تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خندوانه فرصت یا تهدید؟؟؟!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
ببيند دوست عزيز براي صداوسيما هزينه ي گزافي ميشود اين هزينه ي گزاف نه بودجه ي دولتي آن بلكه به دليل نام آن مجموعه است ! تلويزيون دولت ايران ، تلويزيون حكومتي ايران ، تلويزيون رژيم ايران و حتي نام رسمي اش صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران

صدا و سيما سرمايه ي بزرگي هم دارد ، و اين سرمايه نه زمين هاي مرغوب جام جم در كشور و نه نيروي انساني و غيرانساني آن و نه انحصاري بودنش كه با گسترش اينترنت و سيستم پخش خصوصي و حتي شبكه هاي ماهواره اي از بين رفت ! سرمايه ي صدا و سيما چند ميليون مخاطبي است كه به آن اعتماد كرده اند و كسي نگران نيست كه در نبودش كودكش دست به كنترل تلويزيون پاك خانه اش بزند ....

دوست عزيز اصل تعارف خوب است ، اما نه بر سر ارزش ها تعارف بر سر ارزش ها نه فقط خوب نيست بلكه باعث فساد وتباهي است گاهي تعارف به جايي ميرسد كه مسئولي حاضر ميشود سرمايه ي اصليش را بر سر ميز قمار بگذارد و به اميد كسب حرام سرمايه ي حلالش را هم ببازد

دوست عزيز نقد يالثارت ناشيانه بود ، يالثارت بايد ...ورود آقايان ممنوع ... را نقد ميكرد و نتيجه ميگرفت اساسا چنين طرز تفكري حق حضور در صدا و سيماي جمهوري اسلامي را ندارد حرف فقط خندوانه نيست كسي كه با سگش عكس سلفي ميگيرد .... كسي كه امروز از اين جدا ميشود و فردا با ان ديده ميشود ... كسي كه با شلوارك و ركابي در ديار غربت سياحت ميكند...... كسي كه حجابش در سر سكانس نماز است نه عكس اتليه اش و.... هم حق حضور ندارد ، چون اساسا صدا و سيما ، اسلامي است ... و كشوري كه هفتاد و چند ميليون جمعيت دارد ، مشغول شمارش ستارگانش نميشود


ببين دوست عزيز صدا و سيما سينه چاك علي حاتمي است و علي حاتمي شاعر سينماي ايران است و كجا بهتر از صدا و سيما براي ارج هنرمند...
صدا و سيما ظاهرا سينه چاك سيد شهيدان اهل قلم هم هست ....

اما روزِ مادرِ ما با سكانس هاي فيلم مادر حاتمي ميگذرد و نقد شهيدمان بر فيلم مادر ، در كتابخانه ي «مركز پخش» خاك ميخورد.... و روزي كه آقا مرتضي بر هامون و مادر نقد مينوشت خيلي ها مخالف نقدش بودند ... و تلويزيون با آقا مرتضي هم تعارف ميكند


جناب ميم حسين الف نكته اي كه شما فراموش كرديد اين است كه جامعه ي ما يك جامعه ي ديني است كه در معرض تهاجم و آسيب است نه يك جامعه ي سكولار بي دين كه ميخواهيم به راه راست هدايتش كنيم !

جناب ميم حسين الف شايد آن كلمه مذكور و حتي فوكل خانم دارابي در پخش نسخه ي تلويزيوني سانسور شده باشد اما آن كه بايد ميديد و ميشنيد ، ديد و شنيد و ما همچنان نميدانيم كه پخش چيزي كه بايد قسمتي از ان سانسور شود چه از نوع انساني چه از نوع محتوايي تيشه بر ريشه خودمان است.

سلام دوستان
در این دوتا تاپیک دوتا مسئله وجود داره
1- نقد مجموعه ،که هر کس نظرش رو با ادله خودش میگه
2- مورد دوم که برای من خواننده ازار دهنده است و منو مجبور کرد این پیام رو بزارم،بی احترامی هایی هست که در صحبتهامون به مخاطب میکنیم.چرا طرف مقابلمون رو بخاطر اختلاف سلیقه اینقدر خورد و متلاشی میکنیم.خودمم میدونم شامل حرف خودم میشم و اصلا قصد ندارم کسی رو متهم کنم ولی این مدل بحث جز کدورت و دلخوری که مطمئنا مورد پسند امام زمان نیست،حاصل دیگه ای نداره و حتی تبدیل به مراء میشه.
من فقط یه چیز بگم
ادمها در سطح جامعه تفاوت ایمانی دارند و واقعا اعتقاد دارم ادمهای جامعه رو باید سه سطح تعریف کرد و واسه این سه سطح حتی حجاب متفاوت ،تفریح متفاوت،.... تعریف کرد.اگه از اول ادمها بین این سه تا گزینه انتخاب داشتن الان جامعه اینقدر افتضاح نمیشد.
البته بگم منظورم از سه حجاب متفاوت بی حجابی نیس.اما همواره در جامعه افرادی داریم که ایمانشون ضعیفه،عده ای متوسطند و عده ای کمالگران و افق دیدشون خاص تر هست.
بهتره مخاطب اگه قراره انتخاب کنه از بین گزینه های ما انتخاب کنه و روند جامعه این باشه که افراد زیر متوسط رو به سمت متوسط سوق بده و افراد متوسط رو به بالاتر.کار نقطه ای نیست،فازیه
این برنامه با تمام نقاط ضعفش اما روند رو به رشد و مثبتی داشته ،خیلی هم طرفدار داره و از این اتفاق میشه با تغییر در برنامه، ذائقه مخاطب رو به مرور عوض کرد.
اینکه مردم به این برنامه تمایل نشون دادن صرفا بخاطر بد بودنشون نیس ،بخاطر اینه که ما هنوز با این همه ادعا بلد نیستیم یه تفریح سالم در ضوابط اسلام برای ذائقه های مختلف تعریف کنیم.
کاملا فرمایشات شما درست است اما لطف بفرمایید این فرمایشات صحیح را بجاش خرج کنید . مسئله ای که من توی اون داخل شدم و حرف زدم راجب صدا و سیما نبود خیلی از همین دوستان بارها به سیر نزولی این نهاد اعتراض داشتند و دارند
چیزی که من گفتم برای هزارمین بار به ساده ترین زبان مجددا تکرار می کنم
دوستی اشاره فرمودند به نقد ضغیفی (جدای از این که مال کی و کجا هست) بعد سایر دوستان نظرات خودشون و باز خورد خودشون راجب همون نقد رو ارائه کردند . هرکسی با ادبیات خاص خودش
به جز یک نظر تمام نظرها یک مفهوم رو داشت . بد جلوه دادن احکام دینی و مواضع افراد مذهبی
حتی خود شما هم دارید می گید نقد ضعیف بعد سر این موضوع سه چهار صفحه اس دارریم بحث می کنیم و مدام در حال مخالفت با هم هستیم
بنده عرضم کردم که شماها که همه حرفاتون یکیه چرا پس باهم مخالفت می کنید و به جون هم میوفتید
حال هی شما از این شاخه برو روی اون شاخه

نه خدایی نکرده نگفتیم چون جامعه حجاب رو درک نکرده پس فعلا طره مو حلال است
عارضم وقتی مبانی ساده را نمی فهمد چرا موضوعی که کمی تخصصی تر است به مضحک ترین شکل بیان می کنید که دستاویز تمسخر بشه حتی گفتم این کار آب توی آسیاب دشمن ریختن هست
شرب خمر در اسلام حرام است 99% جامعه هم عرق خور باشن بازم حکم خدا تحریم این عمل و هیچ بنی بشری حق نداره حرا خدارو حلال کنه و حلال خدارو حرام کنه
اما یه موقع هست شما سعی در آگاهی این جامعه مست دارید میاید با ادله و منطق درست و معقول طرح می کنید یه موقع میای میگی گلاب بروتون مستا تگری میزنن کف خیابون شهرمون بی ریخت میشه پس حرام است .
اون جایگاه بالا دستی که منطق اسلام داره رو شما در قالب یه فرد مذهبی به کف جوب تنزل میدید . موردی که نکوهش شده و همه هم دارم نکوهش می کنیم اینه
بنده راجب ارتفاع قله کوه صحب می کنم شما از گرمای بیابون حرف می زنید نمی گم فرمایشات شما غلطه نه درسته و من هم موافقم با شما ولی اصلا حرف که باعث دلخوری هم شده این نبود .
حس بدی به آدم منتقل می کنید واقعا انقد گنگ و مبهم هستم؟Huh
اقاي ميم حسين الف اصلا خندوانه به كنار ! حتما فيلم معروف مادر اقاي حاتمي رو ديديد ! خيلي هم پرطرفدارتر و رسمي تر از خندوانه است يه بنده خدايي واسش يه نقد نوشته اسمشم نميگم تا بدون تعارف نظرتونو راجع به نقدش بگين ، حتما هم اشاره كنيد كه از نظر (جايگاه بالا دستي ) كه شما داريد ميگيد ارتفاع اين نقد چند متره ؟
نقل قول:
باید منتظر باشیم كه همه، روزی به زج زدن بیفتند. باز هم آقای « علی حاتمی » و در مشغولی های خسته كننده اش؛ دلبستگی اش به عهد قجر و آت و آشغال های صندوق خانه های متروك وآدم هایی نیست آبادی، اما با بزك واعی و دیالوگ های پر تكلف و حكاكی شده ای كه حتی برای رعایت جناس و قافیه كج و معوج شده اند، آن هم از دهان تیپ های تصنعی كه این كلمات در دهانشان زیادی می كند... این كلمات در دهان همه زیادی می كند و من نمی دانم كه اصلاً این طرز نوشتن و حرف زدن اگر به درد سینما و تئاتر نخورد، به چه درد دیگری ممكن است بخورد!
باز هم داستان به نحوی به همان روزگار نه چندان دوری باز می گردد كه تهران قدیم در سرازیری مست فرنگ شدن افتاده بود؛ اول آدم ها و بعد اشیا... عهد قجر آخرین دوره اضمحلال تاریخی این قوم است پیش از سلطه تمام عیار شیطان پیر... و نمی دانم آن آشی كه در سفارت انگلیس پخته بودند چه معجونی بود كه همه را « آشخور » كرد، غیر از روزه دارها را! كفر فرنگی مثل آسفالت سیاه داشت همه كرت ها و مزارع سر سبز را می پوشاند تا راه اتومبیل را هموار كند و از آن بدتر، آدم ها را بگو كه هفتاد و دو رنگ شهر فرنگ آن قدر در خط و خال كراواتی كه گریبان گیرشان شده بود غرق شده بودند كه سر ریسمان را نمی دیدند كه در دست كیست!
دلبستگی به این دوره چه معنایی می تواند داشته باشد؟
روشنفكران این دیار لااقل با ما مردم در عشق به ضریح و پنجره های فولاد، آجر قرمز و بهار خواب و حیاط و كاشی های آبی و گلدان های سفالی و یاس و اقاقیا و اطلسی و قرنفل و شمعدانی در باغچه های دور حوض های پاشویه دار و تخت های چوبی و قالی و گلیم شریكند و فقط تفاوت ما با آنها در آنجاست كه ما با این اشیا و در این فضاها زندگی كرده ایم، جان خود را لعاب آبی كرده ایم و بر سفال ها زده ایم، روح خود را به پنجره های فولاد امامزاده ها دخیل بسته ایم، عشق های جوانیمان بوی گل یاس و شب بو می داده است و بعد خانه بختمان را با آجر قرمز ساخته ایم و در حوض های پاشویه دار وضو گرفته ایم و بر سجاده هایی از گلیم نماز خواند ایم، اما این آقایان و خانم ها با همه این اشیا و فضاها، مثل توریست های وارفته، پیوندی نوستالژیك داشته اند. در مغرب زمین نیز روشنفكران دلبسته اشیای عتیقه اند و خودشان هم نمی دانند كه چرا؛ خودشان هم نمی دانند كه در اشیای كهنه به دنبال آن روحی می گردند كه هر چه زمان بیش تر می گذرد و زالوی تكنولوژی بیش تر و بیش تر خون گردن آدم را می مكد،مثل فانوسی كه نفتش تمام شده، دارد می میرد. آدم هم آدم های قدیم! ما خودمان را در گذشته ها جا می گذاریم و می گذریم واین نوستالژی شاید آن غم غربتی باشد كه آدمیزاد ازدوری خودش دارد. بگذریم كه روشنفكران ما فقط ادایش را درمی آورند...كاشكی این اداها واقعیت داشت! حتی یك فحش واقعی بهتر است ازهزارسلام دروغكی!l
آن مادر قاجاری كه همه نمازهای صبحش را بعد ازطلوع آفتاب می خواند مادر ما نیست. پس مادر كیست؟ شاید مام وطن باشد كه جوجه هایی ناقص الخلقه به دنیا آورده و حتی در میان آنها یك تخم غاز هم پیدا شده است دشداشه پوش و لچك به سر، كه قدقد شاعرانه ای دارد و در عین حال، زورش حتی بر زهتاب ها هم می چربد!
شخصیت ها وصله های ناجوری هستند دوخته شده به یك لحاف چل تكه... كسی نیست بپرمد مگر لحاف دوزی چه اشكالی دارد! هیچ. یاد « هزار دستان » افتادم، با آن پراكندگی ناشیگرانه در پرداخت و « حاجی واشنگتن » با آن میزانسن هایی كه یا اولش جور بود آخرش در می رفت و یا اولش ناجور بود، آخرش درست می شد و باز هم همان دیالوگ های پرتكلف و پر ادا كه برازنده هیچ دهانی نیست. لچك به سر فیلم « مادر » هم مثل همان سرخپوست فیلم « حاجی واشنگتن » بود؛ یك قارچ بدون ریشه، یك خیال خام ناپرورده.
در میان جوجه های ناقص الخلقه ماكیان وطن، یك صندوقدار عارف مسلك هم بود كه سعی می كرد همه اش كلمات قصار بگوید: « شبش راباید بی چراغ روشن كرد خان داداش »، خطاب به زهتابی كه قاعدتاً نمی توانست بین این حرف های عطر زده با روده های بوگندوی گوسفند تفاوتی قائل شود. و اگر عرفان با صندوقدار بانك جمع شود، لابد همه این تاریخ هزار ساله ما كشكی است كه در آش مشروطه ریخته اند! روشنفكران این دیار از همه چیز فقط به نوع « لائیك » اش علاقه دارند؛ رمان لائیك، نقاشی لائیك... و حتی « عرفان لائیك ». و البته در ایماژهای شعر سپید، بر خلاف واقعیت، همه كلمات و معانی متناقض را می توان با یكدیگر جمع كرد. یادتان هست درست در بحبوحه جنگ، یك راهب غرب زده بودایی (!)، بی خبر از همه جا، آمده بود و هر از گاهی روی یك طبل كوچك می كوبید تا خداوند صلح را میان ما و بعثی های جنایتكار برقرار كند؟! فكر می كردم فقط راهب های غرب زده بودایی این همه از ما دور هستند.
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
ســـ
ـــلام[تصویر: Sheklak_1_.png]
(۴/شهریور/۹۴ ۱۶:۰۶)کاربر محترم میم.حسین.الف نوشته است: [ -> ]مسئله ای که من توی اون "داخل" شدم و "حرف" زدم...
اگر کسی مدعی حقی می باشد؛ باید آن را "اثبات" کند؛ اگـر مدیر محتـرم "تصور" می کنند که

برخی کاربران به ایشان تهمت زده اند؛ بنده به یقین می گویم که ایشان خیلی پیشتر به گروه و

جماعتی "تهمت" زدنـد و همان طور کـه آن افراد بایـد در قبال این کار پاسخگو باشند، ایشان نیـز

پاسخگو می باشند و تصور نکـننـد که "تهـاتر" حاصل می شود و چون عده ای (البته به گفته ی

خودشان) بدون اثبات به ایشان تهمت زدند پس "تهمت اثبات نشده ی ایشان" هم بـه جماعتـی

ساقط می گردد و دیگر دینی بر گردن کسی نیست! دلیل ورود بنـده به این تاپیک بر خلاف تصـور

شما در این بود که: یک "ناظر محترم" به همراه "مدیر محترم بخش اصول و عقاید شیعه" که گویا

دوستـی عمیـقـی نیـز با یکدیگر دارند، در همـان چند صفحه ی پیشین اقدام به طرح موضوعاتی

کرده بودند که با توجه به سطح کاربری این عالیجنابان، واقعـاً دارای اشکال می باشد. بنده برای

"حفظ شخصیت آن مدیر و نـاظر محترم"، نمی خواستم به صورت مستقیم بگویم که با قرار دادن

آن عکس ها و پیگیری روند اینگونه ی تایپک دارند "فریضه ی امر به معروف و نهی از منـکر" را زیـر

سؤال می بـرنـد و افراطـی گری و خشونـت را به آن پیـونـد می زنند و عرصـه را بـرای جولان یک

عده کاربر فرصت طلب فراهم می آورند، همانطور که در گذشته و در یک تاپیک تجمع اعتراض آمیز

برای پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را اینگونه زیر سؤال بردند که متأسفانه ایشـان به

دلیـل کدورتی (که إن شاء الله بر طرف خواهد شد)، روشی "غیـر منـطـقـی" را در پیـش گرفتـنـد:
(۳/شهریور/۹۴ ۱۴:۳۷)کاربر محترم سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]بنده هر چقدر "سکوت" کنم، گویا بزرگواران "جری تر" می شوند.
البته ارسال های شما هم در این امر تأثیر بسزایی داشت و ایشان به جای مدیریت صحیح تاپیک،

خــودشــان یکی از برهـم زننـدگان نظم آن شدند و در حرکتی به دور از اخلاق (شبیه یار گیری) با

کاربری که واضحاً به تمسخر دین و مهدویت می پرداخته و سابقه ی قابـل تأملی در ایـن زمینـه را

دارا می باشد؛ به صرف حمایـت از ایشـان همکلام شـدنـد و بعـداً از ایـن عبـارات استفـاده کردند:
(۳/شهریور/۹۴ ۱۴:۳۷)کاربر محترم سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]نکند شما از "جماعت" "قمه زنان"دفاع میکنید؟
تمـام این سخنـان در حالی از زبان ایشـان رانده شد که بنده به صورت غیر مستقیم، هم ایشان و

هم آن ناظر محترم را به تاپیک روبرو هدایت کرده بودم >> (انتقادی از دوستان لطفا توجه کنید)<<

اینکه ایشان "آمران به معروف و ناهیان از منـکر" را بـا عـده ی "قمه زنان " یکی می کننـد به ماننـد

همان مغلطه ای است که عده ای، مخالفان و منتقدان داخلی توافـق هستـه ای را به هم صدایی

با اسرائیـل متهم می کنند و حـال در آن تاپیـک چه موضوعاتی مطرح شده بـود کـه توجهی نکردند:
(۲۹/تیر/۹۰ ۴:۵۳)آقـــ♥ـــای وحید110 نوشته است: [ -> ]به هر کی میپرستید چهره مذهب به حد کافی خراب کردند . به اسم مذهب جنایتها شده .

"به این تبلیغات دامن نزنید"

اقا اگر از کسی "عصبانی" شدی بیا بزن تو گوش من . ولی "دافعه" ایجاد نکن .

اگر کسی تو این تالار بخواد عمدا یا سهوا "چره دین رو خراب کنه". با توجه به اتمام حجت من نمیزارم . هر کی ناراضیه به اقای بیداری اندیشه پیام بده تا من مسئول نباشم و هر کاری خواست بکنه . ولی تا وقتی من مسئولم این اجازه رو به کسی نمیدم .
البته گویا ایشان مدیر اسبق بودند و هم اکنون حضور ندارند، إن شاء الله که هر جا هستنـد سالـم و

سلامت باشند؛ در پایان ای بزرگواران، ممکن هست چـون من طرفـدار بازیگران فلان سریـال هستم،

بخواهم بر روی فلان کارشان سـرپـوش بگذارم اما چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید عاقبت آن

می شود این: (شـــــادی کـــــردن عـــــــوامـــــــل پــــــایـــــتـــــخــــت 4)✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
جناب ميعاد اصولا نداشتن موضع يا سكون و خاموشي ريشه ي بسياري از گرفتاريهاست .

جناب ميعاد اين مهم نيست كه امضاي كاربري ما جمله اي از شهيد بهشتي باشد يا نه . مهم اين است آن روزي كه لوايح اسلام مطرح ميشد با بهشتي بوديم يا عليه اش . و بعضا تاريخ انگاري زنده است و ما همواره در معرض آزمايش

اگر راه ما راه امام است ، امام در برابر كجي مي ايستاد و فرقي نميكرد حاصل عمرش باشد يا كارمند راديو

البته در روز گاري كه قرار است از عاشورا درس تعامل و مذاكره بگيريم ديدن و شنيدن خيلي مسائل قابل درك است
سلام دوستان ، هیچ میدونین چرا خندوانه الان تبدیل شده به یکی از پربیننده ترین برنامه های از اول انقلاب تا کنون ؟ بخاطر اینکه ما در هیچکدام از شوها و برنامه های تلویزیونیمون برنامه ای در این سطح شاد نداشتیم ... تمام کانالهای ما بنوعی آلوده به غم هستند و همه کانالهای ما بنوعی محکوم به غمزدگی و جدی بودن هستند ... تا اینکه شبکه نسیم بمیان آمد و بعد از آن خندوانه

نسیم و خندوانه ، راضیم ازتون
[تصویر: 02396982054139867927.jpg]
نخندید یالثاراتی ها
نگران میشوند
جناب میعاد و عمار حقیقتا هردو بزرگوار دارید مغرضانه پیش می روید و در نهایت انتظار دارید که سوء تفاهم ها نیز رد شود. بنده به عنوان یکی از مدیران این بخش اجازه پایمال کردن حق دیگر کاربران را نمی دهم.


1- تفاوت ها را ببینید: بنده عرض کردم آن جماعت درگیری داشتند و تجمعشان خشونت طلبانه بوده است. جالب آنکه خشونت هم رخ داده. جالب آنکه دوستان بسیجی به پایگاه ما آمدند و گاز اشک آور و... میخواستند و بنده اجازه ندادم. جالب آنکه در گزارشات بسیح و نیروی انتظامی در آن روز به عینه این موارد بوده است. جالبتر آنکه این اعمال مسبوق به سابقه است. مثل داستان فیلم ادم برفی. بعد این ها می شود تهمت!!!!! آن کاربری که در پاسخ و دفاع از یالثارات سیادت ما را نشانه می رود و.... می شود سخنی معقول و مستدل.




2- خانم میعاد این شکل درست امر به معروف و نهی از منکر نیست؟؟؟؟ چقدر در زمینه امر به معروف شما مطالعه داشته ید که این شکلش را قبول میکنید؟؟؟


3- اینکه بنده سکوت کردم و دوستان هرچقدر دلشان خواست به این حقیر توهین کردند، روش غیر منطقی بود؟؟؟


4- بحث مثال بنده از قمه زنان اساسا بحث دیگری بود که شما متوجه نشدید. Smile ایشان اصرار دارند که رستاخیز پخش نشود، و اخیرا کسانی بوده اند که با همان شکل خاص امر به معروف مورد نظر دوستان، تجمعی در میدان شهدا داشتند و شروع به قمه زنی میخواستند بکنند، بنده عرض کردم نکند شما هم جزء آن دسته از مخالفین رستاخیز هستید؟؟؟ چون بنده هم مخالفم ولی هیچگاه به اینگونه تجمعات امیدوار نبوده ام.


نکته نهایی که خواهش میکنم باز هم با دقت مطالعه بفرمایید:


تا الان برای شما اتفاق نیفتاده از بازیگری به شدت خوشتان بیاید و او را موافق همه ارزشهای خودتان بدانید ولی با یک کار هنری ایشان به شدت مخالف باشید؟؟؟؟ این اتفاق برعکسش هم رخ خواهد داد.


ما در این جا داریم نقد خندوانه را انجام می دهیم، دوستان ورود آقایان ممنوع را نقد میکنند!!!!!!!!!!!! اگر میخواهید یک تاپیک کلی می زدید و به نقد رامبد جوان می پرداختید. در آن جا می دیدید که نقد بنده چه بسا تندتر هم بود. پس بر خلاف فرمایشش حضرتعالی بنده و دوستان به وامدار هیچ بازیگر و کارگدان و دسته ای نیستیم.


این بحث تمام شدنی نیست، چون بسیار سخت و طاقت فرساست برای هر شخص که بیاید بگوید: بله شما درست میگویید و من در اینجا اشتباه کردم.


یعنی گفتن این جمله در روزگار پر مدعی امروز کار اولیاء مقرب الهی است.

(۴/شهریور/۹۴ ۲۰:۴۴)عمار94 نوشته است: [ -> ]جناب ميعاد اصولا نداشتن موضع يا سكون و خاموشي ريشه ي بسياري از گرفتاريهاست .

جناب ميعاد اين مهم نيست كه امضاي كاربري ما جمله اي از شهيد بهشتي باشد يا نه . مهم اين است آن روزي كه لوايح اسلام مطرح ميشد با بهشتي بوديم يا عليه اش . و بعضا تاريخ انگاري زنده است و ما همواره در معرض آزمايش

اگر راه ما راه امام است ، امام در برابر كجي مي ايستاد و فرقي نميكرد حاصل عمرش باشد يا كارمند راديو

البته در روز گاري كه قرار است از عاشورا درس تعامل و مذاكره بگيريم ديدن و شنيدن خيلي مسائل قابل درك است



الان کی از مذاکره و تعامل سخن گفت؟؟؟؟ بابا ما که خودمان کلی به مذاکرات نقد داشتیم؟؟؟ چقدر راحت افترا و تهمت!!! چگونه میخواهید پاسخ بدهید، نمی دونم متاسفم
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
ســـ
ـــلام[تصویر: Sheklak_1_.png]
(۷/شهریور/۹۴ ۱۰:۴۹)کاربر محترم سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]بنده به عنوان یکی از مدیران این بخش اجازه "پایمال کردن" "حق دیگر کاربران" را نمی دهم.
کاربر محتـرم، لطـفـاً ابزار "تهدید" و "توهین" را کنـار بگذاریـد و در پاسـخ ها و جوابـیـه های خود،

از ادبیـاتـی استفاده کنید که مناسب و برازنده ی شما باشد. بنـده کـه خـدای نـاکـرده بـا شـما

دشمنی ندارم. خیـلی خـوب هم متـوجـه عرایض شما می شوم و پر واضح است که رشته ی

تحصیلی شما فلسفه می باشد و نسبت به قوانین، حداقل در این خصوص آگاهی ندارید و بـه

همین دلیل متوجه "تخلفات" خویش نمی شوید! در خصوص صحبت های بنـده با جنـاب آقــــای

"میم.حسین.الف" و سوء تفاهم پیش آمده هم اجازه بدهید خودشان اظهار نظر کننـد و لطفاً در

این موضوع ورود نفرمایید.
(۷/شهریور/۹۴ ۱۰:۴۹)کاربر محترم سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]1- بنده عرض کردم آن "جماعت" "درگیری" داشتند و "تجمعشان" خشونت طلبانه بوده است. جالب آنکه "خشونت" هم رخ داده. جالب آنکه دوستان بسیجی به پایگاه ما آمدند و گاز اشک آور و... میخواستند و بنده اجازه ندادم. جالب آنکه در گزارشات بسیح و نیروی انتظامی در آن روز به عینه این موارد بوده است. جالبتر آنکه این اعمال مسبوق به سابقه است. مثل داستان فیلم ادم برفی. بعد این ها می شود تهمت!!!!!
همان طور که پیشتر اشاره شد مواردی که شما بیان می کنید ممکن است از دیدگاه یـک کاربر

در یک تالار گفتگو و همیـن طور برای مخاطب عامی که از دانش عمیقی برای شرکت در برخی

مبـاحـث و اصطلاحات آن برخوردار نیـست، تأثیر گذار بنظر برسد؛ همان طور که ممکن است این

سخنان تأثیر گذار بنظر برسد: "بـه گـزارش مشـرق، الهام غفوری درباره حاشیه های پیش آمده

بعد از انتشار این عکس (به اصطلاح شادی عوامل پایتخت 4) به خبرگزاری صدا و سیـما گـفت:

هر کسی در طول روز اگر در ماه مبارک رمضان میوه بخرد، روزه خوار است؟" پـر واضح است که

ایشان یا نسبت به قوانین آگاهی ندارند و یا به دنبال کتمان حقیقت و سرپوش گذاشتن بـر روی

تخلف بازیگران و دست اندرکاران مذکور می باشند. کاربر محترم به دعوا و نزاع بیش از دو نـفر را

"نزاع دسته جمعی" می گویند که قاضی برای "همه ی" متهمان "قرار" صـادر مـی کـنـد. الـبته

بستگی به شرایط دارد و بیشتر اوقات کار به سازش می کشد ولی مقصود این است که شما

نمی توانید افراطی گری و خشونت را در یک "تجمع" اعتراض آمیز، که به فراخوان "عمـومی" و

بین دو گروه "مـوافـقـان" و "مـخـالفان" انجام شده است تنها به یکی از گروه ها نسبت دهید،

و برای خودتان حکم صادر کنید و اگر این کار را کردید به آن می گویند: "تهمت". آیا این موضوع را

درک نمی کنید؟ در یک فراخوان "عمومی" نمی توانید گروه مخالفان را تمـامـاً به جماعت خاصی

نسبت دهید و اگر این کار را کردید به آن می گویند: "تهمت" آیا این مـوضـوع را درک نمی کنیـد؟
(۷/شهریور/۹۴ ۱۰:۴۹)کاربر محترم سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]بحث مثال بنده از قمه زنان اساسا بحث دیگری بود که شما متوجه نشدید. Smile ایشان اصرار دارند که رستاخیز پخش نشود، و اخیرا کسانی بوده اند که با همان شکل خاص امر به معروف مورد نظر دوستان، تجمعی در میدان شهدا داشتند و شروع به قمه زنی میخواستند بکنند، "بنده عرض کردم نکند شما هم جزء آن دسته از مخالفین رستاخیز هستید؟؟؟ "
خیلی خوب هم متوجه شدم کاربر محترم ولی "گــویــا" شما متوجه نشدید که اگر بنده یا هر شخص

دیگری فرضاً بر پخش فیلم رستاخیز اشکال می گیرد؛ دلیل بر این نیست که حامی عده ی قمه زنان

می باشد یا به قول شما جزو آن دسته از مخالفین رستاخیز است؛ همان طور که اگر بنده به قرارداد

هستـه ای نقـد دارم و از مخـالـفـان آن هستـم، پـس نتیـجـه بگیـرید که بنده حامی اسرائیل هستم.

کاربر محترم به این می گویند مغلطه و شما که به نظر می رسد فلسفه خوانده اید باید بهتر بدانیـد.

بـه عـنـوان مثـال بـه رونـد کار پرونـده ی زیر نگاه کنید؛ آخرین تغـییـر ثبـت شده برای این پرونده مربوط

به تاریخ 1394/06/03 می باشد:

[تصویر: Capture_01.jpg]

با اینکه موضوع این پرونده بسیار واضح می باشد اما هنوز مختومه نگردیده است و یکی از طرفین

دعوی در حال دور زدن قانون می باشد (البته به صورت حرفه ای و قانونی):

[تصویر: Capture_02.jpg]

احتـرامـاً شما نیـز بـا ادبیات خاصی در حال انجام همان کار هستید ولی به صورت خیلی مبتدی!

که اصطلاحاً به آن اطاله ی دادرسی می گویند و بنده هم بیش از این با شما بحث نخواهم کرد.

کـاربـر محتـرم هـر یک از طرفین دعوی باید برای "اثبات"، ادله ی "قانونی" قابل قبولی ارائه کنند.

آیا شما می توانیـد تجمع برای پیامبـر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در مـقـابـل سفارت

فـرانـسـه کـه بـه فـراخـوان "عـمـومـی" انجام شده بود؛ فـقـط به جماعت بسیج نسبت بدهید؟

آیـا اگـر گـروهـی فتـنـه گـر و یا مخالفان این اعتراض در این تجمع شرکت کرده باشنـد و قصد به

خشونت کشیدن آن را داشته باشند؛ اصل کار که همان فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر

هست، زیر سؤال می رود؟ آیا شما می توانید در این صورت بگویید که بسیجیان گروه افراطی و

خشن هستند و ژست فراقانونی گرفته اند؟ اگر پاسختان مثبت است؛ به آن می گویند: "تهمت"

اینکه حال عده ای با ادبیاتی مشابه شما اقدام به تمسخر یا توهین به گروهی کرده و به عبارتی

سخنان شما را تأیید کنند، دلیل بر صحت سخنان شما نمی باشد و بر عکس اینکه سخنان بنده

تأیید نشود، دلیلی بر نادرست بودن آن نیست. اینجا تالار گفتگو می باشد و همان طور که خودتان

بدان اشاره فرمودید:
(۷/شهریور/۹۴ ۱۰:۴۹)کاربر محترم سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]این بحث تمام شدنی نیست، چون بسیار سخت و طاقت فرساست برای هر شخص که بیاید بگوید: "بله شما درست میگویید و من در اینجا اشتباه کردم."
با در نظر گرفتن جمله ی شما، بهتر است دیگر این بحث را ادامه ندهیم چون بنده و همینطور شما

نه وقت اضافی داریم و نه قصد جدل. اگـر احسـاس کردیـد از سوی بنده در جایی به شما اهانتـی

صورت گرفته است، باور بفرمایید چنین قصدی نبوده و پیشاپیش عذرخواهی می کنم. (در پناه حق)✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع