|
پادشاه بدون تاج و تخت، شهید دکتر (مهدی) ادواردو آنیلی
|
|
۱:۱۱, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا با عرض سلام خدمت دوستان عزیز به لطف یکی از دوستان در تالار، مجبور شدم راجع به موضوعی تحقیق کنم... در حال وبگردی بودم که با ”پایگاه شناخت رهبری" آشنا شدم، در این سایت به مطلبی برخوردم که راجع به دکتر شهید (مهدی) ادواردو آنیلی بود... من تا اون زمان راجع به این شهید حتی یک کلمه هم نخونده و نشنیده بودم... ولی مطمئنا آشنایی با زندگی و سرگذشت شهید آنیلی یکی از بهترین اتفاقهای زندگی من بوده و هست... دیدم در تالار راجع به زندگی شهید ادواردو آنیلی مطلبی وجود نداره، این بود که تصمیم گرفتم از ایشون هم یاد کنم. ان شاء الله که خدا قبول کنه... البته این مطلب با همفکری و همکاری چند دوست در تالار فراهم اومده، حالا ازشون نامی نمیبرم شاید راضی نباشند... خدا خیرشون بده... واقعا ممنونم دوستان. نیویورك، منزل سناتور آنیلی، 6 ژوئن 1954 اولین فرزند خانواده مطرح و صاحب نفوذ آنیلی متولد میشود. آنها برای او اسم ادواردو را انتخاب میكنند. پدرش سناتور جیووانی آنیلی یك مسیحی كاتولیك و مادرش پرنسس مارلا كاراچولو، یهودی بود. خانواده آنیلی كه از آنان بهعنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام برده میشود، ثروتمندترین و پرنفوذترین خانواده ایتالیا هستند كه هفت كارخانه اتومبیل سازی، چندین بانك خصوصی، باشگاه ورزشی یوونتوس و... بخشی از سرمایه عظیم آنان است. رم، لندن، نیویورك ادواردو تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در ایتالیا گذراند و پس از آن به كالج آتلانتیك در انگلستان عزیمت كرد. بعد از آن هم برای ادامه تحصیلات به ایالات متحده رفت. با این كه زمینه خانوادگی برای او اقتضا میكرد تا در رشتههای مهندسی یا اقتصاد ادامه تحصیل دهد، اما ادواردو گمشدهای داشت كه باید آن را در جایی دیگری میجست. به همین خاطر، رشته ادیان را برگزید و مطالعات خود را به شناخت ادیان مختلف اختصاص داد. ![]() كتابخانه دانشگاه پرینستون، 1974 در یكی از روزهای دوران دانشجوییاش در آمریكا هنگامی كه در كتابخانه قدم میزد، با كتاب تازهای مواجه شد؛The Holy Quran. آن را برداشت و مقداری از آن را مطالعه كرد. احساس عجیبی به او دست داد. او آن لحظه نمیدانست كه این كتاب آیندهاش را بهكلی دگرگون خواهد کرد. از آن جاییكه پدرش كاتولیك و مادرش یهودی بودند، زمینه حقیقتجویی و تفحص در مورد ادیان و مكاتب در وی ایجاد شده بود. مركز اسلامی نیویورك، 1974 بعد از مطالعه بخشهای زیادی از قرآن، فهمید گمشده خود را در جملات نورانی آن یافته است. در حالی که 20 سال سن داشت، به مركز اسلامی نیویورك مراجعه و اعلام كرد كه میخواهد مسلمان شود. همان جا هم شهادتین را بر زبان جاری کرد و آنان هم نام هشام عزیز را برای وی انتخاب كردند. رم، سفارت جمهوری اسلامی ایران، 1980 ادواردو شبكههای تلویزیونی ایتالیا را بالا پایین میكرد كه برنامهای به چشمش جالب آمد؛ مناظرهای بین نمایندگانی از ایران، عراق، آمریكا و ایتالیا كه در آن محمدحسن قدیری ابیانه - رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا- سخنش را با نام خداوند قویتر از ناوهای آمریكا شروع كرده بود. تا انتهای مناظره را با دقت و علاقه تماشا كرد. خیلی خوشحال بود كه در تلویزیون ایتالیا سخنی از خدای قدرتمند شنیده است. چند روز بعد با موتورگازی دربان منزلشان به سفارت ایران در رم رفت. چون یكشنبه بود و روز تعطیل، با در بسته سفارت مواجه شد اما آنقدر اصرار كرد كه عاقبت قدیری ابیانه شخصا به استقبالش رفت و از همینجا باب آشنایی بیشتر او با ایران و انقلاب اسلامی فراهم شد. دکتر قدیری ابیانه در این باره می گوید: يك هفته بعد از پخش مناظره ادواردو آمد منزل ما، با يك موتورسيكلت گازي دست دوم، بدون اينكه خودش را معرفي كند؛ به نگهبان در منزل ما كه ايتاليايي بود، گفته بود ميخواهم آقاي "قديري " را ببينم. در آن زمان من خيلي مشغله داشتم. براي همين گفتم به او بگوييد فردا به سفارت بيايد تا با هم صحبت كنيم. ولي چون ممكن بود در آنجا او را بشناسند، نميخواست به آنجا بيايد. بنابراين پيغام داد به قديري بگوييد خداوند هر در بستهاي را ميگشايد و من به محض گرفتن اين پيغام گفتم، او را به داخل راهنمايي كنيد. به استقبالش رفتم. او جوان قدبلندي بود. خواستم خودش را معرفي كند. گفت من ادواردو آنيلي هستم. من بدون آنكه انتظار جواب مثبتي داشته باشم، پرسيدم شما با آن خانواده معروف آنيلي نسبتي داريد؟ گفت بلي، من پسرش هستم. گفتم تو اگر واقعا پسر آنيلي هستي پس چرا با اين موتور دست دوم آمدهاي؟ گفت اين مال نگهبانمان است و من با اين آمدهام تا شناخته نشوم. من مصاحبه شما را ديدم و مسلمان هستم. گفتم چه زمان مسلمان شدي؟ گفت چهار سال قبل. شرح مسلمان شدنش را گفت. ميخواست كه با هم دوست باشيم. از آن به بعد هر وقت كه به شهر رم ميآمد - منزلش در شهر تورينو بود - به من هم سر ميزد. بعد از چند جلسه كه با هم بوديم، شيعه شد. وقتي برايش راجع به تشيع توضيح دادم، خوشش آمد. بعد از شيعه شدن و ذكر شهادتين در نزد آقاي فخرالدين حجازي، نام او را "مهدي " گذاشتيم. تهران، جماران، بیت امام خمینی (رحمة الله علیه)،6 فروردین 1360 ادواردو كه بهشدت به انقلاب اسلامی ایران علاقهمند شده، در اولین سفرش فرصت پیدا میكند تا به اتفاق فخرالدین حجازی به دیدار امام خمینی برود. در همین دیدار است كه حضرت امام (رحمتالله علیه) در حضور آیتالله خامنهای، حاج سیداحمد آقا و آیتالله هاشمی رفسنجانی پیشانی ادواردو را میبوسند. زمین چمن دانشگاه تهران، صف اول نماز جمعه، 7 فروردین 1360 ادواردو پس از دیدار با امام، این بار به نماز جمعه تهران میرود تا در صف اول به امامت آیتالله خامنهای نماز بخواند. تصاویری از آن نماز كه بعدها با تلاش بسیار از آرشیو بیرون كشیده شد، خیلی كمك كرد كه اثبات كند ادواردو مسلمان و شیعه بوده است. ![]() ![]() تورینو، ویلای بزرگ آنیلیها، دهه 80 میلادی در ابتدای مسلمان شدن ادواردو، خانوادهاش تصور میكردند كه این اقدام وی، حاصل شور و نشاط جوانی است و پس از مدتی به حال سابق برمیگردد؛ اما با گذشت زمان، ادواردو بر ایمان و عقیده خود پافشاری بیشتری میكند و برای اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی از هیچ كوششی دریغ نكرده، حتی خانواده خود را نیز به اسلام دعوت میكند. او امام خمینی را بهعنوان مرجع خود پذیرفته و از حكم اعدام سلمان رشدی دفاع میكند. با تلاش فراوان او، فیلم مستندی درباره اسلام تهیه میشود كه از شبكه اول ایتالیا به پخش میرسد و... همه این اقدامات باعث میشود كه روز به روز سختگیری و فشار خانواده بر وی بیشتر شده و كمكم ویلای مجلل آنیلیها، به زندانی مخوف برای او تبدیل شود كه حتی اجازه تردد عادی و خروج بدون اجازه را هم ندارد. رم، شورای رهبری فیات، اواخر دهه 80 شورای رهبری فیات جلسهای برای انتخاب جانشین سناتور آنیلی تشكیل داده است تا مدیر پس از مرگ او مشخص شود. در آن جلسه اكثریت اعضا، ادواردو را به دلیل عقاید مذهبی، برای تصدی این سمت نامناسب تشخیص دادند. اما به هر ترتیب او وارث اصلی و قانونی بود و برای كنار گذاشتن و حذف او از این ثروت عظیم، باید بهانههایی تراشیده میشد تا میتوانستند توجیهی برای افكار عمومی داشته باشند. كنیا، سواحل مالیندی، اكتبر 1990 ادواردو به جرم حمل 300 گرم هروئین در این شهر ساحلی قاره آفریقا دستگیر میشود. خبر بهسرعت در رسانههای ایتالیا و خارج از آن منتشر میشود كه فرزند ارشد جیووانی آنیلی به جرم حمل مواد دستگیر شد. همین كافی است تا زمینهها برای كنار گذاشتن او مساعدتر شود. اگرچه خبر اندكی بعد تكذیب شود. سوئیس، بیمارستان روانی، اوایل دهه 90 مسلمان شدن ادواردو و احتمال اعتیاد او بهانههای مناسبی بود تا خانواده ادعا كنند او بیماری روحی و روانی دارد و باید تحت درمان باشد. لذا او را در یك بیمارستان روانی در مرزهای سوئیس بستری كردند؛ بیمارستانی كه همه پزشكان و پرستاران آن، یهودی بودند. در آن بیمارستان وی احساس عدم امنیت میكرد و در این باره به یكی از دوستان صمیمیاش گفته بود: «صهیونیستها مرا خواهند كشت و اجازه نمیدهند كه این ثروت به یك مسلمان برسد.» رم، شورای رهبری فیات، 1997 «جیووانی اومبرتو» پسر عموی مسیحی ادواردو كه به جای او به عنوان وارث آنیلیها انتخاب شده بود و ادورادو هم از انتخابش راضی بود، بر اثر سرطان ناشناختهای درگذشت. شورای رهبری فیات تشكیل جلسه داد و بلافاصله « جان لاپو الكان»خواهرزاده یهودی ادواردو را به جانشینی برگزید. این اقدام ادواردو را بسیار ناراحت كرد و ضمن ابراز مخالفت، اجازه نداد نام خانوادگی «آنیلی» را بر خواهرزاده یهودیش بگذارند. این بهترین نشانه بود بر پیشبینیای كه ادواردو از نقشه صهیونیستها برای تصاحب اموال خاندانش داشت. ![]() بزرگراه تورینو - ساوونا، پل رومانو، 15 نوامبر 2000 ادواردو برای انجام كارهای روزمره از منزل خارج شد. قبل از بیرون رفتن به آشپز خانواده، سفارش غذای مورد علاقهاش را داد؛ غذایی كه از گوشت حلال تهیه شده باشد. اما ساعتی بعد پیكر بیجان او در حاشیه رودخانه زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد؛ در حالیكه خودروی او هم روی پل رها شده بود. در همان روز هم با اصرار اطرافیان بدون كالبدشكافی در مقبره خانوادگی آنیلی بهعنوان یك مسیحی به خاك سپرده شد. همان روز رسانههای ایتالیا و از جمله روزنامههای پرتیراژ پدرش اعلام كردند كه ادواردو خودكشی كرده است؛ چراكه او مدتها بود كه معتاد و منزوی شده بود. علیالظاهر پرونده ادواردو بسته میشود اما این آغازی بر یك پایان است. دکتر قدیری ابیانه می گوید: من به ادواردو گفته بودم كه اينها نميگذارند ثروت خانوادهات به دست تو برسد و بلايي سرت خواهند آورد؛ چراكه يهوديهايي مثل شوهرخواهرش، براي بهدست آوردن آن ثروت نقشه كشيده بودند. خودش هم ميگفت كه ميدانم اين كار را با من خواهند كرد؛ منتها نخواهند گفت كه به قتل رسيده، بلكه آن را يك حادثه تصادفي يا خودكشي يا بيماري اعلام ميكنند. يكي از كارهايي كه خانواده با او كردند اين بود كه او را به يك مركز رواني بردند در شمال ايتاليا (در مرز سوئيس) كه ويژه فوقالعاده ثروتمندها بود و تمام اعضاي آن مركز هم صهيونيست بودند. او خودش تعريف ميكرد كه تنها نگراني من اين بود كه توانايي مغزي من را از بين ببرند و به اين ترتيب بهدليل نداشتن سلامت عقلي، طبق قانون اموال خانوادهام بهدست من نرسد. او ميگفت قبلا ديدهام كه چنين كاري را با فرد ديگري كردهاند؛ بنابراين از آنجا فرار كرد. البته معتقد بود تا زمانيكه پدرش زنده است، او مانع انجام سوءقصد به جان وي خواهد شد. او را زماني به قتل رساندند كه اخبار بيماري بحراني پدرش در اوج بود و نگران اين بودند كه اگر پدرش فوت كند، كنترل موضوع از دستشان خارج شود و براي همين او را زودتر كشتند. كسي كه آشپز ادواردو بود، ميگويد صبح روزي كه او به قتل رسيد، به وي حتي سفارش نوع غذاي ناهارش را داده بود. اينجا اين نكته وجود دارد كه كسي كه قصد خودكشي داشته باشد، سفارش غذا براي دو يا سه ساعت بعدش را نميدهد و البته دلايل ديگري هم براي اثبات عدم خودكشي او وجود دارد كه قابل بررسي است. برخي اسناد آن در مستند ايراني كه ساخته شد، آمده است. یک خاطره از زبان دکتر قدیری ابیانه درباره شهید آنیلی: شهید آنیلی طی سفری که به ایران داشتند، به مشهد، براي زيارت امامرضا رفت. وقتي يكي از دوستان او را به يك شهربازي كه بهتازگي در آنجا ساخته شده بود برد، ادواردو به او گفت كه مراقب باشيد كه مشهد جنبه مذهبي خودش را حفظ كند؛ چراكه لاييكها براي آنكه جنبه مذهبي شهرهاي مذهبي را بگيرند، مراكز تفريحي متعددي در آنجا ساختند؛ بهطوري كه در اذهان جنبه تفريحي اين شهرها برجستهتر از جنبه مذهبي آن شد. مراقب باشيد مشهد هم دچار اين بحران نشود. در آنجا بهشدت تحت تأثير زيارت قرار گرفته بود و ميگفت كه من وجود امام رضا را حس ميكردم. وقتي از او پرسيدم از امام رضا چهچيزي خواستي؟ گفت: خواستم كه از خدا بخواهد كه قلب پدرم را نسبت به من مهربان كند. سخن پایانی از زبان دکتر قدیری ابیانه: خيليها از من ميپرسند ادواردو در اسلام چه ديده بود كه مسلمان شد؟ من به شما ميگويم اگر كسي اسلام را بشناسد و مسلمان نشود، امري عجيب است. در مكزيك من به شيوه خودم سخنراني ميكردم؛ چون مسيحيت و پس ذهن آنها را ميدانم و ميشناسم. نبود جلسهاي كه ما در مورد اسلام صحبت كنيم و در آن جلسه كسي مسلمان نشود. آنقدر خرافات در مسيحيت و يهوديت آمده كه اگر يك نفر اسلام را بشناسد، عجيب است مسلمان نشود. معتقدم اگر ما اسلام را آنطور كه واقعا هست به مردم جهان نشان دهيم، شاهد گرايش فوجفوج مردم به اسلام خواهيم بود. چرا قرآنسوزي را پيشنهاد ميدهند؟ براي اينكه در مقابل منطق قرآن كم ميآورند. در مسيحيت آموزهها به مردم بر اساس فكر و تفكر آموخته نميشود و ميگويد بدون تفكر و ترديد بپذير و الا گناه كردهاي. توصيهام به خوانندگان اين است كه خوشبختي را در ثروت و موقعيت اجتماعي و شهرت و اين چيزها دنبال نكنند؛ اينها سرابي بيش نيست. قدر ايمان خودشان و مملكت و نظام اسلامي خودشان را بدانند و در مسير اسلام حركت كنند. ممنونم از شما بابت توجه تون... واقعا نمیشه درباره شهید آنیلی به این اختصار سخن گفت... باید مفصل تر و بهتر از تفکرات ایشون صحبت شه تا فیض کامل برد... پس دوستان خوبم، اگه مطالبی دارید ازتون تقاضا میکنم که ارسال کنید تا همه بتونیم بهره واقعی رو ببریم... درضمن یک مستند از سرگذشت شهید آنیلی ساخته شده ولی متاسفانه من ندیدمش... اگه دوستان جایی رو سراغ دارید که میشه تهیه یا دانلود کرد معرفی کنید... بازم ممنون... در پناه حق |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۴۶, ۱۵/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۰۱ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
پیشینه خانوادگی ادواردو جیوانی آنیلی، پدرکاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا است. مادر ادواردو یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده می شود. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باورند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است. پس از این ازدواج، یکی از عموهای ادواردو فوت می کند. نکته جالب دیگر این است که خواهر ادواردو نیز با یک خبرنگار یهودی به نام "الکان” ازدواج میکند و از او چهار بچه دارد. بدین ترتیب به نظر می رسد پیوند این خانواده با صهیونیست ها محکم و محکم تر می شد. ![]() ![]() ادواردو آنیلی و خانواده اش ادواردو آنیلی و پدرش مسلمان شدن ادواردو ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف "پرینستون ” نیویورک بود خودش هم متولد نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما اینها او را قانع نکرده بود.در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را میخواند و احساس میکند این نمیتواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل میخواند و تصمیم میگیرد مسلمان شود؛ بدون اینکه نیاز به مشورت با کسی را احساس کند. به یک مرکز اسلامی در نیویورک میرود و آنجا میگوید من میخواهم مسلمان شوم، شهادتین را میگوید و آنجا نامش را "هشام عزیز ” می گذارند. ادواردو پس از سفر به ایران شیعه شد و توانست با امام خمینی (رحمة الله علیه) دیدار کند. دکتر قدیری ابیانه درباره شیعه شدن و اولین سفر ادواردو به ایران می گوید: "بعد از شیعه شدن و ذکر شهادتین در نزد آقای فخرالدین حجازی، نام او را "مهدی" گذاشتیم. بار اول که به ایران آمد، خدمت حضرت امام (رحمة الله علیه) رفت. در آن ملاقات، حضرت آیت ا…خامنه ای، آقای هاشمی، سیداحمد خمینی و فخرالدین حجازی حضور داشتند و یک دوست ایرانی ما که الان در مشهد است و نمیخواهد اسمش را ببریم و دوست ادواردو نیز بود، کار ترجمه را بر عهده داشت. این دوست مشترکمان بعدها گفت که بعد از دیدار با امام به نماز جمعه رفتیم که ادواردو در صف اول بود... . در این سفر او به مشهد، برای زیارت امام رضا (علیه السلام) رفت. در آنجا به شدت تحت تأثیر زیارت قرار گرفته بود و می گفت که من وجود امام رضا (علیه السلام) را حس میکردم. وقتی از او پرسیدم از امام رضا (علیه السلام) چه چیزی خواستی؟ گفت: خواستم که از خدا بخواهد که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند." ![]() دکتر قدیری ابیانه روابط نزدیکی با ادواردو داشت و نقش به سزایی در آشنایی وی با اسلام و جمهوری اسلامی ایران داشت. برداشت شهید ادواردو آنیلی از سوره کهف ![]() دستخط ادواردو به ایتالیایی از این (آیات) واضح است که آخرین پیامبر (سلام بر او) محمد [ص] است، زیرا که آخرین قوانین الله است که به زمین قبل از روز جزا (قضاوت جهانی) نازل شده و خواهد شد. بنابراین بعد از اسلام دین جدیدی نخواهد آمد. هشام عزیز فعالیت های ادواردو در ایتالیا ادواردو با اعمال نفوذی که داشت، کانال یک تلویزیون ایتالیا را قانع کرد که یک فیلم مستند راجع به کشور های اسلامی بسازد و تهیه کنندگی فیلم را نیز خودش بر عهده گرفت. در این راستا به ایران هم آمد و بعد هم این فیلم را در تلویزیون به نمایش گذاشت. بعد از نمایش آخرین قسمت با "ایگور من" خبرنگار روزنامه "لاستامپا" درباره اسلام به مناظره نشست. همچنین وقتی کتاب سلمان رشدی منتشر شد، یک ناشر ایتالیایی تصمیم گرفت آن را منتشر کند.ادواردو با شنیدن این خبر به دیدن او رفت و به او به خاطر انتشار این کتاب اعتراض کرد. دکتر قدیری ابیانه درباره فعالیت های وی می گوید: "او می گفت که نمی توانم ببینم به مقدسات من توهین شود و من هیچ حرفی نزنم. وی همچنین در برابر جنایات اسراییل در فلسطین طاقت نمی آورد و به نخست وزیر و رییس جمهوری و حتی سران کشور های دیگر زنگ می زد و خواستار جلوگیری از این اقدامات می شد که من به او گفتم داری با این کارها شهادتت رو جلو می اندازی. صهیونیست ها دست از سر تو بر نخواهند داشت، از این کارها پرهیز کن" اعمال فشار به ادواردو برای بازگشت به مسیحیت حسین عبداللهی و محمد اسحاق عبداللهی صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف می کنند. حسین عبداللهی می گوید: "ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت." حسین می گوید: "یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند." خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود. شهادت یا خودکشی؟ در نوامبر سال 2000 جسد ادورادو آنیلی در بزرگراه تورینو-ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد. اتومبیل وی نیز که یک فیات کرومای خاکستری بود، بر روی پل رومانو و در حالی که چراغ های راهنمایش روشن بود و درهای آن باز بود، رها شده بود. ![]() محلی که جسد ادواردو در آن پیدا شد پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است. در ادامه به ذکر این دلایل می پردازیم: 1) نخست اینکه ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده است که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می کردند، ساعت ها گفت و گو می کرد تا آنها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خودش درباره یک مورد از تلاش های اینچنینی ادواردو می گوید: "در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند " به هیچ وجه منطقی به نظر نمیرسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند." 2) در اسلام خود کشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمانگرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحتآمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربیها بود. چنین فردی چگونه میتواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بیدین و کسانی که به آخر خط رسیدهاند، انجام میدهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملا معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت. 3) آشپز ادواردو می گوید صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود. حال این سوال مطرح میشود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای دو یا سه ساعت بعدش سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچگونه مورد مشکوکی در میان صحبت های وی به چشم نمی خورد و وی کاملا عادی صحبت می کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود. 4) حسین عبداللهی با اشاره به برنامه های بلندمدت ادواردو می گوید: "ادواردو می گفت می خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم." محمد عبداللهی نیز می گوید: "یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می خواندیم. ادواردو به من گفت می خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد. 5) مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشدجسد وی کالبد شکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملا به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد. 6) پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچوجه بازتاب داده نمیشد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می شود، به نحوی که نخست وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت ها و زندگی وی جمع آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد. ![]() ![]() اعتراض ایرانیان مسلمان به قتل ادواردو 7) چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود لوکا نیز یکی از نجیب زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به سلطان شراب ایتالیا معروف بود و خانودهاش از سرشناسترین خانوادههای این کشور به حساب میآمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر میرسد تاکتیک "خودکشی سازی" یکی از تاکتیک های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نیستند در جهالت باقی بمانند. ![]() تصویر لوکا کائتانی لواتلی که وی نیز به طرز مشکوکی کشته شد 8) دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه زسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس ها و کفش ادواردو، خودکشی را تایید نمی کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود. منابع و مآخذ:
1) سخنرانی ها و دست نوشته های دکتر قدیری ابیانه
2) مستند ادواردو آنیلی به کارگزدانی سیاوش سرمدی (تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز) 3) http://ghadiri.ir/ 4) Johnston, Bruce (19 June 2001). "Fiat chief's son dies in viaduct plunge". The Daily Telegraph (London). Retrieved 2008-04-04 5) http://www.ariannaeditrice.it/articolo.php?id_articolo 6) Farnham, Alan (10 September 1990). "THE CHILDREN OF THE RICH & FAMOUS". CNN . Retrieved 2008-04-04 7) "The curse of inheritance: Do wealthy dynasties always make for happy heirs?". Belfast Telegraph. 19 July 2007. Archived from the original on 2007-10-09 . Retrieved 2008-04-04 8) dAgneli "Misticismo, francescanesimo, droga, buddismo, discorsi contro il capitale, elogio dei poveri, critiche alla conduzione Fiat" La Repubblica, Nov, 2000 |
|||
|
|
۰:۳۲, ۱۸/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۱ ۰:۳۶ توسط omidman.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
روح مهدی عزیز شاد... ان شا الله باشهدای کربلا محشور بشه.
غربت شهید ادواردو آنیلی آدم رو به یاد غربت دشت نینوا میندازه. شهید غریبی که میون هزاران نامرد بی وجدان گرفتار شده و هر لحظه باید منتظر صدمه باشه. وقتی تو دنیا هیچ کس عظمتت رو درک نکنه، یعنی اونقدر بزرگ شده ای که خدا تو رو می خواد. |
|||
|
۱۱:۱۸, ۲۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
" .....
بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یکشنبه در حالی که من در اقامتگاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و میخواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر میشود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان میگوید خدا هر در بستهای را میگشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبالاش. جوان قدبلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون اینکه انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهٔ آنیلی معروف، نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم. ..... " گروه گزارشهای ویژه مشرق، ادواردو آنیلی در 9 ژوئن 1954 در نیویورک متولد شد. وی تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووآنی آنیلی بود و مادرش، مارلا کاراچیلو، یک پرنسس یهودی بود. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت. وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت الله خمینی دیدار کرد و به اسلام و تشیع گروید. ![]() پیشینه خانوادگی ادواردو جیوانی آنیلی، پدر کاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا است. مادر ادواردو یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده می شود. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باورند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است. پس از این ازدواج، یکی از عموهای ادواردو فوت می کند. نکته جالب دیگر این است که خواهر ادواردو نیز با یک خبرنگار یهودی به نام "الکان” ازدواج میکند و از او چهار بچه دارد. بدین ترتیب به نظر می رسد پیوند این خانواده با صهیونیست ها محکم و محکم تر می شد. ![]() برداشت شهید ادواردو آنیلی از سوره کهف ![]() از این (آیات) واضح است که آخرین پیامبر (سلام بر او) محمد [ص] است، زیرا که آخرین قوانین الله است که به زمین قبل از روز جزا (قضاوت جهانی) نازل شده و خواهد شد. بنابراین بعد از اسلام دین جدیدی نخواهد آمد. هشام عزیز فعالیتهای ادواردو در ایتالیا ادواردو با اعمال نفوذی که داشت، کانال یک تلویزیون ایتالیا را قانع کرد که یک فیلم مستند راجع به کشورهای اسلامی بسازد و تهیهکنندگی فیلم را نیز خودش بر عهده گرفت. در این راستا به ایران هم آمد و بعد هم این فیلم را در تلویزیون به نمایش گذاشت. بعد از نمایش آخرین قسمت با "ایگور من" خبرنگار روزنامه "لاستامپا" درباره اسلام به مناظره نشست. همچنین وقتی کتاب سلمان رشدی منتشر شد، یک ناشر ایتالیایی تصمیم گرفت آن را منتشر کند. ادواردو با شنیدن این خبر به دیدن او رفت و به او به خاطر انتشار این کتاب اعتراض کرد. دکتر قدیری ابیانه درباره فعالیت های وی می گوید: "او میگفت که نمیتوانم ببینم به مقدسات من توهین شود و من هیچ حرفی نزنم. وی همچنین در برابر جنایات اسراییل در فلسطین طاقت نمیآورد و به نخستوزیر و رییسجمهوری و حتی سران کشورهای دیگر زنگ میزد و خواستار جلوگیری از این اقدامات میشد که من به او گفتم داری با این کارها شهادتت رو جلو میاندازی. صهیونیستها دست از سر تو بر نخواهند داشت، از این کارها پرهیز کن". اعمال فشار به ادواردو برای بازگشت به مسیحیت حسین عبداللهی و محمد اسحاق عبداللهی صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف می کنند. حسین عبداللهی می گوید: "ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت." حسین می گوید: "یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند." خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود. شهادت یا خودکشی؟ در نوامبر سال 2000 جسد ادورادو آنیلی در بزرگراه تورینو-ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد. اتومبیل وی نیز که یک فیات کرومای خاکستری بود، بر روی پل رومانو و در حالی که چراغ های راهنمایش روشن بود و درهای آن باز بود، رها شده بود. ![]() محلی که جسد ادواردو در آن پیدا شد پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است. در ادامه به ذکر این دلایل می پردازیم: 1) نخست اینکه ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده است که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می کردند، ساعت ها گفت و گو می کرد تا آنها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خودش درباره یک مورد از تلاش های اینچنینی ادواردو می گوید: "در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند." به هیچ وجه منطقی به نظر نمیرسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند." 2) در اسلام خود کشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمانگرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحتآمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربیها بود. چنین فردی چگونه میتواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بیدین و کسانی که به آخر خط رسیدهاند، انجام میدهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملا معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت. 3) آشپز ادواردو میگوید صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود. حال این سوال مطرح میشود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای دو یا سه ساعت بعدش سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچگونه مورد مشکوکی در میان صحبت های وی به چشم نمی خورد و وی کاملا عادی صحبت می کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود. 4) حسین عبداللهی با اشاره به برنامه های بلندمدت ادواردو می گوید: "ادواردو می گفت می خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم." محمد عبداللهی نیز می گوید: "یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می خواندیم. ادواردو به من گفت می خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد. 5) مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبد شکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملا به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد. 6) پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچوجه بازتاب داده نمیشد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می شود، به نحوی که نخست وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت ها و زندگی وی جمع آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد. ![]() ![]() اعتراض ایرانیان مسلمان به قتل ادواردو 7) چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود. لوکا نیز یکی از نجیب زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به سلطان شراب ایتالیا معروف بود و خانودهاش از سرشناسترین خانوادههای این کشور به حساب میآمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر میرسد تاکتیک "خودکشی سازی" یکی از تاکتیک های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نیستند در جهالت باقی بمانند. ![]() تصویر لوکا کائتانی لواتلی که وی نیز به طرز مشکوکی کشته شد 8) دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه زسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس ها و کفش ادواردو، خودکشی را تایید نمی کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود. دکتر مارکو دلایل دیگری نیز دارد که اثبات می کند ادواردو خودکشی نکرده است. وی اینگونه استدلال می کند: "زمان مرگ ادواردو بین ساعت های 9 تا 10:30 صبح روز پنجشنبه اعلام شده است. در این ساعت از روز به صورت میانگین هر 10 الی 15 ثانیه، یک ماشین از آن منطقه عبور می کند. امکان ندارد هیچ کس ادواردو را در حین خودکشی ندیده باشد. زیرا پارک کردن ماشین، بیرون آمدن از آن، بالا رفتن از حصار یک و نیم متری کنار بزرگراه و پریدن به پایین حداقل 2 دقیقه طول می کشد و قطعا در این مدت می بایست افرادی وی را دیده باشند. در حالیکه هیچکس شاهد این اتفاقات نبوده است. دکتر مارکو معتقد است که ادواردو کشته شده و سپس توسط ماشینش به محل کشف جسد منتقل شده است و برای آنکه قتل همچون خودکشی به نظر برسد، با وسیله ای به سر ادواردو ضربه وارد شده است تا جراحاتی همچون جراحات ناشی از پرش از ارتفاع بر روی سر وی ایجاد شود. ادامه دارد ان شاالله ... |
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۲۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
انگیزه قتل ادواردو
خانواده ادواردو بسیار پولدار و بانفوذ بودند. فقط سود دارایی های خانواده او 60 میلیارد دلار در سال برآورد شده است. کارخانه ماشین سازی فیات، فراری،اوبکو، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو، چندین کارخانه صنعتی ، بانک های خصوصی، شرکت های طراحی مد و لباس، روزنامه های لاستامپا، کوریره، دلاسرا و باشگاه فوتبال یوونتوس تنها بخشی از اموال خانواده آنیلی است. چون بعدها ادواردو مسلمان شد، پدرش حاضر نشد که ارث و میراثش را بهدست او بسپارد؛ لذا پسرعموی مسیحیاش را بهعنوان جانشین تعیین کردند. اما ناگهان این خبر پیچید که او بر اثر سرطان ناشناختهای فوت کرد. اگر زنده میماند، مدیریت این اموال به یک مسیحی میرسید. بدین ترتیب آخرین مسیحی خانواده آنیلی نیز فوت شد و تنها ادواردو باقی مانده بود. این بدین معنی بود که تا رسیدن اموال این خانواده به دست یهودیان یک گام باقی مانده بود و آن مرگ ادواردو بود. ![]() چون ادواردو مسلمان شد، پدرش حاضر نشد که ارث و میراثش را بهدست او بسپارد دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خود گفته است که ادواردو از خطری که جانش را تهدید کرده بود، آگاه بود. ابیانه که رابطه خوبی با ادواردو داشت، می گوید: " ادواردو به دوستان مسلمانش آقای الکان همسر اول خواهرش را منشاء خطر برای جان خود عنوان کرده بود، منتهی تصور میکرد چتر حمایت پدر مانع آن میشود که در زمان حیات پدر او را به قتل برسانند. من خود با او صحبت کرده بودم و به او هم در مورد امکان قتلش هشدار داده بودم، لیکن او ضمن تایید خطر جانی برای خود بویژه از سوی صهیونیست ها و بالاخص با هماهنگی الکان یهودی (همسر خواهرش) معتقد بود این خطر پس از مرگ پدر جدی خواهد شد." بعد از شهادت ادواردو و مرگ پدر این ارث قانونا به خواهرش میرسید، اما با کمک مادر ادواردو حدود 500 میلیون دلار را که در مقابل ثروت خانواده ادواردو بسیار ناچیز است، به خواهرش دادند و با فریب از او امضا گرفتند و به نوعی او را از ارث محروم کردند که بعدها وی از دست مادر خود در دادگاه بهخاطر این موضوع شکایت کرد، اما به هر حال مدیریت این سرمایه عظیم دست خواهرزادههای یهودی ادواردو افتاد. رسوایی اخلاقی جان لاپو الکان، وارث یهودی خاندان آنیلی چند سال پیش رسانههاي ايتاليايي از رسوايي اخلاقي خواهرزاده يهودي ادواردو آنيلي وارث خانواده آنيلي در ميان مردم ايتاليا پرده برداشتند. به گزارش نشريه اشپيگل موناكو، مشكل پيش آمده براي الكان در نتيجه افراط در مصرف مخلوطي از قرصهاي اكستازي، كوكائين و مشروبات الكلي بوده و وي به خاطر اين مسئله بخشي از توان ذهني خود را از دست داده است. روزنامه osservative romano متعلق به واتيكان نيز در تاريخ 22 اكتبر اشارهاي تلويحي به مسئله اعتياد وارث آنيليها و ديگر مفاسد وي داشته است. سايت اطلاعرساني virgilio نيز در خبري به شهره شدن اين يهودي صهيونيست به فساد در ميان مردم ايتاليا اشاره كرده و اظهار داشته است: "دانشجويان ايتاليايي در اعتراض به يك مصوبه پارلمان اين كشور در تاريخ 25 اكتبر مقابل پارلمان ايتاليا تجمع كردند. اين دانشجويان در اعتراض به اكثريت حاكم ايتاليا به صورت طعنه آميز شعار ميدادند: "همه شما مثل جان الكان هستيد."" ![]() ![]() جان لاپو الکان، وارث یهودی خاندان آنیلی سفرهای ادواردو به ایران اولین آشنایی ادواردو با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ 31 فروردین 1359 رخ داد؛ یک هفته پس از مناظره تلویزیونی دکتر قدیری ابیانه با خبرنگاران آمریکایی، عراقی و ایتالیایی که از شبکه تلویزیونی ایتالیا به طور زنده (درتاریخ 24 فروردین 1359) پخش میشد؛ مناظرهای که بخشهایی از آن در فیلم مستند ادواردو نیز گنجانده شد. او که تنها 6 ماه از قدیری جوانتر بود، تصمیم به آشنایی و دوستی با قدیری میگیرد و به عنوان ناشناس به منزل او مراجعه میکند. دکتر قدیری ابیانه در مورد این دیدار میگوید: "یک هفته بعد از شرکت در میزگرد تلویزیونی که ادواردو آن را دیده بود، در روز یکشنبه در حالیکه من در اقامتگاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و میخواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر میشود به او بگویید فردا برای ملاقات بیاید. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان میگوید "خدا هر در بستهای را میگشاید." من هم گفتم فوراً در را باز کنند و خود هم به استقبالش رفتم. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون اینکه انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم!" ![]() ![]() ادواردو در ایران ادواردو چند بار به ایران آمد. در سفر اولش به ایران به دیدارامام خمینی (رحمة الله علیه) آمده بود و امام هم پیشانی او را بوسیده بود. که ادواردو در سفر خود به ایران در تاریخ جمعه 14 فروردین 1360 در صف اول نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیت الله خامنهای شرکت کرده بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود بدون ذکر نام می نویسد که پسر رئیس فیات که مسلمان شده است با امام دیدار کرد. در این ملاقات آیتالله خامنهای هم حضور داشت. جالب است که این خاطرات قبل از قتل ادواردو در ایران منتشر شده است. ![]() نماز جمعه 14 فروردین 1360؛ ادواردو در گوشه راست تصویر مشخص است خبری که ادواردو از دیدارش با حضرت امام (رحمة الله علیه) تنظیم کرده بود متن زیر دستخط ادواردو به زبان ایتالیایی است. متن زیر پبشنهاد ادواردو به عنوان متن خبر ملاقات او با حضرت امام (رحمة الله علیه) می باشد. . ملاقاتی که در 8 شهریور 1360 در حضور حضرت آیت الله خامنه ای – هاشمی رفسنجانی – مرحوم حاج احمد خمینی و آقای فخرالدین حجازی انجام شد. چون قرار نبود نام ادواردو ذکر شود این ملاقات جنبه خبری نداشت و لذا متن زیر تقدیم دفتر امام (رحمة الله علیه) نگردید. ![]() دستخط ادواردو به نام الله بخشنده و مهربان یک شهروند از جمهوری ایتالیا امروز با امام خمینی دیدار کرد. او برای ادای احترام به جمهور اسلامی و به شیعیان آمده است. او بابت آنچه که انقلاب تا کنون برای پیشرفت آرمان و به نام خدا در روی زمین در این دوران انجام داده است از رهبر انقلاب تشکر کرد. هشام عزیز
شواهد موجود درباره مرگ شهید ادواردو آنیلی سوالات زیادی در ذهن ایجاد میکند. چرا آنچنان سانسور قوی ای در ایتالیا حاکم بوده که حاضر نبودند حقایق را حداقل در مورد مسلمان بودن او بنویسند؟ چرا رسانه های گروهی از چاپ عکس ادواردو در صف اول نماز جمعه و پخش فیلم نماز او در تهران خودداری کردند؟ چرا پرونده او را مختومه اعلام کردند و نگذاشتند در مورد این ماجرا بررسی شود؟ در ایتالیا یک کودتای بزرگ اقتصادی با مرگ پسر عموی مسیحی ادواردو و شهادت ادواردو مسلمان واقع شد و مدیریت و مالکیت این مجموعة عظیم اقتصادی از دست مسیحیان خارج و به دست یهودیان افتاد و دولت ایتالیا (در ظاهر) و صهیونیستها در پشت پرده، همه تلاش خود را کردند که مرگ شهید ادواردو را خودکشی نشان دهند و کاری کنند که کسی متوجه این کودتای عظیم اقتصادی که طبیعتاً آثار سیاسی هم دارد نشود. ________________________________________________________________________________________ منابع و مآخذ: 1) سخنرانی ها و دست نوشته های دکتر قدیری ابیانه 2) مستند ادواردو آنیلی به کارگزدانی سیاوش سرمدی (تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز) 3) http://ghadiri.ir/ 4) Johnston, Bruce (19 June 2001). "Fiat chief's son dies in viaduct plunge". The Daily Telegraph (London). Retrieved 2008-04-04 5) http://www.ariannaeditrice.it/articolo.php?id_articolo 6) Farnham, Alan (10 September 1990). "THE CHILDREN OF THE RICH & FAMOUS". CNN. Retrieved 2008-04-04 7) "The curse of inheritance: Do wealthy dynasties always make for happy heirs?". Belfast Telegraph. 19 July 2007. Archived from the original on 2007-10-09. Retrieved 2008-04-04. 8) dAgneli "Misticismo, francescanesimo, droga, buddismo, discorsi contro il capitale, elogio dei poveri, critiche alla conduzione Fiat" La Repubblica, Nov, 2000 9) "Fiat family's search for an heir.". Sunday Business. 26 November 2000. Retrieved 2008-04-04. 10) "Death of a family firm?". The Sunday Business Post. 3 December 2000. Retrieved 2009-03-01. 11) August, Melissa; Bower, Amanda; Cooper, Matthew; Frank, Steven; Keliher, MacAbe; Minhua, Ling; Martens, Ellin; Orecklin, Michele et al. (27 November 2000). "Milestones". Time. Retrieved 2008-04-04. 12) "Edoardo Agnelli was a Shiite Martyr". Corriere della Sera. 11 November 2005. Retrieved 2009-03-01. |
|||
|
|
۰:۲۷, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
دیروز یعنی 24 آبان سالروز شهادت "ادواردو آنیلی" بوده
لطفا برای شادی روحش فاتحه ای قرائت کنید |
|||
|
|
۱۱:۳۷, ۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
[b] شهید دکتر (مهدی) ادواردو آنیلی فرزند میلیاردر ایتالیایی ، فرزند صاحب کارخانجات اتومبیلسازی فیات ، فراری، لانچا، آلفارومئو، کارخانجات هلیکوپترسازی، بانکها، بیمهها، مطبوعات و رسانهها و شرکتهای بزرگ پیمانکاری و نیز مالک باشگاه فوتبال «یوونتوس» در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا و سپس در کالج آتلانتیک انگلستان گذراند. پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون آمریکا با درجه دکترا فارغ التحصیل شد. ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می گوید: در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتابها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن . کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات ،کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم, آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم. ![]() اولین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۵۸ تا ۶۱) از طریق تلویزیون ایتالیابوده است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می کند و پیوند دوستی بین آنها ایجاد می شود. دکتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو می گوید: بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یکشنبه در حالی که من در اقامتگاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و میخواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر میشود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی ![]() بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان میگوید خدا هر در بستهای را میگشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبالاش. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون اینکه انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم. ادوادو چند بار به ایران سفر کرده و زیارت حرم امام رضا(علیه السلام) مشرف گریده بود. در یکی از این سفرها در هفتم فروردین 1360در نماز جمعه به امامت جمعه آیت الله خامنه ای شرکت می کندکه این تصویرمربوط به این نمازجمعه است.درهمین سفر ادواردو با حضرت امام دیدار کرده و حضرت امام پیشانی ادواردو را می بوسد. حجم : 19.8 مگابایت / 3gp حجم : 15.5 مگابایت / 3gp براي شادي روح شهدا و اما شهدا صلوات ![]() که رسانههای ایتالیا از آنها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام میبرند. کارشناسان اقتصادی درآمد سالانه خانواده آنیلی را بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار تخمین می زنند که ۳ برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران در آن تاریخ است. ادواردو تنها فرزند پسر سناتور آنیلی است. تنها خواهرش مارگریتا نام دارد. او ۷ فرزند دارد كه ثمره دو ازدواج او بودند. شوهر اول مارگریتا، آلین الكان یهودی و شوهر دومش سرجه دفالن مسیحی است. او ۳ فرزند از شوهر اولش به نامهای جاكوب، لاپو و جینورا و از شوهر دومش ۴ فرزند به نامهای ماریا، پییترو، سوفیا و آنا دارد. ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک در انگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد. ادواردو در ۲۰ سالگی وقتی در نیویورك دانشجو بود، یك روز در كتابخانهای در همان شهر، تصادفاً چشمش به قرآن میافتد و شروع به مطإلعه آن میكند. خودش در صحبتهایی كه با دوستانش داشت، گفته بود در نیویورك كه بودم یك روز در كتابخانه قدم میزدم و كتابها را نگاه میكردم که چشمم افتاد به قرآن. كنجكاو شدم كه ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن را برداشتم و شروع كردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس كردم كه این كلمات، كلماتی نورانیاند و نمیتواند گفته بشر باشند. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و آنرا امانت گرفتم وب یشتر مطالعه كردم و احساس كردم كه آن را میفهمم و قبول دارم. محمد اسحاق عبداللهی كه از دوستان مسلمان آنیلی است نیز در مورد او میگوید؛ «ادواردو خیلی شبها بیدار میماند و با نور شمع تا صبح قران را مطالعه میكرد.» بعد از این قضیه به یك مركز اسلامی در نیویورك مراجعه میكند و درخواستش مبنی بر اینكه میخواهد مسلمان شود را مطرح میكند. آنها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب میكنند. این گفته كه ادواردو در اثر معاشرت با مسلمانان به این دین گرویده، یك ادعای بیثبات است، چون با موقعیت مالی و سیاسی كه پدر ادواردو داشت، هیچكس به خود اجازه نمیداد كه چنین مسائلی را با او در میان بگذارد و او را به دین جدید دعوت كند. وی پس از ملاقات و گفتگو با دکتر قدیری ابیانه شیعه شده بود. دكتر قدیری كه از سال ۱۳۵۱ برای تحصیل در رشته معماری به ایتالیا رفته بود، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، رایزن مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا بوده و آشنایی او با ادواردو آنیلی در همان زمان و به دنبال تماس ادواردو آنیلی با او آغاز شده است. دكتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو می گوید؛ «بعد از یك میزگرد مطبوعاتی كه برگزار كردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یك روز یكشنبه در حالی كه من در اقامتگاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت كه یك جوان ایتالیایی آمده و میخواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر میشود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد كه این جوان میگوید خدا هر در بستهای را میگشاید. من هم گفتم در را باز كنند و خودم هم رفتم به استقبالاش. جوان قد بلند لاغری بود كه با یك موتور گازی كهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی كرد. من بدون اینكه انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم كه شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت كه من پسرش هستم. و زمانی که آقای فخردالدین حجازی در سال ۱۳۵۹ به ایتالیا سفر میکند و با ادواردو آشنا میشود، از او میخواهد که یک بار دیگر تشرف خوبش را به تشیع اعلام نماید. سپس آقای فخرالدبن حجازی نام مهدی را برای او انتخاب میکند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سالها از آن استفاده کرده بود، استفاده میکرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره میگرفت. وی در چند نوبت به ایران سفر كرده بود و در فروردین سال ۱۳۶۰ با امام خمینی نیز ملاقات کرده بود كه امام خمینی در آن دیدار پیشانی وی را بوسیده بود و با آقای خامنهای در قبل از دوران ریاست جمهوریاش و همچنین با آقای هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست مجلس شورای اسلامی دیدار كرده بود.(تصویر ادواردو درنماز جمعه تهران) او سفری هم به مشهد داشت و به زیارت حرم مطهر حضرت امام رضا(علیه السلام) رفته بود. برای اولین بار كه به مشهد رفته بود، به او گفته بودند كه چون اولین بار است كه به زیارت میروی، هر آرزویی داشته باشی برآورده میشود. وقتی از او پرسیدند كه از امام رضا چه خواستی، وی گفته از او خواستم كه قلب پدرم را نسبت به من مهربان كند. او از همان دوران جوانی، علاقهای به اداره ثروت عظیم خانوادگی به روش پدرش نداشت و فقط چند سال مسئولیت اداره باشگاه فوتبال یوونتوس را به عهده داشت که پس از مدتی وی را از كار بركنار كردند و عمویش جای وی را گرفت. در اواخر دهه ۸۰، موضوع انتخاب جانشین برای سناتور آنیلی در شورای رهبری فیات مطرح شد و ادواردو را به دلیل اعتقادات مذهبیاش نامناسب تشخیص دادند، اما در واقع وارث اصلی او بود و باید بهانهای برای كنار گذاشتنش پیدا میكردند. در همین زمان ماجرای ماریندی پیش آمد. در اكتبر ۱۹۹۰ رسانهها اعلام كردند كه به خاطر حمل ۳۰۰ گرم هروئین، وی را در شهر ساحلی ماریندی در كنیا دستگیر كردهاند. ماجرایی كه اصلاً واقعیت نداشت و پلیس و دادگاه كنیا خیلی زود متوجه اشتباهشان شدند، اما خوراك مطبوعات ایتالیا كه اكثراً زیر نفوذ پدرش بودند، فراهم شد و برخی حتی او را قاچاقچی نامیدند و تبرئه شدنش را به خاطر نفوذ پدرش می|دانستنند. بعد از آن با اینكه برخی مطبوعات به اشتباه خود در مورد ادواردو اشاره كردند، اما با گسترش شایعات، افكار عمومی برای معرفی جانشینی غیر از او برای مدیریت فیات آماده شد. در اوایل دهه ۹۰، پسر عمویش "جیووانی امبرتو" را به جانشینی انتخاب كردند. ادواردو نیز مخالفتی نكرد و حتی برای وی نامه نوشت و ضمن تبریك به او توصیه كرد كه بازیچه دست پول پرستان نشود. اما در سال ۹۷، خانواده آنیلی با یك بحران مواجه شد. جیووانی در ۳۶ سالگی، بر اثر سرطان ناشناخته ای درگذشت. جالب اینجاست كه جورجو برادر سناتور آنیلی نیز در سن ۳۶ سالگی به مرگ مشكوكی در سالهای دور كشته شده و سهم او بین بقیه تقسیم گشته بود. شورای رهبری نیز "جاكوب الكان" خواهرزاده وی که از پدری یهودی بود را به جانشینی انتخاب كرد. این انتخاب ادواردو را به شدت ناراحت كرد. او این بار سكوت نكرد و حتی با قدرت در مقابل خانوادهاش كه تصمیم داشتند نام خانوادگی جان الكان را به آنیلی تغییر دهند، ایستاد و اجازه این كار را نداد. وی مصاحبهای با روزنامه "مونیفست" كه متعلق به حزب چپ ایتالیا و به لحاظ سیاسی مخالف پدرش بود انجام داد و به شدت انتقاد كرد. او در این مصاحبه گفته بود که درست بعد از تشییع جنازه پسر عمویش، جاكوب الكان كه هنوز ۲۲ سالش نشده به سمت هیات مدیره فیات منسوب شده بوده و او فكر میكند که این انتخاب، یك سقوط برای دم و دستگاه در بر داشته باشد. در دهه ۹۰ هیچگونه مسئولیتی نداشت و اغلب اوقات را با مطالعه، سفر، روزنامهنگاری و فعالیتهای بشر دوستانه گذراند. پدرش او را تهدید به محرومیت از ارث در صورت عدم ترك اعتقاد به اسلام كرده بود و او برای حفظ دینش حاضر به گذشت از میلیاردها دلار ثروت شده بود. او به خاطر اسلام آوردن، به شدت تحت فشار خانواده بود تا دست از اسلام بكشد. او در خانه خیلی تنها بود. حتی نامزدش به خاطر اعتقاداتش او را ترك كرده بود. ادواردو خیلی تلاش كرد كه وی را مسلمان كند، ولی علیرغم تلاشهای او، وی مسلمان نشد. وی مایل بود كه با یك دختر مسلمان ازدواج كند، ولی با فشارهایی كه خانوادهاش به او میآوردند و روزها و ساعتها او را در منزل خودش محبوس میكردند، وی به خودش اجازه اینكه كس دیگری را وارد این همه عذاب كند، نداد. ادواردو نگران سوءقصد از سوی صهیونیستها بود و به آقای قدیری گفته بود كه آنها او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند كشت و قتل او را به خودكشی، حادثه غیرمترقبه یا بیماری نسبت خواهند داد. و حتی او را به زور در یك درمانگاه روانی خصوصی ویژه میلیاردرها در نزدیكی مرز سوئیس به طور كاملاً مخفی بستری كرده بودند و بالاخره همانطور كه خود ادواردو حدس میزد، در ۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (۲۴ آبان ۱۳۷۹) در یك واقعه مشكوك در سن ۴۶ سالگی درگذشت. در آن روز معاون شبكه حمل و نقل تورینو ساوونا، در حال گشتزنی روزانهاش بود كه در میانه راه به اتومبیل فیات كرومای خاكستری رنگی برخورد كه در وسط پل رومانو بدون سرنشین پارك شده بود. چراغ راهنمای ماشین روشن بود و درها قفل نشده بودند. او ابتدا فكر میكند كه اتومبیل دچار نقص فنی شده و راننده آن پای پیاده به تعمیرگاهی در حوالی آنجا رفته است، اما وقتی پرسنل تعمیرگاه از مراجعه چنین شخصی اظهار بیاطلاعی میكنند، فرانكلینی متوجه میشود كه باید اتفاق وحشتناكی افتاده باشد. به محل پارك اتومبیل بازمیگردد و به آرامی از نردههای پل به پایین نگاه میكند و جسد مردی را در ارتفاع یک و نیم متری میبیند كه با صورت بر روی زمین افتاده است. او به سرعت نیروی پلیس را خبر میكند. ساعت ۱۱ نیروهای پلیس بالای سر جسد میرسند. صورت مرد در اثر ضربه به شدت مجروح شده است. اما كارت شناساییای كه در جیب كتش یافت شد، متعلق به ادواردو آنیلی، تنها پسر سناتور جیووانی آنیلی میباشد كه در زیر پل "ژنرال فرانكو رومانو" پیدا شده است. ظاهر قضیه نشان میداد كه وی از روی پل به پائین پرت شده است و رسانهها عمدتا خودكشی را به او نسبت دادند. موضوع مرگ وی از همان روز اول تا چند روز در راس اخبار قرار گرفت و هزاران سایت اینترنتی، روزنامهها و شبكههای تلویزیونی در مورد درگذشت او اخباری را پخش كردند. این رسانهها، "ادواردو" را فردی حساس، گوشهگیر، منزوی، خجالتی، معتاد و بیمار توصیف كردند، اما در میان حجم عظیم اخبار منتشره، خبری از انجمن فارغالتحصیلان ایتالیا منتشر شد كه ادواردو را یك مسلمان شیعه معرفی كرد و ادعا نمود كه وی توسط عوامل صهیونیست به شهادت رسیده است. اما علیرغم ارسال این خبر برای رسانههای مختلف، هیچكدام حتی اشارهای هم به آن نكردند. قاضی پرونده، یك روز پس از مرگ وی اعلام كرد كه او خودكشی كرده است که بنابراین تحقیقات خاصی انجام نشد و جسد وی بدون كالبد شكافی در همان روز دفن شد. دكتر "ماركوبا وا" كه یكی از دوستان ادواردو میباشد، میگوید؛ «برای من عجیب است كه چهطور وی را كالبد شكافی نكردند. در حالی كه اینجا اگر سگها و گربهها در كنار خیابان بمیرند، كالبد شكافی میشوند.» یكی از دوستانش از مسلمانان ایتالیا خواست دست به اقدام حقوقی زده و از دستگاه قضایی ایتالیا بخواهند كه در مورد احتمال قتل او تحقیق كنند. وی میگفت که من حاضرم شهادت دهم كه ادواردو آنیلی مسلمان بود و شخصا به من گفت كه از كشته شدن توسط صهیونیستها بیم دارد و تاكید كرد كه صهیونیستها بالاخره او را ترور خواهند كرد و آنرا یا به بیماری و یا به خودكشی و حادثه غیرمترقبه نسبت خواهند داد. دكتر قدیری ابیانه كه از دوستان صمیمی ادواردو بود، در مصاحبهای كه در مورد ادواردو با او داشتند اظهار داشت؛ «من یقین دارم كه ادواردو آنیلی، همانطور كه خود پیشبینی كرده بود، كشته شده است و تحقیقات دوستان ما نیز نشان میدهد كه او تا آخرین لحظه بر ایمان اسلامی خود پایدار مانده بود، بلكه درصدد مسلمان كردن دیگران نیز برآمده بود و حتی دو روز قبل از فوتش با دو كشیش در استان توسكانا در مورد اسلام ملاقات داشت و به همین مناسبت از یكی از دوستان مسلمان خود خواسته بود تا تفاسیری را كه در مورد آیه "جاء الحق و ذهقالباطل ان الباطل كان ذهوقا" وجود دارد در اختیار او قرار دهد.» وی در صحبتهایش اشاره میكند كه ادواردو همواره به دنبال این بود كه دوستان و بستگانش را با اسلام آشنا كند در یكی از سفرهایش به ایران، یكی از دوستانش را با خودش آورده بود و به وی گفته كه او را تا مرز اسلام آوردهام، جالب است كه آن دوستش هم پسر سلطان شراب ایتالیا بود كه بعد از سلسله بحثهایی، او هم اسلام آورد و مسلمان شد. یعنی اینكه فرزند بزرگترین تولید كننده و صادر كنندهِ شراب ایتالیا از طریق ادواردو مسلمان شد. الان او هم زنده است و در ایتالیا منزوی است و در یك آپارتمان در شهر رم زندگی میكند. او حتی اینقدر به اسلام علاقه داشت كه زمانی كه در ایتالیا یك مؤسسهِ انتشاراتی تصمیم گرفت كتاب سلمان رشدی را به ایتالیایی چاپ و منتشر كند، او وقت ملاقات میگیرد و به دیدن ناشر میرود و از او میخواهد كه این كتاب را منتشر نكند، ناشر بعد از صحبتهای او خیلی متعجب میشود. دوستان مسلمان ادواردو میگفتند که قبل از مرگش، ادواردو گفته بود كه برای ترك ایمان به اسلام، به شدت تحت فشار خانواده قرار گرفته است و حتی او را به زور در یك درمانگاه روانی خصوصی و به طور كاملا مخفی بستری كرده بودند و پزشكان یهودی با گرایش شدید به اسرائیل و صهیونیسم، مرتبا به او فشار میآوردند و موادی نیز به او تزریق کردهاند تا او اراده خود را از دست بدهد. وی میگفت؛ «آنها حتما مسلمان بودن او را به اسرائیل گزارش خواهند كرد و این مقدمهای برای ترور او خواهد بود. لیكن او در ایمان خود استوار است و تا پای جان به آن وفادار خواهد ماند.» او حتی به دوستانش گفته بود كه شوهر اول خواهرش، مركز خطر برای جان او است. با مرگ ادواردو، سهم او از ارث پدر و مادر پیرش، تماما به خواهرش و فرزندان او رسید، ضمنا مدیریت موسسه بزرگ فیات و سایر موسسات خانواده آنیلی نیز به نوه بزرگ سناتور آنیلی یعنی جاكوب فرزند بزرگ مارگریتا (خواهر ادواردو آنیلی) خواهد رسید. دكتر قدیری ابیانه معتقد است که صهیونیستها، زنان یهودی را در سر راه زندگی مردان ثروتمند قرار میدهند تا بدینوسیله راه انتقال ثروت به جامعه یهودی را باز كنند. حتی ازدواج مادر ادواردو كه یك پرنسس یهودی بود و ازدواج اول خواهر ادواردو هم حساب شده و برنامهریزی شده است و مرگهای مشكوكی كه در این خانوادههای ثروتمند رخ میدهد، در جهتی است كه در تقسیم ارث در نهایت، قدرت و ثروت، هر چند در طول زمان طولانی، به یهودیان منتقل میگردد.» با مرگ جورجو، برادر سناتور آنیلی نیز در سن ۳۶ سالگی و با فوت مشكوك جوواننینو، پسرعموی ادواردو آنیلی و كشته شدن خود ادواردو كه عنوان خودكشی بر آن گذاشته شده بود، مدیریت و عمده ثروت فیات (با توجه به فوت پدر ادواردو که بعد از فوت ادواردو رخ داد)، از دست كاتولیكها خارج و به دست یهودیها افتاد. بالاخره پزشک قبرستان «فوسانو»، بدون کالبد شکافی و کمترین تحقیقی، گواهی دفن ادواردو را صادر کرد. پیکر او را در کلیسایی در روستای «ویلارروزا» در آرامگاه خانواده آنیلی به خاک سپردند. اما فیلم مستندی پیرامون ادواردو آنیلی است شاید در مورد او شنیده باشید یا فیلم مستند آن را دیده باشید. مخلص کلام اینکه ادواردو در میان خانواده ای مسیحی و خویشاوندانی یهودی، مسلمان شده بود و این برای وارث ثروت های کلان خانواده آنیلی جرم و خطری بزرگ محسوب می شد و همین مسلمانی بود که باعث شهادت وی شد اگر در مورد وی چیزی نمی دانید پیشنهاد می کنم فیلم مستندش را اینجا دانلود کنید. (154 مگابایت) . |
|||
|
|
۱۲:۳۸, ۲۶/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۴ ۱۲:۳۹ توسط غریب.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
خوشا به غیرتت که حق را دیدی و قبول کردی... کاش دشمنان هم چون تو غیرت و مردانگی داشتند... فاتحه ای نثار روحش. اللهم عجل لولیک الفرج.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شهید عاشق "دکتر مصطفی چمران" | Mohammad Trust | 5 | 4,015 |
۱/تیر/۹۴ ۷:۲۸ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| ***دانشجوی پیرو خط امام شهید مهندس مهدی رجب بیگی*** | عبدالرحیم | 2 | 2,137 |
۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۱۲ آخرین ارسال: عبدالرحیم |
|
| سردار بدر ، شهید مهدی باکری | N.Mahdavian | 4 | 3,132 |
۲۲/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۰ آخرین ارسال: ema1392 |
|





![[تصویر: 13713021393466931381441005242196619022.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/08/13713021393466931381441005242196619022.jpg)
![[تصویر: 12161281992222413123419179203901698120213.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/08/12161281992222413123419179203901698120213.jpg)
![[تصویر: edvardo.jpg]](http://www.leader-khamenei.net/image/khamenei/edvardo.jpg)
![[تصویر: 21213520122223497201251913296191201709582.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/08/21213520122223497201251913296191201709582.jpg)



![[تصویر: 180656_874.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180656_874.jpg)
![[تصویر: 180657_873.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180657_873.jpg)
![[تصویر: 181449_727.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181449_727.jpg)
![[تصویر: 180678_489.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180678_489.jpg)
![[تصویر: 181447_508.jpeg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181447_508.jpeg)
![[تصویر: 181411_877.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181411_877.jpg)
![[تصویر: 181410_432.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181410_432.jpg)
![[تصویر: 181448_435.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181448_435.jpg)



![[تصویر: 180650_884.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180650_884.jpg)
![[تصویر: 181446_535.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181446_535.jpg)
![[تصویر: 181409_447.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181409_447.jpg)
![[تصویر: 181408_239.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/15/181408_239.jpg)
![[تصویر: 180666_884.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180666_884.jpg)
![[تصویر: 180665_295.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180665_295.jpg)
![[تصویر: 180661_249.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180661_249.jpg)
![[تصویر: 180677_356.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/4/13/180677_356.jpg)
![[تصویر: edvardo.jpg]](http://www.leader-khamenei.net/film/mostanad/edvardo.jpg)
![[تصویر: agnielli.jpg]](http://www.leader-khamenei.net/film/mostanad/agnielli.jpg)
![[تصویر: agnielli2.jpeg]](http://www.leader-khamenei.net/film/mostanad/agnielli2.jpeg)
![[تصویر: agnielli3.jpg]](http://www.leader-khamenei.net/film/mostanad/agnielli3.jpg)
![[تصویر: download..l-k.ir.gif]](http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gif)
![[تصویر: khamenei-namaz-jome-30sal-9.jpg]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8618/B/khamenei-namaz-jome-30sal-9.jpg)