تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کـــــمــــــکــــــــــ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
به نام خدا
سلام
به نظرمن توسن شماشرایط بهتر ودخترمناسبتری هم وجود خواهد داشت که باهاش ازدواج کنید...
بابزرگترازسن خودتون ازدواج نکنید...الان تحت تاثیراحساساتتون هستید..
عجله نکنید.
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

طبق فرموده شمایک مورد مهم واصلی که اتفاق افتاده است همان اطلاع خانواده شما وهمچنین نظر مثبت پدرتون هست .یعنی نیمی از راه طی شده است اما اینجا توصیه جناب
freewish
رو دوباره گوشزد میکنم:

نقل قول: اگر هم نميتوني صبر كني فقط با خانواده علنا در ميان بگذار و ازشون بخواه يك همسر خوب برات پيدا كنن چون همسر آينده خيلي مهمه و بدون شناخت كامل از خودش و خانوادش اگر جلو بريد ممكنه خدايي نكرده مشكلات جبران ناپذيري براتون پيش بياد. مخصوصا در سن ازدواج سن پايين بهتره دختر از پسر كوچكتر باشه.

خیلی راحت با خانواده مطرح کنید وهمه چیز رااول به خدا وبعد به خانواده تان بسپارید والبته ایشان با دیدبازتری نسبت به این مسئله برخورد میکنند.ومطمئنا انتخاب صحیحتری دارند.

درپناه حق
سلام.
عیدتان مبارک.
فکر میکنم در این مورد قبلا هم با شما صحبت کردم اما حس میکنم نیاز به توضیح بیشتری وجود داره.
به عنوان کسی که سر سوزنی در مشاوره سررشته داره خدمتتون عرض میکنم که سن شما و دوره نوجوانی به هیچ وجه دوره بلوغ نیست دوره ی بحرانه.بحران جنسی بحران عاطفی و...
برای روانشناسان و مشاوران این جملات بسیار آشناست:
من با بقیه فرق میکنم.
شرایط من با بقیه فرق داره.
به علت تفاوتی که من با سایرین دارم کسی منو درک نمیکنه.

بله درسته همه انسان ها با هم فرق میکنن وبسیار هم با هم متفاوت هستن و در دوره ی نوجوانی که دوره غلیان احساساته چه از نظر جسمی که هورمون های جنسی قدرت نمایی میکنن و چه از نظر روحی و عاطفی همه این تفاوت رو بیشتر حس میکنن.

این دوره مثل یک گردنه خطرناکه که باید ازش عبور کرد و به سلامتی گذشتن از این دوره نیازمند توکل و سلامت روح و ارتباط خوب با خانواده است.

کمابیش همه ما این دوره گذار از کودکی به جوانی رو با همین مشکلات طی میکنیم.حالا یکی بیشتر و یکی کمتر دچار مشکل میشه.این دوره دوره عشق های اسطوره ایه.بیشتر آدم ها تو ذهنشون دنبال یه لیلی میگردن تا مجنونش بشن.یکی رو پیدا میکنن و وابستگی ذهنی برای خودشون به وجود میارن و بیش از 90 درصد اونها بعد از پایان دوران دبیرستانشون هرگز به سراغ عشقشون نمیرن.چون دیدگاهشون نسبت به ازدواج و مساله مهم انتخاب همسر عوض شده و حتی به انتخاب روزهای نوجوانی خودشون میخندن.

برادرم عشق چیزیه که با شناخت باید به وجود بیاد و هرچه این شناخت بیشتر بشه این عشق هم بیشتر میشه.تب های زود گذر دوره نوجوانی و انتخاب احساسی که عموما برای خانم هایی به وجود میاد که در سنین پایین(هم سن و سال شما) ازدواج میکنن باعث یک عمر زندگی اجباری با کسی میشه که قراره تمام ساعات عمرشون با هم بگذره.

ازدواج مساله مهمیه بلوغ جنسی،بلوغ عاطفی،بلوغ اجتماعی و بلوغ اقتصادی مهم ترین مسائلی هستن که شما هنوز به دست نیاوردید.ازدواج فقط داشتن همدم نیست.فقط مسائل جنسی نیست.فقط ابراز علاقه های روزهای اول زندگی نیست.ازدواج یه تعامل بزرگه با کسی که کاملا با شما متفاوته.اخلاقش،طرز تربیتش،شاید اعتقادات و فرهنگش و اینها تنش به وجود میاره و کسی که ازدواج میکنه مخصوصا مرد خانواده باید تجربه و قدرت کنترل این تنش ها رو داشته باشه.ازدواج دغدغه ها و مشکلات اقتصادی هم هست.نگرانی از خرج و مخارج هم هست.حساب و کتاب کردن که چطور این ماه رو به ماه بعد برسونیم هم هست.اختلاف نظر و بحث و دعوا هم هست.

بهترین راه حل برای شما در میون گذاشتن موضوع با خانواده تون به صورت رو در رو هست.حداقل با مادرتون رک و راست صحبت کنید و حتما به یک مشاور خوب هم مراجعه کنید.یک مشاور خوب خیلی راحت میتونه شما رو درک کنه و براتون راه حل ارائه بده.
نقل قول:یک توصیه دیگه: یه کاری نکن که خیلی به دختره وابسته بشی که اگه یه وقت ازدواج سر نگرفت شکست عشقی بخوری و خودکشی کنی[تصویر: biggrin.png].
.
.
شوخی کردم[تصویر: wink.png].
چند وقتی هست که به اون مرحله ی وابستگی رسیدم! پس اگه یه روز دیگه منو ندیدین،تعجب نکنید Big Grin

تشکر میکنم از همه برادرا و خواهرا که توجه کردن.راستش قبلنا که همچین تاپیکی زده میشد،حداقلش باید یه هفته صبر میکردیم تا دو نفر بیان و بحث کنن.اما الان خداروشکر از همون دیشب که تاپیکو باز کردم،بحث هاروع شدهAngel


باید بگم که با اکثر حرفاتون موافقم،از جمله اینکه حتما باید از راه خانواده مطرح بشه
نقل قول:طبق فرموده شمایک مورد مهم واصلی که اتفاق افتاده است همان اطلاع خانواده شما وهمچنین نظر مثبت پدرتون هست .یعنی نیمی از راه طی شده است
و همچنین اینکه اعتراضی نکردن یا تا حالا حرفی نزدن،فکر میکنم نشون دهنده این باشه که تا حدودی قبول کردن



تنها نکته ای که خیلی روش اصرار دارم اینه که من نمیتونم ازون شخص بیخیال شم.
اگه این علاقه،سطحی و از روی هوس هم بوده باشه،بالاخره بعد از یک و نیم سال باید خودشو نشون میداد!

ببینید خانوم مشکات،همین ویژگی های روانشناس هاست که منو از اونا بیزار کرده.
من ندیدم تا حالا هیچ روانشناسی قبول کنه که یک فرد ، متفاوت با بقیست.فقط هم دلیلش اینه که "همه همینو میگن".من هم همونطور که گفتم،معمولا در مقابل جملاتی که با هیچ منطقی جور در نمیاد،اعصابم خورد میشه!
یه روانشناس چار تا کتاب خونده و با دو نفر حرف زده،بعد میاد میگه نه،تو دروغ میگی،همه نوجوونا شبیه همن! خب وقتی از مدل زندگی و طرز فکر من خبر نداره،چطوری ادعا میکنه که همه شبیه همن؟؟؟ بالاخره من هم آدمم و چشم دارم و به وضوح دارم میبینم که طرز فکر و زندگی من زمین تا آسمون با نوجوونای هم سن و سالم فرق داره
درضمن،اون جملاتی که شما گفتید رو اگه یکی دوسال پیش بهم میگفتیدقبول میکردم.چون من از اون لحاظ،حدود دو سه سال پیش به بلوغ رسیدم
نقل قول:اگه این علاقه،سطحی و از روی هوس هم بوده باشه،بالاخره بعد از یک و نیم سال باید خودشو نشون میداد!

برادرم مدت زمان علاقه شما در حال حاضر به هیچ وجه سندی برای علاقه واقعی شما نیست.
چون در تمام این مدت شما فقط یک طرفه به این قضیه فکر کردید و ذهنتون رو روی این موضوع که ایشون بهترین گزینه هستن بستین.
مدت زمان وقتی میتونه سندی بر علاقه واقعی باشه که شما مثلا 2 سال با این فرد زندگی کنید با همه خصوصیات خوب و بدش و بعد بفرمایید بله علاقه من حقیقی بوده و روز به روز هم بیشتر شده نه اینکه هرروز با فکر کردن یک جانبه و فقط فکر کردن به خوبس ها خودتون رو وابسته تر کنید و بگید چون حدود دو سال گذشته پس علاقه من از روی هوس نیست.
علاقه اگر از روی هوس هم باشه فقط زمانی از بین میره که فرد به هدف اصلی خودش رسیده باشه.
پس این حرف ها دلیلی بر این نیست که حتما علاقه شما صحیح و انتخاب شما بهترین انتخابه.
با احترام به جامعه روانشناس ها،به همین دلیله که من یادم نیست تا حالا از هیچ روانشناسی خوشم اومده باشه
چون همشون به جای ارائه راه حل،سعی در کتمان مشکل طرف دارن!
(۳/تیر/۹۲ ۱۲:۲۶)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]تنها نکته ای که خیلی روش اصرار دارم اینه که من نمیتونم ازون شخص بیخیال شم.
اگه این علاقه،سطحی و از روی هوس هم بوده باشه،بالاخره بعد از یک و نیم سال باید خودشو نشون میداد

بحث سربیخیال شدن شما نسبت به اون شخص نیست ممکنه تاچندسال ذره ای ازعلاقه تون نسبت به شخص مقابلتون کم نشه امااین حس باید دوطرفه باشه وازطرفی تنها علاقه ملاک نیست.

1- خداروشکر شما ازراه شرعی وارد شدید قصد ازدواج دارید وتصمیمتان قطعی است.
2- نظر خانواده مثبت است .
3- میماند انتخاب صحیح وشخص "هم کفو" که بهتراست کاملا حساب شده باشد.اینجا تاکید میکنم معرفی وپیشنهادباخانواده است وان شاءالله انتخاب باشماست.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عید همگی مبارک
هر وقت یکی از بچه های تالار یه مشکلی رو مطرح میکنه،من همش فکر میکنم اگه مشکل بچه من بود چی کار میتونسم انجام بدم،و اما
به نظر من یک خانم زیرک و سیاس پیدا کنید که از زیر زبان دختر خانم حرف بکشه که حداقل معیار هاش چیه،شاید گفت شوهرم از خودم بزرگتر باشه،واسه خیلی ها مهمه،و مسائل دیگه
اصلا شاید ایشون مایل نباشن،شما اقایون متوجه نمیشید که خانمی از شما خوشش میاد یا نه،چون بعضی خانم ها کلا با همه اقایون خوش اخلاق هستند و معیاری نبود که شما متوجه شید،این ور قضیه خیلی مهمه.
منم اعتقادی ندارم که ازدواج در سنین پایین و شرایط شما بده ،اما واقعا بستگی به طرفین داره،فقط امروز رو نبینید،یه قلم و کاغذ وردارید،معایب و فواید کارتون رو بنویسید(1-بزرگتر بودن همسر(البته ایشون 1+5 سال از شما بزرگترند) و 2- ازدواج زود هنگام بدون شکل گیری سلیقه اصلی شما و 3-ازدواج بدون موارد بالا فقط با توجه به شرایط اقتصادی فعلی و4-ازدواج زود هنگام قبل دیپلم گرفتن مثلا ممکن در درستون افت داشته باشید ...) ،مثلا اینا رو در نظر بگیرید ،هم فوایدش رو بنویسید هم مضراتش رو،ببینید طاقت مضراتش رو دارید یا نه ،خوشی که باد هواست ،میاد ،ادم نمیفهمه کی تموم میشه،اما سختی ها به این راحتی نیست،حالا باز اگه به قول خودتون مرد عمل هستید و از سختی نمیترسید،بسم الله
حالا فرض میکنیم در بهترین حالت ،دختر خانم راضی شدن،خانواده ها راضی شدن و قرار شد تا اتمام درس شما نامزد بمونید، رک بهتون بگم در این شرایط با خانواده سنتی که فرمودین دارید، غلبه کردن بر نیروی جنسی سخت تره،الان به هر حال عشقتون یه طرفه است.
با همه اینها بچه من این مشکل رو داشت،نامزد میکردمشون بعد چند سال اگه نظرشون برنگشت،عروسی میکردن،اخر اخرش این بود که سختی زیادی میکشید،خوب خودش خواسته
واسه خودتون هم دعا کنید،که اگه خیر دنیا و اخرتتون در اون هست خدا واستون جفت و جور کنه،اگه نه،مهرش رو از دلتون بیرون بیاره
(۳/تیر/۹۲ ۱۲:۳۸)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]با احترام به جامعه روانشناس ها،به همین دلیله که من یادم نیست تا حالا از هیچ روانشناسی خوشم اومده باشه
چون همشون به جای ارائه راه حل،سعی در کتمان مشکل طرف دارن!

به نام خدا
سلام
برادرم
اینو نگید دیگه...تابه حال چندبارگفتید...بنده روانشناسی میخونمSmile
حالااگه جرات دارید یه باردیگه بگیدBig Grin
ببنید اینکه میگید اگه هوس بوده باید بعدازیک سال ونیم معلوم میشد،حرف خانوم مشکات روقبول دارم وباهاشون موافقم...
از من به تو یه توصیه. سعی نکن با عشق به یکی دیگه به زندگیت هدف بدی.
ممکنه بعدش شدیدا پشیمون بشی و همه چیزتو ببازی.
الان واسه تو زوده ازدواج. هیچ راهی واسه ازدواج نداری. بهتره باهاش کنار بیای. حقیقته.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع