(۲۵/دی/۹۰ ۱۶:۴۹)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ] (۲۵/دی/۹۰ ۱۶:۲۲)emadm نوشته است: [ -> ]دوستان
شما اصل رو ول کردید و فرع رو چسبیدید.
http://jenaddict.blogfa.com/post-2.aspx
خیلی مطلب خوبی بود ... عماد جان دستت درد نکنه . 
حالا ربطش چی بود ؟؟؟ 
نظر من اینه که وقتی چنین چیزهایی در اطراف ماست، دیگه اون عکسها چیزی به حساب نمیاد. (که البته به نظر من اصلا ربط دادن خیلی از این عکسها هم شاید درست نباشه.)
اگر ما می خوایم در زمینه ای فعالیت داشته باشیم، بهتره روی چنین مسائلی وقت بگذاریم.
(۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۴۷)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]
vav
راستی wake up خان ... خودت گفتی که ناخودآگاه ناشناخته و درک نشده است ... شما چطوری درکش کردی ؟؟؟ 
و اینکه لطفا برام توضیح بده وجه تمایز حافظه و ضمیر ناخود آگاه چیه ؟؟؟
برادر گلم . ضمیر ناخودآگاه هر چی که شما به عمرت دیدی و شنیدی و حس کردی رو در داخل خودش نگهداری میکنی. حافظه که دونوع هستش . کوتاه مدت و بلند مدت فقط چیزهایی رو ظبط میکنه که شما دلت میخواد .( عامیانه برات گفتم!)
در ضمن من خودم اطلاعات زیادی در مورد ضمیر ناخودآگاه ندارم فقط میدونستم که این موضوع اثبات شده هستش . این مقاله رو از سایت پزشکان آزاد اینجا گذاشتم . من میگم شما برو چند تا مقاله بخون بخون شاید یک چیزایی دستگیرت شد . در ضمن لطفا مطالبی رو که فهمیدی اینجا قرار بده تا ما هم استفاده کنیم .
یاعلی
بسم الله الرحمن الرحیم
جوابیه برای دوستانی که موضوعاتی نمی فهمند مغرضانه انکار میکنند .
مخصوصا . (دیدگاه غلط)
ضمیر ناخداگاه دستگاهی مخفی و ناشناخته در درون ما است که از بدو تولد و در هر چه که ما می بینیم و می شنویم یا حس می کنیم یا هر فکری را که از مغز ما عبور می کند همه را مانند دستگاه فیلمبرداری ثبت و ضبط می کند . نیکبختی یا نگون بختی یا سلامتی یا بیماری شهوات و تمایلات تلاش ها و کوشش ها ، خواب دیدن ، روشن بینی و روشن درکی و خلاصه همه افکار و اعمال ما متاثر از سازمان ناخوداگاهی ما است . در واقع شعور باطن یا ناخودآگاهی نیروی عظیمی است که در اعماق روان ما مخفی بوده و حدود ۹۰ درصد حرکات و رفتار و گفتار و کردار ما را رهبری می کند . لذا عقل و اراده ما تحت تاثیر عملکرد ناخودگاهی بوده و در اغلب مواقع شعور آگاه ما فرامین و تمایلات و خواسته های او یعنی شعور باطن را تایید یا تصویب می کند . فروید اعتقاد داشت که زندگی بیرونی ما نسخه بدلی به زندگانی درونی ما است . اعمال روزانه ما آیینه ای است که در آن اندیشه های درونی آن آشکار می گردد خبط ها و بدی ها ، خوبی ها و مهربانی ها ، شادی ها و تلخی ها و … همه علل روانی دارند که چگونگی آنها بر ما آشکار نیست . وی همچنین معتقد بود که بیماری های روانی معلول تراکم و آزادگی ها است و برای درمان این نوع بیماری ها باید در منشا و تاثیرات گذشته شخص تحقیق شود زیرا تخم اول وازدگی ها در دوران کودکی کاشته می شود و تاثیرات و خاطرات این دوران است که موجب پیدایش و حالت های نامطلوب روانی در دوران جوانی می گردد . فروید شخصیت انسان را از لحاظ اراده و رفتار و اعمال متشکل از سه بخش زیر می داند : ۱- نهاد یا او که کانون غرایز بدوی است و در اعماق ناخودآگاهی ها نهفته است و نسبت به کلیه ارزش های بی اعتنا است و اعمال نهان تحت نظارت خود و فراخود می باشند . ۲- خود یا من که همان خودآگاهی یا همان عقل است که با دنیای خارج سر و کار دارد و واقعیات را از غیر واقع تشخیص می دهد . ۳- فردخود یا من برتر و یا من متعالی که متاثر از تعلیم و تربیت و دستورات و قواعد اخلاقی و مذهبی پند و اندرز حکما و دانشمندان و فلاسفه می باشد .
وقتی می گوییم که فلانی شخص باوجدانی است یا فلان شخص راستگو و درستکار است از لحاظ روانشناسی معنی اش این است که آن شخص فراخود نیرومندی دارد . اگر ما بخواهیم در زندگی بر خود مسلط باشیم از آسایش فکری برخوردار باشیم و به اختلالات روانی دچار نگردیم باید از کشمکش بین نهاد و خود بکاهیم و با تلقین افکار و تمایلات نیک و مثبت فراخود را قویتر سازیم . هرگاه انرژی روانی و استعداد های خود را صد واحد به حساب آوریم حدود نود درصد آن در قید و بند های دنیای درون ما مبحوس می باشند حال اگر ما بتوانیم وارد دنیای درون خود بشویم قادر خواهیم شد در اعماق تاریک دنیای درون خود نفوذ کرده و نیرو های زنجیر شده را کشف و آزاد سازیم که البته این عمل به طریق مختلف از جمله هیپنوتیزم موثر خواهد بود . از این طریق می توان به اعمال ناخوداگاه نفوذ کرده علل بسیاری از ناراحتی ها و بیماری های روانی را کشف و معالجه نمائیم . ضمیر ناخوآگاه چگونه برنامه ریزی می شود ؟ ضمیر ناخودآگاه ما معمولا از چهار طریق برنامه ریزی می شود : ۱- برنامه ریزی های دوران کودکی .
۲- ضربه های جسمی و روحی . ۳- تلقین به نفس . ۴- هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم . اولین راهی که ضمیر ناخودآگاه انسان به طریق آن برنامه ریزی می شود آموزش ها و مشاهدات دوران کودکی است . در حقیقت کودکان عملا در یک شرایط ترانس واقعی هستند و از آنجا که هنوز قوه استدلال و تفکر به صورت استقرایی در آن ها شکل نگرفته است نحوه تفکر و استدلال آن ها قیاسی است . کودکان معمولا تا سن چهار و پنج سالگی به این صورت هستند لذا بسیاری از موارد تلقین و یا تقلید در ذهن کودک وارد می شود و تنها بعد از ۵ و ۶ سالگی است که بتدریج تفکر انتقادی و برخورد جستجوگرانه در او شکل می گیرد و او بحث و انتقاد و تردید را در ارزشیابی و پذیرش مطالب کم کم به کار می گیرد . راه دیگری که معمولا ضمیر ناخودآگاه انسان به طریق آن برنامه ریزی می شود ضربه های شدید جسمی و روحی است . عوامل مختلفی می توانند در جسم و روح ما ضایعات و صدمات شدیدی ایجاد کند و گاه آثار آنها ممکن است تا پایان عمر در ما باقی بمانند در شرایطی که ما تحت تاثیر یک حادثه بزرگ قرار می گیریم تا حدودی از حالت خود بیخودی به ما دست می دهد و در این شرایط است که دریچه ضمیر ناخودآگاه ما بر روی تلقینات مثبت و منفی باز می شود . یکی از حالات تلقین پذیری شدید در لحظاتی است که فرد و افراد ترسیده باشند در این شرایط تلقین پذیری یا به اصطلاح حرف شنوی آنها بسیار زیاد می گردد . سومین راه تاثیر گذاری بر روی ضمیر ناخودآگاه تلقین به نفس است از این طریق می توانیم آنچه را که مایل باشیم در لوح ضمیر خود حک کنیم موثرترین روش تلقین به نفس این است که به صورتی عادی درباره موضوع مورد نظر خود فکر کنیم . نکته مهم این است که شما آنچه را که دیگران می گویند ممکن است باور نکنید ولی مایلید آنچه را که خودتان به خود می گویید یا به آن فکر کنید باور داشته وبه آن عمل کنید . چهارمین راه دسترسی به ضمیر ناخودآگاه هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم است در جریان هیپنوتیزم یا خود هیپنوتیزم با ایجاد درجه ای که از خلسه یا بیخ بری در ضمیر آگاه ، امکان دستیابی مستقیم به ضمیر ناخودآگاه بوجود می آید و شخص آنچه را که مایل باشد می تواند به خود تلقین نماید و به این طریق تاثیرات مختلفی بر خورد بگذارد
لطف کنید با منطق و علمی صحبت کنید .
(۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۲۰)حسن.س. نوشته است: [ -> ] (۲۵/دی/۹۰ ۱۴:۵۶)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]
ببینید در مورد لفظ کلمات به شدت مخالفم ... این کلمه s e x یک اختراع انسان است یعنی یک چیز اکتسابی است ولی این چیزی که در آب می گند که مشاهده شده باید یه چیز ذاتی باشه ... این دو تا با هم نمی خورند ...
خوبی عزیز؟؟؟؟؟
خداوند جهان را در احسن ترین حالتش خلق کرده است.این انسان است که آن را به کثافت کشیده است.شما می فرمایید ساخت انسان است؟؟؟؟؟ معلوم است که ساخت انسان است!!!! هیچ چیز ذاتی بد نیست حتی نجاسات تفسیر خودشان را دارند.اما با دخالت جن و انس این تاریکی ها روز به روز افزوده شد.
[/font]
[font=B Zar]
در جواب باید بگم شهید مطهری میگه یه چیزهایی ذاتا قبیح هستن
کتاب عدل الهی علامه شهید رو مطالعه بفرمایید
(۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۳۰)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]بله آقا حسن ... من این تایپیک رو دیدم ... اگه فرض کنیم که این مسئله ثابت شده است که من میگم نشده ( ولی فعلا روش بحث ندارم ) بازم ربطی نداره .
چون این کلمه هیتلر نیست که باعث شکل خاص مولوکل آب شده ... بلکه احساس اون فرد نسبت به هیتلر باعث تغییر مولوکول شده ... مسئله اکتسابی و ذاتی رو یادت باشه ... مولوکول آب میلیارد ها سال پیش بوده ولی کلمه هیتلر اختراع چند دهه پیش است .
ولی شما گفتی کلمه s e x روی لیوان و روی جاهای دیگه روی مولوکول های ما تاثیر میگذاره ... در صورتی که ما اونو نمیبینیم و احساسی بهش نداریم ... البته اینم بگم s e x اصولا چیز ذاتا بدی نیست ... نیاز طبیعی انسان است . فکر نکنم تو این مسئله نیاز به توضیح بیشتر باشه ...
این کلمه مذکور رو هی تکرار نکنید بهتره
درسته که نیازه انسانه ولی تو قرآن نگاه کنید تا حد ممکن کاربرد اینگونه کلمات پایینه
در ضمن با مفاهیم کنایی گفته شده
همه چیز روی ما تاثیر میذاره قبل از این که بهش فکر کنیم روی بچه ها بیشتر
قرار نیست بچه یادش بمونه مهم تاثیریه که داره
دوستان میفرمایند بچه نمیتئنه بخونه باید خدمت شما عرض کنم کلمات سرشار از انرزی هستند چه مثبت چه منفی حالا این که ما میفهمیم یا نه آیا انرزی آنها رو قطع یا بیشتر میکنه؟
همون طور که دعایی را به بازوی بچه ای میبندیم که نمیتواند ان را بخواند این هم همان است اما ا نوع شیطانی
نگویید که ان دعا ها از ان خداست و این کلمات ساخته ی دست بشر چون چه ان کلمات چه این کلمات از جنس لغت هستند و لغت یک ابزار ساخته شده توسط انسانه
در ضمن اگر این کلمات روی ذهن بچه ها تاثیر نداشته باشه هیچ گاه توسط نخبگان شیطانی به بازی گرفته نمیشه
(۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۴۷)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ] (۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۲۸)سارا سلطانی نوشته است: [ -> ]
والا تا اونجایی که من میدونم ... مخ انسان دو نیمکره چپ و راست داره ... که هر کدوم اطلاعات حسی رو از بخش های مختلف بدن میگیرند و به قشر مخ میدهند تا پردازش کنه .
حالا اگه جدیدا آقای رائفی اومده اونجا دوبلکس کار کرده نمیدونم ... 
دوما رو چه حسابی مغز انسان به کوه تشبیه شد ؟؟؟ وجه شبه چی بود ؟؟؟
سوما من منکر تثبیت خاطرات نیستم ... بله وقتی خاطرات تکرار بشند ، اون خاطره به دفعات در حافظه ذخیره میشه . و چون تعداد زیادی از اون خاطره ذخیره شده ... راحت تر پیدا میشه و به یاد میاد .
ولی این ربطی به تایپیک نداره ... دوستمون گفتند این کلمه s e x که بچه اصلا نمیبیندش ... در در جایی از مغز به نام ناخودآگاه ( آدرس هم ندادند بریم پیداش کنیم ) ضبط میشه و روی بچه اثر منفی میگذاره ... !!! ولی بچه چند هفته بعد اصلا اون نقاشی رو به یاد نمیاره چه برسه به کلمه ای در اون نقاشی که منم اولش نتونستم بخونمش ...
vavp عزیز ... من گفتم اگه فرض کنیم ... اینو بهش میگن فرض انکاری ... یعنی با یک فرض خیالی مسئله رو انکار کردم ...
منظور من اینه که بچه اصلا اونو نمیبینه ... ولی در مثال جارو برقی بچه عینا مارک جارو رو میبینه . بیشتر مثال هایی هم که زدی رو نه یک بچه بلکه یک فرد بالغ هم در شرایط عادی نمیتونه درک کنه ... هرچند که برای بعضی هاش چند دقیقه ای حسابی خندیدم ... دمنتور بدبخت ... 
کل حرف منم همینه ... اینا نماد هایی از سلطه صهیونیزم و نوچه هاشون بر جهانه ... مثل مثال شیر و خورشید که قبلا گفتم ... سلطه شون اگه از بین بره ... نماد هم فرت ...
این نماد ها رو کسی نمیتونه ببینه که بخواد روش تاثیر بذاره ... مگر بعضی انسان های بسیار نکته بین که اگه اونها هم نگن ... هیچ کس نمیفهمه ...
علت رواج فساد هم اینا نیست ... بلکه هزاران فیلم پورنو و از این دست محصولاتی است که اینا میسازند ...
راستی wake up خان ... خودت گفتی که ناخودآگاه ناشناخته و درک نشده است ... شما چطوری درکش کردی ؟؟؟ 
و اینکه لطفا برام توضیح بده وجه تمایز حافظه و ضمیر ناخود آگاه چیه ؟؟؟
آقا شما بهش میگی حافظه
نگاه کنید من دارم از تو کوچه رد میشم جلومو که نگاه میکنم که بتونم رد بشم یه جزئیاتیو هم که نمیخوام میبینم.
مگه شما نمیگید اونا میره تو حافظه؟خب اینا که میره تو حافظه یه چیزای کم رنگی هستن.این چیزای کم رنگ یا پر رنگ که رفتن تو حافظه ی شما هیچ وقت پاک نمیشن.حالا شما فرض کنید صد بار یه چیزو ببینید،خوب اونجوری کنجکاوی در شما بوجود میاد که بفهمید اون چیه
حالا این حافظه هم که تکرار میشه مغز خود به خود بعضی اجزا رو با هم مقایسه میکنه ،مثلا میدونید چرا ما همه ی ژاپنی ها رو یه جور میبینیم؟چون مغز ما کمتر اونا رو دیده و تفاوت ها رو کمتر متوجه میشه.
حالا اون قسمتی از مغز که خود به خود میگرده دنبال شباهت و تفاوت رو بهش میگن ناخود آگاه
بعد این آقای ناخودآگاه باعث میشه که تصمیمات ما ازش تاثیر بگیرن.
البته اینا تعریف خودم از ناخودآگاهه
نمیدونم علمی و ایناش چه جوری میشه
(۲۵/دی/۹۰ ۱۴:۲۴)nahal_m نوشته است: [ -> ]با سلام به همگی فکر می کنم تا حدی روشنتون کنه:
طبق گفته ی استاد رائفی پور چون بچه از اون تصویر یا فیلم خوشش میاد و به دنبال اون در ذهنش ثبت می شه (همه اطلاعات را به ذهنش میسپارد)از این کلمه هم خوشش میاد و در آینده روی افکارش اثر منفی داره و این کاملا منطقیه ، چون اخلاقیات و رفتار ما نشات گرفته از محیطی ست که در اون رشد کردیم و طرز تفکرمون شکل گرفته
خنده داره . . .
نه ما ميدونيم اون كتاب اسمش چيه ، نه از مضمونش خبر داريم . فقط داريم فلسفه ميبافيم!
استاد شما نفرمودن بچه اي كه خط فارسي رو هم بلد نيست چطور كلمه انگليسي ميره تو ذهنش و ازش خوشش مياد؟
محتوا ارجح بر ظاهر هست دوستان!!!
(۲۵/دی/۹۰ ۱۴:۲۰)حسن.س. نوشته است: [ -> ]
مگر در بحث های ماسونی نداریم که بسم الله ارحمن الرحیم چه سختی روی جن های شیطان صفت اعمال می کند.
اون بحث فراماسونري نيست! اون معركه گيري يك عده شارلاتان هستش كه درواقع تلفيق جن گيري با فراماسونريست كه كمترين ربط رو بهم دارن . . .
مثلاً يك از آقايون مياد تو سخنراني خودش ميگه راز نميدونم چندم فراماسونري "بلو جين است" و اينها بر موجودات آبي تاكيد دارن . . .
بعد مياد ربطش ميده به شلوار جين آبي كه بعله ، ديديد گفتم . . . بعد هم كفشهاي شكل سم رو ميچسبونه تنگش . . .
كه چي؟
والله اينا وقت تلف كردنه!
اصلاً بلو جين ريشه ي فرانسوي داره و به معناي آبي از جنوا (شهري در ايتاليا) هستش ، نه اين . . .
(۲۵/دی/۹۰ ۱۴:۲۶)emadm نوشته است: [ -> ]به نظرم اگه بخوایم اینطوری کلمه پیدا کنیم، هر کلمه ای رو هر جایی میشه پیدا کرد.
خدا پدرت رو بيامرزه . . . منم همين رو ميگم .
آخه كلمه پيدا كردن هم شد كار؟ مضمون كار چيه؟ پيام اثر چيه؟
سارا خانم
نمی دونم رشته تحصیلی شما چیه . ولی اینو از من که تجربی میخونم قبول کن . این مسئله نیمکره های مغز که گفتم رو هم تو کتب درسی و هم تو کتب مرجع زیست شناسی مثل کمپل نوشته ... شما یه سرچی تو مقاله های علمی بکنه دستت میاد که مغز انسان هیچ وقت به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم نمیشه ... اگه خواستی کل ساختار مغز رو برات شرح میدم ... سال پیش خودم یک مغز گوسفند رو تشریح کردم .
در ضمن شما خودت گفتی باشه میگم و من فکر کردم به نقل از رائفی پور است .
در ضمن من نگفتم که ضمیر ناخودآگاه رو از ریشه قبول ندارم ... گفتم این ضمیر رو از ریشه اونجوری که شما تعریف می کنید قبول ندارم . چون ظاهرا به نظر شما هر چیز بی ربط و با ربطی که در این ضمیر بره حتی اگر پردازش نشه روی انسان تاثیر میگذاره !!!
خواهشا فکر نکنید من آدم بی اطلاعی هستم ... لطفا وقتی چیزی در مورد کسی نمی دونید قضاوت نکنید .
علی 73 جان ...
خب همون مثال خودتو میگیرم ... داری از کوچه رد میشی و یه سری جزئیات میبینی ... . مثلا خراش روی دیوار . لکه روی آسفالت و ... خیلی خوب یعنی شما چون هر روز لکه روی آسفالت رو میبینی ، خم میشی روی آسلفالت و با دقت نگاهش میکنی تا شاید چیز جدیدی از توش دربیاد ؟؟؟
بابا به خدا اون بچه هم ... اون قسمت پایین گل و گیاه رو مثل قسمت های بالایی اش میدونه و فکر میکنه این هم یه چیزی مثل بقیه گل و گیاه هاست و اصلا نمیاد آنالیز کنه تصویر رو ...