کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انتقاد از تقلید کورکورانه
۱۴:۲۸, ۱۶/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۴ ۱۵:۵۱ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
«اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحداً لا اله الا الله هم سبحانه عما یشرکون» (توبه / 31) قرآن می‌فرماید که یهود و نصاری عالِمان دین خود را می‌پرستیدند، پس می‌شود روحانیت‌پرستی کرد. روحانیت‌پرستی هم یک نوع بت‌پرستی است. هر چیزی را می‌شود پرستید.

و اتفاقاً در ذیل همین آیه «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباٌ من دون الله» صحابی‌ای از امام باقر(علیه السلام) یا امام صادق(علیه السلام) می‌پرسد که آیا واقعاً علمای یهود و نصاری به مردمشان می‌گفتند ما را بپرستید؟ آن وقت حضرت قَسَم می‌خوردند و می‌گویند «لا والله»‌به خدا قسم اینگونه نبوده است. علمای آنها به ایشان نمی‌گفتند ما را بپرستید و اگر هم می‌گفتند، آنها قبول نمی‌کردند که عالمان دینشان را بپرستند؛ آن وقت صحابی می‌پرسد پس منظور چیست؟ قرآن دارد می‌گوید که علمای خودشان را می‌پرستیدند!


آن وقت حضرت در جواب می‌گویند، این که قرآن می‌گوید علمای خودشان را به جای خدا یا علاوه بر خدا می‌پرستیدند، معنایش این است که رفتاری با علمایشان می‌کردند که فقط باید با خدا این رفتار را می‌کردند. بعد توضیح می‌دهند و می‌گویند فقط خداست که باید بدون پرس و سوال سخنش را شنید و پذیرفت. اینها با علمای خودشان همین رفتار را می‌کردند، بدون اینکه بپرسند آخر دلیلتان چیست؟ می‌گویند چون عالِم دین این را گفته است، باید آن را پذیرفت. نباید با عالِم دینی همان رفتاری را که با خدا می‌کنید، داشته باشید، چرا که فقط خداست که «لا یُسئلُ عَما یَفعَلُ» فقط خداست که مورد سوال قرار نمی‌گیرد، اگر با امر یا فرد دیگری همین رفتار را داشتی، شما او را پرستیده‌ای.

و چقدر این قضیه آشناست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۲۰, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #21
آواتار
(۲۱/دی/۹۴ ۷:۳۰)دوست حقیقت نوشته است:  آقای حسین
به این نتیجه رسیدم که فقه لازمه دین است
اما نمیدانم چرا از فقه بیزار هستم!!

به نظر من نمیشه نتایج پزشک و فقیه را بر هم منطبق کرد

چون ما خودمان پزشک ایده آل را انتخاب میکنیم به طور آزادانه
اما نمیتوانیم فقیه ایده آل را آزادانه انتخاب کرد
مثلا حوزه میگه فقیه کسی است که ولایت فقیه را قبول داشته باشد عمامه داشته باشد برداشت ما از دین را قبول داشته باشد ملزم به فقه سنتی باشد و ...
که این در تناقض با انتخاب آزادانه است

در مراجعه نزد پزشک فرد بر نتایج روش پزشک نظارت میکند اما در نزد فقیه باید متعبدانه اطاعت کند
چشم و گوش بسته و فتواهای فقیه را برتر از عقل و واقعیت فهمی بداند

تبعیت با تقلید 1001 فرق داره
اما به طور اختصار اشاره میکنیم

در تقلید حوزه علمی محدود است یعنی مقلد صرفا باید از نظریات یک مرجع پیروی کند
اما در تبعیت فرد میتواند به همه ی نظرات رجوع کند و بهترین آها را انتخاب کند

در تقلید فرد باید متعبدانه اطاعت کند اگر نظر مرجع اثرات مثبت داشت آن را حاصل از درایت فقیه بداند و اگر هم اثرات منفی داشت آن را حاصل از مصلحت فقیه بداند
اما در تبعیت فرد میداند که با ساختارو اجزای فقه آشنایی ندارد اما بر اساس نتایج و اثرات روش اجرایی بر تئوری کلی نظارت میکند
مثلا فرضا یک فقیه میگوید نماز را باید ساعت 8 خواند و دیگری میگوید ساعت 9
فرد میداند که از ذات و چارچوب های اجرایی نماز چیزی نمیداند
اما از طریق اثرات مثبت و منفی بوجود آمده از این دو روش خود فرد انتخاب میکند که باید ساعت 8 بخواند یا 9
البته این مثال بی ریط بود اما فقط مثال بود
با سلام
اول اینکه شما برداشتتون کلا اشتباه هست و احتمالا مسیر رو اشتباهی رفتین که اینطوری بازم ذهنتون درگیر شده.
جناب دوست حقیقت
شما برای انتخاب یک فقیه باید شرایطی رو که معلوم هست رو در نظر بگیری ، نه اینکه کدوم عالم با میال من جور هست و اساسا این طور بگم که از هر مرجع ببینم کدوم حکمش به من میخوره برم سمتش .
درباره حکم عدم تقلید هم شما احتمالا از پیروان مکتب حنابله ، مالکی و شاید حنفی باشین چون تفکرتون به اینها میخوره تا به شیعه و حتی به شافعی ها .

اینکه هم میگین باید مرجع رو حوزه معین کنه و ... ، اولین اشکال ذهنی شما اینجاس .
شما برای یکسری فعالیتها یا باید دانشش رو داشته باشی و یا اینکه از کسی بگیری .
اصلا چرا طولانی کنم با توضیحم ، اساسا شما که دنبال همه چی هستی و میخوای از متخصصش بگیری و حق انتخاب هم که اونطور ذکر میکنی رو داری پس اصلا چرا دنبال قران و ... میای؟ مگه میتونه به شما راهنمای برسونه؟ البته شما اینقدر در این مبانی ابتدایی شک و دو دلی داری که حرف فلان کسک برات معیار هست ولی حرف نبی و معصوم و قران در رتبه چندم قرار داره .
همونطور که خودتون مقر به متن خودتون بودین متن شما بی ربط هست و مثالش رو هم همچنین .
ذهن ایده ال گرای شما میگه که اگه یه مسیله رو که گیر میکنی توش میری از بچه ایکه تازه 2+2 رو خونده میپرسی یا کسی تخصص داره از مباحث ریاضی؟Smile یا همین مثال پزشک ، میری دنبال بهترین درسته؟ پسبرای تقلید هم که دایره اجرایشش انچنان هم بزرگ نیست میری پیش کسی که بهترین متخصص از نگاه خودت هست نه کسی که جایی به شما معرفی کرده .
اگه مرجعیمیشناسی که حوزه تایید نکرده رو معرفی کن تا معرفیش کنیم بره درجه اجتهاد بهش بدن.
پیشتر دوستان توضیحاتی دادن که کفایت میکرد برای اثبات این موضوع که تقلید چه جایگاهی داره .
اینهم خوبه بدونین البته ممکنه براتون درکش سخت باشه ولی سعی کنین درک کنین
نقل قول:به نظر برخی فقهای امامی چنانچه مجتهدی در بخشی از احکام فقهی (مثل عبادات) و مجتهدی دیگر در بخشی دیگر (مانند معاملات) اعلم باشند، دوگانگی در تقلید (تبعیض) واجب است. این امر در صورتی که یکی از آن‌ها در قسمتی از یک باب فرعیِ فقهی و دیگری در بخش دیگری از همین باب اعلم باشند نیز صادق است. (علی غروی تبریزی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، ج۱، ص۳۱۲۳۱۳، تقریرات درس آیة اللّه خوئی، قم ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸.)
همچنین تبعیض تقلید در حکم یک عمل معیّن، به نظر برخی فقها جایز است. (محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ج۱، ص۲۴، بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴. )

متاسفانه مثال شما صد درصد غلط هست
(۲۱/دی/۹۴ ۷:۳۰)دوست حقیقت نوشته است:  مثلا فرضا یک فقیه میگوید نماز را باید ساعت 8 خواند و دیگری میگوید ساعت 9
فرد میداند که از ذات و چارچوب های اجرایی نماز چیزی نمیداند
اما از طریق اثرات مثبت و منفی بوجود آمده از این دو روش خود فرد انتخاب میکند که باید ساعت 8 بخواند یا 9
البته این مثال بی ریط بود اما فقط مثال بود
چون زمان خواندن نماز و سایر اعمال مانند روزه و حج و .. مشخص هست و این رو مرجع نمیکه عزیزم . حداقل مثال رو صحیح بکار ببر تا ما نگیم شما حتی تفکرت هم تفکر اشتباهیهConfused
وظیفة فقها تعیین حکم موضوعات و شناساندن موضوع احکام است و احراز مصادیق آن‌ها بر عهده مکلف است، لذا تعیین اموری مانند جهت قبله، تشخیص اوقات نماز و وقت امساک یا افطار در هنگام روزه داری بر عهده فقیه نیست اما در صورتی که مکلف به جهت عذری (مثل نابینایی یا حبس) قادر به احراز موضوعات نباشد، می تواند با اعتماد به نظر دیگران گفته آنان را بپذیرد که اصطلاحاً این کار را «تقلید» می گویند. مانند اعتماد کردن فرد نابینا به خبر شخص موثق در تشخیص جهت قبله .
امیدوارم مطالب رسا باشند و موضوع قابل فهم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علائم ظهور ، دوست حقیقت ، میم.حسین.الف ، السا ، بیداری اندیشه
۱۲:۱۶, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #22

(۲۱/دی/۹۴ ۷:۳۰)دوست حقیقت نوشته است:  به نظر من نمیشه نتایج پزشک و فقیه را بر هم منطبق کرد

چون ما خودمان پزشک ایده آل را انتخاب میکنیم به طور آزادانه
اما نمیتوانیم فقیه ایده آل را آزادانه انتخاب کرد
مثلا حوزه میگه فقیه کسی است که ولایت فقیه را قبول داشته باشد عمامه داشته باشد برداشت ما از دین را قبول داشته باشد ملزم به فقه سنتی باشد و ...
که این در تناقض با انتخاب آزادانه است

در مراجعه نزد پزشک فرد بر نتایج روش پزشک نظارت میکند اما در نزد فقیه باید متعبدانه اطاعت کند
چشم و گوش بسته و فتواهای فقیه را برتر از عقل و واقعیت فهمی بداند
دوست عزیز شما کجا زندگی میکنی؟
چون جایی که ما زندگی می کنیم، پزشک ها از قبل انتخاب شدن... ورود به دانشگاه و تحصیل و بعد هم گرفتن شماره نظام پزشکی....
یعنی هر کسی حق طبابت ندارد! اصلا اختیار شما بعد از تایید صلاحیت پزشک است...
تازه هر پزشکی هم حق ندارد در هر زمینه ای اظهار نظر کند. هر کدام حوزه خاصی دارند

پس انتخاب شما اولا محدود به مجوز طبابت فرد از یک مرجع معتبر است. ثانیا محدود به تخصص پزشک
پس من هر پزشکی را دلم بخواهد .... با این محدودیت های آشکار روبروست

همانطور که پزشک باید مجوز نظام پزشکی داشته باشد، فقیه هم باید مجوز مدرسه علمیه و حوزه و مجتهدی را داشته باشد. قرار نیست هر کسی 4تا کتاب خوند پزشک و فقیه شود!!!



ضمنا در مورد نظارت بر کار پزشک! فرد دقیقا چه نظارتی می کند؟ مثلا فردی دکترای برق دارد، با این سطح سواد بالا، وقتی پزشک می گوید مثلا برای درمان باید قرص Vincristine Sulfate رو بخوری، فرد قرار است دقیقا چه بگوید؟ چه نظارتی بکند؟
اصلا زشت است که ما که تخصص نداریم، با پزشک معالج سر نحوه درمان بحث کنیم. یعنی به طبابت او اطمینان نداریم! خلاص
بله یه وقتی هست پزشک 2 راه پیش پای شما می گذارد، این بحث دیگریست

فقیه هم تعبد نمی خواهد. تعبد خاص حضرت حق است
فقیه می گوید احتیاط واجب، احتیاط مستحب، فتوا و ... اینست که فلان کار به این طریق بشود. یا انجام فلان کار در فلان شرایط جایز نیست
خیلی از احکام درش احتیاط است... یعنی اختیار را باز به شما می دهد


قضاوت شما بسیار خشک و در ضدیت با فقه و دین است. یکمی معتدلانه ببینید، مثال پزشک اتفاقا مثال خوبی است. سطح دستور و اراده پزشک خیلی بیش از فقیه است. در بسیاری از علوم پزشکی وارد شدن و فهمیدن و نظارت بر نظر پزشک، خودش بسیار وقت گیر است
اما در مسائل فقهی و دینی الحمدلله هم کارشناس هستیم و به اسم تقلید، هر کاری دلمون می خواد می کنیم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، میم.حسین.الف ، السا ، بیداری اندیشه
۱۳:۳۲, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #23
آواتار
شما دارید با رویکرد متعبدانه به مسائل نگاه میکنید اما من دارم سعی میکنم با رویکرد عقل گرا به مسائل نگاه کنم

یه مثال نقض میزنم
دوستمون آقای میرزا هم از این مثال استفاده میکرد

آقای خامنه ای فتوا داده که وسایل موسیقی اشکالی نداره و حرام بودن موسیقی بعهده ی عرف جامعه است
آقای بهجت فتوا داده که وسایل موسیقی حرام است و موسیقی هم جایز نیست

صدها موارد اختلاف اینچنینی میتوان مثال زد

خب شما با رویکرد متعبدانه چگونه اختلاف را توجیه میکنید؟وظیفه شما چیست؟
مگه فقیه به حقایق اسلام آشنا نیست؟مگه ما یک اسلام نداریم؟
بنابراین چرا فقیهان دچار اختلاف شده اند؟

با نگاه تعبدی نمیتوان تعقل کرد و بدون تعقل نمیتوات قضاوت کرد
شما چگونه قضاوت میکنید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۵۴, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #24

(۲۱/دی/۹۴ ۱۳:۳۲)دوست حقیقت نوشته است:  شما دارید با رویکرد متعبدانه به مسائل نگاه میکنید اما من دارم سعی میکنم با رویکرد عقل گرا به مسائل نگاه کنم

یه مثال نقض میزنم
دوستمون آقای میرزا هم از این مثال استفاده میکرد

آقای خامنه ای فتوا داده که وسایل موسیقی اشکالی نداره و حرام بودن موسیقی بعهده ی عرف جامعه است
آقای بهجت فتوا داده که وسایل موسیقی حرام است و موسیقی هم جایز نیست

صدها موارد اختلاف اینچنینی میتوان مثال زد

خب شما با رویکرد متعبدانه چگونه اختلاف را توجیه میکنید؟وظیفه شما چیست؟
مگه فقیه به حقایق اسلام آشنا نیست؟مگه ما یک اسلام نداریم؟
بنابراین چرا فقیهان دچار اختلاف شده اند؟

با نگاه تعبدی نمیتوان تعقل کرد و بدون تعقل نمیتوات قضاوت کرد
شما چگونه قضاوت میکنید؟
شما قرار نیست قضاوت بکنی
بارها شده پزشکی برای یک بیماری یکسری داروها رو تجویز میکنه، پزشک دیگه برای همون بیماری داروهای متفاوتی رو ... هر کسی بر اساس شناخت و دانش خودش از 1-بیماری و 2- داروها و اثرات آنها دارو تجویز میکنه
حالا شما میری پیش 2 تا پزشک برای درمان بیماری خودت؟ اگر داروها متفاوت بود چه میکنی؟ میشینی قضاوت میکنی؟
صلاحیت داری؟

فقیهان در اغلب موارد پاسخ نزدیک دارند. این افراد مریض هستند که به آن موارد اختلافی کم دامن می زنند و بزرگ می کنند. این نشان از عناد آنهاست


نظر رهبری در مورد موسیقی:
س 1128: ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی کلاسیک حلال است؟ بسیار مناسب است که معیار آن را بیان فرمایید.
ج: هر موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب می‏شود و فرقی نمی‏کند که موسیقی کلاسیک باشد یا غیر کلاسیک. تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلّف است و اگر موسیقی این گونه نباشد بخودی خود اشکال ندارد
س 1132: آیا معیار حرمت موسیقی فقط مطرب و لهوی بودن آن است یا اینکه میزان تحریک و تهییج آن هم تأثیر دارد؟ و اگر باعث حزن و گریه شنونده شود، چه حکمی دارد؟ خواندن و شنیدن غزلهایی که به‌صورت سه ضرب و همراه با موسیقی خوانده می‏شوند، چه حکمی دارد؟
ج: ملاک آن ملاحظه کیفیت نواختن موسیقی با در نظر گرفتن همه خصوصیات و ویژگیهای آن است و اینکه از نوع موسیقی لهوی مضل عن سبیل الله و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، هر موسیقی که به حسب طبیعت خود از نوع موسیقی لهوی باشد، حرام است اعم از اینکه مهیّج باشد یا خیر و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا خیر و هرگاه غزل‏هایی که همراه با موسیقی خوانده می شوند به‌صورت غنا و آواز لهوی مناسب مجالس لهو و لعب در آیند، خواندن و شنیدن آنها حرام است.
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=99#1132

نظر آیت الله بهجت:
1756. آيا معيار حرمت موسيقى فقط مطرب و لهوى بودن آن است يا اين كه ميزان تحريك و تهييج آن هم تأثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حكمى دارد؟
ج. مطرب بودن قيدى است كه در غنا مطرح است نه در موسيقى و اصل اطراب شأنى، معيار حرمت است و نيز هر تحريك و تهييجى كه سبب فرح يا حزن شود اما در موسيقى تلهّ ى (نواختن موسيقى لهوى) با آلات معدّه ى (دستگاه ها و ابزار ويژه ى موسيقى) مطلقا جايز نيست، بلكه استعمال آن ها در غير لهو هم بنابر احتياط واجب جايز نيست.
1757. 1) كدام موسيقى حرام است و آيا گوش دادن به آن براى رفع خستگى ناشى از كار يا افسردگى و مانند آن اشكال دارد؟
ج. آن چه مطرب است، از حيث غناى حرام است و از حيث لهو با آلات موسيقى، پس مطلقا حرام است و اگر استعمال آن ها در غير لهو باشد، بنابر احتياط جايز نيست.
http://v0.bahjat.ir/index.php/ahkam/este...---1-.html



یکمی منطقی بخونید، می بینید در مصادیق حرام اختلافی وجود ندارد!
در مورد موسیقی معمولی هم آیت الله بهجت با احتیاط واجب، جایز ندانسته. اولا تفاوت عدم جواز را با حرام باید بدانید!!؟
ثانیا احتیاط واجب یعنی فقیه فتوا نداده. اگر شما بررسی کردید و فکر می کنید نظر فقیه درست نیست، باید به فقیه دیگری مراجعه کنید.... این هم آزادی انتخاب مکلف در بحث اختلافی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، دوست حقیقت ، میم.حسین.الف ، السا ، بیداری اندیشه
۱۶:۱۸, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #25
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ
وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا
اسرا 82
(۲۱/دی/۹۴ ۱۳:۳۲)دوست حقیقت نوشته است:  شما دارید با رویکرد متعبدانه به مسائل نگاه میکنید اما من دارم سعی میکنم با رویکرد عقل گرا به مسائل نگاه کنم

یه مثال نقض میزنم
دوستمون آقای میرزا هم از این مثال استفاده میکرد

آقای خامنه ای فتوا داده که وسایل موسیقی اشکالی نداره و حرام بودن موسیقی بعهده ی عرف جامعه است
آقای بهجت فتوا داده که وسایل موسیقی حرام است و موسیقی هم جایز نیست

صدها موارد اختلاف اینچنینی میتوان مثال زد


خب شما با رویکرد متعبدانه چگونه اختلاف را توجیه میکنید؟وظیفه شما چیست؟
مگه فقیه به حقایق اسلام آشنا نیست؟مگه ما یک اسلام نداریم؟
بنابراین چرا فقیهان دچار اختلاف شده اند؟

با نگاه تعبدی نمیتوان تعقل کرد و بدون تعقل نمیتوات قضاوت کرد
شما چگونه قضاوت میکنید؟
اگه بندهای ابتدایی هر رساله عملیه مراجع رو نگاه کنید متوجه میشید که چرا تقلید بلی و چه شرایط و .... / اما شما دنبال اینها نیستی و نقل از عمرو و بکر و زید میکنید.
شما فقط دنبال مقالطه هستید.

اگر دنبال این هستین که چرا اختلاف بین نظر مراجع هست ، چرا مستقیم نمیگین و میرید از میرزا کمک میگکیرید.
اگر هم بحث عدم تقلید هست بگین به درجه ای از عقل رسیدین که میدونین الان باید چه به چه بشود .
شما بفرما عقل گرایی کی میرسه به اینکه تو نماز چه بخوانیم و اساسا چطور بخوانیم و ... / پاسخ بدید اگر میدانید. فقط پاسختون عقلی باشه نه نقلی Smile
دوستان قرار بود موضوع پاسخ داده بشه و داده شد. جناب دوست حقیقت و ... باید کمی از قوه تمیز هم استفاده کنند که متاسفانه تو مباحث خلافش ثابت شده.
جناب دوست حقیقت نگفتی پیرو کدوم تفکر هستی . مالکی ؟ حنبلی ؟ حنفی؟
چون میگی تقلید رو قبول نداری .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، میم.حسین.الف ، السا
۱۸:۲۷, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #26
آواتار
مالکی هستی یا حنبلی؟
چرا؟
چون که تقیلید رو قبول نداری
مگه تقلید جزء شیعه هست؟
آره
کی گفته؟
من و مرجع من میگه
مگه شما معصوم هستید؟
نه نیستیم
پس چه تضمینی برای حقانیت کلام شما هست؟
چون عقل میگه
عقل من یا عقل تو؟
ببین تو اصلا مسلمون نیستی قضیه روشن و واضح است تو منافق و منحرف هستی

و این است داستان ما و برخی از شیعیان داعش مسلک منجمد و خشک مقدس...

چندین بار گفتم با رویکرد عقلی به مسئله نگاه کنید نه فقهی چون عقل زیربنای فقه است البته ظاهرا

یعنی بعضی از دوستان نمیدونن از اول تا آخر دین اختلاف هست؟؟
نمیدونن از وحدت وجود گرفته تا معاد جسمانی یا روحانی و تا نبوت و درجات امامت تا کوچکترین مسائل اختلاف هست؟؟


بحث کردن با افراد متعبد نتیجه نداره چون اصلا پیش شرط های گفتگو و نتیجه گیری را قبول ندارند
بعضیا فقط دنبال این هستند که نظر خودشان را به کرسی بنشانند
چرا؟
چون یقین دارند!!


یک سوال میپرسم لطفا حاشیه نرید
کسیکه که نگاه تغبدی داره چگونه بین دو فتوا مختلف تمایز قائل بشه؟؟
مثلا آقای بهجت میگه که مسیحیان نجس هستند
آقای مکارم میگه که مسیحیان نجس نیستند

با این پیش شرط که ما از دین چیزی نمیدونیم و تخصص نداریم و ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۳۲, ۲۱/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۴ ۲۰:۰۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #27

نقل قول:شما دارید با رویکرد متعبدانه به مسائل نگاه میکنید اما من دارم سعی میکنم با رویکرد عقل گرا به مسائل نگاه کنم

موضوع تقلید را عرض کردم و شرایط را گفتم نهایتا بشود با زبانی دیگر بیان کرد شاید عرایض بنده بد مطرح شده و غیر قابل فهم بوده اما اصل همان است که قبلا گفته شد

تقلید را شرح دادم لطفا مجداد مطالعه بفرمایید و روی آن بحث کنید . تقلید در مسئله ای است نمی دانیم . شما چطور راجب چیزی که نمی دانید می خواهید تعقل کنید . منطقا محال است این امر اما اگر پاسخ دارید با ما شریک شوید.

تعبد با تقلید و تبعیت متفاوت است . تقلید که بارها عرض شد مراجعه شخص ناآشنا در مسائل دینی به فرد آشنا در مسائل دینی است و اگر آشنا باشد (حجت و برهان و استنباط آن را بداند) تقلیدی نیست ( همه اینها گفته شد البته)

با این نگاه مراجعه به پزشک تعبد است . حتی اگر خودروی خود را تعمییرگاه ببرید هم تعبد مکانیک است . ساخت ساز با نقشه مهندس هم تعبد است.

تنها یک شباهت وجود دارد:
عبد به عبید می گویید چشم
مرید به مراد میگوید چشم
شاگرد به استاد می گوید چشم
عاشق به معشوق می گوید چشم
اولاد به ولی می گوید چشم

همه چشم می گوییند اما یکی عبادت است یکی پیروی است و دیگری فراگیری دیگری عشق و آخر هم حق ولد است
چرا چون هر کدام شاخصه ها و مصداق های متفاوتی دارد به صرف یک شباهت فلسفه غلطی است که هر سه را یکی بدانیم
شما می دانید کدام گروه چنین نظری دارد ؟
اصلا از نظر گروه ها و افراد بگذریم آیا با توجه به عرایض بنده این درست ؟ تفکر و تعقل کنید ببیند چنین منطق و فلسفه ای صحیح است ؟!

شما در منطق خود دو اشتباه دارید

1- در موضوعی که اشراف به آن ندارید و آشنا نیست می خواهید تعقل کنید
2- یک شباهت که ممکن در هرگروه دیگری پیدا کنید را مصداق یک مسئله واحد می دانید فارق از سایر کم و کیف ها و ذات اصلی آنها

نقل قول:با این پیش شرط که ما از دین چیزی نمیدونیم و تخصص نداریم و ...
اکتفا به فرد اعلم
شناخت فقیه محققا حاصل می شود پس در آن رصد می شود
گفته می شود مرجع واجد الشرایط یعنی لزوم داشتن شرایطی را دارد پس تعقل می کنیم(تعقل در موردی حجت آن آشکار است) در این تعقل ملاک عقلانیت شخص مقلد است اگر بر او احراز شود کفایت می کند

فتوا که آورده بودید را نقل نکردم چون اینطور نیست و بحث آن مفصل است. کافر نجس است (قابل اثبات به شیوه عقلی) کافر نجس نیست (قابل اثبات به شیوه عقلی) چون مصداق و شرط استنباط هر کدام متفاوت است . برای این هم بهتر است اول کافر معنی شود بعد نجاست بعد هم شرط استنباط .

نقل قول:
کی گفته؟

من و مرجع من میگه
این هم خطاست . شما ادامه جریان را بر فرض همین پاسخ مطرح کردید . دوست عزیز بعد اگر حرفی زده شد ناراحت نشوید

این شکل بحث شما ... اصلا بحث نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، ماحی ، السا ، دوست حقیقت
۲۲:۰۷, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #28
آواتار

فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون
اگر چیزى را نمى دانید از عالمان سؤال کنید.
(۲۱/دی/۹۴ ۱۸:۲۷)دوست حقیقت نوشته است:  مالکی هستی یا حنبلی؟
چرا؟
چون که تقیلید رو قبول نداری
مگه تقلید جزء شیعه هست؟
آره
کی گفته؟
من و مرجع من میگه
مگه شما معصوم هستید؟
نه نیستیم
پس چه تضمینی برای حقانیت کلام شما هست؟
چون عقل میگه
عقل من یا عقل تو؟
ببین تو اصلا مسلمون نیستی قضیه روشن و واضح است تو منافق و منحرف هستی

و این است داستان ما و برخی از شیعیان داعش مسلک منجمد و خشک مقدس...

چندین بار گفتم با رویکرد عقلی به مسئله نگاه کنید نه فقهی چون عقل زیربنای فقه است البته ظاهرا

یعنی بعضی از دوستان نمیدونن از اول تا آخر دین اختلاف هست؟؟
نمیدونن از وحدت وجود گرفته تا معاد جسمانی یا روحانی و تا نبوت و درجات امامت تا کوچکترین مسائل اختلاف هست؟؟


بحث کردن با افراد متعبد نتیجه نداره چون اصلا پیش شرط های گفتگو و نتیجه گیری را قبول ندارند
بعضیا فقط دنبال این هستند که نظر خودشان را به کرسی بنشانند
چرا؟
چون یقین دارند!!


یک سوال میپرسم لطفا حاشیه نرید
کسیکه که نگاه تغبدی داره چگونه بین دو فتوا مختلف تمایز قائل بشه؟؟
مثلا آقای بهجت میگه که مسیحیان نجس هستند
آقای مکارم میگه که مسیحیان نجس نیستند

با این پیش شرط که ما از دین چیزی نمیدونیم و تخصص نداریم و ...

جناب دوست حقیقت چرا اشفته شدین؟ ایا اشفتگی و برهم ریختن و تنش باعث زوال عقل نمیشه؟Big Grin
شما اول تکلیف رو روشن کن که چرا اینقدر عصبانی میشی و موجب عصبانیتت چی هست بعد بیا برای بحث مرجعیت صحبت کن کاربر محترم/
راستی حنفی رو جا انداختی.
البته من این رو از منابع خود اهل سنت کفتم جالا شاید شما اساسا مسلمان هم نباشی ، نه بخاطر اینکه تقلید رو قبول ندار و ... ، نه ؛ بخاطر اینکه داری تحقیقمیککنی و بعد از یقین برسی به دین مورد نظرت .
عقل ؟ تعریفی از عقل بیارین که بدونیم عقل رو شما چی میدونی
وقتی مبانی فقاهت رو نمیتونی درک کنی پس تو موضوعش وارد نشو .نه برای اینکه انحصاریش کنیم نخیر .اگه توانش روداری برو عمرت رو صرف کن با عقلت البته ، بعد اگه نتیجه نگرفتی بگو همه غلطه و ... .
اما وقتی از الفبای موضوعی اطلاع نداری سکوت کن و بپرس نه اینکه نظرت رو غالب کنی بر دیگران.
کاربر محترم
(۲۱/دی/۹۴ ۱۸:۲۷)دوست حقیقت نوشته است:  چندین بار گفتم با رویکرد عقلی به مسئله نگاه کنید نه فقهی چون عقل زیربنای فقه است البته ظاهرا

یعنی بعضی از دوستان نمیدونن از اول تا آخر دین اختلاف هست؟؟
نمیدونن از وحدت وجود گرفته تا معاد جسمانی یا روحانی و تا نبوت و درجات امامت تا کوچکترین مسائل اختلاف هست؟؟
شما اختلاف رو پیدا کردی؟ با نقل کپی هایی از سایتهایی که منابعشون مثل خودشون از درجه اعتبار یکسانی برخوردار هست؟واقعا جالبه اینکه شما یجا میگی میخوام روشنگری کنم و یجا نظریه غالب ارایه میدی ویجاهم دنبال صیقل دادن هستی.
میتونی بگی عقل بر هر پرسشی پاسخ داره یا نه؟ اگه خواستی درباره عقل هم بحث کنی میتونی ولی بدون که این بحثت هم مثل سایر مباجثت بی نتیجه برای خودت بوده و به بنبست رسیدی .
اینم بخون تا شاید کمی برای پیدا کردن گم شدت کمک کنه.
  • در صورت تعارض بين فتواي مرجع تقليد و عقل انسان، كداميك رجحان دارد؟

نخست بايد برداشت خودمان را از «عقل» مشخص کنيم؛ آيا منظور عقل يک نفر و عقل شخصي است يا عقل نوع انسانها و عقل همگاني است؟! اگر عقل يک نفر و قدرت تشخيص يک نفر باشد احتمال اشتباه در آن فراوان است و اگر عقل جمعي باشد و به ويژه در زمان ها و مکان هاي متعدد باشد از آن تعبير به سيره عقلاء مي شود و به طور معمول احتمال خطا در آن کمتر است و بيشتر مورد تأييد شرع است و گاهي منظور از «عقل» حکم عقلي به عنوان منبع شناخت است که در رتبه برهان قطعي است و مورد پذيرش شرع است.
در اين صورت مي توان گفت: احكام شرع و عقل با يكديگر متعارض نيستند و اگر تعارض به نظر رسد، ابتدايى است كه پس از درك عقل نسبت به مصلحت احكام، آن تعارض برطرف مى‏شود.(سيد مجتبي حسيني، احکام تقليد و بلوغ، قم، دفتر نشرمعارف، 1385، ص 69)
اصولاً رابطه بين دين و عقل رابطه¬ي مستقيم است چون آن¬چه که عقل به آن حکم مي کند دين و شرع نيز به آن حکم مي¬کند و آنچه که دين و شرع به آن حکم مي¬کند عقل نيز به آن حکم مي¬کند اين يک قاعده کلي است.(قاعده معروف اصولي:«ما حکم به الشرع حکم به العقل و ما حکم به العقل حکم به الشرع») ¬ از اين رو، حکيمان الهي مي‌گويند: عقل با نقل در يک مسيرند. [b]به بيان ديگر، عقل و نقل، همانند دو بال طاير قدسي و ملکوتي‌اند که با آنها پرواز در فضاي باز استدلال ميسّر است.
(عبدالله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، قم، نشر اسراء، اول، ۱۳۸۰، ص۹۴)
در فرهنگ اسلام عقل و نقل هر دو حجت و دليل الهي براي کشف احکام و دريافت آموزه¬هاي الهي است. «برهان عقلي همانند دليل معتبر نقلي از الهامات الهي در ظرف انديشه بشر تجلي يافته است. و اگر کسي با سرماية عقلي به سراغ متون مقدس نقلي برود و چيزي را از آن برداشت کند، ‌مانند آن است که به کمک آيه‌اي معناي آية ديگر يا به کمک روايتي معناي آيه‌اي معلوم شود، از اين رو هيچ يک از اين امور از متن نقلي بيگانه نيست. بنابراين عقل برهاني منبع دين است. با ملاحظة دليل معتبر نقلي، فتوايش همان فتواي دين است، مانند دليل معتبر نقلي که هر آنچه را با ملاحظه برهان عقلي ثابت کند، همان به حسب دين مي‌آيد».(جوادي آملي، دين‌شناسي، قم ، نشر اسراء، 1383، ص 127 و 130)
شايد برهمين اساس است که ميرزاي قمي در تعريف عقل فرموده اند: «مراد از دليل عقل، حکم عقلى است که توسط آن به حکم شرعى مى‏رسند و از علم به حکم عقلى به حکم شرعى منتقل مى‏گردند».(قوانين الاصول، ج‏2، ص‏258: «والمراد بالدليل العقلى هو حکم عقلى يتوصل به الى الحکم الشرعى و ينتقل من العلم بالحکم العقلى الى الحکم الشرعى»)
همچنين درباره کارکرد عقل گفته شده است: عقل حكم شرعي را جعل نمي كند، بلكه موردي از موارد حكم شرع را كشف مي¬كند. در واقع مصداق حكم شرعي را كشف مي¬كند. البته اين در صورتي است كه به طور يقيني و صد در صد ملاك حكم شرعي را كشف كند، نه به طور ظن و گمان».(مرتضي مطهري، آشنايي با علوم اسلامي (اصول فقه)، ص 50 ـ 53)
  • البته در نظر داشته باشيم که اولاً عقل را با وهم نياميزيم و ثانياً به گستره و کار برد عقل توجه داشته باشم چرا که عقل نامحدود و بي حد و مرز نيست بلکه عقل تنها در محدوده خاصي امکان کشف روشنگري دارد مانند درک کليات و مباني و اصول ولي در حيطه اموري مانند علت يابي دستورهاي شرعي و مانند آن که از امور تعبدي شمرده مي¬شود، راهي براي کنکاش¬هاي فکري و عقلي نيست.
عقل ما نمي¬تواند به طور کامل دريابد که نماز صبح چرا دو رکعت و نماز ظهر چهار رکعت، زيرا ما از راز آن¬ها به طور کامل آگاهي نداريم و دسترسي به حقايق آن نداريم و چه بسا تنها دليل اين دستورها آزمايش ميزان اطاعت بندگان باشد. اين همان حقيقتي است که در روايات بدين گونه اشاره شده: «دين خدا با عقل سنجيده نمي¬شود».(مستدرک وسائل ،ج 17 ، ص 263) عقل و وحي در نظام اسلامي هر کدام حوزه مخصوص به خود را دارند.
در موارد که عقل توانايي اظهار نظر را ندارد، به‎ خاطر فرا عقل بودن دين است، نه ضد دين بودن عقل؛ در واقع اين‎جا حوزه مخصوص دين است و عقل را در آن جايي نيست.

بنابراين، ميان عقل سليم، و احکام الهي تعارض وجود ندارد اگر هم در موارد تعارض مي نمايد، تعارض ابتداي است و با اندک تامل برطرف خواهد شد در صورتي که از نظر عقلي به حکم قطعي و يقين رسيديم به آن عمل مي کنيم و در غير آن صورت، وظيفه ما اطاعت از نظر مرجع تقليد است.(توضيح المسائل مراجع، م 1؛ نورى و وحيد، توضيح المسائل، م 1)
  • در اين باره چند صورت مسأله مطرح است كه به اختصار آن¬ها را توضيح مي‏دهيم:
الف) اگر مرجع تقليد در مقام بيان حكم باشد، رأي او مقدم است، هر چند با نگرش عقلي مقلد ناسازگار افتد؛ زيرا مقصود از تلازم حكم عقل و شرع، عقل ناآشنا به مباني و ضوابط و عقل بدوي و خام نيست؛ بلكه مقصود از آن، عقل ورزيده‏اي است كه به خوبي با شيوه‏هاي برهان و استدلال و تشخيص درست از نادرست و منابع و شيوه‏هاي كشف حكم الهي آشنا باشد از سوي ديگر احكام عقلي دو گونه است: عقل ظني و عقل قطعي و آنچه در شرع معتبر مي‏باشد، حكم عقل قطعي است كه آن جز از طريق استدلال و برهان صحيح به دست نمي‏آيد. در حالي كه بسياري از اظهار نظرهاي به اصطلاح عقلي، مفاد عقل ظني و بدوي است كه از نظر شرعي اعتبار چنداني ندارد.
ب) اگر اظهار نظر مرجع در تشخيص موضوع باشد و موضوع مورد نظر نيز از موضوعات مستنبطه باشد، باز به دلايل فوق نظر مرجع تقليد مقدم است.
ج) اگر نظر مرجع در تشخيص موضوع باشد، ولي موضوع آن از امور عرفي و غيرمستنبط باشد، در اين جا هر فرد مي‏تواند به تشخيص خود عمل نمايد. مثلا در مورد مثال پاسور و شطرنج بايد گفت: اگر واقعاً زماني پاسور نيز جايگاه شطرنج را پيدا كند؛ يعني، در سطح جهاني ديگر به عنوان نوعي آلت قمار قلمداد نشود، دقيقاً همان حكم شطرنج را خواهد داشت.(ر. ک: نقش عقل در استنباط قواعد و مقررات از ديدگاه اسلام، سيد ابراهيم حسيني، مجله معرفت، شماره 61)

جناب دوست حقیقت امیدوارم متوجه شده باشین و اگه حرفی خلاف این مباحث دارین و صحیح بیان کنید نه با براشفتگی و خصمانه .
اگه هم میخوای بیشتر و بهتر درباره اینکه از این ایه چرا سو برداشت ( سو استفاده ) میشه به این بحث مراجعه کنی .
تا اکه خواستی بحث کنی و نتیجه رو برای خودت روشن کنی.


امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، میم.حسین.الف ، فاطمه خانم ، دوست حقیقت
۱۱:۰۴, ۲۳/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۴ ۱۲:۵۸ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #29
آواتار
عصبانی؟آشفتگی؟ من؟
من عصبانی نشدم من اکثر اوقات اینطوریمAngel
مقاله خوبی بود اما چند نقد به آن داشتم که بیان نمیکنم



بهتر یکبار داستان رو مرور کنیم
یکی بود یک نبود
دینی نازل شده به اسم اسلام
که ما باید از نظرات مراجع تقلید کنیم
اگر هم حکمی خلاف عقل ما بود، بپذیریم چون دین فرا عقلی است

برای من یه مشکل پیش اومده
من میخوام مرجع تقلید انتخاب کنم
یه نفر میگه مسیحیان نجس هستند یه نفر میگه پاک هستند
یه نفر میگه ولایت فقیه اساس دین یه نفر میگه ولایت فقیه بدعت دین
یه نفر میگه موسیقی حرام یه نفر میگه حلال
یکی میگه توحید یکی میگه وحدت وجود

خب من کدام را انتخاب کنم؟
آیا حق دارم در دین تعقل کنم؟یا که دین فراعقلی است و باید بدون چون و چرا بپذیرم؟
بعد از اینکه تعقل کردم و به نظرات متفاوتی رسیدم آیا به نطرات من احترام میگذارید؟یا باید اعتقادات من همانند شما باشد؟

در گروه بیخدایی نوین گفتند فراماده وجود نداره
گفتم پس لطف کنید وزن و اندازه و میدان و اترژی اندیشه آتئیست را بیان کنید
نامردا اخراج کردن
این چهارمین اخراجی من از گروهای آتئیستی است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۰۲, ۲۳/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۴ ۱۳:۰۴ توسط السا.)
شماره ارسال: #30
آواتار
نقل قول:مقاله خوبی بود اما چند نقد به آن داشتم که بیان نمیکنم
نقدی نیست ک بخواد بیان بشه، اگه بود میگفتید ... اینو هم ما میدونیم هم شما Smile

نقل قول:بهتر یکبار داستان رو مرور کنیم
بله، بهتره یک بار دیگه روش های مغالطه و سفسطه در بحث رو با هم ببینیم :
نقل قول: یکی بود یک نبود
دینی نازل شده به اسم اسلام
که ما باید از نظرات مراجع تقلید کنیم
اگر هم حکمی خلاف عقل ما بود، بپذیریم چون دین فرا عقلی است
جالب بود Big Grin

Blush
دینی نازل شد ب اسم اسلام،
تنها دینی بود و هست ک میگه وقتی خواستی مسلمون بشی، روی تک تک اصول دین فکر کن و وقتی با دل و جان و منطقت پذیرفتی مسلمان شو

این دین برای سوالات روزمره ای ک پیش میاد براتون، راه حلی گذاشته تا آسوده باشین
توی جامعه اسلامی عده ای موظف هستن در دین تحصیل کنن و ماحصل مطالعات و تحقیقات توی سخنان و سیره امام ها رو ب مردم ارائه بدن

این دین، مثل ی وقتایی ک مادر ب بچه ش داروی تلخ میده، اما براش مفیده، ی چیزهایی رو برای مسلمان ها "واجب" کرده حتی اگه دوستش نداشته باشن
البته ی مادر اگه بچه ش بپرسه این دارو چیه و چطور کار میکنه، نمیگه نپرس، براش ب اندازه درک و فهم خودش توضیح میدهSmile
اینکه میگم ب اندازه درک فهم، ب این معنی نیست ک "فراعقلی" هست
آیا انتگرال فراعقلیه ؟

نقل قول:بعد از اینکه تعقل کردم و به نظرات متفاوتی رسیدم آیا به نطرات من احترام میگذارید؟یا باید اعتقادات من همانند شما باشد؟
بفرمایید، نتیجه تحقیقاتتون واسه خودتونه، میتونید هر دینی رو ک دوست دارید و میدونید بر حقه انتخاب کنید
بالاخره زمانی ک روز حساب بشه و ازتون دلیل بخوان برای کارهاتون، دلیل منطقی تون باید ارائه بدین دیگه
نه شرع اسلام با شما مشکل داره نه جامعه Blush

خواهشا مسائل ارتداد و ... رو پیش نکشید ک دیگه از بس مطرح شده و جواب گرفته، خنده م میگیره
ب هر ریسمونی ک ب دستتون میرسه چنگ میزنیدا :دی

پ.ن 1: یا منطقی حرف بزن، یا عاقلانه سکوت کن Smile
پ.ن 2: حیف ک نذاشتید بقیه سوال هامو بپرسم ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، میم.حسین.الف ، دوست حقیقت
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا