دوستان چرا اینطور به قضایا نگاه می کنیم. من کاری با غیر مسلمانها ندارم اما تعجبم از اونهایی هست که مسلمان هستن. اینها واقعا ضعف ایمان ماست....
اول یه نکته بگم همه می دونن ماهواره به عنوان ابزار ورود نکبت های فرهنگ غرب به خانواده های ما و کلا ورود فرهنگ غربی چه نقش مخربی داشته. کجا این اتفاقات ناگوار رو در کشور داشتیم؟ دقیقا مشکلات از وقتی شروع شد که تهاجم فرهنگی با بیخیالی مسئولان ضربه خودش رو به ما زد. اتفاقا جالبه که اول از شمال تهران شروع میشه بعد کل تهران همزمان شهرهای کلان و بعد روستاها و .... هر چیز زشت و خلاف دین و فرهنگ ما دقیقا از خانواده های سکولار و غرب زده در شهرهای بزرگ شروع میشه و .... این فرمول نشون دهنده واقعیتی نیست؟ یعنی واقعا تاثیر فرهنگ غلط غرب رو نمی بینیم؟ آثار دور شدن از دین رو نمی بینیم؟ ایراد هم نگیرین دوستان که چرا در کشورهای دیندار چنین و چنانه؟ کدوم دین؟ هر کس پایبند دین هست سلامت اجتماعی هم داره مشکل اونهایی هست که اسم مسلمان و شیعه رو یدک می کشن و در دل ایمانی ندارن و باعث تخریب چهره دین میشن. یعنی چون ادیان "نفس سیر نشونده" رو محدود می کنن باعث بروز گناه میشن؟ چون می خوان بشر رو آزاد کنن تا اسیر هوس نباشه منجر به بروز گناهان میشن؟ این حرف با قرآن تطابق داره؟
میگن چرا میگیم آمریکا. ما کاری نداریم به آمریکا. اونجا غرق بدبختی های خودش هست و نمی دونه چطور از این زندگی حیوانی ولو ماشینی مدرن بیرون بیاد که نمی تونه هم بیرون بیاد. ما هم نمیگیم اگر مشکلی در کشور هست بیخیال چون آمریکا هم داره. اما وقتی بعضی ها غیر کارشناسانه میگن علت بروز چنین مشکلاتی محدودیت های دین هست ناچاریم برای روشن شدن مسئله مثال آمریکا رو بزنیم که چطور اونها که همه محدودیت ها رو برداشتن به مراتب بدتر گرفتار این مشکلات هستن؟
چرا اونها که محدودیت جنس مخالف رو برداشتن تا براشون عادی بشه هنوز که هنوزه مجبورن روی محصولات خوراکی و پوشاک و سینما و خرید ماشین و ... از عکسهای برهنگی زنان استفاده کنن و تا فیلمهاشون صحنه های جنسی نداشته باشه به ندرت مورد استقبال قرار می گیره؟ اینهمه مشتری سایتهای مستهجن؟ اینهمه رواج تجاوزهای جنسی و .... چرا باید باشه؟ آیا جوابش رو دین نداره که نفس سیر نمیشه و اگر رها بشه انسان رو به هلاکت می رسونه؟
پس لطفا تصحیح کنین. کسی ماست مالی نمی کنه مشکلات رو چون دور از عقله و ما مسلمانان عقلگرای واقعی هستیم. پس اگر جایی اسم از آمریکا برده میشه نه به عنوان کشوری پیشرفته تر که چون اونها هم مشکل دارن ما هم عیب نداره. اونها بر اساس دین و فرهنگ و اخلاق ما، بسیار از ما عقب مانده تر و جاهلانه تر زندگی می کنن. چشم من شیعه فقط به ساختمانهای بلند و ماشین های رنگارنگ نیست که اون کشور رو پیشرفته بدونم بلکه نگاه ما نگاه ان اکرمکم عندالله اتقکم هست و از این منظر جایی برای پیشرفته بودن اونها وجود نداره. اونچه هست فقط بعد ماشینی و تسلیحات نظامی است که هیچگاه ملاک برتری نبوده هر چند رسانه ها میخوان چنین چیزی رو القا کنن اما تاریخ جهان و خصوصا قصه های قرآنی بارها چنین دروغی رو نقض کرده....
اما در مورد همجنس بازی یا گرایی:
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (شعرا - 156، 166)
آيا از ميان مردم جهان با مردها در مى آميزيد و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامی گذاريد
[نه] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد
چطور ممکنه خداوند فطرت بشر رو توحیدی و پاک بیافرینه و طبق سوره شمس، فجور و تقوی و خوبی ها و بدی ها رو بهش الهام کنه بعد بیاد کسی رو با گرایش غیر تقوایی خلق کنه و تهدیدش کنه. اینطوری که کلام خداوند نقض میشه. با عدل خداوند سازگار نیست. با عقل سالم جور در نمیاد....
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ (عنکبوت - 28)
و لوط را فرستاديم هنگامي كه به قوم خود گفت: شما كار بسيار زشتي انجام ميدهيد
كه احدي از مردم جهان قبل از شما آنرا انجام نداده!
چطور این قضیه همجنس گرایی پدیده ای طبیعی هست در حالیکه قبل از قوم لوط هیچگاه رخ نداده بود؟ یا چطور ممکنه خداوند برعکس حالت طبیعی نیاز اینها رو در جنس موافق بگذاره و بعد اونها رو در قبال برآورده کردن نیازشون بخواد به شدت تنبیه کنه؟
بیایم فریب افکار روشنفکرانه رو نخوریم. مثل مستندی که یکی از فامیل ها می گفت از ماهواره پخش میشد و می گفت کسانی بالفطره قاتل به دنیا میان. آخه این چطور با فطرت پاک و توحیدی خداوند جور در میاد؟ چطور اونموقع قتل نفس بزرگترین گناه کبیره محسوب میشه؟ اینها جز فریب چیزی نیست برای نشر جنایت و جرم و گناه تا در سایه چنین جامعه فاسدی اشرار بتونن حکومت شر خودشون رو سیطره بدن. اونی مثال دست چپ باشه و دست راست اینطور نیست که خداوند گفته باشه اونیکه با دست چپش بنویسه به عذاب بزرگ گرفتار میشه چون اساس این نیست که همه دست راست باشن اما وقتی عذاب بزرگ گذاشته برای لواط یعنی لوازمش هم به طور طبیعی فراهم نیست و تحت علل بیرونی چنین چیزی میشه به دست خود بشر.... بنابراین مجاز نیست و حرام خداوند حلال نمیشه هرگز.
اگر هم احیانا عده ای واقعا بیمار محسوب بشن که باید اثبات بشه اونموقع هم اولا باید عفت داشته باشن:
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ (نور - 33)
و آنها كه وسيله ازدواج ندارند
بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز سازد
وقتی برای گرایش طبیعی مرد به زن چنین دستوری از ناحیه خداوند صادر شده، چطور جواز همجنس گرایی داده میشه؟
بعدش هم اگر قراره به مشکل اینها هم پرداخته بشه باید در خفا و غیر علنی باشه نه اینکه به عکس تشویق و ترغیب و توی بوق و کرنا باشه. درست مثل کسی که به دلیل بیماری نمی تونه روزه بگیره حق نداره در ملأ عام روزه خواری کنه وگرنه خودش عامل روزه خواری میشه که متاسفانه می بینیم شده هر چند ریشه اصلی ارتکاب حرام و ترک واجبات فقط در دوری مردم از دین هست که هجوم فرهنگ نکبت بار غرب خیلی موثر بوده متاسفانه...
حرفم اینه که هر همجنس باز یا همجنس گرایی برای ما محترم نیست کما اینکه قوم لوط نبودن. اتفاقا اکثر اونها منفور ما هستن. استثنائا اگر کسی بیمار هم باشه (باید اثبات بشه از سوی پزشکان دین باور) قرار نیست حل مشکلش رو بیاره توی خیابون و دانشگاه....
نکته مهم آخر اینکه قرآن و اهل بیت علیهم السلام از بیان مسائل و مشکلات عمومی بشر هیچگاه دریغ نکردن حتی در ریزترین جزئیات و همینطور مراجع. طب اسلامی معصومین علیهم السلام برای درمان خیلی مسائل روحی و جسمی دستور دادن. حالا یه مشت دانشگاه معتبر گفتن همجنس گرایی داریم از کجا معلوم درست باشه وقتی معصومین چنین چیزی نگفتن؟ اون دانشگاه و مراکز علمی سکولار محترم! هر کاری که هوی نفس بخواد میگن عیب نداره مثل خوردن شراب و خود ارضایی و ... و روزه و .... ضرر داره. وقتی چنین تفکری هست چه انتظاری داریم با اینهمه پشتیبانی صهیونیزمی از همجنس بازی، اونها بیان بگن بده و .... اگرم بیماری وجود داره باید اونها حل بشه نه حکم خداوند عوض بشه...
نقل قول: * روانشناسان تا سال 1973 میلادی این عمل را طبیعی نمی دانستند و آن را انحرافی آشکار در طبیعت بشر معرفی می کردند و برای آن علل متفاوتی بیان می نمودند اما در آن سال همجنس گرایی به عنوان یک طبقه تشخیصی ، از سوی انجمن روان شناسی امریکا کنار گذاشته شد و در سال 1980 میلادی از راهنمایی تشخیصی و آماری اختلالات روانی حذف شد
این که برخی از روانشناسان امریکایی ، جدیدا همجنس گرایی را نابهنجار تلقی نمی کنند و انرا از لیست نابهنجاریها حذف کرده اند ، باید در انحطاط اخلاقی و موج ضد معنویت که دامنگیر امریکا شده جستجو کرد
باید توجه داشته باشیم این مسایل نمی تواند رفتارهای نابهنجار و غیر طبیعی را به مسائل هنجار و طبیعی تبدیل کند .
* خلاصه روان شناسی علوم رفتاری،ج2،ص336
این هم جواب سایت پاسخگو برای آنها که به دین بیشتر از علم مدرن سکولار بیشتر ایمان دارند:
آیا فقهای گرامی و مراجع محترم در خصوص کسانی که به بیماری تمایل به همجنسبازی مبتلا هستند احکامی ارائه کرده اند و آیا اصلاً این امر به عنوان بیماری هرچند برای افراد اندک، توسط مراجع معظم پذیرفته شده است. آیا این مباحثی که در سایتهای مختلف اشاره می شود که این تمایل یک بیماری مثلاً ژنتیکی است هیچ جنبه علمی و مستدنی دارد؟
پاسخ:
با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
همجنس گرايي دو گونه است :
1- برخي از همجنسگرايان از ابتدا اين گونه نبوده ، در اثر تربيت هاي ناصحيح ، محيط ناسالم و عوامل ديگر به همجنس تمايل پيدا کرده اند .
بيش تر کساني که از آنان به عنوان همجنسگرا نام برده مي شود ،از اين دسته بوده ، مي توانند با به کار بستن راهکار هايي ، از اين خوي ناپسند جدا شده ، همانند ديگر انسان ها زندگي سالم و معقولي را داشته باشند و با ازدواج به زندگي عادي برگردند .
2- عده کمي از همجنس گرايان بدون اين که عوامل بالا در اين گرايش دخيل باشد ، به جنس مخالف تمايلي نداشته، بيش تر به همجنس خود علاقه نشان مي دهند .
درباره تمايل همجنسگرايانه دسته دوم، متخصصان پزشکي و روانپزشکي دو نظر متفاوت دارند .
برخي اين گرايش را نوعي بيماري دانسته و برخي ديگر آن را نه يک بيماري بلکه يک خصوصيت ژنتيک و ذاتي مي دانند .
اگر نظر گروه اول را بپذيريم ، بايد بگوييم اين نوع همجنس گرايان نيز بايد مانند هر بيمار ديگر ، به درمان خود اقدام نمايند . بيمار بودن دليل بر تجويز ارتباط جنسي آنان با همجنس نمي گردد . اين اشخاص با استفاده از داروهايي که براي شان تجويز مي شود و استفاده از هورمون هاي مخصوص، به تدريج تمايل شان به همجنس از بين رفته و به زندگي عادي بر مي گردند .
اما اگر نظر دسته دوم را پذيرفتيم و همجنسگرايي را نه بيماري ، بلکه يک واکنش طبيعي از طرف فردي بدانيم که از طريق ژنتيک اين خصوصيت را به ارث برده ، نبايد فراموش کرد که اين نظريه دوم هنوز در حد يک نظريه است که مخالفان زيادي داشته ، تا کنون به عنوان يک قانون و قاعده علمي صد در صد مطرح نيست .
با تبليغات و هياهو نمي توان قاعده علمي را به اثبات رساند ، بيماري رواني نبودن اين مساله دليل بر اختلال جسمي و گرايشي غير عادي بودن آن نيست تا بتوان آن را پذيرفت .
ترويج هم جنس بازي به عنوان يکي از مهم ترين عوامل ترويج فساد هاي اخلاقي وتزلزل بنيان هاي خانواده مورد نهي شديد همه شرايع آسماني بوده ، مجازات هاي سنگين در اين باره به لحاظ جلوگيري از شيوع وگسترش آن وضع شده ،در وضع قوانين همواره صلاح اکثريت معيار است ،نه افراد بسيار محدود .
تمام مراجع اين عمل را در هرشرائطي حرام مي دانند . راهي براي تجويز آن وجود ندارد .انسان بايد به هر صورت که مي تواند خود را درمان کند.