۳/بهمن/۹۱, ۸:۵۲
بسم الله الرحمن الرحیم
در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد
(۲/بهمن/۹۱ ۹:۳۱)ضحی نوشته است: [ -> ]روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند.
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون...
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.
انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…[/b]
[i] [/b]
[i]او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک)
نیوتون بیرون( سک سک)
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم
...
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست
...
. . . . . . . . . .
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام
...
که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه
.........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد
بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک
) !!!
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست
...
. . . . . . . . . .
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام
...
که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه
.........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد
بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک
) !!!
در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد
