۱۱/اردیبهشت/۹۱, ۱۶:۱۱
توجه : توضیحاتی رو که داخل { } می نویسم از خودم هستش .
نتايج دعا براي فرج :
11- رستگاري به شفاعت آن حضرت در قيامت
تحقيق و بررسي اين مطلب نياز به بيان چند نکته دارد:
اول: معني شفاعت
شفاعت آن است که شخص از کسي که مافوق اوست خير و نيکي را براي پايينتر از خودش درخواست کند، يا اسقاط عقوبت يا زياد نمودن ثواب و يا هر دو را طلب نمايد. اگر شفاعت براي اهل طاعت باشد معنايش درخواست فزوني پاداش و ثواب و بالا رفتن درجات آنها است، و اگر براي اهل گناه و زشتي باشد منظور از شفاعت، طلب عفو و مغفرت از لغزشها و گناهان آنها، و اسقاط عقوبت يا عذاب، و رستگاري به منافع ميباشد.
دوم: اثبات شفاعت
در اينکه شفاعت امري ممکن است، از نظر عقل ترديدي نيست. و اما دليل بر وقوع و تحقق يافتن آن - اضافه بر اينکه از ضروريات مذهب بلکه دين است چنانکه مجلسي در کتاب حق اليقين تصريح کرده - قرآن و سنّت و اجماع است که هريک به تنهايي براي کساني که گوش شنوا داشته باشند، کافي است.
از آيات قرآن:
«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»؛ [1]
چه کسي جز به اجازه او در پيشگاهش شفاعت کند.
«لا يَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»؛ [2]
مالک شفاعت نيستند مگر براي کسي که نزد خداوند عهدي داشته باشد.
«يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلاً»؛ [3]
در آن روز شفاعت سودي ندارد جز آن را که خداوند اذن داده و قول [و عقيدهاش] را پسنديده باشد.
سوم: اشاره به شفعاي روز قيامت
از حضرت ابوعبد اللَّه صادق ( ع ) درباره آيه شريفه:
«فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ»؛ [4]
[کافران گويند:] پس براي ما نه شفيعاني هست و نه دوستان صميمي.
فرمود: شفيعان ائمه هستند و دوستان از مؤمنين. [5]
و درباره آيه شريفه: «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»؛ [6]
چه کسي نزد او شفاعت کند جز به اذن او.
امام صادق( ع ) فرمود: ما آن شفاعت کنندگان هستيم.
و از پيغمبر اکرم ( ص ) آمده: تعداد شفيعان پنج است: قرآن، رَحِم، امانت، پيغمبر شما و خاندان پيغمبر شما. [7] .
و از جمله شفيعان، ذرّيه پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميباشند.
در امالي شيخ صدوق و بحار از امام صادق ( ع ) آمده که فرمود: چون روز قيامت شود خداوند اولين و آخرين را بر پهنه دشتي جمع گرداند، پس تاريکي شديدي آنان را فرا ميگيرد، ايشان به درگاه خداوند ضجّه و ناله ميزنند و ميگويند: پروردگارا! اين تاريکي را از ما دور گردان.
پس عدّهاي ميآيند که نور پيشاپيش آنان در حرکت است و زمين قيامت را روشن نموده است.
اهل قيامت ميگويند: اينان پيغمبران هستند.
پس ندا از سوي خداوند ميرسد که: اينان پيغمبر نيستند.
اهل جمع ميگويند: پس اينها فرشتگان هستند.
ندا از سوي خداوند ميآيد که: اينها فرشتگان نيستند.
گويند: پس ايشان شهدا هستند.
از سوي خداوند ندا ميرسد که: ايشان شهدا نيستند.
ميگويند: اينها کيستند؟
ندا ميآيد که از خودشان بپرسيد کيستند.
اهل جمع از آنان ميپرسند: شما کيستيد؟
ميگويند: ما علويان هستيم، ما ذريه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميباشيم،
ما فرزندان علي وليّ خدا هستيم.
ماييم که به گرامي داشتن پروردگار اختصاص يافتهايم، ايمن و بااطمينان هستيم.
پس به آنان از سوي پروردگار - عزّوجلّ - ندا ميرسد که: دوستان و محبّان و پيروانتان را شفاعت کنيد. آنگاه شفاعت مينمايند. [8] .
چهارم: چه کساني مستحقّ شفاعتند؟
بدان که - خداوند شفاعت شافعان را به من و تو روزي گرداند - جز اهل ايمان کسي شايستگي و استحقاق شفاعت ندارد، چنانکه خداوند متعال ميفرمايد:
«لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضي»؛ [9]
شفاعت نميکنند مگر براي آنکه خدا پسندد.
اضافه بر اينکه خلاف اين مطلب را در بين علماي اماميه نديدهام، رواياتي نيز بر آن دلالت دارد:
در بحار از حضرت صادق ( ع ) روايت شده که فرمود: مؤمن براي رفيق خودش شفاعت ميکند مگر اينکه ناصبي {ناصبی و اهل نصب آنانند که دشمنی حضرت علی( ع ) را جزء دین خود قرار داده اند، و آنان اهل نصب با آن حضرت اند یعنی با او دشمنی دارند.} باشد، که اگر هر پيامبر مرسل و فرشته مقرّب براي يک نفر ناصبي شفاعت کنند شفاعت داده نميشوند. [10] .
و در حديث ديگري از آن حضرت است: همسايه براي همسايهاش و دوست براي دوستش شفاعت ميکند، و چنانچه فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل در حقّ يک ناصبي شفاعت کنند شفاعتشان پذيرفته نيست. [11] .
{و همچنین} خبري است که در بحار از امام صادق (ع ) آمده که فرمود: هيچ احدي از اوّلين و آخرين نيست مگر اينکه روز قيامت، محتاج شفاعت محمد ( ص ) است. [12] .
پنجم: اينکه دعا کردن براي تعجيل فرج مولي صاحب الزمان ( ع ) مايه رستگاري به شفاعت آن حضرت است
براي رستگاري به شفاعت شافعان روز قيامت لازم است رابطهاي ميان شفاعت کننده و مشفوع له در دنيا بوده باشد، مثل اينکه خدمت يا کمک يا برآوردن حاجت يا دعا کردن يا اظهار محبّت خالصانه يا دفع اذيّت نسبت به وي انجام گردد،
از تفسير امام حسن عسکري ( ع )، از امير المؤمنين ( ع ) آمده که فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و از جمله مهربانيهايي که در حقّ آنها دارد اينکه صد رحمت خلق کرده و يک رحمت را در ميان تمامي خلايق قرار داده که به سبب آن مردم بر يکديگر رحم آرند و به آن، مادر فرزندش را رحم کند و مادرهاي حيوانات بر فرزندانشان مهر ورزند، پس چون روز قيامت شود اين رحمت را به نود و نه رحمت ديگر بيفزايد و به آن، امّت محمد ( ص ) را رحم کند و به آنها در حقّ هر کس که بخواهند - از اهل آيين اسلام - شفاعت دهد، تا جايي که يک نفر نزد مؤمن شيعه ميآيد و ميگويد: براي من شفاعت کن.
ميگويد: چه حقّي بر من داري؟
جواب ميدهد: يک روز به تو آب نوشاندم. پس يادش ميآيد و دربارهاش شفاعت ميکند.
و يکي ديگر ميآيد ميگويد: در يک روز گرم ساعتي از سايه ديوار من استفاده کردي.
پس برايش شفاعت مينمايد، و پيوسته شفاعت ميکند تا اينکه درباره همسايگان و دوستان و آشنايانش شفاعت مينمايد.
مؤمن از آنچه شما گمان ميکنيد نزد خدا گراميتر است. [13] .
ميگويم{نویسنده}: وقتي وضع مؤمن با کسي که رابطه جزئي با او دارد چنين باشد، بدون ترديد مولاي ما حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - شفاعت ميکند در حقّ کسي که پيوسته براي آن حضرت دعا نمايد، و او را روز قيامت در عذاب رها نميسازد، زيرا که دعا از روابط مهم و ريسمانهاي محکم است که نشانه محبّت و مايه مسرّت و از اقسام ياري و انواع خدمت آن حضرت است.
نتايج دعا براي فرج :
11- رستگاري به شفاعت آن حضرت در قيامت
تحقيق و بررسي اين مطلب نياز به بيان چند نکته دارد:
اول: معني شفاعت
شفاعت آن است که شخص از کسي که مافوق اوست خير و نيکي را براي پايينتر از خودش درخواست کند، يا اسقاط عقوبت يا زياد نمودن ثواب و يا هر دو را طلب نمايد. اگر شفاعت براي اهل طاعت باشد معنايش درخواست فزوني پاداش و ثواب و بالا رفتن درجات آنها است، و اگر براي اهل گناه و زشتي باشد منظور از شفاعت، طلب عفو و مغفرت از لغزشها و گناهان آنها، و اسقاط عقوبت يا عذاب، و رستگاري به منافع ميباشد.
دوم: اثبات شفاعت
در اينکه شفاعت امري ممکن است، از نظر عقل ترديدي نيست. و اما دليل بر وقوع و تحقق يافتن آن - اضافه بر اينکه از ضروريات مذهب بلکه دين است چنانکه مجلسي در کتاب حق اليقين تصريح کرده - قرآن و سنّت و اجماع است که هريک به تنهايي براي کساني که گوش شنوا داشته باشند، کافي است.
از آيات قرآن:
«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»؛ [1]
چه کسي جز به اجازه او در پيشگاهش شفاعت کند.
«لا يَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»؛ [2]
مالک شفاعت نيستند مگر براي کسي که نزد خداوند عهدي داشته باشد.
«يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلاً»؛ [3]
در آن روز شفاعت سودي ندارد جز آن را که خداوند اذن داده و قول [و عقيدهاش] را پسنديده باشد.
سوم: اشاره به شفعاي روز قيامت
از حضرت ابوعبد اللَّه صادق ( ع ) درباره آيه شريفه:
«فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ»؛ [4]
[کافران گويند:] پس براي ما نه شفيعاني هست و نه دوستان صميمي.
فرمود: شفيعان ائمه هستند و دوستان از مؤمنين. [5]
و درباره آيه شريفه: «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»؛ [6]
چه کسي نزد او شفاعت کند جز به اذن او.
امام صادق( ع ) فرمود: ما آن شفاعت کنندگان هستيم.
و از پيغمبر اکرم ( ص ) آمده: تعداد شفيعان پنج است: قرآن، رَحِم، امانت، پيغمبر شما و خاندان پيغمبر شما. [7] .
و از جمله شفيعان، ذرّيه پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميباشند.
در امالي شيخ صدوق و بحار از امام صادق ( ع ) آمده که فرمود: چون روز قيامت شود خداوند اولين و آخرين را بر پهنه دشتي جمع گرداند، پس تاريکي شديدي آنان را فرا ميگيرد، ايشان به درگاه خداوند ضجّه و ناله ميزنند و ميگويند: پروردگارا! اين تاريکي را از ما دور گردان.
پس عدّهاي ميآيند که نور پيشاپيش آنان در حرکت است و زمين قيامت را روشن نموده است.
اهل قيامت ميگويند: اينان پيغمبران هستند.
پس ندا از سوي خداوند ميرسد که: اينان پيغمبر نيستند.
اهل جمع ميگويند: پس اينها فرشتگان هستند.
ندا از سوي خداوند ميآيد که: اينها فرشتگان نيستند.
گويند: پس ايشان شهدا هستند.
از سوي خداوند ندا ميرسد که: ايشان شهدا نيستند.
ميگويند: اينها کيستند؟
ندا ميآيد که از خودشان بپرسيد کيستند.
اهل جمع از آنان ميپرسند: شما کيستيد؟
ميگويند: ما علويان هستيم، ما ذريه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميباشيم،
ما فرزندان علي وليّ خدا هستيم.
ماييم که به گرامي داشتن پروردگار اختصاص يافتهايم، ايمن و بااطمينان هستيم.
پس به آنان از سوي پروردگار - عزّوجلّ - ندا ميرسد که: دوستان و محبّان و پيروانتان را شفاعت کنيد. آنگاه شفاعت مينمايند. [8] .
چهارم: چه کساني مستحقّ شفاعتند؟
بدان که - خداوند شفاعت شافعان را به من و تو روزي گرداند - جز اهل ايمان کسي شايستگي و استحقاق شفاعت ندارد، چنانکه خداوند متعال ميفرمايد:
«لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضي»؛ [9]
شفاعت نميکنند مگر براي آنکه خدا پسندد.
اضافه بر اينکه خلاف اين مطلب را در بين علماي اماميه نديدهام، رواياتي نيز بر آن دلالت دارد:
در بحار از حضرت صادق ( ع ) روايت شده که فرمود: مؤمن براي رفيق خودش شفاعت ميکند مگر اينکه ناصبي {ناصبی و اهل نصب آنانند که دشمنی حضرت علی( ع ) را جزء دین خود قرار داده اند، و آنان اهل نصب با آن حضرت اند یعنی با او دشمنی دارند.} باشد، که اگر هر پيامبر مرسل و فرشته مقرّب براي يک نفر ناصبي شفاعت کنند شفاعت داده نميشوند. [10] .
و در حديث ديگري از آن حضرت است: همسايه براي همسايهاش و دوست براي دوستش شفاعت ميکند، و چنانچه فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل در حقّ يک ناصبي شفاعت کنند شفاعتشان پذيرفته نيست. [11] .
{و همچنین} خبري است که در بحار از امام صادق (ع ) آمده که فرمود: هيچ احدي از اوّلين و آخرين نيست مگر اينکه روز قيامت، محتاج شفاعت محمد ( ص ) است. [12] .
پنجم: اينکه دعا کردن براي تعجيل فرج مولي صاحب الزمان ( ع ) مايه رستگاري به شفاعت آن حضرت است
براي رستگاري به شفاعت شافعان روز قيامت لازم است رابطهاي ميان شفاعت کننده و مشفوع له در دنيا بوده باشد، مثل اينکه خدمت يا کمک يا برآوردن حاجت يا دعا کردن يا اظهار محبّت خالصانه يا دفع اذيّت نسبت به وي انجام گردد،
از تفسير امام حسن عسکري ( ع )، از امير المؤمنين ( ع ) آمده که فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و از جمله مهربانيهايي که در حقّ آنها دارد اينکه صد رحمت خلق کرده و يک رحمت را در ميان تمامي خلايق قرار داده که به سبب آن مردم بر يکديگر رحم آرند و به آن، مادر فرزندش را رحم کند و مادرهاي حيوانات بر فرزندانشان مهر ورزند، پس چون روز قيامت شود اين رحمت را به نود و نه رحمت ديگر بيفزايد و به آن، امّت محمد ( ص ) را رحم کند و به آنها در حقّ هر کس که بخواهند - از اهل آيين اسلام - شفاعت دهد، تا جايي که يک نفر نزد مؤمن شيعه ميآيد و ميگويد: براي من شفاعت کن.
ميگويد: چه حقّي بر من داري؟
جواب ميدهد: يک روز به تو آب نوشاندم. پس يادش ميآيد و دربارهاش شفاعت ميکند.
و يکي ديگر ميآيد ميگويد: در يک روز گرم ساعتي از سايه ديوار من استفاده کردي.
پس برايش شفاعت مينمايد، و پيوسته شفاعت ميکند تا اينکه درباره همسايگان و دوستان و آشنايانش شفاعت مينمايد.
مؤمن از آنچه شما گمان ميکنيد نزد خدا گراميتر است. [13] .
ميگويم{نویسنده}: وقتي وضع مؤمن با کسي که رابطه جزئي با او دارد چنين باشد، بدون ترديد مولاي ما حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - شفاعت ميکند در حقّ کسي که پيوسته براي آن حضرت دعا نمايد، و او را روز قيامت در عذاب رها نميسازد، زيرا که دعا از روابط مهم و ريسمانهاي محکم است که نشانه محبّت و مايه مسرّت و از اقسام ياري و انواع خدمت آن حضرت است.
_______________________________________________________________
[1] سوره بقره، آيه 255.
[2] سوره مريم، آيه 87.
[3] سوره طه، آيه 109.
[4] سوره شعرا، آيه 100.
[5] بحار الانوار: 42:8.
[6] سوره بقره، آيه 255.
[7] بحار الانوار: 43:8.
[8] بحار الانوار: 36:8.
[9] سوره انبياء، آيه 28.
[10] بحار الانوار: 41:8.
[11] بحار الانوار: 42:8.
[12] بحار الانوار: 42:8.
[13] بحار الانوار:44:8.
[1] سوره بقره، آيه 255.
[2] سوره مريم، آيه 87.
[3] سوره طه، آيه 109.
[4] سوره شعرا، آيه 100.
[5] بحار الانوار: 42:8.
[6] سوره بقره، آيه 255.
[7] بحار الانوار: 43:8.
[8] بحار الانوار: 36:8.
[9] سوره انبياء، آيه 28.
[10] بحار الانوار: 41:8.
[11] بحار الانوار: 42:8.
[12] بحار الانوار: 42:8.
[13] بحار الانوار:44:8.

}
}