|
نگاهی دوباره به نظریه تکامل یا فرگشت
|
|
۱۰:۳۱, ۱۲/مهر/۹۶
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مدیر محترم سلام در یکی از تاپیک ها بنده در موضوع تکامل یا فرگشت درخواست کردم که خلاصه ای از نظریات داروین وتکامل نوشته شود تا درباره اون بحث بشه اما تمایلی نشون داده نشد .بنده خودم در مورد آنها مروری کردم وبطور خلاصه درزیر می نویسم. اگر موافق نیستید میتوانید حذف کنید ویا بجای دیگر منتقل کنید ویا اینکه دوستان محبت کنند نظر بنویسند در هرحال تشکر میکنم براساس نظریه تکامل یا فرگشت همه موجودات از (یک ریشه) اند وبمرور زمان ودر(تنازع بقا) و (انطباق با محیط) دچار(جهش )شده وموجود جدیدی بوجود می آد و این جریان بسوی کمال پیش میره. این حاصل همه نظریات داروین ویاران اوست اعلام این نظریه تحولی در دنیای علم پدید آوردو دانشمندان را در جهت کشف آفرینش جهان وموجودات بسیج نمود اما دوامر موجب واکنش شدیدنسبت به این نظریه شد یکی اینکه برخی چنین برداشت کردند که نظریه تکامل وجود خدارا منتفی نموده است ومادیت را جایگزین کرده ودیگری مساله خلقت انسان از میمون بود که با آموزه های دینی ادیان ابراهیمی درتضاد بود. بنظر بنده تکامل محصول دانش تجربی بوده وارتباطی با منشا آفرینش ندارد وخداوند آغاز گر آفرینش بوده وتکامل نیز از مخلوقات الهی است ودوم اینکه مساله پدید آمدن انسان امروزی از میمون هنوز اثبات نشده ویک حلقه مفقوده است ونباید سریعا با نظریه مقابله کرد .اگر روزی این امر حل شود مفسران ما حتما در تفسیر آیات مسیر علمی را پی میگیرند .بنابراین نظریه تکامل داروین موثر دررشد علم بوده ودر برخی جهات ناقص است وباید مرتفع شود.
|
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۲۴, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۷:۴۵)yahya63 نوشته است: تکامل گراها با بیان این سناریو، قصد دارند علت تفاوت در تعداد کروموزوم های انسان و خانواده میمونها را ثابت کنند. اما این اتصال که البته کاملا اجباری است، آیا الزاما مفید هم می تواند باشد؟!اما چرا می بایست این ادغام صورت گرفته باشد؟! چه عاملی محیطی باعث این ادغام شده است؟! مگر کروموزوم ها حاوی اطلاعات و نقشه بدن جانوران نیستند؟ پس این اتصال و ادغام مانند آن است که مطالب قسمتی از یک متن کتابی را برداشته و در ادامه متن دیگر قرار بدهیم. آیا در نتیجه این جابجایی، بازهم اطلاعات موجود در آن کروموزوم معنی و مفهومی خواهد داشت؟ خروجی این تغییر در اطلاعات، که به صورت اتفاقی بوده است در بدن آن جاندار چه تغییرات نابهنجاری را بوجود خواهد آورد. بیایید فرض کنیم که چنین ادغامی اساسا امکان پذیر باشد، اما آیا این ادغام تصادفی و البته اجباری، می تواند مفید هم باشد؟! و یا فقط یک سناریو تخیلی برای توجیه اختلاف بین تعداد کروموزوم ها می باشد. اگر محیط و زمان باعث این ادغام شده است پس حتما می توان این دو کروموزم را در آزمایشگاه نیز با هم ادغام کرد؟ آیا تا کنون تحقیقاتی در این خصوص انجام شده است. بر اساس نتایج این تحقیقات آیا دانشمندان این ادغام را امکان پذیر می دانند؟بر اساس آخرین تحقیقات پرفسور جری برگمن که در آپریل 2011 صورت گرفته است و در نشریه کریشن منتشر شده است(April 2011 Journal of Creation.) نشان می دهد که این سناریو امکان پذیر نمی باشد.یحیی جان، جهش کروموزومی کاملا احتمال وقوع داره و تحت شرایط خاصی هم بدون ضرره. بنابراین حدس و گمانهای این نویسنده بیاساسه. ضمنا ICR هم ژورنال معتبری نیست. |
|||
|
|
۱۹:۴۳, ۱۸/مهر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۶ ۱۹:۴۷ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۹:۲۴)yahya63 نوشته است: یک نکته رو هم بگم. دوست عزیز اول ممنونم درثانی هر پدیده علمی میتواند گروه های دینی وضد دینی رابرانگیزد تا نسبت بدان موضع بگیرند بنابراین مواضع بی خدایان نسبت به نظریه تکامل ا مری طبیعی است و موحدان نیز باید در کلام خدا بدنبال حقیقت باشند نه اینکه بی جهت علیه نظریات علمی موضع بگیرند بعد هم در نظریه تکامل آغاز حیات مطرح است نه آغاز آفرینش هستی. آغاز هستی در ازل است وازل دست نیافتنی و مساله بیگ بنگ سراغاز زندگی دردنیای ماست نه اینکه بیگ بنگ آغاز آفرینش باشد میلیاردها بیگ بنگ صورت پذیرفت وپایان یافته همانند میلیاردها سیارات وکهکشانها که بوده اند ودیگر نیستندبنابراین نظریات علمی از یک مبدا شروع میشود اما پیش از مبدا خلا نبوده وبازآفرینش دیگری درکار بوده ولذا مساله خدا هرگز با این اباطیل بی خدایان از میان نمیرود . بنابراین تکامل را باید با دید علمی ودر کنارش دید دینی نگاه کنیم وکاری به سوء استفاده ازآن نداشته باشیم. وباز سوال تاپیک همچنان هست تا اینکه معلوم شودحیات انسان دارای مبدا بوده ومسیر تکامل را طی میکند |
|||
|
|
۲۰:۲۹, ۱۸/مهر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۶ ۲۰:۵۰ توسط yahya63.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۹:۲۴)آتئیسمو نوشته است: یحیی جان، جهش کروموزومی کاملا احتمال وقوع داره و تحت شرایط خاصی هم بدون ضرره. بنابراین حدس و گمانهای این نویسنده بیاساسه. ضمنا ICR هم ژورنال معتبری نیست.ممنون میشم یک ازمایش از یک منبع معتبر در مورد جهش ژنتیکی بزارید و اینکه این همه تفاوت ژنتیکی چند میلیارد سال طول کشیده تا تمام عوارض از بین رفته باشه و موجودی که پدید اومده به ثبات برسه. منظورم جهش از نوعی به نوعی دیگه هست. احتمال اینکه هر جهش بدون ضرر به وجود بیاد چقدر هست؟ نقل قول: این اختلاف چقدر طول کشیده تا به وجود بیاد؟ مسئله سر یک ژن نیست. |
|||
|
|
۲۱:۰۷, ۱۸/مهر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۶ ۲۱:۲۲ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۵:۱۱)آتئیسمو نوشته است: سلام و صبحت بخیر مهدیسینا جان. آفرین دقتت توی بحث مثالزدنیه.سپاس از توضیحات شما جناب اتئیسمو در رابطه با موضوع کروموزوم ها توجه شما رو ه این مقاله جلب میکنم ....با این تفاسیر شما تنباکو و سیب زمینی و شامپانزه به علت داشتن 24 جفت کروموزوم با هم فامیل هستند .... ![]() تفاوت در تعداد کروموزوم ها! بدن يک حيوان از ميليونها واحد بهنام سلول ساخته شده است. هر سلول دارى يک هسته است که جنس آن از پروتوپلاسم است و دور هسته را سيتوپلاسم فرا گرفته و سيتوپلاسم بهوسيلهٔ ديوارهٔ سلول احاطه شده است. زندگى هر حيوانى از يک سلول شروع مىشود، اين سلول تقسم شده و دو سلول ايجاد مىکند و تقسيمات ادامه پيدا مىکند تا اينکه گروهى از سلولها را که بافتها و ارگانهاى مختلف بدن از آنها بهوجود مىآيند، تشکيل مىدهد در داخل هسته اجسام نوارى شکلى وجود دارند که کروموزوم ناميده مىشود کروموزومها به دو دسته تقسيم مىشوند کروموزومهاى جنسى (Sexchromosome) و کروموزومهاى بدني(Autosome) کروموزومها در سلولها بهصورت جفت بوده (بهجز در سلولهاى جنسي) و تعداد آنها در يک سلول بدنى يک گونه عدد ثابتى است. در جدول زير تعداد کروموزومهاى حيوانات مختلف، گیاهان و انسان نشان داده شده است. ![]() کروموزومها دوبهدو لنگه و نظير يکديگر هستند، يعنى هر کروموزوم صاحب يک لنگه همتاى خود است که به آن جفت همولوگ گفته مىشود کروموزومها در فعاليت حياتى و مخصوصاً در انتقال صفات ارثى اهميت بهسزائى دارند. در روى هر کروموزوم تعداد زيادى برجستگىهاى کوچک قرار داد که ژن ناميده مىشود و اين ژنها مسؤل انتقال صفات از والدين به فرزندان مىباشد. هر ژن در روى کروموزوم محل معينى را اشغال مىکند که در اصطلاح به آن جايگاه ژن يا لوکوس (Locus) گويند. به فرمهاى مختلف يک ژن يک در روى کروموزومهاى همولوگ نقاط مشابهى را اشغال مىنمايند آلل (Allele) گويند. هر حيوانى داراى صفات متعددى است، رنگ اندازه بدن، شاخدار و يا بىشاخ بودن، اينها تعداد کمى از صفاتى هستند که از والدين به اولاد منتقل مىشوند. اين صفات بهوسيلهٔ ژنها کنترل مىشوند. ژنها مولکولهاى بسيار ريز و پيچيدهاى هستند که در روى کروموزومها قرار دارند و هر حيوانى حاوى هزاران جفت ژن است که نصف آن از پدر و نصف ديگر آن از مادر به ارث رسيده است و مجموعاً ژنوتيپ حيوان را تشکيل مىدهد. ژنوتيپ مشخصکننده حدود قابليت عملکرد حيوان در صفات مختلف است. هرجفت ژن تعدادى از صفات را کنترل مىکند. بعضى از صفات توارثپذيرى زيادى دارد ولى در بعضى ديگر توارثپذيرى کم است. اگر صفتى توارثپذيرى زيادى داشته باشد اصلاح آن صفت در حيوان بهسرعت انجام خواهد گرفت و برعکس براى صفاتى با توارثپذيرى کم اصلاح بهکندى پيشرفت خواهد داشت؛ بهعبارت ديگر، براى بهبود چنين صفاتى احتياج به توليد نسلهاى زيادى است تا يک صفت بهصورت قوى درآيد. در شکل زیر کروموزوم انسان (HUMAM=H) و شامپانزه (CHIMPANZEE=C) در کنار هم نشان داده شده و با هم مقایسه شده اند. ![]() همه خانواده میمونها از جمله: شامپانزه و گوریل و اورانگوتان، دارای ۲۴ جفت کروموزم هستند و انسانها دارای ۲۳ جفت کروموزم می باشند، به عبارت دیگر انسانها دو تا کروموزوم کمتر دارند. چهار حالت وجود دارد: 1- انسان ها دو کروموزوم از دست داده باشتد. 2- خانواده میمونها دو تا کروموزوم جدید بدست آورده اند. 3- یکی از کروموزوم های انسان ها به دو قسمت تقسیم شده باشد(این حالت منطقی تر است، زیرا از حالت انسان به شامپانزه می رسیم. یعنی از حالت کامل تر به یک حالت ناقص تر... اما چون اورانگوتان نیز 24 جفت کروموزوم دارد این حالت رد می شود(زیرا اورانگوتان زودتر منشعب شده است) 4- دو تا از کروموزوهای شامپانزه به هم وصل (fusion) شده باشند.(این فرضیه تکامل گرا ها می باشد) ![]() این فرضیه وجود دارد که در خانواده میمونها، ۲۴ کروموزم وجود داشته و در انسانها ۲ تا از کروموزمها ادغام شده و انسانها ۴۶ کروموزم به جای ۴۸ تا دارند. یکی از دلایل ارائه شده برای اثبات این فرضیه این است که اگر کرومزمهای شماره ۲ میمونها را کنار هم بگذاریم کاملا شبیه کروموزوم شماره ۲ انسان است. اما آیا این فرضیه درست است یا خیر و آیا این ادغام به یکباره صورت گرفته و یا بصورت تدریجی صورت گرفته است. در حقیقت ثابت می کنیم که این فرضیه چقدر بی پایه و اساس است. ![]() تکامل گراها با بیان این سناریو، قصد دارند علت تفاوت در تعداد کروموزوم های انسان و خانواده میمونها را ثابت کنند. اما این اتصال که البته کاملا اجباری است، آیا الزاما مفید هم می تواند باشد؟! اما چرا می بایست این ادغام صورت گرفته باشد؟! چه عاملی محیطی باعث این ادغام شده است؟! مگر کروموزوم ها حاوی اطلاعات و نقشه بدن جانوران نیستند؟ پس این اتصال و ادغام مانند آن است که مطالب قسمتی از یک متن کتابی را برداشته و در ادامه متن دیگر قرار بدهیم. آیا در نتیجه این جابجایی، بازهم اطلاعات موجود در آن کروموزوم معنی و مفهومی خواهد داشت؟ خروجی این تغییر در اطلاعات، که به صورت اتفاقی بوده است در بدن آن جاندار چه تغییرات نابهنجاری را بوجود خواهد آورد. بیایید فرض کنیم که چنین ادغامی اساسا امکان پذیر باشد، اما آیا این ادغام تصادفی و البته اجباری، می تواند مفید هم باشد؟! و یا فقط یک سناریو تخیلی برای توجیه اختلاف بین تعداد کروموزوم ها می باشد. اگر محیط و زمان باعث این ادغام شده است پس حتما می توان این دو کروموزم را در آزمایشگاه نیز با هم ادغام کرد؟ آیا تا کنون تحقیقاتی در این خصوص انجام شده است. بر اساس نتایج این تحقیقات آیا دانشمندان این ادغام را امکان پذیر می دانند؟ بر اساس آخرین تحقیقات پرفسور جری برگمن که در آپریل 2011 صورت گرفته است و در نشریه کریشن منتشر شده است(April 2011 Journal of Creation.) نشان می دهد که این سناریو امکان پذیر نمی باشد. منابع:
نظر علامه طباطبایی در باره تطور یا فرگشت قسمت سوم و اخر انسان نوعى است مستقل نه تحول یافته از نوعى دیگر (نظیر میمون )[b] آیاتى که گذشت براى اثبات این مطلب کافى است و نیازى به دلیل دیگر نیست، براى اینکه همه آنها، (نسل بشر متولد شده از نطفه را) منتهى به دو فرد از انسان به نام (آدم ) و (همسر) او (حوا) مى دانند و درباره خلقت آن دو صراحت دارند به اینکه : از تراب بوده (در نتیجه جز این را نمى توان به قرآن کریم نسبت داد که ) پس انسانیت منتهى به این دو تن است و این دو تن هیچ اتصالى به مخلوقات قبل از خود و هم جنس و مثل خود نداشتند بلکه بدون سابقه حادث شده اند. و آنچه امروز نزد دانشمندان زیست شناس درباره طبیعت انسان شایع است این است که اولین فرد انسان فردى تکامل یافته بوده یعنى در آغاز انسان نبوده بعد در اثر تکامل انسان شده است و مخصوصا این فرضیه : یعنى اینکه : انسان قبلا یک فرد حیوان بود و با تکامل انسان شد هر چند بطور قطع مورد قبول و اتفاق همه دانشمندان نیست و به اشکالهاى بسیارى برخورده و بصورتهاى مختلف بر آن اعتراض کرده اند و لیکن اصل فرضیه، یعنى اینکه انسان حیوانى بوده و در اثر تکامل انسان شده مطلبى است مورد تسلیم و قبول همه و تمام مسائل و بحثهائى را که درباره طبیعت انسان کرده اند بر اساس این فرضیه بنا نهاده اند چون تفصیل فرضیه آنان بدین قرار است که : زمین (که یکى از ستارگان سیار است ) در آغاز قطعه اى جدا شده از خورشید بوده و از آن منشعب شده و در آن ایام در حال اشتعال و چون فلزات ذوب شده مایع بوده و به تدریج و در تحت عواملى شروع به سرد شدن کرده و پس از سرد شدن باران هاى سهمگینى بر آن باریده و سیل هاى مهیبى بر روى آن جریان یافته و از تجمع آن سیل ها در نقاط گود زمین دریاها پدید آمده و سپس ترکیبات آبى و زمینى پدیدار گشته و پس از آن گیاهان آبى و بعد از تکامل یافتن گیاهان و مشتمل شدنش بر جرثومه هاى حیات، ماهى و سایر حیوانات آبى پدید آمده و آنگاه ماهى بال دار پیدا شده که هم در آب زندگى مى کرده و هم در خشکى و آنگاه حیوانات صحرائى و در آخر انسان موجود گشته و همه این تحولات از راه تکامل صورت گرفته، تکاملى که بر ترکیبات موجود زمین در مرتبه سابق عارض گشته، به این معنا که ترکیب موجود در زمین، با تکامل از صورتى به صورت دیگر در آمده نخست گیاه پیدا شده و بعد حیوان آبى و آنگاه حیوان ذوحیاتین، و سپس حیوان صحرائى و در آخر انسان. دلیل همه اینها کمال منظمى است که در نهاد و ساختمان موجودات مشاهده مى شود و پیداست که موجودات طورى منظم شده اند که از نقص رو به کمال بروند، تجربه هاى پى در پى در موارد جزئى از تطور و تحول نیز دلیل دیگر بر این معنا است. در اینجا ممکن است سؤ ال شود که منظور از این فرضیه (فرضیه تطور) چه بوده ؟ و با آن چه چیز را خواسته اند اثبات کنند؟ جواب این است که مى خواسته اند خواص و آثارى را که قبلا در نوع انسانى نبوده و بعدا پیدا شده توجیه کنند اما دلیل بخصوصى که فقط این فرضیه را اثبات کند و سایر فرضیه ها و محتملات مساله را نفى نماید نیاورده اند با اینکه فرض تباین این نوع با سایر انواع فرضى است ممکن و هیچ اشکالى متوجه آن نیست آرى ما مى توانیم نوع بشرى را پدیده اى مستقل و غیر مربوط به سایر انواع موجودات فرض کنیم و تحول و تطور را در (حالات ) او بدانیم نه در (ذات ) او و این فرضیه علاوه بر اینکه ممکن است مطابق تجربیات نیز باشد چون ما تجربه کرده ایم که تاکنون هیچ فردى از افراد این انواع به فردى از افراد نوع دیگر متحول نشده مثلا هیچ میمون ندیده ایم که انسان شده باشد بلکه تنها تحولى که مشاهده شده در خواص و لوازم و عوارض آنها است. و بحث مفصل این مساله جاى دیگرى لازم دارد و منظور ما از این مقدار که گفتیم این بود که اشاره کنیم به اینکه فرضیه تحول انواع تنها و تنها فرضیه اى است که مسائل گوناگونى را با آن توجیه کنند و هیچ دلیل قاطع بر آن ندارند پس حقیقتى که قرآن کریم بدان اشاره مى کند که انسان نوعى جداى از سایر انواع است هیچ معارضى ندارد و هیچ دلیل علمى بر خلاف آن نیست. گفتارى در کیفیت تناسل طبقه دوم از انسان (فرزندان بلافصل آدم _ ع _ ) تناسل طبقه اول انسان یعنى آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است که نتیجه اش متولد شدن پسران و دخترانى و به عبارت دیگر خواهران و برادرانى گردیده است و در این باره بحثى نیست بحث در این است که طبقه دوم بشر یعنى همین خواهران و برادران چگونه و با چه کسى ازدواج کرده اند؟ آیا ازدواج در بین خود آنان بوده و یا به طریقى دیگر صورت گرفته است ؟ از ظاهر اطلاق آیه شریفه زیر که مى فرماید: (و بثّ منهما رجالا کثیرا و نساء...) به بیانى که گذشت برمى آید که در انتشار نسل بشر غیر از آدم و همسرش هیچ کس دیگرى دخالت نداشته و نسل موجود بشر منتهى به این دو تن بوده و بس، نه هیچ زنى از غیر بشر دخالت داشته و نه هیچ مردى چون قرآن کریم در انتشار این نسل تنها آدم و حوا را مبداء دانسته و اگر غیر از آدم و حوا مردى یا زنى از غیر بشر نیز دخالت مى داشت مى فرمود: (و بث منهما و من غیرهما) و یا عبارتى دیگر نظیر این را مى آورد تا بفهماند که غیر از آدم و حوا موجودى دیگر نیز دخالت داشته و معلوم است که منحصر بودن آدم و حوا در مبداءیت انتشار نسل، اقتضا مى کند که در طبقه دوم ازدواج بین خواهر و برادر صورت گرفته باشد. و اما اینکه چنین ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى که حکایت شده در سایر شرایع نیز حرام و ممنوع بوده ضررى به این نظریه نمى زند، براى اینکه تحریم حکمى است تشریعى که تابع مصالح و مفاسد است، نه حکمى تکوینى (نظیر مستى آوردن شراب ) و غیر قابل تغییر و زمام تشریع هم به دست خداى سبحان است، او هر چه بخواهد مى کند و هر حکمى بخواهد مى راند چه مانعى دارد که یک عمل را در روزى و روزگارى جایز و مباح کند و در روزگارى دیگر حرام نماید در روزى که جز تجویزش چاره اى نیست تجویز کند و در روزگارى دیگر که این ضرورت در کار نیست تحریم کند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى که تجویزش باعث شیوع فحشا و جریحه دار شدن عفت عمومى نمى شود تجویز کند و در روزگارى دیگر که باعث این محذور مى شود تحریم کند. خواهى گفت که تجویز چنین ازدواجى هم مخالف با فطرت بشر و همچنین مخالف با شرایع انبیا است که آن نیز طبق فطرت است همچنان که خداى عزوجل فرموده : (فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت اللّه التى فطر النّاس علیها لا تبدیل لخلق اللّه ذلک الدین القیم) و حاصل مفاد آیه این است که شرایع الهى همه مطابق با فطرت است و دین پایدار هم دینى است که چنین باشد. در پاسخ مى گوئیم : این سخن که ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نیست و فطرت چنین ازدواجى را صرفا به خاطر اینکه ازدواج خواهر و برادر است نفى نمى کند و از آن تنفر ندارد بلکه اگر نفى مى کند و اگر از آن تنفر دارد براى این است که باعث شیوع فحشا و منکرات مى شود و باعث مى گردد غریزه عفت باطل گردد و عفت عمومى لکه دار شود. و پر واضح است که شیوع فحشا بوسیله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است که جامعه گسترده اى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى که در تمامى روى زمین غیر از چند پسر و چند دختر از یک پدر و مادر وجود ندارند و از سوى دیگر مشیت خداى تعالى تعلق گرفته که همین چند تن را زیاد کند و افرادى بسیار از آنان منشعب سازد دیگر عنوان فحشا بر چنین ازدواجى منطبق و صادق نیست. پس اگر انسان امروز از چنین تماس و چنین جماعى نفرت دارد به خاطر علتى است که گفتیم نه اینکه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اینکه مى بینیم مجوسیان در قرنهائى طولانى (بطورى که تاریخ ذکر مى کند) ازدواج بین خواهر و برادر را مشروع مى دانستند و از آن متنفر نبودند و هم اکنون بطور قانونى در روسیه (بطورى که نقل شده ) و نیز بطور غیر قانونى یعنى به عنوان زنا در اروپا انجام مى شود. یکى از عادات که در این ایام در ملل متمدن اروپا و آمریکا معمول است این است که دوشیزگان قبل از ازدواج قانونى و قبل از رسیدن به حد بلوغ سنى ازدواج بکارت خود را زایل مى سازند و آمارى که در این باره گرفته شده به این نتیجه رسیده که بعضى از این افضاها از ناحیه پدران و برادران دوشیزگان صورت مى گیرد. بعضى ها گفته اند: اینگونه ازدواج با قوانین طبیعى یعنى قوانینى که قبل از پیدایش مجتمع صالح در بشر به منظور سعادتش در انسانها جارى بوده نمى سازد زیرا اختلاط و انسى که در بین افراد یک خانواده برقرار است غریزه شهوت و عشق ورزى و میل غریزى را در بین خواهران و برادران باطل مى کند و به قول مونتسکیو حقوقدان معروف در کتابش روح القوانین : علاقه خواهر برادرى غیر از علاقه شهوانى بین زن و مرد است لیکن این سخن درست نیست. اولا: به همان دلیلى که خاطرنشان کردیم و ثانیا: به فرض هم که قبول کنیم منحصر در موارد معمولى است نه در جائى که ضرورت آن را ایجاب کند یعنى قوانین وضعى طبیعى نتواند صلاح مجتمع را تاءمین کند که در چنین صورتى چاره اى جز این نیست که قوانین غیر طبیعى مورد عمل قرار گیرد و اگر قرار باشد بطور کلى جز قوانین طبیعى پذیرفته نشود باید بیشتر قوانین معمول و اصول دایر در زندگى امروز هم دور ریخته شود (در متن عربى کلمه (لا) در جمله (بما لا تکون ) غلط است ).
|
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
سلام شبتون پر برکت
اتیسمو گل ، اینو بخون . اگه مطلبی داشتی خوشحال میشم این که میگم یه مجالی بود و نقل قولش رو میگم _ البته دوست گرامی mdroudgar بخونن خوبه چون فقط میخوان اعتبار سنجی کنن برای این نظریه از قران . _ فقط بگم سوال حول محور تکامل _ فرگشت _ با خلقت ادم و حوا در کتاب مقدس بود _ سلام بر شما. ببینید دوست عزیز نکته اول اینکه فرگشت یا هر مقوله دیگری در باب علم تجربی با یافته های جدید تغیر می کنند و چه بسا مطالبی که در دوره ای منکرین آنرا نادان خطاب می کردند و مورد استهزا واقع میشدند اما بعد ها مشخص شد که در اشتباه بودند. پس ما کلام الله رو با علم تجربی که ظرف آزمون و خطاهاست نمیسنجیم. اما مطلبی دیگری که خدمتتون عارض بشم اینه که به فرض درستی چنین نظریه ای که (مخالف در بین اهل علم کم ندارد و روز به روز افزایش هم میابند) تناقضی با آفرینش از منظر قرآن وجود ندارد و اینطور نیست که ما صد در صد بگوییم نظر قرآن حتما خلاف این نظریه است. بلکه قابل تاویل هستند آیات در این زمینه . ( مطالبش رو توی اون مقاله استاد رضایی اوردم که دوستان اصلا دقت نداشتن ) جامعهی علمی از جمله ژورنال نیچر(Nature) تایید کردند که همهی انسانهای امروزی از نسل یک مرد و یک زن(آدم و حوا) هستند, همانگونه که کتب مقدس اعلام کرده بودند. آیا به یاد دارید که سالها قبل خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که همهی انسانها از نسل یک مرد و یک زن هستند؟ و دانشمندان نام آن مرد را "آدم کروموزم Y" و نام آن زن را "حوای میتوکندری" گذاشتند؟ آیا به یاد دارید که همهی آتئیستها(ناباوران) از جمله ریچارد داوکینز در پاسخ به انتشار این خبر اعلام کردند که چون این مرد و زنی که دانشمندان کشف کردهاند در یک دورهی زمانی یکسان زندگی نمیکردند(در کنار هم زندگی نمیکردند) و دهها هزار سال بین آنها فاصلهی زمانی وجود داشته پس هیچ ربطی به آدم و حوای کتب مقدس ندارند؟ اکنون ژورنال نیچر(Nature) نتایج جدیدترین تحقیقات را منتشر کرده و اعلام کرد که نه تنها همهی انسانها از نسل یک مرد و یک زن هستند, بلکه این مرد و زن در یک دورهی زمانی یکسان زندگی میکردند و بین آنها فاصلهی زمانی نبوده, همانگونه که در کتب مقدس آمده است. عین جملات ژورنال نیچر را به همراه ترجمه میآوریم: The Book of Genesis puts Adam and Eve together in the Garden of Eden, but geneticists’ version of the duo — the ancestors to whom the Y chromosomes and mitochondrial DNA of today’s humans can be traced — were thought to have lived tens of thousands of years apart. Now, two major studies of modern humans’ Y chromosomes suggest that ‘Y-chromosome Adam’ and ‘mitochondrial Eve’ may have lived around the same time after all ترجمه: کتاب پیدایش آدم و حوا را در باغ عدن کنار هم قرار داده است( باغ عدن: بهشتی که آدم و حوا در آن بودهاند). اما نسخهی ژنتیکی این دو- یعنی اجدادی که کروموزم Y و DNA میتوکندری انسانهای امروزی به آنها بر میگردد- تصور میشد که با فاصلهی زمانی دهها هزار سال از هم زندگی میکردهاند. اکنون, دو تحقیق بسیار بزرگ دربارهی کروموزم Y انسانهای امروزی نشان میدهد که "آدم کروموزم Y" و "حوای میتوکندری" ( یعنی زن و مردی که همهی انسانهای امروزی از نسل این دو هستند) در یک دورهی زمانی یکسان زندگی میکردهاند. http://www.nature.com/news/genetic-adam-...me-1.13478 همانگونه که مشاهده کردید, خوده ژورنال نیچر اعلام کرده که تحقیقات جدید نشان دادهاند همهی انسانها از نسل یک مرد و یک زن هستند, همانگونه که کتاب پیدایش نیز اعلام کرده بود که آدم و حوا در باغ عدن در کنار هم بودهاند. اکنون دیگر چه فرگشت را بپذیرید چه نپذیرید, یک واقعییت آشکار شده است و آن اینکه همهی انسانهای سراسر کرهی زمین از نسل یک مرد و یک زن هستند, دقیقا همانگونه که کتب مقدس اعلام کرده بودند. یعنی حتی دانشمندانی که فرگشت را قبول دارند هم پذیرفتهاند که همهی انسانها از نسل یک مرد و یک زن هستند. در واقع تنها تفاوت این است که حامیان فرگشت معتقدند این مرد و زنی که همهی انسانهای امروزی از نسل آنها هستند(یعنی آدم و حوا) به مرور و از طریق فرآیندی به نام فرگشت ایجاد شده است. به عبارت دیگر طی فرآیندی به مرور تکامل یافته و در نتیجه در سیر تکاملی این مرد و زن تا زمانی که به مرحلهی کنونی برسند هزاران نفر قرار داشته است.(آتئیستها که بعد از انتشار این خبر شکست بزرگی خوردهاند تنها حرفی که میزنند همین است که در کتب مقدس اشاره نشده این مرد و زن از طریق فرآیند فرگشت ایجاد شدهاند.به عنوان مثال ملیسا ویلسون سایرس(Melissa Wilson Sayres) که از اعضای یکی از سایتهای معروف آتئیستی انگلیسی زبان است میگوید: این مرد و زن به مرور و از طریق فرگشت ایجاد شده اند, پس دو نفر از بین هزاران نفری بودهاند که در یک خط زمانی پیوسته(سیر تکاملی) قرار داشتهاند در حالی که در انجیل به چنین چیزی اشاره نشده و در نتیجه این مرد و زن به موازات آدم و حوای انجیل نیستند). هرچند اهمیت این موضوع اکنون دیگر کمرنگ شده است چون حتی اگر فرگشت درست باشد و این مرد و زن به مرور از طریق فرگشت ایجاد شده باشند باز هم علم تایید کرده است که همهی انسانها از نسل یک مرد و زن هستند و حق با کتب مقدس بوده است. جالب اینکه آتئیستها تا اندکی پیش این موضوع که همهی انسانها از نسل یک مرد و زن هستند را مورد تمسخر قرار داده و میگفتند که از نسل میمون بودن را ترجیه میدهند به اینکه خرافاتی مانند وجود یک پدر و مادر مشترک برای همهی انسانها( آدم و حوا) را بپذیرند. اما اکنون مشخص شده است که چه از نسل میمون باشند چه نباشند در هر دو صورت همهی انسانها از نسل یک مرد و یک زن هستند و این به هیچ وجه خرافات نبوده است. با ارزوی شبی ارام برای همه گرامیان |
|||
|
|
۲۳:۰۶, ۱۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۶ ۱۹:۲۴)yahya63 نوشته است: روش بحث شما خیلی جالبه!!!!یحیی جان اشکالاتی که شما به تکامل وارد کردین بحارالانواره! کارشناسی نیومده اشکالات درست و از اشکالات نادرست تفکیک کنه. فقط به این دلیل که متنی توی اینترنت وجود داره که نمیشه گفت نظریه علمی درست نیست. شما بگردی اینترنت پر از مطلبه در مورد این که زمین گرد نیست! پس ما هم باید باور کنیم گرد بودن زمین اثبات نشده؟! اگه کسی واقعا میخواد ببینه جریان چیه، یا به متخصص رجوع میکنه یا خودش میره متخصص میشه. از اینترنت مطلب گردآوری کردن بهترین روش نیست. البته جسارت نمیکنم؛ انگیزه درسته، ولی روش غلطه! ما الان داریم جهش کروموزومی رو بررسی میکنیم... بعد میریم سراغ آدم کروموزوم Y و حوای میتوکندریایی و اونجا هم میتونیم ببینیم که خلقتباورا چهطور با فریبکاری یا ناآگاهی جامعه غیرعلمی رو گمراه میکنن! |
|||
|
|
۲۳:۳۵, ۱۸/مهر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۶ ۲۳:۳۷ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بنام خدا سلام دوستان بنده به سهم خودم از دوستانم که تلاش کردند تا اثبات کنندریشه انسان فعلی واحد است(آدم وحوا) ممنونم .البته تاکنون حلقه مفقوده میان جد انسان با ماقبل خود هنوز پیدا نشده وهیچ دانشمند اسلامی هم تا کنون بجز برداشت دوستان نظردیگری نداده است.بنابراین بباور بنده خلقت انسان یک استثنا براصل است ومساله تکامل در سایر موجودات کمتر مورد ایراد قرار گرفته است. درمورد انسان هم از آدم تا کنون وبه بعد مراحل تکامل ادامه داشته وپیش میرود
|
|||
|
|
۱:۱۴, ۱۹/مهر/۹۶
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۶ ۲۳:۰۶)آتئیسمو نوشته است: یحیی جان اشکالاتی که شما به تکامل وارد کردین بحارالانواره! کارشناسی نیومده اشکالات درست و از اشکالات نادرست تفکیک کنه. فقط به این دلیل که متنی توی اینترنت وجود داره که نمیشه گفت نظریه علمی درست نیست. شما بگردی اینترنت پر از مطلبه در مورد این که زمین گرد نیست! پس ما هم باید باور کنیم گرد بودن زمین اثبات نشده؟!اتئیسمو جان!!!! مقالاتی که من یا دوستان گذاشتن اکثرا منابع معتبر داره. مثلا همین ژنهای متفاوتی که گذاشتم،این از یک تحقیق علمی گرفته شده،اونم با منبع . بعد شما مبگی اینا کلا بی مورده؟!!!!!! اکی حرف شما قبول اما لطف کن و با دلیل این مسائلی که مطرح شد رو رد کن اگر نمیتونی این مسائل رو رد کنی پس لطف کن دیگه صحبتی در دفاع از تکامل نکن. چون هیچکدوم از ما وقت اضافی برای چانه زدنهای بی مورد نداریم. اومدیم اینجا چیزی یاد بگیریم.متاسفانه شما مرتبا بدون دلیل منطقی یا مستند فقط میاین و میگین حرفهای نویسنده بی اساس!!!!! اکی قبول،بی اساس هستن؟پس باید خیلی راحت بشه ردشون کرد.شما ردشون کن،با دلیل. اما توقع نداشته باش همینطوری کسی بخواد صحبتهای شما رو قبول کنه. یه نکته دیگه اینکه شما اولین کسی بودی که یک لینکی رو گذاشتی تو تایپیک و ادعا کردی طبق اون منبع که پروژه استیو باشه از هر هزار نفر 999 نفر موافق این فرضیه هستن!!!!!مسئله ای که با کمی پیگیری لینک شما معلوم شد چه عدم صداقتی توش بود. شما بودی که بحث کروموزوم رو پیش کشیدی،ظاهرا توقع نداشتی که دوستان تو این سایت دستشون پر باشه.اگه وافعا شما در مورد این فرضیه اطلاعات دارین پس لطف کنید.با همون اطلاعاتتون اون مقاله ای که من و یا دوستان دیگه در مورد کروموزوم و تفاوت ژنتیکی باشامپازه گذاشتیم رو نقد کنید و بگیدمثلا طبق فلان ازمایش این مسئله رد شده.اینکه بخواین این واقعیات رو که توی فضای علمی هست بدون هیچ دلیلی رد کنید و فقط بگین حرفای نویسنده بی اساس هست که مشکلی رو حل نمیکنه.ما هم میتونیم بگیم حرفای شما کلا بی اساس هست چون هیچ حرفی برای گفتن ندارید. این شما بودید که بدون هیچ منبعی گفتین کروموزوم انسان و شامپانزه شبیه به همه پس اینا از یک جد هستن،بعد ما رو متهم میکنیدبه اینکه حرفای بی اساس میزنیم؟!!!!! خیلی جالبه!!!! دوست عزیز مسئله صاف بودن زمین رو نمیتونی با تکامل مقایسه کنی. ابعاد مختلف تکامل کاملا بررسی شده و توی اکثر سایت های علمی و مجلات علمی وجود داره.حالا ما از همون جاها لینک گذاشتیم اون وقت شما میگی حرفهای بی اساس؟!!!!! لطف کن منبعد پاسخهایی که میدی مستدل و مستند باشه. وگرنه مجبور نیستی در مورد مسئله ای که اطلاعاتی ازش نداری صحبت کنی. |
|||
|
|
۲:۴۰, ۱۹/مهر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۶ ۳:۲۶ توسط آتئیسمو.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
(۱۹/مهر/۹۶ ۱:۱۴)yahya63 نوشته است: اتئیسمو جان!!!!یحیی جان، اگه عجول نباشی این بحث به جای خوبی میرسه. دقت کن که من به عنوان موافق تکامل باید جواب سه نفر رو بنویسم و اگه من به اندازه هرکدوم از دوستایی که اینجا یه جواب میذارن یه پست بذارم باید حداقل سه برابر شما وقت بذارم. تازه این به شرطیه که هیچ کدوم از مطالبی که دوستان میذارن کپی نباشه. پس طبیعیه که اگه مطلبی میذاری برای تحلیلشم منتظر بمونی. اگه در مورد مطلبی مرجعش رو میخوای بگو میذارم. تا الان چیزی رو فکر نمیکنم رد داده باشیم و چند مورد هم کامل بحث شده. در مورد پروژه استیو هم اگه ناصداقتیی توش هست بفرما منم بدونم! (۱۸/مهر/۹۶ ۲۰:۲۹)yahya63 نوشته است: ممنون میشم یک ازمایش از یک منبع معتبر در مورد جهش ژنتیکی بزارید و اینکه این همه تفاوت ژنتیکی چند میلیارد سال طول کشیده تا تمام عوارض از بین رفته باشه و موجودی که پدید اومده به ثبات برسه.خوب این سوال خیلی خوبیه. اول این که نباید تصور بشه جهشی به وجود میاد که گونهای رو به موجود جدیدی تبدیل میکنه و بعد برطرف شدن اشکالاتش شروع بشه! تکامل یه فرایند پیوستهست یعنی موجود آهسته به موجود دیگه تبدیل میشه و طی همین روند آهسته عوارض هم از گردونه تکامل خارج میشن.اما در مورد جهش کروموزومی میتونیم جهش بدون ضرر داشته باشیم. کروموزومها بستههایی هستن که اطلاعات ژنتیکی رو نگه میدارن، مثل قفسههای کتابخونه که کتابها رو نگه میدارن. خیلی مهم نیست این اطلاعات رو چهطور تو بستهها بذاریم (البته در مواردی مهمه)، همونطور که خیلی مهم نیست هر کتاب رو تو کدوم قفسه بذاری. هر وقت به اطلاعات هر کتاب نیاز باشه فرد میره و کتاب و باز میکنه و میخونه بدون این که نگران این باشه که چرا فلان کتاب جاش عوض شده. میتونی قفسه پایینی کتاب رو برداری و بچسبونی به قفسه بالایی بدون این که نگران باشی به خاطر عوض شدن محتوای کتاب در امتحان پایانترم مردود بشی!درون سلول هم همینطوره؛ اطلاعات هر قسمت از دیانای توسط مواد شیمیایی مورد دسترسی قرار میگیره و این اطلاعات هر جا که باشن با احتمال نسبتا یکسان در معرض مواد شیمیایی قرار میگیرن. البته همونطور که گفتم بعضی جاها این ترتیب مهمه.جهشهای کروموزومی هم دو نوعن. نوع بالانس نشده که اطلاعات ژنتیکی از بین میرن، مثل سندرم ترنر که از کمبود یه کروموزوم X حاصل میشه.نوع بالانس شده که درش اطلاعات ژنتیکی حفظ میشن. مشابه جوش خوردن کروموزومها، یا اینورژن یا ترانسکولیشن.اتفاقا این جهشا کاملا هم شایعن. مثلا ترانسلوکیشن متقابل که از 500 نفر 1 نفر بهش مبتلاست. https://fa.wikipedia.org/wiki/جابهجایی_کروموزومی (۱۸/مهر/۹۶ ۲۰:۲۹)yahya63 نوشته است: این اختلاف چقدر طول کشیده تا به وجود بیاد؟کلا خیلی از ژنهای جدیدی که به وجود میان کپی ژنهای دیگه هستن. ضمن این که به ترتیب هم به وجود نمیان. ممکنه همزمان چندین ژن جدید به وجود بیاد. زمانش هم قابل محاسبه ست. زمانش هم طریق نرخ جهش قابل تخمین زدنه که اگه خواستی میتونی در مورد ساعت مولکولی بیشتر تحقیق کنی.مثلا این مقاله زمان تغییرات لازم برای جدایی انسان و شامپانزه تا به الان رو از روی ساعت مولکولی تخمین زده: https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC1235277/ |
|||
|
|
۱۰:۴۰, ۱۹/مهر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۶ ۱۰:۴۵ توسط yahya63.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
(۱۹/مهر/۹۶ ۲:۴۰)آتئیسمو نوشته است: یحیی جان، اگه عجول نباشی این بحث به جای خوبی میرسه. دقت کن که من به عنوان موافق تکامل باید جواب سه نفر رو بنویسم و اگه من به اندازه هرکدوم از دوستایی که اینجا یه جواب میذارن یه پست بذارم باید حداقل سه برابر شما وقت بذارم. تازه این به شرطیه که هیچ کدوم از مطالبی که دوستان میذارن کپی نباشه. پس طبیعیه که اگه مطلبی میذاری برای تحلیلشم منتظر بمونی. اگه در مورد مطلبی مرجعش رو میخوای بگو میذارم. بنده عجول نیستم،اما شما فقط میخوای با فرافکنی از زیر پاسخ دادن فرار کنی. به جز این پست،توی اکثر پستهایی که گذاشتین بدون دلیل ادعاهایی که دوستان کردن رو با جملات بی ربط پاسخ دادین و موضوع رو عوض کردین یا کلا پاسخ ندادین و.... بحث کروموزوم رو خودتون شروع کردین،اما وقتی دوستان در جواب شما مقالاتی گذاشتن بدون توجه به این مقالات راه خودتون رو ادامه دادین. جالب اینجاست که وقتی ما در رد ادعای شما در مورد کروموزوم مقاله گذاشتیم شما توی یک پست که میشه اسمش رو "فرار به جلو" گذاشت،گفتین از نظر علم فسیل شناسی،ژنتیک و.... این فرضیه(نه نظریه!)ثابت شدست؟!!!!! این واقعا جواب اون مقالات علمی بود؟!!! در مورد کروموزوم تقریبا هر سه ما یک مطلب رو عنوان کردیم،اما شما جواب همون یک مطلب رو هم ندادین!!! در مورد عدم صداقتون: شما توی پستی که گذاشتین بر پایه ی پروژه استیو ادعا کردین که از هر 1000 نفر 999 نفر با این فرضیه موافقن؟!!!! اما وقتی وارد منبع ادعایی شما شدیم،نه تنها این مورد 999 نفر وجود خارجی نداشت،بلکه خود پروژه هم بر طبق منبع شما حالت طنز داشت!!!چون میان کسانی که اسمشون استیو بود بررسی شده بود؟!!!!! نقل قول: خوب این سوال خیلی خوبیه. اول این که نباید تصور بشه جهشی به وجود میاد که گونهای رو به موجود جدیدی تبدیل میکنه و بعد برطرف شدن اشکالاتش شروع بشه! تکامل یه فرایند پیوستهست یعنی موجود آهسته به موجود دیگه تبدیل میشه و طی همین روند آهسته عوارض هم از گردونه تکامل خارج میشن.اما در مورد جهش کروموزومی میتونیم جهش بدون ضرر داشته باشیم. کروموزومها بستههایی هستن که اطلاعات ژنتیکی رو نگه میدارن، مثل قفسههای کتابخونه که کتابها رو نگه میدارن. خیلی مهم نیست این اطلاعات رو چهطور تو بستهها بذاریم (البته در مواردی مهمه)، همونطور که خیلی مهم نیست هر کتاب رو تو کدوم قفسه بذاری. هر وقت به اطلاعات هر کتاب نیاز باشه فرد میره و کتاب و باز میکنه و میخونه بدون این که نگران این باشه که چرا فلان کتاب جاش عوض شده. میتونی قفسه پایینی کتاب رو برداری و بچسبونی به قفسه بالایی بدون این که نگران باشی به خاطر عوض شدن محتوای کتاب در امتحان پایانترم مردود بشی!درون سلول هم همینطوره؛ اطلاعات هر قسمت از دیانای توسط مواد شیمیایی مورد دسترسی قرار میگیره و این اطلاعات هر جا که باشن با احتمال نسبتا یکسان در معرض مواد شیمیایی قرار میگیرن. البته همونطور که گفتم بعضی جاها این ترتیب مهمه.جهشهای کروموزومی هم دو نوعن. نوع بالانس نشده که اطلاعات ژنتیکی از بین میرن، مثل سندرم ترنر که از کمبود یه کروموزوم X حاصل میشه.نوع بالانس شده که درش اطلاعات ژنتیکی حفظ میشن. مشابه جوش خوردن کروموزومها، یا اینورژن یا ترانسکولیشن.اتفاقا این جهشا کاملا هم شایعن. مثلا ترانسلوکیشن متقابل که از 500 نفر 1 نفر بهش مبتلاست. اما در مورد این بخش از صحبتهاتون(که حداقل سعی کردین یک پاسخ علمی بدین) بر طبق تمام ازمایشاهایی که انجام گرفته تا حالا نتونستن ثابت کنن که به جز ژنهای وراثتی ژن جدید و مفیدی به نسل بعد منتقل بشه. شاید داخل یک گونه تغییراتی اتفاق افتاده باشه،اما اینکه ژن جدیدی به کروموزوم اضافه بشه و اطلاعات جدیدی با خودش به وجود بیاره که این اطلاعات هم مفید باشه و بتونه گونه ی جدیدی به وجود بیاره دیده نشده. دوستان تکامل گرا میگن این ژنها احتمال به وجود اومدنشون هست،میگیم قبول.اما وقتی میپرسیم چطور کروموزوم یا دی ان ای یا باکتری یا سلول و....میفهمن که باید مثلا در راستای تولید مغز انسان ژنهای جدیدی به وجود بیارن که مثلا بتونه مغز میمون رو تبدیل کنه به مغز انسان با قابلیتهای پیشرفته تر یا مثلا طوری تغییر کنن که در اثر چندین میلیون سال یک گونه جدید به وجود بیارن،در جواب میگن تصادف!!!!!!!میگن این ژنها یا جهش یا موتاسیون تصادفی به وجود میاد!!!!! تصادف!!!!! چقدر احتمال داره بر اثر تصادف یک ژن به کروموزوم اضافه بشه که این ژن بتونه تغییرات مفید به وجود بیاره(که حتی همین تغییرات مفید در یک نوع هم به ندرت پیش میاد چه برسه به جهش به گونه های دیگه)و بعدش هم بتونه به نسل بعد انتقال بده و این تغییر هدفمند و در راستای تغییرات دیگر اعضای بدن باشه و..... تمام عضو های یک بدن چه انسان و چه حیوان به صورت هماهنگ کار میکنن و مجزا از هم نیستن. مثلا ساختار چشم با نوع اسکت سر، سیستم پوست بدن ، با سیستم مغز و.... در ارتباط کامل هست. حالا این جهش باید طوری اتفاق بیوفته که همه اینا با هم در یک راستا جهش پیدا کنن و هماهنگیشون از بین نره!!!! دانشمندا تقریبا این احتمال رو صفر میدونن. مسئله ی جهش ژنتیکی هدفمند که تکامل گرایان میخوان به وسیله تصادف توجیهش کنن،یکی از مشکلات اساسی دراوینیسم هست. در مورد همین مسئله میتونین مقاله زیر رو هم مطالعه کنید. جهش یا موتاسیونتکامل گراها می گویند: منشا تغييرات هستي،تغييراتي است که بر حسب تصادف در ساختار ژنتيکي موجودات بوجود مي آيد.خصوصياتي که توسّط اين تغييرات بوجود مي آيد،توسّط مکانيزم انتخاب طبيعي انتخاب ميشود بهمين خاطر موجودات تکامل ميابند. بررسي دقيقتر اين داستان ،در واقع به نبودن يک چنين مکانيزمي پي خواهيم بُرد زيرا نه انتخاب طبيعي ونه تغييرات مطرح براي تکامل موجودات کوچکترين تاثيري بر اين ادّعا که نوعها تکامل يافته اند و تبديل بيکديگر شده اند نميکند. جهش یا موتاسیون یک تغییرِ ژنتیکیِ است که صفاتِ زیستی بعضی از افرادِ یک گونه را تغییر میدهد. به عبارتِ دقیق تر، جهشها تغییراتی در توالیِ DNA هستند. جهشها میتوانند در هر ناحیهای از DNA رخ دهند. در مواردِ نادر ممکن است تغییرِ خود بخودی در قسمتی از DNA رخ دهد. این تغییر که جهش نامیده میشود، ممکن است تغییر در رمز ایجاد نموده و به تولیدِ یک پروتئین ناقص منجر شود. یشتر جهشها از نظرِ ارزش بقاء زیان آور یا بی فایدهاند، مجموعهٔ کاملِ ژنهای موجود در یک فرد، باید ترکیبِ متوازنی را بوجود آورده باشند. بنابراین اگر بسیاری از این ژنها جهش پیدا کنند، احتمال اینکه توازنِ موجود برقرار بماند بسیار اندک خواهد بود. از این رو به ندرت، جهشها باعثِ ایجادِ تغییرات مفید در ژنها می شوند.[/font][font=Tahoma]تغییرات ژنتیکی تصادفی در تولیدمثلهای بعدی بیش از آنکه مفید باشد مضر است. وً حتی جهشهایی که در سلولهای سوماتیک رخ میدهند و به زادههای بعدی منتقل نمیگردند نیز برای جاندار مضر میباشند. حتی گفته میشود که همانطور که قبلاً تصور میشد، سرطان اغلب ناشی از جهشهایی در سلولهای سوماتیک است.![]() در نتيجه موتاسيون اطّلاعات جديدي به د.ن.آ. افزوده نميشود بخشهايي که اطّلاعات ژنتيکي را در بر دارد اين بخشها از جايشان کنده شده،تخريب شده و يا به بخشهاي مختلف د.ن.آ. نقل ميشوند.امّا مطلقاً به هيچ وجه موتاسيونها بيک موجود زنده يک عضو و يا خصوصيت جديدي اضافه نميکند.فقط باعث اينکه پا از پُشت و يا گوش از شکم در آيد شوند.تكامل گرايان با تشخيص اين امر كه انتخاب طبيعي هيچ عملكرد تكاملي ندارد مفهوم جهش را در قرن بيستم وارد فرضيه ي خود كردند. جهش ها تغيير شكل هايي هستند كه همچون تشعشعات ، در اثر عوامل خارجي در ژن موجودات زنده به وجود مي آيند.تكامل گرايان ادعا مي كنند كه اين تغيير شكل ها باعث تكامل موجود زنده مي شوند.اما يافته هاي علمي اين ادعا را رد مي كنند ، زيرا تمام جهش هاي قابل مشاهده و مؤثر ، فقط اثرات تخريبي بر روي موجودات زنده داشته اند . تمام جهش هايي كه در انسان رخ داده ، منجر به ناهنجاري هاي جسمي و روحي مانند منگوليسم ، زالي ، كوتولگي يا بيماريي هايي مانند سرطان مي شوند . دليل ديگري كه جهش نمي تواند باعث ايجاد موجود زنده ي ديگر شود ، آن است كه جهش اطلاعات ژنتيكي به موجودات نمي دهد. جهش ها مانند بر خوردن ورق هاي بازثي ، باعث پخش تصادفي اطلاعات ژنتيكي مي شوند . به عبارت ديگر، هيچ گونه اطلاعات جديد ژنتيكي در پي جهش ها حاصل نمي شود.اما تئوري تكامل مدعي است كه اطلاعات ژنتيكي موجودات زنده، با گذشت زمان افزايش مي يابد. براي مثال در حالي كه يك باكتري ساده 2000 نوع مختلف پروتئين دارد ، يك انسان 100000 نوع مختلف پروتئين دارد ،بنابر اين يك باكتري دقيقا" بايد 98000 پروتئين جديد را كشف كند تا به انسان تبديك شود . به هيچ وجه امكان ندارد كه اين ساختار هاي پروتئيني با جهش به وجود آيند زيرا جهش ها نمي توانند چيزي به DNA اضافه كنند.هيچ تعجبي وجود ندارد كه تا كنون حتی يك جهش هم مشاهده نشده است كه باعث توليد اطلاهات ژنتيكي يك موجود زنده شودذ.پيرپال گراسه، رئيس سابق آكادمي علوم فرانسه ، به رغم آنكه خود نيز يك تكامل گراست اعتراف كرد: اهميتي ندارد كه چه مقدار جهش انجام ميگيرد، مهم اين است كه اين جهش ها هيچ نوع تكاملي را به وجود نمي آورند. مکس میوه بهترین نمونه آزمایشگاهی برای بررسی تکامل می باشد زیرا در هر روز تولید مثل می کند و لذا در یک سال می توان 365 نسل آن را مورد بررسی قرار داد. ده ها سال بود كه تكامل گرايان آزمايش هاي جهشي را روي مگس هاي ميوه انجام ميدادند ، چون اين مگس ها به سرعت تكثير و به سادگي دچار جهش مي شدند. اين مخلوقات ميليون ها بار و به طرق مختلف جهش مي يافتند ، اما حتی يك جهش سودمند هم اتفاق نيفتاد. از امیل گوبینو میگوید:«جهشها زایدهی تصادف میباشند ولی چگونه میتوان از یک سلسله تصادف، عضوی جدید بدست آورد که با روابط بیشماری که این عضو لازم دارد، هماهنگ باشد.»شصت سال است که ژنتيک شناسان در چهار گوشه دنيا براي اثبات تئوري خود مگسهاي ميوه را پرورش ميدهند.امّا حتّي يک نوع و حتّي تغيير يک انزيم را نيز رسد نکرده اند.يک متحققّ بنام مايکل پيتمان،ناموفّقي آزمايشات بر روي مگسهاي ميوه(fly fruit) را چنين توضيح ميدهد:ژنتيک شناسان بي شماري مگسهاي ميوه را نسلهاي متمادي تحت موتاسيونهاي بي شماري قرار دادند.خوب آيا در نتيجه،يک تکامل ساخت انسان بوجود آمد؟متاَسفانه خير.تعداد اندکي از اين موجوداتي که توسّط ژنتيک شناسان بوجود آمد توانست در شرايط معمولي زندگي کنند.در واقع تمام مگسهايي که تحت موتاسيون قرار گرفتند يا مُردند يا سقط و يا نيروي توليد مثل خود را از دست دادند.براي خود انسان هم وضعيّت بهمان شکل است.موتاسيونهاي رسد شده بر روي انسانها تمامشان مُضرّ بودند.انواع جهش:میتوان جهشها را بسته به این که چه تاثیری بر فنوتیپ موجود زنده وارد میکنند، به سه دسته تقسیم نمود:
۱- جهش در اثر اشتباه در کپی سازی دی ان ای: ۲- جهش در اثر عوامل خارجی: پرتوهای فرابنفش، پرتوهای ایکس و مواد شیمیای از عامل جهشزا هستند. پرتوهای فرابنفش با طول موج 260 نانومتر بوسیله بازهای DNA به شدت جذب میشوند و این امر به ایجاد تغییرات شیمیایی در رشته DNA میانجامد معروفترین و شناخته شدهترین اثر پرتوفرابنفش بر روی بازهای رشته DNA این است که موجب ایجاد پیوندهای دو تایی (دیمر) بین مولکول تیمین مجاور هم میشود نسخهبرداری غیر طبیعی از این قسمتها که حاوی تیمین دیمر است موجب جهش خواهد شد.بسیاری از ارگانیسمها دارای آنزیمهای ترمیم کنندهای هستند که میتوانند آسیبهای ناشی از پرتو را ترمیم کنند علاوه بر این ، پرتو فرابنفش میتواند موجب تغییرات دیگر در رشته DNA شود ولی چگونگی وقوع این اثر گذاری مشخص نیست. پرتوهای یونیزه کننده ، مانند پرتو ایکس و پرتو اتمی ، نیز جهشزا هستند و چگونگی عمل آنها متفاوت است این پرتوها میتوانند در بازهای رشته DNA موجب تغییرات شیمیایی شوند و یا باعث شکسته شدن رشته DNA یا حذف یک یا چند باز از رشته گردند.انواع جهش: اگر اطلاعات موجود در دی ان ای را در نظر بگیرید: انواع جهش را می توان به صورت زیر در نظر گرفت:۱- جایگزینی(substitution): ۲- حذف(Deletion): ۳- وارد کردن(Insertion): ۴- فریم شیفت(frameshift): ۵- دو برابر شدن(duplication): |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظریه زمین تخت! | -Ali- | 43 | 11,986 |
۲۴/آبان/۹۶ ۱۷:۴۷ آخرین ارسال: سعدی |
|
| آیا تکامل علم است ؟ | عمار94 | 30 | 7,800 |
۱۳/تیر/۹۵ ۱۳:۲۱ آخرین ارسال: عمار94 |
|
| نظریه آشوب...نظریه شیطان | asier | 67 | 48,996 |
۱۴/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۱ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| نظریه فرانسیسکو فوکویاما(جالب) | PARADOX | 10 | 9,170 |
۳۱/فروردین/۹۱ ۱۹:۵۳ آخرین ارسال: Behnam-Az |
|











![[تصویر: hypothetical-fusion.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/https://assets.answersingenesis.org/img/articles/arj/v6/hypothetical-fusion.gif)

![[تصویر: 02_T01-chromosome_numbers.jpg]](http://www.nicerweb.com/bio3400/Locked/media/ch02/02_T01-chromosome_numbers.jpg)
![[تصویر: hum-chimpchromosomes.gif]](http://science.kqed.org/quest/files/2008/05/hum-chimpchromosomes.gif)
![[تصویر: human_chimp_figure1.jpg]](http://static-www.icr.org/i/articles/af/human_chimp_figure1.jpg)
![[تصویر: HumanChromosomeSet.gif]](http://ykonline.yksd.com/distanceedcourses/Courses/Biology/lessons/FourthQuarter/Chapter11/11-2/images/HumanChromosomeSet.gif)

![[تصویر: DNA_UV_mutation.gif]](http://www.wikidoc.org/images/2/2f/DNA_UV_mutation.gif)
![[تصویر: 2drosos.jpg]](http://www.gompalhasaapso.com/GompaLhasaApsoPreservationProgram/images/2drosos.jpg)
![[تصویر: dna-mutation.gif]](http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/images/evo/dna-mutation.gif)
![[تصویر: mutation.gif]](http://www.daviddarling.info/images/mutation.gif)
![[تصویر: codon_GCA.gif]](http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/images/evo/codon_GCA.gif)
![[تصویر: substitution.gif]](http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/images/evo/substitution.gif)
![[تصویر: deletion.gif]](http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/images/evo/deletion.gif)
![[تصویر: insertion.gif]](http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/images/evo/insertion.gif)
![[تصویر: frameshift.gif]](http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/images/evo/frameshift.gif)