تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بالاخره ازدواج، خوب است یا بد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
(۳/اسفند/۹۰ ۱۶:۱۴)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]سلام

میخوام از دوستان یه نظر بخوام ، به نظر شما سربازی چقدر مانع ازدواجه؟ یعنی کسی که قبل از سربازی ازدواج میکنه چقدر کارش اشتباه بوده (یا نبوده Big Grin )
به نام خدا
من شنیدم طبق آماری که گرفتن بزرگترین مشکل سرراه ازدواج خدمت سربازی هستConfused
(۲۷/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۵)علمدار133 نوشته است: [ -> ]
(۳/اسفند/۹۰ ۱۶:۱۴)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]سلام

میخوام از دوستان یه نظر بخوام ، به نظر شما سربازی چقدر مانع ازدواجه؟ یعنی کسی که قبل از سربازی ازدواج میکنه چقدر کارش اشتباه بوده (یا نبوده Big Grin )
به نام خدا
من شنیدم طبق آماری که گرفتن بزرگترین مشکل سرراه ازدواج خدمت سربازی هستConfused


100%

2 سال از جوونی ادم توی سر درگمی حروم میشه
برادرایی که ازدواج کردید بنده یه سوال ازتون دارم لطفا صادقانه جواب بدید شما از زمان فعلی که دارید رازی هستید یا قبل از ازدواج.
برادر من

این یه سوال خصوصیه که کسی به شما جواب نمیده !

ازدواج خوبه یا بد خوب مسلما خوبه چون سنت اسلامه

اما ازدواج بستگی به انتخاب داره بدون شک . اگر انتخابتون خب باشه خیلی خوبه ولی خدای نکرده انتخاب بد باشه جهنم درست میشه !

در حال حاضر هم میبینیم امار طلاق داره از ازدواج پیشی میگیره ..

یا حق
من هم باآقا وحید موافقم
البته یک کم برامن دیرشده این جواب دادن چون خیلی وقت پیش بود مجردی کوچیک بودم اونموقعSmile
اما این سوال جوابش بستگی به اون زندگی داره اگه خوب باشه طرف میگه خوبه بد باشه میگه مجردی خوبه
اما مطمئن باشید اگه چیز خوبی نبود هیچ وقت دین وپیامبر روش تاکید نداشتن
(۲۷/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۰۶)بیداری نوشته است: [ -> ]
برادرایی که ازدواج کردید بنده یه سوال ازتون دارم لطفا صادقانه جواب بدید شما از زمان فعلی که دارید رازی هستید یا قبل از ازدواج.
سلام
بله که راضی هستم! اصلا بعد ازدواج زندگی انسان سالم تر میشه ، آرامش روانی زیاد میشه،اعتماد به نفس هم همینطور و خیلی مواهب دیگه.البته خوب مسلما آزادی و وقت شخصی و بعضی چیزها کاهش پیدا می کنه ، اما خوب باید بهای رسیدن به بزرگی رو پرداخت.
بیکار بودید واسه ما هم دعا کنید.

از این روزگار دلمون خیلی پرهCool
(۲۸/اردیبهشت/۹۱ ۰:۲۲)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]بیکار بودید واسه ما هم دعا کنید.

از این روزگار دلمون خیلی پرهCool
سلام
حق داری واقعا ، من یک مدت با خودم فکر می کردم ، آیا این مردم مسلمونند که وقتی می ری برای ازدواج اول از همه از کار و سربازیت می پرسن؟من سه سال دنبال ازدواج بودم ، نشد که نشد ، با تمام عشقی که به تحصیل داشتم ، مجبور شدم ترک تحصیل کردم و رفتم سربازی (البته تونستم قبل از سربازی به خواست خدا ازدواج کنم ، دلیلش هم توصیه های یک آقای روحانی به خانواده خانمم بود).من 20 سالگی به صورت علنی قصد ازدواج کردم، اما 23 سالگی تازه تونستم ازدواج کنم.توی این 3 سال فقط 3-4 بار اجازه پیدا کردم شخص خودم به جلسه خواستگاری برم (غیر از این 3-4 تا بقیه همون اول سر قضیه سربازی می زدند زیر همه چیز ، یا من شرایط اون ها (مثل کار کردن زن) رو نمی پذیرفتم).
من با خودم عهد کردم ، اگر کسی اومد خواستگاری دخترم ، نه سخت گیری سر قضایای مادی داشته باشم ، نه اجازه مهریه بیشتر از مهر السنة رو بدم (مگر این که خودشون اصرار داشته باشند) ، حتی اگر خدا خواست و وضع مالی بهتر شد ، کمکی هم بکنم به تشکیل خانواده شون.
در واقع باید بگم ، کسانی که اجازه ازدواج نمی دند به یک پسر ، سر قضایای مادی ، کافر خفی هستند ، و خائن به این دین و مملکت و در گناه فساد بسیاری از همین جوون ها دخیل.
(۲۸/اردیبهشت/۹۱ ۸:۵۲)دل خسته نوشته است: [ -> ]
(۲۸/اردیبهشت/۹۱ ۰:۲۲)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]بیکار بودید واسه ما هم دعا کنید.

از این روزگار دلمون خیلی پرهCool
سلام
حق داری واقعا ، من یک مدت با خودم فکر می کردم ، آیا این مردم مسلمونند که وقتی می ری برای ازدواج اول از همه از کار و سربازیت می پرسن؟من سه سال دنبال ازدواج بودم ، نشد که نشد ، با تمام عشقی که به تحصیل داشتم ، مجبور شدم ترک تحصیل کردم و رفتم سربازی (البته تونستم قبل از سربازی به خواست خدا ازدواج کنم ، دلیلش هم توصیه های یک آقای روحانی به خانواده خانمم بود).من 20 سالگی به صورت علنی قصد ازدواج کردم، اما 23 سالگی تازه تونستم ازدواج کنم.توی این 3 سال فقط 3-4 بار اجازه پیدا کردم شخص خودم به جلسه خواستگاری برم (غیر از این 3-4 تا بقیه همون اول سر قضیه سربازی می زدند زیر همه چیز ، یا من شرایط اون ها (مثل کار کردن زن) رو نمی پذیرفتم).
من با خودم عهد کردم ، اگر کسی اومد خواستگاری دخترم ، نه سخت گیری سر قضایای مادی داشته باشم ، نه اجازه مهریه بیشتر از مهر السنة رو بدم (مگر این که خودشون اصرار داشته باشند) ، حتی اگر خدا خواست و وضع مالی بهتر شد ، کمکی هم بکنم به تشکیل خانواده شون.
در واقع باید بگم ، کسانی که اجازه ازدواج نمی دند به یک پسر ، سر قضایای مادی ، کافر خفی هستند ، و خائن به این دین و مملکت و در گناه فساد بسیاری از همین جوون ها دخیل.
برو خداتو شکر کن مرد حسابی تو کارت به خیره بعد از سه سال خواستگاری رفتن یه فرجی تو حالت شده!
من از قبل از رفتن خواستگاری مشکل دارم
پدر و مادر گرام با زود ازدواج کردن من موافق نیستن (من 21 سالمه) در ضمن من کارت معافیم هم اومده
شکر ما که به جای خود.
من هدفم انتقاد بود به وضع موجود ، و این که عهد ببندیم فردا اگر دختر دار شدیم حداقل سخت نگیریم به پسرای مردم.شما هم حق دارید. به نظر من متوسل بشید به یک آقای روحانی که خانوادتون خیلی قبولش دارند و ازش بخواین در موردش صحبت کنند.هرچند نصیحت پدر و مادر خیلی سخته (چون هم باید احترامشون رو حفظ کرد و هم باید بهشون قضیه رو منتقل کرد).
البته آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام هم خیلی می تونند کمک کنند ، من شنیدم که باید با غسل برید بالا سر و زیارت و نماز مربطه اش رو بخونید (البته نمی دونم دعا باید داخل قنوت می بود یا بعد از نماز)و دعا کنید.شنیدم چند نفر این کار رو کردند و ازدواجشون بدون مشکل انجام شده.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع