خب لحنتونو اصلاح کنید!
باشه میگم:
مغز انسان با یه خط افقی به دوبخش تقسیم میشه، طبقه ی بالا خودآگاه پایین ناخودآگاه.
تاحالا کوه رفتین؟ داد زدین؟ چه اتفاقی میفته؟ صداتون چندین بار تکرار میشه. یا اینکه تا حالا کنار رودخانه رفتید؟ سنگ تو آب انداختید؟ هرسنگی که میندازید دایره هایی جداگانه در اطرافش ایجاد میشه. واژه ها وکلماتی هم که ما بکار میبریم یا میبینیم در ناخودآگاهمون بارها تکرار میشه.
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداهارا صدا
دوتا از قوانین مغز که توی علم روانشناسی اثبات شده:
وقتی عملی تکرار میشود کنترلش از خودآگاه به ناخودآگاه منتقل میشود یا هر پیامی که مدام تکرار شود درضمیر ناخودآگاه نفوذ میکند.
اصلا رمز نفوذ در ناخودآگاه تکرار است که ما میتونیم ازاون در مسیر موفقیت استفاده کنیم.
سوره ی إسراء آیه ی53: وبندگانم رابگو که همیشه سخن بهتر را برزبان آرید......
درضمن هرچند s x s یک چیز اکتسابیه به هرحال کاربرد قراردادیش ثابت ودر ذهن همه تداعی گر یه معنی مشخصه.
موفق باشید
بله آقا حسن ... من این تایپیک رو دیدم ... اگه فرض کنیم که این مسئله ثابت شده است که من میگم نشده ( ولی فعلا روش بحث ندارم ) بازم ربطی نداره .
چون این کلمه هیتلر نیست که باعث شکل خاص مولوکل آب شده ... بلکه احساس اون فرد نسبت به هیتلر باعث تغییر مولوکول شده ... مسئله اکتسابی و ذاتی رو یادت باشه ... مولوکول آب میلیارد ها سال پیش بوده ولی کلمه هیتلر اختراع چند دهه پیش است .
ولی شما گفتی کلمه s e x روی لیوان و روی جاهای دیگه روی مولوکول های ما تاثیر میگذاره ... در صورتی که ما اونو نمیبینیم و احساسی بهش نداریم ... البته اینم بگم s e x اصولا چیز ذاتا بدی نیست ... نیاز طبیعی انسان است . فکر نکنم تو این مسئله نیاز به توضیح بیشتر باشه ...
ضمیر ناخودآگاه یا شعور باطن انسان
ضمیر ناخداگاه دستگاهی مخفی و ناشناخته در درون ما است که از بدو تولد و در هر چه که ما می بینیم و می شنویم یا حس می کنیم یا هر فکری را که از مغز ما عبور می کند همه را مانند دستگاه فیلمبرداری ثبت و ضبط می کند . نیکبختی یا نگون بختی یا سلامتی یا بیماری شهوات و تمایلات تلاش ها و کوشش ها ، خواب دیدن ، روشن بینی و روشن درکی و خلاصه همه افکار و اعمال ما متاثر از سازمان ناخوداگاهی ما است . در واقع شعور باطن یا ناخودآگاهی نیروی عظیمی است که در اعماق روان ما مخفی بوده و حدود ۹۰ درصد حرکات و رفتار و گفتار و کردار ما را رهبری می کند . لذا عقل و اراده ما تحت تاثیر عملکرد ناخودگاهی بوده و در اغلب مواقع شعور آگاه ما فرامین و تمایلات و خواسته های او یعنی شعور باطن را تایید یا تصویب می کند . فروید اعتقاد داشت که زندگی بیرونی ما نسخه بدلی به زندگانی درونی ما است . اعمال روزانه ما آیینه ای است که در آن اندیشه های درونی آن آشکار می گردد خبط ها و بدی ها ، خوبی ها و مهربانی ها ، شادی ها و تلخی ها و … همه علل روانی دارند که چگونگی آنها بر ما آشکار نیست . وی همچنین معتقد بود که بیماری های روانی معلول تراکم و آزادگی ها است و برای درمان این نوع بیماری ها باید در منشا و تاثیرات گذشته شخص تحقیق شود زیرا تخم اول وازدگی ها در دوران کودکی کاشته می شود و تاثیرات و خاطرات این دوران است که موجب پیدایش و حالت های نامطلوب روانی در دوران جوانی می گردد . فروید شخصیت انسان را از لحاظ اراده و رفتار و اعمال متشکل از سه بخش زیر می داند :
۱- نهاد یا او که کانون غرایز بدوی است و در اعماق ناخودآگاهی ها نهفته است و نسبت به کلیه ارزش های بی اعتنا است و اعمال نهان تحت نظارت خود و فراخود می باشند .
۲- خود یا من که همان خودآگاهی یا همان عقل است که با دنیای خارج سر و کار دارد و واقعیات را از غیر واقع تشخیص می دهد .
۳- فردخود یا من برتر و یا من متعالی که متاثر از تعلیم و تربیت و دستورات و قواعد اخلاقی و مذهبی پند و اندرز حکما و دانشمندان و فلاسفه می باشد .
وقتی می گوییم که فلانی شخص باوجدانی است یا فلان شخص راستگو و درستکار است از لحاظ روانشناسی معنی اش این است که آن شخص فراخود نیرومندی دارد . اگر ما بخواهیم در زندگی بر خود مسلط باشیم از آسایش فکری برخوردار باشیم و به اختلالات روانی دچار نگردیم باید از کشمکش بین نهاد و خود بکاهیم و با تلقین افکار و تمایلات نیک و مثبت فراخود را قویتر سازیم . هرگاه انرژی روانی و استعداد های خود را صد واحد به حساب آوریم حدود نود درصد آن در قید و بند های دنیای درون ما مبحوس می باشند حال اگر ما بتوانیم وارد دنیای درون خود بشویم قادر خواهیم شد در اعماق تاریک دنیای درون خود نفوذ کرده و نیرو های زنجیر شده را کشف و آزاد سازیم که البته این عمل به طریق مختلف از جمله هیپنوتیزم موثر خواهد بود . از این طریق می توان به اعمال ناخوداگاه نفوذ کرده علل بسیاری از ناراحتی ها و بیماری های روانی را کشف و معالجه نمائیم . ضمیر ناخوآگاه چگونه برنامه ریزی می شود ؟ ضمیر ناخودآگاه ما معمولا از چهار طریق برنامه ریزی می شود :
۱-برنامه ریزی های دوران کودکی .
۲-ضربه های جسمی و روحی .
۳-تلقین به نفس .
۴-هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم . اولین راهی که ضمیر ناخودآگاه انسان به طریق آن برنامه ریزی می شود آموزش ها و مشاهدات دوران کودکی است . در حقیقت کودکان عملا در یک شرایط ترانس واقعی هستند و از آنجا که هنوز قوه استدلال و تفکر به صورت استقرایی در آن ها شکل نگرفته است نحوه تفکر و استدلال آن ها قیاسی است . کودکان معمولا تا سن چهار و پنج سالگی به این صورت هستند لذا بسیاری از موارد تلقین و یا تقلید در ذهن کودک وارد می شود و تنها بعد از ۵ و ۶سالگی است که بتدریج تفکر انتقادی و برخورد جستجوگرانه در او شکل می گیرد و او بحث و انتقاد و تردید را در ارزشیابی و پذیرش مطالب کم کم به کار می گیرد . راه دیگری که معمولا ضمیر ناخودآگاه انسان به طریق آن برنامه ریزی می شود ضربه های شدید جسمی و روحی است . عوامل مختلفی می توانند در جسم و روح ما ضایعات و صدمات شدیدی ایجاد کند و گاه آثار آنها ممکن است تا پایان عمر در ما باقی بمانند در شرایطی که ما تحت تاثیر یک حادثه بزرگ قرار می گیریم تا حدودی از حالت خود بیخودی به ما دست می دهد و در این شرایط است که دریچه ضمیر ناخودآگاه ما بر روی تلقینات مثبت و منفی باز می شود . یکی از حالات تلقین پذیری شدید در لحظاتی است که فرد و افراد ترسیده باشند در این شرایط تلقین پذیری یا به اصطلاح حرف شنوی آنها بسیار زیاد می گردد . سومین راه تاثیر گذاری بر روی ضمیر ناخودآگاه تلقین به نفس است از این طریق می توانیم آنچه را که مایل باشیم در لوح ضمیر خود حک کنیم موثرترین روش تلقین به نفس این است که به صورتی عادی درباره موضوع مورد نظر خود فکر کنیم . نکته مهم این است که شما آنچه را که دیگران می گویند ممکن است باور نکنید ولی مایلید آنچه را که خودتان به خود می گویید یا به آن فکر کنید باور داشته وبه آن عمل کنید . چهارمین راه دسترسی به ضمیر ناخودآگاه هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم است در جریان هیپنوتیزم یا خود هیپنوتیزم با ایجاد درجه ای که از خلسه یا بیخ بری در ضمیر آگاه ، امکان دستیابی مستقیم به ضمیر ناخودآگاه بوجود می آید و شخص آنچه را که مایل باشد می تواند به خود تلقین نماید و به این طریق تاثیرات مختلفی بر خورد بگذارد .
سلام
دوستانی که مسئله ضمیر ناخود آگاه را رد کردند ذره ای دیگر تامل کنید .
ببیند مسئله ضمیر ناخود آگاه تا حدی جالب است که هم در طبیعت خداوند از آن استفاده کرده و بخش اصلی آن در میان انسان ها مورد استفاده قرار گرفته است . در طبیعت ضمیر ناخود اگاه به آن شکل وجود ندارد و بیشتر به نام همان غریزه یاد میشود.
در طبیعت غورباقه ای وجود دارد که رنگش سبز و رنگ شکمش قرمز است . هنگامی که دشمنی بخواهد به وی حمله کند قورباغه شکم قرمزش را به وی نشان میدهد و منظورش آن است که من خطرناکم به منم نزدیک نشو . رنگ قرمز کلا رنگ هشدار است .
اما درمورد مسئله ای که یکی از دوستان فرموده بودند :
نقل قول: تازه اگه فرض کنیم که بچه 6 ساله اون کلمه انگلیسی رو دیده و تونسته بخوندش ... بابا یکم فکر کنید
در این مورد به شما پسر بچه ای را مثال میزنم که از روی علاقه به جاروبرقی نام تمامی برند های جاروبرقی را در کشورش حفظ بود و این به صورتی بود که اگر کلمه آن جاروبرقی را به وی نشان میدادند وی همان کلمه را تلفظ میکرد. با آن که سواد نداشت و فقط از روی آگهی های تلویزیونی آن نام را درک کرده بود. به همین جهت حتی فرد اگر نتواند بخواند هم میتواند آن شکل را درک کند.
در این مورد اول شکل درک میشود و هنگامی که معنای آن را درک کرد
به دلیل آن که قبلا آن را بار ها و بار ها دیده است با آن رابطه نزدیکی برقرار میکند.
و به همین جهت است که بیشتر افرادی که در گرداب مسائل غیر اخلاقی گرفتار شده اند از واژه SEX شروع کرده اند برای مثال به این نمودار توجه کنید :
http://www.google.com/trends/?q=sex
در راس این نمودار دوسال پیش ایران قرار داشت که با آغاز فی*ل*ترینگ شدید افراد نمیتوانستند این واژه را سرچ کنند و به همین جهت از پروکسی ها استفاده میکردند و به اسم دیگر کشور ها تمام میشد..
اما دوستان عزیز تامل کنید که چرا این همه روند فساد اخلاقی در بین جوانان جهان رو به افزایش است ؟ به این دلیل که نظام صهیونیزم دریافته است که برای این که جوانان جهان تهاجمی علیه آن ها اعمال نکنند باید آنان را فاسد کرد. فسادی که در برابر ظلم خاموش است فردی که به این گرداب دچار شده دیگر هیچ روحیه ای علیه ظلم نخواهد داشت پس دوستان طبیعی است که این گونه کلمات را در کارتون ها و فیلم های مربوط به کودکان ببینیم .
یک مسئله جدی رو هم هشدار بدم .دوستان بنده با گروهم الان مدت هاست که داریم روی مسئله فساد اخلاقی خصوصا در بین کودکان و نوجوانان کار میکنیم . به مسائلی بس نگران کننده رسیده ایم که تا همین حد اشاره کنم که این ماجرا تاحدی نگران کننده است که تا شاید 10 سال آینده فساد جنسی به سن 10 یا زیر 10 سال در جهان خواهد رسید .
حالا برای دوستان محققم چند تصویر از این کلمه درج میکنم:
![[تصویر: vrj8otvbx6bpf8gokabf.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/vrj8otvbx6bpf8gokabf.jpg)
![[تصویر: sbnuzmvj2wdj3l0lg90.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/sbnuzmvj2wdj3l0lg90.jpg)
![[تصویر: ou02r6ai0tm6uquksh95.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/ou02r6ai0tm6uquksh95.jpg)
![[تصویر: tuy0640h4z34wwcf7zgm.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/tuy0640h4z34wwcf7zgm.jpg)
![[تصویر: 3kpkldy9srewydiv05p.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/3kpkldy9srewydiv05p.jpg)
![[تصویر: eyjq42onm40mesjn1t.gif]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/eyjq42onm40mesjn1t.gif)
![[تصویر: nymf98db5vk1ns9ysm6y.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/nymf98db5vk1ns9ysm6y.jpg)
این تصویر را نتوانستم علنا منتشر کنم در این لینک ببینید (از دوستان عذر خواهی میکنم ) :
http://www.pic.iran-forum.ir/images/ipfz...ypdied.jpg
(۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۲۴)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]خب اگه اون جایی که ثبت میشه واقعا جای معینی است ... میشه لطفا برام توضیح بدین عکس کتاب قصه های بچگیتون هر کدومشون دقیقا چه شکلی بودند ... ؟؟؟
منصفانه نگاه کنیم ... بچه تصویر رو میبینه و فرداش یادش میره ... مگه اینکه دوباره بیاری جلو روش ...
قرار نیست هرچی از بچگی دیدیم و شنیدیم توی حافظمون بمونه اما همه توی ضمیر ناخود آگاهمون محفوظه
یکی ایشونو توجیه کنه

سلام
نقل قول:منظور من اینه که بچه اصلا اونو نمیبینه ... ولی در مثال جارو برقی بچه عینا مارک جارو رو میبینه . بیشتر مثال هایی هم که زدی رو نه یک بچه بلکه یک فرد بالغ هم در شرایط عادی نمیتونه درک کنه ... هرچند که برای بعضی هاش چند دقیقه ای حسابی خندیدم ... دمنتور بدبخت ...
دوست من علت خنده شما بر عدم اطلاع از این ماجراست . شما ذهن انسان را بسیار محدود فرض کرده اید. چرا که از آن شناخت کافی ندارید . برای شما باز هم مثالی میزنم. اینبار از خودم .
سال ها پیش در دوران دبیرستان هنگام امتحان که یک مسئله را فراموش میکردم در حالی که چشمانم را بسته بودم صفحه کتاب را در ذهنم تصور میکردم اکثر جملات آن صفحه را با جزئیات در ذهنم داشتم و از روی آن تصویر ذهنی جمله مربوطه را پیدا میکردم . اما این فقط مربوط به صفحاتی بود که به آن ها علاقه داشتم که بعضا هم مربوط به کتب تاریخ بود. حال شما ذهن پویا و فعال یک کودک را تجسم کنید که در حال چرایی است.
کودک ذهنی به مراتب فعال تر از یک فرد جوان دارد . چرا که جهان پیرامون خود را هنوز نشناخته و در حال تلاش برای آن است . در آن هنگام هرچه به کودک القا کنند می پذیرد . ذهنی به شدت تصویری دارد و تصاویر را به خوبی ثبت میکند.
بیاید وقت خود را هدر ندهیم . تا این حد کافیست. آن که بدون غرض به این مسائل نگاه کند حتما حقیقت را درک خواهد کرد. /پابان پاسخ
من با غرض به مسئله نگاه نکردم ...
شما هم باز همون مثال قبلی را زدید ... شما اون خط از کتاب رو عیناً دیده بودید ولی بچه اصلا اون کلمه رو ندیده ... میدونی ندیده یعنی چی ؟؟؟ یعنی اون کلمه براش تعریف نشده است ...
راستی یادم رفت بگم ... مسئله قورباغه هم غریزی است و مربوط به یکسری اطلاعات از پیش ذخیره شده در حافظه قورباغه است ... کجاش مربوط به ضمیر ناخود آگاه بود ؟؟؟