تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کـــــمــــــکــــــــــ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
استادم میگفت:
توی فامیلی که من بزرگ شدم همه عشق درس بودن و بچه های عمه ام هم از تیزهوشای درجه یک بودن که همیشه چماق بودن و توسر ماها کوبیده میشدن!
اتفاقا یکی از همونا تو 15 سالگی دیپلم میگیره.دانشگاه شرکت میکنه.16 سالگی عاشق میشه باهاش ازدواج میکنه و 17 سالگی طلاق میگیره.
یه حرف خوبی زد استادم گفت:چون فکر میکرد ازدواج هم مثه حل معادل ریاضیه و حل شدنیه!که دید خیلی پیچیده تر از اونه.
الان میگفت بعد کلی افسردگی داغونی بعد شش سال تازه تونست لیسانسشو بگیره و دو ترم هم مشروط شد حالاهم توی کور ترین نفطه کرج یه لوازم و تعمیرات کامپیوتری داره!
قضاوت با خودتون...
خب البته همشه هم اینطور نیست.خیلی های دیگه هم هستن که تو همین سن ازدواج کردن و زندگی خوبی دارن
بستگی به دونفر و شناختشون و شرایط داره
(۵/تیر/۹۲ ۱۳:۲۲)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]خب البته همشه هم اینطور نیست.خیلی های دیگه هم هستن که تو همین سن ازدواج کردن و زندگی خوبی دارن
بستگی به دونفر و شناختشون و شرایط داره
بله خب درصد استثنا هم توش هست مثلا درصدش 1 به 99%
که همیشه کسی که تو این وضعیته میگه من همون یک درصدم.Big Grin
والا ما و دوستان سعی بر کمک داشتیم.حالا شما هم میتونید تصمیم بگیرید چ بر اساس نظرات چ از روی دل و حال و هوای عاشقی...
موفق باشید
(۵/تیر/۹۲ ۱۳:۳۱)مهسا110 نوشته است: [ -> ]

وااااااااااااااااااااااااااااااای! مارو هم دعوت کنید عروسی.Big Grin

بذارید بچه ها کنکورشونو بدن .بعد.Wink

گفتی کنکور!!! مادرم گفت پزشکی قبول شی بعد هفت سال که عمومی رو تموم کردی میرم برات خواستگاری!!!
من هم خیلی با متانت فرمودم شما آسمون برید زمین بیاید ، نهیاتش دوسال دیگه عروس خانومت پر بغلته!!!Blush و سکوتی حاکم شد بس طولانی...

دعام کنید قبول شم! Confused
به نام خدا
سلام
شماقراره ظاهرا سرحرف خودتون بمونید ..پس چه نیازی به پرسیدن ونظرخواهی کردن ازبچه های تالاربود؟Huh
به هرحال تااونجاییکه حداقل عقل خودم میرسید سعی کردم کمکتون کنم...
درپناه خدا.
ای بابا،اینا کجاش همون نظرای خودمه؟! چرا بی انصافی میکنیدSad
من که اون اول میگفتم آسمون بری بیای زمین،حتما باید تو همین سن با ایشون ازدواج کنم
الان اینهمه مواضعم تغییر کرده،بعد میگید:
(۵/تیر/۹۲ ۱۳:۴۶)Fateme135 نوشته است: [ -> ]شماقراره ظاهرا سرحرف خودتون بمونید ..پس چه نیازی به پرسیدن ونظرخواهی کردن ازبچه های تالاربود؟Huh
به هرحال تااونجاییکه حداقل عقل خودم میرسید سعی کردم کمکتون کنم...
اینجا چند نفر دیگه هم نظر دادن.من بر اساس نظر جمع+عقل خودم به اون نتایج رسیدم،قرار نیست حتما به حرف شخص شما عمل بشه که اونطور حرف میزنید

موارد 2 تا 5 دقیقا استخراج شده همون حرفایی بود که دوستان زدن و باعث شد نظرم عوض شه
بی انصافی دیگه در این حد...؟!

من تو همین 2-3 روزی که این تاپیک ایجاد شده،یه عالمه تغییر تو افکارم احساس کردم،بعد اونوقت میگید " اگه قراره همه چی همون باشه پس چرا نظر میگیرید؟ "
بسم الله
سلام
ظاهرا شما خیلی به روانشناسا اعتماد ندارین
ولی این حرفو از دکتر افروز شنیدم که کوتاه و دقیقه
و یه جور چکیده حرف دوستان بزرگوار
عاقلانه انتخاب کن، عاشقانه زندگی کن

با آرزوی سعادتمندی همه ی جوونا و شما

یا علی / التماس دعا
از اونجایی که دوستان هیچ توجهی به تذکرات ندارند تمامی پست های نامربوط حذف میشوند.

از دوستان قدیمی تالار انتظار میره بیشتر به تذکرات توجه کنن.
(۶/تیر/۹۲ ۱۳:۰۳)meshkat نوشته است: [ -> ]از اونجایی که دوستان هیچ توجهی به تذکرات ندارند تمامی پست های نامربوط حذف میشوند.

از دوستان قدیمی تالار انتظار میره بیشتر به تذکرات توجه کنن.
با تشکر بسیار فراوانAngel

پس این پست منم لطفا حذف بشه Angel
Smile
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-14...ge-10.html
با خوندن این تاپیک فهمیدم دیگه ازدواج برای شما دوست عزیز واجبه! شما باید دو سال پیش ازدواج میکردیBig Grin
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع