تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شرح جامع زیارت عاشورا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
بسم الله الرحمن الرحیم

گفتار آيات و اخبار در روح
*** حقتعالى در قرآن ميفرمايد: فاذا ستويته و نفخت فيه من روحى فقعواله ساجدين .
در دو سوره قرآن كريم اين آيه ذكر شده يكى سوره ص و ديگر سوره الحجر آيه 29 و اين آيه مباركه دلالت دارد كه خلقت بشر بستگى بدو چيز دارد يكى تسويه كه ساختمان جسد است كه از گوشت و خون و استخوان تشكيل شده و ديگر روح است كه از او تعبير به نفس ناطقه ميكنند و چون حقتعالى روح را بخود اضافه نمود و ((نفخت فيه من روحى )) دلالت ميكند بر اينكه اين روح جوهر بسيار شريفى است كه از عالم علوى و قدسى در اين بدن نهاده شده است .


*** در آيه ديگر ميفرمايد: الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها فنمسيك التى عليها الموت و يرسل الاخرى الى اجل مسمى ان فى ذلك الايات لقوم يتفكرون .
يعنى خداست كه وقت مرگ ارواح خلق را ميگيرد و آنرا كه هنوز مرگش فرا نرسيده نيز در حال خواب روحش را قبض ميكند سپس ‍ آنرا كه حكم بمرگش كرده جانش را نگاه ميدارد و آنرا كه نكرده به بدنش ميفرستد تا وقت معين مرگ ، در اين كار نيز ادله قدرت الهى براى متفكران پديدار است .


*** در بحار از امام صادق(علیه السلام) نقل ميكند كه خداوند روح مؤمنين را پس از گرفتن در بهشت جاى دهد بصورتيكه در دنيا بودند ميخورند و مينوشند اگر كسى بر آنها وارد شود آنها را به همان صورت دنيايى كه داشتند مى شناسند.

*** و نيز از امام صادق(علیه السلام) روايت ميكند كه فرمود: مؤمنين وقتيكه خوابيدند خداوند روح آنان را بالا ميبرد، روحي را كه مردانش حكم شده و اجلش رسيده در بهشت جاى ميدهد و اگر اجلش باقى باشد به ابدان برگرداند، و نيز سؤ ال شد كه ارواح يكديگر را ملاقات ميكنند؟ فرمود: بلى با هم انس ميگیرند و از يكديگر پرسش ميكنند.

____________________
مبحث بعدی: داستان ملامهدى عراقى در وادى السلام
بسم الله الرحمن الرحیم

احتمالاتي كه در معنى حلت بفنائك ميرود
حلول رحل محل فرود آمدن است ، فناء به كسر فاء، بر وزن كساء بمعنى گشادگى در اطراف خانه است كه مردم و شتران در آنجا استراحت ميكنند و به اصطلاح قديم فضاى جلوى خانه هاى بزرگ كه ((جلوخان )) ميگفتند! ناخه كه از باب افعال از اجوف واوى است فر و خوابانيدن شتر است . رحل جاى گذاردن لباس و اسبابست ، در معنى اينعبارت چند احتمال داده ميشود:

احتمال اول
اينكه مراد از اين ارواح, ملائكه اطراف قبر آن حضرت هستند كه رحل اقامت خود را بر در خانه آنحضرت انداخته و شب و روز بر آن حضرت گريان ميباشند.
امام صادق(علیه السلام) فرمود كه حقتعالى به قبر آن حضرت چهار هزار ملك غبارآلوده و پريشان حال موكل فرمود كه تا روز قيامت بر آن حضرت گريه ميكنند و هر كس آن حضرت را عارفا بحقه زيارت كند اين ملائكه او را مشايعت ميكنند تا آنكه آن زائر را به وطنش برسانند و اگر مريض گردد هر صبح و شام به عيادت او مي روند و اگر بميرد به جنازه او حاضر شوند تا روز قيامت براى او استغفار كنند.
در روايت ديگرى كه (دربندى) در (اسراراشهاده) نقل ميكند حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هفتاد هزار ملك موكل قبر حسين(علیه السلام) هستند كه همه آنها متغير و گردآلوده از روزيكه آن حضرت شهيد شده تا روز قيام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر آن حضرت صلوات ميفرستد و زوار آن حضرت را دعا ميكنند و ميگويند پروردگارا اينها زائر حسين اند بر ايشان احسان نما.
در خبر (ابن تغلب) از حضرت صادق(علیه السلام) است كه چهار هزار ملك روز عاشورا نازل شده تا يارى حضرت حسين(علیه السلام) را بنمايند حضرت به آنها اذن نداده مراجعت كردند تا تكليف خود را بدانند، دوباره نازل شدند ديدند حضرت حسين به درجه شهادت رسيده ، پس ايشان گردآلوده نزد قبر آن حضرت هستند و گريه بر او ميكنند تا روز قيامت و رئيس آنها ملكى است منصور نام و هيچ زائرى آن حضرت را زيارت نميكند مگر آنكه آن ملائكه او را استقبال ميكنند و چون وداع آن حضرت را نمود و او را مشايعت ميكنند و چون مريض شود عيادت او كنند و چون بميرد نماز بر او بخوانند و طلب مغفرت بجهت او نمايند.

احتمال دوم
آنكه مراد از ارواح ، دوستان و محبين آن حضرت از مؤمنين و مومنات باشد مراد از فناء و رحل خطيرة القدس و محل قرب و محفل ملكوت كه بزم انس آن جناب است باشد و مسلما شهدا كربلا در مرتبه اول ايندسته واقع خواهند بود.
در روايات بسيارى آمده كه در روز قيامت براى آن حضرت مجلسى در زير سايه عرش ميباشد كه مخصوص آن حضرت است و گريه كنندگان و زيارت كنندگان در آن مجلس جمع ميشوند كه در حالت امن و خاطرجمعى باشند و بحديث آن حضرت استيناس و اشتغال ميورزند و در آن حين كه در خدمت آن حضرت مشغول صحبت هستند از بهشت از اوج آنها رسولى ميفرستند كه ما مشتاق شمائيم نزد ما بيائيد، آنها از رفتن اباء و امتناع مينمايند و گفتگو و صحبت حسين(علیه السلام) را اختيار ميكنند و لذت مجلس آن حضرت را بر لذت حوران بهشتى مقدم ميدارند.
زائران و گريه كنندگان حضرت حسين در بهشت همسايه آن حضرت خواهند بود.
ابن عباس روايتى نقل ميكند كه در ذيل آن دارد كه وقتى حضرت حسين(علیه السلام) جزاى زائران و گريه كنندگان را از جد و پدر و مادر شنيد عرض كرد اى جد برزگوار بحق خدا و بحق تو قسم تا آنها داخل بهشت نشوند من وارد نشوم و از خدا ميخواهم كه در آخرت قصور آنها را پهلوى قصر من قرار دهد.
اين روايت مورد اشكال شده كه چگونه ممكن است تمام گريه كنندگان و زائرين آن حضرت در بهشت همجوار آن حضرت باشند؟
جوابش اينست كه ما بهشت را چون بدنيا قياس ميكنيم اين اشكال پيش مي آيد ولى حقتعالى بقدرى خانه آن حضرت را وسيع قرار ميدهد كه همه زائرين و گريه كنندگان همسايه او را باشند.
و جواب ديگر اينكه آن حضرت بقدرى قصور متعده دارد كه جز خدا نداند...
بقدرى مقام زائرين و گريه كنندگان بر حسين(علیه السلام) بلند است كه امام صادق(علیه السلام) در دعاى سجده ميفرمود: الهم اغفرلى و لاخوانى و زوار قبرالحسين الذين انفقوا اموالهم اللهم فارحم تلك الوجوه التى غيرتها الشمس و تلك الوجوه التى تتقلب على قبر ابى عبدالله . آن صورتهايى كه بر قبر حسين ماليده ميشود و ارحم تلك الاغين الاتى جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلك القلوب التى جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التى كانت لنا .


احتمال سوم

آنكه مراد از ارواح همان اصحاب و خويشان آن حضرت باشند كه در كربلا بدرجه رفيع شهادت نايل شدند.
همانطور كه در احتمال دوم گفتيم كه دوستان و محبين آن حضرت با او ميباشد مسلما شهداء كربلا مقام قربشان به ان حضرت از ديگران بيشتر است و بنابراين فناء و رحل بهشت و محل قرب در محفل ملكوت كه بزم انس آن جناب است خواهد بود.
ممكن است مراد از ارواح همان اجساد طيبه شهداء كربلا باشد زيرا روح به جسد هم گفته شده و قرآن هم ميفرمايد: و لا تحسبن الذين قتلو فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون .(آل عمران 169)
و مراد از فناء و رحل همان قبر و حاير است كه شيخ مفيد در ارشاد ميفرمايد كه ما شك نداريم كه اصحاب آن حضرت از حاير بيرون نيستند اگر چه خصوصيات قبور آنها را ندانيم و قبر حضرت عباس اگر چه دور است ولى داخل در فناء و رحل سيدالشهداء است .

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام عليك و على الارواح التى حلت بفنائك

ياران و اقوام آن حضرت

مورخين و محدثين تعداد اقوام و ياران آن حضرت را كه در كربلا شهيد شدند مختلف ذكر كرده اند در شفاءالصدر مينويسد:
مشهور بين مورخين كه شيخ مفيد در كتاب ارشاد فرموده و ابن اثير در كامل 72 نفر بودند، 32 نفر سواره ، 40 نفر پياده .
در عقدالفريد، 72 نفر، در فصول المهمه 78 نفر و در بحار از محمدبن ابيطالب نقل كرده كه عدد سرها 78 بوده و از عبارت كشى در ترجمه حبيب چنان ظاهر ميشود كه 70 مرد بوده اند.
سيد بن طاووس در اقبال زياراتى از ناحيه مقدسه نقل ميكند كه اسامى شهدا و قتله آنها در آن زيارت ذكر شده كه جمع آنها 82 نفر ميشود.
از تمام اين عده 19 نفر كسانى بودند كه در مكه به حضرت سيدالشهداء (ع ) ملحق شدند و 21 نفر در بين راه مكه و كربلا به آنحضرت ملحق شدند و ما بقى در كربلا به لشكر آن حضرت ملحق گرديدند كه بيشتر آنها در شب عاشورا بود كه از لشكر پسر سعد به يارى پسر پيغمبر آمدند و تعداد آنها 32 نفر بوده است .
سيد بن طاووس در لهوف ميفرمايد: روى عن الباقر (ع ) انهم كانوا خمسة و اءربعين فارسا و ماءته راجل.
نقل كرده اند همراهان حضرت وقت ورودشان به زمين كربلا بيش از هزار نفر بودند ولى در شب عاشورا رفتند و آنهائي كه بدرجه شهادت رسيدند همان 72 نفر بوده اند.


صلوات
بسم الله الرحمن الرحیم

عدد شهداء بنى هاشم

اختلاف است كه شهدا بنى هاشم در كربلا چند نفر بودند در امالى از ابن عباس روايت كرده كه اميرالمؤمنين(علیه السلام) هنگاميكه به صفين تشريف ميبرد وارد زمين كربلا شد فرمود: هذه ارض كرب و بلا يدفن فيهاالحسين(علیه السلام) و سبعة عشر رجلا من ولدى و ولد فاطمة .
مسلما اين عده كه كشته شدند از اولاد على و فاطمه نبودند پس احتمال دارد من باب تغليب باشد و محتمل ست كه مراد اين باشد كه بعضى از اولاد من هستند و بعضى از اولاد فاطمه بنت اسد و در زيارت ناحيه هم اسم 17 نفر از بنى هاشم غير از حضرت سيدالشهداء(علیه السلام) ذكر شده كه پنج نفر از اولاد اميرالمؤمنين عليه السلام كه جناب ابن عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان و محمد و سه نفر از اولادهاى امام حسن مجتبى ، قاسم ، عبدالله و ابوبكر و دو نفر از اولاد حضرت سيدالشهداء على اكبر و عبدالله رضيع المسمى بعلى الصغر و دو نفر از اولاد جناب عبدالله بن جعفر بن ابيطالب ، جناب عون و محمد و دو نفر از اولاد عقيل بن ابيطالب جناب جعفر و عبدالرحمن و دو نفر از اولاد جناب مسلم بن عقيل عبدالله و ابى عبداله و يك نفر از اولاد ابى سعيد بن عقيل محمد بوده اند.

صلوات
Rose
بسم الله الرحمن الرحیم

در تکمیل " حلت بفنائک" :

یه بار استادمون مفهوم این "حلت بفنائک" یعنی اینکه اصحاب حضرت (و یا اون دسته از افرادی که تو پستای قبل ذکر شد)، توی وجود حضرت حل شدن رو با تشبیه خیلی جالبی برامون توضیحش داد :

حل شدن در وجود حضرت مثل آبی که از صافی رد می شن و نمی مونن!!!


.
بسم الله الرحمن الرحیم

فضائل حواريين حضرت سيدالشهداء

اگر ما در بين اصحاب و ياران پيغمبران و امامان جستجو كنيم اصحابى باوفاتر از اصحاب حضرت سيدالشهداء(علیه السلام) در دنيا نيامده و نخواهد آمد دليل بر اين گفتار ما فرمايش خود حضرت امام حسين(علیه السلام) است چنانچه در ارشاد مفيد از حضرت امام سجاد(علیه السلام) روايت كرده كه نزديك مغرب روز تاسوعا حضرت سيدالشهداء اصحاب خود را جمع كرد و فرمود بعد از حمد و ثناى الهى : اما بعد فانى لا اغلم اصحابا اوفى و لا خير من اصحابى و لا اهل بيت ابر و لا اوصل من اهل بيتى فجزاكم الله خيرا .
از اين فرمايش حضرت استفاده ميشود كه شهداء كربلا بر همه اصحاب و امم گذشته و آينده افضيلت دارند و مثل آنان باوفا نخواهد آمد.

در تهذيب از امام صادق(علیه السلام) روايت ميكند كه حضرت اميرالمؤ منين(علیه السلام) گذارش به كربلا افتاد فرمود: مناخ ركاب و مصارع شهدا لايسبقه من قبلهم و لايلحقهم من كان بعدهم .

و در بحار از حضرت باقر عليه السلام روايت ميكند كه فرمود: مناخ ركاب و مصارع عشاق شهداء لايسبقهم من كان قبلهم و لايلحقهم من بعدهم .


صلوات
Rose

بسم الله الرحمن الرحیم

عليكم منى جميعا سلام الله و ابدا ما بقيت و بقى اليل و النهار

سلام و رحمت خداوند هميشه و مستمر ماداميكه من زنده باشم و شب و روز پاينده باشد از من به همه شما باد

شرح
عليكم خبر مقدم، سلام الله مبتدا مؤخر, منى ظرف لغو متعلق به عامل مقدر، جميعا حامل از براى ضيمر جمع .
اين چند جمله مقام دوستى و محبت شخص زائر را نسبت به امام حسين و شهداء دشت كربلا ميرساند و ميگويد: حسين جان سلام و رحمت خدا بر شما و اصحاب و يارانت باد هميشه تا ماداميكه اين شب و روز برقرار است ، يعنى اگر خدا عمرى به من بدهد تا آخر دنيا هميشه در شب و روز از خدا طلب رحمت و درود براى شما مينمايم . ازين عبارت معلوم ميشود كه شيعه و سنى دوست اهل بيت نبايد زيارت آن حضرت را ترك كند بايد هر شب و روز خدمت آن حضرت و يارانش سلام بنمايد.


صلواتRose
بسم الله الرحمن الرحیم

كسيكه آن حضرت را زيارت نكند ناقص الايمان است

در (كامل الزياره) از امام صادق(علیه السلام) روايت ميكند فرمود: هر كسى بميرد و قبر حسين عليه السلام را زيارت نكند ناقص الدين و ناقص الايمان از دنيا رفته و هر گاه بهشت رود درجه او پائين درجه مؤمنين خواهد بود. و در خبر ديگر است كه، كسيكه آن حضرت را زيارت نكند اگر اهل بهشت باشد از مهمانان اهل بهشت خواهد بود.
(دربندى) در اسرارالشهاده) از (منصور بن هازم) نقل ميكند كه گفت از امام صادق(علیه السلام) شنيدم كه ميفرمود هر كه سالى بر او بگذرد و به زيارت قبر حسين(علیه السلام) نرود خدايتعالى يكسال از عمر او كم ميكند و اگر بگويم كه از شماها كسى هست كه سى سال قبل از اجل خود مي ميرد راست گفته ام زيرا زيارت قبر حسين(علیه السلام) را ترك ميكند پس زيارت آن حضرت را ترك نكنيد تا خدا عمر شما را طولانى كند و روزى شما را زياد فرمايد.

فضيلت زيارت حسين عليه السلام در شب جمعه

(طريحى) در منتخب از (سليمان ابن اعمش) نقل ميكند كه گفت من در كوفه منزل داشتم و در همسايگى من شخصى بود كه با او مانوس بودم و نزد او ميرفتم و با وى صحبت ميكردم ، يك شب جمعه به منزل او رفتم و در بين حرفها و صحبتها به او گفتم چه ميگويى در خصوص زيارت حسين(علیه السلام) جواب داد كه بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر پيرو و ضلالت در آتش خواهد بود. (سليمان) گويد من غضبناك شدم و از نزد او برخاسته و بيرون آمدم و با خود گفتم كه وقت صبح ميروم و او را قدرى نصيحت ميكنم و از فضايل زيارت حسين(علیه السلام) براى او نقل ميكنم اگر قبول نكرد و بر اعتقاد خود باقى ماند او را ميكشم .
(سليمان) گويد: وقت صبح به خانه او آمدم دق الباب نمودم و او را صدا كردم زوجه اش جواب داد كه ديشب عازم زيارت كربلا شد و به زيارت آن حضرت رفت ، سليمان گويد من هم عازم زيارت حسين گشتم و وقتى كه به زيارت قبر مطهر مشرف شدم ديدم همان شخص ‍ سر به سجده گذاشته و در سجده اش گريه ميكند و دعا مينمايد و از خدا طلب مغفرت مينمايد بعد از مدتى كه سر از سجده برداشت مرا نزد خود ديد، گفتم اى شيخ ديشب تو ميگفتى زيارت حسين(علیه السلام) بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر پيرو ضلالت در آتش ‍ خواهد بود و حال خودت آن حضرت را زيارت ميكنى ؟ گفت اى سليمان مرا ملامت مكن ، شب گذشته در خواب شخص ‍ جليل القدرى را در كمال بزرگى و جلال و كمال و بهاء ديدم كه قادر به وصف او نیستم دور او را جماعتى گرفته بودند و با سرعت او را مي اورند و در پيش روى او سوارى بود كه تاجى بر سر نهاده بود كه چهار ركن داشت و در هر ركن جواهرى بود كه از مسافت سه روزه ميدرخشيد، به يكى از خدام او گفتم اين شخص كيست ؟ گفت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم گفتم اين ديگرى كيست ؟ گفت على مرتضى عليه السلام وصى رسول خدا، پس از آن نگاه كردم شترى از نور ديدم كه در او هودجى از نور بود و در ميان وى دو نفر نشسته و آن ناقه ميان زمين و آسمان طيران ميكرد پرسيدم اين شتر از براى كيست ؟ گفت از براى خديجه كبرى و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) گفتم اين جوان كيست ؟ گفت حسن بن على عليه السلام ، پس از آن نزد هودج فاطمه زهرا(سلام الله علیها) رفته ديدم كه رقعه هايى نوشته شده از آسمان نازل ميشود، پرسيدم اينها چيست ؟ گفت اين رقعه هايى است كه در آنها برات آزادى از آتش براى كسى كه حسين(علیه السلام) را در شب جمعه زيارت كند نوشته شده است ، منهم رقعه اى طلب نمودم ، به من گفتند تو ميگويى زيارت حسين (علیه السلام) بدعت است تا تو به زيارت آن حضرت مشرف نشوى از اين رقعه ها به تو نميرسد، پس از خواب بيدار شدم و در همان ساعت عازم زيارت قبر آن حضرت شدم و از اين قبر جدا نمى شوم تا جان از تنم بيرون رود.

بسم الله الرحمن الرحیم

زيارت كردن موسى بن عمران از حضرت سيدالشهداء

در كتاب (كامل الزيارة ) از (ابى حمزه ثمالى) نقل ميكند در پايان زمان دولت (بنى مروان) قصد زيارت قبر حسين بن على(علیه السلام) را نمودم ، مخفى از اهل شام رفتم تا به كربلا رسيدم و در گوشه اى پنهان شدم تا نصف شب گذشت، طرف قبر آمدم چون نزديك قبر رسيدم مردى به طرف من آمد و گفت برگرد كه به قبر مطهر نميرسى، من خوفناك برگشتم تا نزديك صبح شد باز قصد قبر مطهر را نمودم تا به قبر نزديك شدم همان مرد نزد من آمد و به من گفت اى مرد نميتوانى به زيارت قبر برسى گفتم خدا ترا عافيت بدهد چرا نمى توانم به زيارت قبر مشرف شوم با اينكه از كوفه به قصد زيارت اين قبر آمده ام مانع من مباش مي ترسم صبح شود و اهل شام مرا ديده بكشند، جواب داد قدرى صبر كن موسى بن عمران از خدا اذن خواسته كه به زيارت حسين(علیه السلام) مشرف شود خدا هم به وى اذن داده, با هفتاد هزار ملك از آسمان نازل شده اند و انتظار طلوع صبح را دارند كه تا به آسمان عروج كنند گفتم تو كيستى ؟ گفت من از آن ملائكه اى هستم كه به حفظ قبر حسين(علیه السلام) مامور شده ام و براى زوار او استغفار مينمايم ، پس برگشتم و چون صبح شد به سوى قبر آمدم و كسى مانع من نشد زيارت كردم و نماز صبح خواندم با تعجيل تمام برگشتم تا كسى از اهل شام مرا نبيند.

بسم الله الرحمن الرحیم

تارك زيارت حسين (علیه السلام) عاق رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)

در (اسرارالشهاده) از (عبدالرحمن ابن كثير) از حضرت صادق(علیه السلام) روايت كرده كه فرمود: اگر يكى از شما تمام عمر خود را حج كند و بزيارت حسين(علیه السلام) مشرف نشود حقى از حقوق رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ترك كرده زيرا كه حق حسين(علیه السلام) از جانب خدا بر هر مسلمى فريضه است.
(حلبى) گويد كه خدمت حضرت صادق(علیه السلام) عرض كردم چه ميفرمائيد در حق كسيكه قدرت داشته و ترك زيارت حسين(علیه السلام) را كرد فرمود: او عاق رسول خدا گشته است .

اخباري كه دلالت بر وجوب زيارت دارد

اخبار زيادى وجود دارد كه دلالت بر وجوب زيارت سيدالشهداء دارد و ما بعضى از آنها را ذكر مى كنيم .
(محمد بن مسلم) از حضرت باقر(علیه السلام) روايت كرده كه فرمود: شيعيان ما را بزيارت قبر حسين(علیه السلام) امر كنيد زيرا زيارت آن حضرت بر هر مؤمنى كه اقرار به امامت آن حضرت دارد واجب است .
و در خبر ديگر فرمود: زيارت آن حضرت روزى را زياد مي كند و عمر طولانى و بلا را دفع ميكند و هر مؤمنى كه اقرار به امامت آن حضرت دارد زيارت آن حضرت بر او واجب است.
در ارشاد مفيد از امام صادق(علیه السلام) روايت نموده كه فرمود: زيارة الحسين ابن على عليهماالسلام واجبة على كل مؤ من تقر للحسين عليه السلام بالامامة من الله عز و جل .
مرحوم (دربندى) در (اسرارالشهاده) پس از نقل اخبار وجوب ميفرمايد: اگر چه سند اين اخبار به اصطلاح متاخرين صحيح نيست ولى صاحب وسايل اين دسته اخبار را از كتب معتبرى جمع كرده كه نزد متقدمين و متوسطين علماى ما معتبر است و همچنين نزد جمعى از متاخيرين نظر به قواعد رجاليه سند بعضى از اين اخبار از درجه اعتبار ساقط نيست ، گذشته از اين مطالب ما علم و يقين داريم كه در بين اخبار وجوب ممكن ست يكى از آنها از معصوم صادر شده باشد و همچنين در بين اخباري كه بعنوان منطوق يا فحوى بر حرمت ترك زيارت در همه عمر دلالت دارد يك خبر آن اقلا از امام صادر شده باشد و همين برای ما كفايت ميكند.
بعد ميفرمايد: قائل به وجوب و حرمت هم در بين علماء بوده اند مانند صاحب وسائل و مرحوم مجلسى و والد ايشان و كسانيكه قريب العصر آنها بوده اند بعد ميفرمايد: اقوى در نزد من حرمت ترك كلى زيارت است براى كسانيكه توانايى رفتن داشته باشد.

_________________
فقط یک نکته را عرض کنم در خصوص کتاب اسرار الشهادۀ از مرحوم دربندی.
این کتاب نیز مانند کتاب روضۀ الشهدا ملاحسین کاشفی به علت اکاذیب و تحریف هایی که از واقعه عاشورا در آن آمده باید بررسی شود. البته مورد بالا را شامل نمی شود.


صلواتRose
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
آدرس های مرجع