بسم الله الرحمن الرحیم
فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله (بقره 79)
با سلام
خدمت همراهاان این پست ابتدا چند نکته رو عرض کنم و اکه وقت بود چند پاسخ بگم.
سیر نگارش و تاریح این سه کتاب رو کمی نگاه کنیم ،
- قران ، نزدیک به 1400 ال یکم بیشتر .که سیر تاریخ مشخص هست وجدیدتره برای مطالعه . اگه کسی سوالی جدا داشت بگه تا پاسخ مستند بدیم. تنها کتابی که در اون خدا میفرماید ایه 9 سوره حجر : انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .
- انجیل مسیحان ( در اصل باید گفت انجیل پولسی )
سیر تاریخش در زمان حیات خود مسیح فقط کلامی بوبده و قسمتهایی که با عناوین مکاشفات و نامه ها و اعمال رسولان ... برای خود مسیح نیست .
اما بطور بهتر بگم کتاب عهد جدید که انجیل نامیده میشه از چندین کتاب هستش که ربطی به خود مسیح نداره .
- انجیل متی -از حواریون
- مرقس ( از شاگران پترس هستش نه از حواریون مسیح )
- لوقا ( ایشون هم نه حواریه و نه شاگرد حواری بلکه ایشون هم شاگرد پولس هست )
- یوحنیکه از شاگردان مسیح هست
تا اینجا شما با 4 انجیل اشنا شدین که کلام مسیح نیست بلکه واقعه نگاری و تاریخ نگاری از مسیح هست ( البته دقت کنین که فقط دو انجیل به حواری برمیگرده البته از 4 انجیلی که کلیسا در شورای اونها مثل شورای کارتاژ سال
397م
رو به رسمیت شناخت و حتی در بعضی از متون اختلاف روده _ مثلا تا قرن 16 هنوز در اینکه مکاشفات جزو کتاب مقدس هست یا نه اختلاف داشتن -_ وگرنه اناجیل زیاد بودن که بقیه رو رد کردن ( البته خودتون مطالعه جدا داشته باشین به سیر تاریخ مسیحیت مفید هست )
به بقیه کتابهای عهد جدید فعلا کار نداریم چون اگه بگم خیلی میشه فقط بگم اعمال رسولان به سرگذشت مبشرین مسیحیت مثل همین حواریون میپردازه به شکنجه شدن ها و کارهایی که کردن ... .
بعدشم این رو حتما دقت کنین که اناجیل رو هیچ مسیحی اعتقاد نداره که به قلم مسیح هست بلکه معتقد هستن که مثلا انجیل متی ، سیر زندگی مسیح به قلم متی هستش ولا غیر . پس حتمااین رو تو نگارشات و ایرادات بعدیتون دقت بسیار کنید تا شبهه ای پیش نیاد.
درباره 12 خواری اگه مطالعه بکنید متوجه میشید که چرا این دو کتابشون انتخاب شده.
پس متوجه شدید که اگه مطلبی در انجیل هست ( البته انجیل نگارش شده در بعد از زمان مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام
)هست هیچگاه مستند سخن مسیح نیست .
اگه جای سوال بود بگید.
متن کتاب مقدس عهد عتیق هم که فعلا جای بحث نیست . فقط میشه کفت سیر تاریخی داره که اصلا ربطی به کلام حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام نداره ، مگر اینکه فقط 5 سفر اول ، البته اونهم باز دست کاری شده هست و میشه اثبات کرد.
حالا به سوال شما
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است: [ -> ]دوستان خوبم عرایض بنده در این قسمت تمام شد. بعنوان یک محقق تنها آیات مشابه این دو کتاب را در کنار هم قرار دادم تا شاید اگر کسی تا به حال این آیات را دنبال نکرده و تنها به این بسنده کرده که ( میگویند کتاب مقدس تحریف شده ) لااقل یکبار هم که شده با دیدی دیگر این مطالب را بخوانند. من خدای واحد حقیقی را شکر میکنم برای همین کلام به گفته مسلمانان تحریف شده که قادر است هر روزه جان هزاران نفر را در سراسر جهان نجات ببخشد و زندگی شاد و بدور از ماتم و مویه را برایشان به ارمغان بیاورد. من درخدمت شما هستم برای پاسخ گویی به سوالات شما .
اول این رو خدمت شما بگم بزرگترین
اشتباه شما همین بود که دنبال ایات متشابه بودین .
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است: [ -> ]سومین اشتباه در قرآن در سوره 20 آیات 85 تا 95 قرار دارد که در مورد شخسی به نام سامری میگوید که قوم بنی اسرائیل را وسوسه کرد که گوساله بسازند و عبادتش کنند. انگار از وسط یک فیلم وارد سینما میشوید که نمی دانید سامری کیست و از کجا آمده و کارش چی بوده و از چه قومی است .
سوره 20 آیه 85 تا 95
فرمود در حقيقت ما قوم تو را پس از [عزيمت] تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت (85) گفتند ما به اختيار خود با تو خلاف وعده نكرديم ولى از زينتآلات قوم بارهايى سنگين بر دوش داشتيم و آنها را افكنديم و [خود] سامرى [هم زينتآلاتش را] همين گونه بينداخت (87) [موسى] گفت اى سامرى منظور تو چه بود (95
من تنها سه آیه را که نام سامری در آن ذکر شده نوشتم ولی خودتان میتوانید این سوره را مطالعه کنید.
کلمه سامری برای اولین بار در کتاب مقدس در حدود 500 تا 600 سال بعد از موسی ثبت شده که در کتاب اول پادشاهان باب 16: 23-24 است این اسم یعنی سامری هیچ مفهومی در زمان موسی نداشته و نگارنده قرآن این حادثه را کمی زودتر از زمانی که محلی به نام سامره بوجود بیاید نگاشته و هیچ توضیحی منطقی هم برای این مورد وجود ندارد.
کتاب اول پادشاهان باب 16 آیات 23 و 25
[sup]23عُمري در سال سي و يکم سلطنت آسا، پادشاه يهودا، پادشاه شد و دوازده سال که شش سال آن در ترصه بود، پادشاهي کرد. 24عُمري تپّه سامره را از شخصي به نام سامر به هفتاد کيلو نقره خريد و روي آن شهري ساخت و آن را به نام صاحبش، سامره ناميد.
[/sup]
اشتباه دوم شما این هست که یکی رو کتاب ملاک قرار دادین و دومی با اون اولی سنجیدید ، علت این ملاک شما چی بوده؟
با توجه به تاریخ سیرش میشد برعککس در نظر گرفت.
اما پاسخ به شما
قران کتاب داستان و کتاب تاریخ محض و کتاب انساب نیست که همه رو مو به مو بگه اگه چنین بود باید بجای یک کتاب یک کتابخانه سیار رو هر کسی همراه خودش نگه میداشت .
کتاب اول پادشاهان باب 16 آیات 23 و 28
23 در سال سی و یکم آسا، پادشاه یهودا، عمری بر اسرائیل پادشاه شد ودوازده سال سلطنت نمود؛ شش سال در ترصه سلطنت کرد. 24 پس کوه سامره را از سامر به دو وزنه نقره خرید و در آن کوه بنایی ساخت و شهری را که بنا کرد به نام سامر که مالک کوه بود، سامره نامید. 25 و عمری آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از همه آنانی که پیش از او بودند، بدتر کرد. 26 زیرا که به تمامی راههای یربعام بن نباط و به گناهانی که اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته بود به طوری که ایشان به اباطیل خویش خشم یهوه، خدای اسرائیل را به هیجان آورد، سلوک مینمود. 27 و بقیه اعمال عمری که کرد و تهوری که نمود، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ 28
دلیل توضیح برای عهد عتیق هم جود نداره ، مواردی داریم که چنین حالتی داره و دلیلی هم نداره بیانبشه ، بلکه اینجا شما و امثال شما باید به کلام فرستاده خدا مراجعه کنید و متوجه منظور بشید.
سامری کی بود و ... پس دلیلی نداره توضیح بده چون وجود نسب نامه و... برای امثال این افراد لزومی نداره /
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است: [ -> ]اشتباه چهارم : در سوره 28 آیات 23 تا 27 در مورد ازدواج موسی میخوانیم که باز نام پدر زن موسی نامعلوم است همچنین نام همسر موسی مرد بزرگ خداوند نامعلوم است .
و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مىدادند و پشتسرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مىكردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمىدهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است (23) پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم (24) پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر مىداشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مىطلبد تا تو را به پاداش آبدادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى (25) يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مىكنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است (26) شعيب] گفت من مىخواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده مىكنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشتسال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمىخواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت (27)
و در خروج باب 2 آیات 16 تا 21 واقعه ازدواج موسی را میخوانیم . همه ماجرا خیلی واضح با اسامی کامل ثبت شده است نام پدر زن موسی نحوه ازدواج و نام همسر موسی، که میبینید که پدر زن موسی 7 دختر داشت نه 2 دختر و برای ازدواج موسی هم هیچ شرطی نگذاشته بود.
[sup]16[/sup]روزي وقتي که موسي بر سر چاهي نشسته بود، هفت دختر يترون، که کاهن مديان بود، بر سر چاه آمدند. آنها آبخورها را پُر کردند تا گلّه گوسفندان و بُزهاي پدر خود را سيراب کنند.
[sup]
17[/sup]امّا بعضي از چوپانان، دختران يترون را از سر چاه دور کردند. پس موسي به کمک دخترها رفت و گلّه آنها را سيراب کرد.
[sup]18[/sup]وقتي دختران به نزد پدرشان يترون برگشتند، پدرشان پرسيد: «چه شد که امروز به اين زودي برگشتيد؟»
[sup]19[/sup]آنها جواب دادند که يک نفر مصري ما را از دست چوپانان نجات داد و حتّي از چاه آب کشيده گلّه ما را سيراب کرد.
[sup]20[/sup]او از دخترانش پرسيد: «آن مرد حالا کجاست؟ چرا او را آنجا رها کرديد؟ برويد و از او دعوت کنيد تا با ما غذا بخورد.»
[sup]21[/sup]موسي موافقت کرد که در آنجا زندگي کند و يترون دختر خود صفوره را هم به عقد او درآورد.
اما در پیدایش باب 29 آیات 15 تا 20 داستان ازدواج یعقوب را میخوانیم که گویا نگارنده قرآن باز هم دچار اشتباه شده.! . یعنی واقعه ازدواج یعقوب را برای موسی نوشته.
[sup]15[/sup]لابان به يعقوب گفت : «تو نبايد به خاطر اينکه خويشاوند من هستي ، براي من مفت كار كني . چقدر مزد مي خواهي؟»
[sup]
16[/sup]لابان دو دختر داشت. اسم دختر بزرگ ليه و اسم دختر كوچک راحيل بود.
[sup]17[/sup]ليه چشمان قشنگي داشت، ولي راحيل خوش اندام و زيبا بود.
[sup]18[/sup]يعقوب راحيل را دوست مي داشت . بنابراين به لابان گفت : «اگر اجازه دهي با دختر كوچک تو راحيل ازدواج كنم ، هفت سال براي تو كار مي كنم .»
[sup]19[/sup]لابان در جواب گفت : «اگر دخترم را به تو بدهم ، بهتر از اين است كه به ديگران بدهم . همين جا پيش من بمان .»
[sup]20[/sup]يعقوب براي اينکه با راحيل ازدواج كند، هفت سال در آنجا كار كرد. امّا چون راحيل را خيلي دوست مي داشت ، اين مدّت به نظرش مانند چند روز بود.[/b]
همکار گرامی پاسخ شما رو فقط با یک مثال میگم ،
چرا نام علی علیه السلام در قران نیامده ؟ پاسخی که به این موضوع میدیم به این سوال شما هم همین رو میدیم.
حتما در اون زمان نام پدر خانم حضرت موسی شناخته شده بود و بازوگویی اون نیازی بوده ، ایا نام نبردن در کتاب مقدس مسلمونها ایا خدشه وارد میکنه؟
عدم مراجعه به تفسیر شما رو دور میکنه از پاسخ خودتون.
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است: [ -> ]
اشتباه پنجم : در مورد مریم مادر عیسی مسیح است که در سوره 19 در مورد آن میخوانیم اما در آیات 27 تا 30 اینگونه نوشته شده است. که او خواهر هارون بوده و همینطور در سوره 66 آیه 12 اشاره میکنه که او دختر عمرام است ! که گویا نویسنده مریم مادر عیسی مسیح را با مریم خواهر موسی اشتباه گرفته .
سوره 19 آیات 27 تا 30
پس [مريم] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مريم به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شدهاى (27) اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود (28) [مريم] به سوى [عيسى] اشاره كرد گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك استسخن بگوييم (29) [كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است (30)
سوره 66 آیه 12
و مريم دخت عمران را همان كسى كه خود را پاكدامن نگاه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و كتابهاى او را تصديق كرد و از فرمانبرداران بود (12)
در کتاب اعداد باب 26 آیه 59 اینگونه ثبت شده است. در مورد خواهر موسی و هارون .
[sup]59[/sup]و نام زن عمرام، يوكابد بود، دختر لاوي كه براي لاوي در مصر زاييده شد و او براي عمرام، هارون و موسي و خواهر ايشان مريم را زاييد.
بله این ایراد در مورد این آیه توسط عده ای گرفته شده است اما متاسفانه اینها دنبال حقیقت و تفسیر آیه نرفته اند و اشتباه کردند.
دوست عزیز برخی گفته اند که حضرت عمران(علیه السلام) پسری به نام هارون داشته است، از این رو مردم از حضرت مریم(سلام الله علیها) با عنوان خواهر هارون یاد می کنند. (1)
و همچنین گفته اند که این اصطلاح «اخت هارون» (مریم، آیه 28) یک اصطلاح برای بیان ارتباط قبیله ای باشد. در قبایل دوازده گانه از فرزند بنی اسرائیل(علیه السلام) افراد به نام قبیله یا عشیره ها خوانده می شدند. در حقیقت این اصطلاح برای بیان این است که ایشان از عشیره و طائفه هارون(علیه السلام) برادر حضرت موسی(علیه السلام) بوده است. (2) این کاربردها در جوامع عربی و غیرعربی نیز برای مخاطب قرار دادن افراد وجود داشته و دارد.
به هرحال، خانواده حضرت مریم (سلام الله علیها) از طرف پدری به هارون (علیه السلام) متصل می شود.(همان) درحقیقت نسبت حضرت مریم (سلام الله علیها) به حضرت هارون (علیه السلام) و از آنجا به بنی اسرائیل (علیه السلام) و حضرت اسحاق (علیه السلام) و حضرت ابراهیم (علیه السلام) می رسد. (3).
و گفته اند حضرت مريم(سلام الله علیها) خواهر هارون معروف - كه برادر حضرت موسي بود - نيست زيرا وي برادر نداشت و ميان حضرت مريم و هارون ده ها سال فاصله است . البته در قرآن آمده كه بني اسراييل حضرت مريم را با عنوان « يا اخت هارون » خطاب كردند .
اينكه آنها به مريم گفتند:" اى خواهر هارون" موجب تفسيرهاى مختلفى در ميان مفسران شده است، اما آنچه صحيحتر به نظر مىرسد اين است كه هارون مرد پاك و صالحى بود، آن چنان كه در ميان بنى اسرائيل ضرب المثل شده بود، هر كس را مىخواستند به پاكى معرفى كنند مىگفتند: او برادر يا خواهر هارون است- مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين معنى را در حديث كوتاهى از پيامبر ص نقل كرده است «1».
در حديث ديگرى كه در كتاب" سعد السعود" آمده چنين مىخوانيم:
پيامبر ص" مغيره" را به نجران (براى دعوت مسيحيان به اسلام) فرستاد، جمعى از مسيحيان به عنوان (خردهگيرى بر قرآن) گفتند مگر شما در كتاب خود نمىخوانيد" يا أُخْتَ هارُونَ" در حالى كه
مىدانيم اگر منظور هارون برادر موسى است ميان مريم و هارون فاصله زيادى بود؟
مغيره چون نتوانست پاسخى بدهد مطلب را از پيامبر ص سؤال كرد،
پيامبر ص فرمود: چرا در پاسخ آنها نگفتى كه در ميان بنى اسرائيل معمول بوده كه افراد نيك را به پيامبران و صالحان نسبت می دادند.(4)
منابع:
1. مریم، آیه 28؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص 719؛ التبیان، ج7، ص 122.
2. امالی سیدمرتضی، ج4، ص 106؛ معالم التنزیل، بغوی، ج3، ص 236.
3. مریم، آیات 16 و 58؛ روح المعانی، ج9؛ جزء 16، ص 156.
4. تفسير نمونه، ج13، ص: 51.
امید وارم اگه سوالی مونه بگید تا پاسخش رو با هم مرور کنیم.