کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چهارمین کارگاه معنویت
۱۹:۱۰, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۳ ۰:۲۳ توسط mahpare.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بنده شدم مسول راه اندازی چله هاBig Grin

الحمدالله خیلی خوبهSmile

خوب

حرف زیادی ندارم .شرایطو میگمو التماس دعا دارم.

1) قرائت سوره الرحمن به مدت 40 روز

2)استماع سخنرانی (اگه عشقتون کشید هرچی یاد گرفتید بیاید درحد یه جمله بنویسید بقیه ام استفاده کنن)

3)دعا برای بقیه


ومن الله توفیق

1. مه پاره
2. نرگس مهدوی
3.ثارالله
4.فدایی ولایت
5.محمدتروست
6.بیدل
7.رکن الهدی
8. حضرت عشق
9.مجتبی 110
10؟


سه چهار نفرهم بیشتر جا نداریم...


ان شاالله شروع چله اواخرآبان هست...

شرایط بعدی متعاقبا اعلام میشه.

التماس دعا...

هرکسی ام پاشو بذاره تو این تاپیک و ارسال داشته باشه گیرمیفته و باید شرکت کنه تو چلهBig Grin



هر سه شرط فوق اجباری است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نرگس مهدوی ، Bidel.s ، فدايي ولايت ، sarallah ، Mohammad Trust ، مجید املشی ، حضرت عشق ، مجنون العباس ، Farzaneh ، السا ، قلب ، mortozpasha ، fafa* ، نورالسادات ، 135

آغاز صفحه 15 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۵۱, ۴/آذر/۹۳
شماره ارسال: #141
آواتار
افراد زنده اند عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، رکن الهدی ، sarallah ، نرگس مهدوی ، mahpare
۱۷:۲۶, ۴/آذر/۹۳
شماره ارسال: #142
آواتار
سلامی دوباره...
هستم هنوزCool
در پاسخ به دوستانی که اعتقاد دارن کم پیدا شدم باید بگم دلایل متعددی داره ، اما یکی از دلایل اینه که وقتی بحثی وجود نداشته باشه ، من راجع به چی بیام بحث کنم؟Huh
یا مثلا بیام یقه مردمو بگیرم بگم بیا بحث کنیم ببینیم حرف حسابت چیهBig GrinBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sarallah ، نرگس مهدوی
۲۱:۲۹, ۴/آذر/۹۳
شماره ارسال: #143
آواتار
من همینجوریش دارم از بر می شم الرحمن رو
تا همین الآنش کلی خوندمش
یه حسی شبیه ریتالین آب شده به آدم دست می ده
فرقش اینه که حس ریتالین بعد 1 ساعت می یاد
اما حس الرحمن در لحظه هست
چه کنیم که در لحظه هم می پره... نمی تونیم نگهش داریمSad
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، فدايي ولايت ، sarallah ، نرگس مهدوی ، حضرت عشق ، mahpare
۲۲:۴۳, ۴/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۳ ۲۲:۴۷ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #144

بـسـم اللّه الرحـمـن الرحيم

خلق الانسان (3)

علمه البيان (4)

انسان را بيافريد(3).

و بيانش بياموخت (4).

3- در ايـن جمله از ميان همه مخلوقات نخست خلقت انسان را ذكر كرده، انسانى كه در آيات بعد خـصـوصـيـت خـلقـتـش را بـيـان نـمـوده، مـى فـرمـايـد: (خـلق الانـسـان مـن صـلصال كالفخار) و اين به خاطر اهميتى است كه انسان بر ساير مخلوقات دارد، آرى انـسـان يـا يـكى از عجيب ترين مخلوقات است، و يا از تمامى مخلوقات عجيب تر است، كه البـتـه ايـن عـجـيـب تـر بـودن وقـتـى كـامـلا روشن مى شود كه خلقت او را با خلقت ساير مـخـلوقات مقايسه كنى، و در طريق كمالى كه براى خصوص او ترسيم كرده اند دقت به عمل آورى، طريق كمالى كه از باطنش شروع شده، به ظاهرش منتهى مى گردد، از دنيايش آغـاز شـده بـه آخـرتـش خـتم مى گردد..
4- بيان و قدرت بر سخن از عظیم ترین نعمت ها و آلاى ربانى است، كه براى بشر موقف انسانيش را حفظ نموده، به سوى هر خيرى هدايتش مى كند.و مـنـظـور از ايـن كـه فرمود: (علمه البيان ) اين نيست كه خداى سبحان لغات را براى بـشـر وضع كرده، و سپس به وسيله وحى به پيغمبرى از پيامبران و يا وسيله الهام به همه مردم، آن لغات را به بشر تعليم داده باشد، ویا اینکه زبان های مختلف را برای هر نژادی مقرر کرده باشد ، براى اين كه خود انسان بدان جهت كه به حكم اضطرار در ظرف اجتماع قرار گرفت طبعا به اعتبار تفهيم و تفهم وادار شد، نـخـسـت بـا اشاره و سپس با صدا و در آخر با وضع لغات يعنى قرارداد دسته جمعى به ايـن مـهم خود بپرداخت، و اين همان تكلم و نطق است، اجتماع مدنى بشر بدون آن تمام نمى شد.فی الواقع آنچه خدا خلقت كرده انـسـان و فـطـرت او اسـت، فـطـرتـى كـه او را بـه تـشـكـيل اجتماع مدنى، و سپس به وضع لغات واداشت، و او را به اين معنا رهنمون شد كه الفـاظـى را علامت معانى قرار دهد به طورى كه وقتى فلان كلمه را شنونده القا مى كند ذهـن شـنونده منتقل به فلان معنا شود، خـط خـود مـكمل غرض كلام است، و كلام را مى سازد، همان طور كه كلام معنا را مجسم مى ساخت.خود اين از عظيم ترين نـعـمـت هاى است، و تعليم اين بيان از بزرگترين عنايات خدايى به انسان هااست، (آرى ايـن كه خداى سبحان ابزار سخن گفتن را به ما داده، و طرز آن را به ما آموخته، تا آنچه در دل خـود داريـم بـه ديـگـران منتقل كنيم، و به آنها بفهمانيم كه چه مى خواهيم و چه مى فهميم، به راستى از عظيم ترين نعمت ها است)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، رکن الهدی ، sarallah ، نرگس مهدوی ، حضرت عشق ، mahpare
۱۸:۴۵, ۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #145
آواتار
سلام به چله نشین های گرامیBlush
هر کار میکنم که گذرم به تالار نیفته نمیشهBig Grin ولی نمیدونم چرا هنوز هم اصرار دارم عبارت« نرگس مهدوی برای مدتی در تالار حضور ندارد» در صفحه ی شخصیم پا بر جا بمونهDodgyBig Grin

(۳/آذر/۹۳ ۱۷:۲۲)Bidel.s نوشته است:  هیچ خضوعی و خشوعی نیست
مسلمان شهادتین باید بگه
من هنوز شهادتین ندادم
آدم باید آماده باشه. مسلمان بودن هرتکی نیست

ببخشید نباید سوال میکردم
اصلا خودم هم موندم که چرا این مدلی سوال پرسیدم. تقریبا منظورم همون حرفایی بود که جناب میم.حسین.الف فرمودن ولی به بدترین شیوه ی ممکنSad.
منظورم این بود که حیفه درباره خودتون اینطور صحبت کنید.
نقل قول:کی مایل هست شروع به حفظ سوره الرحمن کنیم؟
خیلی خوبه که قصد دارین سوره ی الرحمن رو حفظ کنین.
برنامه ی خاصی براش ندارین؟ فقط قراره که اقدام کنیم؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، sarallah ، حضرت عشق ، mahpare
۱۸:۵۶, ۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #146
آواتار
نقل قول:
ببخشید نباید سوال میکردم

اصلا خودم هم موندم که چرا این مدلی سوال پرسیدم. تقریبا منظورم همون حرفایی بود که جناب میم.حسین.الف فرمودن ولی به بدترین شیوه ی ممکن
[تصویر: sad.png]
.

منظورم این بود که حیفه درباره خودتون اینطور صحبت کنید.
ببخشید دیگه واسه چی؟
من واقعا مسلمان نیستم
ولی قراره مسلمان بشم. نه مسلمان فکری و نه مسلمان اسمی نیستم
تو برنامه ام هست چند وقت دیگه برم پیش یه کاربلد، ببینم واسه مسلمان( اسمی ) شدن فقط شهادتین کافیه؟
شاید یه غسل یا چیز دیگه ای هم باشه
ولی در کل. حیف نیست. زشته. زشت اینه که بیام به دروغ بهتون بگم مسلمان هستم.
ولی چند وقت دیگه مسلمان خواهم شدSmile
چیز جالبیه. یه تغییر بزرگ تو زندگی... یه چفت و بسط محکم تر... یه خانواده ی بزرگتر...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sarallah ، حضرت عشق
۱۹:۰۵, ۵/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/آذر/۹۳ ۱۹:۱۴ توسط نرگس مهدوی.)
شماره ارسال: #147
آواتار
(۵/آذر/۹۳ ۱۸:۵۶)Bidel.s نوشته است:  ولی در کل. حیف نیست. زشته. زشت اینه که بیام به دروغ بهتون بگم مسلمان هستم.
دیگه واقعا حیفه... حیف از شماست. میدونید شب عاشورا من چقدر به حال شما قبطه خوردم؟

(۵/آذر/۹۳ ۱۸:۵۶)Bidel.s نوشته است:  ولی چند وقت دیگه مسلمان خواهم شدSmile
چیز جالبیه. یه تغییر بزرگ تو زندگی... یه چفت و بسط محکم تر... یه خانواده ی بزرگتر...
انشاءالله.Smile
مراقب خواسته ی زیباتون باشید تا حتما جامه ی عمل بهش بپوشونید.
برادرم! از الان به شما تبریک میگم .Rose
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، فدايي ولايت ، mahpare
۲۲:۲۸, ۵/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/آذر/۹۳ ۲۲:۳۲ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #148

بـسـم اللّه الرحـمـن الرحيم

الشمس و القمر بحسبان (5)

و النجم و الشجر يسجدان (6)

خورشيد و قمر با نظم و حسابى كه او مقرر كرده در حركتند(5).

روييدنى هاى بى ساقه و با ساقه برايش سجده مى كنند(6).

5- حساب شمس و قمر خبری دومی بر خبر مبتدا که همان "الرحمن" باشد است . به بیان ساده تر علامه چنین آورده که خورشيد و ماه با حسابى از خداى تعالى در حركتند، يعنى در مسيرى و به نحوى حركت مى كنند كه خداى تعالى براى آن دو تقدير فرموده.

6- مى گويند: مراد از (نجم ) هر روييدنى است كه از زمين سر بر مى آورد و ساقه ندارد، و كـلمـه (شجر) به معناى روييدنيهايى است كه ساقه دارند،هر چند كه آمدن نام شمس و قـمـر قـبل از اين آيه چه بسا آدمى را به اين توهم مى اندازد كه نكند مراد از نجم ستاره باشد. در صورتی که ایشان تکیه می کند به همراه سازی نجم و شجر و ذکر کردن سجده نجم و شجر که عطف سجده کردن در آیات 3و4 نیست بلکه بر میآید که یسجدان نباتات برای خداوند باشد (یسجدان له)

حال بپردازیم به سجده کردن نباتات که چگونه است :


و امـا ايـن كـه فرمود: گياه و درخت براى خدا سجده مى كنند، منظور ازسجده خضوع و انقياد ايـن دو مـوجـود اسـت، بـراى امـر خدا، كه به امر او از زمين سر بر مى آورند، و به امر او نشو و نما مى كنند، آن هم - به قول بعضى ها - در چهار چوبى نشو و نما مى كنند كه خدا برايشان مقدر كرده، و از اين دقيق اين كه نجم و شجر رگ و ريشه خود را براى جذب مواد عنصرى زمين و تغذى با آن در جوف زمين مى دوانند، و همين خود سجده آنها است، براى اين كه با اين عمل خود خدا را سجده مى كنند، و با سقوط در زمين اظهار حاجت به همان مبديى مى نمايند كه حاجتشان را بر مى آورد، و او در حقيقت خدايى است كه تربيتشان مى كند.

نکته ای جالب در باره عطف و ارتباط آیات


چرا جملات مذكور با حرف عطف نيامد؟ و نفرمود: (الرحـمـن عـلم القـران و خـلق الانـسـان و عـلمـه البـيان و الشمس و القمر يسجدان )؟ و حـاصـل پـاسـخـى كـه مـى دهـد ايـن اسـت كـه : در جـمـله هـاى اول كـه بـدون واو عـاطفه آورده خواسته است حساب انگشت شمارى را پيش گرفته باشد، تـا هـر يـك از جـمـله هـا مستقل در توبيخ كسانى باشدمنكر نعمت هاى رحمان و خود رحمانند، مـثل اين كه شما خواننده وقتى مى خواهى شخص ناسپاسى را سرزنش كنى انگشتان خود را يكى يكى تا كرده مى گويى : آخر فلانى تو را كه مردى فقير و تهى دست بودى بى نـياز كرد (اين يكى )، و تو را كه مردى خوار و خفيف بودى عزت و آبرو داد (اين هم يكى ) و تـو را كـه مـردى بـيـكـس و كـار بـودى صـاحـب كـس و كـار و فاميل و فرزندت كرد (اين هم يكى ) و با تو رفتارى كرد كه احدى با احدى نمى كند، آن وقت چگونه احسان او را انكار مى كنى ؟
در آيات اول اين روش را پيش گرفت، و سپس كلام را بعد از آن توبيخ دوباره به روش اولش بـرگـردانـد، تـا آنـچـه كـه بـه خـاطـر تـنـاسـب و تـقـارب وصـلش واجـب اسـت وصل كرده باشد،

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، فدايي ولايت ، نرگس مهدوی ، بچه های گمنام ، sarallah ، حضرت عشق ، mahpare
۰:۰۱, ۷/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۳ ۰:۲۳ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #149

بـسـم اللّه الرحـمـن الرحيم
و السماء رفعها و وضع الميزان (7)
الا تطغوا فى الميزان (8)

و اقیمو الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان (9)
آسمان را بر افراشته و ميزان نهاده (7).
تا شما هم در سنجيدنها خيانت نكنيد(8).
و بايد كه وزن را با رعايت عدالت بر قرار نموده و كم و زياد نكنيد (9).
....
یکی از سوال برانگیز ترین مباحث این سوره مبارکه برای بنده همین آیات شریفه مربوط به میزان بوده . برای درک و دریافت پیامش همیشه کنجکاو و مشتاق بودم امیداروم شما همچنین حسی داشته باشید چون واقعا حیفم آمد که این مورد را خیلی خلاصه کنم و گفتارش را تغییر بدهمSmile


7-

رفع یعنی چه ؟

در صورتى كه مراد از كلمه (سماء) جهت بلندى و بالا باشد معناى رفع آن عبارت مى شـود :
- از ايـن كـه سماء را در اصل بلند و بالا آفريد، نه اين كه بعد از خلقت آن را بلند كـرد و بـه بـالا بـرد،
- و در صورتى كه مراد از آن خودبالا نباشد، بلكه اجرامى باشد كـه در جـهـت بالا قرار دارند، آن وقت معناى رفع آن تقدير محلهاى آنها خواهد بود، و معناى جمله اين خواهد بود كه : خداى تعالى محل ستارگان را نسبت به زمين بلند قرار داد، و اين تـقـديـر را آن روز كرد كه زمين و آسمان همه يكپارچه بود، بعدا آنها را فتق و جداى از هم كـرد، هـمـچـنـان كـه فـرمـود: (اولم يـر الذيـن كـفـروا ان السـمـوات و الارض كانتا رتقا ففتقناهما)
به هر تقدير چه آن باشد و چه اين، منظور از رفع، رفع حسى نه معنوى.
- و اگر منظور از رفع سماء، منازل ملائكه و مصادر امر الهى و از آن جمله وحى بوده باشد، در اين صورت مراد از رفع، رفع معنوى خواهد بود، البته ممكن هم هست منظور از رفع را اعم از حسى و معنوى بگيريم.



8- میزان چیست ؟



مراد از ميزان همان چيزى است كه وسيله آن هر چـيـزى را مـى سـنـجـنـد و انـدازه گـيـرى مى كنند اعم از اين كه ميزان براى عقيده باشد يا فعل و يا قول (در واقع شاخص قرار دادن چیزی برای محک سایر با آن مقود بوده) و از مصاديق آن ميزانى است كه اشياى سنگين را به وسيله آن وزن مى كنند، چـيزى كه هست ميزان هر چيزى حسب خود آن چيز است، (مثلا ميزان حرارت، چيزى است و ميزان طول چيزى ديگر، ميزان كاه چيزى است و ميزان طلا چيزى ديگر و ميزانى كه با آن عقايد و اخـلاق و گـفـتـار و كـردارهـا را مـى سـنجند چيزى ديگر است ) و در آيه مورد بحث منظور از ميزان همان معنايى است كه در آيه(لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس ‍ بالقسط) منظور است. _ برای کوتاه شدن سخن مختصر عرض کنم که مفهوم سنجش مردم بر اساس معیار های خدایی است نه مادی و دنیوی مثل زیبایی و یا ثروت و..._



9 - رابطه میزان در آسمانها و حکمی که از آن بدست می آید برای امور جزئی تر


ظـاهـرا مراد از (ميزان ) در اين آيه غير از ميزان در آيه قبلى است، در آنجا گفتيم منظور مـطـلق هـر چـيـزى است كه وسيله سنجش ‍ باشد، ولى در اين آيه منظور خصوص ترازوهاى مـعـمـولى اسـت، كـه سـنـگـيـنـى هـا را با آن مى سنجند، و بنابر اين اين كه فرمود: (الا تـطـغـوا...) در حـقيقت خواسته است از يك حكم كلى يعنى حكم (و وضع الميزان ) حكمى جزئى بيرون بكشد و مـعـانـيـش ايـن اسـت كـه لازمـه ايـنـكـه مـا بـا وضـع مـيـزان حـق و عـدل را در بـين شما تقدير كرديم، و اين است كه در سنجش اجناس خود نيز رعايت درستى ترازو و سنجش را بكنيد.
_همانطور که خداوند شاخص دقیقی قرار داده و به عدل به پا داشته آسمانها را پس ای انسان جز این چنین نکنید در امورتان_

و امـا بـنـابـر آن تـفـسيرى كه در جمله قبلى مى گفت : منظور از وضع ميزان همان ترازوى مـعـمـولى اسـت، اين آيه شريفه بيانگر همان وضع ميزان مى شود، و چنين معنا مى دهد: اين كه در آيه قبلى گفتيم خداوند ميان شما ميزان وضع كرده معنايش اين است كه شما بايد در كـشـيـدن و سنجيدن سنگينى ها رعايت عدالت را بكنيد، و در آن طغيان روا مداريد، (كه وقتى جـنـسـى را مـى خـريـد بـا سـنـگـى سـنگين تر بكشيد، و چون مى فروشيد با سنگى سبك بـفـروشـيـد)



بـه هر حال چه آن معنا منظور باشد، و چه اين، ظاهر كلمه (ان ) در جمله (ان لا تـطغوا) اين است كه تفسيرى باشد، و جمله (لا تطغوا) نهى از طغيان در وزن كـردن اسـت، و جـمـله (و اقيموا الوزن بالقسط) امرى است كه به آن نهى عطف شده، و كـلمـه (قـسـط) به معناى عدل است، و جمله (و لا تخسروا الميزان ) نيز نهى ديگرى كـه بـه آن امـر عطف شده، و نهى قبلى يعنى جمله (لا تطغوا) را بيان ومى كند، و كلمه (اخـسـار) كـه مصدر فعل (لا تخسروا) است در مورد سنجيدن به معناى كم فروختن و زياد خريدن است، به نحوى كه باعث خسارت فروشنده يا خريدار شود.
لا تطغوا ---طغیان نکنید در--->و اقيموا الوزن بالقسط (نهی شده)
قـسـط--- عطف همان نهی اینبار --->و لا تخسروا الميزان (به حالت اخباری شرح داده می شود و نهی می کند )
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، حضرت عشق ، sarallah ، رکن الهدی ، فدايي ولايت ، mahpare
۰:۳۹, ۸/آذر/۹۳
شماره ارسال: #150
آواتار
دوستان همه چی رو به راهه؟ کسی که جا نمونده؟،
نه به اون شوری اون روزای تاپیک ، نه به این بی نمکی حالاConfused البته حق دارید خب...
منم از لحاظ ظاهری هستم اما فکر مکنم باطنی و معنوی کاری کرده باشم!
یه چیزی بی تعارف بگم؟
من خیلی خیلی ...بدبختم...خیلی
ایکاش الان دوسه سال پیش بود و یه دل سیر مینوشتم و ازتون دلداری میگرفتم ، دلم خیلی وقته گریه میخواد...
واسه این دادش کوچیکتون دعا کنید . نه من ، واسه همه... ولی واسه من یه خورده خاص تر

نمیدونم چه حکمتیه که خیلی از دعاهم اجابت نمیشه ، دعاهایی که حتی اگه یه دونش اجابت یشه کل مشکلاتم حل میشه.اما...
التماس دعا
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، sarallah ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ●19مین کارگاه معنویت●بازگشتی پس از یک سال فدايي ولايت 7 2,841 ۱۳/آبان/۹۶ ۱۸:۴۰
آخرین ارسال: sabrina
  کارگاه معنویت هفدهم *چله سوره الرحمن* sarallah 16 6,059 ۲۶/خرداد/۹۵ ۲۰:۳۸
آخرین ارسال: mahpare
  ●16 کارگاه معنویت،سوره"لقمان"● فدايي ولايت 35 11,123 ۱۷/اردیبهشت/۹۵ ۲۰:۵۴
آخرین ارسال: sarallah
  •●پانزدهمین کارگاه معنویت،سوره"یس"●• فدايي ولايت 40 13,496 ۲۶/اسفند/۹۴ ۱۴:۰۹
آخرین ارسال: accpapers
  •●چله سوره یس●• 14مین کارگاه معنویت فدايي ولايت 32 10,594 ۱/بهمن/۹۴ ۱۴:۰۵
آخرین ارسال: فدايي ولايت
  از عاشورا تا اربعین●زیارت عاشورا● 13مین کارگاه معنویت فدايي ولايت 52 18,008 ۱۶/آذر/۹۴ ۱:۳۴
آخرین ارسال: فدايي ولايت
  دوازدهمین کارگاه معنویت،چله ی سوره ی مزمل یا زیارت عاشورا... mahpare 20 10,471 ۲/آبان/۹۴ ۳:۴۴
آخرین ارسال: فدايي ولايت

پرش در بین بخشها:


بالا