(۲۷/بهمن/۸۹ ۱۹:۲۱)morteza234 نوشته است: [ -> ]خلق شيطان با اگاهي از نافرماني و ناسپاسي او؛انجام فعل باطل نيست
یک سوء برداشت به خاطر نوع ادبیاتم اتفاق افتاده که بنده پوزش می خواهم. البته حقیقتا فضای تاپیک با این بحث سنخیتی ندارد و برای همین بود که بنده خیلی سریع از رویش رد شدم. این دو جمله باعث بدفهمی شده است:
1-{یک بحث ظریف اینجا وجود دارد که کمی سنگین است و آن بحث توحید افعالی و ربط آن با صنع انسان (و جن) است}
منظور بنده از صنع انسان و جن آفریدن انسان و جن
نبوده است. بلکه ساخته شدن آن چیزیست که انسان و جن با قدرت اختیار خویش آن را ساخته اند! از دیدگاه قرآنی هر آنچه انسان (و جن) در این عالم می کند، باعث بوجود آمدن چیزی میشود که صد البته باطن و صورتی دارد و ظهور کامل آن در قیامت است و معنای تجسم اعمال همین است. علت استفاده نمودن بنده از لفظ
صنع هم دقیقا ادبیات خود قرآن است:
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا
صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ
صُنْعًا
وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ
يَصْنَعُونَ
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا
يَصْنَعُونَ
إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا
يَصْنَعُونَ
لَبِئْسَ مَا كَانُواْ
يَصْنَعُونَ
مثلا در روایت است که اگر شما فلان سوره را بخوانید، صنع حاصل به صورت یک فرد نورانی و معطر خواهد بود که در شب اول قبر پیش شما می آید و شما را از تنهایی می رهاند. حال شاید بتوان فهمید که چرا گناه شکستن عمدی نماز برابر قتل یک آدم است! و چرا برای شک در نماز
باید طبق یک دستورالعمل عمل کنید نه اینکه بگوئید کلش را از اول می خوانم... همینطور انسان صنع شر هم می تواند انجام دهد. حال بحث من رابطه این صنع(چه خیر و چه شر) توسط انسان با خالقیت توسط خدا بود که چطور تعریف می شود...
2-{یعنی نسبت دادن آفرینش شر به خداوند اشتباه است}
آنچه بد است، عمل بد انسان (و جن) است نه خود انسان بدکار! عمل بد را چه کسی ایجاد نموده؟!انسان! خود انسان را چه کسی خلق کرده؟! خداوند! یعنی خلقت شیطان = خلقت شر نیست. عمل شر شیطان = صنع شر است. امیدوارم توانسته باشم مطلب را بیان کنم
نقل قول:بلكه اراده خالق براي خلق موجوديست كه با اختيار خويش به قطب باطل تبديل گشته و در برابر حق مي ايستد و موجبات امتحان الهي را فراهم ميكند
شر قطبی است که در مقابل قطب الهی بایستد؟! شر خیلی باشد، یک جبهه است! آیا اصلا چیزی آنقدر موجودیت دارد که در برابر خدا خودش یک قطب باشد!؟ لازمه دو قطبی بودن، برابری و توازن قدرت است! نعوذ بالله چرا آنچه را که آرزوی جبهه باطل (اینکه اینقدر قوی هستند که یک قطب باشند) است را ما به عنوان یک اصل پذیرفته شده تلقی کنیم؟!
نقل قول:بهتر نيست به جاي شلوغ كردن و خطرناك تلقي دادن نوشته من بيشتر راجع به اين موضوع تحقيق كنيد
در ضمن بنده سوالات خطرناك ديگري نيز دارم كه خوشحال ميشم راهنماييم كنيد
البته اگه نتايج شوم به دنبال نداشته باشه
اعتقاد به اینکه { بايد به يك راز در مورد اخرالزمان توجه كرد، ان راز در تظادهاست خدا همه چيزو دوتايي و مكمل خلق كرده و
با از بين رفتن يكي ديگري هم نابود ميشه. خير و شر مكمل يكديگرند
در صورت نابوودي قطب خير قطب شر نيز نابود ميشه } را قبول داشته باشیم برای چه خطرناک است؟! اگر بگوئید این دو قطب مکمل هستند باید حواستان جمع باشد سکه ای که پرتاب کردید 2 سمت دارد:
با نابودی قطب خیر قطب شر نیز نابود شود - با نابود شدن قطب شر قطب خیر نیز نابود می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به همین راحتی حق نابود کردن دشمن از ما گرفته شد!
و نتیجه مفتضحتر لزوم وجودی قطب شر برای وجود داشتن قطب خیر این می شود که: اگر یزید نبود امام حسین، چیزی نداشت!!!!!!!!!!!!!!