درگیر شده­‌ایم و می­‌کوشیم سد معبر زدایی کنیم؛ با سد معبر به هدف نمی­رسیم و هنوز در نیمه راهیم.

طُرفه آن که سد معبر یک مفهوم ملموس برای همگان است و خود حاشیه­‌ای بر متن صراط مستقیم است. این موضوع آن را از شائبه توهم و خیال­بافی کردن دشمن دور می­‌کند. بلکه سدکنندگان مشهود راه همان دشمنان­‌اند.

۵.شیطنت
الگوی تعامل مؤمنان با شیطان به عنوان کسی که همواره می­‌کوشد انسان را از راه خدا باز دارد، در زمینه و بستر سیاسی هم گرته­‌برداری و مشابه­‌سازی می­‌شود. راهبردها و تاکتیک­‌های شیطان علیه انسان که در قرآن کریم به تفصیل بحث شده است این راهبردها و تاکتیک­‌ها در خصوص دشمنان انسی و جهان آفاقی هم انطباق داده می­‌شود و الهام‌بخش در امر سیاسی قرار می­‌گیرد. به همین دلیل امام خمینی در یک نوآوری ماندگار از امریکا به عنوان شیطان بزرگ تعبیر کرد. تعبیری که در روایات در مورد شیطان آمده است و امام آن را در مورد امریکا به کار برد و معنای ضمنی آن، وجود شیطانک­‌ها یا شیطان­‌های کوچک منطقه­‌ای است. همانگونه که یکی از تاکتیک­‌های شیطان برای منحرف کردن مؤمنان استفاده از انحراف قدم‌ به‌ قدم و به تعبیر قرآنی خُطوات جمع خطوه یعنی قدم است کوچکترین واحد طی مسیر صراط مستقیم یا برعکس انحراف از صراط مستقیم «قدم» است. به همین دلیل در تعاملات با دشمنان سیاسی یک قدم همراهی -که در نگاه اول کم­‌اهمیت می­‌نماید- می­‌تواند به تأثیرات ژرف در کژراهه شدن از صراط مستقیم منتهی شود. انحراف از صراط از یک قدم انحرافی ممکن است شروع شود.

۶.بدبینی به دشمنان
در ادبیات قرآنی همواره به مؤمنان مرتب تِذکار و یادآوری می­‌شود که شیطان دشمن و «عدو» شماست. خوش­بینی که در روابط مؤمنان به یکدیگر اصل است در روابط با دشمنان و کشورهای بیگانه که منافع ملی ما با منافع ملی آنان قابل جمع نیست و «حاصل جمع جبری صفر» بر آن حاکم است؛ یعنی نفع بردن آنان متضمن ضرر کردن ما و برعکس است، در این روابط باید بنا را بر بدبینی گذاشت چون از بنیاد راه ما از راه آنان جداست. بنابراین در اینجا نیز ادبیات قرآنی در مورد توصیه به بدبینی به شیطان، به بدبینی به دشمنان انسی و کشورهای بیگانه نیز تسری پیدا می­‌کند. بدبینی لازمه یک نگاه انتقادی است تا در بازی شطرنج سیاست با آنان بتوان حرکات بعدی آنان را با باریک­‌بینی شناسایی کرد. زیرا این تشخیص در تنظیم رفتار ما در قبال آنان نقشی تعیین کننده دارد و با خوش­بینی به دست نمی­‌آید.

۷.تاکتیک­‌های سه­‌گانه
شیطان تاکتیک­های گوناگونی برای اثرگذاری بر مؤمنان برای تغییر مسیر دادن آنان از راه خدا دارد. اما این تاکتیک­‌ها را می‌توان در یک منظومه سه­‌گانه‌ی اغوا یا اغفال، تهدید و تطمیع شناسایی کرد. اغفال یا اغوا بُعد بینشی دارد و به عقل و نیروی محاسباتی ربط دارد. تطمیع بُعد گرایشی دارد و به هوای نفس مرتبط است. تهدید بُعد رفتاری دارد و اشاره به فشارهای فیزیکی و عینی در عالم خارج دارد که وارد می­‌شود تا به «تغییر رفتار» از رفتن به صراط مستقیم فردی یا نظام سیاسی در صراط بینجامد. این سه­‌گانه را می­‌توان با سه­‌گانه زر(تطمیع) زور(تهدید) و تزویر(اغفال یا اغوا) هم مشابه‌سازی و تقریب به ذهن کرد. (برزگر، ۱۳۹۰، ص ۲۸۵)

البته در ادبیات مغرب زمین با واژه­‌های بعضاً توهین­‌آمیز نظیر چماق(تهدید) و هویج(تطمیع) و یا کَره(تطمیع) و اسلحه (تهدید) هم به آن اشاره شده است. در ادبیات امام خمینی در متنی که مربوط به قبل از انقلاب است این سه­‌گانه که آسیب­‌شناسی رفتار سیاسی مؤمنانه را می­‌رساند به "تهدید، تطمیع و اغفال" تعبیر شده است:

«تمام گفتارتان، نطق­هایتان در مجالس، همه اینها برای شکستن احکام اسلام است، سوءنیت هم اگر ندارید، شما را واداشتند به این معنا؛ إمّا تهدیداً و تطمیعاً یا اغفالاً» (صحیفه امام ۱۳۴۳/۶/۱۸)

در ادبیات رهبری معظم این سه­‌گانه با «اغوا، تطمیع و تهدید» صورت­بندی شده است:

«همه این کارهایی که شیطان انجام می­‌دهد، این اغوا و این تهدید و تطمیع، برای این است که دستگاه­های محاسباتی انسان مؤمن را از کار بیاندازد» (نشست با مسئولان نظام ۱۳۹۳/۴/۱۶) و ایشان اغوا را «ایجاد اختلاف در دستگاه محاسباتی انسان» می­‌دانند که در رفتار فردی دارای تبعات منفی کمتر و در رفتار سیاستمداران دارای تبعات خسارت­‌بار و عظیم است.
[تصویر: tavahom.jpg]

تاکتیک‌های سه‌گانه شیطان برای منحرف کردن مؤمنان از صراط


8.زبان سیاسی
الهام­‌بخشی ادبیات قرآنی بر محوریت صراط و شیطان در قبال دشمنان و بیگانگان در زبان سیاسی هم تسری پیدا می­‌کند و بنابراین امام خمینی از امریکا به عنوان «شیطان بزرگ» و رفتار آن و عوامل منطقه­‌ای یا عوامل داخلی بیگانه با عنوان «شیطنت» و از سازمان­‌های بین­‌المللی که در آن قدرت­های بزرگ دست بالا را دارند به عنوان «مجمع الشیاطین» یاد می­‌کند (برزگر، ۱۳۹۰، ۲۷۲) این زبان سیاسی یکی دیگر از شائبه­‌های نظریه توطئه یا توهم توطئه را خنثی می­‌کند. زیرا آنان کاربرد دشمن و واژه تحلیل سیاسی معطوف به آن را مذمت می­‌کنند؛ اما دیگر در «نظریه سد معبر و شیطنت» نمی­‌توانند بگویند از «شیطان» استفاده نشود! واژه شیطان در قرآن کریم به کَرّات استفاده شده است، رهبری معظم می­‌فرمایند: «برخی در خصوص استفاده از کلمه دشمن و تکرار آن حساسیت دارند در حالی که در قرآن کریم نیز بارها کلمه­‌های شیطان و ابلیس تکرار شده که پیام آن غافل نشدن از شیطان و دشمن است» (در دیدار با اساتید،۱۳۹۳/۴/۱۱)

۹.نفی فرافکنی کاستی­‌ها و علل داخلی
یکی از نقدهای دیگر نظریه توطئه یا توهم توطئه، آن است که با انساب کاستی­‌ها به عوامل خارجی که خارج از توان ماست، ضعف­ها و سوء مدیریت­‌های احتمالی توجیه و فرافکنی و رفع مسئولیت می­‌شود. اما در «نظریه سد معبر و شیطنت» چنین تفسیری پذیرفته شده نیست. انسان در مقابل شیطان دست‌بسته نیست. حداکثر قدرت شیطان وسوسه است. تا آنجا که به رفتار سیاسی معطوف است البته اقدامات و مزاحمت­‌ها و کارشکنی­‌های دشمن در حجم عظیم آن درخور توجه است - نظیر اقدام بی­‌سابقه تحریم بانک مرکزی ایران که برای اولین­‌بار در تاریخ جهان به ثبت می­‌رسد- اما در «نظریه سد معبر» اصالت با کارگزاران و «ساخت درونی قدرت» و ابتکار عمل در دست ماست. اگر در داخل انسجام درونی و در سیاست داخلی قدرتمند باشیم، مزاحمت­ها و سد معبر کردن­‌های مستمر آنان نمی­‌تواند مانع راهپیمایی ما در صراط مستقیم الهی به سوی تمدن­‌سازی نوین اسلامی شود. «تکیه بر موضوع دشمن به معنای توجه نکردن به مشکلات و عیوب داخلی نیست؛ اما غفلت از دشمن بیرونی، خطای راهبردی عظیمی است که ما را دچار خسارت می­کند» (در دیدار با اساتید،۱۳۹۳/۴/۱۱)

به این ترتیب «شیطان پنداری دشمنان» سکوی نظری مناسبی برای ترسیم صحنه شطرنج سیاست فراهم می­‌کند. در این صحنه رفتارهای ما و دیگران به یکدیگر وابسته می­‌شود. به همین دلیل اشتباه هر بازیگر فرصت برای برد طرف مقابل فراهم می­‌کند در عین حال مرز خود با دیگری را در قالب دو راهی متفاوت ما و دیگران ترسیم می­‌کند. دو راهی نشان­‌دهنده منافع ملی و اسلامی متفاوت ما و دیگران است.



منبع

http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=26953
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aaaaa ، 135 ، aakbarib ، بچه های گمنام ، سرباز ولایت ، MESSENGER ، غریب
۱۹:۴۶, ۲۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۳ ۱۹:۴۹ توسط خادم الامام.)
شماره ارسال: #42
آواتار
« نقش دانش آموزان و فارغ التحصيلان سمپاد در خنثي سازي تهاجم فرهنگي غرب بويژه جنگ نرم»

جنگ نرم را چگونه خنثي كنيم؟

تهيه و تنظيم: حسين دهقان زاده

مركز استعدادهاي درخشان شهرستان خوي





نقش دانش آموزان و فارغ التحصيلان سمپاد در خنثي سازي تهاجم فرهنگي غرب بويژه جنگ نرم»

مقام معظّم رهبري:

« ما بايد جنگ نرم را بشناسيم و آنرا بشناسانيم»

مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگي غرب عليه ايران ، اگر سخت تر از جنگ نظامي آنها در طول هشت سال دفاع مقدّس نباشد، حتماً آسانتر نيز نيست.

كشورهاي غربي از جمله آمريكا و انگليس در صدداند تا با فروپاشي نظام اسلامي ايران بر منطقه مهم خاور ميانه تسلّط يابند و فقط براي منافع خودشان هركاري را كه دوست دارند انجام بدهند ولي مسلّماً جمهوري اسلامي ايران ، با داشتن الطاف الهي و رهبري هوشمند و مقتدر و دولتي منسجم و خدمت گذار و به علاوه جواناني مستعدّ و تلاشگر كه براي اين نظام اسلامي و ملّت اسلام مي كوشند هيچ گزني نخواهد ديد انشاءا...

در اين مقاله سعي شده است با بررسي تهاجم فرهنگي غرب و جنگ نرم آن عليه ايران دريچه اي روشن باز شود تا اتّحاد اين ملّت در مقابل دولت هاي ظالم و زورگو بيش از پيش گردد،‌انشاءا...

·
تهاجم فرهنگي چيست؟

تهاجم فرهنگي به معني انتقال معاني ميان نظام هاي فرهنگي بدون رضايت دو طرفه است.

به عبارت ديگر اگر يك نظام فرهنگي ارزش هاي خود را با استفاده از قدرت بر نظام ديگري تحميل نمايد،‌ تهاجم فرهنگي صورت مي گيرد. برخلاف مبادله ي فرهنگي كه در آن نظام هاي توسعه يافته،‌ و تغييرات را برمي تابند؛ در تهاجم فرهنگي ارزش هاي اصلي هر نظام مورد ترديد قرار مي گيرد و به مرور زمان نظام هاي ارزشي و فرهنگي از بين مي رود.

فرهنگ هاي مهاجم معمولاً براي تضعيف و آسيب پذيركردن فررهنگ ديگر، از روش هاي جوسازي بهره مي برند. در ايران، غرب زدگي را عموماً نمونه اي از آسيب پذيري در برابر تهاجم فرهنگي تلقي كرده اند.WWW.jang-narm.com





WWW.jang-narm.com



WWW.jang-narm.com

جنگ نرم چيست؟
جنگ نرم را تعريف كوتاهي كه مي توان ارائه داد اين است كه تغيير حكومت جوامع و چيره شدن بر فرهنگ آنها بدون درخواست آن فرهنگ و نياز آن از طريق تغييرات غير نظامي و بدون خون ريزي را اصطلاحاً جنگ نرم گويند كه با تعريف تهاجم فرهنگي تفاوت چندان و عمده اي ندارد.

· مهاجمان فرهنگي كيستند
؟

از آنجا كه برمي آيد،‌ مهاجمان فرهنگي فقط يك گروه خاص در يك كشور خاص نيستند مي توان گفت: گروه هاي مختلف از كشورهاي مختلف به رياست كشور آمريكا مهاجمان فرهنگي اند و از جمله ي

گروه هاي مهاجم فرهنگي مي توان به انگليس – رژيم صهيونيستي و ... اشاره كرد.

ايالات متّحده ي آمريكا همانطور كه گفته شد رياست گروه مهاجم را بر عهده دارد و نقش اول اين بازي است . با هزينه كردن پولهاي هنگفت درصدد است تا با جنگ نرم و كودتاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران را ضعيف كند. و يا از بين ببرد و حتّي از چشم متّحدانش بياندازد. به غير از هزينه كردن پولهاي زياد خود با تأسيس شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي مثل صداي آمريكا (VOA)سعي كرده در ايجاد كودتاي فرهنگي جديد(غرب گرايانه) نقش اوّل بودن خود را اثبات كند . اين شبكه با انجام مصاحبه هاي مختلف با شخصيت ها و افراد بي دين و ضد انقلاب مثل سروش- عطا ا... مهاجراني، سردسته ي گروهك تروريستي منافقان و... درصدد القاي تعريفات جديدي از دين و فرهنگ ونظام سياسي به مردم داخل يا حتّي خارج ايران است. و هنگام رخداد يك حادثه مثل فتنه سال 88 ( كه باز هم اين فتنه به دست خودشان انجام گرفت) مردم را به شورش در خيابان ها دفوت مي كند يا در ايامي چون بيست و دوم بهمن ماه يا نهم دي ماه يا روز قدس مردم را به نشستن در خانه ها دعوت مي كند. ولي به قول رهبر انقلاب " ما مدد الهي داريم،‌ كمك غيبي داريم"

پس به ياد جمله تاريخي امام خميني (رحمة الله علیه) مي افتم كه فرمود: " آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند."!

نقش رژيم اشغال گر قدس نيز مانند آمريكا معلوم است. يهوديان كه هيچ ديني را به غير از آيئين خودشان قبول ندارند ، مي خواهند براي خود به قول خودشان نيرو جمع آوري كنند و پيروان مذاهب ديگر مثل مسيحيّت و اسلام را با القاي فرهنگ هاي جديد و خود ساخته به طرف خود سوق بدهند و خود را بر آنان چيره سازند.

انگليس ها هم كه به حق حجة الاسلام خاتمي در نماز جمعه ي تهران از آنها به عنوان "پير خرفت" و حقّه باز ياد كرد در اين جريانات جنگ نرم سهم بسزايي دارند. از زمان سلطنت قاجار و پدر وپسر ديكتاتور وي در ايران هميشه به دنبال منافع خودش بود. قبل و بعد از انقلاب او با تأسيس شبكه ي BBC فارسي نيز سعي در القاي فرهنگ و تمدّن جديد داشت و تهاجم فرهنگي را در دستور كار اوّل خود قرار داد.

از آن جايي هم كه به تازگي كميسيون امنيت ملّي مجلس شوراي اسلامي تصميم به قطع كلي رابطه با ايران گرفته است،‌[2] مي توان به نقش گسترده اي اين پير استعمار گر پي برد.

چرا ايران مورد هجمه ي مهاجمان فرهنگي قرار گرفته است؟
مارتين اينديك (يهودي) طراح استراتژي « سياست مهار دوجانبه» مي گويد:

" هنگامي كه نيات ايران و نيز امكانات موجود را مورد ارزيابي قرار مي دهيم ، تركيب خطرناكي را عليه غرب مشاهده مي كنيم . ايران منتها از نظر ايالات متحده ي آمريكا و جامعه ي بين الملل در رديف اول كشورهاي تحريك كننده است،‌بلكه تنها كشور حامي تروريسم و سوء قصدها در سراسر كره ي زمين به شمار مي آيد. ايران با حمايت از حماس و حزب ا... به بهترين وجه ممكن مي كوشد كه تلاشهاي ما را براي استقرار صلح بين اسرائيل و فلستين و كشورهاي عربي خنثي سازد. اين كشور از راه برقراري ارتباط با سودان در سراسر آب هاي گل آلود دنياي عرب ماهي مي گيرد. شايد مهم ترين مسئله ي نگران كننده آن باشد كه ايران مي كوشد ، سلاح كشتار جمعي از جمله سلاح اتمي بسازد"[3]

از اين سخنان بر مي آيد كه طراح يك استراتژي آمريكا، چقدر از ايران ترس و حراس دارد. چرا كه حمايت از حماس و حزب ا... را حمايت از تروريسم مي نالد يا اين كه تلاش براي بدست آوردن انرژي صلح آميز هسته اي را تلاش به دستيابي به سلاح كشتار جمعي از جمله بمب اتمي تصور مي كند. مي توان به وي حق داد كه بر عليه ايران تلاش كند چون خود او و ما فوقانش در خطر اند و شايد نتوانند ديگر سود جويي كنند.

از طرفي شكست آمريكا بعد از انقلاب اسلامي در ايران ،‌سياست مداران كاخ سفيد را در موضع خصمانه عليه ايران قرار داد و به اتّخاذ سياست هاي بين المللي در سطح منطقه واداشت.[4]

·
جنگ نرم در ديدگاه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (مدضله العالي)

" امروز توطئه دشمن ، توطئه ي پيچيده اي است.

ما بايد جوانب اين توطئه را بروشني بشناسيم، وظيفه ي ما اين است.

امروز جنگ نظامي با ما خيلي محتمل نيست. نمي گويم بكلي منتفي است اما خيلي محتمل نيست- لكن جنگي كه وجود دارد از جنگ نظامي خطرش بيشتر نباشد كمتر نيست. اگر احتياط بيشتري نخواهد ، كمتر نمي خواهد . در جنگ نظامي دشمن به سراغ سنگرهاي مرزي ما

مي آيد، مراكز ما را سعي مي كند منهدم كند تا بتواند در مرز نفوذ كند؛ در جنگ رواني و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته مي شود در دنيا ؛ دشمن به سراغ سنگرهاي معنوي مي آيد كه آنها را منهدم كند،‌ به سراغ ايمانها ، معرفت ها ، عزم ها ، پايه ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور ؛ دشمن به سراغ اينها مي آيد كه اينها را منهدم كند.

فرصت هاي يك نظام را به تهديد تبديل كند، اين كارهايي است كه دارند مي كنند. در اين كار تجربه هم دارند،‌تلاش هم زياد دارند مي كنند. ابزار فراواني هم در اختيارشان است. بايد ابعاد دشمن و ابعاد دشمني را بدانيم تا بتوانيم بر او فايق آييم . البته ما مدد الهي داريم،‌ كمك غيبي داريم. بدون شك؛ اين را انسان دارد مشاهده مي كند. لكن مادامي كه هوشيارانه و آگاهانه در ميدان نباشيم ، تدبير لازم را به كار نبنديم، كمك الهي ره سراغ ما نمي آيد.[5]

نقش دانش آموزان و فارغ التحصيلان سمپاد در خنثي سازي تهاجم فرهنگي غرب بويژه جنگ نرم:
دانش آموزان و فارغ التحصيلان سمپاد ، در ايران نقش به سزايي داند و از قبل نيز داشتند چرا كه از اين افراد به عنوان نخبه يا تيزهوش ياد مي شود. و اين نيز امري مسلّم است كه يك فرد تيزهوش يا نخبه مي تواند د رافكار جامعه و اهداف آن تأثير گذار مثبت يا منفي باشد. تأثير گذار مثبت اين است كه وي بدون اين كه تحت تأثير عوامل داخلي يا خارجي باشد، با افكار مثبت خود در جهت بهبود اوضاع مملكت از لحاظ هاي مختلف مثل سياسي – اجتماعي – اقتصادي- فرهنگي و... گام بردارد و نتايج خوبي نيز بگيرد. ولي تأثير گذار منفي آن است كه وي تحت تأثير عوامل يا احزاب داخلي و خارجي باشد و از افكار منفي و مخرب خويش در جهت سوء استفاده از فرصت به نفع خويش يا آن حزب و گروه قدم بردارد . در اينجا سؤالي پيش مي آيد كه چرا اهدف و افكار يك نخبه بر يك جامعه مؤثّرتر است؟ پاسخ به اين سؤال را مي توان به اين صورت داد كه افراد نخبه ي يك كشور، به ديگران اثبات كرده اند كه هوش و توانايي فكري و استدلالي زيادي نسبت به افراد عادي دارند . پس مي توان گفت اكثر اهداف و افكار مثبت آنها مي تواند در جهت اهداف و افكار مثبت مملكت مفيد باشد. و به آن كشور در جهت رسيدن به اهدافش كمك كند . مردم نيز با قبول اين امر به آنها اعتماد مي كنند و از افكار و اهداف آنها پيروي كامل و لازم را به عمل مي آورند.اما بحث مورد نظر ما چگونگي خنثي سازي جنگ نرم است. از آنجايي كه گفته شد، جنگ نرم جنگ بدون خونريزي (ياهمان جنگ فرهنگ ها و قلم ها) است. كه يك فرهنگ مي خواهد به زور بر ديگري غالب شود . افكار آنرا به سوي خود براي استفاده و منفعت خود سوق دهد. مهاجمان فرهنگي از راه هاي مختلفي براي جنگ نرم استفاده

مي كنند. از جمله ي آنها فضاي سايبري(مجازي) يا همان اينترنت است. الآن اينترنت در اختيار همه ي مردم است. پس همه مي توانند در آن فضاي مجازي گشت و گذار كنند .

مهاجم فرهنگي وقت را غنيمت مي شمرد و با ايجاد سايت ها و وب هاي مخرب فرهنگ ، ‌افكار كاربران فضاي سايبري به طريق دوست داشت خود به چالش مي كشد و اصطلاحاً سوهان كاري مي كند. با به چالش كشيدن و سوهان كاري افكار فرد ، افكار افراد ديگري نيز به تبع تبليغات فرد اول به چالش كشيده مي شود و همه ي افراد خواسته ي مطرح شده در فضاي سايبري را به نحوي قبول مي كنند و يا آنرا انجام مي دهند و يا انجام آن را بر نظام حاكم خواستاراند اگر حكومت يا نظام حاكم وقت توانايي مقابله با اين فرهنگ يا خواسته ي جديد را داشته باشد و افراد خواستار اجراي آن را توجيه كند خب منفعت كافي را خواهد برد و خطر را دفع مي كن .

اين خنثي سازي چگونه بايد باشد؟

به نظر من اين خنثي سازي جز با ورود افراد نخبه ومتخصص به عرصه ي جنگ مقدّر نخواهد شد. خب افراد تيز هوش نيز با بهره گيري از توانايي هاي خود خنثي سازي اين جنگ را انجام مي دهد . اما در زير اجمالاً به برخي از كارهايي كه نخبگان در جهت خنثي سازي جنگ نرم مي توانند انجام دهند را بيان مي كنم.

يادگيري و آموزش فی*ل*تر كردن سياست هاي غير مجاز و ضد ديني و انقلابي در جهت نابودي آنها

يادگيري و آموزش ايجاد سايت – وب – وبلاگ و... با موضوعاتي كه در خنثي سازي جنگ نرم يا اصطلاحاً " باز كردن چشم و گوش مردم " كمك مي كند.

به رشته ي تحرير درآوردن مقالات، كتب و ... در مورد نحوه ي خنثي سازي تهاجم فرهنگي و انتشار آنها بين مردم در جهت خنثي سازي

برگزاري سمينار ، گردهم آيي يا تجمعات دانش آموزي – دانشجويي براي آشنايي اين طيف بسيار اثرگذار و بسيار آسيب پذير جامعه به جنگ نرم – سياست و خنثي سازي جنگ نرم. كه در اين اجلاس ها مي توان از مسئولان سياسي يا اداري منطقه نيز براي ايداد سخنراني دعوت شود .

ساخت انواع فيلم ها يا مستندهاي كوتاه و پخش آنها در قالب " مستند مبارزه با جنگ نرم" در سي دي فروشي ها و كتابخانه ها و يا حتي به پخش و آوردن آنها در سيماي جمهوري اسلامي ايران و آماده سازي افكار براي تهاجم فرهنگي و مقابله با آن

ايجاد گردهم آيي هايي مختلف در پايگاه هاي مقاومت بسيج براي عموم مردم از جمله جوانان بسيجي

طرح سؤالاتي از قبيل" چگونه مي توانيم در جنگ نرم مقاومت كنيم؟‌ " در ميان جوانان وبه چالش كشيدن افكار آنها از طرف نخبگان

نوشتن مقالات مختلف و چاپ آنها در روزنامه هاي كثيرالانتشار،‌ مجلات و ... توسط نخبگان و دانش آموختگان سمپاد

ايجاد يك مجلّه ي ماهانه يا هفته نامه از طرف دانش آموختگان سمپاد و ايجاد موضوعات و سوالات در قالب " جنگ نرم" توسط دانش آموختگان سمپاد « نكته قابل توجه اين است كه مركز سمپاد اروميه اقدام به انتشار ماهنامه كرده است و اين نمونه اي از مراكز سمپاد است» و... .

خب راه هاي ديگري نيز وجود دارد كه نخبگان مي توانند به خنثي سازي جنگ نرم كمك كنند كه به نظر بنده روش هاي يادشده در بالا از روش هاي مؤثر ي هستند كه بايد بر روي آنها سرمايه گذاري لازم به عمل آيد.

فهرست منابع و مآخذ:

روح الامين ، محمود- زمينه فرهنگ شناسي ، چاپ دوم – تهران – انتشارات عطار، 1368

اكبري ، حسين- آمريكا از واقعيت تا حقيقت ص 199 و ص205 چاپ اول 1385 ، سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلام

سايت رسمي جنگ نرم به نشاني WWW.jang-narm.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Bidel.s ، MohammadSadra ، قلب ، MESSENGER ، غریب
۲:۴۹, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
خب هركي ميخواد كار فرهنگي كنه حتما اين پستو بخونه! كار فرهنگي فرمول داره فرمولشم خود خدا تو قرانش گفته
*فرمول ساختاري نظري
[b][/font][font=Tahoma]
قرآن براي فرهنگ و كار فرهنگي با تمسك به 33 آيه قران* ويژه ي فعالين فرهنگي* (حتما در قسمت فرمول فرهنگي ببينيد)

یکی از دوستان مومن خلاصه شو جمع كرده

فرمولي ساختاري نظري قرآني براي كار فرهنگي(فرمول كار فرهنگي
با تمسك به 33 آيه نوراني قرآن):

مراقبت از خود و جامعه همان كار فرهنگي است
پس هر كه مي فهمد، بر كار فرهنگي مأمور و مسؤول است.
در كار فرهنگي هم خود هدف است هم اجتماع اما پرداختن به تربيت خود اصيل است.
اما به هرحال بايد نسبت به اهداف الهي قيام كرد. حتي اگر كسي تنها باشد.
هدف از كار فرهنگي احياء است و از مردم خواسته شده نسبت به انوار الهي پذيرش داشته باشند.
احياء يعني زندگي بخشيدن به انسان و احياء يك نفر برابر است با زنده ساختن همه مردم
پذيرش هدايت در نهاد هر آدمي به وديعه گذاشته شده است
اما انسان آنچه را در نهادش قرار گرفته فراموش مي كند و از اينرو از هدايت دور مي شود.
پس #اصلي_ترين_شيوه_كار_فرهنگي *يادآوري آنچيزهايي است كه در وجود آدميزاد از پيش قرار داده شده است*
پس #مهم_ترين_ركن_كار_فرهنگي *ارجاع به خويشتن* است.
پس #مهم_ترين_هدف_در_كار_فرهنگي آن است كه * "خودِ واقعي" انسان ها را به ايشان يادآوري كنيم و بشناسانيم.*


براي بسياري از ما كه دستي بر كار فرهنگي داريم، كم و بيش اين پرسش ها نمايان شده است:


كار فرهنگي يعني چه؟
اصلاً چه كسي گفته ما بايد كار فرهنگي كنيم؟
چه افرادي مجاز به كار فرهنگي كردن هستند؟
هدف از كار فرهنگي چيست؟
اساساً نگاه دين به كار فرهنگي كدام است؟
در كار فرهنگي اول بايد به خودسازي پرداخت يا ديگر سازي؟ فرد مهم تر است يا اجتماع؟
در اين نوشتار سعي شد به صورت گزاره گزاره و فرمولي ساختاري نظري قرآني براي كار فرهنگي پيشنهاد شود:



فرمول فرهنگي

خدا عالم هستي را خلق كرد.

هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَق‏‏ - انعام – 73

(او كسي است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد)

الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في‏ سِتَّةِ أَيَّام‏ - فرقان – 59

(همان كسي كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دوست در شش روز آفريد)


خدا انسان را آفريد.

خَلَقَ الْإِنْسان‏ - الرحمن – 3

(انسان را خلق كرد)

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَة – نحل – 4

(انسان را از نطفه اي آفريده است)

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّار – الرحمن – 14

(انسان را از گل خشكيده اي سفال مانند آفريد)


خدا از روح خود در انسان دميد.

ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصار – سجده – 9

(آنگاه او را درست اندام گرداند و از روح خويش در او دميد و براي شما گوش و ديدگان و دلهاقرارداد)

فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدين‏ - حجر – 29

(پس وقتي آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم پيش او به سجده درافتيد)


خدا انسان را خليفه خود در زمين ساخت.

وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَه – بقره – 30

(و چون پروردگارت به فرشتگان گفت:من در زمين جانشيني خواهم گماشت)


خدا عالم هستي را در خدمت آدم قرار داد.

هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً – بقره – 29

(اوست آن كسي كه آنچه در زمين است همه را براي شما آفريد)


خدا به انسان مأموريت داد.

الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا – ملك – 2

(همان كه مرگ و زندگي را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد)


مأموريت انسان را بندگي و عبوديت تعيين كرد.

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون‏ - ذاريات – 56

(و جن و انس را نيافريدم جز براي آنكه مرا بپرستند)


براي اينكه انسان در بندگي و رستگاري موفق شود، خدا جريان هدايت را ايجاد نمود و هدايت انسان را از آن خود دانست.

يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاء – نور – 35

(خدا هركه را بخواهد با نور خويش هدايت مي كند)

وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبيل‏ - احزاب – 4

(و خدا حقيقت را مي گويد و اوست كه به راه راست هدايت مي كند)

وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏ - بقره – 213

(و خدا هركه را كه بخواهد به راه راست رهنمون مي شود)


و به خاطر همين نعمتِ هدايت، بر او منت گذاشت.

بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمان‏ - حجرات – 17

(بلكه اين خداست كه با هدايت كردن شما به ايمان بر شما منت مي گذارد)

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏ - آل عمران – 164

(به يقين خدا بر مومنان منت نهاد كه پيامبري از خودشان در ميان آنان برانگيخت)


از انسان خواست براي آنكه به رستگاري برسد از خود مراقبت كند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُم‏ - مائده – 105

(اي كساني كه ايمان آورده ايد به خودتان بپردازيد)


نه تنها از خود كه از خانواده خود نيز مراقبت كند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ نارا – تحريم – 6

(اي كساني كه ايمان آورده ايد خودتان و كسانتان را از آتش حفظ كنيد)


نه تنها از خانواده كه مراقبت از خويشاوندان را در دستور كار خود بگذارد.

وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبين‏ - شعرا – 214

(و خويشان نزديكت را هشدار ده)


نه تنها مراقبت از خويشاوندان كه مراقبت از جامعه خود را پيگيري كند.

إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر – عصر – 3

(مگر كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده و همديگر رابه حق سفارش و به شكيبايي توصيه كرده اند)

وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ - آل عمران – 104

(وبايد از ميان شما گروهي به نيكي دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند)

لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم‏ - توبه – 128

(قطعا براي شما پيامبري از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما دررنج بيافتيد به هدايت شما حريص و نسبت به مومنان دلسوز و مهربان است)


اين مراقبت از خود و جامعه همان كار فرهنگي است.


پس هر كس كه مي فهمد، بر كار فرهنگي مأمور و مسؤول است.

وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون‏ - توبه – 122

(وشايسته نيست مومنان همگي براي جهاد كوچ كنند پس چرااز هر فرقه اي از آنان دسته اي كوچ نمي كنند تا دسته اي بمانند و در دين آگاهي پيدا كنند و قوم خود را وقتي به سوي آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنها از كيفر الهي بترسند)


در كار فرهنگي هم خود هدف است هم اجتماع اما پرداختن به تربيت خود اصيل است.

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ - بقره – 44

(آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيدو خود را فراموش مي كنيد با اينكه شما كتاب خدا را مي خوانيد؟ آيا نمي انديشيد؟)


اما به هرحال بايد نسبت به اهداف الهي قيام كرد. حتي اگر كسي تنها باشد.

قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا – سبأ – 46

(بگو من فقط به شما يك اندرز مي دهم كه دو به دو و تنهايي براي خدا به پاخيزيد سپس بيانديشيد)


هدف از كار فرهنگي احياء است. و از مردم خواسته شده نسبت به انوار الهي پذيرش داشته باشند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم‏ - انفال – 24

(اي كساني كه ايمان آورده ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزي فراخواندند كه به شما حيات مي بخشد..)


احياء يعني زندگي بخشيدن به انسان و احياء يك نفر برابر است با زنده ساختن همه مردم

وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا – مائده – 32

(وهركس كسي را زنده بدارد چنان است كه گويي تمام مردم رازنده داشته است)


پذيرش هدايت در نهاد هر آدمي به وديعه گذاشته شده است.

فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها – شمس – 8

(سپس پليدكاري و پرهيزگاري اش را به آن الهام كرد)


اما انسان آنچه را در نهادش قرار گرفته فراموش مي كند و از اينرو از هدايت دور مي شود.

وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما – طه – 115

(و به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم ولي آن را فراموش كرد و براي او عزمي استوار نيافتيم)

حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً – فرقان – 18

(تاآنجاكه ياد تو را فراموش كردند و گروهي هلاك شده بودند)


پس اصلي ترين شيوه كار فرهنگي يادآوري آنچيزهايي است كه در وجود آدميزاد از پيش قرار داده شده.

وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنين‏ - ذاريات – 55

(وپند ده كه مومنان را پند سود بخشد)

وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ – حشر – 19

(وچون كساني مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او نيز آنها را دچار خودفراموشي كرد آنان همان نافرمانانند)


پس مهم ترين ركن كار فرهنگي ارجاع به خويشتن است.

وَعِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغا – نساء – 63

(پندشان ده و با آنها سخني رساكه در دلشان موثر افتد بگوي)


پس مهم ترين هدف در كار فرهنگي آن است كه "خودِ واقعي" انسان ها را به ايشان يادآوري كنيم و بشناسانيم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aaaaa ، fiftynine ، سرباز ولایت ، حضرت عشق ، MESSENGER ، غریب
۱۴:۲۶, ۲۰/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/شهریور/۹۳ ۱۴:۴۳ توسط بچه های گمنام.)
شماره ارسال: #44
آواتار
[تصویر: zddasqq0y5s372o04ykg.png]

[تصویر: xacmivdy8kg57iy187t8.jpg]

[تصویر: zzjmhamyx306m02cux6e.jpg]

ادامه دارد......
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سرباز ولایت ، MESSENGER ، مجید املشی ، 21200 ، حضرت عشق ، یاســین ، غریب
۱۶:۳۵, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
[تصویر: ybiu1bjohj79aqho3cvz.jpg]

[تصویر: wyc6292y5a79ssfvefdm.jpg]

[تصویر: hrmw7ft0weinty6lw8lj.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، MESSENGER ، مجید املشی ، غریب
۱۵:۴۰, ۲۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۳ ۰:۱۱ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #46
آواتار
[تصویر: 7dp1r0980dhutwyfq2qc.jpg]

[تصویر: s393ntfv00ntfm190axt.jpg]


http://8pic.ir/images/c2fjj1sl4p09mwy3bu0c.jpg
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، حضرت عشق ، غریب
۱۶:۳۱, ۱۷/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #47

پشت‌پرده سازمان اطلاعاتی – نظامی «وایبر»


با تحقق عصر ارتباطات در جهان، بسیاری از مسائل دست‌خوش تغییر شد. از جمله مواردی که متحول شد، شیوه و بستر ارتباط میان افراد بود. در این مرحله،بیشترِ ارتباطات از حالت حضوری و فیزیکی به صورت سایبری تبدیل شدند و این امکان نیز از طریق ابزارهای سایبرنتیک مثل موبایل، تلفن، پیامک و فراهم شد. اما از سال ۲۰۰۴ با راه‌اندازی اولین شبکه اجتماعی مهم در جهان یعنی فیسبوک ۱ ،این ارتباطات شکل جدیدی به خود گرفتند. تقریبا از سال ۲۰۱۰ با ورود اولین نسل پیام‌رسان‌های فوری موبایلی، همان سطح ارتباطی که قبلا در شبکه‌های اجتماعی وجود داشت، با این نرم‌افزارها پرشتاب‌تر، پیچیده‌تر، آمیخته‌تر و بسیار لحظه‌ای‌تر شد. ایرانیان یکی از کاربران اصلی فضای سایبر هستند،خصوصا در رده سنی ۱۲ الی ۳۰ سال که بیشترین استفاده از تکنولوژی سایبری را دارند.مسئله اینجاست که هر تکنولوژی غربی در زمینه سایبر، یک بن‌مایه اطلاعاتی، نظامی،امنیتی در پس پرده دارا است؛ اما متأسفانه شناخته نمی‌شود و فقط به عنوان یک تکنولوژی ارتباطی به بقیه کشورها از جمله ایران وارد می‌گردد. در داخل نیز نسبت به آن نه توجیه امنیتی صورت می‌گیرد نه خطرات اطلاعاتی آن به کاربران اخطار داده می‌شود. در نتیجه جامعه نسبت به آن آگاه نمی‌شود و از طرف دیگر پیوست فرهنگی لازم نیز برای آن تهیه نمی‌گردد. لذا مسئولین مربوطه زمانی بیدار می‌شوند که جامعه درگیر آن تکنولوژی جدید شده و خطراتش به جای اینکه از پیش شناخته شود، کاملا عینی و آشکار گشته و ابتلا جامعه به آن مشاهده می‌شود. از مواردی که متأسفانه اینگونه شناخته شد، پیام‌رسان‌های فوری بود. شهرت این نرم‌افزارها در ایران از طریق وی‌چت ۲ ] حاصل شد. در حال حاضر رایج‌ترین این پیام‌رسان‌ها در ایران وایبر ۳ است.
[تصویر: national_security_agency2.png]
* نقش توان فنّی در اشراف اطلاعاتی سازمان‌های سایبری
لازم است پیش از شفاف‌سازی سازمان امنیتی وایبر، مبحثی کلان پیرامون ویژگی‌های فنی و مخابراتی شبکه‌های پیام‌رسان فوری ارائه شود.
امروزه بیشتر افراد در ایران از تلفن همراه استفاده می‌کنند و توسط آن حدأقل برای برقراری تماس و ارسال پیام متنی بهره می‌برند. آنچه مهم است اینست که وقتی از یک مبدأ به مقصدی خاص میان دو کاربر پیامی ارسال شود، توان پوشش آنتن و وجود زیرساخت‌های مخابراتی که بتوانند این ارتباط را وصل کنند و پشتیبانی نمایند بسیار مهم است؛ چرا که اگر این زیرساخت‌ها نباشند، این ارتباط برقرار نخواهد شد.بعنوان مثال اگر یکی از اپراتورهای تلفن همراه در ایران مد نظر قرار گیرد؛ مشخص است که میلیاردها تومان هزینه تاسیسات سخت‌افزاری آن است. علاوه بر آن، حجم گسترده‌ای پرسنل در سراسر کشور زیر نظر اپراتور وجود دارد؛ چه بعنوان متخصص فنی، چه در دفاتر پشتیبانی امور مشترکین آن اپراتور و چه در بسیاری موارد دیگر که باید همکاری‌هایی درون سازمان صورا پذیرد تا نهایتا ارتباط برای کاربران آن اپراتور در سراسر کشور مقدور و میسر شود. زمانی که از شهر الف به شهر ب تماسی از طریق خطوط موبایلی برقرار می‌شود، با فرض اینکه هر دو کاربر، از یک اپراتور استفاده می‌کنند، به محض اینکه شماره فرد مقصد گرفته می‌شود، نزدیک‌ترین آنتن به کاربر، پیام‌ها و سیگنال‌ها را دریافت می‌کند، به سرورها ارجاع داده می‌دهد و سرورها آن سیگنال را پردازش نموده ومحل کاربر مقصد را را می‌یابند.
حال اگر کاربر مقصد در موقعیت آنتن‌دهی باشد، ارتباط برقرار می‌شود. پس از اتصال تماس، این ارتباط پایدار می‌ماند تا زمانی که یکی از دو کاربر، آن را را قطع کند. یعنی بحث پوشش سخت‌افزاری و زیرساخت‌های ارتباطات سایبری، رکن اصلی ایجاد ارتباط در فضای سایبر است و بدون آن‌ به هیچ عنوان برقراریارتباط مقدور نیست.
با
وجود تمامی هزینه‌های صورت گرفته، گسترش امکانات فنی و افزایش تعداد پرسنل اپراتورهای تلفن همراه در ایران، اما همواره مشترکانی هستند که از کیفیت نامطلوب برقراری ارتباط اپراتورها گله‌مند هستند
* پشت‌پرده سازمان اطلاعاتی [b]– نظامی «وایبر
»
اکنون
به نسبت توضیحات فنی ارائه شده، بیش از پیش توان فنی سازمان وایبر قابل درک است. کاربران وایبر می‌دانند که با این نرم‌افزار علاوه بر اینکه نکته حائز اهمیت این است که برای ایجاد و حفظ چنین کیفیتی جهت پوشش شبکه‌های وایبر در سطح جهان قطعا از بهترین، با کیفیت‌ترین و پیشرفته‌ترین سخت‌افزارها باید استفاده کند. علاوه بر این، اپراتورهای انسانی که آن‌ها را کنترل می‌کنند و مسئول پایش سیستم‌ها هستند، هزینه‌های خود را دارند . این هزینه‌ها از چه راهی تامین می‌شود؟ و سوالی که باید به آن پاسخ داده شود این است که چرا شرکتی مانند وایبر که تمام خدماتش در زمینه برقراری ارتباط است و برای تحقق این امر هزینه سنگینی را متحمل می‌شود، خدماتش را رایگان در اختیار همه قرار می‌دهد؟

می‌توان تماس صوتی و متنی برقرار کرد، می‌توان فیلم، عکس و صوت هم ارسال نمود؛ یعنی در وایبر قابلیت‌هایی وحود دارد که هنوز ما در سیستم‌های موبایلی کشور شاهد آنها نبوده و بعضا اپراتورهای جدید قصد دارند این قبیل امکانات را به سرویس‌های خود اضافه نمایند.
شایان ذکر است در موارد مشابه نیز کیفیت وایبر بیش از اپراتورهای داخلی است. ازسوی دیگر روشن است که وایبر یک شبکه جهانی است؛ یعنی از طریق آن می‌توان هر دو نقطه دلخواه در جهان را به هم مرتبط نمود. نکته سوم که مهم‌ترین نکته محسوب می‌شود رایگان بودن کلیه خدمات ارائه شده از سوی سازمان وایبر است.
پیش از این نرم‌افزارهایی مثل وی‌چت در کنار اینکه امکانات رایگان عرضه می‌نمودند؛ اما از تبلیغات هم استفاده می‌کردند که توسط آن سازمان متولی با دریافت هزینه‌ تبلیغات از شرکت‌های سفارش‌دهنده، بخشی از هزینه‌ها را جبران می‌کرد اما در وایبر حتی این تبلیغات هم وجود ندارد. نرم افزار وایبر تمامی خدماتش را به‌صورت رایگان ارائه می‌دهد.
برای فهم ارتباطات نظامی پشت‌پرده وایبر تنها کافی است این پرسش بیان شود که «در مقایسه با اپراتورهای تلفن همراه داخلی که برای برقراری پوشش شبکه در سطح ملی، بودجه‌های بسیار سنگین و سرمایه بسیار بالایی را هزینه می‌کنند،چرا سازمان وایبر که در سطح جهانی هزینه‌های سنگینی متحمل می‌شود، هیچ هزینه‌ای بابت ارائه خدمات از کاربرانش نمی‌خواهد؟»
* بودجه وایبر از کجا تامین می‌شود؟
با توجه به پرسش فوق می‌توان دریافت که پشت‌پرده وایبر و دیگر شبکه‌های پیام‌رسان فوری، مقاصد اقتصادی وجود ندارد.
شرکت وایبر یک سازمان اطلاعاتی ‌نظامی اسرائیلی است و فرمانده آن تلمن مارکو ۴ ، عضو سابق ارتش اسرائیل است. بودجه وایبر از سوی سازمان نظامی «یگان ملی اینتلیجنس سیگنال اسرائیل » (ISNU[۵]) تامین می‌شود که به صورت اختصاری به «یگان ۸۲۰۰ »۶ معروف است و تمامی اطلاعاتی که توسط وایبر از کاربرانش در سطح جهان به خصوص دشمنان اصلی اسرائیل یعنی ایران دریافت می‌کنند، در سرورهای اطلاعاتی این شرکت ذخیره می شود. برای هر کاربر پرونده ویژه‌ای تشکیل داده می‌شود که منحصر به‌فرد است. یکی از شیوه‌های شناسایی، شماره انحصاری سیم‌کارت هرکاربر است که از طریق آن می‌تواند در وایبر ثبت‌نام کند و موارد دیگری وجود دارد که در حوزه فنی بررسی می‌شود و از حوصله این بحث خارج است.
[تصویر: national_security_agency4.png]
[تصویر: national_security_agency5.png]
یگان ملی اینتلیجنس سیگنال اسرائیل
در این سازمان شیوه‌های متعددی جهت شناسایی اشخاص وجود دارد و مشخص است که در هر لحظه، کدام کاربر در حال ارتباط است بدون آنکه با کاربر دیگری به اشتباه گرفته شود. اطلاعات کلی کاربرها دسته‌بندی و مورد استفاده قرار می‌گیرد. حداقل بهره‌ای که وایبر از اطلاعات کاربران می‌برد این است که آنها را به سازمان‌های اطلاعاتی دیگر در اسرائیل و خارج از اسرائیل خصوصا اروپای غربی و آمریکا می‌فروشد و در مقابل هزینه‌هایی بسیار بالاتر نسبت به سودی که می‌شد در ازای خدمات ارتباط از کاربران گرفت، دریافت می‌کند.
وایبر در سطوح بالاتر، موظف به شناسایی افرادی است تا برای اجرای پروژه‌های امنیتی، ‌اطلاعاتی و نظامی دولت اسرائیل مورد استفاده قرار گیرند. از آنجا که اصلی‌ترین کشور هدف برای عملیات‌های تروریستی اسرائیل، جمهوری‌اسلامی ایران است، لذا توجه بسیار زیادی به کلیه ایرانیان عضو وایبر دارند تا توسط آنان اهداف مشخصی را دنبال نمایند.
به این ترتیب از قبل افراد را توسط وایبر شناسایی کرده و می‌دانند هر کاربر دارای چه روحیات، سلیقه‌ها، خصوصیات، گرایش‌های سیاسی و دینی، سطح و قدرت برقراری ارتباط اجتماعی و شغلی است یا حتی اطلاعاتی خصوصی‌تر مثل اینکه آیا تحصیلات عالی دارد، دایره ارتباطی‌اش با افراد گسترده است یا محدود، در شبکه اجتماعی برای مقاصد خاص آمده یا صرفا جهت سرگرمی عضویت یافته، محتاط است یا بی‌پروا و در نهایت اینکه آیا این شخص با وجود تمامی ویژگی‌هایی که با آن شناخته شده و در پرونده‌اش در سازمان اسرائیلی وایبر ثبت شده است، برای پروژه‌ها و مقاصد خاص آن‌ها مناسب است یا خیر؟ می‌توان او را تطمیع کرد یا باید از طریق تهدید به انجام کاری وادارش کرد؟
از این جهت، سنگین‌ترین تهدیدات در حوزه امنیت ملی، در حال حاضر از طریق فضای سایبر در بخش نرم‌افزارهای پیام‌رسان فوری حادث می‌شود که شاخص‌ترین آن ها وایبر است. البته این موارد درباره دیگر نرم‌افزارهای پیام‌رسان فوری موبایلی هم صادق است. به عنوان مثال در نرم افزار تانگو پیش از این امکانی وجود داشت که شخص می‌توانست فارغ از اینکه خودش در کجای جهان قرار دارد در کشور هدف، شهری خاص و سپس خیابان خاصی را انتخاب کند و در آن خیابان به شعاع سه کیلومتر درخواست نماید تا هر کاربر تانگو را شناسایی نماید و برای برقراری ارتباط، به شخصی که در حال جست‌وجو است معرفی بشود.
شاید به ظاهر این یک امکان فوق‌العاده است و بسیاری از افراد را به تانگو جذب کرد؛ اما تنها یک لحظه باید در نظر داشت که مهیا ساختن چنین امکانی از حیث ابزارهای فنی و مهم‌تر از آن مجوزهای دسترسی در کشورهای مختلف، چه سطوح بالایی از امنیت را نیاز دارد؟ این امکان فقط از طریق استفاده از ماهواره‌های نظامی امکان‌پذیر است که البته اخیرا این امکان برداشته شده است. اما به واسطه اینکه چنین امکانی فقط با ماهواره‌های نظامی میسر است به راحتی اثبات می‌کند که ابزار تانگو هم یک نرم‌افزار نظامی می‌باشد .
این موارد درباره تمام نرم‌افزارهای پیام‌رسان فوری که تا الان شناخته شده است، وجود دارد. ۵۰ الی۶۰ نرم‌افزار اصلی که در ایران وجود دارد، از مشاهیری نظیر اینستاگرام، وایبر، وی‌چت تا مواردی مانند تلگرام و هایک که کمتر معروف هستند.
* کلام آخر
کاربران این حق را دارند پیش از استفاده از این نرم‌افزارها، از خطرات امنیتی آن در حوزه فردی، حریم خانوادگی و حتی سطح امنیت ملی که با استفاده از این نرم‌افزارها برایشان ایجاد می‌شود، آگاهی پیدا کنند و قطعا کمتر کسی است که از این موارد آگاهی یابد و باز هم این خطرات را نادیده بگیرد و به روال پیشین خودش ادامه بدهد، بی‌پروا و بی‌محابا تمامی اطلاعاتش را از طریق این سیستم‌ها رد و بدل کند و خودش را در معرض افشا و شناخته شدن قرار بدهد.
—————————————————————————–
۱ Facebook
۲ WeChat
۳ Viber
۴ Talman Marco
۵ Israel Signal Intelligence National Unit
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب
۱۱:۵۳, ۳/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #48

جنگ نرم در آینده گریبان گیر فرزندان مملکت ما خواهد بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب
۱۲:۴۱, ۲۴/آبان/۹۵
شماره ارسال: #49

پيش از آنكه راهكارهاى دفاعى را در مقابله با تهاجم فرهنگى بيان نمائيم، لازم است نتايجى را كه از بخشهاى پيشين بدست مى آيد بعنوان مقدّمات منطقى ارائه راهكارها در ضمن چند نكته اشاره كنيم:

1ـ تعيين نقاط مورد هجوم

دشمن در تهاجم فرهنگى خود دو نقطه مهمّ را هدف قرار داده است:
الف: عناصر سه گانه فرهنگ اسلامى
اصلى ترين كارى كه دشمنان انبيا در هر اجتماعى مى كنند، تأثير در انديشه ها و سپس تغيير ارزشهاست. هجوم فرهنگى در هر زمانى متناسب با شرايط آن زمان انجام مى گيرد. آنچه مهم است، اين است كه مظاهر هجوم فرهنگى را در جامعه خود و شرايطى كه در آن زندگى مى كنيم، بشناسيم.
تهاجم فرهنگى در سه محور صورت مى گيرد:
1ـ بينشها و باورها
2ـ ارزشها و گرايشها
3ـ رفتارها و كردارها
بيگانگان براى از بين بردن باورهاى دينى ما، مانند اعتقاد به خدا،
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  استراتژی نفوذ و استحاله‏ مجید املشی 20 7,164 ۱۲/آذر/۹۱ ۱۰:۳۲
آخرین ارسال: مجید املشی

پرش در بین بخشها:


بالا