کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.17 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زن می خواست جامعه را فتح کند برعکس شد
۱۵:۱۸, ۱۶/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/خرداد/۹۰ ۱۵:۴۰ توسط rajaby.)
شماره ارسال: #1

این ها حرف های زنی است که بعد از سه سال کلنجار رفتن با خود و جامعه بالاخره شاغل شد والان بعد از تقریبا یک سال دعا دعا میکند تا تاریخ قراردادش تمام شود و به کانون خانواده اش برگردد وآن را گرم تر از همیشه کند ولی با مطالعه و در کنار خدا.
زن های خسته و درمانده که همه سوار بر اتوبوس یا تاکسی یا ماشینهایی که با پول خودشان خریده اند حالا به خانه می روند! پر از فکرو دغدغه !پر از استرس .آنها خسته اند، می روند تا شاید با دیدن فرزندشان خستگی از تن و بدنشان به در رود .پدرهایی کلافه هم به خانه می آیند و بچه هایی که اگر خیلی هم اجتماعی باشند حالا که عصر شده دو تا سه ساعت است منتظر مادران و پدران شان هستند و می خواهند به خانه ای بروند و با مامان و بابا بگویند و بخندند و بازی کنند .اما این طفلان غریب و بی کس که مظلوم ترین موجودات دنیا هستند و ناخواسته به این ورطه افتاده اند خودشان با این جسم وجان ظریف و کوچک تکیه گاه اند .پناه عاطفی پدر و مادری که خسته به آغوش پر لبخند او آمده تا شاید خستگی و کلافگی یک روز پر کار را به دراورد .آری بچه ها پناه مادران و پدران اند نه مادران قوی و بزرگ، پناه پدران و بچه های مظلوم .
خدایا به کجا می رویم ؟؟؟ما دانسته ولی از سر لجبازی و ثابت کردن قدرتمان به مردها در سرازیری سقوطیم .به ته دره ای می رویم که با وجدانمان، آن را حس می کنیم ولی نفس لجبازو یک دنده ما سراب خوشبختی در ته دره می بیند .الهی کمک کن عاقل شویم .کمک کن به جای پول و جسم کمی وکمی به فکرروح بچه هایمان و روح خسته خودمان برسیم .کمک کن کمی و کمی به درد دل پدران خسته ای که مامن و پناهشان ما بودیم ولی حالا زن های خیابان و محل کار شده اند گوش دهیم و طبیب دل خسته شان شویم .ما برای چه آمدیم ؟؟
برای چه بزرگ شدیم ؟؟
ما برای چه ازدواج کردیم ؟؟
ما برای چه بچه دار شدیم ؟؟
ما برای چه سر کار رفتیم ؟؟
ما برای چه دنبال پول بیشتر می دویم ولی دنبال خانواده صمیمی تر و پر محبت تر نمی رویم حتی آهسته ؟؟
ما چرا چرا امدیم ؟؟؟
ما چرا دنبال محبت به جامعه رفتیم ؟؟؟
ما چرا دنبال محبت همه جا می رویم الا خانه خدا؟؟؟
ما چرا وقتی خودمان به دنبال توجه به جامعه رفتیم همسرمان را توبیخ می کنیم که دل به زندگی نمی دهد؟؟؟
چرا؟چرا؟ چرا؟
خیلی مشتاقم برایم دلیل بیاورید که اشتباه می کنم ولی مطمئنم در این جنگی که ما زن ها شروع کردیم خودمان قربانی اولش هستیم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، 872325 ، محمداحسان ، chista3 ، user313 ، paradise ، أین المنتظر ، hesam110 ، Sir.Ehsan ، mohammad790 ، Reza2035 ، ريحانه الرسول ، Seyed Mohsen ، بیداری اندیشه ، احیاء ، fire man ، نجف آبادی ، خاک ، جوینده حق ، آزاد اندیش ، خادمة الزهرا ، fandogh ، black ، AMINI ، yamin ، mhvvhm ، SARV ، یاران مهدی ، در جستجوی سختی ، تفکر ، شهیدطیبه واعظی ، mres11 ، حسنیه ، حسن.س. ، جویای حقیقت ، مجید املشی ، ويانا مبين نژاد ، tazevared ، omidman ، درست پسند ، Mohammad Trust ، Farzaneh ، *ریحانه* ، عدالت ، farzad313 ، sadegh-a ، keyvan-rostamy ، مهدی2012 ، fiftynine ، یا فاطمه الزهرا ، janali ، رضوانه ، یاســین ، سدرة المنتهی ، alialaie

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۱۸, ۱۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #41
آواتار
بیداری 12:
مسلما مهد قرآنی در مقایسه با مهدهای دیگه به دلیل دینی بودن و کادر متدین و ساعت کمتر خیلی بهتره. اما با نظر خانم رجبی که گفته بودن "،شاید تاثیر مهد قران روی تربیت دینی بچه شما بسیار بیشتر از حضور اون در کنار شما باشه" زیاد موافق نیستم. درسته که فراگیری قرآن خیلی فوق العاده و خوب هست اما هر سنی اقتضائات خاص خودش رو داره.
بچه تا 7 سالگی نباید تحت آموزش های مستقیم باشه و اگر می خواهیم مطلبی رو بهش آموزش بدیم باید در قالب بازی باشه. بچه رو اصلا نباید سر کلاس آموزشی نشوند.
ممکنه در همون سن نسبت به هم سن و سالهاش دانش بیشتری داشته باشه اما در دراز مدت موفقیت آمیز نیست.
برای بچه ی 2 ساله هیچ چیز حتی آموزش قرآن جای آغوش مادر رو نمی گیره. چون بچه باید اول تربیت عاطفی بشه و ساختارهای وجودی اش شکل بگیره. آشنایی با معنویات برای بچه ای در این سن در حد بازی و یادگیری یه سری آداب اسلامی هست.
در نهایت امیدوارم بهترین تصمیم که به خشنودی خدا و سعادت خودتون و فرزندتون نزدیک تره رو بگیرید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: احیاء ، rajaby ، بیداری12 ، بیداری اندیشه ، rastin ، محمداحسان ، آزاد اندیش ، خادمة الزهرا ، یاســین
۶:۴۸, ۲۲/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۰ ۷:۰۸ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #42
آواتار
اول این رو بگم که خیلی خوشحالم خانمهایی اینقدر فهمیده و فداکار توی تالار هستن. باعث افتخاره.
حقیر اگرچه زن و مادر نیستم اما همیشه به تربیت فرزند اهمیت زیادی می دادم و دغدغه ذهنی من بوده و هست و همیشه به بچه های دوست و فامیل با دید ریزبینانه نگاه می کردم تا نکاتی یاد بگیرم. همینطور محیط کار.

البته من جای دیگه قبلا عرض کرده بودم بحث اشتغال زنان دو موضوع تاسف برانگیز رو در خودش داره.
یکی اینکه از بعد دشمن شناسی که خوب دشمن با تبلیغات و استفاده از رسانه خودش تونست ارزش ها رو تغییر بده. به قول آقای رحیم پور ازغدی زنان ما رو به دروغ وارد رقابتی از بیخ و بن غلط با مردان کردن. که بله ما زنان هیچ چیزی از مردان کم نداریم و ....
در حالیکه اگر از من مرد می پرسیدن می گفتم ارزش تربیت فرزند و میزان سختی و اهمیت تربیت صحیح فرزند خصوصا از بعد اخلاقی و معنوی از تمام شغلهای مردان بیشتره. اصلا سر کار بیرون رفتن برای مرد نسبت به زنان ارزشی محسوب نمیشد که زنان بعضی هاشون برای اینکه مثلا در این "ارزش" کم نیارن بخوان سختی های کار بیرون رو تحمل کنن.

یکی دیگه هم خودخواهی بعضی زنان هست که علیرغم اینکه نیاز مالی ندارن اما حاضر نیستن از خود گذشتگی کنن برای فرزندانشون و تربیت فرزندشون و سختی های اون رو خودشون به عهده بگیرن تا اینکه بندازنش روی دوش پدر و مادرهاشون یا مهدهای...
به هر حال حقیر هم تاثیر سوء مهد کودک های سکولار و حتی مذهبی رو دیدم. همکارانی رو دیدم که با وجودیکه شوهرانشون "استاد دانشگاه" و عضو هیئت علمی با درآمد مکفی بودن از 6 ماهگی بچه های خودشون رو به مهد می سپردن و پا به پای ما تا عصر سر کار می اومدن. خیلی تاسف می خوردم اما افسوس که نمیشد چیزی گفت....

یه تحقیق علمی شد راجع به اینکه امام معصوم فرموده بودن مادر بچه رو سمت چپ بخوابونه. تازه امروز فهمیدن که دلیلش صدای ضربان قلب مادره.

نقل قول:"با کمی تفکر می توان این گونه استدلال کرد که جنین در تمامی مدتی که داخل بدن مادر قبل از تولد می زیسته به صدای ضربان قلب مادر عادت کرده و به آن خو گرفته. بنابراین شنیدن این صدای آشنا بعد از تولد نیز احتمالاً تاثیر مهم و آرام بخشی بر روی نوزاد داشته و همچنین او را ازدیگر صداهای غریب و وحشتناک اطراف مصون می کند و به آرامش و اطمینان می بخشد و اگر مادر نیز آگاهانه و یا ندانسته و بدون هیچ تاملی کودک را سمت چپ بدن خود قرار دهد در می یابد که کودکش زودتر به آرامش دلخواه می رسد تا اینکه او را به سمت راست بخواباند."

حالا چرا باید بچه رو از آغوش گرم و مهربان مادر و صدای ضربان قلبی که مونس همیشگی کودک بوده محروم کرد؟ اون هم انسی از ابتدای شکلگیری جنین؟

اما در مورد بعد از دو سالگی حقیر هم نظرم اینه که هیچکس به جز مادر تا سن 6 7 سالگی نباید تربیت فرزند آدم رو به دست بگیره. حتما دیدین تو فیلمهای انگلیسی قدیمی که بچه رو تا سن خاصی اصطلاحا home schooling می کردن و معلم می آوردن توی خونه که تربیت اولیه کودک تحت نظارت دقیق والدین باشه. آخه این چند سال اول خیلی مهمه.

مهد قرآنی هم به نظر حقیر ممکنه آفتهایی داشته باشه چون بالاخره همه مربی های مذهبی هم حتی ممکنه مناسب نباشن که بخوان فرزند آدم رو تربیت کنن. ممکنه دوگانگی تربیتی برای بچه پیش بیاد. آخه آدمها تفاوتهای زیادی با هم دارن توی تفکرات و نیت ها و اخلاقیات و ....
دوستمون user313 هم نکته خوبی رو فرمودن. به نظرم توی آموزش فرزندان لازم نیست خیلی زود شروع کنیم چه آموزش های دینی و چه علمی. روحیه کودک سن کم به بازی و تفریح سازگاره تا محیط آموزشی...
به نظر حقیر یه حمد و توحید و چند تا سوره کوچیک و و نام معصومین و سیره های اونها که برای کودک قابل هضم باشه و صحبت از زیبایی و مهربانی های خداوند در آفرینش گیاهان و حیوانات و حتی دیدن مستندهای زیبای طبیعت و برای کودک سن زیر 6 سال کافیه. وقت برای یاد گرفتن بعدها زیاده ....

به هر حال خوشحالم که تعداد قابل توجهی از خانمهای این تالار راه درست رو تشخیص دادن و اسیر فریب شیاطین و اسیر خواسته های نفسانی خودشون نشدن.

البته من منکر این نیستم که زنانی مجبور هستن به خاطر شرایط خاص زندگی مجبور بشن کار کنن. این اجبار رو خودشون تعیین می کنن. ممکنه یه خانواده با 400 هزار تومن و خونه اجاره ای چنین نیازی پیدا نکنه اما یه خانواده با 1 میلیون باز هم زن خونه احساس نیاز مالی بکنه و خودش رو "مجبور به کار کردن" بدونه. بستگی داره چقدر دنبال دنیا و تجملاتش باشه و یا اینکه چقدر در زندگی قناعت داشته باشه.

به عنوان حداقل وظیفه عرض می کنم باید به هر کسی که می تونیم گوشزد کنیم که وارد رقابت غلطی شدیم و داریم به فرزند خودمون ظلم می کنیم تا بلکه چند نفر به راه درست برگردن.
خدا رو شاکرم که همسر بنده خودشون بدون اصرار حقیر، با افزایش مطالعات دینی خودشون فهمیدن اشتغالشون به تربیت فرزندمون آسیب می زنه و تصمیم گرفتن به زودی ان شاءالله از کارشون استعفا بدن و به استخدام خدا در بیان در تربیت خلیفه اش روی زمین.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، خادم الرضا ، rastin ، rajaby ، بیداری12 ، fire man ، ريحانه الرسول ، user313 ، محمداحسان ، آزاد اندیش ، خادمة الزهرا ، saloomeh ، AMINI ، یاســین
۱۰:۴۵, ۲۲/تیر/۹۰
شماره ارسال: #43

سلام .خیلی خوشحالم که توی دنیایی که من توش بودم و با عقاید دینی که فقط برام اعمال عبادی مهم بود اما حالا عقیده هایی رو پیدا کردم که به من توی فهمیدم راه درست کمک می کنن و تازه دارم متوجه حضور زیبا و پررنگ دین توی زندگی کردنم میشم .باورتون میشه که وقتی میخواستم این تاپیک رو باز کنم خیلی منتظر مقابله نظرات بودم و به مخیله ام خطور نمی کرد بچه ها و خانم های این تالار این قدر فهیم و متفکر باشند -نه به خاطر حمایت از من بلکه دلایل منطقی و نوع تفکر این عزیزان و تطابق اون با شرع مقدس -.احساس می کردم بچه ها اینجا بخوان من رو متقاعد کنند که تندروی می کنم و میشه یه کاری کرد . تاثیر کارفرهنگی این یهودیان ملعون ذهن همه ما زن ها رو درگیر و متاثر از خودش کرده .حتی خانم های مسن تر و پیرزن ها هم در عقایدشون شک دارند و افسوس می خورند ازخانه داری کردن و بچه بزرگ کردن .نمیدونم .فقط خدا رو صد هزار بار شکر که راه درست رو پیدا کردم .از حضور و امضای مدیر تالار هم بسیار خوشحال شدم .معلومه که موضوع از اهمیتی برخورداره و قابل اغماض نیست .حضور مدیر تالار باعث دلگرمی من شد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، paradise ، ريحانه الرسول ، rastin ، محمداحسان ، آزاد اندیش ، خادمة الزهرا ، AMINI
۱۸:۲۹, ۱۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #44
آواتار
سلام من چند تا دلیل دارم که بر مبنای اونا میگم نباید خانم بره سرکار
اول شخصیت مرد زیر سوال میره اگه خانمش بره سرکار یعنی خود مرد نمیتونه از عهده ی خرج خونه بربیاد
دوم اگه بچه ها زیاد توی خونه تنها باشن خیلی اتفاقات ممکنه پیش بیاد
سوم بچه ها به سوی فردیت کشیده میشن که در آینده واسشون یه مشکل حسابیه
چهار بچه ها به هیچ وجه خوب تربیت نمیشن و به قول معروف به هر بادی می لرزن
بچه ها زیاد به غذای بیرون رو میارن که در رشد ذهنی اونا خوب نیست
خانم خستگی شو به خونه میاره و نه حوصله ی بچه ها رو داره نه حوصله ی کارای خونه رو
و خیلی چیزای دیگه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ريحانه الرسول ، rajaby ، خادمة الزهرا ، AMINI
۱۰:۳۷, ۱۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #45
آواتار
شايد به نظر خنده دار بياد ولي من اين مورد رو بارها به چشم خودم ديدم.

يه نقش خيلي جالب و مهمي كه حضور زن در خانه داره پيچيدن عطر زندگي توي خونه هاست.

يه زن اگر واقعا از موهبت هايي كه خداوند بهش داده استفاده كنه مطمئن باشيد كه پايه هاي زندگيش با هيچ طوفاني نميلرزه .

وقتي مرد بعد از يك روز كار خسته كننده وارد خونه ميشه و با اين فضا مواجه ميشه
يه خونه تميز ، كه عطر دستپخت خانم خونه يا به قول داداشم عيال همه جارو پركرده ، بچه ي تميز و شاداب و مودب ، عطر خوش چايي دم كشيده و يه لبخند پر از مهر و محبت خانم خونه ...

خيلي از مرد ها در برابر اين صحنه مسحور ميشن و تمام خستگي روزانه شون برطرف ميشه .

همين چيز هاي به ظاهر ساده و بي اهميت ميتونه باعث ايجاد فضاي شاد و سرشار از صميميت توي خونه بشه.

مرد هاي زيادي رو ديدم كه گاهي دلشون براي يه دمپختك ساده خانومشون تنگ ميشه .

هنوز هم براي فتح جامعه دير نشده
ماهي رو هر وقت كه از اب بگيريم تازه است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، rajaby ، paradise ، rastin ، بیداری اندیشه ، محمداحسان ، آزاد اندیش ، omoridi ، خادمة الزهرا ، meshkat ، AMINI
۱۶:۲۳, ۲۵/آذر/۹۰
شماره ارسال: #46
آواتار
راستش مردها، اونطوری نیستند که معرفیشون کردند!
یک مرد شهوترانی که هیچ زنی از او در امان نیست! یا یک مردی که از زن و بچه سوء استفاده میکنه تا حکمروایی کنه! و یا.....

من کاری به قشر مریض جامعه ندارم، درباره قشر عادی و سالم صحبت میکنم.

چی به سر ما اومد، که زنها خواستند حقشونو از مردها بگیرند؟؟
مگر مردها چه کردند؟ و زنها چه میخواستند؟
آیا آلان زنها به مقصود خودشون رسیدند؟
آیا آلان که محیط خانه به جای امن بودن، جایی نا امن شده، معیار خانمها بوده؟
یا اینکه خانمها رکب خوردند و بازیچه حیله شیطانی ای شدند که خود از اون غافلند؟
من نمیدونم، به نظر شما بزرگترین لذت یک زندگی چیه؟ آیا غیر از اینه که زنها بدونند، مرکز توجه مردشون هستند و مرد برای اوست که هر سختی را به تن میخره تا همسرش آسایشی نسبی داشته باشه؟ و مرد لذتی بالاتر از این میخواد که وقتی وارد خانه میشه، آغوش گرم همسرش و فرزندانش را ببینه؟
واقعا لذتی از این بیشتر است؟
چرا فکر میکنیم، ژن زن و مرد عوض شده و زن میتونه کار مردونه انجام بده؟ منظور از کار مردونه سخت بودن اون نیست، بلکه خشونت اونه. زنی که در محیط بیرون روحش آزرده میشه، آیا میتونه برای همسرش مرحم زخمی باشه؟ و وقتی هر 2 زخمی هستند، کی پرستار دل اون یکی میشه؟
همینه که امروزه میبینیم بنیان خانواده ها سست شده.
این خواست استکبار است.
وقتی زن خواستار پایداری خانواده نباشه، خانواده ای نیست، وقتی خانواده ای نباشه، غیرتی نیست، و وقتی غیرتی نباشه سرزمینی نیست. این زمان است که وقتی آمریکا میگوید من به ایران حمله میکنم، بعضی ها خوشحال هم میشن!!!! چرا، چون غیرت ندارند، چون خانواده ندارند و چون زن خوبی ندارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad790 ، meshkat ، AMINI ، بیداری12
۱۴:۵۶, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #47
آواتار
دوستان ، من تمام مبحث و پاسخها رو نخوندم ، پس اگه جواب تکراری دادم ببخشید .
پدرو مادر من هردو شاغلن و مادر من پرستار ...
پرستار بودن در ایران یعنی کار زیاد ، فرسایش زیاد + حقوق کم ...
من سالهای زیادی رو در کودکی و نوجوانی روزی 2-3 ساعت تنها بودم و خودم باید از خودم مراقبت میکردم . تنهایی و 1000تا مشکل دیگه ...
ولی اون روزا بود که این روزای خوب رو به امغان آورده .
ولی اگه پدرم تنها کار میکرد و مادرم خانه دار بود مسلما الان اوضاعمون به این خوبی نبود ...
من هم اگه مثله شیخ نشینهای حوزه خلیج فارس بودم یا مثله افرادی با حقوق نجومی 100% همسر خانه دار رو ترجیح میدادم ، ولی با این اوضاع بد و بیثبات اقتصادی-اجتماعی من نیاز به شغل و کسب درآمد رو برای زن ضروری میبینم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rajaby ، AMINI ، peimane
۱۰:۵۵, ۲۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۳۲ توسط rajaby.)
شماره ارسال: #48

سلام من دوباره برگشتم تقریبا هفت ماه .البته به خاطر خانه دار شدن اینترنت نداشتم و تازه راه افتاده و الا من به این تاپیک تعصب دارم و با گوشت و خونم ازش محافظت می کنم .میخوام حالا کنار دختر نازنینم که کنارم خوابیده اروم اروم براتون از روزها یی بگم که نمیخوام برگردن .خودتون قضاوت کنید .

دخترم بعد از 6ماه حرفهایی برام گفته که اگه ماه اول گفته بود الان هر سه تامون یه تجربه تلخ طولانی نداشتیم دقیقا یک سال و دو ماه .
می گفت معلم قرانش رو خیلی دوست داره چون خیلی مهربونه و اصلا بلند داد نمی زنه .مثلا اگه یه چیزی میافته میگه حمیده جون مدادت افتاده برش دار یا اگه کار بدی کنه اروم میگه حمیده جون این کار بدیه تکرارش نکن .
- مگه من داد میزنم مامانی ؟ اگه یه وقت حواسم نبود ببخشید
- نه مامانی .معلم های مهدکودکمون همش داد میزدن .حمیده نکن حمیده بشین حمیده داد نزن حمیده نرو ... وقتی شما می اومدین مهربون میشدن و به من میگفتن حمیده جون مامانت اومده .یه دفعه مهربون میشدن .من فکر میکردم وقتی داد میزنن و دعوا میکنن دارن شوخی میکنن که به شما نمیگفتم ولی حالا فهمیدم وقتی مهربون بودن داشتن شوخی میکردن.
بچه ام داشت حرف میزد بغض کرده بود و صداش می لرزید .تو خیابون هم بودیم نمی شد بغلش کرد .بچه من فقط 4 سال و 9 ماهشه .ترس و اضطراب وتحقیر شدن رو تجربه کرده بود .دلم داره میترکه من با خودم و بچه ام چیکار کردم .این احساسات رو با چه پولی میتونم برگردونم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
واسه امیدوار شدن بچه ام و شاد شدن و اعتمادش چقدر باید پول بدم ؟؟؟؟؟؟؟؟

قبلا تو شرکت هم که مینوشتم بغض داشتم و الا ن هم همینطور .باز هم خدایا شکرت که به خودم جرات و جسارت دادم که تمومش کنم و حالا یکی از حامیان سرسخت شغل شریف خانه داری و بچه داری باشم -البته اصولی و تخصصی نه کیلویی -

براتون جواب سوالم رو که از سایت های پاسخگویی پرسیده بودم میزنم شاید ذهن شما روهم روشن کرد :




من الان شاغلم هر روز با خودم درگیرم در آینده شاغل بمونم و به فکر پیشرفت توی کارم باشم تمام دغدغه ام کاری است که بدرد آخرتم بخوره .احساس میکنم کار بدردم نمیخوره .
همه میگن دنبال کارت رو بگیر بدنبال تو خونه نشستن نباش بچه خودش بزرگ میشه .از طرفی میخوام حتما تا کلاس اول دخترم بشینم خونه و کنار دخترم باشم .از اینکه دخترم بعد از مدرسه تنها باشه تو خونه هم میترسم هم خیلی بدم میاد .
ولی سردرگمم .کمکم کنید .بگید بهترین موفقیت از نظر اسلام برای یک خانم یچه دار چیه .من احساس میکنم نهادهای دینی هم تکلیف رو قشنگ معلوم نمیکنند .من واقعا فکرم بهم ریخته است هیچ آینده ای توی ذهنم نیست میترسم از اینده ای که تصویری ازش ندارم در ضمن من اخلاقا آدم مطیعی نیستم ولی درباره نظر اسلام من واقعا شنونده ام من تردیدم از زمانی شروع شد که از علامه جوادی املی شنیدم بیرون کارکردن خانم ها خوب نیست و در اینده بچه ها تاثیر بدی داره و پیدایش خانه های سالمندان رو نتیجه اشتغال زنان وسپردن بچه ها به مهدکودک و محبت ندیدن کودکان میدانست .اگر نظر قطعی در مبانی اسلام هست خیلی عالی میشه تکلیف معلومه ولی اگه نیست که مطمئنم نیست من رو در تصمیم گیری کمک کنید







پرسشگر گرامی با عرض سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز مطالب خود را با قصه ی مادری آغاز می کنیم که شباهت هایی با داستان

زندگی شما دارد: حنانه بچه ها را خیلی دوست می داشت، خیلی زیاد؛ برای همین تا ازدواج کرد بچه دار شد و دور و برش را سه چهار تا بچه قد و نیم قد

گرفتنتد. با خودش فکر کرد چه خوب می شد اگه کنار بچه داری کار هم بکنه، هم درآمد داره و هم می تونه بیشتر برای بچه ها خرج کنه. همیشه یه حسی

بهش می گفت: باید پیشرفت کنه و قله های ترقی رو یکی پس از دیگری فتح کنه، تصمیم گرفت کار کنه ...، شروع کرد به سرکار رفتن و بچه ها را سپرد به

مهد کودک. حالا دیگه مادر نبود، یه خانم کارمند بود با چهار تا بچه قد و نیم قد. بچه ها دیگه بزرگ شده بودند و هر کدوم رفته بود دنبال سرنوشت خودشون.

مادر میان سال ما امروز توی پارک خیره شده بود به بچه هایی که دارند سرسره بازی می کنند. یادش افتاد یه روزی دختر کوچولوی شیطونش ازش خواست

تا اونو ببره پارک ، اما مادر قصه ما اون روز به دخترش گفته بود: «وقت ندارم»

نمی دانیم که انگیزه شما برای کار و اشتغال چیست؟ معمولاً وقتی این سؤال را از زنان شاغل می پرسیم، پاسخ های متفاوتی به پرسش ما می دهند که

عمده پاسخ های آنان از این قرار است: 1. نیاز مالی و فشار اقتصادی 2. تکامل جویی و پیشرفت 3. ناچیز شمردن و دست کم گرفتن کار در منزل و خانه داری

4. پرکردن اوقات فراغت 5. چشم و هم چشمی و رقابت با زنان دیگر 6. رسیدن به استقلال مالی و کمک به اقتصاد خانواده 7. فرار از مسئولیت های اصلی

زندگی 8. احساس مسئولیت علی رغم دستاوردهایی که اشتغال برای زنان به ارمغان آورده است، پیامدهای منفی و آسیب هایی هم در پی داشته است

که يكي از آسيب‌هاي اشتغال زنان، دوري از فرزندان است كه باعث مي‌شود پيوند عاطفي ميان مادر و فرزند كمتر شود و خلاء عاطفي در خانواده بوجود آيد.

و در نتيجه تربيت فرزندان دچار مشكل مي شود. ضرورت توجه ويژه بانوان به خانواده، در فرهنگ، مذهب و اعتقادات ما ايرانيان ريشه دارد و زنان بايد اين امر

مهم را مورد توجه داشته باشند. بانوان در مرحله اول بايد به خانه و خانواده بپردازند و بعد مسؤوليت بيرون از خانه و فعاليت اجتماعي خود را پيگيري كنند.

فعاليت زن در اجتماع خوب است ولي زن نبايد از نقش اساسي خود در خانواده غافل شود زيرا قوام خانواده به حضور او در آن بستگي دارد. با توجه به

مطالب فوق اگر يک خانم شاغل بتواند ميان كار در بيرون از خانه و ايفاي نقش و مسووليت خود در درون خانواده اعم از شوهر داري و تربيت فرزند و ...، توازن

ايجاد كند، هيچ اشكال و آسيبي به نظام خانواده نخواهد داشت. جهت مطالعه بیشتر در مورد اشتغال زنان و نوع شغل مناسب زنان کتاب های زیر معرفی

می شود: 1. اشتغال یا خانه داری. پدیدآورنده: کاظم علی محمدی، ناشر: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(رحمة الله علیه) 2. زنان، کارکردهای مدیریتی،

تداخل نقش ها. پدیدآورنده: سیدصمصام الدین قوامی 3. فرهنگ اشتغال. پدیدآورنده: دکتر طیبه زندی پور، ناشر: ساوالان توجه داشته باشید که


توصیه ما این است که: 1. به اصل اشتغال نگاهی موشکافانه بیندازید، ببینید انگیزه شما برای اشتغال چیست؟ بنگرید که با کار کردن چه چیزی را بدست

می آورید و چه چیز مهمی را از دست می دهید؟ 2. اگر به کار و اشتغال اهمیت می دهید، سعی کنید از نقش اساسي خود در خانواده غافل نشوید بلکه

ميان كار در بيرون از خانه و ايفاي نقش و مسووليت خود در درون خانواده اعم از شوهر داري و تربيت فرزند و ... توازن ايجاد كنید، 3. در صورت اشتغال، به کار

و شغلی روی بیاورید که به آن علاقمند هستید و در کنار نفع شخصی، برای جامعه و نوع انسانها نافع و سودمند باشد و به قول خودتان به درد آخرت هم

بخورد.
دیدگاه دیگران درباره تربیت فرزند منطقی نیست و با مبانی دینی و روانشناختی مخالفت دارد. در فرهنگ دینی تربیت صحیح فرزند جایگاه بس رفیعی دارد

که به منزله نجات تمام بشریت تلقی شده است که این مهم بدون تربیت و آموزش و حضور مربی دلسوزی همانند مادر در کنار کودک محقق نمی گردد. البته

شما می توانید در کنار مراقبت جسمی و روانی از فرزندتان به کار هم مشغول شوید

در پایان این نکته را خاطر نشان می کنیم که اتفاقاً اسلام در زمینه اشتغال زنان نظر قطعی دارد و آن این است که اساساً اسلام، رسالت اصلی زنان را خانه داری، شوهرداری و مادری می داند و کارهای دیگر را تنها زمانی که به رسالت اصلی آنان آسیب و خدشه وارد نکند، قبول می کند و می پذیرد. موفق باشی


بازم مینویسم براتون
راستی جواب دوستمون که گفتن من اوضاعم خوبه و از کارکردن مادرم ناراضی نیستم ، به قول دکتر میثاق از کجا معلوم اگه مامان شما خانه دار بود اوضاع بد بود .من به برکت مال اعتقاد دارم .برکت یه موضوع کاملا تایید شده دین ماست مهم کیفیت پوله نه مقدارش .منم به خاطر بدهی همسرم شاغل شدم لطفا صفحات قبل رو مطالعه کنید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، AMINI ، meshkat ، وحید110 ، بیداری12 ، paradise ، یار کوچک ، yamin ، بیداری اندیشه ، احیاء ، SARV ، یاســین
۹:۱۳, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #49
آواتار
سلام خدمت دوست عزیز خانم رجبی

تبریک میگم بهتون به خاطر تفکر و اندیشه هاتون و به خاطر انتخاب شغل خانه داری

من هم مثل شما چند ماهه که دیگه سر کار نمی رم، بعد گذشت 3 ماه، بالاخره با استعفای من موافقت شد و از 15 بهمن 90 دیگه سر کار نمی رم.Smile
الان خیلی بهتر از اون موقع هاست. هر روز میگذره، احساس رضایت بیشتری می کنم، وقت آزادتری دارم و بدون دلهره و اضطراب به کارهای خونه هم می رسم.
هر چند که الان هم خودم رو درگیر یه فعالیت هایی کردم و اما فعالیت هایی که به درد آینده زندگی دنیوی و اخروی بخوره... مثل رفتن به کلاس خیاطی و کلاس های دینی، اخلاقی، مطالعه کتاب و تهیه مقاله و ...


البته در این میان مخالفین و موافقین زیادی وجود داشته و دارن...

خیلی از همکارا دوست داشتن موقعیت من رو داشتن و می تونستن به این راحتی دل از کار بکنن و خیلی ها هم هر روز پرس و جو می کنن و منتظرن که من پشیمون بشم و حوصله ام سر بره

انشاالله که خداوند به همه کمک کنن که بتونن تصمیم درستی در زندگی بگیرن....

کاش همت کنیم و به یاری خداوند متعال به همین راحتی از رذایل اخلاقی و گناهان مون دست بکشیم....کاش ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، فاطمه خانم ، وحید110 ، paradise ، rastin ، یار کوچک ، بیداری اندیشه ، یا صاحب الزمان ، rajaby ، حسن.س.
۱۱:۱۴, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۱:۳۲ توسط Unname28.)
شماره ارسال: #50
آواتار
(مهم ترین شخص برای هرکس, خود اون شخصه)
یک روز 24 ساعته, هر انسان باید حداقل 8 ساعت بخوابه, میگیم 6 ساعت هم کار های خونه, 10 ساعت وقت آزاد می مونه.
1- اول زندگی که بچه ای وجود نداره که این وقت پر بشه
2- اگه بچه ای هم وجود داشته باشه روزی 10 ساعت می خوای بهش چی یاد بدی؟
3- مگه بچه تا ابد نیاز به مواظبت داره؟ بعد یک سنی بچه میره سر خونه و زندگیش

نتیجه اینا چیه؟ بیکاری = ماهواره - فیسبوک - صحبت های تلفنی و ... که خودتون می دونید
وقتی فارسی 1 بین زن های خونه دار خیلی پرطرفداره یا فیسبوک زندگی هارو بهم زده, خب یه زنی که کار داشته باشه نمیشینه پای ماهواره یا همه روز رو تو فیسبوک نیست.
خیلی از زن ها بخاطر این که مجبور نشن تو خونه بمونن و بچه داری کنن ازدواج نمی کنن, چرا یه کسی که شغل داره, آزادیش رو داره بخواد بخواد ازدواج کنه و از خود گذشتگی کنه, اینم از دلیل ازدواج نکردن.

یک مرد می تونه از این ضعف درامد نداشتن زن سواستفاده کنه, موقع طلاق وقتی بچه به مرد داد دیگه از خودگذشتگی معنی نمیده و زن نصف عمرش گذشت تازه باید برگرده خونه باباش, حالا اگه تو آمریکا بود می گفتیم مال و اموال نصف میشه, بچه به مادر می رسه و پدر موظفه تا 18 سالگی خرج بچه رو بده حتی اگه بچه نامشروع باشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا