تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شرح جامع زیارت عاشورا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
بسم الله الرحمن الرحیم

زيارت در حال خوف و امن فرق ندارد

*** اخبارى وارد شده بر اينكه زيارت حضرت سيدالشهداء(علیه السلام) در حالت امن و خوف فرق نميكند. در روايتى از زراره وارد شده كه ميگويد: خدمت امام باقر(علیه السلام) عرض كردم: چه ميفرمائيد درباره كسى كه با حالت خوف پدران تو را زيارت كند؟ حضرت فرمود: خداوند او را از عذاب روز قيامت امان ميدهد و ملائكه او را ملاقات ميكنند در حالتى كه به او بشارت ميدهند كه مترس و محزون مباش ، اين همان روزيست كه در آن رستگار خواهى شد.
*** (ابن كثير) ميگويد خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض كردم كه ميلى قلبى مرا به زيارت قبر پدرت حركت ميدهد از وقتى كه بيرون مي آيم تا وقت مراجعت از سلطان و از اطرافيان او دلم خائف است ، حضرت فرمود: يابن بكير آيا دوست نميدارى كه خدا ترا در راه ما ترسان ببيند؟ آيا نميدانى كسى كه در راه ما به او ترسى روى دهد خدا او را در سايه عرش جاى دهد و در زير عرش با حضرت حسين(علیه السلام) مصاحب شود و از فزع هاى روز قيامت در امان باشد و اگر خوفى به او روى دهد ملائكه به او تسكين قلب و بشارت دهند.
*** (محمد بن مسلم) ميگويد حضرت صادق(علیه السلام) بمن فرمود: آيا قبر حسين(علیه السلام) را زيارت ميكنى؟ عرض كردم بلى با ترس و خوف . حضرت فرمود: هر قدر سختتر باشد ثوابش بقدر خوف است. هر كس در راه او خوفى ببيند در روز قيامت خائف نميشود و خدا او را امان ميدهد و بر ميگردد و در حالتى كه گناهان او بخشيده شده و ملائكه بر او سلام و پيغمبر او را زيارت ميكند.
*** مرحوم (دربندى) پس از ذكر اين روايات ميفرمايد: عموم اخباري كه گذشت اطلاق آنها به همه اقسام خوف شامل است، مثل خوف شماتت دشمنان و ناسزا گفتن آنها به زوار و غارت كردن اموال و انواع اذيت كردن از چوب زدن و حبس نمودن و همچنين از جهت ناامنى راهها از دزدان و راهزنان و امثال اينها، پس همه اين خوفها را شامل ميشود. و همچنين اخبار شامل است به اينكه خوف مظنون به هر نوع ظن باشد يا نباشد و آيا اين حكم شامل يقين به خوف از اينگونه اموري كه اشاره به آنها شد، ميشود يا خير؟ ظاهرا اخبار هم شمول دارد بلى ممكن است گفته شود در صورتيكه خوف به مرتبه يقين رسيد اخبار شامل آن صورت نيست و آيا خوف تلف بعضى از اعضا مثل چشم و گوش و دست و پا و امثال اينها حكم هلاكت نفس را دارد يا نه ؟ در آن اشكال است و حكم به عدم الحاق و اجراى حكم اطلاق اخبار در نظر اقوى ميباشد.
و مؤيد گفته ما است آنچه در زمانهاى دولت بنى اميه و دولت بنى عباس واقع مى گشت مخصوصا در عهد متوكل عباسى كه بحكم آن ملعون دست و پاى زوار را قطع ميكردند و چشمهاى ايشان را در مي آوردند با وجود اين امام عليه السلام و وكلا مردم را از اين عمل منع نميكردند.

بسم الله الرحمن الرحیم

اغنياء بايد همه ساله به زيارت بروند

اخباري كه درباره اغنياء وارد شده اين است كه سالى دو مرتبه يا چهار ماه يك مرتبه بروند ولى فقراء سالى يك مرتبه را ترك نكنند.
امام صادق(علیه السلام) فرمود به من خبر رسيده كه بعضى از شيعيان ما يكسال و دوسال بر آنها ميگذرد كه به زيارت امام حسين(علیه السلام) نم يروند، بخدا قسم كه به نصيب خودشان خطا كرده اند و از ثواب خدا بي ميل شده اند و از جوار پيغمبر دور افتاده اند، عرض كردم در چه مدت بايد آن حضرت را زيارت نمود؟ فرمود: هر گاه مقدر بشود در هر ماه يك مرتبه آن حضرت را زيارت كن ، عرض كردم دستم نميرسد زيرا كارگرى هستم كه بايد با دسترنج خود نان بخورم و يك روز هم نميتوانم كارم را ترك كنم؟ حضرت فرمود تو و امثال تو معذورند قصه من آن كسانى بود كه با دسترنج خود كار نمي كنند و اگر بخواهند می توانند هر جمعه به زيارت آن حضرت بروند و براى آنها سهل است از براى چنين كسى كه در روز جزا نزد خدا و رسولش عذرى نيست .

بسم الله الرحمن الرحیم


جامع بودن زيارت امام حسین(علیه السلام)

خداوند تبارك و تعالى روى حكم و مصالحى اعمالى از وجوب و مستحب و حرام و مكروه بر بندگان خود تكليف فرمود و از براى هر يك از آنها اثرات خاصى قرار داد مانند اغذيه كه هر كدام اثر مخصوص براى بدن دارد و بايد همه آنها براى سلامتى بدن استفاده كنيم ، پس همانطور كه به جهت سلامتى مزاج بايد از همه غذاهاى دنيا استفاده كرد، همچنين براى سلامتى روح هم بايد از همه اعمال واجب و مستحب استفاده كرده و از حرام و مكروه پرهيز نمود. امروز مى بينيم كه بعضى قرص و شربت ها درست كرده اند كه اثر تمام ويتامين ها در آنها يافت مي شود و اگر از آنها بخوريم از خوردن بسيارى از قرص ها و شربت ها مستغنى مي گرديم. درست است كه خداى متعال به جهت هر عملى اثرى در روح انسانى قرار داده ولى در بين اعمال, عملى قرار داده كه اثر تمام اعمال در آن موجود است و آن زيارت حضرت حسين(علیه السلام) ميباشد.

شرح بيان مطلب

اولین ركن دين اسلام نماز است كه فرق بين مسلمان و كافر همين است كه فرمود: من ترك الصلوة متعمدا فقد كفر.
در روايت است كه خداوند هفتاد هزار ملك قرار داده كه اطراف قبر حسين(علیه السلام) نماز ميخوانند و نماز هر يك از آنها معادل نماز هزار نفر از آدميان ميباشد، خداوند ثواب نماز آن ملائكه را براى زائرين قبر حسين(علیه السلام) قرار ميدهد.
پس زيارت حسين(علیه السلام) ثواب و خاصيت نماز را دارد، آن هم نمازي كه ملائكه بخوانند، آن هم نمازي كه معادل يك ميليون نماز بشر است
.

يكى از اركان دين اسلام روزه است كه اهميت زيادى در اسلام دارد و فقها در كتب فقهى خود دستوراتى براى آن ذكر كرده اند، زيارت حضرت سيدالشهداء ثواب روزه را دارد در روايت وارد شده كه زيارت آن حضرت ثواب هزار صائم و روزه دار را دارد.

يكى ديگر از اركان اسلام جهاد است كه زيارت حسين(علیه السلام) ثواب جهاد را هم دارا ميباشد، در روايت است كه فضل زيارت آن حضرت اجر هزار شهداى بدر خواهد بود، بلكه ثواب آن شهيدى را به او ميدهند كه در راه خدا به خون آغشته شده باشد، ناگفته نماند كه بعد از شهداء كربلا به هيچ يك از شهداء, مقام شهداء بدر را ندادند اگر بتاريخ جنگ بدر مراجعه شود مطلب معلوم ميگردد.


يكى ديگر از اركان اسلام زکوۀ است كه زيارت حضرت حسين(علیه السلام) ثواب زكوة را هم دارد، در روايت وارد شده كه زائر حسينى در هر زيارتش ثواب هزار زكوة مقبوله در نامه عملش ثبت ميگردد.


يكى ديگر از اركان اسلام حج است كه بسيار در اسلام تاكيد در آن شده كه فرمودند تارك آن يا يهودى و يا نصرانى از دنيا خواهد رفت ، زيارت حضرت حسين(علیه السلام) ثواب حج و عمره را دارد، آنهم نه يكى بلكه بيش از هفتاد هزار حج و عمره. در بعضى از اخبار است كه زيارت حضرت امام حسين(علیه السلام) معادل يك حج و يك عمره است ، در بعضى ديگر معادل دوازده حج و بعضى بيست و دو حج و بعضى بيست و هشت حج و بعضى هشتاد و بعضى صد حج و در بعضى از روايات ثواب هر قدم زائر حسينى ثواب يك حج و يك عمره ميباشد. در روايت بيشتر دهان در خصوص زيارت روز عرفه است كه ميفرمايد: ان الرجل منكم لنعتيسل على شاطى الفرات ثم ياتى قبرالحسين عارفا بحقه فيعطيه الله بكل قدم يرفغها و يضعها ماءة حجة مقبولة و ماءة عمرة مبرورة .
مردى از شما غسل ميكند در نهر فرات بعد مشرف ميشود به زيارت قبر حسين(علیه السلام) در حالتى كه عارف است بحق آن حضرت ، خداوند عطا ميفرمايد به هر قدمى كه بر زمين ميگذارد و بر ميدارد ثواب صد حج مقبوله و صد عمره مبروره .
در بعضى از روايات اضافه از اين هم وارد شده كه ثواب حجى ميدهند كه با رسول خدا بجا آورده باشد و در بعضى ديگر است : حجة مع الرسول مقبولة راكيه . يعنى ثواب حجى ميدهند كه با رسول خدا بجا آورده و قبول و پاكيزه باشد.
مهمتر از همه اينها در يكدسته از روايات فضيلت زيارت آن حضرت را به ثواب حج پيغمبر ميرساند كه خود آن جناب كرده باشد، نه اينكه با او بجا آورده باشند، آن هم نه ثواب يك حج از حج هاى آن حضرت بلكه زياد ميكند تا ميفرمايد: من زاره كتب الله تسعين حجة من حجى باعمارها. يعنى هر كس زيارت كند آن مظلوم را خداى تعالى مينويسد براى وى ثواب نود حج از حجهاى من با عمره هايش و اين اختلافات روايات در ثواب زيارت آن حضرت محمول ست بر اختلاف به مراتب معرفت و ايمان زيارت كنندگان و محبت آنان نسبت به خاندان عصمت و طهارت .



تا اينجا جامعيت زيارت حضرت سيدالشهداء عليه السلام نسبت به واجبات و اركان دين معلوم گشت اينك جامعيت زيارت آن حضرت نسبت به مستحبات بيان ميشود.



در روايت وارد شده كه : من زاره كمن حمل على الف فرس فى سبيل الله مسرجة تلحمة .
يعنى : كسى كه آن حضرت را زيارت نمود مثل كسى است كه هزار راس اسب در راه خدا داده باشد كه همه آنها با زين و لجام باشد.
در روايت ديگر ثواب زيارت آن حضرت ثواب آزاد كردن هزار بنده وارد شده كه همه آنها براى رضاى خدا باشد.
روايت ديگر: انه من زار قبر الحسين عليه السلام ماشيا كتب الله بكل قدم يرفعها و كل قدم يضعها عتق رقبة من ولد اسماعيل .
يعنى : هر كس پياده قبر حسين(علیه السلام) را زيارت كند هر قدمي كه بر زمين ميگذارد و بر ميدارد ثواب آزاد كردن يك بنده از اولاد حضرت اسماعيل را دارد.
در خبر است كه : ان الله يخلق من عرق زوار الحسين كل عرفة سبعون الف ملك يسبحون الله و يقدسونه .
يعنى : خداي تعالى از هر قطره عرق زوار حسين(علیه السلام) هفتاد هزار ملك خلق ميفرمايد كه تسبيح و تقديس او را كند.

بسم الله الرحمن الرحیم

خواص و فضايل زيارت حضرت سيدالشهداء عليه السلام براى زائر

زيارت ابا عبدالله الحسين ارواح العالمين له الفداء خواص زيادى براى شخص زائر در دنيا و آخرت دارد كه از احاديث صحيح استفاده ميشود و ما به نقل چند خاصيت از آن اكتفا كرده و از بقيه صرف نظر مينمائيم .

*** امام صادق(علیه السلام) فرمود: زمانيكه زائر قبر حسين(علیه السلام) قصد كرد كه به زيارت آن حضرت رود؛ براى خدا ملائكه هايى هست كه به قبر حسين(علیه السلام) موكلند، پس وقتى شخص زائر زيارت آن حضرت را قصد نمود، حق تعالى گناهانش ‍ را به وى ببخشد و زمانيكه به راه افتاد گناهانش را محو فرمايد و پس از آنكه قدم ميگذارد مضاعف فرمايد حسنات او را و بقدرى حسنات او را مضاعف فرمايد كه به مقامى رسد كه بهشت براى او واجب ميگردد.
در اين روايت سه مرتبه براى شخص زائر ذكر شده است :
مرتبه اول آنكه چون قصد زيارت كند گناهانش بخشيده شود.
مرتبه دوم چون براه افتاد آنها را محو فرمايد، چه بخشيدن غير از محو شدن است مثل اينكه يك نفر زندانى كه حكم زندانش را دادگاه داده كسى مي آيد از او شفاعت ميكند و او را از زندان نجات ميدهند بعد پرونده او را برداشته پاره ميكند و از بين ميبرد كه يك روزى دست ديگران نيفتد تا بدانند اين شخص زندانى و مقصر بوده و عفوش نموده اند.
پس بعد از آنكه حقتعالى گناهان اين بنده را محو كرد كه از ياد ملائكه هم برود تا نزد آنان خجل و شرمنده نشود، آنگاه بجاى آن گناهان حسنات بنويسد و بقدرى آنها را مضاعف فرمايد تا به مرتبه و مقامى رسد كه بهشت بر او واجب گردد.

***
چون زائر حسينى در سفر زيارت خود انفاق نمايد خداوند به هر درهمى كه انفاق نموده بقدر كوه حسنات به او عوض دهد و به هر درهمى كه در اين راه مصرف نموده به اضعاف مضاعف عوض دهد و آن بلاهايى كه بر او نازل گرديده و بايد به او برسد از او دور ميگرداند.
در روايت از ابن سنان است كه : واجب ميشود براى آنها بعوض يك درهم هزار و هزار و هزار تا ده مرتبه . بعد فرمود: رضا و خشنودى خدايتعالى براى او خير است و دعاى محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و دعاى اميرالمؤمنين(علیه السلام) و دعاى ساير ائمه صلوات الله عليهم اجمعين براى او خير است .

*** چون شخص زائر حسينى از منزل خود بيرون آيد ششصد ملك از شش جهت او را مشايعت كنند و چون آفتاب بر او بتابد گناهانش را محو كند همچنانكه آتش هيزم را محو سازد. و چون از حرارت هوا و يا زحمت راه عرق كند خداوند از هر قطره عرق او هفتاد هزار ملك خلق كند كه همه خدا را تسبيح ميكنند و زوار حسين(علیه السلام) طلب مغفرت ميكنند.

*** چون زائر حسينى به كربلا نزديك شود چند صف از ملائكه او را استقبال كنند كه از جمله آنها چهار هزار ملكى است كه براى يارى آن حضرت روز عاشورا به كربلا آمدند و پس از شهادت آن حضرت رسيدند و مامور شدند كه مجاورت قبر آن حضرت را اختيار كنند.
و چون آن حضرت را زيارت نمود آن حضرت نظر مرحمت بسوى او كند و براى او دعا فرمايد و از جد بزرگوار و پدر عالي مقام خود مسئلت نمايد كه از براى وى طلب مغفرت نمايند و پس از آن همه انبياء و رسل براى او دعا كنند و ملائكه با او مصافحه كنند و چون از كربلا به وطن خود مراجعت نمايد ملائكه او را مشايعت كنند و مخصوصا ميكائيل و جبرائيل و اسرافيل در مشايعت او باشند و اگر در آن سال و يا در سال بعد از دنيا برود همان ملائكه بر سر جنازه او حاضر شوند و براى او طلب مغفرت نمايند و در روايت وارد شده كه آن حضرت فرمود:
هر كس مرا زيارت كند من هم او را بعد از موتش زيارت ميكنم.

[تصویر: 64.gif]

بسم الله الرحمن الرحیم

عمل خير اثراتى دارد اگر موانعى در پيش نباشد

اقتضاى ثواب هائي كه براى جميع اعمال خير ذكر شده اين است كه موانعى پيش نيايد و آن اثر ثواب را از بين نبرد مثلا اثر سكنجبين قطع كردن صفراست و براى كسي كه صفرا در بدن او زياد است بايد سكنجبين بخورد تا دفع صفرا بشود و چه زن باشد يا مرد، كوچك باشد يا بزرگ ، پس اگر كسى اين سكنجبين را خورد و صفرا قطع نشد مسلما مانعى در بين بوده كه اگر نگذاشته آن سكنجبين اثر و خاصيت خود را بدهد شايد قبلا و يا بعدا چيزى خورده كه مانع از اثر آن شده و يا به جهت انقلابى كه در مزاج بوده اثر آن را از بين برده ، پس اين عوارض منافات ندارد با اينكه سكنجبين قاطع صفراست.
پس از ذكر اين مقدمه كوتاه ميگوئيم آنچه در اثرات ادعيه و اذكار و اعمال وارد شده اثر آنها تا وقتى ست كه مانعى در پيش نباشد ولى اگر مانع يا موانعى پيش آمد عمل اثرى نخواهد داشت البته اين نه از باب آن است كه اثر عمل من از بين رفته و يا نخواسته اند مزد عمل مرا به من بدهند بلكه بواسطه آن مانعى است كه در بين آمد و اثر عمل مرا از بين برد.
مثلا فرداى قيامت نامه عمل بنده اى را بدستش بدهند چون در آن نظر كند اعمال بدى ببيند كه در جميع مرتكب آن نشده بود و ضمنا اعمال خوبى كه در دوران زندگى انجام داده بود در نامه عمل خود نمى بيند ميگويد خدايا نامه عمل من نيست و اشتباه شده، خطاب رسد اى بنده من اشتباه در كار ما نيست نامه عمل توست ولى بواسطه آن غيبت نهايى كه در پشت سر برادران دينى خود نمودى اعمال خير تو در ديوان عمل آنها منتقل شد و اعمال بد آنان به ديوان عمل تو.
پس عمل خوب اثر خود را دارد ولى وقتى كه غيبت آمد اثر آن را نابود ميكند پس ما نبايد بگوئيم اعمال خوب اثر ندارد بلكه بايد بگوئيم اثرات آنها محو ميشود.
تنها عمل خيرى كه اثر آن از بين نمي رود زيارت حضرت سيدالشهدا(علیه السلام) است چه اگر از يك طرف برود از جهات ديگر باقى ميماند و لذا قبلا گفتيم تنها عملى كه جامع همه ثوابها ميباشد زيارت آن حضرت است و مانند دارويى است كه داراى صد خاصيت است اگر موانع در وجود من باشد كه صد مانع نيست و ممكن است پنجاه يا شصت مانع باشد كه جلوى پنجاه يا شصت خاصيت را بگيرد غيرممكن است كه صد مانع در بدن من باشد كه اثر صد خاصيت را از بين ببرد.
دليل بر اينكه اثرات زيارت حضرت سيدالشهداء(علیه السلام) بكلى از بين نمي رود فرمايش جابر بن عبدالله انصارى است در روز اربعين بر سر قبر حسين(علیه السلام) كه فرمود: هر گاه قدم محب و زائر آن حضرت از گناهان لغزيد براى وى قدم ديگر در مقام ديگر ثابت ميشود. ما ميگوئيم كه اگر خداى نخواسته گناهان ما مانع شد كه اثر زيارت آن حضرت بما برسد از راههاى ديگرى اميد نجات براى ما خواهد بود، گيرم ثواب حج و نماز و روزه و زكوة و تسبيح و صدقه بما ندادند ولى مشمول اين روايت خواهيم شد كه
فرداى قيامت منادى حق ندا ميكند: أين شيعة آل محمد، كجايند شيعيان آل محمد؟ پس جمع كثيرى كه عدد آنها را جز خدا نداند برخيزند پس از آن ندا كنند: أين زوار الحسين بن على؛ كجايند زائران قبر حسين(علیه السلام) پس جمعى بايستند و به آنها گفته شود كه دست هر كسى را كه دوست داريد بگيريد و داخل بهشت كنيد، پس شخص زائر دست دوستان خود را گرفته داخل بهشت كند تا اينكه كسى به او ميگويد كه من در فلان روز بجهت تو عملى نمودم ، دست او را هم ميگيرد و داخل بهشت ميگرداند.
ممكن است بگويد كه شايد ما جزء اين دسته نباشيم و عمل بد ما مانع شد كه صداى اين منادى به ما برسد، جواب گوئيم در روايت وارد شده كه بر پيشانى زائر حسين(علیه السلام) در قيامت نوشته ميشود: هذا زائر قبر خير الشهداء

امام صادق(علیه السلام) فرمود كه در روز قيامت منادى حق ندا كند كه كجايند زوار حسين بن على(علیه السلام) پس جماعتى بر ميخيزند كه عدد آنها را جز خدا كسى نداند، بعد به آنها گويند چه چيز باعث شد كه شما آن حضرت را زيارت كرديد؟ گويند پروردگارا دوستى رسول خدا و على و فاطمه و ترحمى كه به آن حضرت داشتيم به سبب مصايبى كه به آن حضرت وارد آمده بود، پس به آنها ميگويند: اينها محمد و على و فاطمه و حسن و حسين صلوات الله عليهم اجمعين هستند به آنها ملحق شويد شما با آنها هم درجه هستيد و به لواى رسول خدا الا حق شويد، پس ميروند در زير لوايى كه در دست على(علیه السلام) ميباشد.

نتيجه
اگر تمام اعمال ما مردود شود و گناهان ما نگذارد كه ثوابهاى زائر حسينى را ببريم آيا چيزى پيدا ميشود كه جلوى دوستى را بگيرد، وقتى ما بگوئيم خدايا دوستى اين خانواده ما را به قبر آن حضرت كشانيد مانع از اين دوستى چه خواهد شد؟ فرمود: حب على حسنة لا يضر معها سيئة پس هيچ گناهى نمى تواند دوستى را از بين ببرد و كسى هم نميتواند در قيامت بگويد اين شخص دوست اين خانواده نيست بلكه ميگويد دوست گنه كار است!
_________________
پایان مجلس هفدهم
صلواتRose
بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس هجدهم: يا ابا عبدالله لقد عظمت الرزية و جلت و عظمت المصيبة بك علينا و على جميع اهل الاسلام
يا ابا عبدالله هر آينه سوگوارى تو بزرگ شد و مصيبت تو بر ما و بر جميع اهل اسلام عظيم شد.

شرح

عظم به معنى بزرگ است .
در سوره حج آيه 30 ميفرمايد: و من يعظم حرمات الله فهو خير له؛كسى كه محرمات الهى را بزرگ بشمارد پس برايش بهتر است .
و در آيه 32 همين سوره ميفرمايد: و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب .
جلت هم به معنى بزرگى ذكر شده است.
و يبقى وجه ربك ذوالجلال و الاكرام . ذوالجلال به معنى صاحب عظمت و بزرگيست .
بنابراين هر دو لغت به يك معنى آمده و دو لفظ به يك معنى خواهند بود.
الزيارة بالتشديد الصله الززيتة بالهمزة لانه مهمور مشتق من الزره فخفف الهمزه با القلب و الادغام .
در قاموس رزيه را به معنى مصيبت معنى كرده پس جمله لقد عظمت الرزية با جمله جلت المصيبة به يك معنى است و فرقى در معنى با هم ندارند.
مصيبت در اصل به معنى رسيدن است لكن بلاها و صدماتى كه در دنيا به شما رسيده بقدرى بزرگ است كه مثل اينكه بر ما وارد شده بلكه بر همه اهل اسلام وارد گرديده است .
و على جميع اهل اسلام به ما مي فهماند كسى كه در مصيبت آن حضرت مهموم و مغموم نگردد و حالت تاثرى به او روى ندهد اهل اسلام نيست و چگونه ممكن است كسى مسلمان باشد و در ايام عاشورا آن مصايب را بشنود و حالت تاثرى به او دست ندهد و لذا چون مصيبت آن حضرت بسيار بزرگ و مورد اهميت بوده خداوند پيغمبران گذشته را به كربلا آورد و داستان كشته شدن آن حضرت را برای آنان نقل فرمود و آنها گريسته و ناراحتى در آن زمين ديدند.
___________
مبحث بعدی: آمدن آدم عليه السلام به زمين كربلا
بسم الله الرحمن الرحیم

آمدن حضرت آدم عليه السلام به زمين كربلا

((شيخ طريحى )) در ((منتخب )) نقل ميكند كه چون حضرت آدم به زمين هبوط كرد و حوا را نديد در طلب او طى طريق به زمين كربلا افتاد بدون آنكه واقعه اى براى او پيش آمد كند به اندوهى بزرگ در افتاد و سينه اش تنگى گرفت و چون به مقتل حسين (علیه السلام) رسيد لغزشى در وى پديد آمد كه خون از پاى وى جارى گشت ، سر بسوى آسمان كرده و گفت پروردگارا آيا من مرتكب گناه ديگرى شدم كه اينك مرا كيفر دادى چه من در روى زمين عبور كردم به چنين حادثه اى گرفتار نشدم .
حق تعالى وحى فرستاد كه اى آدم جرم تازه اى از تو صادر نشده ولى فرزندت حسين در اين زمين ظلم كشته ميشود اينك خون تو به موافقت وى ريخته شد، آدم عرض كرد پروردگارا حسين پيغمبر است ؟ خطاب آمد كه پيغمبر نيست ولى فرزندزاده پيغمبر من محمد صلى الله عليه و آله ميباشد، عرض كرد قاتل او كيست ؟ خطاب آمد قاتلش يزيد است كه ملعون اهل آسمانها و زمين است . آدم روى به جبرئيل آورده گفت چه كار كنم گفت لعن بر يزيد كن آدم چهار مرتبه يزيد را لعن نمود و چند قدمى برداشت تا به كوه عرفات رسيد و حوا را يافت .


آمدن حضرت نوح عليه السلام به زمين كربلا

و نيز در ((منتخب )) روايت ميكند چون حضرت نوح سوار كشتى شد و دنيا را آب گرفت در روى آب حركت ميكرد تا به كربلا رسيد، در آنجا كشتى ايستاد و حركت نكرد نوح از غرق شدن كشتى ترسيد عرض كرد: الهى در روى آب همه جا گرديدم مرا خوفى مثل اين زمين نرسيد. جبرئيل نازل شد عرض كرد يا نوح در اين زمين امام حسين(علیه السلام) شهيد ميشود كه سبط خاتم انبياء محمد مصطفى مي باشد حضرت نوح پرسيد قاتل او كيست؟ جبرئيل گفت لعين هفت آسمان و زمين مي باشد حضرت نوح چهار مرتبه او را لعن كرد كشتى حركت كرد تا بكوه جودى رسيد.
__________________
صلوات
بسم الله الرحمن الرحیم

آمدن حضرت ابراهيم عليه السلام به زمين كربلا

((طريحى )) نقل ميكند كه وقتى حضرت ابراهيم(علیه السلام) سواره به صحراى كربلا گذر نمود اسب او بسر در آمده و آن حضرت از پشت اسب به زمين افتاد و سر مباركش شكست و خون جارى شد پس زبان به استغفار گشود و گفت الهى از من چه گناهى سر زده كه بدون جهت به زمين خورده خون از سرم جارى شد؟ جبرئيل نازل شده گفت اى ابراهيم گناهى از تو صادر نگشته ولى اين سرزمينى است كه در آن سبط خاتم الانبياء و پسر خاتم الاوصيا كشته ميشود پس خون تو به موافقت خون او ريخته شد...
مرحوم شوشترى ميفرمايد ممكن است اين محلى كه حضرت ابراهيم به زمين خورد همان محلى باشد كه روز عاشورا حسين عليه السلام از روى اسب به زمين افتاد.
راقم اين اوراق گويد كه از اسب افتادن حضرت ابراهيم در زمين كربلا با افتادن حسين (علیه السلام) بسيار فرق داشته است ، حضرت ابراهيم سرش شكست و قدرى خون آمد و برخاست از اين بيابان بيرون رفت ولى حسين(علیه السلام) بواسطه نيزه اى كه صالح بن وهب بر پهلوى نازنين آن حضرت زد از اسب به زمين افتاد و بعضى نوشتند بواسطه تيرى كه بر گلوى نازنين آن حضرت فرود آمد حضرت بر زمين افتادند و ممكن است صحيح همان باشد كه اكثر ارباب مقاتل ذكر كرده اند چون آن تير سه شعبه بر قلب نازنين آقا وارد آمد حضرت نتوانست كه تير را از جلو بيرون آورد بلكه از عقب بيرون آورد و خون چون ناودان جارى شد حضرت نتوانست و از روى اسب به زمين افتاد.

شیخ صدوق نقل ميكند كه روزى حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله در محضر اصحاب نشسته بودند كه حسين(علیه السلام) وارد شد چون پيغمبر چشمش به حسين افتاد اشكش جارى شد فرمود هر وقت حسين را مى بينم گويا آن روزى را مشاهده ميكنم كه تيرى به او رسيده و از زين به زمين واژگون شده و بعد از افتادن به خاك آن پاره پاره بدن را مانند گوسفندى سر مي برند در صورتيكه حسين من هيچ گناهى ندارد.
_____________
صلوات
بسم الله الرحمن الرحیم

ورود حضرت موسى عليه السلام بزمين كربلا

وقتى حضرت موسى(علیه السلام) با يوشع بن نون به زمين كربلا رسيدند بند نعلين موسى پاره شد و خارى سخت بر دو پاى مباركش فرو رفت و خون جارى شد عرض كرد الهى چه گناهى از من صادر شده كه بدين كيفر مبتلا شدم حق تعالى وحى فرستاد كه در اين موضع خون حسين ريخته ميشود و خون تو به موافقت خون وى جارى گرديد عرض كرد خدايا حسين كيست ؟ خطاب آمد كه سبط محمد مصطفى و پسر على مرتضى است ، عرض كرد قاتل او كيست ؟ خطاب آمد كه او لعين ماهيهاى دريا و وحوش صحرا و طيور هوا است موسى دست به دعا برداشته يزيد لعين را لعن كرد و يوشع بن نون نیز گفت .
_____________
صلوات
بسم الله الرحمن الرحیم

آمدن پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله به زمين كربلا

((شيخ مفيد)) در كتاب ارشاد به اسناد خود از ((ام سلمه )) نقل ميكند كه گفت شبى پيغمبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از نزد ما بيرون رفت و مدت زمان طويلى از ما غايب بود بعد از مدتي كه باز آمد آن حضرت را پريشان حال و گرد و غبارآلوده ديديم كه دست مباركش را به هم گذاشته و بسته بود عرض كردم يا رسول الله چرا شما را گرد و غبارآلوده و پريشان حال مى بينم فرمود در اين ساعت مرا به عراق به زمينى كه كربلا نام داشت بردند و مقتل حسين و جماعتى از فرزندان و اهل بيت مرا به من نشان دادند و من خون ايشان را همى جستم آنگاه حضرتش دست خود را بگشود كه ميان دستش خاك قرمز رنگى بود به من داد و فرمود اين خاك را محفوظ بدار من آن خاك را در شيشه كردم و سر آنرا محكم بستم و چون حضرت حسين(علیه السلام) از مدينه متوجه عراق شد هر روز و هر شب آن را ميديدم و چون آخر روز عاشورا آن را ديدم تبديل به خون تازه شده بود صداى ناله بلند شد و گريه بسيارى كردم و دانستم كه حسين(علیه السلام) كشته شده ولى اين مطلب را بكسى نگفتم تا خبر شهادت آن حضرت رسيد.

آمدن اميرالمؤمنين عليه السلام به زمين كربلا

((صدوق )) عليه الرحمه در ((امالى )) از ابن عباس نقل ميكند كه گفت در مراجعت از جنگ صفين در ركاب اميرالمؤمنين عليه السلام بودم چون به زمين نينوا و شط فرات رسيديم آن حضرت با صداى بلند فرمود كه اى پسر عباس اين موضع را ميشناسى ؟ عرض كردم نميشناسم فرمود اگر اين زمين را ميشناختى همچنانكه من ميشناسم از اينجا عبور نميكردى تا مانند من گريه كنى آنگاه حضرتش چنان بگريست كه اشك چشمش از محاسن مباركش جارى شد و بر سينه اش ريخت و ما نيز گريان شديم پس فرموده آه مرا چه كار است با آل ابى سفيان و آل حرب كه لشكر شيطان و اولياء كفرند...
________________
صلوات
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
آدرس های مرجع