کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وحدت وجود (نیاز به کمک)
۰:۱۱, ۲۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
مدتی هست که در خدمت یکی از اساتید مشهد هستیم (البته لفظ استاد در جهت تایید نیست ، بلکه در جهت تایید قدرت علمی و مناظرات ایشون هست) ، البته ایشون فکر نمی کنم دوست داشته باشند نامشون گفته بشه ، پس بنده هم نامی نمی برم و خواهش می کنم کسی نام ایشون رو نپرسه.
اما مقدمه.
بنده خیلی به علامه طباطبائی علاقه داشتم و دارم ، همینطور شهید مطهری و شخصیت های بزرگی مثل این بزرگان بودم و هستم.مدتی هست این استاد بنا بر استدلالاتی فلسفه رو زیر سوال بردند که نتیجه اون منجر میشه به تکفیر ... .
من می دونم که یک جای این استدلالات می لنگه ، اما خوب به علت ضعف علمی نمی تونم جواب مناسبی بدم.
به همین خاطر هم سعی می کنم از نقطه نظر ایشون به شما پاسخ بدم و این پاسخ ها نظرات بنده نیست.
البته ایشون هم بارها گفتند برید دنبال رد نظریات من و ردشون کنید من خوشحال می شم.
ایشون چند تا فرض رو در ابتدا مطرح کردند که شک من بیشتر در صحت این فرضیات هست:
- موجود یعنی هست و بیانگر هستی است
- وجود یعنی چیستی.
- عرفا و قلاسفه می گویند مخلوق و خالق دارای وجود هستند ، لذا آن ها از یک ماده اولیه تشکیل شدند و در نهایت ما از وجود تشکیل شدیم و خدا هم از وجود ، پس ما و خدا از یک چیز تشکیل شدیم و در نتیجه قابل پرستش هستیم (حتی گفت که در کتب بدایه ، نهایه و اسفار چنین چیزهایی نقل شده.
- ما (ایشون) می گوییم خدا از غیر وجود (چیزی که چیستی ما است) تشکیل شده ، و غیر خدا از وجود تشکیل شدند.
- ما (ایشون) می گوییم جهان حادث است اما فلاسفه و عرفا می گویند قدیم است. (و نتیجه می گیرند که فلاسفه و عرفا چیزی غیر از خدا رو دارای قدرت می دونند و .... )
فعلا تا همین جا رو گفتم ، آخر شب هست ، منتظر جواب های خوب و راه نمای شما دوستان هستم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، مجید121 ، نگار ، m.hossein ، yashar1374 ، محمدهادی ، saloomeh ، عبدالرحمن ، مهدی عباس زاده

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۵:۵۶, ۲۴/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۱ ۶:۵۱ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #21
آواتار
فرمودید:

معنی اشتراک معنوی همین است دیگر،یک سنخ وجود!!!!

تو ادامه اش هم توضیح داده شده، که سنخیت در وجود فرق داره با یکی بودن هر وجود با هم. بعد سنخیت مقبوله، مشکلی نداره؛ غیر دلیل فلسفی، هم دلیل قرآنی داریم هم روایی

فرمودید:
عین ربط مساله این است:

1- وجود حقیقی ندارد!!! مانند نور خورشید که خورشید نیست اما عین ربط به اوست اما خورشید و نور دو چیز هستند و اشتراک لفظی برقرار است.یعنی بینونیت.یعنی همان خلقی که متکلمین می گویند.

2- عین ربط معلول به علت یعنی معلول همان علت است از جهتی خاص از علت.اگر همان علت است و وجود مخلوق همان وجود خالق است، پس این دقیقا همان اشتراک معنوی است....

در مورد اول ، بله شما برای معلول می تونید، فرض استقلال کنید و در مقایسه با دیگر معلولها براش احکام بار کنید، چنانکه علامه طباطبایی هم اشاره کرده، اما اگر در مقایسه با رب العالمین در نظرش بگیرید عین ربطه و هیچ حکمی نداره، زیرا بار نمودن حکم، فرع بر اینه که براش استقلال در نظر بگیریم.
اشتراک لفظی هم که در آخرین شماره گفتم ملاصدرا بر اساس حرف نهاییش به آن قایل شده، نفی سنخیت نمی کنه و موجب بینونت تام نمی شه، بلکه نوع دیگری از سنخیت رو داره که عبارت از سنخیت میان ظل و ذی ظل، و عکس و عاکس

مورد دوم هم که صحیح نیست به وجود حق موجود بودن غیر از اینه که وجودش همان وجود حق باشد، عکسی که از شما در آینه می افته، عین شماست وجودا؟
در مورد قوای نفس که (من عرف نفسه فقد عرف ربه)، می گوییم هر قوه شأنی از شئون نفسه، النفس فی وحدته کل القوی (البته در مقام ظهورش سریان در قوی داره و در مقام ذاتش مقید به سریان هم نیست)؛ نمی گوییم باصره عین وجود نفسه، عاقله عین وجود نفسه؛ بلکه همشون به وجود نفس موجودند، البته برای مثال گفتم و در مورد رابطه حق و خلق باید جداگانه بحث کرد.



البته بنده عین الربط بودن وجود (انتم الفقراء الی الله) را قبول دارم، اما اینکه استدلال ملاصدرا تام است یا نه؟ حرف دیگریست.
ما هم در مقام نفی اشکالات وارده هستیم نه در پی اثبات گزاره های فلسفی.
یه تاپیک جدیدی رو با عنوان رابطه خلق و حق شروع می کنم که سعی می کنم از آیات و روایات درش استفاده بشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، سید ابراهیم
۱۹:۲۳, ۳۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
سلام آقا محمد هادی عزیز


اگر در رابطه با رابطه ی ماهیات با وجود و اینکه ماهیات حقیقتا اعتبار هستند کاملتر بفرمایید ممنون می شود.
اینکه دقیقا چگونه ماهیات اموری اعتباری هستند و توضیحش به چه شکلی است؟؟؟؟Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، سید ابراهیم
۱۹:۴۲, ۳۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
(۳۰/تیر/۹۱ ۱۹:۲۳)برادر بزرگوارم 'حسن.س. نوشته است:  سلام آقا محمد هادی عزیز


اگر در رابطه با رابطه ی ماهیات با وجود و اینکه ماهیات حقیقتا اعتبار هستند کاملتر بفرمایید ممنون می شود.
اینکه دقیقا چگونه ماهیات اموری اعتباری هستند و توضیحش به چه شکلی است؟؟؟؟Blush

چشم

اما قبلش می خواستم بدونم که این سوال با توجه مطالبی که در رابطه چگونگی پیدایش سوال از اینکه اصیل چیست؟ و اینکه اگر وجود اصیل است، ماهیت چگونه است و چه تفاسیری ارائه شده است؟، گفته شد؛
دقیقتر چطور مطرح میشه؟

احتمالا باید وارد بحث حیثیات تقییدییدیه بشیم، به طور مفصل!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، سید ابراهیم ، دل خسته
۲۲:۴۶, ۳۰/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۱ ۲۲:۴۷ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۳۰/تیر/۹۱ ۱۹:۴۲)mohammad-hadi نوشته است:  احتمالا باید وارد بحث حیثیات تقییدییدیه بشیم، به طور مفصل!



از مطالب قبلی شما متشکرم.


اما مطلب در حد چند نظریه که به برخی هم اشکال شد مطرح گردید....
منظور بنده هم بررسی دقیقتر حیثیات تقییدیه است اما خیلی جزئی تر!!!Wink


مثلا اگر به عالم ماده نگاه کنیم حقیقتا به ذرات غیر قابل تقسیم می رسیم که دارای صورت های جوهری هستند که باعث بوجود آمدند ذرات بنیادی دیگری می شود!!! یعنی این هم کثرت مادی از یک ذره ی غیر قابل تجزیه(نه وهمی و عقلی همانطور که حکماء می گویند و فیزیکدانان هم تازه به این ذره رسیده اند به نام هیگز) و صورت های موجوده تشکیل شده است.تامل روی همین مطلب بسیار به درک اعتباری بودن ماهیت کمک می کند مشروط بر اینکه این صورت ها منشاء آن ها بررسی شوند و به همین صورت تا ببینیم بلاخره چگونه به این می رسیم که تنها وجود است؛ چه وجود تشکیکی و چه وحدت شخصی!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، محمدهادی
۲۳:۴۱, ۳۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام
یا تشکر از دوستان گرامی
می خواستم بدونم ، آیا فلاسفه ، جنس وجودی خدا رو با موجودات یکی می دونند؟
مثلا ما موجودات رو مثل ابرهای شکل داری می دونند که یک وجود (قطرات آب) داریم ، و خداوند رو هم دارای همون وجود؟
یا این که خداوند وجودی غیر از مخلوقات داره؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، حسن.س.
۱۹:۲۳, ۳۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۱ ۱۹:۳۲ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۳۰/تیر/۹۱ ۲۳:۴۱)دل خسته نوشته است:  سلام
یا تشکر از دوستان گرامی
می خواستم بدونم ، آیا فلاسفه ، جنس وجودی خدا رو با موجودات یکی می دونند؟
مثلا ما موجودات رو مثل ابرهای شکل داری می دونند که یک وجود (قطرات آب) داریم ، و خداوند رو هم دارای همون وجود؟
یا این که خداوند وجودی غیر از مخلوقات داره؟


فلاسفه به سنخیت خالق و مخلوق و تشکیک وجود(صدرایی ها) معتقدند.


این دو تاپیک را ملاحظه فرمایید:

رابطه ی حق تعالی و مخلوقات

وجود خداوند اینگونه ی ثابت می شود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، دل خسته
۱۱:۰۵, ۲۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
(۲۱/تیر/۹۱ ۰:۱۱)دل خسته نوشته است:  سلام
مدتی هست که در خدمت یکی از اساتید مشهد هستیم (البته لفظ استاد در جهت تایید نیست ، بلکه در جهت تایید قدرت علمی و مناظرات ایشون هست) ، البته ایشون فکر نمی کنم دوست داشته باشند نامشون گفته بشه ، پس بنده هم نامی نمی برم و خواهش می کنم کسی نام ایشون رو نپرسه.
اما مقدمه.
بنده خیلی به علامه طباطبائی علاقه داشتم و دارم ، همینطور شهید مطهری و شخصیت های بزرگی مثل این بزرگان بودم و هستم.مدتی هست این استاد بنا بر استدلالاتی فلسفه رو زیر سوال بردند که نتیجه اون منجر میشه به تکفیر ... .
من می دونم که یک جای این استدلالات می لنگه ، اما خوب به علت ضعف علمی نمی تونم جواب مناسبی بدم.
به همین خاطر هم سعی می کنم از نقطه نظر ایشون به شما پاسخ بدم و این پاسخ ها نظرات بنده نیست.
البته ایشون هم بارها گفتند برید دنبال رد نظریات من و ردشون کنید من خوشحال می شم.
ایشون چند تا فرض رو در ابتدا مطرح کردند که شک من بیشتر در صحت این فرضیات هست:
- موجود یعنی هست و بیانگر هستی است
- وجود یعنی چیستی.
- عرفا و قلاسفه می گویند مخلوق و خالق دارای وجود هستند ، لذا آن ها از یک ماده اولیه تشکیل شدند و در نهایت ما از وجود تشکیل شدیم و خدا هم از وجود ، پس ما و خدا از یک چیز تشکیل شدیم و در نتیجه قابل پرستش هستیم (حتی گفت که در کتب بدایه ، نهایه و اسفار چنین چیزهایی نقل شده.
- ما (ایشون) می گوییم خدا از غیر وجود (چیزی که چیستی ما است) تشکیل شده ، و غیر خدا از وجود تشکیل شدند.
- ما (ایشون) می گوییم جهان حادث است اما فلاسفه و عرفا می گویند قدیم است. (و نتیجه می گیرند که فلاسفه و عرفا چیزی غیر از خدا رو دارای قدرت می دونند و .... )
فعلا تا همین جا رو گفتم ، آخر شب هست ، منتظر جواب های خوب و راه نمای شما دوستان هستم.
به لینک زیر یه سری بزنید در رابطه با وحدت وجود صحبت شده امید وارم مفید باشد
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/97951
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۵, ۱۶/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اسفند/۹۱ ۲۳:۱۱ توسط sajad0511.)
شماره ارسال: #28
آواتار
این مطلب که یکی از سایتهای ضدعرفان زحمت کشیده ! و کلام بزرگان را جمع آوری کرده در خصوص اصل الهی " وحدت الوجود " توضیحات بیشتری آمده که با هم مطالعه می کنیم:

استاد جوادی آملی: فلاسفه و عرفا مرزداران توحید هستند . (مجله افق حوزه شماره ۳۱۴)
ابن عربی(رحمة الله علیه) : او به صورت خلق خود میباشد، بلکه عین هویت و حقیقت خلق خود است.(«فصوص الحکم» فص شیثی/286)
ابن عربی(ره) : سبحان من أظهر الاشیاء و هو عینها: «فتوحات» 2/459
ابن عربی(رحمة الله علیه): عارف کسی است که خدا را در همه چیز ببیند؛ بلکه خدا را عین هر چیز میبیند.فصوص الحکم/ 192
محی الدین(ره): و فی نفس الامر لیس الا الوجود الحق: یعنی در واقع و نفس الامر چیزی جز وجود خدا نیست.نفحات الانس /488 و 489، اصل الاصول جامی/92 و 93
ابن عربی(رحمة الله علیه) : ان الوجود هو الحق المنعوت بکل نعت:یعنی وجود [همهی موجودات] عبارت است از حق متعال که موصوف است به هرگونه صفتی.نفحات الانس /488 و 489، اصل الاصول جامی/92 و 93
ابن عربی(رحمة الله علیه): هنگامی که ما خداوند را شهود میکنیم خودمان را شهود کردهایم، زیرا ذات ما عین ذات اوست، و هیچ تفاوت و مغایرتی بین ذات ما و ذات خدا وجود ندارد جز این که ما متعینّیم و او مطلق....؛ و هنگامی که او ما را شهود میکند، ذات خودش را ـ که تعین یافته و به صورت ما در آمده و ظهور کرده است ـ مشاهده میکند.شرح فصوص /85 و 389
ابن عربی(رحمة الله علیه): نـصاری با گفتن «إنّ الله هو المسیح بن مریم» از این جهت کافر شدند که خدا را منحصر دانستند در مسیح، زیرا هر چه در این عالم است خداست.فصوص الحکم، فص عیسویه
ابن عربی(رحمة الله علیه): اشیا، از خزائن خود جدا نشدهاند. و خزائن اشیا، نزد حق تعالی بودن را وا نگذاشته اند. و نزد حق تعالی بودن، از ذات حق تعالی مفارقت نجسته است. پس هر کس یکی از این امور سه گانه را مشاهده کند، هر سه را مشاهده کرده است. و در صحنه وجود هیچ احدیتی جز احدیت مجموع وجود ندارد.کتاب معرفة/ 29و30
ملاصدرا (رحمة الله علیه): لیس فی دارالوجود غیره دیار، و کل ما یترائی فی عالم الوجود أنه غیر الواجب المعبود فانما هو ... فی الحقیقة عین ذاته : در دار وجود کسی جز او نیست و هر چه در عالم وجود غیر از واجب معبود جلوه میکند ... در حقیقت عین ذات خداوند است.اسفار 2/292
ملاصدرا(رحمة الله علیه): هو وجود الاشیاء کلها: یعنی خدواند، وجود و هستی همه چیزها میباشد. شرح اصول کافی، حدیث اول از باب اول
ملاصدرا (رحمة الله علیه): رجعت العلیة و الافاضة إلی تطور المبدأ الاول بأطواره: معنای علیت و افاضه خداوند به این باز میگردد که خودِ او به صورتهای مختلف و گوناگون در میآید.مشاعر/ 541- اسفار 6/110
ملاصدرا(رحمة الله علیه): ان واجب الوجود تمام الاشیاء و کل الموجودات: همانا خداوند تمام اشیاء و کل موجودات است.اسفار 6/110
ملاصدرا (رحمة الله علیه): کل ما فی الکون وهم أوخیال أو عکوس فی المرایا أو ضلال
هر چه در صفحه وجود است، یا عکسهای آیینهای و یا سایهها است. اسفار
ملاصدرا (رحمة الله علیه) : ما بیان نمودیم که تمام موجودات جهان به سوی خداوند در حرکت هستند (در سلوک اند) و به سبب کثرت حجاب ها و تاریکی ها درک نمی کنند و این سیر بسوی خداوند در انسان ظاهر تر و واضح تر است بخصوص در انسان کامل که این سیر صعودى را می پیماید . «أسفار- جلد ۹ صفحه۵۳»
شبستری(رحمة الله علیه) :
تو در خوابی و این دیدن، خیال است هر آنچه دیده ای از وی، مثال است
به صبح حشـر، چون گردی تو بیـدار بدانی کین همه، وهم است و پندار
گلشن راز
شبستری(رحمة الله علیه) : همه عالم خود اوست و همه با وی قائمند... شرح گلشن راز / 158
شبستری(رحمة الله علیه) :
مسلمان گر بدانستی که بت چیست بدانستی که دین در بت پرستی است
شرح گلشن راز/ لاهیجی /639-647
[/b]
شمس تبریزی(رحمة الله علیه) : (اگر از تو پرسند که مولانا را چون شناختی؟ بگو: اگر از قولش میپرسی «إِنَّمَا أَمْرُهُ إذَا أَرَادَ شَيا أَن يَقُولَ لَهُ كن فَيَكون» (یس: 82) ، و اگر از فعلش میپرسی «كلُ‏َّ يَوْمٍ هُوَ فىِ شَأْن»( الرحمن: 29) و اگر از صفتش میپرسی «قل هو الله احد» (توحید: 1) ، و اگر از نامش میپرسی «هُوَ الله الَّذِى لَا إلَاهَ إلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِيمُ»( حشر: 22)، و اگر از ذاتش میپرسی « لَيْسَ كمِثْلِهِ شىَ‏ْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» (شوری: 11))
مقالات شمس تبریزی /789 چاپ دوم، 1377، انتشارات خوارزمی1- شرح گلشن راز /
مولوی(رحمة الله علیه):
هر لحظه به شکلی بت عیّار بر آمد دل برد و نـهان شـد
هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد گه پیـر و جوان شـد
عیسی شد و بر گنبد دوّار بر آمد تســبیح کنـان شـد
یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی روشـن کـند عـالـم
نعمت الله ولی (رحمة الله علیه) :
در مرتبهای ساجد در مرتبهای مسجود در مرتبهای عابد در مرتبهای معبود
در مرتبهای عبد است در مرتـبهای رب در مرتبهای حامد در مرتبهای محمود
در مرتبـهای آدم در مرتبـهای خاتـم در مرتبهای عیسی در مرتبهای داود
دیوان نعمت الله ولی
استاد جلال الدین آشتیانی(رحمة الله علیه) : حتی (یعنی ذات الهی) در هر مظهری که ظهور کند معبود به حق و شایستهی بندگی است . تعلیقات آشتیانی بر رسائل قیصری/1141- تفسیر بیان السعاده / 422، درتفسیر سوره ی بنی اسرائیل.

نظر آیت الله قاضی (رحمة الله علیه) در خصوص ابن عربی (ره
)
حضرت استاد حسن رمضانی از آیت الله علامه حسن زاده آملی نقل می کنند که فرزند مرحوم آیت الله علامه سید علی آقا قاضی، یعنی مرحوم سید مهدی قاضی، نقل می کردند: مرحوم علامه قاضی می فرمود:
اگر من قبل ها می شنیدم که در بین آحاد رعیت بعد از مقام عصمت کسی به پایه محی الدین بن عربی نمی رسد، الان دارم این امر را مشاهده کرده و می بینم. همچنین حضرت علامه حسن زاده آملی در یکی از کتابهای خود می نویسند: تنى چند از اساتيد بزرگوار ما رضوان الله تعالى عليهم كه در نجف اشرف از شاگردان نامدار اعجوبه دهر، آيه الله العظمى، عارف عظيم الشان، فقيه مجتهد عاليمقام، شاعر مفلق و صاحب مكاشفات و كرامات، جناب حاج سيد ميرزا على آقاى قاضى تبريزى بوده اند كه شرح حال ايشان در طبقات اعلام الشيعه تاليف علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى‏ فى الجمله مذكور است، اين اساتيد براى ما از مرحوم قاضى حكايت مى كردند كه آن جناب مى فرمود:
بعد از مقام عصمت و امامت، در ميان رعيت احدى در معارف عرفانى و حقائق نفسانى در حد محيى الدين عربى نيست و كسى به او نمى رسد. و نيز فرمود كه ملاصدرا هر چه دارد از محيى الدين دارد و در كنار سفره او نشسته است





.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  وحدت،کثرت و وحدت منفی عبدالرحمن 38 13,454 ۱/اردیبهشت/۹۵ ۹:۵۳
آخرین ارسال: سید ابراهیم
  نظرات و سخنرانی ها پیرامون "وحدت وجود" mohammadz 7 3,531 ۲۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۷
آخرین ارسال: سید ابراهیم

پرش در بین بخشها:


بالا