۱۷/آبان/۹۴, ۸:۴۴
در مورد صحت انواع انجیل ها دوستان توضیح دادن که چرا نمیشه به صحت و سقم آن کتاب های مقدس اعتماد کرد و ملاک قراردادن آن کتاب هایی که برای همگان صحت آن بطور کامل مورد قبول نیست اشتباه است .
(۱۷/آبان/۹۴ ۲:۴۳)داریوش نوشته است: [ -> ]البته اگر غرق شدن یکی از سه پسر نوح از نظر شما اشکالی نداره ! خوب حتما اشکالی نداره. اما از نظر معتقدین کتاب مقدس این موضوع کوچک و کم اهمیتی نیست . هر کدام از پسران نوح داری فرزندانی هستند که آینده بشریت بعد از طوفان به این زیر بنا بستگی داد. حال این اتفاق بطور کاملا مجهول در قران تعریف شده نه نامی از پسر غرق شده ذگر شده و ته توضیح کافی . اما جهان اسلام این پسر غرق شده را حام میداند بر اساس انچه که در شجره نامه های رسمی سایتهای اسلامی ایرانی و خارجی آمده . حال اگر این شجره نامه مورد قبول افرادی که در این سایت فعالیت میکنند نیست این را به هم کیشان خودتان بگویید. و شجره نامه ای ارائه کنید که وضعیت فرزندان نوح را مشخص کند. نتیجه گیری در این مورد بعد مربوط میشود به نمرد که با ابراهیم ستیزی داشته که در قرآن هم ذکر شده . ولی در کتاب مقدس هرگز چنین اتفاقی در زندگی ابراهیم رخ نداده . ربط این دو ماجرا به هم این است که نوه شخصی که غرق شده چگونه دستور داده تا ابراهیم را در آتش بیندازند ؟ اگر فرض کنیم که اصلا حام هم فرزند غرق شده نبوده ، چگونه نمرود که چهار نسل با ابراهیم فاصله دارد با او همزمان میزیسته ؟ من مجبور بودم که این دو ماجرا را با هم عرض کنم چون با هم در ارتباط هستند و باهم یک مجهول بزرگ را تشکیل میدهند.متاسفانه شما بدون ادله ی کافی صرفا به ادعای خودت می پردازی. شما مگه روایت قرآن و عهد قدیم رو بررسی نکردی؟ چرا زیرش میزنی؟ مگر قرار نبود الله قرآن با یهوه عهدین را مقایسه کنی؟
تلاش شما برای یک مسیر بودن قرآن با کتاب مقدس متاسفانه حاصلی نخواهد داشت زیرا مثل مخلوط کردن روغن با آب است . این دو کتاب هیچگونه ارتباطی باهم ندارند زیرا گوینده این دو کتاب یکنفر نیست . این قسمت توضیحی اضافه بود ببخشید که نوشتم و برای اینکه بقیه فرمایشات شما بی جواب نماند غرض کردم . موضوع ما کما کان همان فرزند غرق شده است.


(۱۷/آبان/۹۴ ۲:۴۳)داریوش نوشته است: [ -> ]البته اگر غرق شدن یکی از سه پسر نوح از نظر شما اشکالی نداره ! خوب حتما اشکالی نداره. اما از نظر معتقدین کتاب مقدس این موضوع کوچک و کم اهمیتی نیست . هر کدام از پسران نوح داری فرزندانی هستند که آینده بشریت بعد از طوفان به این زیر بنا بستگی داد. حال این اتفاق بطور کاملا مجهول در قران تعریف شده نه نامی از پسر غرق شده ذگر شده و ته توضیح کافی . اما جهان اسلام این پسر غرق شده را حام میداند بر اساس انچه که در شجره نامه های رسمی سایتهای اسلامی ایرانی و خارجی آمده . حال اگر این شجره نامه مورد قبول افرادی که در این سایت فعالیت میکنند نیست این را به هم کیشان خودتان بگویید. و شجره نامه ای ارائه کنید که وضعیت فرزندان نوح را مشخص کند. نتیجه گیری در این مورد بعد مربوط میشود به نمرد که با ابراهیم ستیزی داشته که در قرآن هم ذکر شده . ولی در کتاب مقدس هرگز چنین اتفاقی در زندگی ابراهیم رخ نداده . ربط این دو ماجرا به هم این است که نوه شخصی که غرق شده چگونه دستور داده تا ابراهیم را در آتش بیندازند ؟ اگر فرض کنیم که اصلا حام هم فرزند غرق شده نبوده ، چگونه نمرود که چهار نسل با ابراهیم فاصله دارد با او همزمان میزیسته ؟ من مجبور بودم که این دو ماجرا را با هم عرض کنم چون با هم در ارتباط هستند و باهم یک مجهول بزرگ را تشکیل میدهند.
تلاش شما برای یک مسیر بودن قرآن با کتاب مقدس متاسفانه حاصلی نخواهد داشت زیرا مثل مخلوط کردن روغن با آب است . این دو کتاب هیچگونه ارتباطی باهم ندارند زیرا گوینده این دو کتاب یکنفر نیست . این قسمت توضیحی اضافه بود ببخشید که نوشتم و برای اینکه بقیه فرمایشات شما بی جواب نماند غرض کردم . موضوع ما کما کان همان فرزند غرق شده است.
با اجازه بزرگترها بله
(۱۷/آبان/۹۴ ۲:۴۳)داریوش نوشته است: [ -> ]تلاش شما برای یک مسیر بودن قرآن با کتاب مقدس متاسفانه حاصلی نخواهد داشت زیرا مثل مخلوط کردن روغن با آب است . این دو کتاب هیچگونه ارتباطی باهم ندارند زیرا گوینده این دو کتاب یکنفر نیست.

(۱۷/آبان/۹۴ ۹:۵۵)chiaueam نوشته است: [ -> ]آقا داریوش
نگفتی چطور 25 نسل می تونند نماینده دو میلیون سال زندگی بشر باشند + فسیلهای 140 میلیون ساله مارها از کجا اومدن ...
واضح است که حداقل آن قسمت از تورات که به شرح این شجره نامه می پردازه + دلیل خزیدن مار روی زمین نادرست اند. خیلی قسمتای دیگه اش رو هم میشه رد کرد.
(۱۷/آبان/۹۴ ۱۷:۳۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]من احساس میکنم اگر بحث بین دو نفر یاقی بماند، در خود آن موضوع می توانیم به نتیجه برسیم. الان شاهد آنیم که دوستان متعدد از گوشه و کنار سوالات البته به جایی هم مطرح میکنند، و این باعث می شود که تمرکز پاسخ دهنده به هم بریزد.
از آن سمت که کاربر داریوش است. اگر از این قسمت هم بزرگواری اعلام آمادگی میکند، ما شاهد بحث منسجم تری خواهیم بود.
با تشکر.
(۱۷/آبان/۹۴ ۱۵:۲۰)-Ali- نوشته است: [ -> ]با فرض تحریف نشدن کتاب مقدس، مطمئن هستید گوینده این دو کتاب یکنفر نیست!!!
(۱۷/آبان/۹۴ ۱۶:۲۵)سرباز منتظر نوشته است: [ -> ]انجیل
سفر تثنیه 6:4
"Shama Israelu Adonai Ila Hayno Adna Ikhad". "Hear, O Israel: The Lord our God is one Lord
بشنو ای اسرائیل ، خداوند ، خدای ما یکی است (خدای یگانه)
قرآن مجید
سوره توحید آیه 1
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بگو او خداوند یکی است ( خدای یگانه)
متن تورات :ikhad
متن قرآن : احد
می بینی
بعد از گذشت قرن ها دوباره همان جمله تکرار شده
اون وقت شما بر چه اساسی میگی که گوینده دو کتاب یکی نیست؟!!!!
(۱۷/آبان/۹۴ ۱۲:۵۴)mahdy30na نوشته است: [ -> ]جناب داریوش پس اجازه بدید ،ابتدا پاسخ این سوالات دوستان رو بدید تا خدای نکرده حقی از کسی ضایع نشه بعد از این حتما در خدمت شما هستم با مباحثی که از ابتدا سوال بود برای شما. فقط یادتون باشه که همونطور که شما نقد دارید ما هم نقد داریم .پس قدم به قدم باید حل بشه بعد برسیم به بعدی و تا حل نشدن موضوع اول پاسخ به موضوع دوم امکان نداره.
فقط یادتون باشه که یک تحریف در کتاب مقدس ( عهد قدیم و جدید ) مطرح بشه ، باید قبول کنید که کتاب از صحت تامه خارج میشه.

(۱۷/آبان/۹۴ ۱۱:۴۰)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]خیلی جالبه بعد مدتها دارم مطالبی رو می خونم درباره کتاب مقدس که که نویسنده اش ادعاهایی داره باور نکردنی
داشتم فکر می کردم اگه هر کتاب تاریخی که در طول زندگی بشر نوشته شده مقدس می بود
احتمالا تاریخ تمدن ویل دورانت جزو شاخص ترین هاش می شد
خیلی دوست دارم میان این پاسخگویی تون اثبات بفرمایید که این کتاب مقدس شما دقیقا برمی گرده به حضرت مسیح یا مثلا یهوه پروردگار شما ؟؟؟
ومطلب بعدی که دیدم بسیار اصرار دارین برای رد قران استفاده کنید اینه که در قران اسامی تاریخی همگی تصریح نشدن
لازم به ذکر که ما از پیامبرمون حدیث داریم که اسلام دین اشاره اس نه تصریح
یعنی خیلی رک وراست مطالب رو بیان نکردن تا همه مخالفین درجا کافر ومستحق عذاب بشن
برای همین نام ائمه ما هم ذکر نشدن اما ایات بسیاری به وضوح به ولایتشون اشاره کرده
خلاصه خواستم خدمتتون عرض کنم این ایرادی که فرمودین
حداقل از جانب ما قابل قبول نیست چرا که براش پاسخ داریم
نقل قول: این است کتاب پیدایش آدم در روزی که خدا آدم را آفرید، به شبیه خدا او را ساخت، [sup]۲[/sup] نر و ماده ایشان را آفرید. و ایشان را برکت داد و ایشان را «آدم» نام نهاد، در روز آفرینش ایشان.
[sup]۳[/sup] و آدم صد و سی سال بزیست، پس پسری به شبیه و بصورت خود آورد، و او را شیث نامید.
[sup]۴[/sup] و ایام آدم بعد از آوردن شیث، هشتصد سال بود، و پسران و دختران آورد.
[sup]۵[/sup] پس تمام ایام آدم که زیست، نهصد و سی سال بود که مرد.
[sup]۶[/sup] و شیث صد و پنج سال بزیست، و اَنوش را آورد.
[sup]۷[/sup] و شیث بعد از آوردن اَنوش، هشتصد و هفت سال بزیست و پسران و دختران آورد.
[sup]۸[/sup] و جمله ایام شیث، نهصد و دوازده سال بود که مرد.
[sup]۹[/sup] و اَنوش نود سال بزیست، و قینان را آورد.
[sup]۱۰[/sup] و اَنوش بعد از آوردن قینان، هشتصد و پانزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
[sup]۱۱[/sup] پس جمله ایام اَنوش نهصد و پنج سال بود که مرد.
[sup]۱۲[/sup] و قینان هفتاد سال بزیست، و مَهَلَلْئیل را آورد.
[sup]۱۳[/sup] و قینان بعد از آوردن مَهَلَلْئیل، هشتصد و چهل سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
[sup]۱۴[/sup] و تمامی ایام قینان، نهصد و ده سال بود که مرد.
[sup]۱۵[/sup] و مَهَلَلْئیل، شصت و پنج سال بزیست، و یارِد راآورد.
[sup]۱۶[/sup] و مَهَلَلْئیل بعد از آوردن یارِد، هشتصد و سی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
[sup]۱۷[/sup] پس همه ایام مَهَلَلْئیل، هشتصد و نود و پنج سال بود که مرد.
[sup]۱۸[/sup] و یارِد صد و شصت و دو سال بزیست، و خنوخ را آورد.
[sup]۱۹[/sup] و یارِد بعد از آوردن خَنوخ، هشتصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
[sup]۲۰[/sup] و تمامی ایام یارِد، نهصد و شصت و دو سال بود که مرد.
[sup]۲۱[/sup] و خنوخ شصت و پنج سال بزیست، و مَتوشالَح را آورد.
[sup]۲۲[/sup] و خنوخ بعد از آوردن متوشالح، سیصد سال با خدا راه میرفت و پسران و دختران آورد.
[sup]۲۳[/sup] و همه ایام خنوخ، سیصد و شصت و پنج سال بود.
[sup]۲۴[/sup] و خنوخ با خدا راه میرفت و نایاب شد، زیرا خدا او را برگرفت.
[sup]۲۵[/sup] و متوشالح صد و هشتاد و هفت سال بزیست، و لَمَک را آورد.
[sup]۲۶[/sup] و متوشالح بعد از آوردن لَمَک، هفتصد و هشتاد و دو سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
[sup]۲۷[/sup] پس جمله ایام متوشالح، نهصد و شصت و نه سال بود که مرد.
[sup]۲۸[/sup] و لَمَک صد و هشتاد و دو سال بزیست، و پسری آورد.
[sup]۲۹[/sup] و وی را نوح نام نهاده گفت: «این ما را تسلی خواهد داد از اعمال ما و از محنت دستهای ما از زمینی که خداوند آن را ملعون کرد.»
[sup]۳۰[/sup] و لَمَک بعد از آوردن نوح، پانصد و نود و پنج سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد.
[sup]۳۱[/sup] پس تمام ایام لَمَک، هفتصد و هفتاد و هفت سال بود که مرد.
[sup]۳۲[/sup] و نوح پانصد ساله بود، پس نوح سام و حام و یافِث را آورد.