تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اینک آخرالزمان: هم جنسبازی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
نقل قول:برادر محترم!
چرا حرف توی دهن من می گذارین؟!! Sad



شما حرفاتون متناقضه ، همین الان حرف زیری رو با هم بخونیم...

نقل قول:من کی گفتم ذبیح الله منصوری پول می گرفته که له یا علیه کسی چیزی بنویسه؟!!

من منظورم این بود که آقای منصوری چون خطی پول میگرفته متن ترجمه هایش را طولانی می کرده و نوشته های خودش را به آن اضافه میکرده که ترجمه اش طولانی بشه که پول بیشتری بگیره. نه اینکه پول می گرفته که مثلا علیه تاریخ مصر چیزی بنویسه!



این حرف شما یعنی این که ، همان تاریخ را با ادبیاتی دیگر و شیوه ی طولانی تر ایشون باز نویسی میکردند تا پول بیشتری عادیشان گردد. خب تا اینجای کار حرف شما قبول...
نقل قول:آقای محمد به کتاب سینوهه که یکی از مترجمانش ذبیح الله منصوری بود استناد کرده بودن. من هم به طور کلی نوشتم که کتابهای این آقا معتبر و قابل استناد نیست. همین! کاری هم به متنی که ایشون بهش استناد کرده بودن نداشتم.



خب اکر با ادبیاتی دیگر ولی همان تاریخ رو نوشتند و چیزی به آن اضافه نکردند یا برعلیه کسی چیزی ننوشته اند ، پس چطور قابل استناد نیست؟! حرف خودتون دارای تناقضاتی است...




یا نه بهتر بگویم ، منابعی که با اندیشه و رای شما موافق بود قابل استناد بوده و منبعی مطمئن برای ذکر بوده ، ولی منابعی که ما از آن استفاده می کنیم را جاعلان تاریخ نوشته اند!!!





(۲/شهریور/۹۲ ۱۲:۰۳)Prestige نوشته است: [ -> ]
خب اکر با ادبیاتی دیگر ولی همان تاریخ رو نوشتند و چیزی به آن اضافه نکردند یا برعلیه کسی چیزی ننوشته اند ، پس چطور قابل استناد نیست؟! حرف خودتون دارای تناقضاتی است...

اول اینکه کتابهایی که ایشون ترجمه کردن مثل کتابهای آقای احمد احرار داستانهای تاریخی هست ...
داستان تاریخی با تاریخ فرق می کنه و اصلا قابل استناد نیست ...
دوم اینکه باید مترجم یا نویسنده باشین تا بدونین "سفارشی نوشتن" یعنی چی.
سفارشی نوشتن یعنی پول گرفتن تا له یا علیه کسی یا چیزی متنی را نوشتن و عموما به متنهای جدی گفته میشه نه قصه و داستان و خیلی تفاوت میکنه با اینکه مثلا ذبیح الله منصوری بیاد در ترجمه اش یک داستان عاشقانه را به یک شخصیت نسبت بده که اصلا در واقعیت چنین چیزی نبوده ....
این یک قصه است و کسی هم اون را جدی نمیگیره و اهمیتی هم نداره .
با تشکر
نقل قول:رادر محترم!
چرا حرف توی دهن من می گذارین؟!! [تصویر: sad.png]

من کی گفتم ذبیح الله منصوری پول می گرفته که له یا علیه کسی چیزی بنویسه؟!!

شما نقل قول از مطلبی که محمد استناد کرده اوردید و اون رو غیر معتبر دونستید چون مترجم اش پول میگرفته مطلب جدید اضافه میکرده ....یعنی ازدواج با محارم که بهش استناد شده بود رو نوشته ای دروغین دونستید پس چرا مغلطه میکنید ؟
اصلا محمد از مترجم کتاب حرفی زده که حرفتون رو بهش ربط میدین ؟


نقل قول:در ضمن درباره منبع اون ماجرا (دزدیدن خانم و حبس در گاراژ) پرسیده بودین من اون را از آرشیو حوادث روزنامه خبر جنوب (فارس) خوندم که مربوط به چند سال پیشه و الان نمی دونم کدام شماره بود... ولی مسئولان خبر جنوب باید بدونن... توی اینترنت هم شماره های خبر جنوب هست ....

نشد ! من اینو منبع نمیدونم که چند سال پیش توی یه روزنامه ای ... دقیقا لینک اون خبر رو به من بدین ...مطمئنم همچین خبر مهمی در خبرگذاری های مهم دیگه هم منتشر شده ...اگر لینک نمیشه یک تصویر از خود روزنامه!
همون طور که من خط به خط واسه حرفهام ادرس میدم انتظار دارم شما هم اینطور به من خط به خط ادرس بدین !
در ضمن اون ماده ی غذایی هولناک رو به ما معرفی کنید به اشناهامون اطلاع بدیم بلکه از تولد قاتلین جدید جلوگیری کنیم( پیشگیری بهتر از درمان)

نقل قول: در ضمن به نظر من ازدواج با حیوانات از ازدواج با انسانهایی که درک و فهم ندارن بسیار بهتر هستش!

.....
به نام خدا
سلام علیکم

آن سوالی که فرمودید در این فضا نمی توانم جوابش را بدهم.

من روشنفکرنما نیستم.

شما با روشنفکری چه شکلی دارید؟؟؟

مگر بد است که انسان فکرش روشن باشد؟؟؟

چقدر قرآن به تفکر توصیه کرده است؟؟؟

حالا اینکه یک عده ی خاموش فکر به خودشان گفتند روشنفکر دلیل نمی شود واژه ی روشنفکر را زیر سوال ببرید.

فکر می کنم ان چیزی که با او مشکل دارید روشنفکری غربی است نه روشنفکری واقعی.

به هر حال وجهه ی خود را با اهانت به تفکر خراب نکنید.

روشنفکری خیلی هم خوب است.

امثال شهید بهشتی و شهید مطهری و دکتر شریعتی و ... روشنفکران اسلامی بودند.

روشنفکر فقط هگل و مارکس و انگلس نیستند که.

ببخشید قرآن به کوری توصیه کرده؟؟؟

یا به کر شدن؟؟؟

خداوند خیلی ها را با خیلی چیز ها مورد امتحان قرار می دهد.

یکی را با نابینایی،یکی با ناشنوایی،یکی هم اینطوری.

حالا اگر یکی نابینا بود باید سرزنشش کرد و به او گفت(( خاک تو سرت کور بی مصرف))؟؟؟!!!

او به دنبال درمان می رود اگر درمان شد چه بهتر اگر نشد خوب تا آخر عمر تحمل می کند.

من نمی گم رابطه ی جنسی بین دوو همجنس خوبه.

باز تعریف من از رابطه ی جنسی در آغوش گرفتن و بوس کردن و حرفای رمانتیک نیست.

اما اگر همجنسگرایی رابطه ی جنسی برقرار نکند و خود را نگهدارد،باز هم از این حرف های به او می زنید؟؟؟

فی امان الله
توجه شما را به دو نقل قول از دوپست متفاوت از دوست عزیزمون جلب می کنم.

نقل قول:
بستگی داره منظور شما از رابطه ی جنسی چی باشه!!!


وقتی که یک پسر عاشق پسری دیگر می شود.


به او وابستگی پیدا می کند.


یا اینکه پسری روی پسر دیگر تعصب داشته باشد.


بوسه های عاشقانه و ...


فکر می کنم این ها جز رابطه ی جنسی نباشه!!!


در واقع اینها را می توان در حدlove تعریف کرد.


چیزی که از رابطه ی جنسی در سوم راهنمایی برایمان تعریف کردن این ها نبود.


نقل قول:
او به دنبال درمان می رود اگر درمان شد چه بهتر اگر نشد خوب تا آخر عمر تحمل می کند.


من نمی گم رابطه ی جنسی بین دوو همجنس خوبه.


باز تعریف من از رابطه ی جنسی در آغوش گرفتن و بوس کردن و حرفای رمانتیک نیست.


اما اگر همجنسگرایی رابطه ی جنسی برقرار نکند و خود را نگهدارد،باز هم از این حرف های به او می زنید؟؟؟


ببنید شما هرلحظه رنگ عوض می کنید ، هر لحظه با تفکرات جدید ، شمایی که به اصطلاح روشن فکرید حتی در عقیده ی خودتون هم ثابت قدم نیستید ، نمی دونید دارید چی میگید ، بعد طز روشنفکری برای دوستان ایراد می کنید...

نقل قول:امثال شهید بهشتی و شهید مطهری و دکتر شریعتی و ... روشنفکران اسلامی بودند.

امثال این ها هم مثل شما نسخه برای همجنسگرایان می پیچیدند؟؟ ، شما چند عدد از کتاب های شهید مطهری رو مطالعه نموده اید ، که از این ها مایه می گذارید؟ استخوان این بزرگان از دست من و شما داره تو قبر به خود میلرزه...


متاسفم برای یک عده به اصطلاح روشن فکرنما ، این راه که دوستان می روند به ترکستان است...
(۲/شهریور/۹۲ ۲۲:۱۶)سجاد313 نوشته است: [ -> ](همون حرفهای سابق)
نمیدونم حرفهایی که درون ارسال بلند صفحه‌ی قبل بود رو اصلاً خوندید یا نه.

(۲/شهریور/۹۲ ۱۱:۴۷)فرمیسک نوشته است: [ -> ]من نظرم این هست که اینقدر امر و نهی نکنیم و وارد حریم خصوصی دیگران نشیم!
چه راهی هست که انسانها مراقب زیبا شدن همدیگه باشن، غیر از پاسداری از نیکویی‌های هم؟
اگر آدمها با هم موافق نباشن که چه چیز نیکو و چه چیز زشت هست، حتماً یکی‌شون داره اشتباه میکنه، چه چیزی بهتر از اینکه با عقلشون با هم حرف بزنن تا همدیگه رو قانع کنن؟
چه کسی هست که ادعا نداشته باشه کارش نیکو و راهش درست هست، تا به واسطه‌ی این مسئله نخواد از نیکویی کارش دفاع کنه؟
چه کسی هست که ادعا داشته باشه کامل شده، تا به واسطه‌ی این مسئله نخواد در مورد نیکویی بحث کنه تا شاید بیشتر بدونه؟
چه انسانی هست که برای زیبایی انسان دیگری دل نسوزونه، تا به واسطه‌ی این مسئله دلش نخواد از نیکویی‌های اون پاسداری کنه؟
امر به معروف و نهی از منکر جز این نیست.
به چشم امر و نهی ِ آمرانه نگاهش نباید کرد.
به نام خدا
سلام علیکم

من تناقضی در دو پستی که اوردید نمیبینم.

شما اگر میبینید توضیح دهید.

با دقت ببینید.

بدون غرض.

نه،اصلا نمیگم اونها از همجنسگرایی دفاع می کردند،از اونها هم مایه نذاشتم.

فقط خیلی برام سوال که چرا بعضی ها با روشنفکر و تفکر مخالفند!!!

گفتم اونها هم اهل تفکر بودند.

باز هم برداشت های مغرضانه!!!

من روشنفکر هم نیستم.

من امثال شهید بهشتی و شهید مطهری را روشنفکر می دانم و تفاوت من و انها،زمین تا آسمان است.

من خاک پای انها هم نیستم.

فی امان الله
نقل قول:من روشنفکرنما نیستم.


یعنی من روشن فکر هستم ، این حرف شماست...

(۳/شهریور/۹۲ ۲۲:۵۸)سجاد313 نوشته است: [ -> ]من روشنفکر هم نیستم.



در پست زیرین خودتون حرف خودتون رو نقض می کنید ، شما حتی با خودتون هم مشکل دارید ، با افکار و عقاید خودتون هم موافق نیستید ، یقینا با اندیشه ی اسلامی که برخواسته از نیکی و خوبی هاست ، نیز موافق نخواهید بود...




بحث با شما را بی نتیجه می دانم ، به باقی دوستان هم توصیه می کنم تاپیک جدال احسن را مطالعه بفرمایند...

بحث با افرادی که هرلحظه عقاید و حرف ها و اندیشه های خود را رد می کنند و به سایه ی افکاری دیگر می خزند عبس است...




یا حق...
به نام خدا
سلام علیکم

واقعا متاسفم.

خیلی نامردی بحث می کنید.

منظور من این بود که شخص آنچنانی نیستم.

یک نفر نمی تواند نه روشنفکر باشد نه روشنفکر نما؟؟؟

کی گفته روشنفکرنما نبودن یعنی روشنفکر بودن؟؟؟

از ان گذشته منظور تواضع بود.

یعنی اینکه من در حد امثال شهید مطهری نیستم.

شما از افکار من چه می دونید؟؟؟

شما از اندیشه های اسلامی چه می دانید؟؟؟

از کجا می دانید من با اسلام موافق نیستم؟؟؟

تهمت چه گناه بزرگی است.

شما دیگران را به ترک این تاپیک توصیه می کند.

من هم دیگر حاضر به ادامه ی این بحث نیستم.

شما خودتان خوب می دانید که چگونه بحث می کنید.

خودتان هم می دانید منظور من چیست.

اما برداشت های غلط از پست های من را می نویسید.

این نامردی است.

اینقدر پیروزی در بحث برایتان مهم است؟؟؟

کمی هم انصاف داشته باشید.

باشه حق با شماست.

همجنسگرایی یه بیماریه.

همین رو می خواستید جناب پرستیژ؟؟؟

فی امان الله
نقل قول:یک نفر نمی تواند نه روشنفکر باشد نه روشنفکر نما؟؟؟

کی گفته روشنفکرنما نبودن یعنی روشنفکر بودن؟؟؟

پس یعنی به اصلاح خود شما خاموش فکرهستید!!!



نقل قول:از ان گذشته منظور تواضع بود.

یعنی اینکه من در حد امثال شهید مطهری نیستم.

شما از افکار من چه می دونید؟؟؟

شما از اندیشه های اسلامی چه می دانید؟؟؟

از کجا می دانید من با اسلام موافق نیستم؟؟؟


بله از این که همجسنگرایی رو طبیعی می دونید ، به اندیشه های والای دیگری شما می شود پی برد...
نقل قول:من هم دیگر حاضر به ادامه ی این بحث نیستم.

چون حرفی برای زدن ندارید ، شما هم متوجه اشتباه خود شده اید ولی کوتاه بیای معرکه نیستید ، نه این اسمش تواضع نیست ، جهالت است....






نقل قول:اینقدر پیروزی در بحث برایتان مهم است؟؟؟

حرف حق را به کرسی نداشتن بله...
نقل قول:کمی هم انصاف داشته باشید.

باشه حق با شماست.

باز تغییر در نظر و عقاید... تا کجا...

نقل قول:همجنسگرایی یه بیماریه.

همین رو می خواستید جناب پرستیژ؟؟؟

فی امان الله

امیدوارم در اندیشه ها و عقاید خودتان تجدید نظر کنید...



یا حق
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
آدرس های مرجع