|
وسوسه های ازار دهنده
|
|
۲۳:۴۳, ۱۶/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۳ ۰:۱۳ توسط sharmandeh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان مهربان و مومنم ...
خوشحالم که باز هم میتونم اینجا مشکلم رو بیان کنم و از شما یاری بخوام ... قبل از هر چیز باز هم اگه تاپیک در جای مناسبش ایجاد نشده عذر میخوام من از بچگی متاسفانه مرتکب گناهی میشدم ... بگذریم نمیخوام زیاد بازش کنم چون خوبیت نداره تعریف کردن گناه ... خلاصه تو این چند سال هم از نظر روحی و م جسمی خیلی متضرر شدم به خاطر گناهام ... اما خوشبختانه مدتیه که تصمیم جدی گرفتم که ترکش کنم ... و خدا رو شکر موفق هم شدم ... من تو زندگی م دچار مشکلاتی بودم ... بیشتر مشکلاتم ناشی از تفکراتم منفی ام بود .. که اون هم از همون گناهه ناشی میشه ... همیشه احساس سر خوردگی و شکست میکنم ... همیشه منزوی بودم .. همیشه فکر میکردم تو کار هام شکست میخورم ... و واقعا همین طور هم میشد ... همیشه در همه ی ابعاد در حال شکست خوردن بودم ... تا وقتی که تصمیم گرفتم دیگه تا میتونم مرتکب عمل گناهی نشم و همچنین این احساس شکست ها و ... رو از بین ببرم ... تا اینکه مدتی قبل دوستم مستند راز رو به من معرفی کرد ... این مستند رو دیدم و بهش عمل کردم ...و واقعا در همون چند روز اول نتیجه ش رو دیدم ... واقعا زندگیم عوض شد .. و بیشتر اون افکار مثبتی که تو ذهنم اوردم روز های بعدش اتفاق افتاد .. واقعا چند روز احساس خوشبختی می کردم ... به خودم گفتم در کنار این تقویت افکار مثبت .. گناهان رو هم که کنار گذاشتم خدا هم بهم کمک میکنه و دیگه نور علی نور میشه ... همین جوری خوش بودم که این وسوسه ی لعنتی اومد سراغم ... یه چیزی درونم من رو وسوسه میکنه ..." حس میکنم که نباید به ترفند های مستند راز عمل میکردم ... چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد ".. این احساس گناه هی درونم شعله ور میشه ... این احساس یا وسواس یا هر چیزی که اسمش رو میذارن .. بهم میگه که اگر بخوای با تقویت افکار مثبت و عمل کردن به توصیه های مستند راز زندگی خوبی داشته باشی .. شرک محسوب بشه و فقط باید از خدا بخوای ... از طرفی هم لحظه ای بعد به این فکر میکنم که خب این "دریافت انرژی از هستی" هم خودش نشانه ی قدرت و تقدیر خدا و نظم و نظام جهان هستی هست که من دارم به طور مشروع ازش استفاده میکنم ... مثل انرژی خورشید که خداوند قرار داده و استفاده میکنیم بدون اینکه گناه محسوب بشه .. این افکار ضد و نقیض که سراغم میاد خیلی دچار اضطراب و استرس میشم .. بدنم میلرزه ... زندگی رو واسم ناخوشایند میکنه ... یه چند ساعت که سعی میکنم به این وسوسه ها اعتنایی نداشته باشم و بنا رو بذارم به اعتماد به خدا ... خیلی احساس ارامش میکنم اما چند ساعت بیشتر طول نمیکشه که افکار وسواسی به شکل دیگری سراغم میاد و اینبار کلا اعتقاداتم به خدا و ائمه رو نشونه میره ... خیلی اذیت میشم .. نماز شب هم چند شبه که میخونم ... از خود خدا میخوام نجاتم بده از این افکار .. اما گاهی درست همون لحظه ی شیرین که به خدا و رحمتش فکر میکنم .. افکار کفر امیز به ذهنم هجوم میارن ... کلا هر چی میخوام از این افکار رهایی پیدا کنم برای مدتی موفق میشم اما دوباره نوع تفکر عوض میشه و میاد سراغم خیلی بده این جنگ درون ذهنم ... یه لحظه ادم کلا از زندگی نا امید میشه .. یه کم هم در مورد وسواس تو نت سرچ کردم و راهکارهاش رو خوندم ... امیدوارم بتونم اجراش کنم .. میخواستم ببینم که شما دوستان حدیث یا راهکاری در این مورد دارید ؟؟ ایا اینها همون وسوسه های شیطان هست ؟؟؟ خیلی میترسم اعتقادتم ضعیف بشه ... هر لحظه از حمله ی این افکار میترسم ... من چند روز زندگی ششیرین و پاک رو داشتم تجربه میکردم و کلی هم برنامه ریزی واسه اینده کرده بودم ... اما این وسوسه ها حتی توان رسیدگی به کارهای روزمره رو هم از من گرفته ... واسم دعا کنید و اگه نظری دارید در این مورد بگین ... اجرتون هم با خود اقا صاحب الزمان (علیه السلام) |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۰۱, ۱۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
نقل قول:یه چیزی درونم من رو وسوسه میکنه ..." حس میکنم که نباید به ترفند های مستند راز عمل میکردم ... چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد ".. من مستند راز رو ندیدم ولی وسوسه شدم به دیدنش. جوابم بهش این بود : من اگر بمیرم یا قرار باشه تو کوچه بخوابم از هیچکس جز خدا چیزی رو نمیخوام و طلب نمی کنم. هر دلی کو دور شد از قید و بند روزگار جایگاهش جز دیار کبریایی نیست نیست من بدین حاجت نشستم بر در و درگاه دوست شرط مهر و دوستی را بی وفایی نیست نیست حال عاشق را نداند تا کسی عاشق نشد عاشقان را تا ابد میل جدایی نیست نیست بار «تسلیم» ار چه افتاده است اندر بحر عشق غرق بحر عشق را هرگز رهایی نیست نیست |
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۱۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
من تاپیک شما رو خوندم.اتفاقا چند نفر اطراف من هستن نزدیک به سن شما دچار همین مشکل شدند درحالیکه به واجبات خوب عمل می کنند.
من نمی خوام مثل بقیه حرف بزنم. شما فقط یک مشکل دارید اگه قول بدید با هم جلو ببریم حل می شه. بعضی از آدم ها هستن خونه شونو روی تپه های سست بنا می کنند برای همین هرموقع یه طوفان یا یه باد هم می وزه دچار آسیب می شن مجبور میشن هی خانه شون درست کنند.(خدایی نکرده قصد جسارت هم ندارم ولی خیلی ها اینطوری می شن شاید به خاطر تغییر نیاز در این سن هست) من می خوام بگم بیایید خونه تون و یه جای محکم بنا کنید ،کوچیک باشه ولی جاش امن باشه. اولین کار به شرط اینکه خوب گوش کنید و جواب بدید. چیزهای پاکی که تو اطرافتونه رو کامل برام بنویسید.خوب ببینید. چیزهای پاک،مثلا گل وقتی من گل می بینم از رنگش خوشم میاد چون چندتا رنگ در گل ممکنه باشه و ترکیبش باعث زیبا بودنش می شه.منظم بودن اجزای گل آدم و به حیرت می ندازه.اینکه گل ریشه ش توی خاک و سبب موندگاریش می شه. خواهشا چیزی که دید و خوب برام توصیف کنید.دوستان عزیز شما هم مشارکت می کنید،می دونم خیلی کمک می کنه به ما که خوب ببینیم.
|
|||
|
|
۱۸:۵۶, ۱۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۳ ۱۸:۵۹ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۷/آبان/۹۳ ۱۴:۴۲)محمدهادی نوشته است: نگران نباش هممون مشرکیم (جز تک و توک از مردم)، خیلی سخت نگیر!!!!!!!!!!!!!!! اولاً بر اساس چه دلیلی از اون آیه چنین نتیجهای گرفتید؟ ثانیاً بر اساس چه دلیلی از اینکه اکثریت مردم یهکاری رو بکنن نتیجه گرفتید که OK هست و نیازی به سخت گرفتن نیست؟ سوره فرقان: أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَـٰهَهُ ۥ هَوَٮٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلاً (43) أَمۡ تَحۡسَبُ أَنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَسۡمَعُونَ أَوۡ يَعۡقِلُونَۚ إِنۡ هُمۡ إِلَّا كَٱلۡأَنۡعَـٰمِۖ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ سَبِيلاً (44) آيا آن کس را که هوای نفس را به خدايی گرفته است ديدی؟ آيا تو ضامن او هستی؟ (43) يا گمان کردهای که بيشترينشان میشنوند و میفهمند؟ اينان چون چارپايانی بيش نيستند بلکه از چارپايان هم گمراهترند. (44) (۱۸/آبان/۹۳ ۱۳:۳۵)آسمانه سجادی نوشته است: اگه قول بدید با هم جلو ببریم حل می شه.إنشاءالله. ![]() إنشاءالله بگویید. |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۱۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۲۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
نقل قول: بر اساس چه دلیلی از اون آیه چنین نتیجهای گرفتید؟ آیه که واضحه؛ می فرماید در عین ایمان آوردن، مشرکند اما اگر شما چنین مطلبی را استنباط نمی کنید به تفاسیر رجوع کنید مثلا استاد جوادی آملی می فرمایند: فرموده است : و ما يومن اكثرهم بالله الا و هم مشركون ؛ يعنى بيشتر مؤ منان مشرك اند، پس بيشتر شان به نجاست باطنى آلوده اند، گرچه در ظاهر پاك به شمار آيند؛ زيرا جز خداى متعال ، ديگرى را ديدن و تكيه و اطمينان به غير او داشتن و استناد در گفتار و كردار به غير او، در باطن ، شرك است و با توحيد خالص مخالف ...روایاتی در مورد این آیه: رواياتى در معناى جمله ! (ما يؤمن اكثرهم بالله الّا و هم مشركون) در تفسير قمى به سند خود از فضيل از ابى جعفر (عليه السلام) روايت كرده كه در ذيل جمله (ما يؤمن اكثرهم باللّه الا و هم مشركون ) فرموده: مقصود از آن، شرك طاعت است، نه شرك در عبادت، يعنى معصيت هايى كه ارتكاب مى شوند در حقيقت شرك در اطاعت است و گنهكاران با گناه خود شيطان را اطاعت كرده اند. و در تفسير عياشى از محمد بن فضيل از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: مقصود شركى است كه به حد كفر نرسيده باشد. و نيز در همين كتاب از مالك بن عطيه از ابى عبداللّه (عليه السلام) روايت كرده كه در ذيل آيه شريفه فرموده: مقصود از اين شرك اين است كه كسى بگويد: اگر فلانى نبود من هلاك شده بودم، و اگر فلانى نبود من به فلان منفعت و فلان خير مى رسيدم، و اگر فلانى نبود زن و بچه من از دستم رفته بودند، زيرا چنين كسى براى خدا در ملك او شريكى قايل شده كه آن شريك روزيش مى دهد، و يا بلا را از او دفع مى كند. آنگاه مى گويد عرض كردم: حال اگر كسى چنين بگويد: (اگر خدا فلانى را نرسانده بود من هلاك مى شدم ) چطور آيا اين هم شرك است ؟ فرمود: اين خوبست و اشكالى ندارد. و نيز در همين كتاب از زراره روايت كرده كه گفت: از حضرت ابى جعفر (عليه السلام) پرسيدم چه مى فرمائى در آيه (و ما يؤمن اكثرهم باللّه الا و هم مشركون )؟ فرمود: يكى از مثالهاى اين شرك اين است كه كسى بگويد: نه بجان تو. مؤلف: مقصود آن حضرت اين است كه كسى بغير خدا قسم بخورد، چون غير خدا را به نحوى تعظيم كرده كه ذاتا لايق و مستحق آن نيست، و اخبار در اين باره زياد است. ثانیا روایات متعدد در مورد وجود شرک خفی در مورد مومنین داریم مثل همان مورچه در شب تاریک و سنگ سیاه و ... ثالثا شرک خفی انسان را جهنمی نمی کنه نمونه اش را در روایات بالا ملاحظه بفرمایید. سخن شناس باش دلبرا، خطا اینجاست |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۱۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۲۸ توسط آسمانه سجادی.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۱۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۵۲ توسط السا.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
نقل قول:از طرفی هم لحظه ای بعد به این فکر میکنم که خب این "دریافت انرژی از هستی" هم خودش نشانه ی قدرت و تقدیر خدا و نظم و نظام جهان هستی هست که من دارم به طور مشروع ازش استفاده میکنم ... مثل انرژی خورشید که خداوند قرار داده و استفاده میکنیم بدون اینکه گناه محسوب بشه .. من اگه جای شما بودم میشستم روی دونه دونه این افکار فکر می کردم ... خیلی با حوصله و سرفرصت چرا میخواید ذهنتون رو محدود کنین ؟ بهشون فکر کنین، ازشون نتیجه بگیرین ... بی اعتنا بودن، یعنی سعی کردن برای پاک صورت مسئله شما باید این مسئله رو حلش کنین نه اینکه صورتش رو پاک کنین ... ![]() نقل قول:خیلی بده این جنگ درون ذهنم ... بله، خیلی و تا وقتی شما فقط سعی کنین ک بهشون فکر نکنین، این جنگ ادامه داره ... با خودتون رو راست باشین ...
|
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۱۹/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۳ ۱۲:۳۵ توسط sharmandeh.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱۸/آبان/۹۳ ۹:۴۹)masoudmoosavy نوشته است: سلامسلام بله دقیقا موافقم .. همه ی این فعل و انفعالات در عالم هستی تحت اراده و قدرت خداست.. حتی یک نوترون هم دور هسته ی یه اتم نمیچرخه مگر با خواست و اراده ی او.. ولی ما که به این اعتقاد داریم باید برای هر پدیده ای یکی یکی از خدا بخواهیم که اون کار رو انجام بده .. یعنی اب بخوریم بگیم خدایا کاری کن که این آب کار طبیعی خودش رو انجام بده و تشنگی ما رو رفع کنه .. چون اگر خدا نخواد خب پدیده ی غیر منتظره رخ میده .. یعنی لحظه به لحظه باید از خدا بخواهیم که مثلا تک تک سلول های بدن کار خودشونو انجام بدن و بیمار نشیم یا اونا رو واگذار کنیم به خدا و امید داشته باشیم کار خودشونو انجام بدن؟؟ (۱۸/آبان/۹۳ ۱۰:۴۸)بیداری12 نوشته است: سلام برادر محترم.سلام ممنونم مدتیه به توصیه ها از جمله این پست شما عمل می کنم و حاالم بهتره ..خصوصا تاثیر اذکار لا اله الا الله و لاحول ولا قوه الا بالله رو دیدم.. بله راستش من دعا میکنم اما همیشه اطمینان کامل ندارم که استجاب میشه به خاطر همین خیلی وقتها چوب همین بی اعتمادی به خدا رو خوردم امیدوارم بتونم این مورد رو هم حل کنم. (۱۸/آبان/۹۳ ۱۲:۰۱)سدرة المنتهی نوشته است: من مستند راز رو ندیدم ولی وسوسه شدم به دیدنش. جوابم بهش این بود : من اگر بمیرم یا قرار باشه تو کوچه بخوابم از هیچکس جز خدا چیزی رو نمیخوام و طلب نمی کنم.سلام از نظر شما هم ممنونم. به جوابی که به masoudmoosavy گرامی دادم توجه کنید . ممنون (۱۸/آبان/۹۳ ۱۳:۳۵)آسمانه سجادی نوشته است: من تاپیک شما رو خوندم.اتفاقا چند نفر اطراف من هستن نزدیک به سن شما دچار همین مشکل شدند درحالیکه به واجبات خوب عمل می کنند.سلام از راهنمایی ها و نظر شما ممنونم. دقیقا متوجه نشدم.. یعنی الان هر چیز خوب اطرافم رو توصیف کنم؟؟ توی مدت یه روز منظورتونه؟؟ (۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۲۴)آسمانه سجادی نوشته است: [/url][url=http://pic.alamto.com/tag/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%DA%AF%D9%84-%D8%B1%D8%B2]سلام ممنونم بله خودم هم هر وقت به زیبایی ها و نظم و نظام دنیا فکر میکنم بیشتر به قدرت خدا پی میبرم و شکم برطرف میشه اما زیاد فکرکردن تو این امور هم دوباره ما رو به وسوسه های شک انداز می کشونه (۱۸/آبان/۹۳ ۲۳:۴۹)السا نوشته است: من اگه جای شما بودم میشستم روی دونه دونه این افکار فکر می کردم ... خیلی با حوصله و سرفرصتسلام اخه موقع هجوم این افکار خیلی دچار اضطراب و ترس میشم نمیتونم خوب فکر کنم راستی جا داره از خانم mahpare هم عذر خواهی کنم به خدا اصلا اون موقع متوجه خانم بودن ایشان نبودم دو تن از مدیران گرامی تذکر دادند ( هر چند یکی از تذکرها زیاد دوستانه نبود ) ولی با این حال عمدی در کار نبودم و واقعا متوجه این قضیه نبودم اگر جسارتی شد عذر خواهی میکنم |
|||
|
|
۱۳:۴۳, ۱۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
[/quote]
(۱۹/آبان/۹۳ ۱۲:۲۹)sharmandeh نوشته است: سلامسلام یا حی و یا قیوم یعنی خدایا ما را به حیات خود حیات بده و ما را به قیومیت خود قوام و پایداری و استقامت بخش. خداوند فیاض یا رحمتگر همیشگیست فیوضات خداوند لحظه به لحظه است که اگر نباشد دیگر وجودی نیست شبها ما خوابیم ولی با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم خواب هر شب ما عبادت است در حالی که نه ذکری می گوییم و نه عملی انجام می دهیم پس چون یاده خدا را قبل از انجام کار کرده ايم بر طبق اراده او عمل کرده آیم و خیر را از خدا طلب نموده آیم آنچه در اختیار ماست انجام داده آیم و بیش از آن به ما مربوط نیست قوانین هستی را خداوند پایه گذاری کرده اند یعنی قبل از خوردن آب چه به یاد خدا باشیم چه نباشیم آب اثرش را می گذارد ولی آنچه تفاوت می کند در روح ماست که اگر یاد خداوند بکنیم روح ما رشد می کند حال تفاوت خداپرستان با کافران در روح است نه جسم هر چند که یاد خداوند بر جسم هم اثر وضعی دارد ولی اصل روح است، در ضمن یکی از مزایای داشتن ماهواره در خانه بیشتر شدن شک است |
|||
|
|
۱۹:۳۲, ۱۹/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۳ ۱۹:۳۴ توسط السا.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
نقل قول:سلام سلام ![]() ب خاطر اینکه اسمش رو گذاشتین هجوم افکار !!! هر کسی باید این اجازه رو ب خودش بده تا آزادانه فکر کنه ... شما درباره اصول دینتون ی تحقیق کامل و اساسی بکنین نتیجه گیریهاتون از روی احساسات نباشه، مستدل و منطقی دنبال چرایی و صحت این اصول برید شما چقدر درباره اوصول دینتون تحقیق کردین ؟ شما بجز معرفی مادر و پدر و اطرافیان از دین، خودتون چقدر روش وقت گذاشتین و سبک سنگینش کردین ک دینتون درسته ؟ نقل قول: چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد ".. بذارید حساب بشه! اگه فکر کردن ب اینکه دینتون رو درست انتخاب کردین، توکل و اعتمادتون ب خدا درست بوده یا نبوده، قراره کفر حساب بشه، بذارین کفر حساب بشه، اما بازم بهشون فکر کنین ( مگه ما مسیحی هستیم ک حق نداشته باشیم فکر کنیم درباره درستی و نادرستی دینمون! )فکر کردنتون این نباشه ک کلا ی چیز رو بگیرید پرورشش بدین! نه! هر سوالی ک ب ذهنتون میاد رو برید دنبالش ببینین جوابش چیه اگه قراره اعتماد ب خدا ب معنی این باشه ک کلا در ِ عقل و سوالهاش رو ببیندیم ...!!! ![]() خدا خودش ب ما عقل داده، ابزاری داده ک باید باید باید ازش استفاده کنیم ... خود همون حضرت علی (علیه السلام) ای ک شما بهشون تکیه کردین گفتن : شک گذرگاه خوبیست،،، نه منزلگاه یعنی حق داری شک کنی ... آدمی ک عقل داره "باید" شک کنه وگرنه کلا عقلش زیر سوال میره ![]() البته نکته ش هم اینجاست ک میفرماید : منزلگاه خوبی نیست >> توش نباید توقف کرد ![]() نقل قول:اگر فکر میکنید افکار وسواسی زندگی شما رو مختل کرده بهتر هست با یک روان پزشک یا مشاور امین صحبت بفرمایید. با حفظ احترام همه روانپزشک ها ، کلا قبولشون ندارم ... مخصوصا اینکه آدم بخواد درباره اعتقاداتش و اینجور مسائل باهاشون حرف بزنه ![]() فکر کنم بهتر باشه برید پیش یک " روحانی " <-- البته هر گردویی گرد نیست
|
|||
|
|
۳:۵۷, ۲۰/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۳ ۴:۰۳ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۱۹/آبان/۹۳ ۱۹:۳۲)السا نوشته است: ! اون واژه امین رو که به مشاور چسبوندم منظورم همین بود. ![]() ببینید یک شخصی که دچار افکار وسواسی هست فرقی نمیکنه این افکارش در زمینه شستشوی وسایل و تمیز کردن اونها باشه یا در مورد اعتقادات. واژه هجوم رو که به کار بردند رو درک میکنم. کلمه درستی انتخاب کردند. کسی نمیتونه الان حال ایشون رو تصور کنه که شک کردن مداوم و حل این شک و به وجود اومدن شک جدید و پشت سرهم چی هست مگر اینکه کسی رو در همچین حالی دیده باشه. قدم اول درمان هم همین هست که انسان بدونه با مشکلی طرف هست و بخواد حلش کنه و این مشکل برای خیلی ها اتفاق افتاده و راه حل داره. واقعا بدون دارو این حالت رو درمان کردن خیلی سخت هست. من الان نمیتونم توضیح مشکل ایشون و چراییش رو براتون توضیح بدم. نمیخوام ایشون رو ناامید کنم. اماکارهایی که همه دوستان دارند پیشنهاد میکنند باید در کنار درمان با دارو اتفاق بیافته تا موثر باشه. و من در مرحله اول همین رو پیشنهاد میکنم. امیدوارم حالشون زودتر خوب بشه. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













![[تصویر: beautiful-flowers-02.jpg]](http://img.alamto.com/2011/Beautiful-Flowers/beautiful-flowers-02.jpg)
![[تصویر: beautiful-flowers-06.jpg]](http://img.alamto.com/2011/Beautiful-Flowers/beautiful-flowers-06.jpg)
![[تصویر: beautiful-flowers-08.jpg]](http://img.alamto.com/2011/Beautiful-Flowers/beautiful-flowers-08.jpg)
![[تصویر: beautiful-flowers-10.jpg]](http://img.alamto.com/2011/Beautiful-Flowers/beautiful-flowers-10.jpg)
![[تصویر: beautiful-flowers-21.jpg]](http://img.alamto.com/2011/Beautiful-Flowers/beautiful-flowers-21.jpg)

)

